Translating the Quran 8 / 114

سُورَةُ الأَنفَالِ

Surah Al-Anfaal

The Spoils of War 75 verses Medinan 75 of 75 verses translated

This translation is in Persian. Translations into other languages will be added here when they are published.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

  1. 1

    يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْأَنفَالِ ۖ قُلِ ٱلْأَنفَالُ لِلَّهِ وَٱلرَّسُولِ ۖ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَأَصْلِحُوا۟ ذَاتَ بَيْنِكُمْ ۖ وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥٓ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١﴾

    از تو دربارهٔ آنچه به اموال عمومی افزوده می‌شود می‌پرسند؛ بگو: «هر چه به اموال عمومی افزوده می‌شود از آنِ خدا و این فرستاده است؛ پس، از خدا پروا داشته باشید و آنچه را اختیاردار روابط میان شماست، اصلاح کنید؛ و اگر مؤمن‌اید، از خدا و فرستاده‌اش فرمان برید.

    Notes on the translation (2)
    • «أنفال» جمع «نفل» است که در اصل، مفهوم «بخشش افزون‌تر از اصل» را بیان می‌کند و بر همین اساس برای غنائم جنگی، اموال بدون مالک مشخص، معادن و مانند آن که به ثروت‌های عمومی افزوده می‌شوند به‌کار می‌رود. نماز «نافله» را نیز از آن جهت که افزون بر وظیفهٔ اصلی است، این‌گونه نامگذاری کرده‌اند.
    • توضیح معنی «ذات» و دلیل نادرستی برداشت مشهور مفسران و مترجمان از برخی کاربردهای قرآنی آن، در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۹ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    Proposed in post #3161 · 25 Jan 2026
  2. 2

    إِنَّمَا ٱلْمُؤْمِنُونَ ٱلَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ ٱللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُهُۥ زَادَتْهُمْ إِيمَٰنًۭا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿٢﴾

    جز این نیست که مؤمنان کسانی‌اند که چون خدا یاد شود، دل‌هایشان آشفته و نگران گردد و چون نشانه‌های او بر آنان تلاوت شود، آن نشانه‌ها ایمانشان را افزایش دهد و بر خداوندگارشان تکیه و اعتماد می‌کنند.

    Notes on the translation (3)
    • مادهٔ «وجل» به‌معنای «آشفتگی همراه با نگرانی» است و با «ترس» که اغلب مترجمان در ترجمهٔ خود آورده‌اند تفاوت دارد.
    • توضیح معنای «تلاوت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ سورهٔ بقره بیان شد.
    • فاعل «زادت» ضمیری است که به «آیات» باز می‌گردد و با توجه به اینکه مرجع این ضمیر در ترجمهٔ فارسی مشخص نمی‌شود، ناچاریم «نشانه‌ها» را دوباره ذکر کنیم.
    Proposed in post #3161 · 25 Jan 2026
  3. 3

    ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقْنَٰهُمْ يُنفِقُونَ ﴿٣﴾

    همان کسانی که نماز را برپا می‌دارند و از آنچه به ایشان روزی داده‌ایم انفاق می‌کنند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3161 · 25 Jan 2026
  4. 4

    أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُؤْمِنُونَ حَقًّۭا ۚ لَّهُمْ دَرَجَٰتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌۭ وَرِزْقٌۭ كَرِيمٌۭ ﴿٤﴾

    ایشان‌اند آن مؤمنان راستین؛ آنان نزد خداوندگارشان درجاتی خواهند داشت و آمرزشی و روزی کریمانه‌ای.

    Notes on the translation (1)
    • در ترجمه باید به نکره بودن «درجات» و «مغفرة» و «رزق» توجه شود.
    Proposed in post #3161 · 25 Jan 2026
  5. 5

    كَمَآ أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنۢ بَيْتِكَ بِٱلْحَقِّ وَإِنَّ فَرِيقًۭا مِّنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ لَكَٰرِهُونَ ﴿٥﴾

    همان‌گونه که خداوندگارت تو را بر مبنایی درست از خانه‌ات بیرون آورد، با آنکه گروهی از مؤمنان سخت ناخشنود بودند.

    Notes on the translation (1)
    • لام تأکید در «لکارهون» می‌تواند بر شدت کراهت دلالت داشته باشد.
    Proposed in post #3161 · 25 Jan 2026
  6. 6

    يُجَٰدِلُونَكَ فِى ٱلْحَقِّ بَعْدَمَا تَبَيَّنَ كَأَنَّمَا يُسَاقُونَ إِلَى ٱلْمَوْتِ وَهُمْ يَنظُرُونَ ﴿٦﴾

    پس از آنکه حقیقت روشن شده، چنان دربارهٔ آن با تو بگومگو می‌کنند که گویی در حالی که خودشان ناظرند، به‌سوی مرگ رانده می‌شوند.

    Notes on the translation (2)
    • «مجادله» به‌معنی «استدلال و بحث مستمر برای اثبات حرف خود» است که در تعابیر رایج به آن «بگومگو» می‌گویند.
    • با توجه به تفاوت سیاق عبارات در زبان فارسی و عربی، در ترجمه، جای ضمیر مقدر در فعل «تبیّن» با مرجعش که «الحقّ» باشد، تغییر داده شد.
    Proposed in post #3161 · 25 Jan 2026
  7. 7

    وَإِذْ يَعِدُكُمُ ٱللَّهُ إِحْدَى ٱلطَّآئِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ ٱلشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُحِقَّ ٱلْحَقَّ بِكَلِمَٰتِهِۦ وَيَقْطَعَ دَابِرَ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿٧﴾

    و آن‌گاه که خدا به شما وعده می‌داد که یکی از دو دسته از آنِ شما خواهد بود و شما دوست داشتید آنکه بدون سلاح است از آنِ شما باشد؛ ولی خدا می‌خواست حق را با کلماتش ثابت و مستقر سازد و ریشهٔ حق‌پوشان را بکند.

    Notes on the translation (4)
    • توضیح معنای «طائفة» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۹ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    • «شوکة» از مادهٔ «شوک» به‌معنی «تندی و تیزی» است. این تعبیر وقتی برای آنچه گروهی از افراد با خود دارند به‌کار می‌رود، کنایه از دارا بودن سلاح‌هایی نافذ و مؤثر است.
    • با توجه به معنای عمیق و گستردهٔ «کلمه» در قرآن، بهتر است به‌جای ترجمه از همان واژه استفاده شود.
    • معنای «قطع دابر» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۲ سورهٔ اعراف توضیح داده شد.
    Proposed in post #3163 · 31 Jan 2026
  8. 8

    لِيُحِقَّ ٱلْحَقَّ وَيُبْطِلَ ٱلْبَٰطِلَ وَلَوْ كَرِهَ ٱلْمُجْرِمُونَ ﴿٨﴾

    تا حق را ثابت و مستقر سازد و باطل را زائل گرداند، هر چند بزهکاران بدشان آید.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3163 · 31 Jan 2026
  9. 9

    إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَٱسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّى مُمِدُّكُم بِأَلْفٍۢ مِّنَ ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ مُرْدِفِينَ ﴿٩﴾

    آن‌گاه که از خداوندگارتان درخواست نجات و پناه داشتید و او به شما پاسخ مثبت داد که: «من شما را با هزار فرشته که به صف شده‌اند یاری می‌کنم.

