Translating the Quran 6 / 114

سُورَةُ الأَنۡعَامِ

Surah Al-An'aam

The Cattle 165 verses Meccan 165 of 165 verses translated

This translation is in Persian. Translations into other languages will be added here when they are published.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

  1. 1

    ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ وَجَعَلَ ٱلظُّلُمَٰتِ وَٱلنُّورَ ۖ ثُمَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ﴿١﴾

    همهٔ سپاس‌ها و ستایش‌ها از آنِ خدایی است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکی‌ها و نور را قرار داد؛ با این حال کسانی که حق‌پوشی کرده‌اند، برای خداوندگارشان همتا قرار می‌دهند.

    Notes on the translation (4)
    • نکات مربوط به معنای «الحمد» و «رب» در ترجمهٔ آیهٔ دوم سورهٔ حمد ذکر شد.
    • «جعل» به‌معنی «قرار دادن چیزی در شرایطی خاص» است و نمی‌توان آن را معادل «پدید آوردن»، «ایجاد کردن» و مانند آن دانست.
    • یکی از معانی و کاربردهای «ثمّ» بیان «شگفتی از نابه‌جا بودن کاری خاص» است که در تعابیر فارسی به‌صورت «آن‌وقت» یا «ولی باز» یا «با این حال» به‌کار می‌رود.
    • مادهٔ «عدل» در اصل به‌معنی «همسان یا یکسان» است و برای موقعیت‌هایی چون «دادن جایگزین همسان با خسارت» یا «یکسان قرار دادن» یا «برخورد منصفانهٔ یکسان» به‌کار می‌رود. حرف جر «ب» در اینجا به‌معنی «با» و بیانگر چیزی است که «برای» او همسان قرار می‌دهند؛ اما در آیاتی چون ۱۵۹ و ۱۸۱ سورهٔ اعراف در «به یعدلون» به‌معنی «به‌سبب» است.
    Proposed in post #2812 · 20 Dec 2024
  2. 2

    هُوَ ٱلَّذِى خَلَقَكُم مِّن طِينٍۢ ثُمَّ قَضَىٰٓ أَجَلًۭا ۖ وَأَجَلٌۭ مُّسَمًّى عِندَهُۥ ۖ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ ﴿٢﴾

    او کسی است که شما را از گِلی آفرید و سپس سررسیدی را معین کرد و سررسیدی مشخص نزد اوست؛ ولی باز شما در تردید می‌مانید.

    Notes on the translation (3)
    • معنای «قضی» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۷ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «امتراء» از مادهٔ «مري» به‌معنی «ادامه دادن عمل یا حالت» است و برای «باقی ماندن در حالت تردید» به‌کار می‌رود و به‌ویژه در اینجا که به‌صورت فعل مضارع به‌کار رفته، خوب است جنبهٔ «ماندن» در ترجمهٔ آن ذکر شود.
    • در این آیه نیز «ثم» همچون آیهٔ پیش به‌کار رفته است.
    Proposed in post #2812 · 20 Dec 2024
  3. 3

    وَهُوَ ٱللَّهُ فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَفِى ٱلْأَرْضِ ۖ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهْرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ ﴿٣﴾

    و اوست خدا در آسمان‌ها و در زمین؛ پنهان و پیدای شما را می‌داند و آنچه را به‌دست می‌آورید می‌داند.

    Notes on the translation (1)
    • تعبیر «هو الله في السماوات...» را نباید همچون «هو في السماوات اله» ترجمه کرد.
    Proposed in post #2812 · 20 Dec 2024
  4. 4

    وَمَا تَأْتِيهِم مِّنْ ءَايَةٍۢ مِّنْ ءَايَٰتِ رَبِّهِمْ إِلَّا كَانُوا۟ عَنْهَا مُعْرِضِينَ ﴿٤﴾

    و هیچ نشانه‌ای از نشانه‌های خداوندگارشان نزد آنها نمی‌آمد مگر آنکه به آن بی‌اعتنا بودند.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به «کانوا» باید این آیه به‌صورت ماضی استمراری ترجمه شود.
    Proposed in post #2812 · 20 Dec 2024
  5. 5

    فَقَدْ كَذَّبُوا۟ بِٱلْحَقِّ لَمَّا جَآءَهُمْ ۖ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنۢبَٰٓؤُا۟ مَا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ ﴿٥﴾

    آنها حقیقت را وقتی نزدشان آمد، دروغ شمردند؛ پس خبرهای آنچه مسخره‌اش می‌کردند به ایشان خواهد رسید.

    Notes on the translation (1)
    • «یأتیهم أنباء» به‌صورت تحت‌اللفظی به‌معنی «خبرها به‌سوی آنها خواهد آمد» است، ولی این مفهوم در فارسی به‌صورت «خبرها به آنها خواهد رسید» بیان می‌شود.
    Proposed in post #2812 · 20 Dec 2024
  6. 6

    أَلَمْ يَرَوْا۟ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍۢ مَّكَّنَّٰهُمْ فِى ٱلْأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكُمْ وَأَرْسَلْنَا ٱلسَّمَآءَ عَلَيْهِم مِّدْرَارًۭا وَجَعَلْنَا ٱلْأَنْهَٰرَ تَجْرِى مِن تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَٰهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَنشَأْنَا مِنۢ بَعْدِهِمْ قَرْنًا ءَاخَرِينَ ﴿٦﴾

    آیا ندیدند که پیش از آنها چه بسیار مردمانی هم‌دوره را نابود کردیم که به ایشان اقتداری در زمین بخشیده بودیم که برای شما فراهم نیاورده‌ایم و آسمان را به‌عنوان وسیله‌ای برای بارش پیاپی بر آنها فرستادیم و جوی‌ها را از زیرشان روان قرار دادیم، سپس ایشان را به گناهانشان نابود کردیم و پس از آنها هم‌دوره‌هایی دیگر را پدید آوردیم؟

    Notes on the translation (5)
    • «قرن» به‌معنی «قرین» و در اصل به‌معنی «نزدیک و کنار هم بودن» است. این واژه برای اشاره به «افراد، اشیاء یا زمان‌های کنار هم قرار گرفته» به‌کار می‌رود و در تاریخ برای دورهٔ زمانی صد ساله استفاده می‌شود.
    • «تمکین» به‌معنی «تمکّن بخشیدن» یا «مستقر ساختن همراه با تسلط و قدرت» است.
    • «مکناهم» صفت «قرن» است و باید بر همان اساس ترجمه شود.
    • اگرچه «سماء» در این آیه می‌تواند کنایه از «ابر» و «باران» باشد، ولی استفاده از خود این تعبیر دارای حکمت و نکته‌ای است که باید در ترجمه نیز بازتاب داشته باشد؛ لذا روش اغلب مترجمان در جایگزین کردن مقصود کنایی به‌جای معادل، روش درستی به‌نظر نمی‌رسد.
    • «مدرار» اسم آلت از مادهٔ «درر» به‌معنی «ابزاری برای جریان و سیلان دادن پیاپی» است. با توجه به این نکته می‌توان به راز استفاده از تعبیر «فرستادن آسمان» پی برد و مقصود از آن را مبالغه در اعطای نعمت‌های بزرگ دانست؛ یعنی «امکانات و قدرت فراوانی به آنها بخشیدیم، تا جایی که آسمان را به وسیله‌ای برای بارش پیاپی بر آنها تبدیل کردیم و این وسیله را در اختیار آنها قرار دادیم.»
    Proposed in post #2816 · 25 Dec 2024
  7. 7

    وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَٰبًۭا فِى قِرْطَاسٍۢ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّبِينٌۭ ﴿٧﴾

    و حتی اگر کتابی را در کاغذی بر تو فرو می‌فرستادیم و با دستانشان لمسش می‌کردند، باز هم کسانی که حق‌پوشی کرده‌اند می‌گفتند: «این جز جادویی آشکار نیست.

    Notes on the translation (2)
    • «ولو» در این سیاق علاوه بر شرط، مفهوم «حتی» را نیز در بر دارد و بر همان اساس در جوابش «باز هم» می‌آید.
    • «قرطاس» در اصل واژه‌ای سریانی و یونانی به‌معنی «صفحه‌ای نازک و لطیف که برای نوشتن ساخته شده» است. گونه‌های نخستین این محصول که امروزه به آن «کاغذ» می‌گویند، در چین تولید می‌شده است.
    Proposed in post #2816 · 25 Dec 2024
  8. 8

    وَقَالُوا۟ لَوْلَآ أُنزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌۭ ۖ وَلَوْ أَنزَلْنَا مَلَكًۭا لَّقُضِىَ ٱلْأَمْرُ ثُمَّ لَا يُنظَرُونَ ﴿٨﴾

    و گفتند: «چرا فرشته‌ای بر او فرو فرستاده نشده است؟» در حالی که اگر فرشته‌ای فرو می‌فرستادیم، قطعاً کار یک‌سره می‌شد و دیگر مهلت نمی‌یافتند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2816 · 25 Dec 2024
  9. 9

    وَلَوْ جَعَلْنَٰهُ مَلَكًۭا لَّجَعَلْنَٰهُ رَجُلًۭا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ ﴿٩﴾

    و حتی اگر او را فرشته قرار می‌دادیم، باز هم به‌صورت مردی قرارش می‌دادیم و باز هم آنچه را می‌پوشانند بر آنها پوشیده می‌داشتیم.

    Notes on the translation (1)
    • «لبس» به‌معنی «پوشاندن» و منظور از آن «آمیختن امور و مشتبه ساختن آن» است.
    Proposed in post #2816 · 25 Dec 2024
  10. 10

    وَلَقَدِ ٱسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍۢ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِٱلَّذِينَ سَخِرُوا۟ مِنْهُم مَّا كَانُوا۟ بِهِۦ يَسْتَهْزِءُونَ ﴿١٠﴾

    و قطعاً فرستادگانی پیش از تو به تمسخر گرفته شدند، ولی بر سر کسانی که آنها را مسخره کردند، همان چیزی آمد که به تمسخرش می‌گرفتند.

    Notes on the translation (1)
    • «حاق» از مادهٔ «حوق» یا «حیق» به‌معنی «احاطه کردن» یا «نازل شدن و فرود آمدن» است. امروزه در تعابیر رایج فارسی برای بیان این مفهوم از «بر سر کسی آمدن» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #2816 · 25 Dec 2024
  11. 11

    قُلْ سِيرُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ ثُمَّ ٱنظُرُوا۟ كَيْفَ كَانَ عَٰقِبَةُ ٱلْمُكَذِّبِينَ ﴿١١﴾

    بگو: «در زمین بگردید، آن‌گاه بنگرید سرانجام تکذیب‌کنندگان چگونه بوده است.

    Proposed in post #2819 · 1 Jan 2025
  12. 12

    قُل لِّمَن مَّا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ قُل لِّلَّهِ ۚ كَتَبَ عَلَىٰ نَفْسِهِ ٱلرَّحْمَةَ ۚ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ ۚ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾

    بگو: «آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ کیست؟» بگو: «از آنِ خداست که مهربانی را بر خود مقرر داشته و حتماً حتماً شما را به‌سوی روز رستاخیز گرد خواهد آورد که تردیدی در آن نیست؛ ولی کسانی که از نظر شخصیت دچار زیان شدند، از همین رو ایمان نمی‌آورند.

    Notes on the translation (4)
    • «کتب» به‌معنی «ثبت و مقرر کردن» است.
    • توضیحات مربوط به تعبیر «لیجمعنکم الی» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۷ سورهٔ نساء بیان شد.
    • مادهٔ «خسر» لازم و به‌معنی «زیانکار شدن» یا «زیان دیدن» است و مفعول نمی‌گیرد. پس منصوب شدن «أنفسهم» را باید از باب «الحسنُ وجهَه» (کسی که از نظر چهره زیباست) دانست که اسم را به مفعول شبیه می‌کند تا مفهومی نزدیک به قید و ظرف را برساند. بنا بر این تعابیری چون «به خود زیان زدن» که اغلب مترجمان به‌کار برده‌اند، دقیق نیست. تعبیر «خود را باختند» نیز با توجه به برداشت رایج از مفهوم «خودباختگی» که با خسارت و زیان دیدن تفاوت دارد، مناسب به‌نظر نمی‌رسد.
    • با توجه به مفهوم تفریع در «فهم» از تعبیر «از همین رو» استفاده شد.
    Proposed in post #2819 · 1 Jan 2025
  13. 13

    ۞ وَلَهُۥ مَا سَكَنَ فِى ٱلَّيْلِ وَٱلنَّهَارِ ۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ ﴿١٣﴾

    و آنچه در شب و روز آرام و قرار می‌گیرد از آنِ اوست و او شنوا و داناست.

    Notes on the translation (1)
    • «سکون» به‌معنی «قرار گرفتن بدون حرکت و تنش» است و در معادلش باید «آرام و قرار گرفتن» را با هم به‌کار برد. زیرا «آرام گرفتن» و «قرار گرفتن» هر یک به‌تنهایی بر مفهومی متفاوت دلالت دارند.
    Proposed in post #2819 · 1 Jan 2025
  14. 14

    قُلْ أَغَيْرَ ٱللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيًّۭا فَاطِرِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَهُوَ يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ ۗ قُلْ إِنِّىٓ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ ۖ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ ﴿١٤﴾

    بگو: «آیا جز خدا را که پدیدآورندهٔ آسمان‌ها و زمین است به‌عنوان سرپرست بر گیرم در حالی که او خوراک می‌دهد و خوراک داده نمی‌شود؟» بگو: «به‌راستی به من فرمان داده شده است نخستین کسی باشم که تسلیم حق می‌شود.» و هرگز از مشرکان نباش.

    Notes on the translation (1)
    • مادهٔ «فطر» به‌معنی «شکافتن و از بین بردن حالت گذشته و ایجاد حالتی جدید» است که با توجه پیدا نشدن معادلی دقیق برای این مفهوم، در ترجمه از «پدید آوردن» استفاده شد تا با معادل ماده‌هایی چون «خلق» و «انشاء» تفاوت داشته باشد.
    Proposed in post #2819 · 1 Jan 2025
  15. 15

    قُلْ إِنِّىٓ أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّى عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍۢ ﴿١٥﴾

    بگو: «اگر خداوندگارم را نافرمانی کنم، به‌راستی از عذاب روزی سترگ بیم دارم.

    Notes on the translation (1)
    • به‌منظور ایجاد تفاوت میان «کبیر» و «عظیم» واژهٔ نخست را «بزرگ» و دومی را «سترگ» ترجمه می‌کنیم.
    Proposed in post #2819 · 1 Jan 2025
  16. 16

    مَّن يُصْرَفْ عَنْهُ يَوْمَئِذٍۢ فَقَدْ رَحِمَهُۥ ۚ وَذَٰلِكَ ٱلْفَوْزُ ٱلْمُبِينُ ﴿١٦﴾

    در آن روز از هر کس برگردانده شود، قطعاً بر او مهر آورده است و کامیابی آشکار همان است.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2819 · 1 Jan 2025
  17. 17

    وَإِن يَمْسَسْكَ ٱللَّهُ بِضُرٍّۢ فَلَا كَاشِفَ لَهُۥٓ إِلَّا هُوَ ۖ وَإِن يَمْسَسْكَ بِخَيْرٍۢ فَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ ﴿١٧﴾

    و اگر خدا تو را دچار گزندی سازد، جز او برطرف‌کننده‌ای نخواهد داشت و اگر خیری به تو برساند که او بر هر کاری تواناست.

    Notes on the translation (3)
    • توضیح معنای «مسّ» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۰ سورهٔ بقره گذشت.
    • اگرچه «ضَرّ» و «ضُرّ» هر دو از ریشهٔ «ضرر» و در بر دارندهٔ مفهوم «آسیب و زیان» هستند، ولی به‌نظر می‌رسد «ضُرّ» معنای خاص‌تر و شدیدتری دارد.
    • «شيء» به‌معنی «چیز» است، ولی با توجه به سیاق و کاربردش در فارسی اینجا باید «کار» ترجمه شود.
    Proposed in post #2819 · 1 Jan 2025
  18. 18

    وَهُوَ ٱلْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِۦ ۚ وَهُوَ ٱلْحَكِيمُ ٱلْخَبِيرُ ﴿١٨﴾

    و اوست مقتدری که از جایگاهی بالا بر بندگانش تسلط دارد و اوست فرزانه و آگاه.

    Notes on the translation (1)
    • اغلب مترجمان واژهٔ «فوق» را در حد «علی» ترجمه کرده‌اند، در حالی که این دو تفاوت دارند.
    Proposed in post #2819 · 1 Jan 2025
  19. 19

    قُلْ أَىُّ شَىْءٍ أَكْبَرُ شَهَٰدَةًۭ ۖ قُلِ ٱللَّهُ ۖ شَهِيدٌۢ بَيْنِى وَبَيْنَكُمْ ۚ وَأُوحِىَ إِلَىَّ هَٰذَا ٱلْقُرْءَانُ لِأُنذِرَكُم بِهِۦ وَمَنۢ بَلَغَ ۚ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ ٱللَّهِ ءَالِهَةً أُخْرَىٰ ۚ قُل لَّآ أَشْهَدُ ۚ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌۭ وَٰحِدٌۭ وَإِنَّنِى بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿١٩﴾

    بگو: «چه چیزی بزرگ‌ترین گواه است؟» بگو: «خدا میان من و شما گواه است و این قرآن به من وحی شده است تا به‌وسیلهٔ آن به شما و هر کس که به او برسد، هشدار دهم. آیا به‌راستی شما گواهی می‌دهید که در کنار خدا معبودهایی دیگر وجود دارد؟» بگو: «من گواهی نمی‌دهم.» بگو: «جز این نیست که او معبودی یگانه است و به‌راستی من از آنچه شریک قرار می‌دهید، بیزارم.

    Notes on the translation (2)
    • اغلب مترجمان به قرینهٔ اشاره به گواه بودن خدا در جملهٔ بعد، «أي شيء» را «چه کسی» ترجمه کرده‌اند، در حالی که اگر این معنی مقصود بود، در آیه از «مَن» استفاده می‌شد و به‌نظر می‌رسد در این تعبیر، پرسش گسترده‌تری مطرح شده است.
    • مادهٔ «برء» در اصل به‌معنی «برکنار و دور بودن» است و «ابراء» برای «برطرف کردن» به‌کار می‌رود. تعبیر رایج برای این مفهوم، «بیزاری» است که گاهی برای «ابراز تنفر» نیز استفاده می‌شود، ولی باید توجه داشت که این ماده در کاربردهای قرآنی و دینی به همان جنبهٔ «دور و برکنار بودن» اشاره دارد.
    Proposed in post #2827 · 7 Jan 2025
  20. 20

    ٱلَّذِينَ ءَاتَيْنَٰهُمُ ٱلْكِتَٰبَ يَعْرِفُونَهُۥ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَآءَهُمُ ۘ ٱلَّذِينَ خَسِرُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٠﴾

    کسانی که به آنها کتاب داده‌ایم همان‌گونه که پسرانشان را می‌شناسند، او را می‌شناسند؛ ولی کسانی که از نظر شخصیت دچار زیان شدند، از همین رو ایمان نمی‌آورند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2827 · 7 Jan 2025
  21. 21

    وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِـَٔايَٰتِهِۦٓ ۗ إِنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ ﴿٢١﴾

    و چه کسی ستمکارتر از کسی است که بر خدا دروغی ببندد یا نشانه‌های او را دروغ بشمرد؟ به‌راستی ستمکاران رستگار نمی‌شوند.

    Proposed in post #2827 · 7 Jan 2025
  22. 22

    وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًۭا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوٓا۟ أَيْنَ شُرَكَآؤُكُمُ ٱلَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿٢٢﴾

    و روزی که همگی آنها را بر می‌انگیزیم و گرد می‌آوریم، آن‌گاه به کسانی که شرک ورزیده‌اند می‌گوییم: «آن شُرکایتان که می‌پنداشتید، کجایند؟

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2827 · 7 Jan 2025
  23. 23

    ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلَّآ أَن قَالُوا۟ وَٱللَّهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ ﴿٢٣﴾

    آن‌گاه آشفتگی آنها جز این نبود که گفتند: «به خدا که خداوندگار ماست سوگند، ما مشرک نبودیم.

