Translating the Quran 7 / 114

سُورَةُ الأَعۡرَافِ

Surah Al-A'raaf

The Heights 206 verses Meccan 206 of 206 verses translated

This translation is in Persian. Translations into other languages will be added here when they are published.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

  1. 1

    الٓمٓصٓ ﴿١﴾

    الف لام میم صاد

    Notes on the translation (1)
    • حروف مقطّعه رازی است که در ابتدای برخی سوره‌ها آمده و قابل ترجمه نیست.
    Proposed in post #2967 · 21 Jun 2025
  2. 2

    كِتَٰبٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلَا يَكُن فِى صَدْرِكَ حَرَجٌۭ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِۦ وَذِكْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿٢﴾

    کتابی که بر تو فرو فرستاده شده است - پس به‌خاطرش در دلت تنگنایی نباشد - تا به‌وسیلهٔ آن هشدار دهی و یادکردی باشد برای مؤمنان.

    Notes on the translation (1)
    • «فلا یکن في صدرک حرج منه» جملهٔ معترضه‌ای است که در میان بیان هدف انزال قرآن، پس از تأکید بر الهی بودن این کتاب، به پیامبر دلداری می‌دهد و می‌گوید حالا که این کتاب از سوی خدا نازل شده، پس تحمل فشارها به‌خاطر آن آسان است. بر این اساس علاوه بر استفاده از علامت جملهٔ معترضه، «منه» را «به‌خاطر آن» ترجمه کردیم.
    Proposed in post #2967 · 21 Jun 2025
  3. 3

    ٱتَّبِعُوا۟ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ مِن دُونِهِۦٓ أَوْلِيَآءَ ۗ قَلِيلًۭا مَّا تَذَكَّرُونَ ﴿٣﴾

    از آنچه از جانب خداوندگارتان بر شما فرو فرستاده شده است پیروی کنید و از غیر او به‌عنوان گردانندهٔ امور پیروی نکنید. چه کم توجه می‌کنید!

    Notes on the translation (1)
    • «ولي» همه‌جا باید یکسان ترجمه شود و بر اساس توضیحاتی که قبلاً ارائه شد، بهترین ترجمه برای آن، «گردانندهٔ امور» است.
    Proposed in post #2967 · 21 Jun 2025
  4. 4

    وَكَم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَٰهَا فَجَآءَهَا بَأْسُنَا بَيَٰتًا أَوْ هُمْ قَآئِلُونَ ﴿٤﴾

    و چه بسیار آبادی‌هایی که نابودشان کردیم و ناملایمات شدیدمان در حال خواب شبانه یا در حالی که در خواب نیمروز بودند بر سرشان آمد.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2967 · 21 Jun 2025
  5. 5

    فَمَا كَانَ دَعْوَىٰهُمْ إِذْ جَآءَهُم بَأْسُنَآ إِلَّآ أَن قَالُوٓا۟ إِنَّا كُنَّا ظَٰلِمِينَ ﴿٥﴾

    پس هنگامی که ناملایمات سخت ما بر سرشان آمد، نمود ادعایشان جز این نبود که گفتند: «به‌راستی ما ستمگر بودیم.

    Notes on the translation (1)
    • اغلب مترجمان «دعوا» را با تعابیری چون «سخن» و «اعتراف» و مانند آن ترجمه کرده‌اند که با این ماده انطباق ندارد. مادهٔ «دعو» به‌معنی «فرا خواندن همراه با دعوت و درخواست» است که در فارسی بیش از هر تعبیر دیگری برای آن از همان واژهٔ «دعا» استفاده می‌شود. این ماده وقتی در باب افتعال به‌صورت «ادّعا» به‌کار می‌رود، مفهوم «فرا خواندن دیگران برای توجه به ویژگی خاصی در خود» را بیان می‌کند. «الدعوی» اسم مصدر از این ماده است که برای بیان «نتیجه و نمود دعا یا ادعا» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #2967 · 21 Jun 2025
  6. 6

    فَلَنَسْـَٔلَنَّ ٱلَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْـَٔلَنَّ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿٦﴾

    پس حتماً حتماً از کسانی که به‌سویشان فرستاده شد خواهیم پرسید و حتماً حتماً از فرستادگان خواهیم پرسید.

    Notes on the translation (1)
    • دو بار تأکید با لام و نون ثقیله در «لنسئلنّ» با «حتماً حتماً» نشان داده شد.
    Proposed in post #2967 · 21 Jun 2025
  7. 7

    فَلَنَقُصَّنَّ عَلَيْهِم بِعِلْمٍۢ ۖ وَمَا كُنَّا غَآئِبِينَ ﴿٧﴾

    پس حتماً حتماً با آگاهی کامل برایشان بازگو خواهیم کرد؛ و ما هیچ‌گاه غائب نیستیم.

    Notes on the translation (2)
    • توضیح معنای مادهٔ «قصص» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۰ سورهٔ انعام بیان شد.
    • همان‌گونه که «کان» را در بسیاری از آیات، وقتی برای خدا به‌کار می‌رود، به‌معنی استمرار دانستیم، در اینجا نیز «ما کنا» را باید به‌معنی «نفی همیشگی» بدانیم و نه نفی گذشته.
    Proposed in post #2967 · 21 Jun 2025
  8. 8

    وَٱلْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ ٱلْحَقُّ ۚ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ ﴿٨﴾

    و سنجش در آن روز حقیقت است؛ پس کسانی که ترازوهایشان سنگین باشد، آنان رستگاران واقعی‌اند.

    Notes on the translation (1)
    • «وزن» مصدر و به‌معنی «اندازه‌گیری دقیق» است. البته برخی از مفسران، منظور از این واژه را «معیار سنجش» دانسته و برداشتشان از آیه این است که «در آن روز همه چیز با حقیقت سنجیده می‌شود.» اگرچه این برداشت عمیق و جالبی است، ولی ناچاریم در ترجمه به الفاظ پایبند باشیم. با این حال، «الحق» را «حقیقت» ترجمه کردیم تا جا برای این تفسیر هم باز باشد.
    Proposed in post #2975 · 27 Jun 2025
  9. 9

    وَمَنْ خَفَّتْ مَوَٰزِينُهُۥ فَأُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُم بِمَا كَانُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا يَظْلِمُونَ ﴿٩﴾

    و کسانی که ترازوهایشان سبک باشد، آنان کسانی هستند که بر اثر ستمی که نسبت به نشانه‌های ما روا می‌داشتند، از نظر شخصیت دچار زیان شدند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2975 · 27 Jun 2025
  10. 10

    وَلَقَدْ مَكَّنَّٰكُمْ فِى ٱلْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَٰيِشَ ۗ قَلِيلًۭا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿١٠﴾

    و به‌راستی به شما در زمین اقتدار بخشیدیم و در آن برایتان ساز و کارهای زندگی قرار دادیم؛ چه کم است قدرشناسی شما!

    Notes on the translation (3)
    • توضیح معنای «تمکین» در ترجمهٔ آیهٔ ۶ سورهٔ انعام بیان شد.
    • «معایش» جمع «معیشة» است که می‌تواند ترکیبی از اسم مصدر و اسم آلت باشد و مفهوم «شیوه و وسائل زندگی را بیان می‌کند که در تعابیر رایج فارسی به آن «ساز و کارهای زندگی» گفته می‌شود.
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۵۲ سورهٔ بقره بیان شد، «شکر» به‌معنی «قدرشناسی» است.
    Proposed in post #2975 · 27 Jun 2025
  11. 11

    وَلَقَدْ خَلَقْنَٰكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَٰكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِءَادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ ٱلسَّٰجِدِينَ ﴿١١﴾

    و به‌راستی شما را آفریدیم، سپس نگارگریتان کردیم، سپس به فرشتگان گفتیم: «به آدم سجده کنید»؛ پس سجده کردند مگر ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود.

    Notes on the translation (1)
    • تعبیر «اسجدوا ل» در همه‌جای قرآن مانند «اسجدوا لله» به‌معنی «سجده کردن به» آمده است و اینکه بسیاری از مترجمان آن را در این آیه «سجده کردن برای» ترجمه کرده‌اند، با ترجمه‌های خودشان در دیگر آیات هماهنگی ندارد. البته مقصود اصلی از سجده کردن به آدم باید در مباحث تفسیری بررسی شود.
    Proposed in post #2975 · 27 Jun 2025
  12. 12

    قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا۠ خَيْرٌۭ مِّنْهُ خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍۢ وَخَلَقْتَهُۥ مِن طِينٍۢ ﴿١٢﴾

    فرمود: «آن‌گاه که فرمانت دادم، چه چیزی تو را باز داشت که سجده نکنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریدی و او را از گل.

    Notes on the translation (1)
    • در ترجمهٔ «ما منعک ألا تسجد» باید به الفاظ وفادار بود. «ألا تسجد» به‌معنی «که سجده نکنی» است و نه «سجده نکردی» یا «سجده کنی». مقصود این عبارت این است که «چه چیزی تو را باز داشت و موجب شد که سجده نکنی».
    Proposed in post #2975 · 27 Jun 2025
  13. 13

    قَالَ فَٱهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَٱخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ ٱلصَّٰغِرِينَ ﴿١٣﴾

    فرمود: «پس، از آن فرو آی که تو را نسزد در آن تکبر ورزی؛ پس بیرون شو که به‌راستی تو از جملهٔ حقیران هستی.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2975 · 27 Jun 2025
  14. 14

    قَالَ أَنظِرْنِىٓ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤﴾

    گفت: «مرا تا روزی که برانگیخته می‌شوند مهلت ده.

    Notes on the translation (1)
    • «انظار» در اصل به‌معنی «دیگری را ناظر قرار دادن» یا به‌تعبیری «فرصت دادن به دیگران برای نگاه کردن» است که برای «مهلت دادن و تأخیر انداختن» به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #2975 · 27 Jun 2025
  15. 15

    قَالَ إِنَّكَ مِنَ ٱلْمُنظَرِينَ ﴿١٥﴾

    فرمود: «تو از مهلت‌یافتگانی.

    Proposed in post #2975 · 27 Jun 2025
  16. 16

    قَالَ فَبِمَآ أَغْوَيْتَنِى لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَٰطَكَ ٱلْمُسْتَقِيمَ ﴿١٦﴾

    گفت: «پس به‌خاطر آنکه مرا به راه بد کشاندی، قطعاً برایشان بر سر راه راست و استوارت خواهم نشست.

    Notes on the translation (2)
    • «اغویتنی» از ریشه «غوي» است که معنای آن در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵۶ سورهٔ بقره بیان شد.
    • اگرچه منظور از «لأقعدن لهم» نشستن و کمین کردن برای گمراه ساختن آنهاست، ولی چون در متن آیه به این نکته تصریح نشده، بهتر است در ترجمه نیز به همان صورت مبهم بیاید.
    Proposed in post #2999 · 10 Jul 2025
  17. 17

    ثُمَّ لَءَاتِيَنَّهُم مِّنۢ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَٰنِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَٰكِرِينَ ﴿١٧﴾

    سپس قطعاً از پیش روی آنان و از پشت سرشان و از سمت راستشان و از سمت چپشان به سراغشان خواهم آمد و بیشترشان را قدرشناس نخواهی یافت.

    Notes on the translation (1)
    • «شکر» به‌معنی «قدرشناسی» است.
    Proposed in post #2999 · 10 Jul 2025
  18. 18

    قَالَ ٱخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًۭا مَّدْحُورًۭا ۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٨﴾

    فرمود: «سرزنش‌شده و دور انداخته شده از آن بیرون رو؛ بی‌تردید هر کس از آنان تو را پیروی کند، قطعاً جهنم را از همگی شما پر خواهم کرد.

    Notes on the translation (1)
    • «ذأم» به‌معنی «عیب گرفتن همراه با تحقیر» است که به آن «سرزنش» می‌گویند و «دحر» به‌معنای «دور کردن همراه با خفت و خواری» است.
    Proposed in post #2999 · 10 Jul 2025
  19. 19

    وَيَٰٓـَٔادَمُ ٱسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ ٱلْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿١٩﴾

    «و ای آدم، تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و از هر جا خواستید بخورید، ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید بود.

    Notes on the translation (1)
    • اگرچه «جنة» در اصل به‌معنای باغ و بوستان است، ولی در قرآن بارها به‌عنوان اسم خاص بهشت موعود به‌کار رفته است.
    Proposed in post #2999 · 10 Jul 2025
  20. 20

    فَوَسْوَسَ لَهُمَا ٱلشَّيْطَٰنُ لِيُبْدِىَ لَهُمَا مَا وُۥرِىَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَٰتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَىٰكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةِ إِلَّآ أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ ٱلْخَٰلِدِينَ ﴿٢٠﴾

    پس شیطان برایشان سخنان وسوسه‌آمیز گفت تا شرمگاه‌هایشان را که از آنها پوشیده مانده بود، برایشان آشکار سازد؛ و گفت: «خداوندگارتان شما را از این درخت نهی نکرد، مگر برای آنکه مبادا فرشته شوید یا از جاودانگان باشید.

    Notes on the translation (2)
    • «وسوسة» به‌معنای « بیان آهسته و مخفیانهٔ سخنی بی‌اساس» است؛ ولی با توجه به کاربردش در زبان فارسی نیازی به ترجمه ندارد. البته باید ترجمهٔ آن در جایی که با «ل» به‌کار می‌رود، با جایی که بدون حرف جر می‌آید یا با «الی» و «ب» به‌کار می‌رود متفاوت باشد؛ لذا در این آیه بهتر است از تعبیر «برای آنان سخنان وسوسه‌آمیز گفت» استفاده کنیم تا به این تفاوت توجه کرده باشیم.
    • توضیح معنای «سوءة» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۱ سورهٔ مائده بیان شد.
    Proposed in post #2999 · 10 Jul 2025
  21. 21

    وَقَاسَمَهُمَآ إِنِّى لَكُمَا لَمِنَ ٱلنَّٰصِحِينَ ﴿٢١﴾

    و برای آنان پیاپی سوگند یاد کرد که من قطعاً از خیرخواهان شما هستم.

    Notes on the translation (1)
    • یکی از معانی باب مفاعله، استمرار است؛ لذا برای نشان دادن مفهوم تکرار و ادامهٔ قسم خوردن در «قاسم» از واژهٔ «پیاپی» استفاده شد.
    Proposed in post #2999 · 10 Jul 2025
  22. 22

    فَدَلَّىٰهُمَا بِغُرُورٍۢ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا ٱلشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْءَٰتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ ٱلْجَنَّةِ ۖ وَنَادَىٰهُمَا رَبُّهُمَآ أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا ٱلشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَآ إِنَّ ٱلشَّيْطَٰنَ لَكُمَا عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ ﴿٢٢﴾

    پس با فریبی آن دو را به سقوط کشانید؛ و همین که درخت را چشیدند، شرمگاه‌هایشان برایشان آشکار شد و شروع کردند به رفو کردن بر خود با برگ‌های بهشت و خداوندگارشان آنان را ندا داد: «مگر شما را از آن درخت باز نداشتم و به شما نگفتم که شیطان برای شما دشمنی آشکار است؟

    Notes on the translation (2)
    • «دلّی» از ریشهٔ «دلي» یا «دلو» به معنای پایین فرستادن است. توضیح این واژه در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸۸ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «خصف» به معنای «چسباندن و وصل کردن چیزی در محل پارگی» است که به آن «رفو کردن» گفته می‌شود.
    Proposed in post #3005 · 15 Jul 2025
  23. 23

    قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَآ أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلْخَٰسِرِينَ ﴿٢٣﴾

    گفتند: «ای خداوندگار ما، ما بر خودمان ستم کردیم و اگر ما را نیامرزی و به ما رحم نکنی، قطعاً از زیانکاران خواهیم بود.

    Proposed in post #3005 · 15 Jul 2025
  24. 24

    قَالَ ٱهْبِطُوا۟ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّۭ ۖ وَلَكُمْ فِى ٱلْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّۭ وَمَتَٰعٌ إِلَىٰ حِينٍۢ ﴿٢٤﴾

    فرمود: «فرو آیید در حالی که دشمن یکدیگرید؛ و در زمین تا مدتی اقامتگاه و بهره‌مندی خواهید داشت.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3005 · 15 Jul 2025
  25. 25

    قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿٢٥﴾

    فرمود: «در آن زندگی می‌کنید و در آن می‌میرید و از آن بیرون آورده می‌شوید.

    Notes on the translation (1)
    • فعل مضارع از «حیاة» به‌معنی «زنده بودن» است، ولی معمولاً از تعبیر «زندگی کردن» برای این مفهوم استفاده می‌شود.
    Proposed in post #3005 · 15 Jul 2025
  26. 26

    يَٰبَنِىٓ ءَادَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًۭا يُوَٰرِى سَوْءَٰتِكُمْ وَرِيشًۭا ۖ وَلِبَاسُ ٱلتَّقْوَىٰ ذَٰلِكَ خَيْرٌۭ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿٢٦﴾

    ای فرزندان آدم، ما بر شما لباسی که شرمگاه‌هایتان را بپوشاند و پَری فرو فرستادیم؛ و البته لباس پروا بهتر است؛ آن از نشانه‌های خداست؛ باشد که توجه کنند.

    Notes on the translation (2)
    • «ریش» در اصل به‌معنی «وسیلهٔ بالا رفتن» است و بر همین اساس برای «پر پرندگان» استفاده می‌شود. اغلب مترجمان و مفسران این واژه را در اینجا نوعی استعاره برای «لباس‌های فاخر و زینتی» در نظر گرفته و همان مفهوم را به‌عنوان معنای آیه ذکر کرده‌اند. ولی ضرورت وفاداری به الفاظ اقتضا می‌کند در ترجمه از همان تعبیری استفاده کنیم که در متن اصلی به‌کار گرفته شده است؛ به‌ویژه با توجه به این نکته که احتمال دارد استفاده از این تعبیر برای اشاره به مقاصدی دیگر همچون پرواز و رشد معنوی باشد.
    • توضیح معنای «متذکر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #3005 · 15 Jul 2025
  27. 27

    يَٰبَنِىٓ ءَادَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ ٱلشَّيْطَٰنُ كَمَآ أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ ٱلْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْءَٰتِهِمَآ ۗ إِنَّهُۥ يَرَىٰكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُۥ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا ٱلشَّيَٰطِينَ أَوْلِيَآءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٧﴾

    ای فرزندان آدم، شیطان شما را دچار آشفتگی نکند؛ همان‌گونه که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون کرد، در حالی که لباسشان را کاملاً از تنشان در آورد تا شرمگاه‌هایشان را به آنان نشان دهد؛ به‌راستی او و همکارانش شما را از جایی می‌بینند که شما آنان را نمی‌بینید؛ ما شیاطین را گردانندهٔ امور کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‌آورند.

    Notes on the translation (3)
    • معنی «فتنه» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۱ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «نزع» در اصل به‌معنای «کشیدن و کندن چیزی از جایگاهش» است که به آن «ریشه‌کن کردن» می‌گویند و وقتی دربارهٔ لباس به‌کار می‌رود به‌معنی «در آوردن کامل» است.
    • «قبیل» به‌معنی «گروه هم‌جهت و هماهنگ» است که در اینجا با توجه به سیاق می‌توان آن را «همکاران» ترجمه کرد.
    Proposed in post #3005 · 15 Jul 2025
  28. 28

    وَإِذَا فَعَلُوا۟ فَٰحِشَةًۭ قَالُوا۟ وَجَدْنَا عَلَيْهَآ ءَابَآءَنَا وَٱللَّهُ أَمَرَنَا بِهَا ۗ قُلْ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَأْمُرُ بِٱلْفَحْشَآءِ ۖ أَتَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٢٨﴾

    و هنگامی که کار زشت آشکاری انجام دهند گویند: «ما پدرانمان را بر آن یافتیم و خدا ما را به آن فرمان داده است.»؛ بگو: «بی‌تردید خدا به زشتی فرمان نمی‌دهد؛ آیا چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت می‌دهید؟

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3005 · 15 Jul 2025
  29. 29

    قُلْ أَمَرَ رَبِّى بِٱلْقِسْطِ ۖ وَأَقِيمُوا۟ وُجُوهَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍۢ وَٱدْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ ۚ كَمَا بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ ﴿٢٩﴾

    بگو: «خداوندگارم به نظامی عادلانه فرمان داده است»؛ و رویتان را نزد هر مسجدی برپا دارید و او را در حالی که دین را تنها ویژهٔ او ساخته‌اید، بخوانید؛ همان‌گونه که در آغاز ایجادتان کرد، باز خواهید گشت.

    Notes on the translation (3)
    • توضیح معنای «قسط» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۸۲ سورهٔ بقره گذشت.
    • اگرچه منظور از «أقیموا وجوهکم» محقق ساختن توجه کامل دل در عبادت است، ولی بیان این نکته مربوط به مباحث تفسیری است و در ترجمه باید به همان مقدار که در الفاظ آیه آمده اکتفا کرد.
    • «بدأ» به‌معنی «آغاز کردن» است، ولی با توجه به سیاق، در معنای «ایجاد اولیه و بدون سابقه» به‌کار رفته است.
    Proposed in post #3009 · 20 Jul 2025
  30. 30

    فَرِيقًا هَدَىٰ وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ ٱلضَّلَٰلَةُ ۗ إِنَّهُمُ ٱتَّخَذُوا۟ ٱلشَّيَٰطِينَ أَوْلِيَآءَ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٣٠﴾

    گروهی را راهبری کرد و گروهی گمراهی بر آنان قطعی شد؛ به‌راستی آنان شیاطین را به‌جای خدا به‌عنوان گردانندهٔ امور گرفتند و می‌پندارند که راه‌یافته‌اند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3009 · 20 Jul 2025
  31. 31

    ۞ يَٰبَنِىٓ ءَادَمَ خُذُوا۟ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍۢ وَكُلُوا۟ وَٱشْرَبُوا۟ وَلَا تُسْرِفُوٓا۟ ۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلْمُسْرِفِينَ ﴿٣١﴾

    ای فرزندان آدم، زیور خود را نزد هر مسجدی بر گیرید و بخورید و بیاشامید و زیاده‌روی نکنید که به‌راستی او زیاده‌روی‌کنندگان را دوست ندارد.