    Notes on the translation (3)
    • در مفهوم مادهٔ «غوث» هر دو قید «نجات دادن» و «پناه دادن و حمایت کردن» وجود دارد.
    • معنای «استجابت» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸۶ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «ارداف» به‌معنی «در یک ردیف پشت سر هم قرار دادن» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «به صف کردن» می‌گویند. چند تن از راویان قرآن، واژهٔ «مردفین» در این آیه را به فتح دال خوانده‌اند که به‌نظر می‌آید قرائت بهتری است؛ زیرا «به صف شدن» با مفهوم آیه سازگاری بیشتری دارد.
    Proposed in post #3163 · 31 Jan 2026
  10. 10

    وَمَا جَعَلَهُ ٱللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِۦ قُلُوبُكُمْ ۚ وَمَا ٱلنَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِندِ ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿١٠﴾

    و خدا آن را جز به‌عنوان یک مژده قرار نداد، تا دل‌هاتان بدان آرام گیرد؛ وگرنه آن حمایت اصلی جز از جانب خدا نخواهد بود؛ که به‌راستی خدا عزتمند و فرزانه است.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3163 · 31 Jan 2026
  11. 11

    إِذْ يُغَشِّيكُمُ ٱلنُّعَاسَ أَمَنَةًۭ مِّنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ لِّيُطَهِّرَكُم بِهِۦ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ ٱلشَّيْطَٰنِ وَلِيَرْبِطَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ ٱلْأَقْدَامَ ﴿١١﴾

    هنگامی که خواب سبک را به‌عنوان امنیتی از جانب خود بر شما مستولی می‌کرد و بر شما از آسمان آبی فرومی‌فرستاد تا با آن پاکتان کند و اضطراب شیطان را از شما دور سازد و دل‌هایتان را استحکام بخشد و گام‌هایتان را بدان استوار سازد.

    Notes on the translation (3)
    • «نعاس» به‌معنی «سست شدن بدن در هنگام استراحت» است که با خوابی سبک یا اصطلاحاً «چرت زدن» پیدا می‌شود.
    • معنای «رِجز» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۹ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۰ سورهٔ آل‌عمران بیان شد، «ربط» به‌معنی «پیوند دادن» است. این ماده وقتی با «علی» به‌کار می‌رود، علاوه بر آن مفهوم، با نوعی استعلا و تسلط همراه می‌شود تا معنای «بستن بند بر چیزی برای محکم کردن آن» را بیان کند که در تعابیر رایج به آن «استحکام بخشیدن» می‌گویند.
    Proposed in post #3163 · 31 Jan 2026
  12. 12

    إِذْ يُوحِى رَبُّكَ إِلَى ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ أَنِّى مَعَكُمْ فَثَبِّتُوا۟ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ۚ سَأُلْقِى فِى قُلُوبِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلرُّعْبَ فَٱضْرِبُوا۟ فَوْقَ ٱلْأَعْنَاقِ وَٱضْرِبُوا۟ مِنْهُمْ كُلَّ بَنَانٍۢ ﴿١٢﴾

    آن‌گاه که خداوندگارت به فرشتگان وحی می‌کرد: «من با شمایم، پس کسانی را که ایمان آورده‌اند، استوار سازید. به‌زودی در دل‌های کسانی که حق‌پوشی کردند هراس خواهم افکند؛ پس بالای گردن‌ها را قطع کنید و هر دست و پایی را از ایشان قطع کنید.

    Notes on the translation (3)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء توضیح داده شد، مادهٔ «ضرب» لزوماً به‌معنای «زدن» نیست و مفهوم «قطعی شدن معنای متناسب با موضوع» را بیان می‌کند. بر این اساس در این آیه معنایش «قطع کردن» است.
    • «بنن» معنای «برپا بودن و استقرار» را بیان می‌کند و «بنان» برای اشاره به «اعضایی چون دست و پا و به‌ویژه انگشتان که برپا بودن بدن به آن وابستگی دارد» به‌کار رفته است. پس برخلاف نظر اغلب مترجمان، این واژه لزوماً به‌معنای «انگشتان» نیست و مفهومی گسترده‌تر دارد.
    • برخی مفسران از «فاضربوا» به بعد را خطاب به مسلمانان دانسته‌اند که در آن صورت باید ترجمهٔ آن در گیومهٔ جداگانه بیاید.
    Proposed in post #3163 · 31 Jan 2026
  13. 13

    ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ شَآقُّوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ ۚ وَمَن يُشَاقِقِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ ﴿١٣﴾

    آن بدین سبب است که آنها راه اختلاف و جدایی از خدا و فرستاده‌اش را در پیش گرفتند و هر که به اختلاف و جدایی از خدا و فرستاده‌اش رو آورد، بی‌تردید خدا پیامدهای سختی را در نظر می‌گیرد.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3171 · 8 Feb 2026
  14. 14

    ذَٰلِكُمْ فَذُوقُوهُ وَأَنَّ لِلْكَٰفِرِينَ عَذَابَ ٱلنَّارِ ﴿١٤﴾

    آن‌چنان است؛ پس بچشیدش، که حق‌پوشان را عذابِ آتش خواهد بود.

    Notes on the translation (1)
    • «ذلکم» می‌تواند خبر مبتدای محذوفی چون «الأمر» باشد.
    Proposed in post #3171 · 8 Feb 2026
  15. 15

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا لَقِيتُمُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ زَحْفًۭا فَلَا تُوَلُّوهُمُ ٱلْأَدْبَارَ ﴿١٥﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر گاه با حق‌پوشانی که در حال پیشروی سنگین‌اند روبه‌رو شدید، به آنان پشت نکنید.

    Notes on the translation (1)
    • «زحف» در اصل به‌معنی «حرکتی که مانعی آن را سنگین و کند کرده باشد» است و برای «حرکت لشگریانی که به دلیل تعداد بالا و تجهیزات فراوان به کندی پیشروی می‌کنند» یا «راه رفتن طفلی که هنوز به‌خوبی نمی‌تواند راه برود» و مانند آن به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #3171 · 8 Feb 2026
  16. 16

    وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍۢ دُبُرَهُۥٓ إِلَّا مُتَحَرِّفًۭا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَىٰ فِئَةٍۢ فَقَدْ بَآءَ بِغَضَبٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ وَمَأْوَىٰهُ جَهَنَّمُ ۖ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ ﴿١٦﴾

    و هر که در آن روز، جز برای تغییر موضع تاکتیکی یا پیوستن به گروهی، به آنان پشت کند، به خشمی از جانب خدا در افتاده و منزلگاهش دوزخ است؛ و چه بد سرانجامی خواهد بود.

    Notes on the translation (5)
    • مادهٔ «حرف» به‌معنی «لبه و کناره» است و «متحرف» برای «کسی که کناره می‌گیرد و موضع یا مسیرش را تغییر می‌دهد» به‌کار می‌رود. بر این اساس، «متحرفاً لقتال» به‌معنی «کناره گرفتن و تغییر موضع دادن با هدف بهتر جنگیدن» است که اصطلاحاً به آن «تغییر موضع تاکتیکی» می‌گویند.
    • مادهٔ «حیز» به‌معنی «جمع کردن و به خود اختصاص دادن» است و «تحیز الی» مفهوم «ملحق شدن» را بیان می‌کند.
    • توضیح معنای «فئة» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴۹ سورهٔ بقره بیان شد.
    • توضیح مفهوم «باء» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۱ سورهٔ بقره گذشت.
    • معنای «مأوی» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۱ سورهٔ آل‌عمران توضیح داده شد.
    Proposed in post #3171 · 8 Feb 2026
  17. 17

    فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِيُبْلِىَ ٱلْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلَآءً حَسَنًا ۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭ ﴿١٧﴾

    پس شما نکشتیدشان، بلکه خدا آنان را کشت؛ و آنگاه که پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد؛ تا مؤمنان را از جانب خود در معرض آزمایشی نیکو قرار دهد. به‌راستی خدا شنوا و داناست.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به اینکه «یُبلي» در باب افعال به‌کار رفته و بیانگر مفهوم «دچار آزمایش کردن» است، باید آن را به‌گونه‌ای ترجمه کرد که با «یَبلُوَ» متفاوت باشد.
    Proposed in post #3171 · 8 Feb 2026
  18. 18

    ذَٰلِكُمْ وَأَنَّ ٱللَّهَ مُوهِنُ كَيْدِ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿١٨﴾

    آن‌چنان است؛ و خداست که نیرنگ حق‌پوشان را سست می‌کند.