    Notes on the translation (2)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۱ سورهٔ بقره بیان شد، «فتن» به‌معنی «آشوب و آشفتگی» است. استفاده از این تعبیر در آیه برای اشاره به این نکته است که آنان با آشکار شدن حقایق و وقایع سهمگین قیامت دچار آشفتگی و اضطراب می‌شوند و این‌گونه پاسخ می‌دهند. اغلب مترجمان به این نکته توجه نکرده و بدون هیچ مبنای علمی واژهٔ «فتنة» را فقط در این آیه با تعابیری چون «پاسخ» یا «عذر» ترجمه نموده‌اند.
    • با وجود مضارع بودن زمان افعال آیهٔ پیش و امکان استمرار همان روش در این آیه، اینجا از افعال ماضی استفاده شده است و باید به این شیوه بیان که حتماً دارای حکمتی است، در ترجمه وفادار بود.
    Proposed in post #2827 · 7 Jan 2025
  24. 24

    ٱنظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ ۚ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ ﴿٢٤﴾

    بنگر چگونه به‌زیان خودشان دروغ گفتند و آنچه می‌بافتند از دستشان رفت و گم شد.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2827 · 7 Jan 2025
  25. 25

    وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ ۖ وَجَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِىٓ ءَاذَانِهِمْ وَقْرًۭا ۚ وَإِن يَرَوْا۟ كُلَّ ءَايَةٍۢ لَّا يُؤْمِنُوا۟ بِهَا ۚ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءُوكَ يُجَٰدِلُونَكَ يَقُولُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِنْ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿٢٥﴾

    و از آنها کسانی هستند که به تو گوش فرا می‌دهند در حالی که بر دل‌هایشان پوشش‌هایی در برابر فهم آن و در گوش‌هایشان سنگینی قرار دادیم و اگر هر نشانه‌ای را ببینند به آن ایمان نمی‌آورند تا آنجا که وقتی نزد تو می‌آیند با تو بگو مگو می‌کنند و کسانی که حق‌پوشی کرده‌اند می‌گویند: «این جز افسانه‌های پیشینیان نیست.

    Notes on the translation (6)
    • «أکنّة» جمع «کِنان» به معنای «پوشش» است.
    • «أن یفقهوه» مفعول لأجله است.
    • «وَقْر» به‌معنای «سنگینی» است که منجر به کاهش شنوایی می‌شود. از آنجا که این کلمه به «أکنة» عطف شده است ناچاریم «قرار دادیم» را برایش تکرار کنیم.
    • «مجادله» به‌معنی «استدلال و بحث مستمر برای اثبات حرف خود» است که در تعابیر رایج به آن «بگومگو» می‌گویند.
    • «أساطیر» جمع «أسطورة» به معنای «آنچه بیش از سطرهای طبیعی و درست نوشته شود» و منظور از آن «داستان ساختگی و خیالی» است که به آن «افسانه» می‌گویند.
    • «أولین» در اصل به‌معنی «نخستین‌ها» و اشاره به اقوامی است که در دوره‌های نخستین و قدیمی زندگی می‌کرده‌اند، ولی با توجه به اینکه تعابیری چون «نخستین‌ها» یا «نخستینیان» در فارسی امروز کاربرد ندارد ناچاریم از «پیشینیان» استفاده کنیم.
    Proposed in post #2835 · 17 Jan 2025
  26. 26

    وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْـَٔوْنَ عَنْهُ ۖ وَإِن يُهْلِكُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿٢٦﴾

    و آنها از آن باز می‌دارند و از آن دور می‌شوند، در حالی که کسی جز خودشان را به نابودی نمی‌افکنند، ولی درک نمی‌کنند.

    Notes on the translation (2)
    • «نأی» به‌معنای «منحرف و دور شدن» است.
    • «و» در «وإن یهلکون» و «وما یشعرون» حالیه است و با توجه به اینکه نمی‌توان «در حالی که» را دوباره تکرار کرد، مفهوم آن را در این سیاق با «ولی» بیان می‌کنیم.
    Proposed in post #2835 · 17 Jan 2025
  27. 27

    وَلَوْ تَرَىٰٓ إِذْ وُقِفُوا۟ عَلَى ٱلنَّارِ فَقَالُوا۟ يَٰلَيْتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِـَٔايَٰتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿٢٧﴾

    و شگفتا اگر ببینی هنگامی که با آتش مواجهشان می‌کنند؛ آن‌گاه می‌گویند: «ای کاش بازگردانده می‌شدیم و نشانه‌های خداوندگارمان را دروغ نمی‌شمردیم و از مؤمنان بودیم.

    Notes on the translation (2)
    • با توجه به اینکه جواب «لو» در آیه نیامده است، بر شگفت‌انگیز بودن موضوع دلالت می‌کند.
    • مادهٔ «وقف» وقتی با «علی» به‌کار می‌رود، مفهوم «اشراف و آگاهی پیدا کردن» را می‌رساند و مجهول شدنش بیانگر حالتی است که کسی را نسبت به چیزی آگاه کنند. در تعابیر رایج فارسی برای بیان این مفهوم از «مواجه کردن» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #2835 · 17 Jan 2025
  28. 28

    بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُوا۟ يُخْفُونَ مِن قَبْلُ ۖ وَلَوْ رُدُّوا۟ لَعَادُوا۟ لِمَا نُهُوا۟ عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَٰذِبُونَ ﴿٢٨﴾

    بلکه آنچه قبلاً پنهان می‌کردند برایشان آشکار شد؛ و بر فرض که بازگردانده شوند، قطعاً آنچه را که از آن باز داشته شده بودند، از سر می‌گیرند و به‌راستی آنها قطعاً دروغگویند.

    Notes on the translation (1)
    • تقریباً همهٔ مترجمان «عادوا لما» را که به‌معنی «از سر گرفتن کار» است، «برگشتن به آنچه» ترجمه کرده‌اند؛ در حالی که این تعبیر معادل «عادوا الی» است.
    Proposed in post #2835 · 17 Jan 2025
  29. 29

    وَقَالُوٓا۟ إِنْ هِىَ إِلَّا حَيَاتُنَا ٱلدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ﴿٢٩﴾

    و گفتند: «جز زندگی دنیای ما زندگی دیگری در کار نیست و ما برانگیخته نخواهیم شد.

    Notes on the translation (1)
    • «مبعوث» به‌معنی «برانگیخته شده» است و در این سیاق معنای «برانگیخته شدنی» می‌دهد، ولی از آنجا که چنین تعبیری در فارسی معاصر نامأنوس است از ساختار فعل در ترجمه استفاده شد.
    Proposed in post #2835 · 17 Jan 2025
  30. 30

    وَلَوْ تَرَىٰٓ إِذْ وُقِفُوا۟ عَلَىٰ رَبِّهِمْ ۚ قَالَ أَلَيْسَ هَٰذَا بِٱلْحَقِّ ۚ قَالُوا۟ بَلَىٰ وَرَبِّنَا ۚ قَالَ فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿٣٠﴾

    و شگفتا اگر ببینی هنگامی که با خداوندگارشان مواجهشان می‌کنند؛ می‌گوید: «آیا این بر مبنایی درست نیست؟» می‌گویند: «آری، به خداوندگارمان سوگند.» می‌گوید: «پس به‌خاطر آنکه حق‌پوشی می‌کردید، عذاب را بچشید.

    Notes on the translation (2)
    • توضیحات مربوط به معنای «ولو» و «وقفوا علی» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۷ گذشت.
    • ترجمهٔ «ألیس هذا بالحق» باید با ترجمهٔ «ألیس هذا حق» تفاوت داشته باشد.
    Proposed in post #2835 · 17 Jan 2025
  31. 31

    قَدْ خَسِرَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِلِقَآءِ ٱللَّهِ ۖ حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَتْهُمُ ٱلسَّاعَةُ بَغْتَةًۭ قَالُوا۟ يَٰحَسْرَتَنَا عَلَىٰ مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَىٰ ظُهُورِهِمْ ۚ أَلَا سَآءَ مَا يَزِرُونَ ﴿٣١﴾

    کسانی که دیدار خدا را دروغ شمردند، قطعاً زیان کردند، تا وقتی که آن زمان خاص ناگهان به سراغشان آید، در حالی که بارهای سنگینشان را بر دوششان می‌کشند، گویند: «ای دریغ بر ما به‌خاطر آنچه در آن کوتاهی کردیم». هان، چه بد است آنچه بر دوش می‌کشند.

    Notes on the translation (2)
    • به‌منظور توجه به تفاوت «کذّب» با «کذّب بـ» اولی را «تکذیب کردن» و دومی را «دروغ شمردن» ترجمه می‌کنیم.
    • «ساعة» به‌معنی «زمان محدود» است و وقتی با الف و لام بیاید بر «زمانی خاص» دلالت می‌کند که با توجه به قرائن می‌تواند اشاره به قیامت یا هنگام مرگ یا هر زمان مشخص دیگری باشد.
    Proposed in post #2838 · 21 Jan 2025
  32. 32

    وَمَا ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَآ إِلَّا لَعِبٌۭ وَلَهْوٌۭ ۖ وَلَلدَّارُ ٱلْءَاخِرَةُ خَيْرٌۭ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٣٢﴾

    و زندگی دنیا جز بازی بی‌هدفی و سرگرمی لذت‌بخشی نیست و قطعاً سرای واپسین برای کسانی که پروا می‌کنند بهتر است. پس آیا درک نمی‌کنید؟

    Notes on the translation (2)
    • «لعِب» به‌معنای «بازی بی‌هدف» و «لهو» به‌معنای «سرگرمی همراه با خوشگذرانی» است. با بیان کامل مفهوم این دو واژه، علاوه بر دقت بیشتر ترجمه، می‌توان نکره بودن آنها را نیز آسان‌تر بازتاب داد.
    • مادهٔ «عقل» به‌معنی درک و شعور و نتیجهٔ تفکر است و نه خود آن.
    Proposed in post #2838 · 21 Jan 2025
  33. 33

    قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُۥ لَيَحْزُنُكَ ٱلَّذِى يَقُولُونَ ۖ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ ٱلظَّٰلِمِينَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ يَجْحَدُونَ ﴿٣٣﴾

    به‌خوبی می‌دانیم که آنچه می‌گویند، تو را اندوهگین می‌سازد؛ اما آنان تو را تکذیب نمی‌کنند، بلکه ستمکاران نشانه‌های خدا را انکار می‌کنند.

    Notes on the translation (2)
    • «قد» با فعل مضارع بیانگر تأکید است. برای این مفهوم در فارسی متداول از تعابیری چون «به‌خوبی» استفاده می‌شود.
    • در برخی از قرائات قرآن «لا یکذبونک» با فتح یاء و سکون کاف خوانده شده است. این شیوه با برخی احادیث رسیده از اهل بیت (علیهم‌السلام) نیز هماهنگی دارد و شاید معنای بهتری را بیان کند. بر اساس توضیح ذکر شده در این احادیث، ستمکاران بارها پیامبر را تکذیب کردند، ولی هرگز نتوانستند باطل بودن سخن او را به اثبات برسانند. لذا ترجمهٔ بخش مربوط در آیه این‌گونه خواهد بود: «اما آنان نمی‌توانند سخن تو را ابطال کنند، بلکه ستمکاران نشانه‌های خدا را انکار می‌کنند.»
    Proposed in post #2838 · 21 Jan 2025
  34. 34

    وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌۭ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُوا۟ عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا۟ وَأُوذُوا۟ حَتَّىٰٓ أَتَىٰهُمْ نَصْرُنَا ۚ وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِ ٱللَّهِ ۚ وَلَقَدْ جَآءَكَ مِن نَّبَإِى۟ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿٣٤﴾

    و به‌راستی فرستادگانی پیش از تو تکذیب شدند، ولی در برابر تکذیب و آزاری که دیدند، شکیبایی ورزیدند تا حمایت ما به سراغشان آمد. و کلمه‌های خدا هیچ جابه‌جاکننده‌ای ندارد؛ و قطعاً بخشی از خبر فرستادگان به‌سویت آمده است.

    Notes on the translation (3)
    • توضیح معنای مادهٔ «نصر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    • «تبدیل» در لغت به‌معنی «قرار دادن چیزی در جای چیزی دیگر» است.
    • با توجه به معنای عمیق و گستردهٔ «کلمه» در قرآن، بهتر است به‌جای ترجمه از همان تعبیر استفاده شود.
    Proposed in post #2838 · 21 Jan 2025
  35. 35

    وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ ٱسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِىَ نَفَقًۭا فِى ٱلْأَرْضِ أَوْ سُلَّمًۭا فِى ٱلسَّمَآءِ فَتَأْتِيَهُم بِـَٔايَةٍۢ ۚ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى ٱلْهُدَىٰ ۚ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلْجَٰهِلِينَ ﴿٣٥﴾

    و اگر بی‌اعتنایی آنها بر تو گران آمده است، پس اگر می‌توانی نقبی در زمین یا نردبانی در آسمان بجویی تا نشانه‌ای برایشان بیاوری؛ و اگر خدا می‌خواست، قطعاً آنها را بر راهبری گرد می‌آورد؛ پس هرگز از نادانان مباش.

    Notes on the translation (2)
    • یکی از معانی بیان‌شده برای «کبیر» «بزرگ بودن کار به‌گونه‌ای که انجامش دشوار باشد» است.
    • اگرچه مفهومی چون «این کار را بکن» به‌عنوان جواب محذوف شرط دوم، از سیاق جمله قابل برداشت است، ولی چون در آیه نیامده، بهتر است در ترجمه هم ذکر نشود.
    Proposed in post #2838 · 21 Jan 2025
  36. 36

    ۞ إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ ٱلَّذِينَ يَسْمَعُونَ ۘ وَٱلْمَوْتَىٰ يَبْعَثُهُمُ ٱللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ﴿٣٦﴾

    تنها کسانی پاسخ مثبت می‌دهند که می‌شنوند، ولی مردگان را خدا برمی‌انگیزد، آن‌گاه به‌سوی او بازگردانده می‌شوند.

    Notes on the translation (1)
    • «اجابة» در لغت به‌معنی «پاسخ دادن» است و وقتی به باب استفعال می‌رود، همراه بودن این پاسخ را با موافقت و میل باطنی بیان می‌کند.
    Proposed in post #2840 · 25 Jan 2025
  37. 37

    وَقَالُوا۟ لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ ءَايَةٌۭ مِّن رَّبِّهِۦ ۚ قُلْ إِنَّ ٱللَّهَ قَادِرٌ عَلَىٰٓ أَن يُنَزِّلَ ءَايَةًۭ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٣٧﴾

    و گفتند: «چرا نشانه‌ای از جانب خداوندگارش بر او فرو فرستاده نشده است؟» بگو: «به‌راستی خدا تواناست که نشانه‌ای فرو فرستد، ولی بیشترشان نمی‌دانند.

    Notes on the translation (1)
    • «لولا» معانی متعددی دارد که یکی از آنها مفهوم استفهام انکاری و معادل «چرا نه» است.
    Proposed in post #2840 · 25 Jan 2025
  38. 38

    وَمَا مِن دَآبَّةٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ وَلَا طَٰٓئِرٍۢ يَطِيرُ بِجَنَاحَيْهِ إِلَّآ أُمَمٌ أَمْثَالُكُم ۚ مَّا فَرَّطْنَا فِى ٱلْكِتَٰبِ مِن شَىْءٍۢ ۚ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ ﴿٣٨﴾

    و هیچ جنبنده‌ای در زمین و هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود پرواز می‌کند نیست مگر آنکه امت‌هایی مانند شمایند؛ ما هیچ چیزی را در کتاب فروگذار نکرده‌ایم؛ سپس به‌سوی خداوندگارشان برانگیخته و گردآورده می‌شوند.

    Notes on the translation (2)
    • «دابّة» به‌معنای «جنبنده» و منظور از آن، حیوان یا هر موجود زنده‌ای است که حرکت می‌کند.
    • توضیح معنای «اُمّة» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۱۳ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2840 · 25 Jan 2025
  39. 39

    وَٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا صُمٌّۭ وَبُكْمٌۭ فِى ٱلظُّلُمَٰتِ ۗ مَن يَشَإِ ٱللَّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ ﴿٣٩﴾

    و کسانی که نشانه‌های ما را دروغ شمردند، در تاریکی‌ها کرند و لالند. هر که را خدا بخواهد گمراهش می‌کند و هر که را بخواهد بر راهی راست و استوار قرارش می‌دهد.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2840 · 25 Jan 2025
  40. 40

    قُلْ أَرَءَيْتَكُمْ إِنْ أَتَىٰكُمْ عَذَابُ ٱللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ ٱلسَّاعَةُ أَغَيْرَ ٱللَّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿٤٠﴾

    بگو: «اگر راست می‌گویید، به نظر شما اگر عذاب خدا به سراغتان آید یا آن زمان خاص فرا رسد، آیا جز خدا را می‌خوانید؟

    Notes on the translation (1)
    • «أرأیتَ» اصطلاحی است که در هنگام پرسش برای تأکید و جلب توجه به‌کار می‌رود و تقریباً معادل «به نظرت» یا «به من بگو ببینم» در تعابیر رایج فارسی است. آمدن «کم» در پایان این واژه، مفهوم «أرأیتم» را همراه با نوعی جلب توجه بیشتر بیان می‌کند؛ ولی ظاهراً در فارسی راهی برای بیان این تفاوت وجود ندارد.
    Proposed in post #2840 · 25 Jan 2025
  41. 41

    بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِن شَآءَ وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ ﴿٤١﴾

    بلکه تنها او را می‌خوانید، پس اگر بخواهد، آنچه را که به‌سویش فرا می‌خوانید از بین می‌برد و آنچه را شریک می‌گیرید از یاد می‌برید.

    Notes on the translation (2)
    • تقریباً همهٔ مفسران و مترجمان به تفاوت میان «تدعون إلیه» و «تدعونه له» دقت نکرده‌اند و این عبارت را به‌معنی «چیزی که به‌خاطرش خدا را می‌خوانید» دانسته‌اند؛ این در حالی است که کاربردهای دیگر آن در قرآن با چنین برداشتی هماهنگی ندارد و همه‌جا برای اشاره به بت‌ها و شریکانی که برای خدا قرار می‌داده‌اند به‌کار رفته است. پس مقصود این آیه همچون آیات ۳۷ اعراف و ۶۷ اسراء این است که با آمدن عذاب و اضطرار و مرگ، با ارادهٔ الهی همهٔ توهمات و عواملی که موجب شرک می‌شد از بین خواهد رفت. اما در برداشت مشهور، تصور شده است وقتی عذاب نازل شده یا مرگ به‌صورت قطعی به سراغ آنها آمده، اگر خدا بخواهد دعای مشرکان را مستجاب و عذاب را برطرف می‌کند!
    • «کشف» به‌معنی «برداشتن پوشش» است و به‌عنوان استعاره‌ای برای از بین بردن به‌کار می‌رود. بر این اساس تعابیری مثل «کشف الضرّ» و «کشف السوء» را نیز باید «از بین بردن» ترجمه کرد.
    Proposed in post #2840 · 25 Jan 2025
  42. 42

    وَلَقَدْ أَرْسَلْنَآ إِلَىٰٓ أُمَمٍۢ مِّن قَبْلِكَ فَأَخَذْنَٰهُم بِٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ ﴿٤٢﴾

    و به‌راستی به‌سوی امت‌هایی که پیش از تو بودند، فرستاده اعزام کردیم؛ پس آنها را به سختی و خسارت‌زدگی گرفتار ساختیم، باشد که با فروتنی درخواست کنند.

    Notes on the translation (3)
    • با توجه به اینکه مفعول «أرسلنا» در متن آیه ذکر نشده، بهتر است در ترجمه نیز آن را آشکار نکنیم؛ لذا «ارسال» به «اعزام فرستاده» ترجمه شد تا روان و دقیق باشد.
    • توضیح معنای «بأساء» و «ضراء» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۷ سورهٔ بقره بیان شد.
    • مادهٔ «ضرع» به‌معنی «درخواست همراه با خشوع و فروتنی» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «التماس کردن» نیز می‌گویند.
    Proposed in post #2849 · 4 Feb 2025
  43. 43

    فَلَوْلَآ إِذْ جَآءَهُم بَأْسُنَا تَضَرَّعُوا۟ وَلَٰكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيْطَٰنُ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿٤٣﴾

    پس چرا آن‌گاه که سختی ما به آنها رسید، با فروتنی درخواست نکردند؟ چون دل‌هایشان سنگ شده و شیطان آنچه را انجام می‌دادند برایشان آراسته بود.