    Proposed in post #3009 · 20 Jul 2025
  32. 32

    قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَّهِ ٱلَّتِىٓ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَٰتِ مِنَ ٱلرِّزْقِ ۚ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا خَالِصَةًۭ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ ۗ كَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْءَايَٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ ﴿٣٢﴾

    بگو: «چه کسی زیور خدایی را که او برای بندگانش پدید آورده و روزی‌های پاکیزه را حرام کرده است؟» بگو: «آنها در زندگی دنیا - و اختصاصاً در روز قیامت - برای کسانی است که ایمان آورده‌اند.»؛ آن‌گونه جدا جدا نشانه‌ها را برای گروهی که می‌دانند ارائه می‌کنیم.

    Notes on the translation (2)
    • «من» در «من الرزق» بیانیه است و با توجه به تفاوت ساختار زبان فارسی و عربی ناچاریم از مفهوم کلی عبارت در ترجمه استفاده کنیم.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ سورهٔ انعام توضیحی دربارهٔ معنی «تفصیل» ارائه شد.
    Proposed in post #3009 · 20 Jul 2025
  33. 33

    قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّىَ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَٱلْإِثْمَ وَٱلْبَغْىَ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا۟ بِٱللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِۦ سُلْطَٰنًۭا وَأَن تَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣﴾

    بگو: «خداوندگارم فقط زشتی‌ها را حرام کرده است؛ آنچه از آنها آشکار باشد و آنچه پنهان باشد؛ و کوتاهی و زیاده‌خواهی نابه‌جا را و اینکه چیزی را شریک خدا قرار دهید که دلیلی قاطع و برتری‌بخش برایش فرو نفرستاده است و اینکه به خدا چیزی را نسبت دهید که نمی‌دانید.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #3009 · 20 Jul 2025
  34. 34

    وَلِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌۭ ۖ فَإِذَا جَآءَ أَجَلُهُمْ لَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةًۭ ۖ وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ ﴿٣٤﴾

    و هر امتی سررسیدی دارد؛ پس هنگامی که سررسیدشان فرا رسد، نه لحظه‌ای به تأخیر می‌اندازند و نه جلو می‌اندازند.

    Notes on the translation (2)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۳۱ سورهٔ انعام بیان شد، «ساعة» به‌معنی «زمان محدود» است. این مفهوم وقتی برای اشاره به زمان کوتاه به‌کار رود، معادل «لحظه» در فارسی است.
    • «یستأخرون» و «یستقدمون» با توجه به باب استفعال، علاوه بر معنی «دیرتر» و «زودتر»، مفهوم تمایل را نیز در بر دارد. لذا از «تأخیر انداختن» و «جلو انداختن» استفاده شد تا این نکته را نیز تا حدودی بیان کند.
    Proposed in post #3009 · 20 Jul 2025
  35. 35

    يَٰبَنِىٓ ءَادَمَ إِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ رُسُلٌۭ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ ءَايَٰتِى ۙ فَمَنِ ٱتَّقَىٰ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٣٥﴾

    ای فرزندان آدم، هر گاه فرستادگانی از میانتان نزد شما آیند که نشانه‌هایم را بر شما باز گویند، پس هر کس پروا و اصلاح کند، نه هیچ بیمی بر آنها می‌رود و نه اندوهگین می‌شوند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3009 · 20 Jul 2025
  36. 36

    وَٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا وَٱسْتَكْبَرُوا۟ عَنْهَآ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ ﴿٣٦﴾

    و کسانی که نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آنها با خودبزرگ‌بینی گذشتند، اهل آتش‌اند و در آن جاودانه خواهند بود.

    Notes on the translation (2)
    • به‌منظور توجه به تفاوت «کذّب» با «کذّب بـ» اولی را «تکذیب کردن» و دومی را «دروغ شمردن» ترجمه می‌کنیم.
    • «استکبار» در لغت به‌معنی «در پی بزرگی بودن یا بزرگی‌طلبی» است و «عن» به‌معنی «مجاوزت» است.
    Proposed in post #3016 · 25 Jul 2025
  37. 37

    فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِـَٔايَٰتِهِۦٓ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ يَنَالُهُمْ نَصِيبُهُم مِّنَ ٱلْكِتَٰبِ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتْهُمْ رُسُلُنَا يَتَوَفَّوْنَهُمْ قَالُوٓا۟ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ ۖ قَالُوا۟ ضَلُّوا۟ عَنَّا وَشَهِدُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا۟ كَٰفِرِينَ ﴿٣٧﴾

    پس چه کسی ستمکارتر از کسی است که بر خدا دروغ بندد یا نشانه‌های او را دروغ بشمرد؟ قسمتشان از آنچه مقرر شده است به ایشان می‌رسد تا آن‌گاه که فرستادگان ما نزدشان آیند که جانشان را بگیرند، گویند: «آنچه به‌جای خدا می‌خواندید کجاست؟» گویند: «از دست ما رفتند و گم شدند.» و به زیان خود گواهی دهند که حق‌پوش بوده‌اند.

    Notes on the translation (1)
    • از آنجا که منظور از «کتاب» در این آیه «چیزی که در لوح محفوظ نوشته و مقرر شده» است، بر خلاف اغلب کاربردهای این واژه در قرآن باید آن را ترجمه و معادل‌سازی کرد.
    Proposed in post #3016 · 25 Jul 2025
  38. 38

    قَالَ ٱدْخُلُوا۟ فِىٓ أُمَمٍۢ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُم مِّنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ فِى ٱلنَّارِ ۖ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌۭ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا ٱدَّارَكُوا۟ فِيهَا جَمِيعًۭا قَالَتْ أُخْرَىٰهُمْ لِأُولَىٰهُمْ رَبَّنَا هَٰٓؤُلَآءِ أَضَلُّونَا فَـَٔاتِهِمْ عَذَابًۭا ضِعْفًۭا مِّنَ ٱلنَّارِ ۖ قَالَ لِكُلٍّۢ ضِعْفٌۭ وَلَٰكِن لَّا تَعْلَمُونَ ﴿٣٨﴾

    گوید: «در میان امت‌هایی از جن و انس که پیش از شما بودند و دورانشان سپری شد، وارد آتش شوید.»؛ هر بار که امتی داخل شود، مشابه خود را لعنت کند تا آن‌گاه که همگی در آن به یکدیگر رسند و گرد آیند، گروه بعدیشان دربارهٔ گروه نخستشان گویند: «ای خداوندگار ما، اینها ما را گمراه کردند؛ پس عذابی دوچندان از آتش به آنان بده.»؛ گوید: «برای هر کدام دوچندان خواهد بود، ولی نمی‌دانید.

    Notes on the translation (4)
    • توضیح معنای «خلت» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۴ سورهٔ بقره گذشت.
    • استفاده از تعبیر «أخت» در اینجا به‌خاطر مؤنث بودن «أمة» است و با توجه به کاربرد یکسان آن در آیهٔ ۴۸ سورهٔ زخرف، این واژه در اینجا نیز باید «مشابه» ترجمه شود.
    • «ادّارکوا» در اصل «تدارکوا» بوده که تاء تفاعل به دال تبدیل و در حرف بعد خود ادغام شده است و مفهوم «به یکدیگر رسیدن و کنار هم جمع شدن» را بیان می‌کند.
    • «أخری» و «اولی» مؤنث «آخر» و «اوّل» است که به‌خاطر صفت بودن برای «أمة» تأنیث گرفته و بر همین اساس باید به‌عنوان صفت «گروه» به‌صورت جمع ترجمه شود.
    Proposed in post #3016 · 25 Jul 2025
  39. 39

    وَقَالَتْ أُولَىٰهُمْ لِأُخْرَىٰهُمْ فَمَا كَانَ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍۢ فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ ﴿٣٩﴾

    و گروه نخستشان به گروه بعدیشان گویند: «و شما بر ما هیچ برتری نداشتید؛ پس عذاب را به‌خاطر آنچه به‌دست می‌آوردید بچشید.

    Notes on the translation (1)
    • اگرچه در این آیه و آیهٔ قبل، منظور از «اولی» افرادی است که «پیشگام و رهبر» امت‌ها بوده و منظور از «اخری» افرادی است که «پیرو» آنها بوده‌اند، ولی با توجه به الفاظ خاص این دو آیه، در ترجمه نیز باید معادل همان تعبیر را به‌کار برد، نه تفسیر و مقصود نهایی را.
    Proposed in post #3016 · 25 Jul 2025
  40. 40

    إِنَّ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا وَٱسْتَكْبَرُوا۟ عَنْهَا لَا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوَٰبُ ٱلسَّمَآءِ وَلَا يَدْخُلُونَ ٱلْجَنَّةَ حَتَّىٰ يَلِجَ ٱلْجَمَلُ فِى سَمِّ ٱلْخِيَاطِ ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُجْرِمِينَ ﴿٤٠﴾

    به‌راستی کسانی که نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آنها با خودبزرگ‌بینی گذشتند، درهای آسمان برایشان گشوده نخواهد شد و وارد بهشت نمی‌شوند تا آن هنگام که طناب کشتی از سوراخ سوزن خیاطی رد شود؛ و آن‌گونه بزهکاران را پاداش می‌دهیم.

    Notes on the translation (3)
    • توضیح معنای «مجرم» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ سورهٔ انعام بیان شد.
    • «ولوج» به‌معنی «مرحلهٔ ابتدایی وارد شدن چیزی به چیزی دیگر» است که با توجه به سیاق آیه و ضرب‌المثل‌های رایج در زبان فارسی می‌توان آن را «رد شدن از» ترجمه کرد.
    • دربارهٔ معنای «جمل» اختلاف و بحث‌های فراوانی وجود دارد و بیشتر مترجمان و مفسران آن را به‌معنی «شتر» دانسته‌اند؛ ولی همان‌گونه که در کتاب قاموس قرآن توضیح داده شده، معنای «طناب ضخیم کشتی» برای اینجا مناسب‌تر است.
    Proposed in post #3016 · 25 Jul 2025
  41. 41

    لَهُم مِّن جَهَنَّمَ مِهَادٌۭ وَمِن فَوْقِهِمْ غَوَاشٍۢ ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٤١﴾

    آنها از جهنم جایگاهی و از بالایشان پوشش‌هایی خواهند داشت و آن‌گونه ستمکاران را پاداش می‌دهیم.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3016 · 25 Jul 2025
  42. 42

    وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَآ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلْجَنَّةِ ۖ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ ﴿٤٢﴾

    و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دهند - هیچ کسی را جز به‌اندازهٔ توان و ظرفیتش تکلیف نمی‌کنیم - آنان اهل بهشت‌اند و در آن جاودانه خواهند بود.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3021 · 31 Jul 2025
  43. 43

    وَنَزَعْنَا مَا فِى صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمُ ٱلْأَنْهَٰرُ ۖ وَقَالُوا۟ ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى هَدَىٰنَا لِهَٰذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلَآ أَنْ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ ۖ لَقَدْ جَآءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِٱلْحَقِّ ۖ وَنُودُوٓا۟ أَن تِلْكُمُ ٱلْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٤٣﴾

    و در حالی که جوی‌ها از زیرشان روان است، هر آنچه از ناخالصی در سینه‌هایشان باشد بزداییم. و گویند: «همهٔ سپاس‌ها و ستایش‌ها از آنِ خدایی است که ما را برای این راهبری کرد و اگر خدا ما را راهبری نکرده بود، راه نمی‌یافتیم. بی‌تردید فرستادگان خداوندگارمان حقیقت را آوردند.» و به آنها ندا داده شود که: «آن است بهشت؛ آن را با آنچه انجام می‌دادید به ارث بردید.

    Notes on the translation (4)
    Proposed in post #3021 · 31 Jul 2025
  44. 44

    وَنَادَىٰٓ أَصْحَٰبُ ٱلْجَنَّةِ أَصْحَٰبَ ٱلنَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّۭا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقًّۭا ۖ قَالُوا۟ نَعَمْ ۚ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌۢ بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٤٤﴾

    و بهشتیان به اهل آتش ندا دهند: «ما قطعاً آنچه را خداوندگارمان به ما وعده داده بود، راست و درست یافتیم؛ آیا شما نیز آنچه را خداوندگارتان به شما وعده داده بود، راست و درست یافتید؟» گویند: «آری.» پس اعلام‌کننده‌ای در میانشان اعلام کند: «نفرین خدا بر ستمگران.

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «اذن» در اصل به‌معنی «اعلام رضایت» است و وقتی در باب تفعیل به‌کار رود، مفهوم «اعلام به دیگران برای اطلاع و موافقت آنها» را بیان می‌کند.
    • توضیح معنای «لعن» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۸ سورهٔ بقره گذشت.
    Proposed in post #3021 · 31 Jul 2025
  45. 45

    ٱلَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًۭا وَهُم بِٱلْءَاخِرَةِ كَٰفِرُونَ ﴿٤٥﴾

    همان کسانی که از راه خدا باز می‌دارند و به‌شدت در پی انحراف آن هستند و نسبت به سرای واپسین حق‌پوشی می‌کنند.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3021 · 31 Jul 2025
  46. 46

    وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌۭ ۚ وَعَلَى ٱلْأَعْرَافِ رِجَالٌۭ يَعْرِفُونَ كُلًّۢا بِسِيمَىٰهُمْ ۚ وَنَادَوْا۟ أَصْحَٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَن سَلَٰمٌ عَلَيْكُمْ ۚ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ﴿٤٦﴾

    و میان آن دو حائلی است و بر بلندی‌ها اشخاصی هستند که هر کس را از نشانه‌های چهره می‌شناسند؛ و به اهل بهشت - که با آنکه طمع دارند، هنوز وارد آن نشده‌اند - ندا دهند: «درود بر شما.

    Notes on the translation (7)
    • «حجاب» در اصل به‌معنی «آنچه میان دو چیز مانع شود» است.
    • «اعراف» جمع «عُرف» به‌معنی «بلند و شناخته‌شده» است.
    • «رجل» وقتی در برابر «امرأة» یا «نساء» قرار می‌گیرد به‌معنی «مرد» است، ولی وقتی به‌تنهایی و دربارهٔ همهٔ انسان‌ها به‌کار می‌رود باید «شخص» ترجمه شود تا شامل زنان نیز باشد. کاربردهای متعدد این واژه در قرآن در عباراتی چون «فیه رجال یحبون أن یتطهروا» یا «رجال لا تلهیهم تجارة» و مانند آن که تردیدی در شمولشان نسبت به زنان نیست، نشان می‌دهد استفاده از آن همچون ضمائر مذکر و مانند آن از باب تغلیب است.
    • تنوین در «کلاً» جایگزین مضاف‌الیه محذوفی چون «شخص» است.
    • «سیما» در اصل «سومة» بر وزن فعلة و بیانگر نوع از مادهٔ «سوم» به‌معنی «نشان و علامت» است. این واژه برای اشاره به «نشانه‌هایی که در چهره وجود دارد» به‌کار می‌رود.
    • معنای «سلام» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶ سورهٔ مائده توضیح داده شد. از آنجا که واژهٔ «درود» نیز در اصل به‌معنی «سلامتی و دور بودن از گزند و بیماری» است، در این سیاق به‌عنوان معادل، استفاده شد.
    • اغلب مترجمان «طمع» را «امید» ترجمه کرده‌اند؛ ولی این دو مفهوم با هم متفاوتند.
    Proposed in post #3034 · 13 Aug 2025
  47. 47

    ۞ وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَٰرُهُمْ تِلْقَآءَ أَصْحَٰبِ ٱلنَّارِ قَالُوا۟ رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٤٧﴾

    و چون دیدگانشان به روی اهل آتش برگردانده شود، گویند: «ای خداوندگار ما، ما را همراه گروه ستمگران قرار مده.

    Notes on the translation (1)
    • «تلقاء» مصدر از «لقاء» و به‌معنی «روبه‌رو شدن» است.
    Proposed in post #3034 · 13 Aug 2025
  48. 48

    وَنَادَىٰٓ أَصْحَٰبُ ٱلْأَعْرَافِ رِجَالًۭا يَعْرِفُونَهُم بِسِيمَىٰهُمْ قَالُوا۟ مَآ أَغْنَىٰ عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿٤٨﴾

    و اهل بلندی‌ها به اشخاصی که آنها را با نشانه‌های چهره می‌شناسند، ندا دهند و گویند: «اندوختن و بزرگی‌هایی که در پی‌اش بودید، سودی به حالتان نداشت.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3034 · 13 Aug 2025
  49. 49

    أَهَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ ٱللَّهُ بِرَحْمَةٍ ۚ ٱدْخُلُوا۟ ٱلْجَنَّةَ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَآ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿٤٩﴾

    آیا اینها همان کسانی‌اند که سوگند خوردید خدا هیچ رحمتی را به آنها نخواهد رساند؟» «وارد بهشت شوید در حالی که نه بیمی بر شما می‌رود و نه اندوهگین می‌شوید!

    Notes on the translation (1)
    • جملهٔ ابتدایی ادامهٔ گفتاری است که در آیهٔ پیش آغاز شده بود؛ لذا علامت نقل قول در پایان آن گذاشته شد. البته ادامهٔ آیه نیز گفتار همان گروه قبلی است، ولی با توجه به اینکه مخاطب متفاوتی دارد، در میان علامت نقل قول جداگانه قرار گرفت.
    Proposed in post #3034 · 13 Aug 2025
  50. 50

    وَنَادَىٰٓ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ أَصْحَٰبَ ٱلْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا۟ عَلَيْنَا مِنَ ٱلْمَآءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ ۚ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿٥٠﴾

    و اهل آتش بهشتیان را ندا دهند: «از آب یا از آنچه خدا روزی شما کرده، بر ما فرو ریزید.» گویند: «به‌راستی خدا آنها را بر حق‌پوشان حرام ساخته است.

    Notes on the translation (1)
    • «فیض» به‌معنی «سرازیر شدن پس از پر شدن» است که در فارسی به آن «لبریز شدن» می‌گویند و «افاضة» به‌معنی «سرازیر کردن» یا «فرو ریختن» است.
    Proposed in post #3034 · 13 Aug 2025
  51. 51

    ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ دِينَهُمْ لَهْوًۭا وَلَعِبًۭا وَغَرَّتْهُمُ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا ۚ فَٱلْيَوْمَ نَنسَىٰهُمْ كَمَا نَسُوا۟ لِقَآءَ يَوْمِهِمْ هَٰذَا وَمَا كَانُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا يَجْحَدُونَ ﴿٥١﴾

    همان کسانی که دین خود را به سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا فریبشان داد؛ پس همان‌گونه که دیدار امروزشان را فراموش کردند و نشانه‌های ما را انکار می‌کردند، ما نیز امروز فراموششان می‌کنیم.

    Notes on the translation (1)
  52. 52

    وَلَقَدْ جِئْنَٰهُم بِكِتَٰبٍۢ فَصَّلْنَٰهُ عَلَىٰ عِلْمٍ هُدًۭى وَرَحْمَةًۭ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٢﴾

    و قطعاً کتابی برای آنان آورده‌ایم که آن را - در حالی که راهبری و رحمتی است برای گروهی که ایمان می‌آورند - بر اساس دانش، جدا جدا ارائه کرده‌ایم.

    Notes on the translation (2)
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ سورهٔ انعام توضیحی دربارهٔ معنی «تفصیل» و تفاوتش با «تبیین» ارائه شد.
    • «هدی ورحمة» حال است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
    Proposed in post #3039 · 22 Aug 2025
  53. 53

    هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا تَأْوِيلَهُۥ ۚ يَوْمَ يَأْتِى تَأْوِيلُهُۥ يَقُولُ ٱلَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَآءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِٱلْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَآءَ فَيَشْفَعُوا۟ لَنَآ أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ ٱلَّذِى كُنَّا نَعْمَلُ ۚ قَدْ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ ﴿٥٣﴾

    آیا جز آنچه را به آن باز می‌گردد، انتظار می‌کشند؟ روزی که آنچه به آن باز می‌گردد فرا رسد، کسانی که پیش از آن فراموشش کرده بودند، می‌گویند: «قطعاً فرستادگان خداوندگارمان حقیقت را آورده‌اند؛ پس آیا اعمال نفوذ کنندگانی داریم که به سود ما اعمال نفوذ کنند، یا اینکه بازگردانده شویم تا غیر از آنچه می‌کردیم انجام دهیم؟» قطعاً از نظر شخصیت دچار زیان شدند و آنچه می‌بافتند از دستشان رفت و گم شد.

    Notes on the translation (5)
    Proposed in post #3039 · 22 Aug 2025
  54. 54

    إِنَّ رَبَّكُمُ ٱللَّهُ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ فِى سِتَّةِ أَيَّامٍۢ ثُمَّ ٱسْتَوَىٰ عَلَى ٱلْعَرْشِ يُغْشِى ٱلَّيْلَ ٱلنَّهَارَ يَطْلُبُهُۥ حَثِيثًۭا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ وَٱلنُّجُومَ مُسَخَّرَٰتٍۭ بِأَمْرِهِۦٓ ۗ أَلَا لَهُ ٱلْخَلْقُ وَٱلْأَمْرُ ۗ تَبَارَكَ ٱللَّهُ رَبُّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٥٤﴾

    به‌راستی خداوندگار شما آن خدایی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز آفرید، سپس بر تخت فرمانروایی استیلا یافت؛ روز را با شب - که آن را مشتاقانه و با شتاب می‌جوید - می‌پوشاند و خورشید و ماه و ستارگان را در حالی که به فرمان او وا داشته شده‌اند، آفرید؛ آگاه باشید که آفرینش و فرمان از آن اوست؛ همواره پربرکت باد خدا، خداوندگار جهانیان.