    Notes on the translation (2)
    • «ذلکم» همچون ابتدای آیهٔ ۱۴ می‌تواند خبر مبتدای محذوف باشد.
    • معنای «کید» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸۳ سورهٔ اعراف بیان شد.
    Proposed in post #3171 · 8 Feb 2026
  19. 19

    إِن تَسْتَفْتِحُوا۟ فَقَدْ جَآءَكُمُ ٱلْفَتْحُ ۖ وَإِن تَنتَهُوا۟ فَهُوَ خَيْرٌۭ لَّكُمْ ۖ وَإِن تَعُودُوا۟ نَعُدْ وَلَن تُغْنِىَ عَنكُمْ فِئَتُكُمْ شَيْـًۭٔا وَلَوْ كَثُرَتْ وَأَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿١٩﴾

    اگر پیروزی را می‌جویید، اینک آن پیروزی به سراغتان آمده است؛ و اگر دست بردارید، آن برایتان بهتر خواهد بود؛ و اگر بازگردید، ما نیز بازمی‌گردیم. و گروهتان - هر چند پرشمار باشد - هیچ سودی به حالتان نخواهد داشت؛ و بی‌تردید خدا با مؤمنان است.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #3171 · 8 Feb 2026
  20. 20

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَا تَوَلَّوْا۟ عَنْهُ وَأَنتُمْ تَسْمَعُونَ ﴿٢٠﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا و فرستاده‌اش فرمان برید و با آنکه می‌شنوید از او رویگردان نشوید.

    Notes on the translation (1)
    • «وأنتم تسمعون» حال است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
    Proposed in post #3171 · 8 Feb 2026
  21. 21

    وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ قَالُوا۟ سَمِعْنَا وَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ ﴿٢١﴾

    و مانند کسانی نباشید که گفتند: «شنیدیم»، در حالی که نمی‌شنیدند.

    Proposed in post #3177 · 13 Feb 2026
  22. 22

    ۞ إِنَّ شَرَّ ٱلدَّوَآبِّ عِندَ ٱللَّهِ ٱلصُّمُّ ٱلْبُكْمُ ٱلَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ﴿٢٢﴾

    بی‌تردید بدترین جنبندگان نزد خدا کرها و لال‌هایی‌اند که درک نمی‌کنند.

    Notes on the translation (3)
    • معنای «دابّة» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۸ سورهٔ انعام توضیح داده شد.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸ سورهٔ بقره توضیحاتی دربارهٔ «صم» و «بکم» بیان شد.
    • فعل «عقل» به‌معنی «درک کردن» است و نه «اندیشیدن» یا «خرد داشتن».
    Proposed in post #3177 · 13 Feb 2026
  23. 23

    وَلَوْ عَلِمَ ٱللَّهُ فِيهِمْ خَيْرًۭا لَّأَسْمَعَهُمْ ۖ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا۟ وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣﴾

    و اگر خدا در آنان خیری سراغ داشت، قطعاً شنوایشان می‌ساخت؛ و اگر شنوایشان می‌کرد، باز هم در حالی که بی‌اعتنایند، رویگردان می‌شدند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3177 · 13 Feb 2026
  24. 24

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱسْتَجِيبُوا۟ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ ۖ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ ٱلْمَرْءِ وَقَلْبِهِۦ وَأَنَّهُۥٓ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٢٤﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به خدا و به این فرستاده پاسخ مثبت دهید، وقتی شما را به چیزی فرا می‌خواند که زنده می‌کندتان؛ و بدانید که خدا میان انسان و دلش جدایی می‌اندازد و اینکه شما به سوی او برانگیخته و گردآورده می‌شوید.

    Notes on the translation (3)
    • با توجه به معرفه بودن «الرسول» و تکرار لام بر سر آن، از تعبیر «و به این فرستاده» استفاده شد.
    • تعبیر «حال یحول بین» همان‌گونه که در آیهٔ ۴۳ سورهٔ هود نیز به‌کار رفته، به‌معنی «جدایی انداختن و ایجاد مانع میان دو چیز» است.
    • توضیح معنای «حشر» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۳ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #3177 · 13 Feb 2026
  25. 25

    وَٱتَّقُوا۟ فِتْنَةًۭ لَّا تُصِيبَنَّ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مِنكُمْ خَآصَّةًۭ ۖ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ ﴿٢٥﴾

    و از آشوبی پروا داشته باشید که تنها کسانی از شما که ستم کردند دچارش نمی‌شوند؛ و بدانید که خدا پیامدهای سختی را در نظر می‌گیرد.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3177 · 13 Feb 2026
  26. 26

    وَٱذْكُرُوٓا۟ إِذْ أَنتُمْ قَلِيلٌۭ مُّسْتَضْعَفُونَ فِى ٱلْأَرْضِ تَخَافُونَ أَن يَتَخَطَّفَكُمُ ٱلنَّاسُ فَـَٔاوَىٰكُمْ وَأَيَّدَكُم بِنَصْرِهِۦ وَرَزَقَكُم مِّنَ ٱلطَّيِّبَٰتِ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿٢٦﴾

    و یاد کنید هنگامی که شما اندک بودید و در زمین به زبونی کشیده می‌شدید و از اینکه مردم شما را بربایند بیم داشتید، ولی خدا پناهتان داد و با حمایتش از شما پشتیبانی کرد و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد؛ باشد که قدرشناسی کنید.

    Notes on the translation (4)
    • اگرچه اغلب برای «استضعاف» از خودش در ترجمه استفاده کرده‌ایم، ولی گاهی با توجه به سیاق جمله بهتر است تعابیری چون «به زبونی کشیدن» یا «ناتوان‌سازی» را به‌عنوان معادلش به‌کار بگیریم.
    • توضیح معنای مادهٔ «خطف» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰ سورهٔ بقره بیان شد.
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۱ سورهٔ آل‌عمران توضیح داده شد، مادهٔ «أوي» به‌معنی «عزیمت به‌سوی مقصدی برای استراحت» است؛ لذا «مأوی دادن» در اصل، مفهوم «در اختیار گذاشتن مکانی برای آرامش و استراحت» را بیان می‌کند که به آن «سرپناه دادن» گفته می‌شود.
    • معنای «تأیید» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۷ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    Proposed in post #3177 · 13 Feb 2026
  27. 27

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَخُونُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ وَتَخُونُوٓا۟ أَمَٰنَٰتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٢٧﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به خدا و این فرستاده خیانت نکنید و با آنکه می‌دانید، در امانت‌هایتان خیانت نورزید.

    Proposed in post #3177 · 13 Feb 2026
  28. 28

    وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّمَآ أَمْوَٰلُكُمْ وَأَوْلَٰدُكُمْ فِتْنَةٌۭ وَأَنَّ ٱللَّهَ عِندَهُۥٓ أَجْرٌ عَظِيمٌۭ ﴿٢٨﴾

    و بدانید که دارایی‌ها و فرزندانتان تنها وسیله‌ای برای آزمایش است و خداست که پاداشی سترگ نزد اوست.

    Notes on the translation (2)
    • معنی «فتنه» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۱ سورهٔ بقره بیان شد.
    • به‌منظور ایجاد تفاوت میان «کبیر» و «عظیم»، واژهٔ نخست را «بزرگ» و دومی را «سترگ» ترجمه می‌کنیم.
    Proposed in post #3185 · 20 Feb 2026
  29. 29

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِن تَتَّقُوا۟ ٱللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًۭا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّـَٔاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۗ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِ ﴿٢٩﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر از خدا پروا کنید، برایتان قدرت تشخیصی قرار می‌دهد و بدی‌هایتان را می‌پوشاند و نادیده می‌گیرد و شما را می‌آمرزد؛ و خدا دارای افزون‌بخشی سترگی است.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #3185 · 20 Feb 2026
  30. 30

    وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ ۚ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ ٱللَّهُ ۖ وَٱللَّهُ خَيْرُ ٱلْمَٰكِرِينَ ﴿٣٠﴾

    و وقتی کسانی که حق‌پوشی کردند، برایت نقشه می‌کشیدند تا تو را محصور کنند یا بکشند یا بیرون برانند؛ و نقشه می‌کشیدند و خدا هم نقشه می‌کشید؛ و خدا بهترین نقشه‌کشان است.

