مادهٔ «عدو»
وَسْـَٔلْهُمْ عَنِ ٱلْقَرْيَةِ ٱلَّتِى كَانَتْ حَاضِرَةَ ٱلْبَحْرِ إِذْ يَعْدُونَ فِى ٱلسَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتَانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعًۭا وَيَوْمَ لَا يَسْبِتُونَ ۙ لَا تَأْتِيهِمْ ۚ كَذَٰلِكَ نَبْلُوهُم بِمَا كَانُوا۟ يَفْسُقُونَ
و از آنان دربارهٔ آن آبادی که کنار دریا بود بپرس؛ هنگامی که در روز تعطیل از حدّش تجاوز میکردند؛ آنگاه که در روز تعطیلشان ماهیانشان آشکارا و آسوده نزدشان میآمدند؛ ولی در روزی که تعطیل نبودند، پیش آنها نمیآمدند؛ بدانسان آنان را بهخاطر نابهکاریهایی که میکردند، میآزمودیم.
مادهٔ «عدو» بهمعنی «تجاوز به حقوق دیگران» است و قید «حقوق دیگران» هم در اصل معنی آن وجود دارد؛ با این حال از آنجا که در اینجا در برابر فرد یا افرادی دیگر بهکار نرفته، بهتر است آن را «تجاوز از حد خود» یا «تجاوز از حد تعیینشده» ترجمه کنیم.
إِذْ أَنتُم بِٱلْعُدْوَةِ ٱلدُّنْيَا وَهُم بِٱلْعُدْوَةِ ٱلْقُصْوَىٰ وَٱلرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنكُمْ ۚ وَلَوْ تَوَاعَدتُّمْ لَٱخْتَلَفْتُمْ فِى ٱلْمِيعَٰدِ ۙ وَلَٰكِن لِّيَقْضِىَ ٱللَّهُ أَمْرًۭا كَانَ مَفْعُولًۭا لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنۢ بَيِّنَةٍۢ وَيَحْيَىٰ مَنْ حَىَّ عَنۢ بَيِّنَةٍۢ ۗ وَإِنَّ ٱللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ
هنگامی که شما در موقعیت پستتر قرار داشتید و آنان در موقعیت بلندتر و سواران پایینتر از شما بودند؛ و اگر با هم قرار گذاشته بودید، قطعاً در موعد مقرر ناهماهنگ عمل میکردید؛ ولی خدا میخواست کاری را که قطعی شده بود محقق سازد، تا هر که نابود میشود با دلیلی روشن نابود شود و هر که زنده میشود با دلیلی روشن زنده شود؛ و بهراستی قطعاً خدا شنوا و داناست.
مادهٔ «عدو» بهمعنی «دشمنی و تجاوز» و «العُدوة» بهمعنی «مقرّی که از آنجا به دشمن یورش برده میشود» است. برخی لغتنامهها معنای این واژه را «کنارهٔ دشت» یا «مکان مرتفع» ذکر کردهاند، ولی بهنظر میرسد اینگونه اماکن بهخاطر موقعیت مناسبشان برای یورش به دشمن، چنین نامیده شدهاند. در تعابیر رایج فارسی برای چنین مفهومی از تعبیر «موقعیت» استفاده میشود.