    Notes on the translation (6)
    • تعبیر «استوی علی» به‌معنی «قرار گرفتن همراه با تسلط کامل بر چیزی» است که به آن «استیلا یافتن» گفته می‌شود.
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵۹ سورهٔ بقره و در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴۱ سورهٔ انعام بیان شد «عرش» به‌معنای «چیزی که بالای سر قرار گیرد» است و بر همین اساس بسته به سیاق برای «سقف» و نیز برای «تخت فرمانروایی» که معمولاً مرتفع و بالاتر از سطح افراد عادی ساخته می‌شود به‌کار می‌رود.
    • «حثیثاً» به‌معنی «با حرص و شتاب» است.
    • معنای «مسخرات» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۴ سورهٔ بقره توضیح داده شد. این واژه در این آیه حال است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
    • با توجه به اینکه «الشمس والقمر والنجوم» به «السماوات والأرض» عطف شده‌اند، فعل «آفرید» را باید برای آنها تکرار کرد تا مفهوم جمله واضح باشد.
    • باب تفاعل در «تبارک» معنای «استمرار خیر و برکت» را بیان می‌کند.
    Proposed in post #3039 · 22 Aug 2025
  55. 55

    ٱدْعُوا۟ رَبَّكُمْ تَضَرُّعًۭا وَخُفْيَةً ۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلْمُعْتَدِينَ ﴿٥٥﴾

    خداوندگارتان را ملتمسانه و مخفیانه بخوانید که به‌راستی او تجاوزکاران را دوست ندارد.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3039 · 22 Aug 2025
  56. 56

    وَلَا تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَٰحِهَا وَٱدْعُوهُ خَوْفًۭا وَطَمَعًا ۚ إِنَّ رَحْمَتَ ٱللَّهِ قَرِيبٌۭ مِّنَ ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿٥٦﴾

    و در زمین پس از سامان بخشیدنش فساد نکنید و او را با بیم و امید بخوانید که به‌راستی رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.

    Notes on the translation (1)
    • اگرچه مفهوم «طمع» با «امید» متفاوت است، ولی با توجه به آمدنش در کنار «بیم» و سراغ نداشتن معادلی نزدیک‌تر در زبان فارسی از این واژه استفاده شد.
    Proposed in post #3039 · 22 Aug 2025
  57. 57

    وَهُوَ ٱلَّذِى يُرْسِلُ ٱلرِّيَٰحَ بُشْرًۢا بَيْنَ يَدَىْ رَحْمَتِهِۦ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَآ أَقَلَّتْ سَحَابًۭا ثِقَالًۭا سُقْنَٰهُ لِبَلَدٍۢ مَّيِّتٍۢ فَأَنزَلْنَا بِهِ ٱلْمَآءَ فَأَخْرَجْنَا بِهِۦ مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ ۚ كَذَٰلِكَ نُخْرِجُ ٱلْمَوْتَىٰ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿٥٧﴾

    و او کسی است که به‌عنوان مژده بادها را پیشاپیش رحمتش می‌فرستد؛ تا آنگاه که ابرهایی سنگین را به‌آسانی بردارند، آن را به‌سوی سرزمینی مرده برانیم و با آن آب را فرو فرستیم و هر محصولی را با آن بر آوریم؛ مردگان را همان‌گونه بیرون می‌آوریم، باشد که توجه کنید.

    Notes on the translation (4)
    Proposed in post #3041 · 25 Aug 2025
  58. 58

    وَٱلْبَلَدُ ٱلطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُۥ بِإِذْنِ رَبِّهِۦ ۖ وَٱلَّذِى خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًۭا ۚ كَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ ٱلْءَايَٰتِ لِقَوْمٍۢ يَشْكُرُونَ ﴿٥٨﴾

    و سرزمین پاکیزه گیاهش به اذن خداوندگارش سر بر آورد؛ و آن که پلید است، جز سخت و تُنُک بیرون نمی‌آید. آن‌گونه نشانه‌ها را برای گروهی که قدرشناسی می‌کنند، گوناگون قرار می‌دهیم.

    Notes on the translation (2)
    • «نکادت» به‌معنی «اندک، دشوار و آلوده بودن» است و با توجه به یافت نشدن معادل دقیق برای آن از تعبیر «سخت و تنک بودن» استفاده شد تا بخشی از این معنا را پوشش دهد.
    • معنی «تصریف» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۵ سورهٔ انعام بیان شد.
    Proposed in post #3041 · 25 Aug 2025
  59. 59

    لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَىٰ قَوْمِهِۦ فَقَالَ يَٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُۥٓ إِنِّىٓ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ ﴿٥٩﴾

    همانا نوح را به سوی قومش فرستادیم؛ پس گفت: «ای قوم من، خدا را بندگی کنید که هیچ معبودی جز او ندارید؛ به‌راستی از عذاب روزی سترگ بر شما بیمناکم.

    Notes on the translation (1)
    • به‌منظور ایجاد تفاوت میان «کبیر» و «عظیم» واژهٔ نخست را «بزرگ» و دومی را «سترگ» ترجمه می‌کنیم.
    Proposed in post #3041 · 25 Aug 2025
  60. 60

    قَالَ ٱلْمَلَأُ مِن قَوْمِهِۦٓ إِنَّا لَنَرَىٰكَ فِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍۢ ﴿٦٠﴾

    برخورداران از قومش گفتند: «بی‌تردید ما تو را در گمراهی آشکاری می‌بینیم.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3041 · 25 Aug 2025
  61. 61

    قَالَ يَٰقَوْمِ لَيْسَ بِى ضَلَٰلَةٌۭ وَلَٰكِنِّى رَسُولٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٦١﴾

    گفت: «ای قوم من، هیچ‌گونه گمراهی با من نیست؛ بلکه من فرستاده‌ای از جانب خداوندگار جهانیانم.

    Notes on the translation (1)
    • اغلب مترجمان به تفاوت میان «لیس بی» با «لستُ في» یا «لیسَتْ فيَّ» توجه نکرده‌اند. از آنجا که باء در «بي» به‌معنی مصاحبت است، باید این نکته در ترجمه بازتاب داشته باشد.
    Proposed in post #3041 · 25 Aug 2025
  62. 62

    أُبَلِّغُكُمْ رِسَٰلَٰتِ رَبِّى وَأَنصَحُ لَكُمْ وَأَعْلَمُ مِنَ ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٦٢﴾

    پیام‌های خداوندگارم را به شما می‌رسانم و برایتان خیرخواهی می‌کنم و از طرف خدا چیزی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.

    Proposed in post #3041 · 25 Aug 2025
  63. 63

    أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَآءَكُمْ ذِكْرٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍۢ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُوا۟ وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿٦٣﴾

    آیا از اینکه یادکردی از جانب خداوندگارتان - بر شخصی از میان خودتان - نزد شما آمده است تا هشدارتان دهد و تا پروا کنید و باشد که بر شما مهر آورده شود، شگفت‌زده شده‌اید؟

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3041 · 25 Aug 2025
  64. 64

    فَكَذَّبُوهُ فَأَنجَيْنَٰهُ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥ فِى ٱلْفُلْكِ وَأَغْرَقْنَا ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَآ ۚ إِنَّهُمْ كَانُوا۟ قَوْمًا عَمِينَ ﴿٦٤﴾

    پس او را تکذیب کردند؛ و ما او و کسانی که در کشتی با او بودند را نجات دادیم و کسانی که نشانه‌های ما را دروغ شمردند، غرق کردیم؛ به‌راستی آنان گروهی کور بودند.

    Notes on the translation (2)
    • به‌منظور توجه به تفاوت «کذّب» با «کذّب بـ» اولی را «تکذیب کردن» و دومی را «دروغ شمردن» ترجمه می‌کنیم.
    • «عمین» جمع «عميّ» به‌معنای «کور» است؛ همان‌گونه که«أعمی» نیز که جمع آن «عُمي» است به همین معنی در قرآن به‌کار رفته است. اگرچه منظور قرآن از این تعابیر، «کوردلی» است، ولی از لفظی استفاده کرده که اعم از کوری ظاهری و باطنی است؛ لذا باید همان‌گونه ترجمه شود.
    Proposed in post #3041 · 25 Aug 2025
  65. 65

    ۞ وَإِلَىٰ عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًۭا ۗ قَالَ يَٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُۥٓ ۚ أَفَلَا تَتَّقُونَ ﴿٦٥﴾

    و به سوی عاد رفیقشان هود را؛ گفت: «ای قوم من، خدا را بندگی کنید که معبودی جز او ندارید؛ پس آیا پروا نمی‌کنید؟

    Proposed in post #3041 · 25 Aug 2025
  66. 66

    قَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦٓ إِنَّا لَنَرَىٰكَ فِى سَفَاهَةٍۢ وَإِنَّا لَنَظُنُّكَ مِنَ ٱلْكَٰذِبِينَ ﴿٦٦﴾

    برخورداران از قومش که حق‌پوشی کرده بودند، گفتند: «ما قطعاً تو را در نوعی بی‌خردی می‌بینیم و جداً به نظرمان می‌رسد تو از دروغگویانی».

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #3050 · 5 Sept 2025
  67. 67

    قَالَ يَٰقَوْمِ لَيْسَ بِى سَفَاهَةٌۭ وَلَٰكِنِّى رَسُولٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٦٧﴾

    گفت: «ای قوم من، هیچ‌گونه بی‌خردی با من نیست؛ ولی من فرستاده‌ای از جانب خداوندگار جهانیانم.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3050 · 5 Sept 2025
  68. 68

    أُبَلِّغُكُمْ رِسَٰلَٰتِ رَبِّى وَأَنَا۠ لَكُمْ نَاصِحٌ أَمِينٌ ﴿٦٨﴾

    پیام‌های خداوندگارم را به شما می‌رسانم و من برای شما خیرخواهی امینم.

    Proposed in post #3050 · 5 Sept 2025
  69. 69

    أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَآءَكُمْ ذِكْرٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍۢ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ ۚ وَٱذْكُرُوٓا۟ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَآءَ مِنۢ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍۢ وَزَادَكُمْ فِى ٱلْخَلْقِ بَصْۜطَةًۭ ۖ فَٱذْكُرُوٓا۟ ءَالَآءَ ٱللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٦٩﴾

    آیا از اینکه یادکردی از جانب خداوندگارتان - بر شخصی از میان خودتان - نزد شما آمده است تا هشدارتان دهد، شگفت‌زده شده‌اید؟ و یاد کنید آنگاه که شما را جانشینانی پس از قوم نوح قرار داد و گسترهٔ آفرینشتان را افزون ساخت؛ پس نعمت‌های آشکار خدا را یاد کنید، باشد که رستگار شوید.

    Notes on the translation (1)
    • «آلاء» جمع «ألی» است که در اصل، معنی «رسیدن و ظاهر شدن قدرت» را بیان می‌کند که «رحمت و اظهار نعمت» نیز از مصادیق آن است و معمولاً برای «نعمت‌های آشکار» به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #3050 · 5 Sept 2025
  70. 70

    قَالُوٓا۟ أَجِئْتَنَا لِنَعْبُدَ ٱللَّهَ وَحْدَهُۥ وَنَذَرَ مَا كَانَ يَعْبُدُ ءَابَآؤُنَا ۖ فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ﴿٧٠﴾

    گفتند: «آیا نزد ما آمده‌ای تا تنها خدا را بندگی کنیم و آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند وا گذاریم؟ پس اگر از راستگویانی، آنچه را که به ما وعده می‌دهی بیاور.

    Notes on the translation (1)
    • «نَذَرُ» فعلی از مادهٔ «وذر» است که در اصل، مفهوم «بی‌توجهی» را بیان می‌کند و به‌تناسب سیاق برای « وا گذاشتن» یا «به‌جا گذاشتن» به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #3050 · 5 Sept 2025
  71. 71

    قَالَ قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ رِجْسٌۭ وَغَضَبٌ ۖ أَتُجَٰدِلُونَنِى فِىٓ أَسْمَآءٍۢ سَمَّيْتُمُوهَآ أَنتُمْ وَءَابَآؤُكُم مَّا نَزَّلَ ٱللَّهُ بِهَا مِن سُلْطَٰنٍۢ ۚ فَٱنتَظِرُوٓا۟ إِنِّى مَعَكُم مِّنَ ٱلْمُنتَظِرِينَ ﴿٧١﴾

    گفت: «قطعاً از جانب خداوندگارتان پلیدی و خشمی بر سرتان آمده است؛ آیا با من دربارهٔ نام‌هایی که خودتان و پدرانتان نامگذاری کرده‌اید بگومگو می‌کنید، با آنکه خدا هیچ دلیل قاطع و برتری‌بخشی برایشان فرو نفرستاده است؟ پس منتظر باشید که من هم با شما از منتظرانم.

    Notes on the translation (2)
    • «مجادله» به‌معنی «استدلال و بحث مستمر برای اثبات حرف خود» است که در تعابیر رایج به آن «بگومگو» می‌گویند.
    • توضیح معنای «سلطان» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۱ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    Proposed in post #3050 · 5 Sept 2025
  72. 72

    فَأَنجَيْنَٰهُ وَٱلَّذِينَ مَعَهُۥ بِرَحْمَةٍۢ مِّنَّا وَقَطَعْنَا دَابِرَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا ۖ وَمَا كَانُوا۟ مُؤْمِنِينَ ﴿٧٢﴾

    پس او و کسانی که با او بودند را با رحمتی از جانب خودمان نجات دادیم و کسانی را که نشانه‌های ما را دروغ شمردند و مؤمن نبودند، ریشه‌کن کردیم.

    Notes on the translation (2)
    • باء در «برحمة منا» برای سببیت است و بهتر است «با» ترجمه شود.
    • «دابر» به‌معنای «دنباله و پشت» و «قطع دابر» کنایه از نابودی کامل و ادامه نیافتن است. در تعابیر رایج فارسی برای بیان این مفهوم از «کندن ریشه» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #3058 · 12 Sept 2025
  73. 73

    وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَٰلِحًۭا ۗ قَالَ يَٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُۥ ۖ قَدْ جَآءَتْكُم بَيِّنَةٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ ۖ هَٰذِهِۦ نَاقَةُ ٱللَّهِ لَكُمْ ءَايَةًۭ ۖ فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِىٓ أَرْضِ ٱللَّهِ ۖ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوٓءٍۢ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ ﴿٧٣﴾

    و به سوی ثمود، رفیقشان صالح را؛ گفت: «ای قوم من، خدا را بندگی کنید که جز او معبودی ندارید. قطعاً دلیل روشنی از جانب خداوندگارتان نزد شما آمده است؛ این ماده شتر خدا برایتان نشانه‌ای است؛ پس رهایش کنید تا در زمین خدا بچرد و هیچ گزندی به آن نرسانید که عذابی دردناک شما را فرا خواهد گرفت.

    Notes on the translation (2)
    • «أکل» به‌معنی «خوردن» است، ولی وقتی برای «حیوانی که آزادانه در زمینی مشغول خوردن باشد» به‌کار رود به آن «چریدن» می‌گویند.
    • توضیح معنای «مسّ» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۰ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    Proposed in post #3058 · 12 Sept 2025
  74. 74

    وَٱذْكُرُوٓا۟ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَآءَ مِنۢ بَعْدِ عَادٍۢ وَبَوَّأَكُمْ فِى ٱلْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورًۭا وَتَنْحِتُونَ ٱلْجِبَالَ بُيُوتًۭا ۖ فَٱذْكُرُوٓا۟ ءَالَآءَ ٱللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿٧٤﴾

    و یاد کنید آنگاه که شما را جانشینانی پس از عاد قرار داد و در آن سرزمین مستقرتان ساخت، در حالی که از دشت‌هایش کاخ‌هایی بر می‌گرفتید و کوه‌ها را به‌صورت خانه‌هایی می‌تراشیدید؛ پس نعمت‌های آشکار خدا را به یاد داشته باشید و تبهکارانه در زمین فساد نکنید.

    Notes on the translation (5)
    Proposed in post #3058 · 12 Sept 2025
  75. 75

    قَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ ٱسْتَكْبَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦ لِلَّذِينَ ٱسْتُضْعِفُوا۟ لِمَنْ ءَامَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَٰلِحًۭا مُّرْسَلٌۭ مِّن رَّبِّهِۦ ۚ قَالُوٓا۟ إِنَّا بِمَآ أُرْسِلَ بِهِۦ مُؤْمِنُونَ ﴿٧٥﴾

    برخورداران از قومش که در پی بزرگی کردن بودند، به کسانی که از میان مستضعفانِ آنها ایمان آورده بودند گفتند: «آیا شما به اینکه صالح فرستاده‌ای از جانب خداوندگارش است، علم دارید؟» گفتند: «ما به آنچه او بدان فرستاده شده است، ایمان داریم.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3058 · 12 Sept 2025
  76. 76

    قَالَ ٱلَّذِينَ ٱسْتَكْبَرُوٓا۟ إِنَّا بِٱلَّذِىٓ ءَامَنتُم بِهِۦ كَٰفِرُونَ ﴿٧٦﴾

    کسانی که در پی بزرگی کردن بودند گفتند: «ما نسبت به آنچه شما بدان ایمان آورده‌اید، حق‌پوشیم.

    Notes on the translation (1)
    • «استکبار» در لغت به‌معنی «در پی بزرگ بودن یا بزرگی‌طلبی» است.
    Proposed in post #3058 · 12 Sept 2025
  77. 77

    فَعَقَرُوا۟ ٱلنَّاقَةَ وَعَتَوْا۟ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَقَالُوا۟ يَٰصَٰلِحُ ٱئْتِنَا بِمَا تَعِدُنَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿٧٧﴾

    پس ماده شتر را پی کردند و از فرمان خداوندگارشان سر باز زدند و گفتند: «ای صالح، اگر از فرستادگانی، آنچه را به ما وعده می‌دهی بیاور.

    Notes on the translation (2)
    • «عقر» در اصل به‌معنی «دگرگون ساختن مسیر زندگی و به هم زدن جریان طبیعی آن» است که برای موضوعات مختلفی چون «دگرگون شدن جریان تولید مثل در زنان» با تعبیر «عاقر» و «تغییر جریان حیات حیوانات با بریدن اعضای اصلی» با فعل «عَقَرَ» به‌کار می‌رود. این عمل را معمولاً دربارهٔ شتر با تعبیر «پی کردن» ترجمه می‌کنند.
    • مادهٔ «عتو» به‌معنی «طغیان و تکبر و از حد گذراندن در فساد و بدی» است و همراه شدنش با «عن» آن را به مفهوم «سرپیچی کردن یا سر باز زدن از پذیرش حق» نزدیک می‌کند.
    Proposed in post #3058 · 12 Sept 2025
  78. 78

    فَأَخَذَتْهُمُ ٱلرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا۟ فِى دَارِهِمْ جَٰثِمِينَ ﴿٧٨﴾

    پس زمین‌لرزهٔ مهیب آنان را فرا گرفت و در سرایشان پیکرهایی به زمین افتاده شدند.

    Notes on the translation (2)
    • «الرجفة» به‌معنی «لرزه و زلزلهٔ شدید» است.
    • مادهٔ «جثم» به‌معنی «قرار گرفتن به حالت چسبیده و بدون حرکت روی زمین» است.
    Proposed in post #3058 · 12 Sept 2025
  79. 79

    فَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَٰقَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَةَ رَبِّى وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَٰكِن لَّا تُحِبُّونَ ٱلنَّٰصِحِينَ ﴿٧٩﴾

    پس از آنان رویگردان شد و گفت: «ای قوم من، به‌راستی من پیام خداوندگارم را به شما رساندم و برایتان خیرخواهی کردم؛ ولی شما خیرخواهان را دوست ندارید.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3063 · 19 Sept 2025
  80. 80

    وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِۦٓ أَتَأْتُونَ ٱلْفَٰحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍۢ مِّنَ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٨٠﴾

    و لوط را، آنگاه که به قومش گفت: «آیا آن کار زشت آشکار را به‌جا می‌آورید؟ هیچ‌یک از جهانیان پیش از شما آن را انجام نداده است.

    Notes on the translation (3)
    • اگرچه برای «ولوطاً» باید فعل مقدری چون «اذکر» یا «اذکروا» یا «ارسلنا» در تقدیر گرفت، ولی چون این فعل در متن اصلی ظاهر نشده، در ترجمه نیز نباید بیاید.
    • معنای «فحشاء» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۹ سورهٔ بقره بیان شد.
    • با توجه به معرفه بودن «الفاحشة» ترجمهٔ آن توسط اغلب مترجمان به «کار زشتی که...» دقیق نیست.
    Proposed in post #3063 · 19 Sept 2025
  81. 81

    إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ ٱلرِّجَالَ شَهْوَةًۭ مِّن دُونِ ٱلنِّسَآءِ ۚ بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌۭ مُّسْرِفُونَ ﴿٨١﴾

    بی‌تردید شما از روی شهوت به‌جای زنان به سراغ مردان می‌آیید؛ آری شما گروهی اهل زیاده‌روی هستید.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3063 · 19 Sept 2025
  82. 82

    وَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِۦٓ إِلَّآ أَن قَالُوٓا۟ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْيَتِكُمْ ۖ إِنَّهُمْ أُنَاسٌۭ يَتَطَهَّرُونَ ﴿٨٢﴾

    و پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: «از آبادیتان بیرونشان کنید که به‌راستی آنها مردمانی هستند که خود را پاکیزه می‌کنند!