    Notes on the translation (2)
    • معنای «مکر» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۴ سورهٔ آل‌عمران توضیح داده شد.
    • «لیثبتوک» از مادهٔ «ثبت» به‌معنی «استقرار داشتن و از بین نرفتن» است و وقتی به‌صورت «اثبات» به‌کار می‌رود، مفهوم «ثابت نگه داشتن» را بیان می‌کند. استفاده از این تعبیر برای مفاهیم، به‌معنی «ثابت کردن درستی آن در اذهان» و برای اشخاص، به‌معنی «ثابت و محدود نگه داشتن در محلی خاص» است که به آن «محصور کردن، زندانی کردن و مانند آن» گفته می‌شود.
    Proposed in post #3185 · 20 Feb 2026
  31. 31

    وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتُنَا قَالُوا۟ قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَآءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَٰذَآ ۙ إِنْ هَٰذَآ إِلَّآ أَسَٰطِيرُ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿٣١﴾

    و هنگامی که نشانه‌های ما بر آنان تلاوت شود، گویند: «شنیدیم؛ اگر بخواهیم، ما هم می‌توانیم مانند این را بگوییم؛ این چیزی جز افسانه‌های پیشینیان نیست.

    Notes on the translation (2)
    • معنای «أساطیر الأولین» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵ سورهٔ انعام توضیح داده شد.
    • با توجه به لام تأکید و سیاق، تعبیر «ما هم می‌توانیم» به ترجمهٔ «لقلنا» افزوده شد.
    Proposed in post #3185 · 20 Feb 2026
  32. 32

    وَإِذْ قَالُوا۟ ٱللَّهُمَّ إِن كَانَ هَٰذَا هُوَ ٱلْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةًۭ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ أَوِ ٱئْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍۢ ﴿٣٢﴾

    و آن‌گاه که گفتند: «خدایا، اگر این حق است و از نزد توست، پس بر ما سنگ‌هایی از آسمان ببار یا برایمان عذابی دردناک بیاور.

    Notes on the translation (2)
    • «اللّهمّ» همان «یا الله» است که حرف ندای آن به میم تبدیل شده است.
    • «حجارة» جمع و نکره است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
    Proposed in post #3185 · 20 Feb 2026
  33. 33

    وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ ۚ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ ﴿٣٣﴾

    ولی ارادهٔ خدا بر آن نیست که آنان را در حالی که تو در میانشان هستی عذاب کند؛ و ارادهٔ خدا بر آن نیست که در حالی که آمرزش می‌خواهند، عذاب‌کنندهٔ آنها باشد.

    Notes on the translation (1)
    • واو در «وأنت فیهم» و «وهم یستغفرون» حالیه است و باید بر همین اساس ترجمه شود.
    Proposed in post #3185 · 20 Feb 2026
  34. 34

    وَمَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ ٱللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَمَا كَانُوٓا۟ أَوْلِيَآءَهُۥٓ ۚ إِنْ أَوْلِيَآؤُهُۥٓ إِلَّا ٱلْمُتَّقُونَ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٣٤﴾

    و چرا خدا عذابشان نکند در حالی که از مسجدالحرام باز می‌دارند؟ و گردانندهٔ امور آن نیستند؛ که گردانندهٔ امور آن، جز پرواپیشگان نباشند؛ ولی بیشترشان نمی‌دانند.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3185 · 20 Feb 2026
  35. 35

    وَمَا كَانَ صَلَاتُهُمْ عِندَ ٱلْبَيْتِ إِلَّا مُكَآءًۭ وَتَصْدِيَةًۭ ۚ فَذُوقُوا۟ ٱلْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿٣٥﴾

    و نمازشان نزد آن خانه جز سوت زدنی و کف زدنی نیست؛ پس به‌خاطر آنکه حق‌پوشی می‌کردید، عذاب را بچشید.

    Notes on the translation (1)
    • «مکاء» به‌معنی «ایجاد صدا با گرداندن هوا در دهان» است که به آن «سوت زدن» می‌گویند و «تصدیة» یعنی «زدن کف دست‌ها به یکدیگر» که به آن «کف زدن» گفته می‌شود.
    Proposed in post #3185 · 20 Feb 2026
  36. 36

    إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُمْ لِيَصُدُّوا۟ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ ۚ فَسَيُنفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةًۭ ثُمَّ يُغْلَبُونَ ۗ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِلَىٰ جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ ﴿٣٦﴾

    بی‌تردید کسانی که حق‌پوشی کردند، دارایی‌هایشان را برای بازداشتن از راه خدا هزینه می‌کنند؛ آری، هزینه‌اش خواهند کرد، ولی مایهٔ افسوسی بر آنها خواهد شد؛ آن‌گاه شکست خواهند خورد؛ و کسانی که حق‌پوشی کردند، به‌سوی دوزخ گردآورده و برانگیخته می‌شوند.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3190 · 26 Feb 2026
  37. 37

    لِيَمِيزَ ٱللَّهُ ٱلْخَبِيثَ مِنَ ٱلطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ ٱلْخَبِيثَ بَعْضَهُۥ عَلَىٰ بَعْضٍۢ فَيَرْكُمَهُۥ جَمِيعًۭا فَيَجْعَلَهُۥ فِى جَهَنَّمَ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْخَٰسِرُونَ ﴿٣٧﴾

    تا خدا پلید را از پاکیزه جدا سازد و پلید را روی هم قرار دهد، تا همگی را تلنبار کند و در دوزخ قرارش دهد؛ ایشان‌اند همان زیانکاران.

    Notes on the translation (1)
    • مادهٔ «رکم» را می‌توان «انباشته کردن» نیز ترجمه کرد، ولی با توجه به سیاق و جنبهٔ منفی آن، از «تلنبار کردن» استفاده شد.
    Proposed in post #3190 · 26 Feb 2026
  38. 38

    قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِن يَنتَهُوا۟ يُغْفَرْ لَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ وَإِن يَعُودُوا۟ فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ ٱلْأَوَّلِينَ ﴿٣٨﴾

    به کسانی که حق‌پوشی کردند بگو: «اگر دست بردارند، گذشته‌هایشان آمرزیده خواهد شد؛ ولی اگر بازگردند، قطعاً سنت پیشینیان جاری شده است.

    Notes on the translation (2)
    • توضیح معنای «انتهاء» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۱ سورهٔ نساء بیان شد.
    • مادهٔ «مضي» به‌معنی «تحقق یافتن موضوع» است و همچون مادهٔ «ضرب» بسته به موضوعی که به آن نسبت داده می‌شود، مفهومی متفاوت را بیان می‌کند. این تعبیر در اغلب کاربردهای قرآنی برای بیان «جاری شدن» و «حرکت کردن» به‌کار رفته است.
    Proposed in post #3190 · 26 Feb 2026
  39. 39

    وَقَٰتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌۭ وَيَكُونَ ٱلدِّينُ كُلُّهُۥ لِلَّهِ ۚ فَإِنِ ٱنتَهَوْا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ ﴿٣٩﴾

    و با آنان بجنگید تا آشوبی وجود نداشته باشد و حساب و کتاب، همه‌اش از آنِ خدا باشد؛ ولی اگر دست برداشتند، بی‌تردید خدا به آنچه می‌کنند بیناست.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3190 · 26 Feb 2026
  40. 40

    وَإِن تَوَلَّوْا۟ فَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ مَوْلَىٰكُمْ ۚ نِعْمَ ٱلْمَوْلَىٰ وَنِعْمَ ٱلنَّصِيرُ ﴿٤٠﴾

    و اگر رویگردان شدند، بدانید که خدا مولای شماست؛ چه خوب مولایی و چه خوب حمایت‌کننده‌ای!

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3190 · 26 Feb 2026
  41. 41

    ۞ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَىْءٍۢ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُۥ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَٰمَىٰ وَٱلْمَسَٰكِينِ وَٱبْنِ ٱلسَّبِيلِ إِن كُنتُمْ ءَامَنتُم بِٱللَّهِ وَمَآ أَنزَلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا يَوْمَ ٱلْفُرْقَانِ يَوْمَ ٱلْتَقَى ٱلْجَمْعَانِ ۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ ﴿٤١﴾

    و اگر به خدا و آنچه در روز تشخیص حق و باطل، روزی که دو گروه با هم روبه‌رو شدند، بر بندهٔ خود فرو فرستادیم، ایمان آورده‌اید؛ بدانید که از هر چیزی که نصیبتان شود، یک‌پنجمش از آنِ خدا و از آنِ این فرستاده و از آنِ نزدیکان و یتیمان و بینوایان و در راه مانده است، و خدا بر هر کاری تواناست.