    Notes on the translation (2)
    • «ولکن» در این سیاق برای بیان دلیل و پاسخ پرسشی که پیش از آن مطرح شده آمده است؛ لذا به «چون» ترجمه شد.
    • دلیل استفاده از تعبیر «سنگ» در معادل «قساوت» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳ سورهٔ مائده توضیح داده شد.
    Proposed in post #2849 · 4 Feb 2025
  44. 44

    فَلَمَّا نَسُوا۟ مَا ذُكِّرُوا۟ بِهِۦ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَٰبَ كُلِّ شَىْءٍ حَتَّىٰٓ إِذَا فَرِحُوا۟ بِمَآ أُوتُوٓا۟ أَخَذْنَٰهُم بَغْتَةًۭ فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ ﴿٤٤﴾

    پس چون آنچه را به ایشان گوشزد شده بود فراموش کردند، درهای همه چیز را به رویشان گشودیم؛ تا اینکه وقتی به‌خاطر آنچه به ایشان داده شده بود سرخوش شدند، ناگهان گرفتارشان ساختیم و یک‌باره سر خورده شدند.

    Notes on the translation (1)
    • «إبلاس» به‌معنای «نومیدی شدید همراه با سرافکندگی و اندوه» است. در تعابیر رایج فارسی برای این مفهوم از «سر خوردگی» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #2849 · 4 Feb 2025
  45. 45

    فَقُطِعَ دَابِرُ ٱلْقَوْمِ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ ۚ وَٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٤٥﴾

    پس ریشهٔ گروهی که ستم کردند کنده شد و همهٔ سپاس‌ها و ستایش‌ها از آنِ خداست، خداوندگار جهانیان.

    Notes on the translation (2)
    • «دابر» به‌معنای «دنباله و پشت» است و «قطع دابر» کنایه از نابودی کامل و ادامه نیافتن است. در تعابیر رایج فارسی برای بیان این مفهوم از «کندن ریشه» استفاده می‌شود.
    • توضیحات مربوط به معنای «الحمد لله رب العالمین» در ترجمهٔ آیهٔ دوم سورهٔ فاتحه بیان شد.
    Proposed in post #2849 · 4 Feb 2025
  46. 46

    قُلْ أَرَءَيْتُمْ إِنْ أَخَذَ ٱللَّهُ سَمْعَكُمْ وَأَبْصَٰرَكُمْ وَخَتَمَ عَلَىٰ قُلُوبِكُم مَّنْ إِلَٰهٌ غَيْرُ ٱللَّهِ يَأْتِيكُم بِهِ ۗ ٱنظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ ٱلْءَايَٰتِ ثُمَّ هُمْ يَصْدِفُونَ ﴿٤٦﴾

    بگو: «به نظر شما اگر خدا شنوایی و دیدگانتان را بگیرد و بر دل‌هایتان مُهر و موم نهد، کیست معبودی جز خدا که آن را برایتان بیاورد؟» بنگر چگونه نشانه‌ها را گوناگون قرار می‌دهیم، با این حال آنها رویگردان می‌شوند.

    Notes on the translation (5)
    • توضیح معنای «أرأیت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۰ همین سوره گذشت.
    • توضیح معنای «ختم» در ترجمهٔ آیهٔ هفتم سورهٔ بقره بیان شد.
    • «تصریف» به‌معنی «دگرگونی و جابه‌جایی» و منظور از آن «متفاوت و گوناگون ساختن» است.
    • در ترجمهٔ آیهٔ نخست این سوره دلیل ترجمهٔ «ثم» به «با این حال» توضیح داده شد.
    • «صدف» در اصل به‌معنای «برخورد با کنار و پهلو» است و وقتی با «عنِ» ظاهر یا مقدر همراه باشد معنای «روی گرداندن» را بیان می‌کند.
    Proposed in post #2849 · 4 Feb 2025
  47. 47

    قُلْ أَرَءَيْتَكُمْ إِنْ أَتَىٰكُمْ عَذَابُ ٱللَّهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ يُهْلَكُ إِلَّا ٱلْقَوْمُ ٱلظَّٰلِمُونَ ﴿٤٧﴾

    بگو: «به نظر شما اگر عذاب خدا ناگهان یا آشکارا به سراغتان آید، آیا جز گروه ستمکاران نابود می‌شوند؟

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2854 · 17 Feb 2025
  48. 48

    وَمَا نُرْسِلُ ٱلْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ ۖ فَمَنْ ءَامَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٤٨﴾

    و فرستادگان را نمی‌فرستیم مگر به‌عنوان افرادی مژده‌دهنده و هشداردهنده؛ پس هر کس ایمان آورَد و اصلاح کند، نه هیچ بیمی بر آنها می‌رود و نه اندوهگین می‌شوند.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به نکره بودن «خوف» در ترجمه از «هیچ» استفاده شد.
    Proposed in post #2854 · 17 Feb 2025
  49. 49

    وَٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا يَمَسُّهُمُ ٱلْعَذَابُ بِمَا كَانُوا۟ يَفْسُقُونَ ﴿٤٩﴾

    و کسانی که نشانه‌های ما را دروغ شمردند، به‌خاطر نابه‌کاری‌هایی که می‌کردند، دچار عذاب می‌شوند.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2854 · 17 Feb 2025
  50. 50

    قُل لَّآ أَقُولُ لَكُمْ عِندِى خَزَآئِنُ ٱللَّهِ وَلَآ أَعْلَمُ ٱلْغَيْبَ وَلَآ أَقُولُ لَكُمْ إِنِّى مَلَكٌ ۖ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا يُوحَىٰٓ إِلَىَّ ۚ قُلْ هَلْ يَسْتَوِى ٱلْأَعْمَىٰ وَٱلْبَصِيرُ ۚ أَفَلَا تَتَفَكَّرُونَ ﴿٥٠﴾

    بگو: «به شما نمی‌گویم: "گنجینه‌های خدا نزد من است"؛ و غیب نمی‌دانم؛ و به شما نمی‌گویم: "من فرشته‌ام". فقط چیزی را که به من وحی می‌شود، پیروی می‌کنم.» بگو: «آیا نابینا و بینا یکسانند؟ پس آیا نمی‌اندیشید؟

    Notes on the translation (1)
    • همان‌گونه که قبلاً بیان شد، رایج‌ترین تعبیر این دوران دربارهٔ جهان غیب، «ماوراء» است که به امور پنهان از حواس و حقایق برتر از ماده اشاره دارد؛ ولی در این آیه با توجه به شیوهٔ کاربرد واژه بهتر است در ترجمه از خودش که در فارسی نیز به‌کار می‌رود استفاده شود.
    Proposed in post #2854 · 17 Feb 2025
  51. 51

    وَأَنذِرْ بِهِ ٱلَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوٓا۟ إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِۦ وَلِىٌّۭ وَلَا شَفِيعٌۭ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١﴾

    و به‌وسیلهٔ آن به کسانی هشدار بده که از برانگیخته و گردآورده شدنشان به‌سوی خداوندگارشان بیم دارند و جز او هیچ سرپرست و اعمال نفوذ کننده‌ای ندارند؛ باشد که پروا کنند.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2854 · 17 Feb 2025
  52. 52

    وَلَا تَطْرُدِ ٱلَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِٱلْغَدَوٰةِ وَٱلْعَشِىِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُۥ ۖ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَىْءٍۢ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَىْءٍۢ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٥٢﴾

    و کسانی را که بامدادان و شامگاهان خداوندگارشان را می‌خوانند، در حالی که رخسار او را می‌جویند، از خود مران. نه چیزی از حساب آنها بر عهدهٔ توست و نه چیزی از حساب تو بر عهدهٔ آنهاست، که آنان را برانی و در نتیجه از ستمکاران باشی.

    Notes on the translation (2)
    • اغلب مترجمان «وجه الله» را به‌معنی «خشنودی خدا» دانسته‌اند، در حالی که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۵ سورهٔ بقره آن را «روی و رخسار خدا» ترجمه کرده‌اند. اگرچه مقصود نهایی از این تعبیر مجازی همان خشنودی خداست، ولی همان‌گونه در متن قرآن از چنین تعبیری استفاده شده، خوب است در ترجمه نیز همین شیوهٔ بیان به‌کار گرفته شود.
    • «ف» در «فتکون» برای تفریع است و بر همین اساس، «در نتیجه» ترجمه شد.
    Proposed in post #2854 · 17 Feb 2025
  53. 53

    وَكَذَٰلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍۢ لِّيَقُولُوٓا۟ أَهَٰٓؤُلَآءِ مَنَّ ٱللَّهُ عَلَيْهِم مِّنۢ بَيْنِنَآ ۗ أَلَيْسَ ٱللَّهُ بِأَعْلَمَ بِٱلشَّٰكِرِينَ ﴿٥٣﴾

    و بدان‌سان برخی از آنها را به‌وسیلهٔ برخی دیگر به آشفتگی انداختیم تا بگویند: «آیا اینها هستند که خدا از میان ما بر آنان منّت نهاده است؟» آیا خدا قدردانان را بهتر نمی‌شناسد؟

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2862 · 23 Feb 2025
  54. 54

    وَإِذَا جَآءَكَ ٱلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِـَٔايَٰتِنَا فَقُلْ سَلَٰمٌ عَلَيْكُمْ ۖ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَىٰ نَفْسِهِ ٱلرَّحْمَةَ ۖ أَنَّهُۥ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سُوٓءًۢا بِجَهَٰلَةٍۢ ثُمَّ تَابَ مِنۢ بَعْدِهِۦ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُۥ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿٥٤﴾

    و چون کسانی که به نشانه‌های ما ایمان می‌آورند، نزد تو آیند، بگو: «درود بر شما! خداوندگارتان رحمت را بر خود مقرر کرده است که هر کس از شما نادانسته کار بدی انجام دهد، آن‌گاه پس از آن، توبه کند و اصلاح نماید، کار او آمرزندگی و مهربانی است.

    Notes on the translation (2)
    • معنای «سلام» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶ سورهٔ مائده توضیح داده شد. از آنجا که واژهٔ «درود» نیز در اصل به‌معنی «سلامتی و دور بودن از گزند و بیماری» است، در این سیاق به‌عنوان معادل، استفاده شد.
    • با توجه به مفتوح بودن همزه در «فأنّه غفور رحیم»، این عبارت به تأویل مصدر می‌رود. البته چند راوی قرآن این همزه را مکسور خوانده‌اند که در این صورت می‌توان همچون دیگر مترجمان آن را «به‌راستی او آمرزنده و مهربان است» ترجمه کرد.
    Proposed in post #2862 · 23 Feb 2025
  55. 55

    وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ ٱلْءَايَٰتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ ٱلْمُجْرِمِينَ ﴿٥٥﴾

    و این‌گونه نشانه‌ها را جدا جدا ارائه می‌کنیم تا راه بزهکاران به‌صورت طبیعی روشن شود.

    Notes on the translation (3)
    • «تفصیل» در اصل به‌معنای «جداسازی» است و «تبیین و تشریح اجزای یک مطلب» از لوازم آن است. لذا باید به‌گونه‌ای ترجمه شود که تفاوتش با «تبیین» مشخص باشد.
    • صیغهٔ استفعال مفهوم «طلب» را بیان می‌کند و یکی از کاربردهای آن، مطالبه‌ای است که طبیعت یک موضوع به همراه دارد؛ لذا «استبانة» را باید «آشکار شدن به‌صورت طبیعی» ترجمه کرد.
    • مادهٔ «جرم» در اصل به‌معنای «قطع کردن» است و از آنجا که گناه و جنایت موجب جدا شدن از راه درست می‌شود، برای بیانش از این تعبیر استفاده می‌کنند؛ اما چون ظاهراً در فارسی معادلی که حاوی این نکته باشد، وجود ندارد، در ترجمه از تعبیر رایج «بزه» استفاده شد.
    Proposed in post #2862 · 23 Feb 2025
  56. 56

    قُلْ إِنِّى نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ ٱلَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ ۚ قُل لَّآ أَتَّبِعُ أَهْوَآءَكُمْ ۙ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًۭا وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلْمُهْتَدِينَ ﴿٥٦﴾

    بگو: «من از بندگی کسانی که به‌جای خدا می‌خوانید، نهی شده‌ام.» بگو: «از هوس‌های شما پیروی نمی‌کنم، که در این صورت، گمراه شده‌ام و از راه‌یافتگان نخواهم بود.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2862 · 23 Feb 2025
  57. 57

    قُلْ إِنِّى عَلَىٰ بَيِّنَةٍۢ مِّن رَّبِّى وَكَذَّبْتُم بِهِۦ ۚ مَا عِندِى مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِۦٓ ۚ إِنِ ٱلْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ يَقُصُّ ٱلْحَقَّ ۖ وَهُوَ خَيْرُ ٱلْفَٰصِلِينَ ﴿٥٧﴾

    بگو: «من بر دلیلی روشن از جانب خداوندگارم تکیه کرده‌ام، ولی شما آن را دروغ شمردید. آنچه با شتاب خواهان آنید، نزد من نیست؛ فرماندهی جز از آنِ خدا نیست؛ حقیقت را روایت می‌کند و او بهترین فیصله‌دهنده است.

    Notes on the translation (4)
    • با توجه به آمدن «علی» در کنار «بیّنة»، مفهوم «تکیه کردن بر دلیل روشن» از این ترکیب به‌دست می‌آید.
    • معنای «حکم» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۹ سورهٔ آل‌عمران توضیح داده شد.
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۶۲ سورهٔ آل‌عمران بیان شد، «قصص» به‌معنی «روایت و گزارش» است.
    • «فاصل» از ریشه «فصل» به معنای «جدا کردن» است و برای کسی که با تبیین حقیقت یا داوری میان افراد، حق و باطل را از هم جدا می‌کند، به‌کار می‌رود. نزدیک‌ترین تعبیر رایج فارسی برای این مفهوم، «فیصله دادن» است.
    Proposed in post #2862 · 23 Feb 2025
  58. 58

    قُل لَّوْ أَنَّ عِندِى مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِۦ لَقُضِىَ ٱلْأَمْرُ بَيْنِى وَبَيْنَكُمْ ۗ وَٱللَّهُ أَعْلَمُ بِٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٥٨﴾

    بگو: «اگر آنچه با شتاب خواهان آنید نزد من بود، قطعاً کار میان من و شما یک‌سره شده بود. و خدا ستمکاران را بهتر می‌شناسد.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2864 · 1 Mar 2025
  59. 59

    ۞ وَعِندَهُۥ مَفَاتِحُ ٱلْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَآ إِلَّا هُوَ ۚ وَيَعْلَمُ مَا فِى ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ ۚ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍۢ فِى ظُلُمَٰتِ ٱلْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍۢ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِى كِتَٰبٍۢ مُّبِينٍۢ ﴿٥٩﴾

    و گنجینه‌های ماورا نزد اوست، در حالی که کسی جز او آنها را نمی‌داند؛ و آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند. و هیچ برگی نمی‌افتد، مگر اینکه آن را می‌داند؛ و نیز هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین و هیچ تر و خشکی، مگر اینکه در کتابی آشکار وجود دارد.

    Notes on the translation (4)
    • «مفاتح» جمع «مَفتَح» به‌معنی «خزانه و گنجینه‌» است و «مفاتیح»‌جمع «مفتاح» به‌معنی «کلید».
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء توضیح لازم دربارهٔ معنای «غیب» ارائه شد.
    • جملهٔ «لا یعلمها الا هو» حالیه است و باید بر این اساس ترجمه شود.
    • واژهٔ «مبین» در همه‌جای قرآن به‌معنی «آشکار» است.
    Proposed in post #2864 · 1 Mar 2025
  60. 60

    وَهُوَ ٱلَّذِى يَتَوَفَّىٰكُم بِٱلَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُم بِٱلنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَىٰٓ أَجَلٌۭ مُّسَمًّۭى ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٦٠﴾

    و او کسی است که جان شما را در شب می‌گیرد و آنچه را در روز بر سر خود آورده‌اید می‌داند، آن‌گاه شما را در آن برمی‌انگیزد تا سررسیدی مشخص حتمی شود. سپس بازگشت شما به‌سوی اوست، آن‌گاه شما را به آنچه انجام می‌دادید، آگاه می‌کند.

    Notes on the translation (3)
    • توضیح معنای «توفي» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۳۴ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «جرح» و «جراحت» به‌معنی «تأثیر و شکافی که بر خلاف جریان طبیعی بر چیزی وارد شود» است. این تعبیر کنایی برای اشاره به تأثیر منفی گناه بر دل و جان آدمی به‌کار می‌رود و در تعابیر رایج فارسی نزدیک‌ترین معادل آن، «بر سر آوردن» است. از آنجا که این تعبیر بدون متعلقش به‌کار نمی‌رود، ناچاریم «خود» را نیز به آن بیفزاییم.
    • معنای «قضی» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۷ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2864 · 1 Mar 2025
  61. 61

    وَهُوَ ٱلْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِۦ ۖ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّىٰٓ إِذَا جَآءَ أَحَدَكُمُ ٱلْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يُفَرِّطُونَ ﴿٦١﴾

    و اوست مقتدری که بر بندگانش تسلط دارد و بر شما نگهبانانی گسیل می‌دارد، تا آن‌گاه که یکی از شما را مرگ فرا رسد، فرستادگان ما جان او را می‌گیرند، در حالی که آنان کوتاهی نمی‌کنند.

    Notes on the translation (1)
    • «قهر» به‌معنای «چیرگی و تسلط مقتدرانه» است.
    Proposed in post #2864 · 1 Mar 2025
  62. 62

    ثُمَّ رُدُّوٓا۟ إِلَى ٱللَّهِ مَوْلَىٰهُمُ ٱلْحَقِّ ۚ أَلَا لَهُ ٱلْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ ٱلْحَٰسِبِينَ ﴿٦٢﴾

    آن‌گاه به سوی خدا، مولای راستینشان بازگردانده می‌شوند. آگاه باشید که فرماندهی از آنِ اوست، و او سریع‌ترین حسابرس است.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2864 · 1 Mar 2025
  63. 63

    قُلْ مَن يُنَجِّيكُم مِّن ظُلُمَٰتِ ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ تَدْعُونَهُۥ تَضَرُّعًۭا وَخُفْيَةًۭ لَّئِنْ أَنجَىٰنَا مِنْ هَٰذِهِۦ لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّٰكِرِينَ ﴿٦٣﴾

    بگو: «چه کسی شما را از تاریکی‌های خشکی و دریا می‌رهاند، در حالی که او را ملتمسانه و مخفیانه می‌خوانید که اگر ما را از این رهایی بخشد، قطعاً از قدرشناسان خواهیم بود؟

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2867 · 9 Mar 2025
  64. 64

    قُلِ ٱللَّهُ يُنَجِّيكُم مِّنْهَا وَمِن كُلِّ كَرْبٍۢ ثُمَّ أَنتُمْ تُشْرِكُونَ ﴿٦٤﴾

    بگو: «خداست که شما را از آن و از هر اندوه سنگینی رهایی می‌بخشد؛ با این حال شما شرک می‌ورزید.

    Notes on the translation (2)
    • «کرب» در لغت به معنای «گرفتگی شدید دل» یا «اندوه سنگین» است.
    • در ترجمهٔ آیهٔ نخست همین سوره توضیح داده شد که یکی از معانی «ثم» مفاهیمی چون «ولی باز» و «با این حال» است.
    Proposed in post #2867 · 9 Mar 2025
  65. 65

    قُلْ هُوَ ٱلْقَادِرُ عَلَىٰٓ أَن يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذَابًۭا مِّن فَوْقِكُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًۭا وَيُذِيقَ بَعْضَكُم بَأْسَ بَعْضٍ ۗ ٱنظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ ٱلْءَايَٰتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ ﴿٦٥﴾

    بگو: «او تواناست که از فرازتان یا از زیر پایتان عذابی را بر شما برانگیزد، یا شما را با گروه گروه شدن، دچار آمیختگی کند و ناملایمات برخی از شما را به برخی دیگر بچشاند.» بنگر چگونه نشانه‌ها را گوناگون قرار می‌دهیم، باشد که بفهمند.

    Notes on the translation (2)
    • توضیح معنای «لبس» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۲ سورهٔ بقره گذشت. از آنجا که در آیه از تعبیر «یلبس بعضکم ببعض» استفاده نشده، ترجمهٔ آن با تعابیری چون «شما را به هم درآمیزد» دقیق نیست و به‌نظر می‌رسد منظور این است که فرقه فرقه شدن موجب آمیختگی امور و پوشیده ماندن حق می‌شود.
    • معنای «بأس» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۷ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2867 · 9 Mar 2025
  66. 66

    وَكَذَّبَ بِهِۦ قَوْمُكَ وَهُوَ ٱلْحَقُّ ۚ قُل لَّسْتُ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍۢ ﴿٦٦﴾

    و قوم تو آن را دروغ شمردند، در حالی که حق است. بگو: «من متولی امور شما نیستم.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2867 · 9 Mar 2025
  67. 67

    لِّكُلِّ نَبَإٍۢ مُّسْتَقَرٌّۭ ۚ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿٦٧﴾

    هر خبری قرارگاهی دارد؛ و به‌زودی خواهید دانست.