    Notes on the translation (2)
    • معنای «قریة» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۸ سورهٔ بقره بیان شد.
    • واژهٔ «یتطهرون» در آیات دیگر قرآن نیز به‌معنای «پاک شدن یا پاک کردن خود» به‌کار رفته و در اینجا نیز باید همان‌گونه ترجمه شود. البته آنها این تعبیر را به‌عنوان تمسخر به‌کار می‌برده‌اند و منظورشان چیزی شبیه اصطلاحاتی چون «پاستوریزه بودن» یا «جانماز آب کشیدن» بوده است. به هر حال تعابیری چون «تظاهر به پاکی» یا «تنزه‌جویی» و امثال آن که اغلب مترجمان استفاده کرده‌اند با الفاظ آیه منطبق نیست.
    Proposed in post #3063 · 19 Sept 2025
  83. 83

    فَأَنجَيْنَٰهُ وَأَهْلَهُۥٓ إِلَّا ٱمْرَأَتَهُۥ كَانَتْ مِنَ ٱلْغَٰبِرِينَ ﴿٨٣﴾

    پس او و خانواده‌اش را نجات دادیم؛ جز همسرش که از باقی‌ماندگان بود.

    Notes on the translation (1)
    • مادهٔ «غبر» به‌معنی «باقی ماندن و مکث کردن» است.
    Proposed in post #3063 · 19 Sept 2025
  84. 84

    وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًۭا ۖ فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُجْرِمِينَ ﴿٨٤﴾

    و بر آنان بارانی باراندیم؛ پس بنگر سرانجام بزهکاران چگونه بود.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3063 · 19 Sept 2025
  85. 85

    وَإِلَىٰ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًۭا ۗ قَالَ يَٰقَوْمِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَٰهٍ غَيْرُهُۥ ۖ قَدْ جَآءَتْكُم بَيِّنَةٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ ۖ فَأَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَٱلْمِيزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا۟ ٱلنَّاسَ أَشْيَآءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَٰحِهَا ۚ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌۭ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٨٥﴾

    و به سوی مدین رفیقشان شعیب را؛ وی گفت: «ای قوم من، خدا را بندگی کنید که جز او معبودی ندارید. قطعاً دلیل روشنی از جانب خداوندگارتان نزدتان آمده است؛ پس پیمانه و وزن را کامل ادا کنید و از حق و حقوق مردم کم نگذارید و در زمین پس از سامان بخشیدنش فساد نکنید؛ آن برای شما بهتر است، اگر مؤمن باشید.

    Notes on the translation (3)
    • «أخ» در اصل به‌معنی «برادر» است، ولی وقتی برای اشاره به رابطهٔ نزدیک و دوستانه به‌کار می‌رود، بهتر است با تعابیری چون «رفیق» ترجمه شود.
    • «ایفاء» به‌معنی « به آخر رساندن و انجام کامل تعهد» است.
    • اگرچه «اشیاء» به‌معنی «چیزها» است، ولی در فارسی برای بیان مفهوم «أشیاء الناس» از تعابیری چون «حق و حقوق مردم» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #3063 · 19 Sept 2025
  86. 86

    وَلَا تَقْعُدُوا۟ بِكُلِّ صِرَٰطٍۢ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ مَنْ ءَامَنَ بِهِۦ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًۭا ۚ وَٱذْكُرُوٓا۟ إِذْ كُنتُمْ قَلِيلًۭا فَكَثَّرَكُمْ ۖ وَٱنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُفْسِدِينَ ﴿٨٦﴾

    و سر هر راهی ننشینید، در حالی که تهدید می‌کنید و کسی را که به خدا ایمان آورده از راه او باز می‌دارید و در پی انحراف آن برمی‌آیید؛ و یاد کنید آن‌گاه که اندک بودید و خدا بسیارتان کرد؛ و بنگرید سرانجام مفسدان چگونه بود.

    Notes on the translation (2)
    • «توعدون» و دو فعل بعدی حال از ضمیر جمع مخاطب در «لا تقعدوا» است و باید بر همان اساس ترجمه شود.
    • اگرچه «ایعاد» در اصل هم به‌معنی وعدهٔ مثبت دادن است و هم وعدهٔ منفی، ولی بیشتر با توجه به قرائن برای تهدید و ترساندن از امور قطعی منفی به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #3068 · 28 Sept 2025
  87. 87

    وَإِن كَانَ طَآئِفَةٌۭ مِّنكُمْ ءَامَنُوا۟ بِٱلَّذِىٓ أُرْسِلْتُ بِهِۦ وَطَآئِفَةٌۭ لَّمْ يُؤْمِنُوا۟ فَٱصْبِرُوا۟ حَتَّىٰ يَحْكُمَ ٱللَّهُ بَيْنَنَا ۚ وَهُوَ خَيْرُ ٱلْحَٰكِمِينَ ﴿٨٧﴾

    و اگر گروهی از شما به آنچه بدان فرستاده شده‌ام ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاوردند، صبر کنید تا خدا میان ما داوری کند و او بهترین داوران است.

    Notes on the translation (2)
    • توضیح معنای «حکم» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۸ سورهٔ نساء بیان شد.
    • نقل قولی که از آیهٔ ۸۵ آغاز شده بود در این آیه پایان یافت.
    Proposed in post #3068 · 28 Sept 2025
  88. 88

    ۞ قَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ ٱسْتَكْبَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦ لَنُخْرِجَنَّكَ يَٰشُعَيْبُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَكَ مِن قَرْيَتِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِى مِلَّتِنَا ۚ قَالَ أَوَلَوْ كُنَّا كَٰرِهِينَ ﴿٨٨﴾

    برخورداران از قومش که در پی بزرگی کردن بودند گفتند: «ای شعیب، یا قطعاً تو و کسانی را که با تو ایمان آورده‌اند از آبادیمان بیرون می‌کنیم، یا حتماً به آیین ما باز می‌گردید!» گفت: «حتی اگر ناخشنود باشیم؟!

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3068 · 28 Sept 2025
  89. 89

    قَدِ ٱفْتَرَيْنَا عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا إِنْ عُدْنَا فِى مِلَّتِكُم بَعْدَ إِذْ نَجَّىٰنَا ٱللَّهُ مِنْهَا ۚ وَمَا يَكُونُ لَنَآ أَن نَّعُودَ فِيهَآ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ رَبُّنَا ۚ وَسِعَ رَبُّنَا كُلَّ شَىْءٍ عِلْمًا ۚ عَلَى ٱللَّهِ تَوَكَّلْنَا ۚ رَبَّنَا ٱفْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِٱلْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ ٱلْفَٰتِحِينَ ﴿٨٩﴾

    اگر پس از آنکه خدا ما را از آیین شما نجات داد، به آن بازگردیم، قطعاً بر خدا دروغ بسته‌ایم و ما را نسزد که به آن بازگردیم، مگر آنکه خدا که خداوندگار ماست بخواهد؛ خداوندگار ما با دانش، همه چیز را در بر گرفته است؛ بر خدا تکیه و اعتماد کردیم. ای خداوندگار ما، میان ما و قوممان به حق داوری گشاینده‌ای فرما که تو بهترین گشایندگانی.

    Notes on the translation (1)
    • اگرچه برای «فتح» معنای «داوری» نیز ذکر شده است، ولی با توجه به کاربرد فراوان خود «حکم» در قرآن و تعبیر مشابه این آیه در دو آیه قبل، لازم است تفاوت تعابیر در ترجمه بازتاب داشته باشد؛ به‌ویژه آنکه «فتح» در اصل به‌معنی «گشودن» است و وقتی در «پیروزی» و «روشن‌سازی» و «داوری» و مانند آن به‌کار می‌رود، به گشوده شدن گره‌ها و تنگناها و مشکلات در چنین موقعیت‌هایی اشاره دارد؛ لذا از هر دو تعبیر در ترجمه استفاده شد تا این تفاوت نشان داده شود.
    Proposed in post #3068 · 28 Sept 2025
  90. 90

    وَقَالَ ٱلْمَلَأُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن قَوْمِهِۦ لَئِنِ ٱتَّبَعْتُمْ شُعَيْبًا إِنَّكُمْ إِذًۭا لَّخَٰسِرُونَ ﴿٩٠﴾

    و برخورداران از قومش که حق‌پوشی کرده بودند گفتند: «اگر از شعیب پیروی کنید، در این صورت قطعاً زیانکار خواهید بود.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3068 · 28 Sept 2025
  91. 91

    فَأَخَذَتْهُمُ ٱلرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا۟ فِى دَارِهِمْ جَٰثِمِينَ ﴿٩١﴾

    پس زمین‌لرزهٔ مهیب آنان را فرا گرفت و در سرایشان پیکرهایی به زمین افتاده شدند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3068 · 28 Sept 2025
  92. 92

    ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ شُعَيْبًۭا كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا۟ فِيهَا ۚ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ شُعَيْبًۭا كَانُوا۟ هُمُ ٱلْخَٰسِرِينَ ﴿٩٢﴾

    کسانی که شعیب را تکذیب کردند، گویی با رفاه در آن سکونت نداشتند؛ کسانی که شعیب را تکذیب کردند، هم ایشان زیانکار بودند.

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «غني» به معنای «بی‌نیازی» است؛ ولی از آنجا که محل سکونت از مهم‌ترین عوامل یا نشانه‌های بی‌نیازی به‌شمار می‌رود، این ماده برای مفهوم «سکونت» و «منزل» نیز به‌کار رفته است. با این حال به‌منظور توجه به تأثیر استفاده از این تعبیر به‌جای الفاظ دیگری که بر سکونت دلالت دارند، قید «با رفاه» نیز افزوده شد تا به «بی‌نیازی» نیز اشاره شده باشد.
    • «هُم» ضمیر فصل است و بر نوعی تأکید و انحصار دلالت دارد، لذا از تعبیر «هم ایشان‌» استفاده شد تا حدودی از این مفهوم منتقل شود.
    Proposed in post #3074 · 2 Oct 2025
  93. 93

    فَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَٰقَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَٰلَٰتِ رَبِّى وَنَصَحْتُ لَكُمْ ۖ فَكَيْفَ ءَاسَىٰ عَلَىٰ قَوْمٍۢ كَٰفِرِينَ ﴿٩٣﴾

    پس از آنان رویگردان شد و گفت: «ای قوم من، به راستی پیام‌های خداوندگارم را به شما رساندم و برایتان خیرخواهی کردم؛ پس چرا باید به‌خاطر قومی حق‌پوش اندوهگین و متأسف باشم؟

    Notes on the translation (2)
    • «آسى» از ریشهٔ «أسي» به‌معنای «اندوهگین و متأسف شدن» است.
    • «کیف» در اینجا با توجه به سیاق، مفهوم «لازم و ضروری نبودن» را بیان می‌کند. در تعابیر رایج فارسی برای این مفهوم از «چرا باید» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #3074 · 2 Oct 2025
  94. 94

    وَمَآ أَرْسَلْنَا فِى قَرْيَةٍۢ مِّن نَّبِىٍّ إِلَّآ أَخَذْنَآ أَهْلَهَا بِٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ ﴿٩٤﴾

    و در هیچ آبادی‌ای پیامبری را نفرستادیم، مگر اینکه اهل آن را به سختی و خسارت دیدن گرفتار کردیم، باشد که با فروتنی درخواست کنند.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3074 · 2 Oct 2025
  95. 95

    ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ ٱلسَّيِّئَةِ ٱلْحَسَنَةَ حَتَّىٰ عَفَوا۟ وَّقَالُوا۟ قَدْ مَسَّ ءَابَآءَنَا ٱلضَّرَّآءُ وَٱلسَّرَّآءُ فَأَخَذْنَٰهُم بَغْتَةًۭ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿٩٥﴾

    سپس به جای بدی، خوشی را جایگزین ساختیم تا اینکه بی‌توجهی کردند و گفتند: «به پدرانمان نیز خسارت و خوشی رسیده بود»، پس ناگهان در حالی که متوجه نبودند آنها را فرو گرفتیم.

    Notes on the translation (2)
    • اغلب مترجمان «عفوا» را به‌معنی «فراوان و انبوه شدند» گرفته‌اند، در حالی «عفو» در اصل به‌معنای «صرف نظر کردن و بی‌توجهی» است؛ ضمن اینکه فراوان شدن با مفهوم و سیاق آیه هماهنگی چندانی ندارد و منظور آیه این است که آنها به رفاه و خوشی‌هایی که نصیبشان شده بود بی‌توجهی کردند و شکرش را به‌جا نیاوردند.
    • «سرّاء» از مادهٔ «سرور» و به‌معنی «شادی و خوشی» است.
    Proposed in post #3074 · 2 Oct 2025
  96. 96

    وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ ٱلْقُرَىٰٓ ءَامَنُوا۟ وَٱتَّقَوْا۟ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَٰتٍۢ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ وَلَٰكِن كَذَّبُوا۟ فَأَخَذْنَٰهُم بِمَا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ ﴿٩٦﴾

    و اگر مردم آبادی‌ها ایمان می‌آوردند و پروا می‌کردند، قطعاً برکاتی را از آسمان و زمین بر آنان می‌گشودیم، ولی تکذیب کردند؛ پس آنان را به‌خاطر آنچه به‌دست می‌آوردند فرو گرفتیم.

    Notes on the translation (1)
    • «برکة» به‌معنی «افزونی در خوبی» است، ولی از آنجا که خود این واژه در فارسی کاربرد دارد، نیازی به ترجمهٔ آن نیست.
    Proposed in post #3074 · 2 Oct 2025
  97. 97

    أَفَأَمِنَ أَهْلُ ٱلْقُرَىٰٓ أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا بَيَٰتًۭا وَهُمْ نَآئِمُونَ ﴿٩٧﴾

    آیا مردم آبادی‌ها خیالشان از این راحت است که شبانگاهان در حالی که خوابیده‌اند، ناملایمات سختمان به سراغشان بیاید؟

    Notes on the translation (3)
    • معنای «بأس» نیز در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۷ سورهٔ بقره بیان شد.
    • معنای «بیتوتة» در ترجمهٔ آیهٔ ۴ همین سوره توضیح داده شد.
    • مادهٔ «أمن» در اصل به‌معنی «سکون نفس و رفع اضطراب» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «راحت بودن خیال» گفته می‌شود.
    Proposed in post #3074 · 2 Oct 2025
  98. 98

    أَوَأَمِنَ أَهْلُ ٱلْقُرَىٰٓ أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا ضُحًۭى وَهُمْ يَلْعَبُونَ ﴿٩٨﴾

    و آیا مردم آبادی‌ها خیالشان از این راحت است که هنگام روشنایی روز در حالی که بازی می‌کنند، ناملایمات سختمان به سراغشان بیاید؟

    Notes on the translation (1)
    • «ضحى» به‌معنای «زمان بالا آمدن خورشید و گسترش نور آن و روشن شدن روز» است.
    Proposed in post #3081 · 11 Oct 2025
  99. 99

    أَفَأَمِنُوا۟ مَكْرَ ٱللَّهِ ۚ فَلَا يَأْمَنُ مَكْرَ ٱللَّهِ إِلَّا ٱلْقَوْمُ ٱلْخَٰسِرُونَ ﴿٩٩﴾

    آیا خیالشان از نقشهٔ خدا راحت است؟ با اینکه جز گروه زیانکاران خیالشان از نقشهٔ خدا راحت نیست.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3081 · 11 Oct 2025
  100. 100

    أَوَلَمْ يَهْدِ لِلَّذِينَ يَرِثُونَ ٱلْأَرْضَ مِنۢ بَعْدِ أَهْلِهَآ أَن لَّوْ نَشَآءُ أَصَبْنَٰهُم بِذُنُوبِهِمْ ۚ وَنَطْبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ ﴿١٠٠﴾

    آیا برای کسانی که زمین را پس از اهلش به ارث می‌برند، این نکته هدایت‌بخش نبود که اگر بخواهیم، به سبب گناهانشان با آنها برخورد می‌کنیم؟ و بر دل‌هاشان قالب می‌زنیم، آن‌گاه دیگر نمی‌شنوند.

    Notes on the translation (3)
    • فاعل «یهد» جملهٔ «أن لو نشاء...» است که به تأویل مصدر می‌رود؛ ولی اغلب مترجمان به این نکته توجه نکرده و این جمله را مفعول هدایت در نظر گرفته و آیه را این‌گونه ترجمه کرده‌اند که وارثان زمین باید به این نکته هدایت شوند. این در حالی است که آیه می‌گوید این نکته باید آنها را هدایت کند.
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۰ سورهٔ آل‌عمران توضیح داده شد، «اصابة» به‌معنی «رسیدن و برخورد کامل» است؛ بنا بر این، تعابیری چون «گرفتار کردن» و مانند آن که اغلب مترجمان به‌کار برده‌اند دقیق نیست.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۵ سورهٔ نساء توضیح داده شد که «طبع» به‌معنی «قالب زدن» است، ولی اغلب مترجمان آن را با «ختم» و «مهر زدن» یکسان گرفته‌اند.
    Proposed in post #3081 · 11 Oct 2025
  101. 101

    تِلْكَ ٱلْقُرَىٰ نَقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنۢبَآئِهَا ۚ وَلَقَدْ جَآءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَمَا كَانُوا۟ لِيُؤْمِنُوا۟ بِمَا كَذَّبُوا۟ مِن قَبْلُ ۚ كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿١٠١﴾

    آن آبادی‌ها، برخی از خبرهایشان را برایت بازگو می‌کنیم؛ و به راستی فرستادگانشان دلایل روشن برایشان آورند، ولی آنان حاضر نبودند به آنچه پیشتر تکذیب کرده‌اند ایمان بیاورند؛ بدان‌سان خدا بر دل‌های حق‌پوشان قالب می‌زند.

    Notes on the translation (1)
    • «تلک» و «کذلک» به دور اشاره دارند و بر خلاف اغلب مترجمان که آنها را «این» و «این‌چنین» ترجمه می‌کنند، باید از معادل دقیق‌تری برایشان استفاده کرد.
    Proposed in post #3081 · 11 Oct 2025
  102. 102

    وَمَا وَجَدْنَا لِأَكْثَرِهِم مِّنْ عَهْدٍۢ ۖ وَإِن وَجَدْنَآ أَكْثَرَهُمْ لَفَٰسِقِينَ ﴿١٠٢﴾

    و بیشترشان را این‌گونه نیافتیم که پیمانی داشته باشند؛ و به راستی بیشترشان را نابه‌کار یافتیم.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3081 · 11 Oct 2025
  103. 103

    ثُمَّ بَعَثْنَا مِنۢ بَعْدِهِم مُّوسَىٰ بِـَٔايَٰتِنَآ إِلَىٰ فِرْعَوْنَ وَمَلَإِي۟هِۦ فَظَلَمُوا۟ بِهَا ۖ فَٱنظُرْ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُفْسِدِينَ ﴿١٠٣﴾

    آن‌گاه پس از ایشان موسی را با نشانه‌هایمان به‌سوی فرعون و برخوردارانش بر انگیختیم، ولی نسبت به آن نشانه‌ها ستم کردند؛ پس بنگر سرانجام مفسدان چگونه بود.

    Notes on the translation (2)
    • توضیح معنای «بعث» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴۶ سورهٔ بقره بیان شد.
    • با توجه به اینکه ضمیر «بها» به «آیات» باز می‌گردد و در فارسی این نکته قابل تشخیص نیست، ناچاریم مرجع ضمیر را در ترجمه ذکر کنیم.
    Proposed in post #3081 · 11 Oct 2025
  104. 104

    وَقَالَ مُوسَىٰ يَٰفِرْعَوْنُ إِنِّى رَسُولٌۭ مِّن رَّبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿١٠٤﴾

    و موسی گفت: «ای فرعون، به‌راستی من فرستاده‌ای از جانب خداوندگار جهانیانم.

    Proposed in post #3081 · 11 Oct 2025
  105. 105

    حَقِيقٌ عَلَىٰٓ أَن لَّآ أَقُولَ عَلَى ٱللَّهِ إِلَّا ٱلْحَقَّ ۚ قَدْ جِئْتُكُم بِبَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ فَأَرْسِلْ مَعِىَ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ﴿١٠٥﴾

    بر این نکته اصرار دارم که جز حقیقت را به خدا نسبت ندهم؛ به‌راستی برایتان دلیلی روشن از سوی خداوندگارتان آورده‌ام، پس بنی‌اسرائیل را با من روانه کن.

    Notes on the translation (1)
    • اغلب مترجمان و مفسران «حقیق علی» را به‌معنی «برای من سزاوار است» دانسته‌اند، ولی این معنی با قرائت نافع («حقیقٌ علیَّ») مطابقت دارد. اما اگر آیه را طبق قرائت حفص و بیشتر قاریان، «حقیق علی» بخوانیم، همان‌گونه که در لسان العرب آمده، این تعبیر را باید به‌معنی «حریص بودن بر چیزی» ترجمه کنیم.
    Proposed in post #3081 · 11 Oct 2025
  106. 106

    قَالَ إِن كُنتَ جِئْتَ بِـَٔايَةٍۢ فَأْتِ بِهَآ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ﴿١٠٦﴾

    گفت: «اگر در حدی هستی که با نشانه‌ای آمده‌ای، پس - اگر از راستگویانی - آن را بیاور.