    Notes on the translation (3)
    • مادهٔ «غنم» به‌معنی «به‌دست آوردن چیزی که مالک آن نبوده‌اند» است و برای غنائم جنگی و سود تجارت و مانند آن به‌کار می‌رود. «نصیب شدن» نزدیک‌ترین تعبیر رایج در فارسی برای این مفهوم به‌نظر می‌رسد.
    • معنای «مسکین» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۳ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    • «شيء» در «علی کل شيء قدیر» به‌معنی «چیز» است، ولی با توجه به سیاق و کاربردش در فارسی اینجا باید «کار» ترجمه شود.
    Proposed in post #3190 · 26 Feb 2026
  42. 42

    إِذْ أَنتُم بِٱلْعُدْوَةِ ٱلدُّنْيَا وَهُم بِٱلْعُدْوَةِ ٱلْقُصْوَىٰ وَٱلرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنكُمْ ۚ وَلَوْ تَوَاعَدتُّمْ لَٱخْتَلَفْتُمْ فِى ٱلْمِيعَٰدِ ۙ وَلَٰكِن لِّيَقْضِىَ ٱللَّهُ أَمْرًۭا كَانَ مَفْعُولًۭا لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٍۢ وَيَحْيَىٰ مَنْ حَىَّ عَنۢ بَيِّنَةٍۢ ۗ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٤٢﴾

    هنگامی که شما در موقعیت پست‌تر قرار داشتید و آنان در موقعیت بلندتر و سواران پایین‌تر از شما بودند؛ و اگر با هم قرار گذاشته بودید، قطعاً در موعد مقرر ناهماهنگ عمل می‌کردید؛ ولی خدا می‌خواست کاری را که قطعی شده بود محقق سازد، تا هر که نابود می‌شود با دلیلی روشن نابود شود و هر که زنده می‌شود با دلیلی روشن زنده شود؛ و به‌راستی قطعاً خدا شنوا و داناست.

    Notes on the translation (5)
    • مادهٔ «عدو» به‌معنی «دشمنی و تجاوز» و «العُدوة» به‌معنی «مقرّی که از آنجا به دشمن یورش برده می‌شود» است. برخی لغتنامه‌ها معنای این واژه را «کنارهٔ دشت» یا «مکان مرتفع» ذکر کرده‌اند، ولی به‌نظر می‌رسد این‌گونه اماکن به‌خاطر موقعیت مناسبشان برای یورش به دشمن، چنین نامیده شده‌اند. در تعابیر رایج فارسی برای چنین مفهومی از تعبیر «موقعیت» استفاده می‌شود.
    • «دنیا» از مادهٔ «دني» به‌معنی «نزدیکی بر اثر پستی» و «قصوی» از مادهٔ «قصو» به‌معنی «دوری بر اثر بلندی» است.
    • معنای «میعاد» در ترجمهٔ آیهٔ ۹ سورهٔ آل‌عمران توضیح داده شد.
    • توضیح تعبیر «أمر مفعول» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۷ سورهٔ نساء بیان شد.
    • معنای مادهٔ «قضی» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۷ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #3193 · 2 May 2026
  43. 43

    إِذْ يُرِيكَهُمُ ٱللَّهُ فِى مَنَامِكَ قَلِيلًۭا ۖ وَلَوْ أَرَىٰكَهُمْ كَثِيرًۭا لَّفَشِلْتُمْ وَلَتَنَٰزَعْتُمْ فِى ٱلْأَمْرِ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ سَلَّمَ ۗ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ﴿٤٣﴾

    و چون خدا در خوابت به تو اندک نشانشان می‌داد؛ که اگر آنان را بسیار نشانت می‌داد، قطعاً سست می‌شدید و حتماً در کار دچار کشمکش می‌شدید؛ ولی خدا در امان داشت. بی‌تردید او به آنچه اختیار سینه‌ها را دارد داناست.

    Notes on the translation (3)
    • معنای «تنازع» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۹ سورهٔ نساء بیان شد.
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶ سورهٔ مائده توضیح داده شد، مادهٔ «سلم» در اصل به‌معنی «نداشتن مخالفت و خصومت» است و برای «نداشتن عیب و گزند» نیز به‌کار می‌رود؛ لذا «سلّم» را باید به‌گونه‌ای ترجمه کرد که به هر دو جنبه اشاره داشته باشد. البته با توجه به اینکه این واژه در مقابل «تنازع» به‌کار رفته است، اگر «بینکم» را بعد از آن در تقدیر بگیریم، باید آن را «میانتان آشتی برقرار کرد» ترجمه کنیم.
    • توضیح معنای «ذات الصدور» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۹ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    Proposed in post #3193 · 2 May 2026
  44. 44

    وَإِذْ يُرِيكُمُوهُمْ إِذِ ٱلْتَقَيْتُمْ فِىٓ أَعْيُنِكُمْ قَلِيلًۭا وَيُقَلِّلُكُمْ فِىٓ أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِىَ ٱللَّهُ أَمْرًۭا كَانَ مَفْعُولًۭا ۗ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُ ﴿٤٤﴾

    و چون هنگامی که با هم روبه‌رو شدید، در چشمانتان اندک نشانشان داد و شما را نیز در چشمان آنها اندک جلوه داد، تا خدا کاری را که قطعی شده بود محقق سازد؛ و همهٔ امور به خدا باز می‌گردد.

    Notes on the translation (1)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۱۰ سورهٔ بقره گذشت، «تُرجَع» طبق قرائت عاصم این‌گونه خوانده می‌شود، ولی چون اغلب راویان قرآن این کلمه را «تَرجِع» خوانده‌اند، که معنای بهتری نیز دارد، این واژه به‌صورت معلوم ترجمه شد.
    Proposed in post #3193 · 2 May 2026
  45. 45

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةًۭ فَٱثْبُتُوا۟ وَٱذْكُرُوا۟ ٱللَّهَ كَثِيرًۭا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٤٥﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هنگامی که با گروهی روبه‌رو شدید، ثابت‌قدم بمانید و خدا را بسیار یاد کنید؛ باشد که رستگار شوید.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3193 · 2 May 2026
  46. 46

    وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَلَا تَنَٰزَعُوا۟ فَتَفْشَلُوا۟ وَتَذْهَبَ رِيحُكُمْ ۖ وَٱصْبِرُوٓا۟ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ ﴿٤٦﴾

    و از خدا و فرستاده‌اش فرمان برید و کشمکش نکنید که سست می‌شوید و شکوهتان از بین می‌رود؛ و شکیبا باشید؛ که بی‌تردید خدا با شکیبایان است.

    Notes on the translation (1)
    • «ریح» در اصل به‌معنی «چیزی که جریان دارد و احساس می‌شود» است و برای «آنچه از مقام و شخصیت افراد در افکار عمومی جریان پیدا می‌کند و احساس می‌شود» نیز به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #3193 · 2 May 2026
  47. 47

    وَلَا تَكُونُوا۟ كَٱلَّذِينَ خَرَجُوا۟ مِن دِيَٰرِهِم بَطَرًۭا وَرِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ ۚ وَٱللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطٌۭ ﴿٤٧﴾

    و مانند کسانی نباشید که با حالت سرمستی و جلوه‌گری مقابل مردم از خانه‌هایشان بیرون آمدند و از راه خدا بازمی‌دارند؛ و خدا به آنچه می‌کنند احاطه دارد.

    Notes on the translation (1)
    • «بطر» به‌معنی «خارج شدن از حد اعتدال در شادی» است که به آن «سرمستی کردن» گفته می‌شود.
    Proposed in post #3198 · 6 May 2026
  48. 48

    وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيْطَٰنُ أَعْمَٰلَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَكُمُ ٱلْيَوْمَ مِنَ ٱلنَّاسِ وَإِنِّى جَارٌۭ لَّكُمْ ۖ فَلَمَّا تَرَآءَتِ ٱلْفِئَتَانِ نَكَصَ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ وَقَالَ إِنِّى بَرِىٓءٌۭ مِّنكُمْ إِنِّىٓ أَرَىٰ مَا لَا تَرَوْنَ إِنِّىٓ أَخَافُ ٱللَّهَ ۚ وَٱللَّهُ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ ﴿٤٨﴾

    و هنگامی که شیطان اعمالشان را برایشان آراست و گفت: «امروز هیچ‌کس از مردم بر شما فائق نمی‌آید؛ و من پناه‌دهندهٔ شمایم.» ولی وقتی دو گروه با هم مواجه شدند، پا پس کشید و گفت: «من از شما بر کنارم. من چیزی را می‌بینم که شما نمی‌بینید. من از خدا بیم دارم؛ و خدا پیامدهای سختی را در نظر می‌گیرد.