    Notes on the translation (1)
    • «مستقر» به‌معنای «محل یا زمان استقرار و تحقق یافتن» است.
    Proposed in post #2867 · 9 Mar 2025
  68. 68

    وَإِذَا رَأَيْتَ ٱلَّذِينَ يَخُوضُونَ فِىٓ ءَايَٰتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا۟ فِى حَدِيثٍ غَيْرِهِۦ ۚ وَإِمَّا يُنسِيَنَّكَ ٱلشَّيْطَٰنُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ ٱلذِّكْرَىٰ مَعَ ٱلْقَوْمِ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٦٨﴾

    و هر گاه کسانی را دیدی که دربارهٔ نشانه‌های ما غرق سرگرمی می‌شوند، از آنها صرف نظر کن تا دربارهٔ سخنی جز آن غرق سرگرمی شوند. و اگر شیطان تو را به فراموشی انداخت، پس از به‌یاد آوردن، دیگر با گروه ستمکاران منشین.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2867 · 9 Mar 2025
  69. 69

    وَمَا عَلَى ٱلَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَىْءٍۢ وَلَٰكِن ذِكْرَىٰ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٦٩﴾

    و چیزی از حساب آنها بر عهدهٔ کسانی که پروا می‌کنند نیست، ولی به‌عنوان یادآوری؛ باشد که پروا کنند.

    Notes on the translation (1)
    • به‌نظر می‌رسد «ذکری» در اینجا به قرینهٔ «ما علی الذین» مبتدای مؤخر خبر محذوف «علیهم»‌است. یعنی ابتدای آیه می‌گوید متقین در قبال اعمالی که ستمکاران و مسخره‌کنندگان انجام می‌دهند، مسئولیتی ندارند؛ سپس مسئولیت آنها را تذکر دادن و یادآوری کردن می‌داند. از آنجا که خبر در متن آیه به‌صورت مقدر آمده، بهتر است در ترجمه نیز ظاهر نباشد.
    Proposed in post #2870 · 16 Mar 2025
  70. 70

    وَذَرِ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ دِينَهُمْ لَعِبًۭا وَلَهْوًۭا وَغَرَّتْهُمُ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا ۚ وَذَكِّرْ بِهِۦٓ أَن تُبْسَلَ نَفْسٌۢ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِن دُونِ ٱللَّهِ وَلِىٌّۭ وَلَا شَفِيعٌۭ وَإِن تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍۢ لَّا يُؤْخَذْ مِنْهَآ ۗ أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ أُبْسِلُوا۟ بِمَا كَسَبُوا۟ ۖ لَهُمْ شَرَابٌۭ مِّنْ حَمِيمٍۢ وَعَذَابٌ أَلِيمٌۢ بِمَا كَانُوا۟ يَكْفُرُونَ ﴿٧٠﴾

    و کسانی را که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند و زندگی دنیا فریبشان داد، رها کن و با آن یادآوری نما تا مبادا شخصی به‌سبب دستاوردش گرفتار شود؛ که جز خدا سرپرست و شفیعی ندارد و هر تاوانی به‌عنوان جایگزین بدهد، از او پذیرفته نمی‌شود. آنها کسانی هستند که به‌سبب دستاوردشان گرفتار شدند و به‌خاطر حق‌پوشی‌هایی که می‌کردند، شرابی از آب جوش و عذابی دردناک خواهند داشت.

    Notes on the translation (5)
    • معنای «لهو» و «لعب» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۲ همین سوره توضیح داده شد.
    • «ابسال» به‌معنی «تسلیم کردن خود در برابر ضرر و خطر» است و وقتی به‌صورت مجهول به‌کار می‌رود، مفهومی نزدیک به «گرفتار شدن» را بیان می‌کند.
    • جملهٔ «لیس لها...» صفت «نفس» است و بر همین اساس در ترجمه به‌جای «در حالی که» از «که» استفاده شد.
    • اگرچه در ترجمهٔ آیهٔ ۴۸ سورهٔ بقره گفتیم «شفاعت» به‌معنی «اعمال نفوذ» است، ولی در این آیه با توجه به سیاق و ترکیب عبارات، بهتر است «شفیع» را ترجمه نکنیم و خودش را که در فارسی نیز کاربرد دارد بیاوریم.
    • توضیح معنای «عدل» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۸ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2870 · 16 Mar 2025
  71. 71

    قُلْ أَنَدْعُوا۟ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَنفَعُنَا وَلَا يَضُرُّنَا وَنُرَدُّ عَلَىٰٓ أَعْقَابِنَا بَعْدَ إِذْ هَدَىٰنَا ٱللَّهُ كَٱلَّذِى ٱسْتَهْوَتْهُ ٱلشَّيَٰطِينُ فِى ٱلْأَرْضِ حَيْرَانَ لَهُۥٓ أَصْحَٰبٌۭ يَدْعُونَهُۥٓ إِلَى ٱلْهُدَى ٱئْتِنَا ۗ قُلْ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلْهُدَىٰ ۖ وَأُمِرْنَا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٧١﴾

    بگو: «آیا به‌جای خدا چیزی را بخوانیم که نه سودی به ما می‌رساند و نه زیانی برایمان دارد؟ و پس از آنکه خدا ما را راهبری کرد، به عقب بازگردانده شویم؟ همچون کسی که شیاطین در زمین او را به گمراهی و سقوط کشانده‌اند و با آنکه یارانی دارد که او را به راهبری می‌خوانند که نزد ما بیا، سرگردان مانده است؟» بگو: «به‌راستی راهبری خدا همان راهبری است و ما فرمان یافته‌ایم تسلیم خداوندگار جهانیان باشیم.

    Notes on the translation (2)
    • معنای «عقِب» و بازگشت به آن در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴۳ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    • «استهواء» از مادهٔ «هوي» به‌معنی «پستی و سقوط» است و در باب استفعال، مفهوم طلب و «کشاندن به سقوط و گمراهی» را بیان می‌کند.
    Proposed in post #2870 · 16 Mar 2025
  72. 72

    وَأَنْ أَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَٱتَّقُوهُ ۚ وَهُوَ ٱلَّذِىٓ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٧٢﴾

    و اینکه نماز را برپا دارید و از او پروا کنید و اوست کسی که به سویش برانگیخته و گردآورده می‌شوید.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2870 · 16 Mar 2025
  73. 73

    وَهُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ ۖ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ ۚ قَوْلُهُ ٱلْحَقُّ ۚ وَلَهُ ٱلْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِى ٱلصُّورِ ۚ عَٰلِمُ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَٰدَةِ ۚ وَهُوَ ٱلْحَكِيمُ ٱلْخَبِيرُ ﴿٧٣﴾

    و اوست که آسمان‌ها و زمین را بر مبنایی درست آفرید. و روزی که می‌گوید «باش» می‌شود. سخنش حق است و روزی که در صور دمیده می‌شود، زمامداری از آنِ اوست. دانای پنهان و آشکار است و او فرزانه و آگاه است.

    Notes on the translation (1)
    • «صُور» اسم جنس از مادهٔ «صَوَرَ» است که در اصل، مفهوم «تمایل» را بیان می‌کند و «صورة» و «تصویر» نیز به‌خاطر تمایل و شباهتی که عکس یک چیز به اصل آن دارد از این ماده است. این واژه در معنای «شاخ گاو» و «شیپور» نیز به‌کار رفته است که شاید به دلیل انحنای آن باشد. از آنجا که تعبیر دمیدن در صور تعبیری مبهم و مجازی است، بهتر است آن را ترجمه نکنیم.
    Proposed in post #2870 · 16 Mar 2025
  74. 74

    ۞ وَإِذْ قَالَ إِبْرَٰهِيمُ لِأَبِيهِ ءَازَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا ءَالِهَةً ۖ إِنِّىٓ أَرَىٰكَ وَقَوْمَكَ فِى ضَلَٰلٍۢ مُّبِينٍۢ ﴿٧٤﴾

    و هنگامی که ابراهیم به پدرش آزر گفت: «آیا بت‌ها را به‌عنوان معبود برمی‌گزینی؟ به‌راستی من تو و قومت را در گمراهی آشکاری می‌بینم.

    Notes on the translation (1)
    • «اتّخاذ» به‌معنی گرفتن و انتخاب کردن است.
    Proposed in post #2876 · 24 Mar 2025
  75. 75

    وَكَذَٰلِكَ نُرِىٓ إِبْرَٰهِيمَ مَلَكُوتَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ ٱلْمُوقِنِينَ ﴿٧٥﴾

    و آن‌گونه حقیقت زمامداری آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نشان می‌دادیم تا از باورمندان باشد.

    Notes on the translation (3)
    • «ملکوت» مصدر از «مُلک» به‌معنی «زمامداری و تسلط» است و دو حرفی که به آن اضافه شده است، بیشتر بودن حقیقت معنی را نشان می‌دهد (مثل «جبروت» و «عظموت»). اگرچه در ترجمهٔ این واژه می‌توان از خودش که در فارسی نیز کاربرد دارد استفاده کرد، ولی آوردن معادل، نکتهٔ نهفته در معنای آن را آشکارتر می‌کند.
    • قرار گرفتن فعل مضارع «نُري» در سیاق آیهٔ قبل که ماضی است، مفهوم آن را به گذشتهٔ استمراری تغییر می‌دهد.
    • «ایقان» به‌معنی پذیرش بدون تردید یک موضوع است که به آن «باور» می‌گویند.
    Proposed in post #2876 · 24 Mar 2025
  76. 76

    فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ ٱلَّيْلُ رَءَا كَوْكَبًۭا ۖ قَالَ هَٰذَا رَبِّى ۖ فَلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَآ أُحِبُّ ٱلْءَافِلِينَ ﴿٧٦﴾

    پس چون شب بر او پرده افکند، ستاره‌ای درخشان دید و گفت: «این خداوندگار من است.» اما چون ناپدید شد، گفت: «ناپدید شوندگان را دوست ندارم.

    Notes on the translation (3)
    • «کوکب» که از زبان عبری و سریانی گرفته شده، با «نجم» متفاوت است و به جنبهٔ زیبایی و درخشندگی اشاره دارد.
    • «جنّ» از ریشه «جنن» به معنای پوشاندن و مخفی کردن است.
    • «افل» به‌معنای «غائب شدن پس از حضور» است که در فارسی به آن «ناپدید شدن» می‌گویند و با «غروب کردن» که مربوط به خورشید است تفاوت دارد.
    Proposed in post #2876 · 24 Mar 2025
  77. 77

    فَلَمَّا رَءَا ٱلْقَمَرَ بَازِغًۭا قَالَ هَٰذَا رَبِّى ۖ فَلَمَّآ أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِى رَبِّى لَأَكُونَنَّ مِنَ ٱلْقَوْمِ ٱلضَّآلِّينَ ﴿٧٧﴾

    پس چون ماه را در حال بر آمدن دید، گفت: «این خداوندگار من است.» اما چون ناپدید شد، گفت: «اگر خداوندگارم مرا راهبری نکند، قطعاً از گروه گمراهان خواهم بود.

    Notes on the translation (1)
    • در «بزوغ» معنای «شکافتن» و «طلوع کردن» وجود دارد و نزدیک‌ترین مفهوم معادل آن «بر آمدن» است.
    Proposed in post #2876 · 24 Mar 2025
  78. 78

    فَلَمَّا رَءَا ٱلشَّمْسَ بَازِغَةًۭ قَالَ هَٰذَا رَبِّى هَٰذَآ أَكْبَرُ ۖ فَلَمَّآ أَفَلَتْ قَالَ يَٰقَوْمِ إِنِّى بَرِىٓءٌۭ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿٧٨﴾

    پس چون خورشید را در حال بر آمدن دید، گفت: «این خداوندگار من است. این بزرگ‌تر است.» اما چون ناپدید شد، گفت: «ای قوم من، به‌راستی من از آنچه شریک قرار می‌دهید، بیزارم.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2876 · 24 Mar 2025
  79. 79

    إِنِّى وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذِى فَطَرَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ حَنِيفًۭا ۖ وَمَآ أَنَا۠ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ ﴿٧٩﴾

    به‌راستی من رویکرد خود را حق‌طلبانه به‌سوی کسی قرار دادم که آسمان‌ها و زمین را پدید آورد و من از مشرکان نیستم.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2876 · 24 Mar 2025
  80. 80

    وَحَآجَّهُۥ قَوْمُهُۥ ۚ قَالَ أَتُحَٰٓجُّوٓنِّى فِى ٱللَّهِ وَقَدْ هَدَىٰنِ ۚ وَلَآ أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِۦٓ إِلَّآ أَن يَشَآءَ رَبِّى شَيْـًۭٔا ۗ وَسِعَ رَبِّى كُلَّ شَىْءٍ عِلْمًا ۗ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ ﴿٨٠﴾

    و قومش با او بحث کردند. گفت: «آیا دربارهٔ خدا با من بحث می‌کنید در حالی که او مرا راهبری کرده است؟ و من از آنچه شریک او قرار می‌دهید نمی‌ترسم؛ مگر آنکه خداوندگارم چیزی را خواسته باشد که خداوندگارم با دانش همه چیز را در بر گرفته است. آیا توجه نمی‌کنید؟

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2876 · 24 Mar 2025
  81. 81

    وَكَيْفَ أَخَافُ مَآ أَشْرَكْتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِٱللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِۦ عَلَيْكُمْ سُلْطَٰنًۭا ۚ فَأَىُّ ٱلْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِٱلْأَمْنِ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٨١﴾

    و چگونه از آنچه شریک قرار داده‌اید بیم داشته باشم، در حالی که شما بیمی ندارید از اینکه چیزی را شریک خدا قرار داده‌اید که هیچ دلیلی قاطع و برتری‌بخش برای آن بر شما فرو نفرستاده است؟ پس اگر می‌دانید، کدام‌یک از دو گروه به امنیت سزاوارتر است؟

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2883 · 30 Mar 2025
  82. 82

    ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَلَمْ يَلْبِسُوٓا۟ إِيمَٰنَهُم بِظُلْمٍ أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٨٢﴾

    کسانی که ایمان آورده و ایمانشان را به ستمی در نیامیخته‌اند، امنیت از آنِ چنین کسانی است و آنان راه‌یافته‌اند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2883 · 30 Mar 2025
  83. 83

    وَتِلْكَ حُجَّتُنَآ ءَاتَيْنَٰهَآ إِبْرَٰهِيمَ عَلَىٰ قَوْمِهِۦ ۚ نَرْفَعُ دَرَجَٰتٍۢ مَّن نَّشَآءُ ۗ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌۭ ﴿٨٣﴾

    و آن دلیل بی‌پاسخ ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم. هر که را بخواهیم به رتبه‌هایی بالا می‌بریم. به‌راستی خداوندگارت فرزانه و داناست.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2883 · 30 Mar 2025
  84. 84

    وَوَهَبْنَا لَهُۥٓ إِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ ۚ كُلًّا هَدَيْنَا ۚ وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ ۖ وَمِن ذُرِّيَّتِهِۦ دَاوُۥدَ وَسُلَيْمَٰنَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَىٰ وَهَٰرُونَ ۚ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿٨٤﴾

    و به او اسحاق و یعقوب را ارزانی داشتیم و هر یک را راهبری کردیم و نوح را پیش از آن راهبری کرده بودیم و از دودمان او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را. و آن‌چنان نیکوکاران را پاداش می‌دهیم.

    Notes on the translation (3)
    • «هبة» از مادهٔ «وهب» به‌معنی «عطا و بخشش، بدون توجه به عوض آن» است.
    • تنوین در «کلاً» جایگزین مضاف‌الیه محذوفی چون «واحد منهم» است.
    • توضیح معنای «ذریة» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2883 · 30 Mar 2025
  85. 85

    وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَىٰ وَعِيسَىٰ وَإِلْيَاسَ ۖ كُلٌّۭ مِّنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ﴿٨٥﴾

    و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را که همه از شایستگان بودند.

    Notes on the translation (1)
    • مضاف الیه محذوف در «کلٌ» را می‌توان «هم» در نظر گرفت.
    Proposed in post #2883 · 30 Mar 2025
  86. 86

    وَإِسْمَٰعِيلَ وَٱلْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًۭا ۚ وَكُلًّۭا فَضَّلْنَا عَلَى ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٨٦﴾

    و اسماعیل و یَسَع و یونس و لوط را و همگی را بر جهانیان برتری دادیم.

    Proposed in post #2883 · 30 Mar 2025
  87. 87

    وَمِنْ ءَابَآئِهِمْ وَذُرِّيَّٰتِهِمْ وَإِخْوَٰنِهِمْ ۖ وَٱجْتَبَيْنَٰهُمْ وَهَدَيْنَٰهُمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ ﴿٨٧﴾

    و برخی از پدرانشان و دودمانشان و برادرانشان را؛ و آنها را برگزیدیم و به راهی درست و استوار راهبریشان کردیم.

    Proposed in post #2883 · 30 Mar 2025
  88. 88

    ذَٰلِكَ هُدَى ٱللَّهِ يَهْدِى بِهِۦ مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ ۚ وَلَوْ أَشْرَكُوا۟ لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿٨٨﴾

    آن راهبری خداست که هر کس از بندگانش را بخواهد با آن راهبری می‌کند؛ و اگر شرک بورزند، آنچه انجام می‌دادند از اعتبار خواهد افتاد و از دستشان خواهد رفت.

    Notes on the translation (3)
    • معنای «هدایت» در ترجمهٔ آیهٔ ششم سورهٔ حمد بیان شد.
    • «حبط» به‌معنی «سقوط و محو شدن» است.
    • اغلب مترجمان به تفاوت «حبط عنهم ما کانوا یعملون» با «حبط ما کانوا یعملون» توجه نکرده‌اند. تعبیر این آیه شبیه تعبیر «ضل عنهم ما کانوا یفترون» در آیهٔ ۲۴ همین سوره است و باید به همان روش ترجمه شود.
    Proposed in post #2887 · 3 Apr 2025
  89. 89

    أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ءَاتَيْنَٰهُمُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحُكْمَ وَٱلنُّبُوَّةَ ۚ فَإِن يَكْفُرْ بِهَا هَٰٓؤُلَآءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًۭا لَّيْسُوا۟ بِهَا بِكَٰفِرِينَ ﴿٨٩﴾

    آنان کسانی هستند که به ایشان کتاب و مأموریت و پیامبری دادیم؛ پس اگر اینان نسبت به آنها حق‌پوشی کنند، قطعاً گروهی را برای پیگیری این موضوعات گماشته‌ایم که دربارهٔ آنها پوشانندهٔ حق نیستند.

    Notes on the translation (4)
    • معنای «حکم» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۹ سورهٔ آل‌عمران توضیح داده شد.
    • ضمیر «بها» هر سه بار به «کتاب و حکم و نبوت» برمی‌گردد و باید به‌صورت جمع ترجمه شود تا بازگشتشان به آن موضوعات سه‌گانه مشخص باشد.
    • زمان فعل «فقد وکلنا» گذشته است و بر خلاف نظر اغلب مترجمان باید به همان صورت ترجمه شود.
    • «وکّل ب» یعنی «کسی را مأمور و عهده‌دار کاری قرار دادن» که در فارسی برای این مفهوم از تعبیر «گماشتن برای پیگیری» استفاده می‌شود، نه «گماشتن بر» که ترجمهٔ «وکّل علی» است. در آیهٔ ۱۱ سورهٔ سجده نیز «ملک الموت الذي وُکّل بکم» یعنی: «ملک الموتی که برای پیگیری شما گمارده شده است».
    Proposed in post #2887 · 3 Apr 2025
  90. 90

    أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُ ۖ فَبِهُدَىٰهُمُ ٱقْتَدِهْ ۗ قُل لَّآ أَسْـَٔلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا ۖ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَٰلَمِينَ ﴿٩٠﴾

    آنان کسانی هستند که خدا راهبریشان کرده است؛ پس به راهبری شدنشان اقتدا کن. بگو: «در برابرش از شما پاداشی نمی‌خواهم. آن چیزی نیست جز یادکردی برای جهانیان.