    Notes on the translation (1)
    • به‌منظور بازتاب تفاوت «کنت جئت» با «قد جئت» و با توجه به اینکه «کان» می‌تواند به جایگاه وجودی اشاره داشته باشد، از تعبیر «در حدی هستی» استفاده شد.
    Proposed in post #3088 · 15 Oct 2025
  107. 107

    فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِىَ ثُعْبَانٌۭ مُّبِينٌۭ ﴿١٠٧﴾

    پس عصایش را افکند، که ناگهان آن، ماری عظیم‌الجثه و آشکار بود.

    Notes on the translation (2)
    • «ثعبان» به‌معنای «مار بزرگ» است که از «حیّة» بزرگ‌تر است و معمولاً برای مارهای بسیار بزرگ و نر به‌کار می‌رود. اگرچه واژهٔ «اژدها» نیز در زبان فارسی به همین معنا آمده، ولی با توجه به کاربرد بیشترش در مفهومی اساطیری، بهتر است از آن استفاده نکنیم.
    • اگر چه منظور از این جمله تبدیل شدن عصا به مار است، ولی با توجه به استفادهٔ آیه از تعبیر معادل «بودن»، در ترجمه نیز به‌جای «شدن» از همین تعبیر استفاده شد.
    Proposed in post #3088 · 15 Oct 2025
  108. 108

    وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِىَ بَيْضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ ﴿١٠٨﴾

    و دستش را بیرون کشید، که ناگهان آن، برای بینندگان سفید و درخشان بود.

    Notes on the translation (2)
    • معنای «نزع» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۷ همین سوره بیان شد.
    • «بیضاء» مؤنث «أبیض» به‌معنی «سفید» است، ولی با توجه به سیاق آیه و ذکر «درخشندگی» در کنار معنای آن در برخی منابع لغت، این مفهوم نیز خوب است در ترجمه بیاید.
    Proposed in post #3088 · 15 Oct 2025
  109. 109

    قَالَ ٱلْمَلَأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٌۭ ﴿١٠٩﴾

    برخورداران از قوم فرعون گفتند: «به‌راستی که این قطعاً جادوگری داناست.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3088 · 15 Oct 2025
  110. 110

    يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُمْ ۖ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ﴿١١٠﴾

    که می‌خواهد شما را از سرزمینتان بیرون کند؛ پس چه دستوری می‌دهید؟

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به اینکه این آیه ادامهٔ نقل قول از آیهٔ قبل و توضیح آن است، «که» به ابتدای آن افزوده شد تا ارتباطش با قبل مشخص باشد.
    Proposed in post #3088 · 15 Oct 2025
  111. 111

    قَالُوٓا۟ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِى ٱلْمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ ﴿١١١﴾

    گفتند: «به او و برادرش مهلت بده و در شهرها گردآورندگانی را گسیل دار.

    Notes on the translation (2)
    • «أرج» که در برخی روایات «أرجئه» خوانده شده، در هر دو صورت، فعل امر از «ارجاء» به معنای «به تأخیر انداختن» و «مهلت دادن» است.
    • «حاشرین» از ریشهٔ «حشر» به معنای «بر انگیختن و گرد آوردن است.
    Proposed in post #3088 · 15 Oct 2025
  112. 112

    يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَٰحِرٍ عَلِيمٍۢ ﴿١١٢﴾

    تا هر جادوگر دانایی را نزد تو آورند.

    Proposed in post #3088 · 15 Oct 2025
  113. 113

    وَجَآءَ ٱلسَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قَالُوٓا۟ إِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ ٱلْغَٰلِبِينَ ﴿١١٣﴾

    و جادوگران نزد فرعون آمدند؛ گفتند: «به‌راستی اگر ما خودمان پیروز باشیم، قطعاً پاداشی خواهیم داشت.

    Notes on the translation (1)
    • خوب است در ترجمه به «انّ» و «لام تأکید» و استفاده از «کنّا» به‌جای تعابیر دیگری که به‌معنی «پیروز شدن» است توجه شود.
    Proposed in post #3094 · 21 Oct 2025
  114. 114

    قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ لَمِنَ ٱلْمُقَرَّبِينَ ﴿١١٤﴾

    گفت: «آری، و شما در آن صورت قطعاً از بار یافتگان خواهید بود».

    Notes on the translation (1)
    • «مقرّب» در لغت به‌معنی «نزدیک‌شده» است و اگر چه خودش در فارسی کاربرد دارد، اما در ادبیات فارسی معمولاً برای مفهوم خواصّ و نزدیکان پادشاهان از تعبیر «بار یافتن» استفاده شده است.
    Proposed in post #3094 · 21 Oct 2025
  115. 115

    قَالُوا۟ يَٰمُوسَىٰٓ إِمَّآ أَن تُلْقِىَ وَإِمَّآ أَن نَّكُونَ نَحْنُ ٱلْمُلْقِينَ ﴿١١٥﴾

    گفتند: «ای موسی! تو می‌اندازی، یا ما کسانی باشیم که می‌اندازند؟».

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به اینکه «أن» فعل بعد از خود را به تأویل مصدر می‌برد، «أن تلقي» و «أن نکون» را نمی‌توان در اینجا تحت‌اللفظی ترجمه کرد و باید مقصود کنایی آنها را در نظر گرفت.
    Proposed in post #3094 · 21 Oct 2025
  116. 116

    قَالَ أَلْقُوا۟ ۖ فَلَمَّآ أَلْقَوْا۟ سَحَرُوٓا۟ أَعْيُنَ ٱلنَّاسِ وَٱسْتَرْهَبُوهُمْ وَجَآءُو بِسِحْرٍ عَظِيمٍۢ ﴿١١٦﴾

    گفت: «بیندازید». پس همین که انداختند، چشمان مردم را جادو کردند و آنان را به هراس وا داشتند و جادویی بزرگ به میان آوردند.

    Notes on the translation (1)
    • «استرهبوهم» از مادهٔ «رهب» به معنای «ترس» است و با توجه به اینکه باب استفعال مفهوم طلب و پیگیری را می‌رساند، در ترجمهٔ آن از تعبیر «وا داشتن» استفاده شد.
    Proposed in post #3094 · 21 Oct 2025
  117. 117

    ۞ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ أَنْ أَلْقِ عَصَاكَ ۖ فَإِذَا هِىَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ﴿١١٧﴾

    و به موسی وحی کردیم: «عصای خود را بینداز»، پس ناگهان شروع کرد به بلعیدن آنچه وارونه می‌نمودند.

    Notes on the translation (3)
    • با توجه به مضارع بودن فعل «تلقف» و «یأفکون» در سیاق ماضی، بر خلاف ترجمهٔ اغلب مترجمان، باید آنها را به گونه‌ای ترجمه کرد که بر شروع و استمرار نیز دلالت داشته باشند.
    • مادهٔ «لقف» که به‌معنی «فرو گرفتن سریع» و «محو یک‌باره» است، در منابع لغت برای «بلعیدن» نیز به کار رفته است.
    • اغلب مترجمان «یأفکون» را «بر بافتن» و «دروغ ساختن» و مانند آن ترجمه کرده‌اند؛ این در حالی است که اینها ترجمهٔ «یفترون» است. در ترجمهٔ آیهٔ ۷۵ سورهٔ مائده توضیح دادیم که «افک» به‌معنی «دگرگون ساختن و زیر و رو کردن» است.
    Proposed in post #3094 · 21 Oct 2025
  118. 118

    فَوَقَعَ ٱلْحَقُّ وَبَطَلَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿١١٨﴾

    پس حق ثابت شد و آنچه انجام می‌دادند باطل گردید.

    Notes on the translation (1)
    • مادهٔ «وقع» به‌معنی «ثابت و مستقر شدن» نیز آمده است.
    Proposed in post #3094 · 21 Oct 2025
  119. 119

    فَغُلِبُوا۟ هُنَالِكَ وَٱنقَلَبُوا۟ صَٰغِرِينَ ﴿١١٩﴾

    پس آنجا بود که شکست خوردند و به حالتی خوارشده بازگشتند.

    Notes on the translation (1)
    • «صاغرین» حال است و «انقلاب» معنای «دگرگونی همراه با بازگشت» را بیان می‌کند.
    Proposed in post #3094 · 21 Oct 2025
  120. 120

    وَأُلْقِىَ ٱلسَّحَرَةُ سَٰجِدِينَ ﴿١٢٠﴾

    و جادوگران بی‌اختیار به سجده افتادند.

    Notes on the translation (1)
    • تعبیر «بی‌اختیار» را می‌توان از مجهول بودن «ألقی» و مشخص نبودن عامل سجدهٔ آنها به‌دست آورد.
    Proposed in post #3094 · 21 Oct 2025
  121. 121

    قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿١٢١﴾

    گفتند: «ما به خداوندگار جهانیان ایمان آوردیم».

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3096 · 25 Oct 2025
  122. 122

    رَبِّ مُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ﴿١٢٢﴾

    خداوندگار موسی و هارون.

    Proposed in post #3096 · 25 Oct 2025
  123. 123

    قَالَ فِرْعَوْنُ ءَامَنتُم بِهِۦ قَبْلَ أَنْ ءَاذَنَ لَكُمْ ۖ إِنَّ هَٰذَا لَمَكْرٌۭ مَّكَرْتُمُوهُ فِى ٱلْمَدِينَةِ لِتُخْرِجُوا۟ مِنْهَآ أَهْلَهَا ۖ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿١٢٣﴾

    فرعون گفت: «پیش از آنکه به شما اجازه دهم، به او ایمان آوردید؟! این قطعاً نقشه‌ای است که دربارهٔ شهر کشیده‌اید تا اهلش را از آن بیرون کنید؛ پس خواهید دانست.

    Notes on the translation (3)
    • با توجه به اینکه در جملهٔ «آمنتم...» استفهامی بودن از لحن خواندن مشخص می‌شود و «هل» ذکر نشده، بهتر است در ترجمه نیز «آیا» نیاید.
    • معنای «مکر» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۴ سورهٔ آل‌عمران توضیح داده شد.
    • اغلب مترجمان «في المدینة» را «در شهر» ترجمه کرده‌اند، ولی به‌نظر می‌رسد منظور آیه این نیست که نقشه در چه محلی طراحی شده، بلکه منظور این است که دربارهٔ شهر نقشه کشیده‌اید.
    Proposed in post #3096 · 25 Oct 2025
  124. 124

    لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَٰفٍۢ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٢٤﴾

    حتماً حتماً دست‌ها و پاهایتان را بر خلاف جهت یکدیگر قاطعانه خواهم برید، سپس حتماً حتماً همگی شما را به‌سختی به صلیب خواهم کشید».

    Notes on the translation (2)
    • با توجه تکرار تأکید با لام ابتدای فعل و نون ثقیلهٔ آخر آن، در ترجمه از تعبیر «حتماً حتماً» استفاده شد.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۷ سورهٔ نساء توضیح داده شد که بر خلاف نظر اغلب مترجمان، «تصلیب» به‌معنی «به دار آویختن» نیست. از آنجا که «صَلَبَ» را «به صلیب کشید» ترجمه می‌کنیم، «صَلَّب» که بر شدّت عمل دلالت دارد را باید «به‌سختی به صلیب کشید» ترجمه کنیم؛ همان‌گونه که برای نشان دادن تفاوت «قَتَلَ» و «قَتَّلَ» از تعبیر «با شدت عمل» استفاده کردیم.
    Proposed in post #3096 · 25 Oct 2025
  125. 125

    قَالُوٓا۟ إِنَّآ إِلَىٰ رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ﴿١٢٥﴾

    گفتند: «به‌راستی ما به‌سوی خداوندگارمان باز می‌گردیم.

    Proposed in post #3096 · 25 Oct 2025
  126. 126

    وَمَا تَنقِمُ مِنَّآ إِلَّآ أَنْ ءَامَنَّا بِـَٔايَٰتِ رَبِّنَا لَمَّا جَآءَتْنَا ۚ رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًۭا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ ﴿١٢٦﴾

    و با ما برخورد نمی‌کنی مگر به این خاطر که وقتی نشانه‌های خداوندگارمان نزدمان آمد، به آنها ایمان آوردیم. ای خداوندگار ما، ما را از شکیبایی سرشار فرما و جانمان را در حالی که تسلیم باشیم بگیر».

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #3096 · 25 Oct 2025
  127. 127

    وَقَالَ ٱلْمَلَأُ مِن قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَتَذَرُ مُوسَىٰ وَقَوْمَهُۥ لِيُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَءَالِهَتَكَ ۚ قَالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنَآءَهُمْ وَنَسْتَحْىِۦ نِسَآءَهُمْ وَإِنَّا فَوْقَهُمْ قَٰهِرُونَ ﴿١٢٧﴾

    و برخورداران از قوم فرعون گفتند: «آیا به موسی و قومش توجهی نمی‌کنی تا در زمین فساد انگیزند و به تو و خدایانت بی‌توجهی کند؟» گفت: «پسران آنان را با شدت عمل خواهیم کشت و زنانشان را زنده نگه خواهیم داشت؛ و البته ما بر فراز آنان چیره‌ایم».

    Notes on the translation (2)
    • «تذر» و «یذر» از مادهٔ «وذر» به‌معنی «بی‌توجهی کردن» است و با توجه به اینکه در هر دو بخش آیه از این ماده استفاده شده باید در ترجمهٔ آنها نیز از تعابیری مشابه استفاده کرد. البته بسیاری از مترجمان به مفرد بودن فعل «یذرک» توجه نکرده و آن را نیز همانند «یفسدوا» به «قوم» نسبت داده‌اند؛ این در حالی است که فاعل این فعل فقط «موسی» است.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۳۳ سورهٔ مائده توضیحی دربارهٔ تفاوت «قتل» و «تقتیل» ارائه شد.
    Proposed in post #3096 · 25 Oct 2025
  128. 128

    قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ ٱسْتَعِينُوا۟ بِٱللَّهِ وَٱصْبِرُوٓا۟ ۖ إِنَّ ٱلْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ ۖ وَٱلْعَٰقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿١٢٨﴾

    موسی به قومش گفت: «از خدا یاری بجویید و شکیبا باشید که به‌راستی این سرزمین از آنِ خداست و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد به ارث می‌رساند و سرانجامِ کار، از آنِ پرواپیشگان خواهد بود.

    Notes on the translation (2)
    • با توجه به آمدن الف و لام تعریف بر سر «أرض»، همانند آیات مشابه، در این آیه نیز این واژه برای اشاره به سرزمینی خاص و مقدس به‌کار رفته است.
    • «ایراث» به‌معنای «منتقل کردن مالی از شخصی که درگذشته به فردی دیگر» است و با «بخشیدن» و «واگذار کردن» و مانند آن که برخی از مترجمان استفاده کرده‌اند متفاوت است.
    Proposed in post #3101 · 30 Oct 2025
  129. 129

    قَالُوٓا۟ أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِيَنَا وَمِنۢ بَعْدِ مَا جِئْتَنَا ۚ قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِى ٱلْأَرْضِ فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ﴿١٢٩﴾

    گفتند: «چه پیش از آنکه نزد ما بیایی و چه پس از آنکه آمدی آزار دیدیم.» گفت: «امید است خداوندگارتان دشمنتان را نابود کند و شما را در این سرزمین جانشین سازد، تا بنگرد چگونه عمل می‌کنید.

    Notes on the translation (1)
    • الف و لام در «الارض» برای عهد و اشاره به سرزمینی خاص است.
    Proposed in post #3101 · 30 Oct 2025
  130. 130

    وَلَقَدْ أَخَذْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ بِٱلسِّنِينَ وَنَقْصٍۢ مِّنَ ٱلثَّمَرَٰتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿١٣٠﴾

    و به‌راستی خاندان فرعون را با خشکسالی و کمبودی از نظر محصولات فرو گرفتیم؛ باشد که توجه کنند.

    Notes on the translation (4)
    • «السنین» جمع «سنة» از مادهٔ «سنو» و در اصل به‌معنی «تغییر و تحول» است و بر همین اساس برای اشاره به «سال» از آن جهت که تحولی در دورهٔ زمانی است، از این واژه استفاده می‌شود و برای «خشکسالی» نیز که نوعی دگرگونی در شرایط زمانی است به‌کار می‌رود.
    • «ثمرة» لزوماً به‌معنی «میوه» نیست، بلکه «هر نوع محصولی که از گیاهان می‌روید» را شامل می‌شود.
    • «من» بیانیه است و باید با تعابیری چون «از قبیل» و «از نظر» ترجمه شود.
    • توضیح معنای «متذکر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #3101 · 30 Oct 2025
  131. 131

    فَإِذَا جَآءَتْهُمُ ٱلْحَسَنَةُ قَالُوا۟ لَنَا هَٰذِهِۦ ۖ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌۭ يَطَّيَّرُوا۟ بِمُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُۥٓ ۗ أَلَآ إِنَّمَا طَٰٓئِرُهُمْ عِندَ ٱللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٣١﴾

    پس هرگاه خوشی به سراغشان می‌آمد می‌گفتند: «این فقط از آنِ ماست.» و اگر بدی به آنان می‌رسید، موسی و کسانی را که با او بودند بدشگون می‌دانستند؛ آگاه باشید که شگونِ نیک و بدشان تنها نزد خداست؛ ولی بیشترشان نمی‌دانند.

    Notes on the translation (2)
    • مقدم شدن «لنا» بر «هذه» بیانگر انحصار است.
    • «طائر» به‌معنی «پرنده» است و از آنجا که اعراب، بر اساس جهت حرکت پرندگان، فال نیک و بد می‌زدند، این واژه به اصطلاحی برای مفهوم «شگون خوب و بد» تبدیل شده است. روش اغلب مترجمان در ترجمهٔ این تعبیر به «سرنوشت» یا «اعمال نیک و بد» و ترجمهٔ متفاوت آن در آیات مختلف قرآن، درست به‌نظر نمی‌رسد.
    Proposed in post #3101 · 30 Oct 2025
  132. 132

    وَقَالُوا۟ مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِۦ مِنْ ءَايَةٍۢ لِّتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿١٣٢﴾

    و گفتند: «هر چقدر هم چیزی به‌عنوان نشانه برایمان بیاوری که ما را با آن جادو کنی، ما به تو اعتماد نخواهیم کرد.

    Notes on the translation (2)
    • «مهما» در اصل «ما ما» بوده که اولی برای شرط و دومی موصوله است.
    • اغلب مترجمان «فما نحن لک بمؤمنین» را «به تو ایمان نخواهیم آورد.» ترجمه کرده‌اند؛ در حالی که این تعبیر ترجمهٔ «فما نحن بک بمؤمنین» است و باید به تفاوت «با» با «لام» توجه داشت.
    Proposed in post #3101 · 30 Oct 2025
  133. 133

    فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ ٱلطُّوفَانَ وَٱلْجَرَادَ وَٱلْقُمَّلَ وَٱلضَّفَادِعَ وَٱلدَّمَ ءَايَٰتٍۢ مُّفَصَّلَٰتٍۢ فَٱسْتَكْبَرُوا۟ وَكَانُوا۟ قَوْمًۭا مُّجْرِمِينَ ﴿١٣٣﴾

    پس بر آنان طوفان و ملخ و شپشک‌ها و قورباغه‌ها و خون را به‌عنوان نشانه‌هایی جداگانه فرستادیم؛ ولی در پی بزرگی کردن بر آمدند؛ و آنها گروهی بزهکار بودند.

    Notes on the translation (3)
    • «قمّل» جمع «قامل» به هر «حشره یا حیوان ریزی که در محیط آلوده تکثیر می‌شود» اطلاق می‌گردد و اعم از «شپش» و «کنه» و آفات محصولات زراعی است. بر این اساس از تعبیر «شپشک‌ها» استفاده شد که در محصولات زراعی نیز کاربرد دارد.
    • «استکبار» در لغت به‌معنی «در پی بزرگ بودن یا بزرگی‌طلبی» است.
    • توضیح معنای «مجرم» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ سورهٔ انعام بیان شد.
    Proposed in post #3101 · 30 Oct 2025
  134. 134

    وَلَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ ٱلرِّجْزُ قَالُوا۟ يَٰمُوسَى ٱدْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِندَكَ ۖ لَئِن كَشَفْتَ عَنَّا ٱلرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَلَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ﴿١٣٤﴾

    و هنگامی که عذاب هول‌آور بر سرشان آمد، گفتند: «ای موسی، بر اساس آن پیمانی که خداوندگارت نزد تو دارد، به‌خاطر ما از او بخواه که اگر عذاب هول‌آور را از ما برطرف کنی حتماً حتماً به تو اعتماد می‌کنیم و حتماً حتماً بنی‌اسرائیل را با تو روانه می‌سازیم.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #3106 · 4 Nov 2025
  135. 135

    فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ ٱلرِّجْزَ إِلَىٰٓ أَجَلٍ هُم بَٰلِغُوهُ إِذَا هُمْ يَنكُثُونَ ﴿١٣٥﴾

    پس چون عذاب هول‌آور را - تا مهلت مشخصی که به آن می‌رسیدند - از آنان برطرف ساختیم، فوراً شروع به پیمان‌شکنی کردند.

    Notes on the translation (2)
    • «أجل» به‌معنی «وقت معیّن از قبل مشخص‌شده» است.
    • «اذا هم» در این سیاق، بیانگر «ناگهانی و فوری بودن» و «ینکثون» با توجه به مضارع بودن، بیانگر شروع و استمرار است.
    Proposed in post #3106 · 4 Nov 2025
  136. 136

    فَٱنتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَٰهُمْ فِى ٱلْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا وَكَانُوا۟ عَنْهَا غَٰفِلِينَ ﴿١٣٦﴾

    پس آنان را مؤاخذه و مجازات کردیم و به‌سبب آنکه نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آنها غافل بودند، در دریای عمیق غرقشان کردیم.

