مادهٔ «فوق»
وَلَمَّا جَآءَ مُوسَىٰ لِمِيقَٰتِنَا وَكَلَّمَهُۥ رَبُّهُۥ قَالَ رَبِّ أَرِنِىٓ أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَىٰنِى وَلَٰكِنِ ٱنظُرْ إِلَى ٱلْجَبَلِ فَإِنِ ٱسْتَقَرَّ مَكَانَهُۥ فَسَوْفَ تَرَىٰنِى ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُۥ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُۥ دَكًّۭا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًۭا ۚ فَلَمَّآ أَفَاقَ قَالَ سُبْحَٰنَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا۠ أَوَّلُ ٱلْمُؤْمِنِينَ
و چون موسی برای موعدی که مشخص کرده بودیم آمد و خداوندگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «ای خداوندگار من، نشانم بده تا به تو بنگرم.» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید، ولی به این کوه بنگر؛ پس اگر در جای خود برقرار ماند، مرا خواهی دید.» پس همین که خداوندگارش جنبههایی از خود را بر کوه آشکار ساخت، آن را متلاشی کرد و موسی بیهوش افتاد؛ پس چون به هوش آمد، گفت: «تو پاک و منزهی، به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمنم.
«افاقه» از مادهٔ «فوق» در اصل بهمعنی «بلند کردن خود یا دیگری» است که برای «بلند شدن پس از حالت بیهوشی» بهکار رفته است.