    Notes on the translation (2)
    • به قرینهٔ «هدی الله» که از راهبری شدن آنها سخن می‌گوید، «هم» در «هداهم» نقش مفعولی دارد و باید بر همان اساس ترجمه شود.
    • حرف پایانی «اقتده» برای وقف و سکت است و معنای خاصی ندارد.
    Proposed in post #2887 · 3 Apr 2025
  91. 91

    وَمَا قَدَرُوا۟ ٱللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِۦٓ إِذْ قَالُوا۟ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ عَلَىٰ بَشَرٍۢ مِّن شَىْءٍۢ ۗ قُلْ مَنْ أَنزَلَ ٱلْكِتَٰبَ ٱلَّذِى جَآءَ بِهِۦ مُوسَىٰ نُورًۭا وَهُدًۭى لِّلنَّاسِ ۖ تَجْعَلُونَهُۥ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًۭا ۖ وَعُلِّمْتُم مَّا لَمْ تَعْلَمُوٓا۟ أَنتُمْ وَلَآ ءَابَآؤُكُمْ ۖ قُلِ ٱللَّهُ ۖ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِى خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ﴿٩١﴾

    و خدا را آن‌گونه که شایستهٔ بزرگی اوست به بزرگی نشناختند، آن‌گاه که گفتند: «خدا هیچ چیزی بر هیچ بشری فرو نفرستاده است!» بگو: «چه کسی کتابی را که موسی آورد، در حالی که نوری و راهبری برای مردم بود، فرو فرستاد؟ آن را کاغذهایی قرار می‌دهید که آشکارشان می‌کنید و بسیاری را پنهان می‌سازید؛ و چیزهایی به شما آموزش داده شد که نه خودتان می‌دانستید و نه پدرانتان.» بگو: «خدا.» سپس آنان را غرق در سرگرمی باطلشان در حالی که بازی می‌کنند رها کن.

    Notes on the translation (5)
    • «قَدَر» به‌معنی «اندازه» و «قَدْر» به‌معنی «تعیین و شناخت اندازه یا اندازه‌گیری» است. از آنجا که تعبیر «شناخت اندازه» برای خدا قابل استفاده نیست، از «شناخت بزرگی» استفاده شد و برای نشان دادن تفاوت «ما قدروا» با فعلی چون «ما عرفوا» ترجمهٔ آن، «به بزرگی نشناختند» در نظر گرفته شد.
    • توضیح معنای «قرطاس» در ترجمهٔ آیهٔ هفتم همین سوره بیان شد.
    • «الله» در این آیه بیان پاسخ پرسشی است که دربارهٔ فرو فرستندهٔ کتاب موسی (علیه‌السلام) پرسیده شده بود و مفهومش «خدا آن را فرو فرستاد» است؛ ولی چون در متن آیه به‌صورت مقدر آمده، در ترجمه نیز نباید ظاهر شود.
    • توضیح معنای «خوض» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴۰ سورهٔ نساء گذشت.
    • اغلب مترجمان «یلعبون» را «بازی کنند» ترجمه کرده‌اند، در حالی که چنین ترجمه‌ای در صورتی درست بود که در آیه، «یلعبوا» به‌عنوان جواب امر می‌آمد؛ اما «یلعبون» حال است.
    Proposed in post #2887 · 3 Apr 2025
  92. 92

    وَهَٰذَا كِتَٰبٌ أَنزَلْنَٰهُ مُبَارَكٌۭ مُّصَدِّقُ ٱلَّذِى بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ ٱلْقُرَىٰ وَمَنْ حَوْلَهَا ۚ وَٱلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِٱلْءَاخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِۦ ۖ وَهُمْ عَلَىٰ صَلَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ ﴿٩٢﴾

    و این کتابی است که فرو فرستادیمش، پربرکت و تأییدکنندهٔ آنچه پیش از خودش بوده؛ و تا به أم‌القری و اطرافیان آن هشدار دهی. و کسانی که به سرای واپسین ایمان دارند به آن ایمان می‌آورند و آنان همواره بر نمازشان مواظبت دارند.

    Notes on the translation (3)
    • توضیح مربوط به ترجمهٔ «بین یدیه» در آیهٔ ۶۶ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «أمّ القری» از نظر لغوی به‌معنای «مادر و مرکز توجه آبادی‌ها» و منظور از آن، شهر مکه است؛ ولی از آنجا که این تعبیر به‌عنوان اصطلاحی خاص برای این شهر به‌کار رفته، بهتر است ترجمه نشود.
    • یکی از معانی باب «مفاعله» استمرار است؛ لذا در ترجمهٔ «یحافظون» از «همواره» استفاده شد.
    Proposed in post #2892 · 11 Apr 2025
  93. 93

    وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوحِىَ إِلَىَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَىْءٌۭ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ ۗ وَلَوْ تَرَىٰٓ إِذِ ٱلظَّٰلِمُونَ فِى غَمَرَٰتِ ٱلْمَوْتِ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةُ بَاسِطُوٓا۟ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوٓا۟ أَنفُسَكُمُ ۖ ٱلْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ ٱلْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ غَيْرَ ٱلْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ ءَايَٰتِهِۦ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿٩٣﴾

    و چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغی بندد، یا با آنکه چیزی به او وحی نشده، بگوید: «به من وحی شده است»؟ و کسی که بگوید: «همانند آنچه خدا نازل کرده است را نازل خواهم کرد»؟ و شگفتا اگر ببینی هنگامی که ستمکاران در گرداب‌های مرگ فرو می‌روند و فرشتگان در حالی که دستانشان را گشوده‌اند: «جان‌هایتان را بیرون آورید! امروز به سزای آنچه به ناحق به خدا نسبت می‌دادید و از نشانه‌هایش با خودبزرگ‌بینی می‌گذشتید، با عذاب خوار بودن کیفر داده می‌شوید.

    Notes on the translation (5)
    • با توجه به اینکه جواب «لو» در آیه نیامده است، بر شگفت‌انگیز بودن موضوع دلالت می‌کند.
    • «في غمرة» به‌معنی «وارد شدن و فرو رفتن در محیط پست و ناملایم» است که در تعابیر رایج فارسی برای این مفهوم از «در گرداب فرو رفتن» استفاده می‌شود.
    • «أخرجوا أنفسکم» به‌صورت تحت‌اللفظی به‌معنی «خود را خارج کنید» است، ولی با توجه به سیاق آیه و جنبهٔ تحقیرآمیز این جمله، نزدیک‌ترین تعبیر رایج برای چنین موقعیتی «جان کندن» یا «بیرون آوردن جان» است. البته بسیاری از مفسران و مترجمان مفهوم آن را «خود را نجات دهید» یا «خود را از این مخمصه بیرون آورید» دانسته‌اند.
    • «هون» اسم مصدر و به‌معنی «خوار بودن» است و بر خلاف روش اغلب مترجمان، ترجمهٔ آن باید با «مهین» متفاوت باشد.
    • «استکبار» در لغت به‌معنی «در پی بزرگی بودن یا بزرگی‌طلبی» است و «عن» به‌معنی «مجاوزت» است.
    Proposed in post #2892 · 11 Apr 2025
  94. 94

    وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَٰدَىٰ كَمَا خَلَقْنَٰكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍۢ وَتَرَكْتُم مَّا خَوَّلْنَٰكُمْ وَرَآءَ ظُهُورِكُمْ ۖ وَمَا نَرَىٰ مَعَكُمْ شُفَعَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ زَعَمْتُمْ أَنَّهُمْ فِيكُمْ شُرَكَٰٓؤُا۟ ۚ لَقَد تَّقَطَّعَ بَيْنَكُمْ وَضَلَّ عَنكُم مَّا كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿٩٤﴾

    و به‌راستی یکّه و تنها نزد ما آمده‌اید - همان‌گونه که نخستین بار شما را آفریدیم - و آنچه را در اختیارتان گذاشته بودیم پشت سرتان رها ساختید، و شفیعانتان را که می‌پنداشتید آنها دربارهٔ شما شریکانی هستند، همراهتان نمی‌بینیم؛ هر آیینه میان شما جدایی افتاده و آنچه می‌پنداشتید از دستتان رفته و گم شده است.

    Notes on the translation (1)
    • مادهٔ «خول» به‌معنی «مراقبت و رعایت کردن» است و «تخویل» یعنی «چیزی را تحت مراقبت و اختیار کسی قرار دادن».
    Proposed in post #2892 · 11 Apr 2025
  95. 95

    ۞ إِنَّ ٱللَّهَ فَالِقُ ٱلْحَبِّ وَٱلنَّوَىٰ ۖ يُخْرِجُ ٱلْحَىَّ مِنَ ٱلْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ ٱلْمَيِّتِ مِنَ ٱلْحَىِّ ۚ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ ۖ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ ﴿٩٥﴾

    بی‌گمان خدا شکافندهٔ دانه‌ها و هسته‌هاست؛ زنده را از مرده بیرون می‌آورد و بیرون‌آورندهٔ مرده از زنده است. آن است خدا؛ پس چگونه دگرگون می‌شوید؟

    Notes on the translation (2)
    • «حَبّ» جمع «حبه» به‌معنی «دانه‌های حبوبات» و «النوی» جمع «نواة» به‌معنی «هسته‌های میوه‌ها» است.
    • «افک»‌در اصل به‌معنی «دگرگون کردن، برگرداندن حالت و زیر و رو کردن» است.
    Proposed in post #2892 · 11 Apr 2025
  96. 96

    فَالِقُ ٱلْإِصْبَاحِ وَجَعَلَ ٱلَّيْلَ سَكَنًۭا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ حُسْبَانًۭا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ ٱلْعَزِيزِ ٱلْعَلِيمِ ﴿٩٦﴾

    که شکافندهٔ دمیدن سپیده و قرار دهندهٔ شب برای آرامشی فراوان و خورشید و ماه برای حسابی دقیق است؛ آن، طراحی عزتمند داناست.

    Notes on the translation (5)
    • «اصباح» مصدر و به‌معنای «داخل شدن در صبح» است؛ لذا بهتر است به‌جای تعابیری چون «سپیده‌دم» از مفهومی معادل معنای مصدری استفاده شود.
    • عبارت «فالق الاصباح» ادامهٔ «جملهٔ «ذلکم الله» در آیهٔ پیش است و باید به‌عنوان مکمل همان جمله در نظر گرفته شود؛ لذا ترجمهٔ آیه با «که» آغاز شد.
    • «وجعل» قرائت قاریان کوفه از جمله عاصم است و بیشتر قاریان دیگر آن را «وجاعل» خوانده‌اند که با «فالق» هماهنگ‌تر است؛ ترجمه بر اساس قرائت «جاعل» انجام شد.
    • «سکن» و «حُسبان» مصدرند و برخلاف نظر اغلب مترجمان که آنها را شبیه اسم آلت ترجمه کرده‌اند، بهتر است دقیقاً به همان صورت ترجمه شوند. استفاده از مصدر در اینجا برای تأکید و بیان مبالغه است؛ لذا این نکته با تعابیری چون «فراوان» و «دقیق» نشان داده شد.
    • «تقدیر» از نظر لغوی به‌معنی «اندازه‌گیری» است، ولی منظور از آن فراتر از چیزی است که از واژهٔ «اندازه‌گیری» برداشت می‌شود. در زبان رایج فارسی این مفهوم را با تعابیری چون «طراحی» یا «مهندسی» بیان می‌کنند.
    Proposed in post #2895 · 19 Apr 2025
  97. 97

    وَهُوَ ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلنُّجُومَ لِتَهْتَدُوا۟ بِهَا فِى ظُلُمَٰتِ ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ ۗ قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْءَايَٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ ﴿٩٧﴾

    و اوست که ستارگان را برای شما قرار داد تا با آنها در تاریکی‌های خشکی و دریا راه یابید؛ به‌راستی ما نشانه‌ها را برای گروهی که می‌دانند جدا جدا ارائه کرده‌ایم.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2895 · 19 Apr 2025
  98. 98

    وَهُوَ ٱلَّذِىٓ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍۢ وَٰحِدَةٍۢ فَمُسْتَقَرٌّۭ وَمُسْتَوْدَعٌۭ ۗ قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْءَايَٰتِ لِقَوْمٍۢ يَفْقَهُونَ ﴿٩٨﴾

    و اوست که شما را از یک حقیقت و گوهر انسانی پدید آورد؛ پس ماندگارید و موقت؛ به‌راستی ما نشانه‌ها را برای گروهی که می‌فهمند جدا جدا ارائه کرده‌ایم.

    Notes on the translation (3)
    • توضیح معنای «نفس واحدة» در ترجمهٔ آیهٔ نخست سورهٔ نساء بیان شد.
    • اگرچه «مستقر» در بسیاری از آیات قرآن به‌صورت اسم مکان و به‌معنای قرارگاه به‌کار رفته، ولی در این آیه و آیهٔ ۶ سورهٔ هود اسم مفعول است؛ زیرا به اشخاص و موجودات اشاره دارد. روایات نقل شده از اهل بیت (علیهم‌السلام) نیز با این برداشت هماهنگ‌تر است. بنا بر این بر خلاف بسیاری از مترجمان که «مستقر» و «مستودع» را به‌صورت اسم مکان ترجمه کرده‌اند، باید آن را «استقرار یافته» یعنی «ماندگار» و «امانتی» یعنی «موقت» ترجمه کرد.
    • در جملهٔ «فمستقر ومستودع» عبارتی چون «منکم» در تقدیر است؛ یعنی «پس برخی از شما گروه ماندگاری و برخی از شما گروه موقتی هستید». اما از آنجا که در اصل جمله این نکته ظاهر نشده است، در ترجمه نیز نباید بیاید. البته اینکه این تقسیم دربارهٔ مخاطبان است از سیاق جمله به‌دست می‌آید و باید در ترجمه بازتاب داشته باشد.
    Proposed in post #2895 · 19 Apr 2025
  99. 99

    وَهُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَخْرَجْنَا بِهِۦ نَبَاتَ كُلِّ شَىْءٍۢ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًۭا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّۭا مُّتَرَاكِبًۭا وَمِنَ ٱلنَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌۭ دَانِيَةٌۭ وَجَنَّٰتٍۢ مِّنْ أَعْنَابٍۢ وَٱلزَّيْتُونَ وَٱلرُّمَّانَ مُشْتَبِهًۭا وَغَيْرَ مُتَشَٰبِهٍ ۗ ٱنظُرُوٓا۟ إِلَىٰ ثَمَرِهِۦٓ إِذَآ أَثْمَرَ وَيَنْعِهِۦٓ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكُمْ لَءَايَٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ ﴿٩٩﴾

    و اوست که از آسمان آبی فرو فرستاد؛ پس با آن رویش هر چیزی را بیرون آوردیم؛ و از آن سبزه‌ای بیرون آوردیم که از آن دانه‌هایی بر هم چیده بیرون می‌آوریم. و از درخت خرما که از سر بر آوردن شکوفه‌اش، خوشه‌هایی پایین‌آمده است؛ و باغ‌هایی از انگور را و زیتون و انار را که همانند و ناهمگون‌اند. هنگامی که به ثمر می‌رسد، به محصولش و به رسیدنش بنگرید؛ بی‌گمان در آن نشانه‌هایی است برای گروهی که ایمان می‌آورند.

    Notes on the translation (5)
    • «نبات» همانند کاربردش در آیهٔ ۳۷ سورهٔ آل‌عمران مصدر است و باید همان‌گونه ترجمه شود. اغلب مترجمان علاوه بر بی‌توجهی به این نکته، به‌جای «نبات کل شيء» این عبارت را با «کل نبات» اشتباه گرفته و مفهوم آیه را در گیاهان منحصر کرده‌اند؛ این در حالی است که تعبیر آیه رویش و رشد هر موجودی را شامل می‌شود.
    • «متراکب» به‌معنی «متراکم» نیست، بلکه مفهوم آن «روی هم سوار شده» یا «پشت هم چیده شده» است که به حالت خوشه‌ای بودن اشاره دارد.
    • «طلع» مصدر و به‌معنی «آشکار شدن و بیرون زدن» است که دربارهٔ «سر بر آوردن شکوفه» نیز به‌کار می‌رود.
    • «قنوان» جمع «قنو» به‌معنی «آنچه جمع می‌شود» است که برای «میوه‌های جمع‌شده در درخت» نیز به‌کار می‌رود و منظور از آن «خوشه‌های میوه‌هایی مثل خرما و انگور» است.
    • «دانیة» از مادهٔ «دني» به‌معنی «نزدیک بودن بر اثر پستی» است و برای «شاخه یا میوهٔ پایین آمده و در دسترس قرار گرفته» به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #2895 · 19 Apr 2025
  100. 100

    وَجَعَلُوا۟ لِلَّهِ شُرَكَآءَ ٱلْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ ۖ وَخَرَقُوا۟ لَهُۥ بَنِينَ وَبَنَٰتٍۭ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ ۚ سُبْحَٰنَهُۥ وَتَعَٰلَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿١٠٠﴾

    و جن را شریکان خدا قرار دادند، با آنکه او آنها را آفریده است؛ و بدون تکیه به هیچ دانشی برای او پسران و دخترانی تراشیدند. پاک و منزه است او و برتر است از آنچه توصیف می‌کنند.

    Notes on the translation (1)
    • «خَرَقُوا» از ریشه «خرق» به معنای «هر کاری که برخلاف جریان طبیعی انجام گیرد» است که بسته به موضوع، برای اموری چون پاره کردن، قطع کردن، بافتن و مانند آن به‌کار می‌رود. در اینجا با توجه به کاربردش برای قرار دادن شریک دروغین، از تعبیر «تراشیدن» که به‌معنی «دروغ بافتن» است استفاده شد.
    Proposed in post #2899 · 23 Apr 2025
  101. 101

    بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُۥ وَلَدٌۭ وَلَمْ تَكُن لَّهُۥ صَٰحِبَةٌۭ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَىْءٍۢ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ ﴿١٠١﴾

    او که مبتکر آسمان‌ها و زمین است؛ چگونه او را فرزندی باشد درحالی‌که همسری نداشته و همه چیز را آفریده است و او به هر چیزی داناست.

    Notes on the translation (3)
    • ابتدای آیه در ادامه و توضیح وصف خدا در آیهٔ قبل آمده و خوب است مرتبط با آن ترجمه شود؛ لذا با «او که» آغاز شد.
    • «بدیع» به‌معنی «پدیدآورندهٔ چیزی نو و بی‌سابقه» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «مبتکر» می‌گویند.
    • «صاحبة» در اصل به‌معنی «هم‌نشین» است، ولی معمولاً حالت مؤنث آن برای اشاره به «همسر» به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #2899 · 23 Apr 2025
  102. 102

    ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَٰلِقُ كُلِّ شَىْءٍۢ فَٱعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ وَكِيلٌۭ ﴿١٠٢﴾

    آن است خدا، خداوندگار شما؛ هیچ معبودی جز او نیست و آفرینندهٔ هر چیزی است. پس او را بندگی کنید. و او عهده‌دار همه چیز است.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2899 · 23 Apr 2025
  103. 103

    لَّا تُدْرِكُهُ ٱلْأَبْصَٰرُ وَهُوَ يُدْرِكُ ٱلْأَبْصَٰرَ ۖ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلْخَبِيرُ ﴿١٠٣﴾

    دیدگان او را در نمی‌یابند، ولی او دیدگان را در می‌یابد و اوست مهرورز نازک‌کار و آگاه.

    Notes on the translation (1)
    • «لطیف» از ریشه «لطف» به معنای «مهربانی همراه با دقت و ظرافت» است.
    Proposed in post #2899 · 23 Apr 2025
  104. 104

    قَدْ جَآءَكُم بَصَآئِرُ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِۦ ۖ وَمَنْ عَمِىَ فَعَلَيْهَا ۚ وَمَآ أَنَا۠ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍۢ ﴿١٠٤﴾

    به‌راستی از جانب خداوندگارتان بینش‌هایی نزد شما آمده است؛ پس هر کس با دقت بنگرد، به سود خودش و هر کس کور باشد، به زیان خود اوست؛ و من نگهدارندهٔ اجباری شما نیستم.