    Notes on the translation (2)
    • معنای «انتقام» در ترجمهٔ آیهٔ ۴ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    • «اليَمّ» از ریشهٔ سریانی و عبری به‌معنای «دریا» است و تفاوتش با «بحر» این است که در اولی، عمق و در دومی، گستردگی و کثرت در نظر گرفته شده است.
    Proposed in post #3106 · 4 Nov 2025
  137. 137

    وَأَوْرَثْنَا ٱلْقَوْمَ ٱلَّذِينَ كَانُوا۟ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَٰرِقَ ٱلْأَرْضِ وَمَغَٰرِبَهَا ٱلَّتِى بَٰرَكْنَا فِيهَا ۖ وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ ٱلْحُسْنَىٰ عَلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ بِمَا صَبَرُوا۟ ۖ وَدَمَّرْنَا مَا كَانَ يَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَقَوْمُهُۥ وَمَا كَانُوا۟ يَعْرِشُونَ ﴿١٣٧﴾

    و خاورها و باخترهای سرزمینی را که در آن برکت قرار دادیم، به گروهی که به زبونی کشیده می‌شدند به ارث رساندیم؛ و به‌خاطر صبری که داشتند، کلمهٔ نیکوی خداوندگارت بر بنی‌اسرائیل قطعیت یافت. و آنچه را که فرعون و قومش می‌ساختند و آنچه را که برمی‌افراشتند ویران کردیم.

    Notes on the translation (5)
    Proposed in post #3106 · 4 Nov 2025
  138. 138

    وَجَٰوَزْنَا بِبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ٱلْبَحْرَ فَأَتَوْا۟ عَلَىٰ قَوْمٍۢ يَعْكُفُونَ عَلَىٰٓ أَصْنَامٍۢ لَّهُمْ ۚ قَالُوا۟ يَٰمُوسَى ٱجْعَل لَّنَآ إِلَٰهًۭا كَمَا لَهُمْ ءَالِهَةٌۭ ۚ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌۭ تَجْهَلُونَ ﴿١٣٨﴾

    و بنی‌اسرائیل را از دریا عبور دادیم، پس بر گروهی گذشتند که بر گرد بت‌هایی که داشتند ملتزم می‌مانند؛ گفتند: «ای موسی، همان‌گونه که آنها معبودهایی دارند، برای ما هم معبودی قرار بده.» گفت: «به‌راستی شما گروهی هستید که نادانی می‌کنید.

    Notes on the translation (1)
    • «عُکوف» به‌معنای «اقامت و التزام در اطراف یک چیز» است.
    Proposed in post #3106 · 4 Nov 2025
  139. 139

    إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ مُتَبَّرٌۭ مَّا هُمْ فِيهِ وَبَٰطِلٌۭ مَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿١٣٩﴾

    به‌راستی آنچه ایشان در آنند، درهم‌شکسته است و آنچه انجام می‌دادند باطل است.

    Notes on the translation (1)
    • «مُتَبَّرٌ» اسم مفعول از ریشهٔ «تبر» به‌معنای «در هم شکسته و نابود و تباه شدن» است.
    Proposed in post #3106 · 4 Nov 2025
  140. 140

    قَالَ أَغَيْرَ ٱللَّهِ أَبْغِيكُمْ إِلَٰهًۭا وَهُوَ فَضَّلَكُمْ عَلَى ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿١٤٠﴾

    گفت: «آیا جز خدا معبودی برایتان بجویم، با آنکه او بر جهانیان برتریتان داده است؟

    Proposed in post #3106 · 4 Nov 2025
  141. 141

    وَإِذْ أَنجَيْنَٰكُم مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ ۖ يُقَتِّلُونَ أَبْنَآءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَآءَكُمْ ۚ وَفِى ذَٰلِكُم بَلَآءٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌۭ ﴿١٤١﴾

    و آن‌گاه که شما را از آل فرعون رهایی بخشیدیم، که بد عذابی را بر شما تحمیل می‌کردند؛ پسرانتان را با شدت عمل می‌کشتند و زنانتان را زنده نگه می‌داشتند؛ که در آن، بلایی سترگ از جانب خداوندگارتان بود.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3109 · 9 Nov 2025
  142. 142

    ۞ وَوَٰعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَٰثِينَ لَيْلَةًۭ وَأَتْمَمْنَٰهَا بِعَشْرٍۢ فَتَمَّ مِيقَٰتُ رَبِّهِۦٓ أَرْبَعِينَ لَيْلَةًۭ ۚ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَٰرُونَ ٱخْلُفْنِى فِى قَوْمِى وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ ٱلْمُفْسِدِينَ ﴿١٤٢﴾

    و با موسی سی شب قرار گذاشتیم و با یک دهه کاملش کردیم، پس موعد مشخص خداوندگارش چهل شب کامل شد؛ و موسی به برادرش هارون گفت: «در میان قومم جانشین من باش و به اصلاح بپرداز و راه مفسدان را پیروی مکن.

    Notes on the translation (2)
    • با توجه به اینکه «لیلة» بعد از «بعشر» تکرار نشده، بهتر است «شب» را در ترجمه تکرار نکنیم.
    • «میقات» از مادهٔ «وقت» به‌معنی «زمان مشخص و محدود شده» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «موعد مشخص» می‌گویند.
    Proposed in post #3109 · 9 Nov 2025
  143. 143

    وَلَمَّا جَآءَ مُوسَىٰ لِمِيقَٰتِنَا وَكَلَّمَهُۥ رَبُّهُۥ قَالَ رَبِّ أَرِنِىٓ أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَىٰنِى وَلَٰكِنِ ٱنظُرْ إِلَى ٱلْجَبَلِ فَإِنِ ٱسْتَقَرَّ مَكَانَهُۥ فَسَوْفَ تَرَىٰنِى ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُۥ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُۥ دَكًّۭا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًۭا ۚ فَلَمَّآ أَفَاقَ قَالَ سُبْحَٰنَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١٤٣﴾

    و چون موسی برای موعدی که مشخص کرده بودیم آمد و خداوندگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «ای خداوندگار من، نشانم بده تا به تو بنگرم.» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید، ولی به این کوه بنگر؛ پس اگر در جای خود برقرار ماند، مرا خواهی دید.» پس همین که خداوندگارش جنبه‌هایی از خود را بر کوه آشکار ساخت، آن را متلاشی کرد و موسی بیهوش افتاد؛ پس چون به هوش آمد، گفت: «تو پاک و منزهی، به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمنم.

    Notes on the translation (4)
    • «تجلی» به‌معنی «آشکار کردن جنبه‌هایی مخفی از خود» است.
    • «دکّ» به‌معنی «از هم پاشیدن بر اثر ضربهٔ سنگین» است که به آن «متلاشی شدن» می‌گویند.
    • «صعق» در اصل به‌معنی «صدای تند و شدید» است و بر همین اساس برای «صاعقه» به‌کار می‌رود. این ماده برای «حالت بیهوشی ناشی از شوک صدای شدید» نیز استفاده شده است.
    • «افاقه» از مادهٔ «فوق» در اصل به‌معنی «بلند کردن خود یا دیگری» است که برای «بلند شدن پس از حالت بیهوشی» به‌کار رفته است.
    Proposed in post #3109 · 9 Nov 2025
  144. 144

    قَالَ يَٰمُوسَىٰٓ إِنِّى ٱصْطَفَيْتُكَ عَلَى ٱلنَّاسِ بِرِسَٰلَٰتِى وَبِكَلَٰمِى فَخُذْ مَآ ءَاتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ ٱلشَّٰكِرِينَ ﴿١٤٤﴾

    گفت: «ای موسی، به‌راستی تو را با پیام‌هایم و با سخن گفتنم از میان مردم برگزیدم؛ پس آنچه را به تو دادم بر گیر و از قدرشناسان باش.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3109 · 9 Nov 2025
  145. 145

    وَكَتَبْنَا لَهُۥ فِى ٱلْأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَىْءٍۢ مَّوْعِظَةًۭ وَتَفْصِيلًۭا لِّكُلِّ شَىْءٍۢ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍۢ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا۟ بِأَحْسَنِهَا ۚ سَأُو۟رِيكُمْ دَارَ ٱلْفَٰسِقِينَ ﴿١٤٥﴾

    و در آن لوح‌ها هر چیزی را که پندآموز بود و همه چیز را جداگانه بیان می‌کرد، برایش نوشتیم؛ پس آن را محکم بگیر و به قومت فرمان بده که نیکوترینش را بر گیرند. به‌زودی سرای نابه‌کاران را نشانتان خواهم داد.

    Notes on the translation (4)
    • «الواح» جمع «لوح» به‌معنی «صفحه‌های محکم برای نوشتن» است و خودش در فارسی کاربرد دارد.
    • «من» در این آیه بیانیه است و جنبهٔ تأکیدی دارد؛ لذا «کل شيء» معنای مفعولی پیدا می‌کند.
    • «موعظة وتفصیلاً» حال است و باید بر همان اساس ترجمه شود.
    • معنای «فسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #3109 · 9 Nov 2025
  146. 146

    سَأَصْرِفُ عَنْ ءَايَٰتِىَ ٱلَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِى ٱلْأَرْضِ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ وَإِن يَرَوْا۟ كُلَّ ءَايَةٍۢ لَّا يُؤْمِنُوا۟ بِهَا وَإِن يَرَوْا۟ سَبِيلَ ٱلرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًۭا وَإِن يَرَوْا۟ سَبِيلَ ٱلْغَىِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًۭا ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا وَكَانُوا۟ عَنْهَا غَٰفِلِينَ ﴿١٤٦﴾

    به‌زودی کسانی را که در زمین به ناحق تکبر می‌ورزند، از نشانه‌هایم رویگردان می‌سازم؛ و اگر هر نشانه‌ای را ببینند، به آن ایمان نمی‌آورند؛ و اگر راه خیر و صلاح را ببینند، آن را به‌عنوان راه بر نمی‌گزینند؛ و اگر راه شر و فساد را ببینند، آن را به‌عنوان راه بر می‌گزینند. آن به این خاطر است که نشانه‌های ما را دروغ شمردند و از آنها غافل بودند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3115 · 15 Nov 2025
  147. 147

    وَٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا وَلِقَآءِ ٱلْءَاخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمَٰلُهُمْ ۚ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿١٤٧﴾

    و کسانی که نشانه‌های ما و دیدار سرای واپسین را دروغ شمردند، اعمالشان از اعتبار افتاد؛ آیا به سزایی جز آنچه انجام می‌دادند می‌رسند؟

    Notes on the translation (1)
    • «حبط» به‌معنی «سقوط و محو شدن» است.
    Proposed in post #3115 · 15 Nov 2025
  148. 148

    وَٱتَّخَذَ قَوْمُ مُوسَىٰ مِنۢ بَعْدِهِۦ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًۭا جَسَدًۭا لَّهُۥ خُوَارٌ ۚ أَلَمْ يَرَوْا۟ أَنَّهُۥ لَا يُكَلِّمُهُمْ وَلَا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا ۘ ٱتَّخَذُوهُ وَكَانُوا۟ ظَٰلِمِينَ ﴿١٤٨﴾

    و قوم موسی پس از او از زیورهایشان گوساله‌ای را برگزیدند که پیکری بود و صدای خفیف و کشیده‌ای داشت؛ آیا ندیدند که با آنها سخن نمی‌گوید و به هیچ راهی راهبریشان نمی‌کند؟! آن را برگزیدند در حالی که ستمکار بودند.

    Notes on the translation (1)
    • «خُوار» در اصل به‌معنی «ضعیف و خفیف» است و برای «صدای خفیف» و به‌صورت خاص برای «صدای خفیف و کشیدهٔ گاو نر» نیز به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #3115 · 15 Nov 2025
  149. 149

    وَلَمَّا سُقِطَ فِىٓ أَيْدِيهِمْ وَرَأَوْا۟ أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا۟ قَالُوا۟ لَئِن لَّمْ يَرْحَمْنَا رَبُّنَا وَيَغْفِرْ لَنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلْخَٰسِرِينَ ﴿١٤٩﴾

    و چون احساس پشیمانی شدید در دستانشان فرو ریخت و دیدند که گمراه شده‌اند، گفتند: «اگر خداوندگارمان رحممان نکند و ما را نیامرزد، حتماً حتماً از زیانکاران خواهیم بود.

    Notes on the translation (1)
    • «سقط فی أیدیهم» اصطلاحی خاص است که برای اشاره به «پشیمانی شدید» به‌کار می‌رود. بر اساس توضیح منابع لغوی، استفاده از این تعبیر از آن جهت است که در هنگام پشیمانی شدید، دست‌ها سست می‌شود و گویا چیزی در آنها می‌افتد. بر این اساس بهتر است در ترجمه از تعبیری استفاده کنیم که این نکته را در بر داشته باشد.
    Proposed in post #3115 · 15 Nov 2025
  150. 150

    وَلَمَّا رَجَعَ مُوسَىٰٓ إِلَىٰ قَوْمِهِۦ غَضْبَٰنَ أَسِفًۭا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِى مِنۢ بَعْدِىٓ ۖ أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ ۖ وَأَلْقَى ٱلْأَلْوَاحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُۥٓ إِلَيْهِ ۚ قَالَ ٱبْنَ أُمَّ إِنَّ ٱلْقَوْمَ ٱسْتَضْعَفُونِى وَكَادُوا۟ يَقْتُلُونَنِى فَلَا تُشْمِتْ بِىَ ٱلْأَعْدَآءَ وَلَا تَجْعَلْنِى مَعَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿١٥٠﴾

    و چون موسی خشمگین و اندوهگین به‌سوی قومش بازگشت، گفت: «پس از من چه بد برایم جانشینی کردید؛ آیا نسبت به فرمان خداوندگارتان شتابکاری کردید؟» و آن لوح‌ها را افکند و سر برادرش را، در حالی که به‌سوی خودش می‌کشیدش، گرفت. گفت: «ای پسر مادرم، به‌راستی این قوم مرا به زبونی کشاندند و نزدیک بود مرا بکشند؛ پس دشمن‌شادم مکن و مرا همراه گروه ستمکاران قرار مده.

    Notes on the translation (1)
    • «شمت» به‌معنای «اظهار شادی به‌خاطر رسیدن بدی به کسی» است و «اشمات» یعنی «انجام کاری که مشکلی ایجاد کند و باعث ابراز شادی دیگران در برابر آن شود». این مفهوم در فارسی با تعبیر «دشمن شاد کردن» به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #3115 · 15 Nov 2025
  151. 151

    قَالَ رَبِّ ٱغْفِرْ لِى وَلِأَخِى وَأَدْخِلْنَا فِى رَحْمَتِكَ ۖ وَأَنتَ أَرْحَمُ ٱلرَّٰحِمِينَ ﴿١٥١﴾

    گفت: «ای خداوندگارم، من و برادرم را بیامرز و ما را در رحمت خود وارد ساز که تو مهربان‌ترینِ مهربانانی.

    Proposed in post #3115 · 15 Nov 2025
  152. 152

    إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ ٱلْعِجْلَ سَيَنَالُهُمْ غَضَبٌۭ مِّن رَّبِّهِمْ وَذِلَّةٌۭ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُفْتَرِينَ ﴿١٥٢﴾

    به‌راستی کسانی که گوساله را برگزینند، به‌زودی خشمی از جانب خداوندگارشان و ذلتی در زندگی دنیا دامنگیرشان خواهد شد؛ و بدان‌سان دروغ‌بافان را مجازات می‌کنیم.

    Notes on the translation (2)
    • اگرچه فعل «اتخذوا» برای زمان گذشته است، اما با توجه به «سینالهم» که به آینده اشاره دارد، باید مجموع جمله را بیانگر اصلی همیشگی در نظر گرفت، و نه گزارشی از گذشته.
    • نکره بودن «غضب» و «ذلة» باید در ترجمه لحاظ شود.
    Proposed in post #3121 · 18 Nov 2025
  153. 153

    وَٱلَّذِينَ عَمِلُوا۟ ٱلسَّيِّـَٔاتِ ثُمَّ تَابُوا۟ مِنۢ بَعْدِهَا وَءَامَنُوٓا۟ إِنَّ رَبَّكَ مِنۢ بَعْدِهَا لَغَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿١٥٣﴾

    و کسانی که کارهای ناشایست انجام دهند، آن‌گاه پس از آن توبه کنند و ایمان آورند، به‌راستی خداوندگارت پس از آن آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (1)
    • در این آیه نیز با وجود گذشته بودن زمان افعال، حقیقتی همیشگی بیان می‌شود.
    Proposed in post #3121 · 18 Nov 2025
  154. 154

    وَلَمَّا سَكَتَ عَن مُّوسَى ٱلْغَضَبُ أَخَذَ ٱلْأَلْوَاحَ ۖ وَفِى نُسْخَتِهَا هُدًۭى وَرَحْمَةٌۭ لِّلَّذِينَ هُمْ لِرَبِّهِمْ يَرْهَبُونَ ﴿١٥٤﴾

    و چون خشم موسی فرو نشست، آن الواح را برگرفت؛ و در نسخهٔ آن، راهبری و رحمتی است برای کسانی که همواره از خداوندگارشان می‌ترسند.

    Notes on the translation (2)
    • «نسخة» از مادهٔ «نسخ» در اصل به‌معنی «از دست دادن نیرو و اعتبار» است و برای «چیزی که از آن رونوشت گرفته شود» از تعبیر «نسخه» استفاده می‌شود؛ زیرا با وجود رونوشت‌های دیگر، از انحصار خارج شده، ارزش اولیه را از دست می‌دهد. به هر حال وقتی این واژه به‌صورت مطلق برای چیزی به‌کار رود و به رونوشتش اشاره نشود، منظور از آن، همان اصل اولیه است. از این تعبیر در آیه استفاده شده تا بر این نکته تأکید شود هدایت و رحمت را باید از نسخهٔ اصلی و تحریف‌نشدهٔ الواح به‌دست آورد.
    • «رهب» به‌معنی «ترس مستمر» است.
    Proposed in post #3121 · 18 Nov 2025
  155. 155

    وَٱخْتَارَ مُوسَىٰ قَوْمَهُۥ سَبْعِينَ رَجُلًۭا لِّمِيقَٰتِنَا ۖ فَلَمَّآ أَخَذَتْهُمُ ٱلرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّٰىَ ۖ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلسُّفَهَآءُ مِنَّآ ۖ إِنْ هِىَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَآءُ وَتَهْدِى مَن تَشَآءُ ۖ أَنتَ وَلِيُّنَا فَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَا ۖ وَأَنتَ خَيْرُ ٱلْغَٰفِرِينَ ﴿١٥٥﴾

    و موسی از قومش هفتاد نفر را برای موعد مشخصمان برگزید؛ پس چون زمین‌لرزهٔ مهیب آنان را فرا گرفت، گفت: «ای خداوندگارم، اگر می‌خواستی، آنان را و مرا پیش از این نابود می‌کردی؛ آیا ما را به‌خاطر آنچه بی‌خردانمان کردند نابود می‌کنی؟ این جز ایجاد آشفتگی از سوی تو نیست که با آن هر که را بخواهی گمراه می‌کنی و هر که را بخواهی راهبری می‌نمایی؛ تویی سرپرست ما، پس ما را بیامرز و رحممان کن که تو بهترین آمرزندگانی.

    Notes on the translation (5)
    Proposed in post #3121 · 18 Nov 2025
  156. 156

    ۞ وَٱكْتُبْ لَنَا فِى هَٰذِهِ ٱلدُّنْيَا حَسَنَةًۭ وَفِى ٱلْءَاخِرَةِ إِنَّا هُدْنَآ إِلَيْكَ ۚ قَالَ عَذَابِىٓ أُصِيبُ بِهِۦ مَنْ أَشَآءُ ۖ وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍۢ ۚ فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ وَيُؤْتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلَّذِينَ هُم بِـَٔايَٰتِنَا يُؤْمِنُونَ ﴿١٥٦﴾

    و برایمان در این دنیا خوبی مقرر فرما و در سرای واپسین؛ ما به‌سویت رو آوردیم و روانه شدیم.» گفت: «عذابم را به هر که بخواهم می‌رسانم و رحمتم همه چیز را دربرگرفته است؛ پس به‌زودی آن را برای کسانی مقرر خواهم داشت که پروا می‌کنند و زکات می‌دهند، و برای کسانی که آنان به نشانه‌های ما ایمان می‌آورند.

    Notes on the translation (2)
    • توضیح معنای «حسنة» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۱ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «هُدنا» از مادهٔ «هود» است که در اصل برای معنای «حرکت به‌سوی آرامش و جستجوی آن» به‌کار می‌رود و از مصادیقش می‌توان «تمایل به توبه و حرکت دقیق به‌سوی آن» را نیز ذکر کرد.
    Proposed in post #3121 · 18 Nov 2025
  157. 157

    ٱلَّذِينَ يَتَّبِعُونَ ٱلرَّسُولَ ٱلنَّبِىَّ ٱلْأُمِّىَّ ٱلَّذِى يَجِدُونَهُۥ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِى ٱلتَّوْرَىٰةِ وَٱلْإِنجِيلِ يَأْمُرُهُم بِٱلْمَعْرُوفِ وَيَنْهَىٰهُمْ عَنِ ٱلْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ ٱلطَّيِّبَٰتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ ٱلْخَبَٰٓئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَٱلْأَغْلَٰلَ ٱلَّتِى كَانَتْ عَلَيْهِمْ ۚ فَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِهِۦ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَٱتَّبَعُوا۟ ٱلنُّورَ ٱلَّذِىٓ أُنزِلَ مَعَهُۥٓ ۙ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ ﴿١٥٧﴾

    آنان که از این فرستاده و پیامبر غیر کتابی - که نزد خودشان ثبت‌شدهٔ در تورات و انجیل می‌یابندش - پیروی می‌کنند؛ در حالی که به کار پسندیده فرمانشان می‌دهد و از کار ناپسند بازشان می‌دارد و چیزهای پاکیزه را برایشان حلال و پلیدی‌ها را بر آنها حرام می‌کند و بارهای سنگین و بندهایی را که بر آنان بود برمی‌دارد. پس کسانی که به او ایمان آوردند و او را گرامی داشتند و حمایتش کردند و نوری را که با او فرو فرستاده شده پیروی کردند، آنان‌اند که رستگارند.