    Notes on the translation (7)
    • توضیح معنای «لا غالب لکم» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۰ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    • «جار» از مادهٔ «جور» است که در اصل، معنای «تمایل پیدا کردن» را بیان می‌کند. بر همین اساس از این ماده برای بیان مفاهیمی چون «همسایه» و «پناه دادن» نیز استفاده می‌شود؛ زیرا در هر دو، نوعی استمرار در تمایل وجود دارد.
    • توضیح معنای «فئة» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴۹ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «نکوص» به‌معنی «برگشتن از موضعی که باید در آن ماند» است.
    • معنای «عقِب» و بازگشت به آن در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴۳ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    • معنای مادهٔ «برء» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹ سورهٔ انعام بیان شد.
    • توضیح مفهوم «شدید العقاب» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۶ سوره بقره بیان شد.
    Proposed in post #3198 · 6 May 2026
  49. 49

    إِذْ يَقُولُ ٱلْمُنَٰفِقُونَ وَٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَٰٓؤُلَآءِ دِينُهُمْ ۗ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ ﴿٤٩﴾

    آن‌گاه که منافقان و کسانی که در دل‌هایشان مرضی بود، می‌گفتند: «اینها دینشان مغرورشان کرده است.» در حالی که هر کس بر خدا اعتماد و تکیه کند، بی‌تردید خدا عزتمند و فرزانه است.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3198 · 6 May 2026
  50. 50

    وَلَوْ تَرَىٰٓ إِذْ يَتَوَفَّى ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ۙ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَٰرَهُمْ وَذُوقُوا۟ عَذَابَ ٱلْحَرِيقِ ﴿٥٠﴾

    و شگفتا اگر ببینی هنگامی که فرشتگان جان کسانی را که حق‌پوشی کنند، می‌گیرند، در حالی که بر چهره و پشتشان می‌زنند که: «عذاب سوزان را بچشید.

    Notes on the translation (2)
    • با توجه به اینکه جواب «لو» در آیه نیامده است، بر شگفت‌انگیز بودن موضوع دلالت می‌کند.
    • توضیح معنای «توفّي» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۳۴ سورهٔ بقره گذشت.
    Proposed in post #3198 · 6 May 2026
  51. 51

    ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ ٱللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّٰمٍۢ لِّلْعَبِيدِ ﴿٥١﴾

    آن به‌خاطر چیزی است که دستاوردتان از پیش فرستاده است و از آن‌رو که خدا روادارندهٔ ستم فراوان در حق بندگان نیست.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3198 · 6 May 2026
  52. 52

    كَدَأْبِ ءَالِ فِرْعَوْنَ ۙ وَٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ كَفَرُوا۟ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ فَأَخَذَهُمُ ٱللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ قَوِىٌّۭ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ ﴿٥٢﴾

    همچون روش همیشگی فرعونیان و کسانی که پیش از آنها بودند؛ نسبت به نشانه‌های خدا حق‌پوشی کردند؛ پس خدا به‌سبب گناهانشان گرفتارشان ساخت. بی‌تردید خدا نیرومند است و پیامدهای سختی را در نظر می‌گیرد.

    Notes on the translation (1)
    • «دأب» به‌معنی «برنامهٔ مهم و مداوم» است.
    Proposed in post #3198 · 6 May 2026
  53. 53

    ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًۭا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَىٰ قَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ ۙ وَأَنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭ ﴿٥٣﴾

    آن بدین‌خاطر است که هیچ‌گاه ارادهٔ خدا بر آن نیست که تغییردهندهٔ نعمتی باشد که آن را بر گروهی ارزانی داشته است، مگر آنکه آنان ویژگی‌های خود را تغییر دهند؛ و از آن‌رو که خدا شنوا و داناست.

    Notes on the translation (3)
    • فعل «کان» و «یکون» وقتی دربارهٔ خدا به‌کار می‌رود، مفهوم «همیشگی بودن» را بیان می‌کند و حتی اگر به صیغهٔ گذشته باشد، شامل حال و آینده نیز می‌شود؛ لذا نفی آن را باید به‌صورت «هیچ‌گاه این‌گونه نیست» ترجمه کرد.
    • اغلب مترجمان «أنّ» در «وأنّ الله سمیع علیم» را با تعابیر تأکیدی همچون «بی‌تردید» معادل‌سازی کرده‌اند؛ این در حالی است که همزهٔ آن مفتوح است و باید همچون «بأنّ» در ابتدای آیه ترجمه شود.
    • اغلب مترجمان «ما بأنفسهم» را با تعابیری چون «آنچه در خودشان است» ترجمه کرده‌اند که معادل «ما في أنفسهم» است؛ از آنجا که «باء» در این ترکیب، معنای ملابست را بیان می‌کند، به‌نظر می‌رسد برای بیان این مفهوم می‌توان از تعبیری چون «ویژگی‌های خودشان» استفاده کرد.
    Proposed in post #3202 · 17 May 2026
  54. 54

    كَدَأْبِ ءَالِ فِرْعَوْنَ ۙ وَٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ كَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَٰهُم بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ ۚ وَكُلٌّۭ كَانُوا۟ ظَٰلِمِينَ ﴿٥٤﴾

    همچون روش همیشگی فرعونیان و کسانی که پیش از آنها بودند؛ که نشانه‌های خداوندگارشان را دروغ شمردند؛ پس به‌سبب گناهانشان نابودشان ساختیم و فرعونیان را غرق کردیم؛ که همگی ستمکار بودند.

    Notes on the translation (1)
    • توضیح معنای «دأب» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۲ بیان شد.
    Proposed in post #3202 · 17 May 2026
  55. 55

    إِنَّ شَرَّ ٱلدَّوَآبِّ عِندَ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٥٥﴾

    بی‌تردید بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی‌اند که حق‌پوشی کردند، از همین‌رو آنان ایمان نمی‌آورند.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3202 · 17 May 2026
  56. 56

    ٱلَّذِينَ عَٰهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِى كُلِّ مَرَّةٍۢ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ ﴿٥٦﴾

    همان‌هایی از ایشان که با آنها پیمان بستی، ولی هر بار پیمانشان را می‌شکنند و پروایی هم ندارند.

    Notes on the translation (1)
    • اغلب مفسران و مترجمان «منهم» را متعلق به «عَاهَدْتَ» گرفته و معنای آن را «پیمان گرفتن از» دانسته‌اند؛ ولی با توجه به کاربردهای دیگر «عاهد» در قرآن به‌نظر می‌رسد این فعل بدون «من» به‌کار می‌رود و مفهوم «پیمان بستن با» را بیان می‌کند. بنابراین بهتر است «منهم» را متعلق به حال محذوفی چون «کائنین» بدانیم و مفعول «عاهدت» را «هُم» محذوف در نظر بگیریم.
    Proposed in post #3202 · 17 May 2026
  57. 57

    فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِى ٱلْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَّنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿٥٧﴾

    پس اگر در جنگ، با اقتدار بر آنان دست یافتی، چنان با آنها برخورد کن که کسانی را که پشت سرشان هستند، وحشت‌زده پراکنده سازی؛ باشد که حواس خود را جمع کنند.

    Notes on the translation (3)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۱ سورهٔ بقره توضیح داده شد، مادهٔ «ثقف» در اصل به‌معنای «با دقت زیر نظر گرفتن و احاطه یافتن» است که در اغلب کاربردهای قرآنی آن را «شناسایی» ترجمه می‌کنیم، ولی اینجا با توجه به سیاق جمله و آمدن نون تأکید که بر شدت و اقتدار دلالت دارد، از تعبیر «با اقتدار دست یافتن» استفاده شد.
    • «تشرید» به‌معنای «دور و پراکنده کردن همراه با ایجاد وحشت» است.
    • توضیح معنای «متذکر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #3202 · 17 May 2026
  58. 58

    وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِن قَوْمٍ خِيَانَةًۭ فَٱنۢبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَآءٍ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْخَآئِنِينَ ﴿٥٨﴾

    و اگر از گروهی بیم قطعی خیانت داشتی، پیمانشان را به‌صورت برابر به‌سویشان بینداز؛ که بی‌تردید خدا خیانتکاران را دوست ندارد.