    Notes on the translation (3)
    • «بصائر» جمع «بصیرة» به‌معنای بینش و بینایی درونی است.
    • صیغهٔ افعال در «أبصر» بیانگر حدوث و دقت برای رسیدن به بینش است.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۸۰ سورهٔ نساء توضیح داده شد که «حفیظ علی» به‌معنی «نگه داشتن اجباری در شرایطی خاص» است.
    Proposed in post #2899 · 23 Apr 2025
  105. 105

    وَكَذَٰلِكَ نُصَرِّفُ ٱلْءَايَٰتِ وَلِيَقُولُوا۟ دَرَسْتَ وَلِنُبَيِّنَهُۥ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ ﴿١٠٥﴾

    و آن‌گونه نشانه‌ها را گوناگون قرار می‌دهیم تا جایی که بگویند: «تو درس خوانده‌ای!» و تا آن را برای گروهی که می‌دانند روشن سازیم.

    Notes on the translation (1)
    • «تصریف» به‌معنی «دگرگونی و جابه‌جایی» و منظور از آن «متفاوت و گوناگون ساختن» است.
    Proposed in post #2899 · 23 Apr 2025
  106. 106

    ٱتَّبِعْ مَآ أُوحِىَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ۖ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ وَأَعْرِضْ عَنِ ٱلْمُشْرِكِينَ ﴿١٠٦﴾

    آنچه را از جانب خداوندگارت - که معبودی جز او نیست - به تو وحی شده است پیروی کن و از مشرکان صرف نظر کن.

    Proposed in post #2901 · 26 Apr 2025
  107. 107

    وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ مَآ أَشْرَكُوا۟ ۗ وَمَا جَعَلْنَٰكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًۭا ۖ وَمَآ أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍۢ ﴿١٠٧﴾

    و اگر خدا می‌خواست شرک نمی‌ورزیدند؛ و تو را نگهدارندهٔ اجباری آنان قرار ندادیم، و تو عهده‌دار امور آنان نیستی.

    Notes on the translation (1)
    • معنای «حفیظ علی» و «وکیل علی» در آیات قبل توضیح داده شد.
    Proposed in post #2901 · 26 Apr 2025
  108. 108

    وَلَا تَسُبُّوا۟ ٱلَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَسُبُّوا۟ ٱللَّهَ عَدْوًۢا بِغَيْرِ عِلْمٍۢ ۗ كَذَٰلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّهِم مَّرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿١٠٨﴾

    و کسانی را که آنان به‌جای خدا می‌خوانند دشنام ندهید، که آنان نیز از روی دشمنی و ندانم‌کاری به خدا دشنام خواهند داد. آن‌گونه برای هر امتی عملشان را آراستیم، سپس بازگشتشان به سوی خداوندگارشان است و آنان را به آنچه انجام می‌دادند آگاه خواهد ساخت.

    Proposed in post #2901 · 26 Apr 2025
  109. 109

    وَأَقْسَمُوا۟ بِٱللَّهِ جَهْدَ أَيْمَٰنِهِمْ لَئِن جَآءَتْهُمْ ءَايَةٌۭ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا ۚ قُلْ إِنَّمَا ٱلْءَايَٰتُ عِندَ ٱللَّهِ ۖ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَآ إِذَا جَآءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿١٠٩﴾

    و با بالاترین سوگندهایشان به خدا قسم خوردند که اگر نشانه‌ای برایشان بیاید، حتماً به آن ایمان خواهند آورد. بگو: «نشانه‌ها فقط نزد خداست» و شما از کجا می‌دانید؟! قطعاً وقتی بیاید، آنان ایمان نمی‌آورند.

    Notes on the translation (3)
    • توضیح عبارت «جهد أیمانهم» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۳ سورهٔ مائده بیان شد.
    • «و ما یشعرکم» به‌صورت تحت‌اللفظی به‌معنی «چه چیزی به شما درک و آگاهی می‌دهد؟» است، ولی برای بیان پیچیدگی و دشواری موضوع و محدود بودن اطلاعات مخاطب به‌کار می‌رود.
    • در چند روایت از قرائت‌های قرآن «أنّها» در «انها اذا جاءت» با همزهٔ مکسور به‌صورت «إنّها» خوانده شده است که به‌نظر می‌رسد با سیاق جمله سازگاری بیشتری دارد؛ لذا ترجمه بر همان اساس انجام شد.
    Proposed in post #2901 · 26 Apr 2025
  110. 110

    وَنُقَلِّبُ أَفْـِٔدَتَهُمْ وَأَبْصَٰرَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا۟ بِهِۦٓ أَوَّلَ مَرَّةٍۢ وَنَذَرُهُمْ فِى طُغْيَٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١١٠﴾

    و دل‌ها و دیدگانشان را وارونه می‌سازیم، همان‌گونه که نخستین بار به آن ایمان نیاوردند، و آنان را در حالی که سرگردان‌اند در گردنکشی خود وا می‌نهیم.

    Notes on the translation (2)
    • «تقلیب» به‌معنی «زیر و رو کردن و جابه‌جایی بالا و پایین» است که برای تغییر شرایط یا وارونه ساختن در درک و اولویت‌بندی‌ها به‌کار می‌رود.
    • «في طغیانهم» متعلق به «نذرهم» و «یعمهون» حال است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
    Proposed in post #2901 · 26 Apr 2025
  111. 111

    ۞ وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَآ إِلَيْهِمُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ ٱلْمَوْتَىٰ وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَىْءٍۢ قُبُلًۭا مَّا كَانُوا۟ لِيُؤْمِنُوٓا۟ إِلَّآ أَن يَشَآءَ ٱللَّهُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ ﴿١١١﴾

    و اگر ما فرشتگان را به‌سویشان فرو می‌فرستادیم و مردگان با آنان سخن می‌گفتند و هر چیزی را پیش روی آنان بر می‌انگیختیم و گرد می‌آوردیم، باز هم ایمان نمی‌آوردند، مگر آنکه خدا بخواهد، ولی بیشترشان بی‌خردی می‌کنند.

    Notes on the translation (2)
    • توضیح معنای «حشر» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۳ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «جهل» در بسیاری از کاربردهای قرآنی در مقابل «عقل» به‌کار می‌رود و به‌معنای «بی‌خردی» است.
    Proposed in post #2901 · 26 Apr 2025
  112. 112

    وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِىٍّ عَدُوًّۭا شَيَٰطِينَ ٱلْإِنسِ وَٱلْجِنِّ يُوحِى بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍۢ زُخْرُفَ ٱلْقَوْلِ غُرُورًۭا ۚ وَلَوْ شَآءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ﴿١١٢﴾

    و آن‌گونه، برای هر پیامبری دشمنی قرار دادیم، یعنی شیاطین انس و جن که سخنان آراسته را برای فریب به یکدیگر وحی می‌کنند؛ و اگر خداوندگارت می‌خواست این کار را انجام نمی‌دادند؛ پس آنان را با آنچه می‌بافند رها کن.

    Notes on the translation (3)
    • «شیاطین» بدل از «عدوا» است و باید بر همان اساس ترجمه شود؛ اما اغلب مترجمان بی‌توجه به این نکته آن را «از شیاطین» ترجمه کرده‌اند.
    • از آنجا که «وحی» در فارسی نیز به‌کار می‌رود و باید در همه جای قرآن یکسان ترجمه شود، از خودش استفاده شد.
    • معنای «افتراء» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴ سورهٔ آل‌عمران توضیح داده شد.
    Proposed in post #2909 · 29 Apr 2025
  113. 113

    وَلِتَصْغَىٰٓ إِلَيْهِ أَفْـِٔدَةُ ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْءَاخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُوا۟ مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ ﴿١١٣﴾

    و تا دل‌های کسانی که به سرای واپسین ایمان نمی‌آورند به آن تمایل یابد و تا آن را بپسندند و تا دست به کاری زنند که اهل انجام آنند.

    Notes on the translation (2)
    • «تصغی» از ریشه «صغي» به معنای «تمایل همراه با احساس» است، نه صرفاً گوش دادن که در برخی ترجمه‌ها آمده است.
    • مادهٔ «قرف» در اصل به‌معنای «نزدیک شدن و احاطه یافتن» است و برای مصادیق گوناگونی چون «دست زدن به کار و انجام دادن آن» و «به‌دست آوردن مال» به‌کار می‌رود. این ماده وقتی به باب افتعال می‌رود، مفهوم «پذیرش و انتخاب در دست زدن به کار» را بیان می‌کند.
    Proposed in post #2909 · 29 Apr 2025
  114. 114

    أَفَغَيْرَ ٱللَّهِ أَبْتَغِى حَكَمًۭا وَهُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ إِلَيْكُمُ ٱلْكِتَٰبَ مُفَصَّلًۭا ۚ وَٱلَّذِينَ ءَاتَيْنَٰهُمُ ٱلْكِتَٰبَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُۥ مُنَزَّلٌۭ مِّن رَّبِّكَ بِٱلْحَقِّ ۖ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُمْتَرِينَ ﴿١١٤﴾

    پس آیا جز خدا داوری بجویم، با آنکه اوست که کتاب را جدا جدا برای شما نازل کرده است؟ و کسانی که به آنها کتاب داده‌ایم می‌دانند که آن به‌درستی فرو فرستاده‌ای از جانب خداوندگارت است؛ پس مبادا از تردیدکنندگان باشی.

    Notes on the translation (2)
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ همین سوره توضیحی دربارهٔ معنی «تفصیل» ارائه شد.
    • برای نشان دادن تأثیر نون تأکید در «لاتکوننَّ» از واژهٔ «مبادا» استفاده شد.
    Proposed in post #2909 · 29 Apr 2025
  115. 115

    وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًۭا وَعَدْلًۭا ۚ لَّا مُبَدِّلَ لِكَلِمَٰتِهِۦ ۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ ﴿١١٥﴾

    و کلمهٔ خداوندگارت به‌راستی و دادگری قطعیت یافت؛ جابه‌جا کننده‌ای برای کلمات او نیست و اوست شنوای دانا.

    Notes on the translation (3)
    • با توجه به معنای عمیق و گستردهٔ «کلمه» در قرآن، بهتر است به‌جای ترجمه از همان تعبیر استفاده شود.
    • اغلب مترجمان عبارت «تمت کلمة ربک» را در این آیه به‌گونه‌ای ترجمه کرده‌اند که کاملاً با معنایی که در آیهٔ ۱۱۹ سورهٔ هود برای آن ذکر کرده‌اند متفاوت است؛ این در حالی است که یک عبارت نباید تا این حد متفاوت ترجمه شود. با دقت به کاربردهای این تعبیر به‌نظر می‌رسد باید آن را ترکیبی دانست که «قطعی و نهایی شدن» را بیان می‌کند.
    • «تبدیل» در لغت به‌معنی «قرار دادن چیزی در جای چیزی دیگر» است.
    Proposed in post #2909 · 29 Apr 2025
  116. 116

    وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِى ٱلْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ﴿١١٦﴾

    و اگر از بیشتر کسانی که در زمینند فرمان بری، تو را از راه خدا گمراه می‌سازند؛ جز از آنچه به نظر می‌رسد پیروی نمی‌کنند و آنان کارها را جز با حدس و گمان پیش نمی‌برند.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2909 · 29 Apr 2025
  117. 117

    إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِۦ ۖ وَهُوَ أَعْلَمُ بِٱلْمُهْتَدِينَ ﴿١١٧﴾

    بی‌گمان خداوندگارت کسی را که از راه او گم می‌شود بهتر می‌شناسد و راه‌یافتگان را نیز بهتر می‌شناسد.

    Notes on the translation (1)
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۳۹ سورهٔ نساء توضیح داده شد که «علم» وقتی دربارهٔ اشخاص به‌کار می‌رود، معنایش «شناختن» است.
    Proposed in post #2909 · 29 Apr 2025
  118. 118

    فَكُلُوا۟ مِمَّا ذُكِرَ ٱسْمُ ٱللَّهِ عَلَيْهِ إِن كُنتُم بِـَٔايَٰتِهِۦ مُؤْمِنِينَ ﴿١١٨﴾

    پس اگر به نشانه‌های خدا ایمان دارید، از آنچه نام او بر آن برده شده است بخورید.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به تفاوت ساختار عبارات عربی و فارسی، جایگاه اسم و ضمیر در ترجمه تغییر داده شد.
    Proposed in post #2913 · 7 May 2025
  119. 119

    وَمَا لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا۟ مِمَّا ذُكِرَ ٱسْمُ ٱللَّهِ عَلَيْهِ وَقَدْ فَصَّلَ لَكُم مَّا حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَا ٱضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ ۗ وَإِنَّ كَثِيرًۭا لَّيُضِلُّونَ بِأَهْوَآئِهِم بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِٱلْمُعْتَدِينَ ﴿١١٩﴾

    و شما را چه می‌شود که از آنچه نام خدا بر آن برده شده نمی‌خورید، با آنکه آنچه را بر شما حرام کرده - مگر آنچه بدان ناچار شوید - به‌تفصیل برایتان بیان داشته است؟ و بی‌گمان بسیاری با هوس‌های خود بدون تکیه به هیچ دانشی گمراه می‌کنند. قطعاً خداوندگارت تجاوزکاران به حقوق دیگران را بهتر می‌شناسد.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2913 · 7 May 2025
  120. 120

    وَذَرُوا۟ ظَٰهِرَ ٱلْإِثْمِ وَبَاطِنَهُۥٓ ۚ إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكْسِبُونَ ٱلْإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِمَا كَانُوا۟ يَقْتَرِفُونَ ﴿١٢٠﴾

    و کوتاهی آشکار و پنهان را رها کنید. بی‌گمان کسانی که در پی به‌دست آوردن کوتاهی باشند، به‌زودی به سزای کاری که به آن دست می‌زدند خواهند رسید.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2913 · 7 May 2025
  121. 121

    وَلَا تَأْكُلُوا۟ مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ ٱسْمُ ٱللَّهِ عَلَيْهِ وَإِنَّهُۥ لَفِسْقٌۭ ۗ وَإِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ لَيُوحُونَ إِلَىٰٓ أَوْلِيَآئِهِمْ لِيُجَٰدِلُوكُمْ ۖ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ ﴿١٢١﴾

    و از آنچه نام خدا بر آن برده نشده نخورید که آن قطعاً نابه‌کاری است. و بی‌گمان شیاطین به گردانندگان امور خود وحی می‌کنند تا با شما به بگو مگو بپردازند؛ و اگر از آنان فرمان برید، بی‌تردید مشرک خواهید بود.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2913 · 7 May 2025
  122. 122

    أَوَمَن كَانَ مَيْتًۭا فَأَحْيَيْنَٰهُ وَجَعَلْنَا لَهُۥ نُورًۭا يَمْشِى بِهِۦ فِى ٱلنَّاسِ كَمَن مَّثَلُهُۥ فِى ٱلظُّلُمَٰتِ لَيْسَ بِخَارِجٍۢ مِّنْهَا ۚ كَذَٰلِكَ زُيِّنَ لِلْكَٰفِرِينَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿١٢٢﴾

    آیا آن کس که مرده بود و زنده‌اش گرداندیم و نوری برایش قرار دادیم که با آن در میان مردم راه می‌رود، همچون کسی است که گویا در تاریکی‌هاست و از آن بیرون نمی‌آید؟ آن‌گونه برای حق‌پوشان آنچه انجام می‌دادند آراسته شده بود.

    Notes on the translation (3)
    • «مشي» به‌معنی «با پای پیاده راه رفتن» است.
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷ سورهٔ بقره بیان شد، رایج‌ترین معادل «مثَل» در فارسی، «داستان» یا «جریان» است.
    • برخلاف نظر اغلب مترجمان که «خارج» را «بیرون‌آمدنی» ترجمه کرده‌اند، این واژه که اسم فاعل است باید همچون آیهٔ ۱۶۷ سورهٔ بقره بر اساس همین صیغه ترجمه شود.
    Proposed in post #2913 · 7 May 2025
  123. 123

    وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا فِى كُلِّ قَرْيَةٍ أَكَٰبِرَ مُجْرِمِيهَا لِيَمْكُرُوا۟ فِيهَا ۖ وَمَا يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿١٢٣﴾

    و بدان‌سان در هر آبادی بزهکاران بزرگش را قرار دادیم تا در آن نقشه بکشند، حال آنکه جز بر ضد خودشان نقشه نمی‌کشند، ولی درک نمی‌کنند.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2913 · 7 May 2025
  124. 124

    وَإِذَا جَآءَتْهُمْ ءَايَةٌۭ قَالُوا۟ لَن نُّؤْمِنَ حَتَّىٰ نُؤْتَىٰ مِثْلَ مَآ أُوتِىَ رُسُلُ ٱللَّهِ ۘ ٱللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُۥ ۗ سَيُصِيبُ ٱلَّذِينَ أَجْرَمُوا۟ صَغَارٌ عِندَ ٱللَّهِ وَعَذَابٌۭ شَدِيدٌۢ بِمَا كَانُوا۟ يَمْكُرُونَ ﴿١٢٤﴾

    و چون نشانه‌ای نزد آنها آید، گویند: «تا وقتی مانند آنچه به فرستادگان خدا داده شده به ما داده نشود، هرگز ایمان نخواهیم آورد.» خدا بهتر می‌داند پیامش را کجا قرار دهد. به‌زودی به کسانی که بزهکاری کردند، به‌خاطر نقشه‌هایی که می‌کشیدند، حقارتی نزد خدا و عذابی سخت خواهد رسید.

    Notes on the translation (4)
    • توضیح معنای «جرم» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ همین سوره بیان شد.
    • اغلب مترجمان «رسالت» را عیناً در ترجمه آورده‌اند. اگرچه این واژه در فارسی نیز به‌کار می‌رود، ولی مفهوم این کاربرد با آنچه در این آیه آمده کمی تفاوت دارد. زیرا در تعابیر فارسی معمولاً این واژه را به‌معنی «مأموریت» به‌کار می‌برند، ولی به‌نظر می‌رسد مقصود از آن در اینجا به کاربرد عربی واژهٔ «رسالة» نزدیک‌تر است.
    • معنای «مکر» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۴ سورهٔ آل‌عمران توضیح داده شد.
    • از آنجا که در «صغار» تأکید اصلی بر «کوچک شمرده شدن» است، تعابیری چون «حقارت» با آن تناسب بیشتری دارد.
    Proposed in post #2920 · 16 May 2025
  125. 125

    فَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يَهْدِيَهُۥ يَشْرَحْ صَدْرَهُۥ لِلْإِسْلَٰمِ ۖ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُۥ يَجْعَلْ صَدْرَهُۥ ضَيِّقًا حَرَجًۭا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِى ٱلسَّمَآءِ ۚ كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ ٱللَّهُ ٱلرِّجْسَ عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿١٢٥﴾

    پس خدا هر کس را بخواهد راهبریش کند، سینه‌اش را برای اسلام گشایش می‌دهد، و هر کس را بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را در تنگنا و فشار قرار می‌دهد، چنان که گویی به‌سختی در آسمان بالا می‌رود. بدان‌سان خدا پلیدی را بر کسانی که ایمان نمی‌آورند قرار می‌دهد.

    Notes on the translation (2)
    • «حرج» به‌معنای «تنگنایی که بر اثر فشار روحی پدید می‌آید» است.
    • «یصّعّد» در اصل «یتصعّد» بوده و تاء به صاد تبدیل شده است. باب تفعل، پذیرش همراه با سختی و تکلف را نشان می‌دهد.
    Proposed in post #2920 · 16 May 2025
  126. 126

    وَهَٰذَا صِرَٰطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيمًۭا ۗ قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْءَايَٰتِ لِقَوْمٍۢ يَذَّكَّرُونَ ﴿١٢٦﴾

    و این است راه خداوندگارت به راستی و استواری؛ قطعاً نشانه‌ها را برای گروهی که توجه می‌کنند جدا جدا ارائه کرده‌ایم.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2920 · 16 May 2025
  127. 127

    ۞ لَهُمْ دَارُ ٱلسَّلَٰمِ عِندَ رَبِّهِمْ ۖ وَهُوَ وَلِيُّهُم بِمَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿١٢٧﴾

    آنان نزد خداوندگارشان سرای آشتی و امنیت خواهند داشت، و او به‌خاطر آنچه انجام می‌دادند سرپرستشان خواهد بود.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2920 · 16 May 2025
  128. 128

    وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًۭا يَٰمَعْشَرَ ٱلْجِنِّ قَدِ ٱسْتَكْثَرْتُم مِّنَ ٱلْإِنسِ ۖ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ ٱلْإِنسِ رَبَّنَا ٱسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍۢ وَبَلَغْنَآ أَجَلَنَا ٱلَّذِىٓ أَجَّلْتَ لَنَا ۚ قَالَ ٱلنَّارُ مَثْوَىٰكُمْ خَٰلِدِينَ فِيهَآ إِلَّا مَا شَآءَ ٱللَّهُ ۗ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌۭ ﴿١٢٨﴾

    و روزی که همگی آنان را بر می‌انگیزد و گرد می‌آورد؛ «ای جماعت جن، شما در پی به‌دست آوردن انسان‌های بیشتری بودید.» و گردانندگان امور آنها از میان انسان‌ها گویند: «ای خداوندگار ما، برخی از ما از برخی دیگر بهره بردیم و به سررسیدی که برای ما تعیین کرده بودی رسیدیم.» گوید: «آتش جایگاه شماست، در حالی که در آن جاودانه خواهید بود، مگر آنچه خدا بخواهد.» به‌راستی خداوندگارت فرزانه و داناست.