    Notes on the translation (5)
    • توضیح معنی «امّي» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۸ سورهٔ بقره گذشت.
    • توضیح معنای «معروف» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۸ سوره بقره گذشت.
    • توضیح معنای «منکر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۴ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    • معنای «اصر» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۱ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    • «تعزیر» در اصل به‌معنای «تقویت کردن از طریق دفاع و باز داشتن دشمنان» است و به‌کار رفتنش برای «تنبیه» از آن جهت است که با تنبیه فرد متخلف، او را از آنچه به زیان اوست باز می‌دارند و تقویتش می‌کنند. این ماده برای «تعظیم و گرامی داشتن» نیز به‌کار می‌رود؛ زیرا لازمهٔ تقویت و دفاع، گرامی داشتن است.
    Proposed in post #3123 · 22 Nov 2025
  158. 158

    قُلْ يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنِّى رَسُولُ ٱللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا ٱلَّذِى لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْىِۦ وَيُمِيتُ ۖ فَـَٔامِنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرَسُولِهِ ٱلنَّبِىِّ ٱلْأُمِّىِّ ٱلَّذِى يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَكَلِمَٰتِهِۦ وَٱتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٥٨﴾

    بگو: «ای مردم، به‌راستی من از طرف خدایی که فرمانروایی آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست و هیچ معبودی جز او - که زنده می‌کند و می‌میراند - نیست، به‌سوی همگی شما فرستاده شده‌ام؛ پس به خدا و فرستاده‌اش که پیامبر غیر کتابی است که به خدا و کلماتش ایمان دارد، ایمان بیاورید و از او پیروی کنید، باشد که راه یابید.

    Proposed in post #3123 · 22 Nov 2025
  159. 159

    وَمِن قَوْمِ مُوسَىٰٓ أُمَّةٌۭ يَهْدُونَ بِٱلْحَقِّ وَبِهِۦ يَعْدِلُونَ ﴿١٥٩﴾

    و از قوم موسی گروهی بودند که به حق راهبری می‌کردند و بر اساس آن عدالت می‌ورزیدند.

    Notes on the translation (1)
    • اگرچه افعال این آیه مضارع است، ولی با توجه به سیاق آیات در پرداختن دوباره به سرگذشت بنی‌اسرائیل، این آیه نیز باید به‌صورت گذشته ترجمه شود.
    Proposed in post #3123 · 22 Nov 2025
  160. 160

    وَقَطَّعْنَٰهُمُ ٱثْنَتَىْ عَشْرَةَ أَسْبَاطًا أُمَمًۭا ۚ وَأَوْحَيْنَآ إِلَىٰ مُوسَىٰٓ إِذِ ٱسْتَسْقَىٰهُ قَوْمُهُۥٓ أَنِ ٱضْرِب بِّعَصَاكَ ٱلْحَجَرَ ۖ فَٱنۢبَجَسَتْ مِنْهُ ٱثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًۭا ۖ قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍۢ مَّشْرَبَهُمْ ۚ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ ٱلْغَمَٰمَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ ٱلْمَنَّ وَٱلسَّلْوَىٰ ۖ كُلُوا۟ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقْنَٰكُمْ ۚ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَٰكِن كَانُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿١٦٠﴾

    و آنان را به دوازده تیرهٔ گروه‌گروه تقسیم کردیم و به موسی هنگامی که قومش از او آب خواستند وحی کردیم: «با عصایت به آن سنگ بزن»؛ پس دوازده چشمه از آن بیرون جهید، به‌گونه‌ای که هر گروهی از مردم آبشخور خود را می‌شناخت؛ و ابر سفید را سایه‌بان آنها قرار دادیم و منّ و سلوى را بر ایشان فرو فرستادیم؛ «از چیزهای پاکیزه‌ای که روزیتان کردیم بخورید»؛ و به ما ستم نکردند، بلکه به خودشان ستم می‌کردند.

    Notes on the translation (4)
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۶ سورهٔ بقره دربارهٔ معنی «اسباط» توضیح داده شد.
    • با توجه به معرفه بودن «الحجر» باید «آن سنگ» ترجمه شود.
    • مادهٔ «بجس» به‌معنی «گشوده شدن چیزی و بیرون زدن آب از آن» است.
    • توضیح واژه‌های «غمام» و «منّ» و «سلوی» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۷ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #3123 · 22 Nov 2025
  161. 161

    وَإِذْ قِيلَ لَهُمُ ٱسْكُنُوا۟ هَٰذِهِ ٱلْقَرْيَةَ وَكُلُوا۟ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ وَقُولُوا۟ حِطَّةٌۭ وَٱدْخُلُوا۟ ٱلْبَابَ سُجَّدًۭا نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطِيٓـَٰٔتِكُمْ ۚ سَنَزِيدُ ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١٦١﴾

    و آن‌گاه که به ایشان گفته شد: «در این آبادی ساکن شوید و از هر جای آن که خواستید بخورید و بگویید: «ریزشی» و سجده‌کنان از در وارد شوید تا خطاهایتان را برایتان بیامرزیم؛ و به نیکوکاران افزون‌تر خواهیم داد.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3123 · 22 Nov 2025
  162. 162

    فَبَدَّلَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مِنْهُمْ قَوْلًا غَيْرَ ٱلَّذِى قِيلَ لَهُمْ فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ رِجْزًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ بِمَا كَانُوا۟ يَظْلِمُونَ ﴿١٦٢﴾

    ولی از بینشان آنها که ستم کردند، سخنی را جایگزین ساختند که با آنچه به ایشان گفته شده بود، تفاوت داشت؛ پس به‌خاطر ستمی که می‌ورزیدند، بر آنان از آسمان عذابی هول‌آور فرستادیم.

    Notes on the translation (2)
    • «تبدیل» در لغت به‌معنی «قرار دادن چیزی در جای چیزی دیگر» است و ترجمهٔ آن توسط اغلب مترجمان به «تغییر» چندان دقیق نیست.
    • معنای «رِجز» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۹ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    Proposed in post #3127 · 27 Nov 2025
  163. 163

    وَسْـَٔلْهُمْ عَنِ ٱلْقَرْيَةِ ٱلَّتِى كَانَتْ حَاضِرَةَ ٱلْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِى ٱلسَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًۭا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ ۙ لَا تَأْتِيهِمْ ۚ كَذَٰلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا۟ يَفْسُقُونَ ﴿١٦٣﴾

    و از آنان دربارهٔ آن آبادی که کنار دریا بود بپرس؛ هنگامی که در روز تعطیل از حدّش تجاوز می‌کردند؛ آن‌گاه که در روز تعطیلشان ماهیانشان آشکارا و آسوده نزدشان می‌آمدند؛ ولی در روزی که تعطیل نبودند، پیش آنها نمی‌آمدند؛ بدان‌سان آنان را به‌خاطر نابه‌کاری‌هایی که می‌کردند، می‌آزمودیم.

    Notes on the translation (5)
    • معنای «حاضر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۶ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «سبت» به‌معنی «استراحت کردن پس از کار و فعالیت» است که به آن «تعطیلی» گفته می‌شود. استفاده از این تعبیر برای نامگذاری روز «شنبه» از آن جهت است که یهودیان آن روز را تعطیل می‌کردند.
    • مادهٔ «عدو» به‌معنی «تجاوز به حقوق دیگران» است و قید «حقوق دیگران» هم در اصل معنی آن وجود دارد؛ با این حال از آنجا که در اینجا در برابر فرد یا افرادی دیگر به‌کار نرفته، بهتر است آن را «تجاوز از حد خود» یا «تجاوز از حد تعیین‌شده» ترجمه کنیم.
    • «شرّع» جمع «شارع» و در اصل به‌معنی «ایجاد کنندهٔ راه آشکار» است؛ لذا برای «حرکت آشکار، بدون مانع و همراه با احساس امنیت» نیز به‌کار می‌رود. منظور از این تعبیر، حرکت آشکار و آسودهٔ ماهیان است.
    • معنای «فسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #3127 · 27 Nov 2025
  164. 164

    وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌۭ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا ۙ ٱللَّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًۭا شَدِيدًۭا ۖ قَالُوا۟ مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿١٦٤﴾

    و هنگامی که دسته‌ای از آنان گفتند: «چرا گروهی را پند می‌دهید که خدا نابودکنندهٔ آنها یا عذاب‌کنندهٔ آنان به عذابی سخت است؟» گفتند: «به‌عنوان عذرخواهی از خداوندگارتان و باشد که پروا کنند.

    Notes on the translation (1)
    • «معذرة» به‌معنی «پوزش‌خواهی بابت خطا و کوتاهی» است. بنا بر این برخلاف بسیاری از مترجمان که آن را «داشتن عذر و حجت» ترجمه کرده‌اند، منظور از عبارت این است که با این کار می‌خواهیم بابت کوتاهی و خطایی که به‌عنوان یک اجتماع در این زمینه داشته‌ایم، عذرخواهی کنیم و نشان دهیم در حال جبران و اصلاحیم.
    Proposed in post #3127 · 27 Nov 2025
  165. 165

    فَلَمَّا نَسُوا۟ مَا ذُكِّرُوا۟ بِهِۦٓ أَنجَيْنَا ٱلَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ ٱلسُّوٓءِ وَأَخَذْنَا ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ بِعَذَابٍۭ بَـِٔيسٍۭ بِمَا كَانُوا۟ يَفْسُقُونَ ﴿١٦٥﴾

    پس وقتی آنچه را که به ایشان گوشزد شده بود فراموش کردند، کسانی را که از بدی بازمی‌داشتند نجات دادیم و کسانی را که ستم کردند، به‌خاطر نابه‌کاری‌هایی که انجام می‌دادند، به عذابی سخت گرفتار کردیم.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3127 · 27 Nov 2025
  166. 166

    فَلَمَّا عَتَوْا۟ عَن مَّا نُهُوا۟ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُوا۟ قِرَدَةً خَٰسِـِٔينَ ﴿١٦٦﴾

    پس هنگامی که از آنچه از آن بازداشته شده بودند سرپیچی کردند، به آنان گفتیم: «بوزینه‌هایی رانده‌شده و درمانده باشید.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3127 · 27 Nov 2025
  167. 167

    وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ مَن يَسُومُهُمْ سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ ۗ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ ٱلْعِقَابِ ۖ وَإِنَّهُۥ لَغَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿١٦٧﴾

    و هنگامی که خداوندگارت رضایت داد که حتماً حتماً تا روز قیامت بر آنها کسی را برانگیزد که عذاب بدی را بر ایشان تحمیل کند. به‌راستی خداوندگارت پیامدها را با سرعت در نظر می‌گیرد و به‌راستی او آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (3)
    • مادهٔ «اذن» به‌معنای «آگاهی و رضایت» است. این ماده وقتی به‌صورت «تأذین» به‌کار رود، مفهوم «آگاه‌سازی و اعلام رضایت» را بیان می‌کند؛ ولی وقتی به باب تفعّل که بیانگر مطاوعه است می‌رود، معنای «آگاه شدن و رضایت دادن» را می‌رساند. بنا بر این بر خلاف نظر اغلب مترجمان که «تأذّن» را «اعلام کرد» ترجمه نموده‌اند، باید آن را «رضایت داد» یا «اراده کرد» ترجمه کنیم.
    • توضیح معنای «یسومون» و «عذاب» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۹ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «سریع العقاب» شبیه تعبیر «شدید العقاب» است که توضیح آن در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۶ سوره بقره بیان شد.
    Proposed in post #3134 · 3 Dec 2025
  168. 168

    وَقَطَّعْنَٰهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ أُمَمًۭا ۖ مِّنْهُمُ ٱلصَّٰلِحُونَ وَمِنْهُمْ دُونَ ذَٰلِكَ ۖ وَبَلَوْنَٰهُم بِٱلْحَسَنَٰتِ وَٱلسَّيِّـَٔاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿١٦٨﴾

    و آنان را در زمین به‌صورت دسته‌دسته تقسیم کردیم؛ برخی از آنان شایسته بودند و برخی جز آن؛ و با نیکی‌ها و بدی‌ها امتحانشان کردیم، باشد که بازگردند.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به سیاق آیه و اشاره به آزمایش‌هایی که در گذشته رخ داده، بر خلاف اغلب مترجمان باید «منهم الصالحون ومنهم دون ذلک» را نیز به‌صورت گذشته ترجمه کنیم.
    Proposed in post #3134 · 3 Dec 2025
  169. 169

    فَخَلَفَ مِنۢ بَعْدِهِمْ خَلْفٌۭ وَرِثُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هَٰذَا ٱلْأَدْنَىٰ وَيَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنَا وَإِن يَأْتِهِمْ عَرَضٌۭ مِّثْلُهُۥ يَأْخُذُوهُ ۚ أَلَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِم مِّيثَٰقُ ٱلْكِتَٰبِ أَن لَّا يَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ إِلَّا ٱلْحَقَّ وَدَرَسُوا۟ مَا فِيهِ ۗ وَٱلدَّارُ ٱلْءَاخِرَةُ خَيْرٌۭ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿١٦٩﴾

    ولی پس از آنها جانشینانی آمدند که کتاب را به ارث بردند؛ در حالی که کالای این دنیای پست را می‌گیرند و می‌گویند: «به‌زودی آمرزیده خواهیم شد»؛ حال آنکه اگر کالایی همانند آن نزدشان آید، آن را هم می‌گیرند. آیا از آنان تعهد کتاب گرفته نشده بود که نسبت به خدا جز حق نگویند؟ با آنکه درس‌هایی را که در آن است، فرا گرفته بودند. و سرای واپسین برای پرواپیشگان بهتر است؛ آیا درک نمی‌کنید؟

    Notes on the translation (2)
    • «یأخذون» حال از ضمیر «ورثوا» است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
    • توضیح معنای «عرَض» در ترجمهٔ آیهٔ ۹۴ سورهٔ نساء بیان شد.
    Proposed in post #3134 · 3 Dec 2025
  170. 170

    وَٱلَّذِينَ يُمَسِّكُونَ بِٱلْكِتَٰبِ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ إِنَّا لَا نُضِيعُ أَجْرَ ٱلْمُصْلِحِينَ ﴿١٧٠﴾

    و کسانی که کتاب را نگهداری می‌کنند و نماز را برپا می‌دارند، ما پاداش اصلاح‌کنندگان را تباه نمی‌کنیم.

    Notes on the translation (1)
    • مادهٔ «مسک» به‌معنی «حفظ و نگه داشتن» است و «تمسیک» یعنی «چیزی را نگهداری کردن» و «استمساک» که در آیهٔ ۲۵۶ سورهٔ بقره به‌کار رفته بود یعنی «خود را با چیزی نگه داشتن». اغلب مترجمان با استفاده از تعابیری چون «تمسک می‌جویند» یا «چنگ می‌زنند»، به‌جای «یمسّکون» واژهٔ «یتمسّکون» را ترجمه کرده‌اند.
    Proposed in post #3134 · 3 Dec 2025
  171. 171

    ۞ وَإِذْ نَتَقْنَا ٱلْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُۥ ظُلَّةٌۭ وَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُۥ وَاقِعٌۢ بِهِمْ خُذُوا۟ مَآ ءَاتَيْنَٰكُم بِقُوَّةٍۢ وَٱذْكُرُوا۟ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿١٧١﴾

    و هنگامی که کوه را برکندیم و بالای سرشان برافراشتیم، گویی سایبانی بود که به نظرشان می‌رسید بر سرشان خواهد افتاد؛ «آنچه را به شما دادیم محکم بگیرید و چیزی را که در آن است یاد کنید، باشد که اهل پروا شوید.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3134 · 3 Dec 2025
  172. 172

    وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنۢ بَنِىٓ ءَادَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ ۖ قَالُوا۟ بَلَىٰ ۛ شَهِدْنَآ ۛ أَن تَقُولُوا۟ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَٰذَا غَٰفِلِينَ ﴿١٧٢﴾

    و هنگامی که خداوندگارت از فرزندان آدم - از پشت آنها -، دودمانشان را بیرون آورد و آنان را بر خودشان گواه گرفت که «آیا خداوندگارتان نیستم؟» گفتند: «بله، گواهی دادیم»؛ تا مبادا روز قیامت بگویید: «ما از این غافل بودیم.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3134 · 3 Dec 2025
  173. 173

    أَوْ تَقُولُوٓا۟ إِنَّمَآ أَشْرَكَ ءَابَآؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةًۭ مِّنۢ بَعْدِهِمْ ۖ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾

    یا بگویید: «جز این نیست که پدرانمان پیش از این شرک ورزیدند و ما دودمانی پس از آنان بودیم؛ پس آیا ما را به‌خاطر آنچه باطل‌کاران انجام دادند نابود می‌کنی؟

    Notes on the translation (1)
    • «مبطل» یعنی «کسی که چیزی را باطل و لغو می‌کند» و با توجه به سیاق آیه، منظور از آن، نسل‌های گذشته‌ای است که پایه‌های شرک و باطل را ایجاد کردند. زیرا پیام آیه این است که هر کس باید خودش تصمیم بگیرد و نمی‌تواند به بهانهٔ اینکه پدرانمان شرک را بنا گذاشتند، از خودش سلب مسئولیت کند.
    Proposed in post #3140 · 11 Dec 2025
  174. 174

    وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْءَايَٰتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿١٧٤﴾

    و بدان‌سان نشانه‌ها را جدا جدا ارائه می‌کنیم؛ و باشد که بازگردند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3140 · 11 Dec 2025
  175. 175

    وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ٱلَّذِىٓ ءَاتَيْنَٰهُ ءَايَٰتِنَا فَٱنسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ ٱلشَّيْطَٰنُ فَكَانَ مِنَ ٱلْغَاوِينَ ﴿١٧٥﴾

    و خبر کسی را بر آنان تلاوت کن که نشانه‌هایمان را به او دادیم، ولی از آنها برکنده شد؛ پس شیطان او را به تبعیت واداشت و از رهروان تباهی شد.

    Notes on the translation (4)
    • معنای «تلاوت» و دلیل تفاوت آن با «خواندن» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    • «سلخ» به‌معنی «کندن و جدا کردن» است و وقتی به باب انفعال می‌رود، معنای «کنده شدن» را بیان می‌کند.
    • «إتباع» به‌معنی «دنباله‌رو قرار دادن» است، ولی اغلب مترجمان آن را با «إتّباع» که به‌معنی «دنبال کردن» است اشتباه گرفته‌اند.
    • مادهٔ «غوي» به‌معنی «رفتن به راه خطا و باطل» است و با «گمراهی» که اغلب مترجمان استفاده کرده‌اند تفاوت دارد.
    Proposed in post #3140 · 11 Dec 2025
  176. 176

    وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَٰهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُۥٓ أَخْلَدَ إِلَى ٱلْأَرْضِ وَٱتَّبَعَ هَوَىٰهُ ۚ فَمَثَلُهُۥ كَمَثَلِ ٱلْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ ٱلْقَوْمِ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا ۚ فَٱقْصُصِ ٱلْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿١٧٦﴾

    و اگر می‌خواستیم با آنها بالا می‌بردیمش، ولی او به زمین چسبید و از هوسش پیروی کرد؛ پس داستانش همچون داستان سگ است که اگر بر او حمله آوری له‌له می‌زند، و اگر رهایش کنی باز له‌له می‌زند؛ آن داستان گروهی است که نشانه‌های ما را دروغ شمردند. پس قصه‌ها را برایشان بازگو کن، شاید بیندیشند.

    Notes on the translation (4)
    • مادهٔ «خلد» به‌معنی «دوام و جاودانگی» است و وقتی با «الی» به‌کار می‌رود، مفهوم «تمایل و چسبندگی به چیزی برای مداومت با آن» را بیان می‌کند.
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷ سورهٔ بقره بیان شد، رایج‌ترین معادل «مثَل» در فارسی، «داستان» یا «جریان» است.
    • «لهث» در لغت به‌معنی «آشکار شدن اضطراب، هیجان یا تشنگی در دهان و زبان» است که به آن «له‌له زدن» می‌گویند. تعابیری چون «زبان بیرون آوردن» که اغلب مترجمان استفاده کرده‌اند، یکی از نمودها و نشانه‌های این معنی است و نه ترجمهٔ دقیق آن.
    • توضیح معنای مادهٔ «قصص» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۰ سورهٔ انعام بیان شد.
    Proposed in post #3140 · 11 Dec 2025
  177. 177

    سَآءَ مَثَلًا ٱلْقَوْمُ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُوا۟ يَظْلِمُونَ ﴿١٧٧﴾

    چه بد داستانی دارند آن گروهی که نشانه‌های ما را دروغ شمردند و به خودشان ستم می‌کردند.

    Notes on the translation (1)
    • به‌منظور توجه به تفاوت «کذّب» با «کذّب بـ» اولی را «تکذیب کردن» و دومی را «دروغ شمردن» ترجمه می‌کنیم.
    Proposed in post #3140 · 11 Dec 2025
  178. 178

    مَن يَهْدِ ٱللَّهُ فَهُوَ ٱلْمُهْتَدِى ۖ وَمَن يُضْلِلْ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْخَٰسِرُونَ ﴿١٧٨﴾

    هر که را خدا راهبری کند، پس اوست که راه‌یافته است و هر که را گمراه سازد، پس ایشان‌اند که زیانکارند.