    Notes on the translation (2)
    • نون تأکید در «تخافنَّ» می‌تواند مفهوم قطعیت را بیان کند و به ضرورت پرهیز از ترتیب اثر دادن به بیم‌های بی‌پایه اشاره داشته باشد.
    • توضیح معنای «نبذ» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۰ سورهٔ بقره گذشت. منظور از «انداختن پیمان به‌سوی آنها»، ترک معاهده و منظور از «به‌صورت برابر»، مقابله به مثل عادلانه است.
    Proposed in post #3202 · 17 May 2026
  59. 59

    وَلَا يَحْسَبَنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ سَبَقُوٓا۟ ۚ إِنَّهُمْ لَا يُعْجِزُونَ ﴿٥٩﴾

    و کسانی که حق‌پوشی کردند هرگز مپندارند که پیشی گرفته‌اند؛ بی‌تردید آنان ناتوان نمی‌سازند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3202 · 17 May 2026
  60. 60

    وَأَعِدُّوا۟ لَهُم مَّا ٱسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍۢ وَمِن رِّبَاطِ ٱلْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِۦ عَدُوَّ ٱللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَءَاخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لَا تَعْلَمُونَهُمُ ٱللَّهُ يَعْلَمُهُمْ ۚ وَمَا تُنفِقُوا۟ مِن شَىْءٍۢ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ ﴿٦٠﴾

    و آنچه را در توان دارید، از قبیل نیرو و از قبیل پرورش اسب، برایشان فراهم آورید تا به‌وسیلهٔ آن دشمن خدا و دشمن خودتان و دیگرانی جز آنها را - که نمی‌شناسیدشان ولی خدا می‌شناسدشان - همواره در ترس نگه دارید؛ و آنچه در راه خدا هزینه کنید، به‌صورت کامل به خودتان خواهد رسید و به شما ستم نمی‌شود.

    Notes on the translation (4)
    • «رِبَاطِ» مصدر باب مفاعله از مادهٔ «ربط» به‌معنی «بستن و وابسته کردن» است و وقتی برای «خیل» به‌معنی «اسب» به کار می‌رود، مفهوم «پرورش مجموعه‌ای منظم از اسب‌ها» را بیان می‌کند.
    • مادهٔ «رهب» به‌معنای «ترس مستمر» است.
    • توضیح معنای «توفّي» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۷۲ سورهٔ بقره بیان شد.
    • توضیح معنای «اعداد» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴ سورهٔ بقره گذشت.
    Proposed in post #3206 · 26 May 2026
  61. 61

    ۞ وَإِن جَنَحُوا۟ لِلسَّلْمِ فَٱجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى ٱللَّهِ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ ﴿٦١﴾

    و اگر به صلح متمایل شدند، تو نیز به آن متمایل شو و بر خدا تکیه و اعتماد کن؛ که بی‌تردید اوست که شنوا و داناست.

    Notes on the translation (1)
    • مادهٔ «جنح» به‌معنای «میل و رغبت» است.
    Proposed in post #3206 · 26 May 2026
  62. 62

    وَإِن يُرِيدُوٓا۟ أَن يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ ٱللَّهُ ۚ هُوَ ٱلَّذِىٓ أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِۦ وَبِٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿٦٢﴾

    ولی اگر بخواهند فریبت دهند، پس بی‌تردید خدا تو را بس است؛ اوست که با حمایتش و با مؤمنان از تو پشتیبانی کرد.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #3206 · 26 May 2026
  63. 63

    وَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ ۚ لَوْ أَنفَقْتَ مَا فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًۭا مَّآ أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّهُۥ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ ﴿٦٣﴾

    و میان دل‌هایشان پیوند برقرار ساخت؛ اگر همهٔ آنچه در زمین است را هزینه می‌کردی، نمی‌توانستی میان دل‌هایشان پیوند برقرار کنی، ولی خدا میانشان پیوند برقرار کرد؛ بی‌تردید او عزتمند و فرزانه است.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3206 · 26 May 2026
  64. 64

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ حَسْبُكَ ٱللَّهُ وَمَنِ ٱتَّبَعَكَ مِنَ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿٦٤﴾

    ای پیامبر، خدا تو را بس است و مؤمنانی که از تو پیروی کردند.

    Notes on the translation (1)
    • «من» را می‌توان مانند دیدگاه اغلب مفسران و مترجمان، عطف به «الله» دانست تا مفهوم آیه این باشد که «خدا و مؤمنان برای تو کافی هستند» یا آن را همچون نظر برخی دیگر که معتقدند همه‌جای قرآن بر کافی بودن فقط خدا تأکید شده است، عطف بر «ک» در نظر گرفت تا این پیام از آیه برداشت شود که «خدا برای تو و مؤمنان کافی است.» لذا ترجمه به‌گونه‌ای تنظیم شد که با هر دو احتمال سازگار باشد.
    Proposed in post #3206 · 26 May 2026
  65. 65

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ حَرِّضِ ٱلْمُؤْمِنِينَ عَلَى ٱلْقِتَالِ ۚ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَٰبِرُونَ يَغْلِبُوا۟ مِا۟ئَتَيْنِ ۚ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّا۟ئَةٌۭ يَغْلِبُوٓا۟ أَلْفًۭا مِّنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌۭ لَّا يَفْقَهُونَ ﴿٦٥﴾

    ای پیامبر، مؤمنان را بر پیکار یک‌دله کن؛ اگر بیست فردِ شکیبا از شما باشند، بر دویست تن پیروز می‌شوند؛ و اگر از شما صد تن باشند، بر هزار تن از کسانی که حق‌پوشی کردند پیروز خواهند شد، چرا که آنان گروهی هستند که نمی‌فهمند.

    Notes on the translation (2)
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۸۴ سورهٔ نساء توضیح داده شد که معنای «تشویق کردن» که اغلب مترجمان برای «حَرِّضِ» ذکر کرده‌اند، دقیق نیست.
    • «صَابِرُونَ» صفت است، نه خبر «کان» و باید بر همین اساس ترجمه شود.
    Proposed in post #3206 · 26 May 2026
  66. 66

    ٱلْـَٰٔنَ خَفَّفَ ٱللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًۭا ۚ فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّا۟ئَةٌۭ صَابِرَةٌۭ يَغْلِبُوا۟ مِا۟ئَتَيْنِ ۚ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌۭ يَغْلِبُوٓا۟ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ ﴿٦٦﴾

    اکنون خدا بار شما را سبک کرد و دانست که در شما ضعفی هست؛ پس اگر صد فردِ شکیبا از شما باشند، بر دویست تن پیروز می‌شوند؛ و اگر از شما هزار تن باشند، به اذن خدا بر دو هزار تن پیروز می‌شوند؛ و خدا با شکیبایان است.

    Notes on the translation (1)
    • «تخفیف» به‌معنی «سبک کردن» است و این تعبیر با مشابه آن در ترجمهٔ آیهٔ ۲۸ سورهٔ نساء یکسان ترجمه می‌شود؛ ولی اغلب مترجمان در اینجا معادل آن را «تخفیف دادن» دانسته‌اند که در زبان متعارف فارسی بیشتر برای خرید و فروش به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #3211 · 1 Jun 2026
  67. 67

    مَا كَانَ لِنَبِىٍّ أَن يَكُونَ لَهُۥٓ أَسْرَىٰ حَتَّىٰ يُثْخِنَ فِى ٱلْأَرْضِ ۚ تُرِيدُونَ عَرَضَ ٱلدُّنْيَا وَٱللَّهُ يُرِيدُ ٱلْءَاخِرَةَ ۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ ﴿٦٧﴾

    برای هیچ پیامبری روا نیست که اسیرانی داشته باشد، مگر اینکه در زمین سرکوب و زمین‌گیر کند. شما بهرهٔ دنیا را می‌خواهید، ولی خدا سرای واپسین را می‌خواهد؛ و خدا عزتمند و فرزانه است.