    Notes on the translation (1)
    • «استکثار» به‌معنی «افزون‌خواهی» است و در اینجا باید همانند تعبیر «لاستکثرت من الخیر» در آیهٔ ۱۸۸ سورهٔ اعراف ترجمه شود.
    Proposed in post #2920 · 16 May 2025
  129. 129

    وَكَذَٰلِكَ نُوَلِّى بَعْضَ ٱلظَّٰلِمِينَ بَعْضًۢا بِمَا كَانُوا۟ يَكْسِبُونَ ﴿١٢٩﴾

    و بدان‌سان برخی از ستمگران را به‌سبب آنچه به‌دست می‌آوردند، گردانندهٔ امور برخی دیگر قرار می‌دهیم.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2920 · 16 May 2025
  130. 130

    يَٰمَعْشَرَ ٱلْجِنِّ وَٱلْإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌۭ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ ءَايَٰتِى وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَآءَ يَوْمِكُمْ هَٰذَا ۚ قَالُوا۟ شَهِدْنَا عَلَىٰٓ أَنفُسِنَا ۖ وَغَرَّتْهُمُ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا وَشَهِدُوا۟ عَلَىٰٓ أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا۟ كَٰفِرِينَ ﴿١٣٠﴾

    «ای جماعت جن و انس، مگر فرستادگانی از خودتان نزد شما نیامدند که نشانه‌های مرا برایتان بازگو می‌کردند و به شما دربارهٔ دیدار این روزتان هشدار می‌دادند؟» گویند: «به‌زیان خودمان گواهی دادیم.» - ولی زندگی دنیا آنان را فریفت - و به‌زیان خودشان گواهی دادند که آنان واقعاً حق‌پوش بودند.

    Notes on the translation (4)
    • با توجه به اینکه ابتدای آیه ادامهٔ خطابی است که به‌صورت نوعی نقل قول در آیهٔ ۱۲۸ مطرح شده بود، در گیومه قرار گرفت.
    • «معشر» به‌معنای «گروهی از افرادی که دارای ویژگی مشترک بوده و برای کاری گرد می‌آیند و با هم معاشرت می‌کنند» است. در فارسی متداول معمولاً برای این مفهوم از تعبیر «جماعت» استفاده می‌شود.
    • «یقصّون» از ریشهٔ «قصص» به‌معنای «روایت و بیانی که دقیقاً مطابق با واقعیت باشد» است. «بازگو کردن» تا حدودی می‌تواند مفهوم روایت و انطباقش با واقعیت را بازتاب دهد.
    • اغلب مترجمان «شهدنا» را مضارع ترجمه کرده‌اند، با اینکه این فعل ماضی است.
    Proposed in post #2931 · 25 May 2025
  131. 131

    ذَٰلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ ٱلْقُرَىٰ بِظُلْمٍۢ وَأَهْلُهَا غَٰفِلُونَ ﴿١٣١﴾

    آن به‌خاطر این است که خداوندگارت هیچ‌گاه - در حالی که اهل آبادی‌ها غافل باشند - به ستمی نابودکنندهٔ آنها نیست.

    Notes on the translation (3)
    • معنای «قریة» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۸ سورهٔ بقره بیان شد.
    • با توجه به تفاوت ساختار زبان عربی و فارسی جای اسم و ضمیر تغییر داده شد تا مفهوم جمله بهتر بیان شود.
    • همان‌گونه که «کان» در بسیاری از آیات قرآن برای بیان استمرار است و باید «همواره چنین است» ترجمه شود، در اینجا نیز باید «لم یکن» را «هیچ‌گاه چنین نیست» ترجمه کنیم.
    Proposed in post #2931 · 25 May 2025
  132. 132

    وَلِكُلٍّۢ دَرَجَٰتٌۭ مِّمَّا عَمِلُوا۟ ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ﴿١٣٢﴾

    و همهٔ افراد بر اثر آنچه انجام داده‌اند درجاتی خواهند داشت؛ و خداوندگارت از آنچه انجام می‌دهند غافل نیست.

    Notes on the translation (1)
    • از آنجا که «من» در «مما عملوا» تعلیلیه است، باید آن را «بر اثر» و مانند آن ترجمه کرد.
    Proposed in post #2931 · 25 May 2025
  133. 133

    وَرَبُّكَ ٱلْغَنِىُّ ذُو ٱلرَّحْمَةِ ۚ إِن يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَسْتَخْلِفْ مِنۢ بَعْدِكُم مَّا يَشَآءُ كَمَآ أَنشَأَكُم مِّن ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ ءَاخَرِينَ ﴿١٣٣﴾

    و خداوندگارت همان بی‌نیازِ دارای رحمت است؛ اگر بخواهد، شما را می‌برد و هر چه را بخواهد پس از شما جانشین می‌کند؛ همان‌گونه که شما را از دودمان گروهی دیگر پدید آورد.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2931 · 25 May 2025
  134. 134

    إِنَّ مَا تُوعَدُونَ لَءَاتٍۢ ۖ وَمَآ أَنتُم بِمُعْجِزِينَ ﴿١٣٤﴾

    بی‌گمان آنچه به شما وعده داده می‌شود، حتماً آمدنی است و شما قادر به ناتوان کردن نیستید.

    Notes on the translation (1)
    • «عجز» نقطهٔ مقابل «قدرت» است و «معجز» یعنی «کسی که بر دیگران غلبه می‌یابد و آنان را ناتوان می‌سازد». با توجه به تصریح آیات دیگر قرآن، مضاف الیه مقدر این واژه «الله» است. یعنی «شما ناتوان‌کنندهٔ خدا نیستید.» ولی چون این نکته در متن آیه ظاهر نشده، بهتر است در ترجمه نیز مقدر بماند.
    Proposed in post #2931 · 25 May 2025
  135. 135

    قُلْ يَٰقَوْمِ ٱعْمَلُوا۟ عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنِّى عَامِلٌۭ ۖ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن تَكُونُ لَهُۥ عَٰقِبَةُ ٱلدَّارِ ۗ إِنَّهُۥ لَا يُفْلِحُ ٱلظَّٰلِمُونَ ﴿١٣٥﴾

    بگو: «ای قوم من، آنچه در توانتان دارید انجام دهید؛ من نیز قطعاً انجام می‌دهم؛ ولی خواهید دانست سرانجام آن سرا از آنِ که خواهد بود. بی‌تردید ستمگران رستگار نمی‌شوند.

    Notes on the translation (1)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۶ همین سوره دربارهٔ «مکنّاهم» توضیح داده شد، «تمکین» به‌معنای دادن «قدرت و تسلط» است. در اینجا نیز «مکانت» همان مفهوم را بیان می‌کند، ولی با توجه به سیاق جمله «آنچه در توان دارید» ترجمه می‌شود.
    Proposed in post #2931 · 25 May 2025
  136. 136

    وَجَعَلُوا۟ لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ ٱلْحَرْثِ وَٱلْأَنْعَٰمِ نَصِيبًۭا فَقَالُوا۟ هَٰذَا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَهَٰذَا لِشُرَكَآئِنَا ۖ فَمَا كَانَ لِشُرَكَآئِهِمْ فَلَا يَصِلُ إِلَى ٱللَّهِ ۖ وَمَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلَىٰ شُرَكَآئِهِمْ ۗ سَآءَ مَا يَحْكُمُونَ ﴿١٣٦﴾

    و بخشی از محصولات کشاورزی و دام‌ها را که خدا پدید آورده است، به‌عنوان قسمت او قرار دادند؛ پس به خیال خود گفتند: «این از آنِ خداست، و این از آنِ شریکان ما.» اما آنچه از آنِ شریکانشان باشد به خدا نمی‌رسد؛ ولی آنچه از آنِ خداست، به شریکانشان می‌رسد. چه بد است آنچه حکم می‌کنند!

    Notes on the translation (4)
    Proposed in post #2937 · 27 May 2025
  137. 137

    وَكَذَٰلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍۢ مِّنَ ٱلْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلَٰدِهِمْ شُرَكَآؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَلِيَلْبِسُوا۟ عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ ۖ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ﴿١٣٧﴾

    و بدان‌سان شریکان بسیاری از مشرکان، کشتن فرزندانشان را برایشان جذابیت بخشیدند تا آنان را به سقوط فرو بکشانند و دینشان را بر آنان آمیخته سازند. و اگر خدا می‌خواست، چنین نمی‌کردند؛ پس آنان را با دروغ‌هایی که می‌بافند رها کن.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2937 · 27 May 2025
  138. 138

    وَقَالُوا۟ هَٰذِهِۦٓ أَنْعَٰمٌۭ وَحَرْثٌ حِجْرٌۭ لَّا يَطْعَمُهَآ إِلَّا مَن نَّشَآءُ بِزَعْمِهِمْ وَأَنْعَٰمٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهَا وَأَنْعَٰمٌۭ لَّا يَذْكُرُونَ ٱسْمَ ٱللَّهِ عَلَيْهَا ٱفْتِرَآءً عَلَيْهِ ۚ سَيَجْزِيهِم بِمَا كَانُوا۟ يَفْتَرُونَ ﴿١٣٨﴾

    و به خیال خود گفتند: «اینها دام‌ها و محصولات کشاورزی ممنوع است که جز کسی که ما بخواهیم آن را نمی‌خورد، و دام‌هایی است که پشت‌هایشان حرام شده است.» و دام‌هایی هست که نام خدا را بر آنها نمی‌برند؛ برای دروغ بستن بر او. به‌زودی آنان را به سزای دروغ‌هایی که می‌بستند خواهد رساند.

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «حجر» به‌معنای «حفظ کردن از طریق منع و ایجاد محدودیت» است.
    • «افتراء» مفعول له است.
    Proposed in post #2937 · 27 May 2025
  139. 139

    وَقَالُوا۟ مَا فِى بُطُونِ هَٰذِهِ ٱلْأَنْعَٰمِ خَالِصَةٌۭ لِّذُكُورِنَا وَمُحَرَّمٌ عَلَىٰٓ أَزْوَٰجِنَا ۖ وَإِن يَكُن مَّيْتَةًۭ فَهُمْ فِيهِ شُرَكَآءُ ۚ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ ۚ إِنَّهُۥ حَكِيمٌ عَلِيمٌۭ ﴿١٣٩﴾

    و گفتند: «آنچه در شکم این دام‌هاست، ویژهٔ مردان ماست و بر همسرانمان حرام شده است؛ ولی اگر مرده باشد، آنها در آن شریکند.» سزای توصیفشان را به آنان خواهد داد؛ به‌راستی او فرزانه و داناست.

    Notes on the translation (1)
    • «وصف» به‌معنی «بیان ویژگی‌های یک موضوع» است، ولی خود تعبیر «توصیف کردن» در فارسی بیشتر کاربرد دارد.
    Proposed in post #2937 · 27 May 2025
  140. 140

    قَدْ خَسِرَ ٱلَّذِينَ قَتَلُوٓا۟ أَوْلَٰدَهُمْ سَفَهًۢا بِغَيْرِ عِلْمٍۢ وَحَرَّمُوا۟ مَا رَزَقَهُمُ ٱللَّهُ ٱفْتِرَآءً عَلَى ٱللَّهِ ۚ قَدْ ضَلُّوا۟ وَمَا كَانُوا۟ مُهْتَدِينَ ﴿١٤٠﴾

    قطعاً کسانی که فرزندانشان را از روی بی‌خردی و ندانم‌کاری کشتند و برای دروغ بستن بر خدا آنچه را خدا روزیشان کرده بود، حرام شمردند، زیان کردند. آنان قطعاً گمراه شدند و راه‌یافته نبودند.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2937 · 27 May 2025
  141. 141

    ۞ وَهُوَ ٱلَّذِىٓ أَنشَأَ جَنَّٰتٍۢ مَّعْرُوشَٰتٍۢ وَغَيْرَ مَعْرُوشَٰتٍۢ وَٱلنَّخْلَ وَٱلزَّرْعَ مُخْتَلِفًا أُكُلُهُۥ وَٱلزَّيْتُونَ وَٱلرُّمَّانَ مُتَشَٰبِهًۭا وَغَيْرَ مُتَشَٰبِهٍۢ ۚ كُلُوا۟ مِن ثَمَرِهِۦٓ إِذَآ أَثْمَرَ وَءَاتُوا۟ حَقَّهُۥ يَوْمَ حَصَادِهِۦ ۖ وَلَا تُسْرِفُوٓا۟ ۚ إِنَّهُۥ لَا يُحِبُّ ٱلْمُسْرِفِينَ ﴿١٤١﴾

    و اوست که باغ‌هایی - با درختانی گسترده بر فراز و درختانی گسترده نشده بر فراز - پدید آورد و درخت خرما و کشتزار را - که خوردنی‌هایش گوناگون است - و زیتون و انار را - همانند و ناهمگون -. آن‌گاه که به ثمر می‌رسد، از محصولش بخورید و در روز چیدنش حقش را بپردازید؛ و زیاده‌روی نکنید که او زیاده‌روی‌کنندگان را دوست ندارد.

    Notes on the translation (1)
    • «عرش» به‌معنی «چیزی که بالای سر انسان گسترده شده باشد» است و «معروشات» یعنی باغ‌هایی که درختانش بالای سر افراد گسترده می‌شود. اگرچه معمولاً گستردن درختان با داربست انجام می‌گیرد، ولی خود داربست، که اغلب مترجمان آن را به‌عنوان معادل در نظر گرفته‌اند، در معنای این واژه وجود ندارد.
    Proposed in post #2937 · 27 May 2025
  142. 142

    وَمِنَ ٱلْأَنْعَٰمِ حَمُولَةًۭ وَفَرْشًۭا ۚ كُلُوا۟ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَٰنِ ۚ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ ﴿١٤٢﴾

    و از دام‌ها بارکشی و پهن‌شده‌ای را. از آنچه خدا روزیتان کرده است بخورید و گام به گام رفتن شیطان را دنبال نکنید که به‌راستی او دشمنی آشکار برای شماست.

    Notes on the translation (2)
    • دربارهٔ «فرش» در این آیه اختلاف نظر فراوانی میان مفسران و مترجمان وجود دارد و معانی متعددی برای آن ذکر کرده‌اند؛ ولی به‌نظر می‌رسد با توجه به معنای مادهٔ «فرش» که «پهن کردن چیزی روی زمین» است و به قرینهٔ تقابل با «حمولة» که بیانگر توانایی حمل بار است، این تعبیر به دام‌هایی اشاره می‌کند که به‌خاطر کوچک بودن یا ویژگی‌هایی دیگر، برای حمل بار مناسب نیستند و از آنها استفاده‌های گوناگون دیگری می‌شود. بنا بر این ترجمه‌هایی چون خوراکی، دارای پشم، غیر بارکش، کوچک و مانند آن، دقیق به‌نظر نمی‌رسند و با نکتهٔ اصلی و مفهوم واژه انطباق ندارند.
    • توضیح معنای «خطوات» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۸ سورهٔ بقره گذشت.
    Proposed in post #2941 · 1 Jun 2025
  143. 143

    ثَمَٰنِيَةَ أَزْوَٰجٍۢ ۖ مِّنَ ٱلضَّأْنِ ٱثْنَيْنِ وَمِنَ ٱلْمَعْزِ ٱثْنَيْنِ ۗ قُلْ ءَآلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ ٱلْأُنثَيَيْنِ أَمَّا ٱشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ ٱلْأُنثَيَيْنِ ۖ نَبِّـُٔونِى بِعِلْمٍ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿١٤٣﴾

    هشت گونه را: از گوسفند دو نوع و از بز دو نوع. بگو: «آیا دو نر را حرام کرده است یا دو ماده را؟ یا آنچه را که زهدان‌های آن دو ماده در بر دارد؟ اگر راست می‌گویید، با تکیه به دانشی به من خبر دهید.

    Notes on the translation (3)
    • «زوج» در اصل به‌معنی «چیزی که قرین داشته باشد» است و بر همین اساس برای اشاره به همسر انسان، جفت حیوانات و لنگهٔ اشیاء استفاده می‌شود؛ اما لزوماً به‌معنی یک فرد دارای جفت یا یک جفت نیست و همان‌گونه که راغب در مفردات بیان کرده، در بسیاری از کاربردهای قرآنی و از جمله در این آیه به‌معنای «اقران» یعنی صنف یا گونه است. در آیاتی چون «وأنبتنا فیها من کل زوج بهیج» و «وکنتم أزواجاً ثلاثة» و «وزوجناهم بحور عین» نیز همین معنا به‌کار رفته است. این برداشت با احادیث نقل شده از اهل بیت (علیهم‌السلام) که منظور از دوگانه‌های مطرح‌شده در این آیه و آیهٔ بعد را گونهٔ اهلی و وحشی این حیوانات دانسته‌اند نیز هماهنگی بیشتری دارد.
    • «ثمانیة أزواج» حال از «حمولة وفرشاً» در آیهٔ قبل است و بر همان اساس باید با «را» ترجمه شود.
    • معنای «أرحام» در ترجمهٔ آیهٔ ۶ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    Proposed in post #2941 · 1 Jun 2025
  144. 144

    وَمِنَ ٱلْإِبِلِ ٱثْنَيْنِ وَمِنَ ٱلْبَقَرِ ٱثْنَيْنِ ۗ قُلْ ءَآلذَّكَرَيْنِ حَرَّمَ أَمِ ٱلْأُنثَيَيْنِ أَمَّا ٱشْتَمَلَتْ عَلَيْهِ أَرْحَامُ ٱلْأُنثَيَيْنِ ۖ أَمْ كُنتُمْ شُهَدَآءَ إِذْ وَصَّىٰكُمُ ٱللَّهُ بِهَٰذَا ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ ٱفْتَرَىٰ عَلَى ٱللَّهِ كَذِبًۭا لِّيُضِلَّ ٱلنَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿١٤٤﴾

    و از شتر دو نوع و از گاو دو نوع. بگو: «آیا دو نر را حرام کرده یا دو ماده را یا آنچه را که زهدان‌های آن دو ماده در بر دارد؟ یا شما شاهد بودید که خدا به این کار سفارشتان کرد؟» پس چه کسی ستمکارتر از کسی است که بر خدا دروغ ببندد تا مردم را بدون تکیه به هیچ دانشی گمراه کند؟ به‌راستی خدا گروه ستمکاران را راهبری نمی‌کند.

    Proposed in post #2941 · 1 Jun 2025
  145. 145

    قُل لَّآ أَجِدُ فِى مَآ أُوحِىَ إِلَىَّ مُحَرَّمًا عَلَىٰ طَاعِمٍۢ يَطْعَمُهُۥٓ إِلَّآ أَن يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَمًۭا مَّسْفُوحًا أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍۢ فَإِنَّهُۥ رِجْسٌ أَوْ فِسْقًا أُهِلَّ لِغَيْرِ ٱللَّهِ بِهِۦ ۚ فَمَنِ ٱضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍۢ وَلَا عَادٍۢ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿١٤٥﴾

    بگو: «در آنچه بر من وحی شده است، چیزی را نمی‌یابم که بر خورنده‌ای که آن را بخورد حرام شده باشد، مگر اینکه مرداری باشد، یا خونی بیرون ریخته شده، یا گوشت خوک - که به‌راستی پلید است -، یا آنچه از روی نابه‌کاری خونش برای غیر خدا ریخته شده باشد.» ولی اگر کسی - بدون اینکه زیاده‌خواه و تجاوزگر باشد - ناچار شود، قطعاً خداوندگارت آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (3)
    • «سفح» نقطهٔ مقابل «حصن» است و در اصل برای جایی به‌کار می‌رود که بندی گسسته شود و آبی بریزد. استفاده از این تعبیر برای اشاره به تفاوت خون باقیمانده در بدن با خونی است که هنگام ذبح بیرون می‌ریزد.
    • معنای «اهلال» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۳ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    • معنای «فسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2941 · 1 Jun 2025
  146. 146

    وَعَلَى ٱلَّذِينَ هَادُوا۟ حَرَّمْنَا كُلَّ ذِى ظُفُرٍۢ ۖ وَمِنَ ٱلْبَقَرِ وَٱلْغَنَمِ حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُمَآ إِلَّا مَا حَمَلَتْ ظُهُورُهُمَآ أَوِ ٱلْحَوَايَآ أَوْ مَا ٱخْتَلَطَ بِعَظْمٍۢ ۚ ذَٰلِكَ جَزَيْنَٰهُم بِبَغْيِهِمْ ۖ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ ﴿١٤٦﴾

    و بر آنان که یهودی شدند، هر چنگالداری را حرام کردیم و از گاو و گوسفند، پیه‌هایشان را بر آنان حرام کردیم، مگر آنچه پشت‌هایشان یا اعضای داخلی حمل کند، یا آنچه با استخوان آمیخته شود. آن را مجازات زیاده‌خواهیشان قرار دادیم و ما قطعاً راستگوییم.