    Notes on the translation (1)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ سورهٔ حمد بیان شد، «هدایت» در قرآن به‌معنی «راهنمایی» نیست، بلکه به‌معنی «راهبری» و «راه‌یابی» است.
    Proposed in post #3140 · 11 Dec 2025
  179. 179

    وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌۭ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌۭ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ ءَاذَانٌۭ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَآ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ كَٱلْأَنْعَٰمِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْغَٰفِلُونَ ﴿١٧٩﴾

    و به‌راستی بسیاری از جن و انس را برای جهنم پدید آوردیم؛ دل‌هایی دارند که با آن نمی‌فهمند و چشم‌هایی دارند که با آن نمی‌بینند و گوش‌هایی دارند که با آن نمی‌شنوند؛ آنان مانند دام‌هایند و بلکه گمراه‌ترند؛ آنان‌اند که غافل‌اند.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3140 · 11 Dec 2025
  180. 180

    وَلِلَّهِ ٱلْأَسْمَآءُ ٱلْحُسْنَىٰ فَٱدْعُوهُ بِهَا ۖ وَذَرُوا۟ ٱلَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِىٓ أَسْمَٰٓئِهِۦ ۚ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿١٨٠﴾

    و نیکوترین نام‌ها تنها از آنِ خداست؛ پس با آنها بخوانیدش و کسانی را که دربارهٔ نام‌هایش کج‌روی می‌کنند رها کنید؛ به‌زودی به سزای آنچه انجام می‌دادند خواهند رسید.

    Notes on the translation (3)
    • «حسنی» مؤنث «أحسن» و صیغهٔ تفضیل است و باید بر همان اساس ترجمه شود.
    • «لله» خبر مقدم است و بر نوعی حصر دلالت دارد.
    • «یلحدون» از مادهٔ «لحد» به‌معنای «انحراف و خارج شدن از چارچوب» است.
    Proposed in post #3144 · 18 Dec 2025
  181. 181

    وَمِمَّنْ خَلَقْنَآ أُمَّةٌۭ يَهْدُونَ بِٱلْحَقِّ وَبِهِۦ يَعْدِلُونَ ﴿١٨١﴾

    و از میان کسانی که آفریدیم، گروهی به حق راهبری می‌کنند و بر اساس آن عدالت می‌ورزند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3144 · 18 Dec 2025
  182. 182

    وَٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُم مِّنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٨٢﴾

    و کسانی که نشانه‌های ما را دروغ شمردند، اندک‌اندک از جایی که نمی‌دانند گرفتارشان خواهیم کرد.

    Notes on the translation (1)
    • «استدراج» از مادهٔ «درج» به‌معنی «حرکت با دقت و مرحله به مرحله» است و با توجه به معنای «طلب» در باب استفعال، مفهوم «گرفتن تدریجی» را بیان می‌کند.
    Proposed in post #3144 · 18 Dec 2025
  183. 183

    وَأُمْلِى لَهُمْ ۚ إِنَّ كَيْدِى مَتِينٌ ﴿١٨٣﴾

    و به آنان مهلت می‌دهم؛ که به‌راستی نیرنگم مستحکم است.

    Notes on the translation (3)
    • «أملي» از مادهٔ «ملي» به‌معنای «مهلت دادن» است.
    • «کید» به‌معنی «نقشهٔ ماهرانه برای آسیب زدن به دیگری» است که به آن «نیرنگ» گفته می‌شود. همهٔ کاربردهای این واژه در قرآن باید یکسان ترجمه شود و تفاوتش در جایی که به خدا نسبت داده می‌شود، در مباحث تفسیری بیان گردد.
    • «متین» از مادهٔ «متن» به‌معنی «محکم و ثابت» است.
    Proposed in post #3144 · 18 Dec 2025
  184. 184

    أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا۟ ۗ مَا بِصَاحِبِهِم مِّن جِنَّةٍ ۚ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌۭ مُّبِينٌ ﴿١٨٤﴾

    آیا به اینکه هم‌نشینشان هیچ جنونی ندارد فکر نکرده‌اند؟ او جز هشداردهنده‌ای آشکار نیست.

    Notes on the translation (1)
    • جملهٔ «ما بصاحبهم من جنة» مفعول و موضوع تفکر است.
    Proposed in post #3144 · 18 Dec 2025
  185. 185

    أَوَلَمْ يَنظُرُوا۟ فِى مَلَكُوتِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ ٱللَّهُ مِن شَىْءٍۢ وَأَنْ عَسَىٰٓ أَن يَكُونَ قَدِ ٱقْتَرَبَ أَجَلُهُمْ ۖ فَبِأَىِّ حَدِيثٍۭ بَعْدَهُۥ يُؤْمِنُونَ ﴿١٨٥﴾

    آیا در حقیقتِ زمامداری آسمان‌ها و زمین و هر آن چیزی که خدا آفریده ننگریستند، و اینکه شاید مهلت مشخصشان نزدیک شده باشد؟ پس به کدام سخن پس از آن ایمان می‌آورند؟

    Notes on the translation (2)
    • توضیح معنای «ملکوت» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۵ سورهٔ انعام بیان شد.
    • «أجل» به‌معنی «وقت معیّن از قبل مشخص‌شده» است.
    Proposed in post #3144 · 18 Dec 2025
  186. 186

    مَن يُضْلِلِ ٱللَّهُ فَلَا هَادِىَ لَهُۥ ۚ وَيَذَرُهُمْ فِى طُغْيَٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١٨٦﴾

    کسی را که خدا گمراه سازد، هیچ راهبری نخواهد داشت؛ و آنان را در حالی که سرگردان‌اند، در گردنکشی خود وا می‌نهد.

    Notes on the translation (1)
    • «في طغیانهم» متعلق به «نذرهم» و «یعمهون» حال است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
    Proposed in post #3148 · 23 Dec 2025
  187. 187

    يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلسَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَىٰهَا ۖ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّى ۖ لَا يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَآ إِلَّا هُوَ ۚ ثَقُلَتْ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۚ لَا تَأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةًۭ ۗ يَسْـَٔلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِىٌّ عَنْهَا ۖ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ ٱللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٨٧﴾

    از تو دربارهٔ آن زمان خاص می‌پرسند که: «هنگام تحققش چه زمانی است؟» بگو: «علمش تنها نزد خداوندگار من است؛ جز او آن را به وقتش آشکار نمی‌سازد؛ در آسمان‌ها و زمین سنگینی می‌کند؛ به‌سراغتان نمی‌آید مگر به‌صورت ناگهانی.» از تو می‌پرسند، گویا تو از آن برکناری؛ بگو: «علمش تنها نزد خداست، ولی بیشتر مردم نمی‌دانند.

    Notes on the translation (3)
    • معنای «الساعة» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۱ سورهٔ انعام توضیح داده شد.
    • «ارساء» به‌معنی «ثبات و استقرار یافتن چیزی بزرگ» است. «مُرسی» به قرینهٔ «أیان» اسم زمان است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
    • «حفي» به‌معنای «جدا شدن از وابستگی و نداشتن قید و بند» است. برخلاف برداشت اغلب مترجمان، این ماده وقتی با «عن» به‌کار می‌رود، مفهوم «جدا و برکنار بودن» را بیان می‌کند و وقتی مانند تعبیر «إنّه کان بي حفیّاً» در سورهٔ مریم با «بـ» به‌کار می‌رود، به‌معنی «دوستی بی‌واسطه و بدون قید و بند» است. بر این اساس باید معنایی را که معمولاً برای «کأنّک حفي عنها» ذکر کرده‌اند، عکس معنای دقیق آن دانست. زیرا منظور آیه این است که آنان از تو دربارهٔ قیامت می‌پرسند با این تصور که تو هیچ انس و ارتباطی با آن نداری تا یا مسخره‌ات کنند یا به جهلت اعتراف کنی. ولی خدا بار دیگر به آن حضرت فرمان می‌دهد همان پاسخ اول را تکرار کند و بگوید: «علم به قیامت تنها نزد خداست.» تا هم بر انحصار علم به این موضوع در خدا تأکید کند و هم تلویحاً انس و ارتباط معنوی آن حضرت نسبت به ماوراء و جهان آخرت را بیان نماید.
    Proposed in post #3148 · 23 Dec 2025
  188. 188

    قُل لَّآ أَمْلِكُ لِنَفْسِى نَفْعًۭا وَلَا ضَرًّا إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ ۚ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ ٱلْغَيْبَ لَٱسْتَكْثَرْتُ مِنَ ٱلْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِىَ ٱلسُّوٓءُ ۚ إِنْ أَنَا۠ إِلَّا نَذِيرٌۭ وَبَشِيرٌۭ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ ﴿١٨٨﴾

    بگو: «برای خودم اختیار هیچ سودی و زیانی را ندارم، مگر آنچه خدا بخواهد؛ و اگر غیب می‌دانستم، قطعاً در پی به‌دست آوردن خیر بیشتری بودم و بدی به من نمی‌رسید؛ من جز هشداردهنده و بشارت‌دهنده‌ای برای گروهی که ایمان می‌آورند نیستم.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3148 · 23 Dec 2025
  189. 189

    ۞ هُوَ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍۢ وَٰحِدَةٍۢ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا ۖ فَلَمَّا تَغَشَّىٰهَا حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفًۭا فَمَرَّتْ بِهِۦ ۖ فَلَمَّآ أَثْقَلَت دَّعَوَا ٱللَّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ ءَاتَيْتَنَا صَٰلِحًۭا لَّنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّٰكِرِينَ ﴿١٨٩﴾

    او کسی است که شما را از یک حقیقت و گوهر انسانی آفرید و همسر آن را از همان حقیقت قرار داد تا با روی آوردن به او آرامش پیدا کند؛ پس هنگامی که مرد او را در پوشش خود گرفت، زن به باری سبک باردار شد و از آن مراقبت کرد؛ پس آن‌گاه که سنگین‌بار شد، هر دو خداوندگارشان را خواندند که: «اگر به ما شایسته‌ای عطا کنی، حتماً حتماً از قدرشناسان خواهیم بود.

    Notes on the translation (5)
    • توضیح مفهوم «نفس واحدة» در ترجمهٔ آیهٔ نخست سورهٔ نساء بیان شد.
    • ترجمه‌ای که اغلب مترجمان از «لیسکن الیها» ارائه داده‌اند، ترجمهٔ «لیسکن بها» است. به‌نظر می‌رسد استفاده از این تعبیر در آیه برای تأکید بر ضرورت روی آوردن همسران به یکدیگر است.
    • با توجه به مذکر و مؤنث نبودن ضمائر در فارسی از «مرد» و «زن» استفاده شد.
    • «مرور بـ» به‌معنی «گذشتن و عبور کردن همراه با» است که برای بیان مفهوم «مراقبت و همراهی» به‌کار می‌رود.
    • «أثقلت» در اینجا مفعول ندارد و باب افعال در آن بر «صیرورت» دلالت دارد، همچون «أمسی» و «أثمر»؛ یعنی «سنگین‌بار شد». در لسان العرب نیز آمده است: «أثقلت المرأة: ثقل حملها».
    Proposed in post #3148 · 23 Dec 2025
  190. 190

    فَلَمَّآ ءَاتَىٰهُمَا صَٰلِحًۭا جَعَلَا لَهُۥ شُرَكَآءَ فِيمَآ ءَاتَىٰهُمَا ۚ فَتَعَٰلَى ٱللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿١٩٠﴾

    ولی وقتی به ایشان شایسته‌ای عطا کرد، در آنچه به آنها داده بود شریک‌هایی برایش قرار دادند؛ اما خدا از آنچه شریک قرار می‌دهند برتر است.

    Proposed in post #3148 · 23 Dec 2025
  191. 191

    أَيُشْرِكُونَ مَا لَا يَخْلُقُ شَيْـًۭٔا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ﴿١٩١﴾

    آیا آنچه را که چیزی نمی‌آفریند، شریک قرار می‌دهند؛ در حالی که خودشان آفریده می‌شوند؟

    Notes on the translation (1)
    • خوب است در ترجمه به مفرد بودن «لا یخلق» و جمع و حال بودن «یخلقون» توجه شود.
    Proposed in post #3150 · 28 Dec 2025
  192. 192

    وَلَا يَسْتَطِيعُونَ لَهُمْ نَصْرًۭا وَلَآ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ ﴿١٩٢﴾

    و نه می‌توانند حمایتی از آنان داشته باشند و نه از خودشان حمایت کنند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3150 · 28 Dec 2025
  193. 193

    وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى ٱلْهُدَىٰ لَا يَتَّبِعُوكُمْ ۚ سَوَآءٌ عَلَيْكُمْ أَدَعَوْتُمُوهُمْ أَمْ أَنتُمْ صَٰمِتُونَ ﴿١٩٣﴾

    و اگر به‌سوی راهبری فرا بخوانیدشان، پیرویتان نخواهند کرد. چه بخوانیدشان یا ساکت باشید، برایتان یکسان خواهد بود.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به سیاق آیه بهتر است افعال آن به‌صورت مستقبل ترجمه شود.
    Proposed in post #3150 · 28 Dec 2025
  194. 194

    إِنَّ ٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ ۖ فَٱدْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا۟ لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿١٩٤﴾

    به‌راستی کسانی که به‌جای خدا می‌خوانید، بندگانى هستند مثل خودتان؛ پس اگر راست می‌گویید، بخوانیدشان تا به شما پاسخ مثبت دهند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3150 · 28 Dec 2025
  195. 195

    أَلَهُمْ أَرْجُلٌۭ يَمْشُونَ بِهَآ ۖ أَمْ لَهُمْ أَيْدٍۢ يَبْطِشُونَ بِهَآ ۖ أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌۭ يُبْصِرُونَ بِهَآ ۖ أَمْ لَهُمْ ءَاذَانٌۭ يَسْمَعُونَ بِهَا ۗ قُلِ ٱدْعُوا۟ شُرَكَآءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلَا تُنظِرُونِ ﴿١٩٥﴾

    آیا پاهایی دارند که با آن راه بروند؟ یا دست‌هایی دارند که با آن با شدت عمل وارد شوند؟ یا چشم‌هایی دارند که با آن ببینند؟ یا گوش‌هایی دارند که با آن بشنوند؟ بگو: «شریکانتان را بخوانید، آن‌گاه به من نیرنگ زنید و مهلتم ندهید.

    Notes on the translation (2)
    • «بطش» به‌معنی «ورود همراه با قدرت و شدت در هر کاری» است و مفهومش از «گرفتن» (که اغلب مترجمان به‌کار برده‌اند) گسترده‌تر است.
    • معنای «کید» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸۳ همین سوره بیان شد.
    Proposed in post #3150 · 28 Dec 2025
  196. 196

    إِنَّ وَلِۦِّىَ ٱللَّهُ ٱلَّذِى نَزَّلَ ٱلْكِتَٰبَ ۖ وَهُوَ يَتَوَلَّى ٱلصَّٰلِحِينَ ﴿١٩٦﴾

    به‌راستی سرپرست من خدایی است که کتاب را فرو فرستاده و اوست که امور شایستگان را می‌گرداند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3150 · 28 Dec 2025
  197. 197

    وَٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِۦ لَا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلَآ أَنفُسَهُمْ يَنصُرُونَ ﴿١٩٧﴾

    و کسانی که به‌جای او می‌خوانید، نه توان حمایت شما را دارند و نه از خودشان حمایت می‌کنند.

    Proposed in post #3150 · 28 Dec 2025
  198. 198

    وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى ٱلْهُدَىٰ لَا يَسْمَعُوا۟ ۖ وَتَرَىٰهُمْ يَنظُرُونَ إِلَيْكَ وَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ ﴿١٩٨﴾

    و اگر به‌سوی راهبری فرا بخوانیدشان نمی‌شنوند؛ و آنها را می‌بینی که به تو می‌نگرند، در حالی که نمی‌بینند.

    Proposed in post #3150 · 28 Dec 2025
  199. 199

    خُذِ ٱلْعَفْوَ وَأْمُرْ بِٱلْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ ٱلْجَٰهِلِينَ ﴿١٩٩﴾

    گذشت را در پیش گیر و به پسند عرف فرمان ده و از نادانان صرف نظر کن.

    Notes on the translation (1)
    • همان‌گونه که در توضیح معنای «معروف» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۸ سوره بقره گذشت، برای اشاره به ارزش‌های مورد پسند جامعه از تعبیر «معروف» یا «عرف» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #3150 · 28 Dec 2025
  200. 200

    وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ ٱلشَّيْطَٰنِ نَزْغٌۭ فَٱسْتَعِذْ بِٱللَّهِ ۚ إِنَّهُۥ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٠٠﴾

    و اگر از جانب شیطان بددلی شدیدی به دلت افتاد، به خدا پناه ببر که به‌راستی او شنوا و داناست.

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «نزغ» به‌معنی «القای شر و فساد در دل» است که می‌تواند از طریق وسوسه، کلام یا رفتار باشد. بنا بر این، نظر اغلب مترجمان که آن را «وسوسه» ترجمه کرده‌اند، دقیق نیست.
    • نون تأکید در «ینزغنّک» می‌توانند بیانگر شدّت «نزغ» در دل باشد.
    Proposed in post #3157 · 3 Jan 2026
  201. 201

    إِنَّ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ إِذَا مَسَّهُمْ طَٰٓئِفٌۭ مِّنَ ٱلشَّيْطَٰنِ تَذَكَّرُوا۟ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ ﴿٢٠١﴾

    به‌راستی کسانی که پروا پیشه کرده‌اند، هنگامی که دچار پرسه‌زننده‌ای از جانب شیطان شوند، حواس خود را جمع می‌کنند و ناگهان بینا می‌شوند.

    Notes on the translation (2)
    • «طائف» از مادهٔ «طوف» به‌معنی «حرکت در اطراف چیزی» است. اغلب مترجمان بدون توجه به این نکته آن را «وسوسه» ترجمه کرده‌اند.
    • توضیح معنای «متذکر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #3157 · 3 Jan 2026
  202. 202

    وَإِخْوَٰنُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِى ٱلْغَىِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ ﴿٢٠٢﴾

    و برادرانشان آنان را در راه شر و فساد می‌کشانند و آن‌گاه کوتاهی نمی‌کنند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3157 · 3 Jan 2026
  203. 203

    وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِـَٔايَةٍۢ قَالُوا۟ لَوْلَا ٱجْتَبَيْتَهَا ۚ قُلْ إِنَّمَآ أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰٓ إِلَىَّ مِن رَّبِّى ۚ هَٰذَا بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًۭى وَرَحْمَةٌۭ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ ﴿٢٠٣﴾

    و چون برایشان نشانه‌ای نیاوری، گویند: «چرا آن را برنگزیدی؟» بگو: «من فقط چیزی را پیروی می‌کنم که از جانب خداوندگارم به من وحی می‌شود؛ این بینش‌هایی است از جانب خداوندگارتان و راهبری و مهری است برای گروهی که ایمان می‌آورند.

    Notes on the translation (1)
    • «بصائر» جمع «بصیرة» به‌معنای بینش و بینایی درونی است.
    Proposed in post #3157 · 3 Jan 2026
  204. 204

    وَإِذَا قُرِئَ ٱلْقُرْءَانُ فَٱسْتَمِعُوا۟ لَهُۥ وَأَنصِتُوا۟ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿٢٠٤﴾

    و چون قرآن خوانده شود، به آن گوش فرا دهید و حرف نزنید؛ باشد که بر شما مهر آورده شود.

    Notes on the translation (2)
    • معنای «ترحمون» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۲ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    • «انصات» با «صمت» و «سکوت» متفاوت است و مفهوم «حرف نزدن» را بیان می‌کند.
    Proposed in post #3157 · 3 Jan 2026
  205. 205

    وَٱذْكُر رَّبَّكَ فِى نَفْسِكَ تَضَرُّعًۭا وَخِيفَةًۭ وَدُونَ ٱلْجَهْرِ مِنَ ٱلْقَوْلِ بِٱلْغُدُوِّ وَٱلْءَاصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ ٱلْغَٰفِلِينَ ﴿٢٠٥﴾

    و خداوندگارت را ملتمسانه و بیمناک و بدون بلند کردن صدای سخن، بامدادان و در ساعات آخر روز در دلت یاد کن و از غافلان مباش.

    Notes on the translation (4)
    • «في نفسک» در اصل به‌معنی «در خودت» است، ولی این مفهوم در فارسی با تعبیر «در دلت» به‌کار می‌رود.
    • معنای «تضرع» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۲ سورهٔ انعام توضیح داده شد.
    • توضیح معنای «غدو» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۱ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    • «آصال» جمع «أصیل» است که برای اشاره به «ساعت آخر روز» به‌کار می‌رود. اغلب مترجمان به این نکته توجه نکرده و آن را به‌معنی «شب» دانسته‌اند.
    Proposed in post #3157 · 3 Jan 2026
  206. 206

    إِنَّ ٱلَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِۦ وَيُسَبِّحُونَهُۥ وَلَهُۥ يَسْجُدُونَ ۩ ﴿٢٠٦﴾

    به‌راستی کسانی که نزد خداوندگار تواند، از بندگی او با خودبزرگ‌بینی نمی‌گذرند و پاک و منزّهش می‌شمرند و او را سجده می‌کنند.

    Notes on the translation (1)
    • «استکبار» در لغت به‌معنی «در پی بزرگی بودن یا بزرگی‌طلبی» است و «عن» به‌معنی «مجاوزت» است.
    Proposed in post #3157 · 3 Jan 2026

Arabic text: Tanzil Project (Uthmani), used under its licence.

Try

Tips

  • Vowel marks are optional: الرحمن finds ٱلرَّحْمَٰنِ.
  • Put words in quotes for an exact phrase.
  • Jump to a verse with 2:255 or “Baqarah 255”.