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «ثخن» به‌معنی «سنگینی ایجاد شده بر اثر اعمال قدرت که موجب توقف و شکست می‌شود» است. در تعابیر رایج فارسی برای بیان این مفهوم از تعبیری چون «سرکوب و زمین‌گیر شدن» استفاده می‌شود. بر این اساس «اثخان» را می‌توان «سرکوب و زمین‌گیر کردن» ترجمه کرد.
    • توضیح معنای «حکیم» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۹ سورهٔ بقره گذشت.
    Proposed in post #3211 · 1 Jun 2026
  68. 68

    لَّوْلَا كِتَٰبٌۭ مِّنَ ٱللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَآ أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ ﴿٦٨﴾

    اگر حکم از پیش مقررشدهٔ خدا نبود، قطعاً به‌خاطر آنچه گرفتید دچار عذابی سترگ می‌شدید.

    Notes on the translation (2)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸۰ سورهٔ بقره گذشت، مادهٔ «کتب» به‌معنی «ثبت و ضبط» و «مقرر کردن» است. این ماده هم برای نوشتن و هم برای قطعی کردن حکم به‌کار می‌رود.
    • توضیح معنای «مسّ» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۰ سورهٔ بقره گذشت.
    Proposed in post #3211 · 1 Jun 2026
  69. 69

    فَكُلُوا۟ مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَٰلًۭا طَيِّبًۭا ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿٦٩﴾

    پس از آنچه حلال و پاکیزه نصیبتان شود بخورید؛ و از خدا پروا داشته باشید که بی‌تردید خدا آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (2)
    • توضیح معنای «غنم» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۱ همین سوره بیان شد.
    • «حلالاً» و «طیباً» حال است و باید بر همان اساس ترجمه شود.
    Proposed in post #3211 · 1 Jun 2026
  70. 70

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِىُّ قُل لِّمَن فِىٓ أَيْدِيكُم مِّنَ ٱلْأَسْرَىٰٓ إِن يَعْلَمِ ٱللَّهُ فِى قُلُوبِكُمْ خَيْرًۭا يُؤْتِكُمْ خَيْرًۭا مِّمَّآ أُخِذَ مِنكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۗ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿٧٠﴾

    ای پیامبر، به اسیرانی که در دست شمایند بگو: «اگر خدا در دل‌هایتان خیری سراغ داشته باشد، به شما بهتر از چیزی که از شما گرفته شده است، خواهد داد و شما را می‌آمرزد؛ و خدا آمرزنده و مهربان است.

    Proposed in post #3211 · 1 Jun 2026
  71. 71

    وَإِن يُرِيدُوا۟ خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا۟ ٱللَّهَ مِن قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿٧١﴾

    ولی اگر قصد خیانت به تو را داشته باشند، پس قبلاً هم به خدا خیانت کرده بودند، که خدا بر آنها تسلط یافت؛ و خدا دانا و فرزانه است.

    Notes on the translation (2)
    • توضیح معنای «تمکین» در ترجمهٔ آیهٔ ۶ سورهٔ انعام بیان شد.
    • اغلب مترجمان «أمکن منهم» را «بر آنان تسلط داد» ترجمه کرده‌اند و برخی از آنها برای رفع ناسازگاری این عبارت با ساختار جمله ناچار شده‌اند «تو را» یا «مؤمنان را» نیز بی‌دلیل به عبارت اضافه کنند. ولی همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۶ سورهٔ انعام گفتیم، «تمکین» در باب تفعیل به‌معنی «تمکّن بخشیدن» یا «مستقر ساختن همراه با تسلط و قدرت» است و بدون «من» به‌کار می‌رود؛ اما «أمکن» در باب افعال و همراه با «من» به‌معنی «تسلط و غلبه یافتن بر» است.
    Proposed in post #3211 · 1 Jun 2026
  72. 72

    إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَهَاجَرُوا۟ وَجَٰهَدُوا۟ بِأَمْوَٰلِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَاوَوا۟ وَّنَصَرُوٓا۟ أُو۟لَٰٓئِكَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَآءُ بَعْضٍۢ ۚ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَلَمْ يُهَاجِرُوا۟ مَا لَكُم مِّن وَلَٰيَتِهِم مِّن شَىْءٍ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا۟ ۚ وَإِنِ ٱسْتَنصَرُوكُمْ فِى ٱلدِّينِ فَعَلَيْكُمُ ٱلنَّصْرُ إِلَّا عَلَىٰ قَوْمٍۭ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُم مِّيثَٰقٌۭ ۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ ﴿٧٢﴾

    بی‌تردید کسانی که ایمان آورده و مهاجرت کرده و با دارایی و جانشان در راه خدا به جهاد پرداخته‌اند و کسانی که سرپناه داده و حمایت کرده‌اند، آنان گردانندهٔ امور یکدیگرند؛ ولی کسانی که ایمان آورده، ولی مهاجرت نکرده‌اند، تا وقتی مهاجرت نکنند، شما را هیچ بهره‌ای از قیام به امور آنان نخواهد بود؛ البته اگر در رابطه با دین از شما درخواست حمایت کردند - جز در مقابل گروهی که میان شما و آنها تعهدی باشد - یاری کردن بر شما واجب است؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید بیناست.

    Notes on the translation (3)
    • معنای مادهٔ «أوي» و تعبیر «ایواء» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ همین سوره بیان شد.
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۵ سورهٔ بقره بیان شد، معنای «تولّی» در اصل، «رویگردان شدن» و در برخی عبارات با توجه به سیاق، «رویگردان شدن برای در دست گرفتن و گرداندن امور» است.
    • با توجه به آمدن حرف لام در «ما لکم من ولایتهم» از تعبیر «بهره‌ای از» استفاده شد.
    Proposed in post #3217 · 9 Jun 2026
  73. 73

    وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَآءُ بَعْضٍ ۚ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُن فِتْنَةٌۭ فِى ٱلْأَرْضِ وَفَسَادٌۭ كَبِيرٌۭ ﴿٧٣﴾

    و کسانی که حق‌پوشی کرده‌اند نیز گردانندهٔ امور یکدیگرند. اگر این کار را نکنید، در زمین آشوب و فسادی بزرگ خواهد بود.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3217 · 9 Jun 2026
  74. 74

    وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَهَاجَرُوا۟ وَجَٰهَدُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱلَّذِينَ ءَاوَوا۟ وَّنَصَرُوٓا۟ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُؤْمِنُونَ حَقًّۭا ۚ لَّهُم مَّغْفِرَةٌۭ وَرِزْقٌۭ كَرِيمٌۭ ﴿٧٤﴾

    و کسانی که ایمان آورده و مهاجرت کرده و در راه خدا به جهاد پرداخته‌اند و کسانی که سرپناه داده و حمایت کرده‌اند، ایشان‌اند آن مؤمنان راستین؛ آنان آمرزشی و روزی کریمانه‌ای خواهند داشت.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3217 · 9 Jun 2026
  75. 75

    وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مِنۢ بَعْدُ وَهَاجَرُوا۟ وَجَٰهَدُوا۟ مَعَكُمْ فَأُو۟لَٰٓئِكَ مِنكُمْ ۚ وَأُو۟لُوا۟ ٱلْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَىٰ بِبَعْضٍۢ فِى كِتَٰبِ ٱللَّهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۢ ﴿٧٥﴾

    و کسانی که پس از آن ایمان آورده و مهاجرت کرده و با شما به جهاد پرداخته‌اند، آنان نیز از شمایند؛ و در کتاب خدا برخی از خویشاوندان نسبت به برخی دیگر اولویت دارند؛ به‌راستی خدا به هر چیزی داناست.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #3217 · 9 Jun 2026

Arabic text: Tanzil Project (Uthmani), used under its licence.

Try

Tips

  • Vowel marks are optional: الرحمن finds ٱلرَّحْمَٰنِ.
  • Put words in quotes for an exact phrase.
  • Jump to a verse with 2:255 or “Baqarah 255”.