    Notes on the translation (3)
    • «ظُفر» به‌معنی ناخن است، ولی وقتی برای حیوانات به‌کار می‌رود، به آن چنگال می‌گویند.
    • «حوایا» جمع «حویّة» است که صرفاً به‌معنی روده نیست و امعاء و احشای داخلی را نیز شامل می‌شود.
    • «بغي» به‌معنای «طلب شدید و زیاده‌خواهی» است.
    Proposed in post #2948 · 6 Jun 2025
  147. 147

    فَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل رَّبُّكُمْ ذُو رَحْمَةٍۢ وَٰسِعَةٍۢ وَلَا يُرَدُّ بَأْسُهُۥ عَنِ ٱلْقَوْمِ ٱلْمُجْرِمِينَ ﴿١٤٧﴾

    پس اگر تکذیبت کردند، بگو: «خداوندگارتان دارای رحمتی گسترده است؛ و ناملایمات شدیدش از گروه بزهکاران بازگردانده نمی‌شود.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2948 · 6 Jun 2025
  148. 148

    سَيَقُولُ ٱلَّذِينَ أَشْرَكُوا۟ لَوْ شَآءَ ٱللَّهُ مَآ أَشْرَكْنَا وَلَآ ءَابَآؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن شَىْءٍۢ ۚ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ حَتَّىٰ ذَاقُوا۟ بَأْسَنَا ۗ قُلْ هَلْ عِندَكُم مِّنْ عِلْمٍۢ فَتُخْرِجُوهُ لَنَآ ۖ إِن تَتَّبِعُونَ إِلَّا ٱلظَّنَّ وَإِنْ أَنتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ ﴿١٤٨﴾

    به‌زودی آنان که شرک ورزیدند خواهند گفت: «اگر خدا می‌خواست، نه ما شرک می‌ورزیدیم و نه پدرانمان، و نه چیزی را حرام می‌کردیم.» همان‌گونه کسانی که پیش از آنان بودند نیز تکذیب کردند تا اینکه ناملایمات شدید ما را چشیدند. بگو: «آیا نزد شما دانشی است که آن را برایمان آشکار سازید؟ جز از آنچه به نظر می‌رسد پیروی نمی‌کنید و کارها را جز با حدس و گمان پیش نمی‌برید.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2948 · 6 Jun 2025
  149. 149

    قُلْ فَلِلَّهِ ٱلْحُجَّةُ ٱلْبَٰلِغَةُ ۖ فَلَوْ شَآءَ لَهَدَىٰكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٤٩﴾

    بگو: «این خداست که دلیل بی‌پاسخ رسا دارد؛ پس اگر می‌خواست، همهٔ شما را راهبری می‌کرد.

    Notes on the translation (2)
    • معنای «حجت» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۰ سورهٔ بقره بیان شد.
    • از تعبیر «این خداست که» استفاده شد تا مقدم بودن «فلله» و دلالتش بر نوعی انحصار تا حدودی بازتاب داده شود.
    Proposed in post #2948 · 6 Jun 2025
  150. 150

    قُلْ هَلُمَّ شُهَدَآءَكُمُ ٱلَّذِينَ يَشْهَدُونَ أَنَّ ٱللَّهَ حَرَّمَ هَٰذَا ۖ فَإِن شَهِدُوا۟ فَلَا تَشْهَدْ مَعَهُمْ ۚ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَآءَ ٱلَّذِينَ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَا وَٱلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِٱلْءَاخِرَةِ وَهُم بِرَبِّهِمْ يَعْدِلُونَ ﴿١٥٠﴾

    بگو: «گواهانتان را که گواهی می‌دهند خدا این را حرام کرده است، گرد آورید.» پس اگر گواهی دادند، تو با آنان گواهی مده و از هوس‌های کسانی که نشانه‌های ما را دروغ شمردند و آنان که به سرای واپسین ایمان نمی‌آورند و برای خداوندگارشان همتا قرار می‌دهند، پیروی مکن.

    Notes on the translation (2)
    • «هلمّ» ترکیبی است از «ها»ی تنبیه و «لمّ» که فعل امر از «لمم» به‌معنی «جمع کردن امور پراکنده» است.
    • معنای «یعدلون» در ترجمهٔ آیهٔ نخست همین سوره بیان شد.
    Proposed in post #2948 · 6 Jun 2025
  151. 151

    ۞ قُلْ تَعَالَوْا۟ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ ۖ أَلَّا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا ۖ وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَٰنًۭا ۖ وَلَا تَقْتُلُوٓا۟ أَوْلَٰدَكُم مِّنْ إِمْلَٰقٍۢ ۖ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ ۖ وَلَا تَقْرَبُوا۟ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ ۖ وَلَا تَقْتُلُوا۟ ٱلنَّفْسَ ٱلَّتِى حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلْحَقِّ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿١٥١﴾

    بگو: «بیایید آنچه را خداوندگارتان بر شما حرام کرده است برایتان تلاوت کنم: اینکه چیزی را شریک او قرار ندهید، و نسبت به پدر و مادر، کاملاً نیکوکاری کنید، و فرزندانتان را از بیم تهیدست کردنی مبهم، نکشید - ما شما و آنان را روزی می‌دهیم - و به زشتی‌ها نزدیک نشوید - چه آشکار باشد و چه پنهان - و شخصی را که خدا محترم شمرده است، جز به‌حق نکشید. آن، چیزی است که شما را بدان سفارش کرده است، باشد که درک کنید.

    Notes on the translation (5)
    • توضیح معنای «تلاوت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ سورهٔ بقره گذشت.
    • مادهٔ «ملق» در اصل به‌معنی «خالی و صاف بودن» است و از همین باب برای تهیدستی یعنی خالی بودن دست از اموال به‌کار می‌رود. «املاق» متعدی و نکره است و معنای «تهیدست کردنی مبهم» را بیان می‌کند و بر همین اساس باید ترجمه شود.
    • معنای «فحشاء» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۹ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «فواحش» به‌معنی «زشتی‌های آشکار» است، ولی در اینجا به‌خاطر قید «ما ظهر منها وما بطن»، قید «آشکار» در ترجمه نیامد.
    • توضیح ترجمهٔ «بالوالدین إحساناً» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۳ سورهٔ بقره گذشت.
    Proposed in post #2948 · 6 Jun 2025
  152. 152

    وَلَا تَقْرَبُوا۟ مَالَ ٱلْيَتِيمِ إِلَّا بِٱلَّتِى هِىَ أَحْسَنُ حَتَّىٰ يَبْلُغَ أَشُدَّهُۥ ۖ وَأَوْفُوا۟ ٱلْكَيْلَ وَٱلْمِيزَانَ بِٱلْقِسْطِ ۖ لَا نُكَلِّفُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۖ وَإِذَا قُلْتُمْ فَٱعْدِلُوا۟ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ ۖ وَبِعَهْدِ ٱللَّهِ أَوْفُوا۟ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿١٥٢﴾

    و جز به شیوه‌ای که نیکوترین باشد به دارایی یتیم نزدیک نشوید، تا به رشد کاملش برسد؛ و بر مبنای نظامی عادلانه پیمانه و وزن را کامل ادا کنید - ما هیچ کس را جز به‌اندازهٔ توان و ظرفیتش تکلیف نمی‌کنیم - و چون سخن گفتید، عدالت ورزید، هر چند از نزدیکان باشد؛ و به پیمان خدا وفا کنید؛ آن، چیزی است که شما را بدان سفارش کرده است، باشد که توجه کنید.

    Notes on the translation (5)
    • «أشُد» جمع «شدید» به‌معنی «چیزی که به بالاترین حدش برسد» است.
    • «ایفاء» به‌معنی « به آخر رساندن و انجام کامل تعهد» است.
    • توضیح معنای «قسط» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۸۲ سورهٔ بقره گذشت.
    • همه‌جا «ذي القربی» را «نزدیکان» ترجمه کردیم، ولی با توجه به اینکه اینجا باید به‌صورت مفرد ترجمه شود، ناچاریم آن را همراه با «از» به‌کار ببریم تا با سیاق جمله هماهنگی پیدا کند.
    • توضیح معنای «متذکر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2953 · 10 Jun 2025
  153. 153

    وَأَنَّ هَٰذَا صِرَٰطِى مُسْتَقِيمًۭا فَٱتَّبِعُوهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ ٱلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِۦ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿١٥٣﴾

    و اینکه این راه من است، به راستی و استواری؛ پس پیرویش کنید و از آن راه‌ها پیروی نکنید که شما را از راه او جدا می‌سازد؛ آن، چیزی است که شما را بدان سفارش کرده است، باشد که پروا کنید.

    Notes on the translation (3)
    • در این آیه نیز همچون آیهٔ ۱۲۶ همین سوره که «مستقیماً» منصوب آمده بود، باید آن را به‌گونه‌ای ترجمه کرد که با حالت صفت متفاوت باشد.
    • اغلب مترجمان «السبل» را «راه‌های دیگر» ترجمه کرده‌اند، ولی این نکته در لفظ آیه وجود ندارد. با توجه به معرفه بودن این واژه بهتر است آن را به‌گونه‌ای ترجمه کنیم که به راه‌هایی که در آیات گذشته مطرح شد اشاره داشته باشد.
    • «تفرَّقَ» فعل مضارع منصوب به «أن» مقدر است که در اصل «تتفرق» بوده و تاء اول آن برای اختصار و تخفیف حذف شده است.
    Proposed in post #2953 · 10 Jun 2025
  154. 154

    ثُمَّ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ تَمَامًا عَلَى ٱلَّذِىٓ أَحْسَنَ وَتَفْصِيلًۭا لِّكُلِّ شَىْءٍۢ وَهُدًۭى وَرَحْمَةًۭ لَّعَلَّهُم بِلِقَآءِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ ﴿١٥٤﴾

    سپس کتاب را به‌عنوان کامل‌کنندهٔ نعمت بر کسی که نیکوکاری کند و ارائهٔ جدا جدای همه چیز و راهبری و رحمتی به موسی دادیم، باشد که به دیدار خداوندگارشان ایمان آورند.

    Notes on the translation (2)
    • «تمام» اسم مصدر و به‌معنی «کامل بودن در همهٔ اجزاء» است و با توجه به اینکه با «علی» به‌کار رفته، معنی «کامل کردن لطف و نعمت» را بیان می‌کند.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ همین سوره توضیحی دربارهٔ معنی «تفصیل» ارائه شد.
    Proposed in post #2953 · 10 Jun 2025
  155. 155

    وَهَٰذَا كِتَٰبٌ أَنزَلْنَٰهُ مُبَارَكٌۭ فَٱتَّبِعُوهُ وَٱتَّقُوا۟ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥﴾

    و این کتابی است که فرو فرستادیمش و پربرکت است؛ پس از آن پیروی کنید و پروا داشته باشید، باشد که بر شما مهر آورده شود.

    Notes on the translation (2)
    • «مبارک» صفت دوم برای «کتاب» است و نباید مانند اغلب مترجمان، بر خلاف ترتیب آیه، آن را به‌عنوان صفت نخست ترجمه کرد.
    • معنای «ترحمون» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۲ سورهٔ آل‌عمران توضیح داده شد.
    Proposed in post #2953 · 10 Jun 2025
  156. 156

    أَن تَقُولُوٓا۟ إِنَّمَآ أُنزِلَ ٱلْكِتَٰبُ عَلَىٰ طَآئِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَٰفِلِينَ ﴿١٥٦﴾

    تا مبادا بگویید: «کتاب فقط بر دو گروه پیش از ما فرو فرستاده شده و ما واقعاً از آنچه می‌آموختند، غافل بوده‌ایم.

    Notes on the translation (3)
    • «أن تقولوا» مفعول له برای «أنزلناه» در آیهٔ قبل است؛ یعنی برای اینکه نگویید.
    • معنای «درس» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۹ سورهٔ آل‌عمران بیان شد. بر این اساس «دراستهم» به‌معنی «درس و آموختن آنها» خواهد بود، ولی با توجه به سیاق این آیات بهتر است «آنچه می‌آموختند» ترجمه شود. زیرا منظور آیه این است که ما کتاب را بر شما هم نازل کردیم تا نگویید کتاب آسمانی فقط بر دو گروه یهود و نصاری نازل شده و ما از آنچه آنها می‌آموختند غافل و محروم مانده‌ایم.
    • «إن» در جملهٔ «إن کنا عن دراستهم لغافلین» در اصل «إنّنا» بوده که تخفیف پیدا کرده و اسمش حذف شده است.
    Proposed in post #2953 · 10 Jun 2025
  157. 157

    أَوْ تَقُولُوا۟ لَوْ أَنَّآ أُنزِلَ عَلَيْنَا ٱلْكِتَٰبُ لَكُنَّآ أَهْدَىٰ مِنْهُمْ ۚ فَقَدْ جَآءَكُم بَيِّنَةٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًۭى وَرَحْمَةٌۭ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِى ٱلَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ ءَايَٰتِنَا سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ بِمَا كَانُوا۟ يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾

    یا مبادا بگویید: «اگر کتاب بر ما فرو فرستاده می‌شد، مطمئناً از آنها راه‌یافته‌تر بودیم»؛ اینک از جانب خداوندگارتان دلیلی روشن و راهبری و رحمتی برایتان آمده است؛ پس چه کسی ستمکارتر از کسی است که نشانه‌های خدا را دروغ بشمارد و از آنها رویگردان شود؟ به‌زودی کسانی را که از نشانه‌های ما رویگردان می‌شوند، با بد عذابی به سزای رویگردانیشان خواهیم رساند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2959 · 14 Jun 2025
  158. 158

    هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّآ أَن تَأْتِيَهُمُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ أَوْ يَأْتِىَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِىَ بَعْضُ ءَايَٰتِ رَبِّكَ ۗ يَوْمَ يَأْتِى بَعْضُ ءَايَٰتِ رَبِّكَ لَا يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَٰنُهَا لَمْ تَكُنْ ءَامَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِىٓ إِيمَٰنِهَا خَيْرًۭا ۗ قُلِ ٱنتَظِرُوٓا۟ إِنَّا مُنتَظِرُونَ ﴿١٥٨﴾

    آیا منتظرند تا مگر فرشتگان نزدشان آیند، یا خداوندگارت بیاید، یا برخی از نشانه‌های خداوندگارت بیاید؟ روزی که برخی از نشانه‌های خداوندگارت بیاید، هیچ کسی را که پیش از آن ایمان نیاورده یا در ایمانش خیری به‌دست نیاورده باشد، ایمانش سود نخواهد بخشید. بگو: «منتظر باشید که ما هم به‌راستی منتظریم».

    Notes on the translation (1)
    • مادهٔ «نظر» اگر بدون «الی» متعدی شود به‌معنی «انتظار داشتن» است.
    Proposed in post #2959 · 14 Jun 2025
  159. 159

    إِنَّ ٱلَّذِينَ فَرَّقُوا۟ دِينَهُمْ وَكَانُوا۟ شِيَعًۭا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِى شَىْءٍ ۚ إِنَّمَآ أَمْرُهُمْ إِلَى ٱللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا كَانُوا۟ يَفْعَلُونَ ﴿١٥٩﴾

    بی‌تردید کسانی که دینشان را جدا ساختند و گروه‌گروه شدند، تو هیچ رابطه‌ای با آنها نداری؛ کار آنها فقط به خدا واگذار می‌شود؛ سپس آنها را از آنچه می‌کردند آگاه خواهد ساخت.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2959 · 14 Jun 2025
  160. 160

    مَن جَآءَ بِٱلْحَسَنَةِ فَلَهُۥ عَشْرُ أَمْثَالِهَا ۖ وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَىٰٓ إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿١٦٠﴾

    کسی که نیکی بیاورد، ده برابرش را خواهد داشت؛ و کسی که بدی بیاورد، جز به سزایی مانند آن نخواهد رسید؛ و به آنان ستم نخواهد شد.

    Proposed in post #2959 · 14 Jun 2025
  161. 161

    قُلْ إِنَّنِى هَدَىٰنِى رَبِّىٓ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ دِينًۭا قِيَمًۭا مِّلَّةَ إِبْرَٰهِيمَ حَنِيفًۭا ۚ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ ﴿١٦١﴾

    بگو: «بی‌تردید خداوندگارم مرا به راهی راست و استوار راهبری فرمود؛ دینی پابرجا و آیین ابراهیم که حق‌طلب بود و از مشرکان نبود.

    Notes on the translation (1)
    • در برخی از روایت‌های قرآن، «قیما» به فتح قاف و تشدید یاء خوانده شده است که به‌نظر می‌رسد با سایر کاربردهای این تعبیر در قرآن هماهنگی بیشتری دارد.
    Proposed in post #2959 · 14 Jun 2025
  162. 162

    قُلْ إِنَّ صَلَاتِى وَنُسُكِى وَمَحْيَاىَ وَمَمَاتِى لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿١٦٢﴾

    بگو: «بی‌تردید نمازم و عبادت‌هایم و زندگی‌ام و مرگم از آنِ خداست، خداوندگار جهانیان.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2959 · 14 Jun 2025
  163. 163

    لَا شَرِيكَ لَهُۥ ۖ وَبِذَٰلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلْمُسْلِمِينَ ﴿١٦٣﴾

    که شریکی ندارد؛ و به همین دستور یافته‌ام و من نخستین فرد از تسلیم‌شدگانم.

    Notes on the translation (1)
    • در ترجمه باید به تفاوت «أول مسلم» با «أول المسلمین» توجه شود.
    Proposed in post #2959 · 14 Jun 2025
  164. 164

    قُلْ أَغَيْرَ ٱللَّهِ أَبْغِى رَبًّۭا وَهُوَ رَبُّ كُلِّ شَىْءٍۢ ۚ وَلَا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلَّا عَلَيْهَا ۚ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌۭ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۚ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿١٦٤﴾

    بگو: «آیا در جستجوی خداوندگاری جز خدا باشم، با اینکه او خداوندگار همه چیز است؟!» و هیچ کس جز به‌زیان خودش دستاوردی ندارد و هیچ به‌دوش‌کشنده‌ای بار دیگری را به‌دوش نمی‌کشد؛ سپس بازگشتتان به‌سوی خداوندگارتان خواهد بود؛ آن‌گاه از آنچه درباره‌اش اختلاف داشتید آگاهتان خواهد ساخت.

    Proposed in post #2959 · 14 Jun 2025
  165. 165

    وَهُوَ ٱلَّذِى جَعَلَكُمْ خَلَٰٓئِفَ ٱلْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍۢ دَرَجَٰتٍۢ لِّيَبْلُوَكُمْ فِى مَآ ءَاتَىٰكُمْ ۗ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ ٱلْعِقَابِ وَإِنَّهُۥ لَغَفُورٌۭ رَّحِيمٌۢ ﴿١٦٥﴾

    و او کسی است که جانشینان زمین قرارتان داد و شما را در رتبه‌هایی بر یکدیگر برتری بخشید تا در آنچه به شما داده آزمایشتان کند؛ به‌راستی خداوندگارت پیامدها را با سرعت در نظر می‌گیرد و بی‌تردید او آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (1)
    • «سریع العقاب» شبیه تعبیر «شدید العقاب» است که توضیح آن در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۶ سوره بقره بیان شد.
    Proposed in post #2959 · 14 Jun 2025

Arabic text: Tanzil Project (Uthmani), used under its licence.

Try

Tips

  • Vowel marks are optional: الرحمن finds ٱلرَّحْمَٰنِ.
  • Put words in quotes for an exact phrase.
  • Jump to a verse with 2:255 or “Baqarah 255”.