Translating the Quran 2 / 114

سُورَةُ البَقَرَةِ

Surah Al-Baqara

The Cow 286 verses Medinan 286 of 286 verses translated

This translation is in Persian. Translations into other languages will be added here when they are published.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

  1. 1

    الٓمٓ ﴿١﴾

    الف لام میم

    Notes on the translation (1)
    • حروف مقطّعه رازی است که در ابتدای برخی سوره‌ها آمده و قابل ترجمه نیست.
    Proposed in post #2354 · 17 Jan 2023
  2. 2

    ذَٰلِكَ ٱلْكِتَٰبُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًۭى لِّلْمُتَّقِينَ ﴿٢﴾

    آن کتاب که تردیدی در آن نیست، راهبریِ خاصی برای پرواپیشگان است.

    Notes on the translation (3)
    • «ذلک» به‌معنای «آن» و برای اشاره به دور یا موضوعی باعظمت است، ولی اغلب مترجمان آن را «این» ترجمه کرده‌اند.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ششم سورهٔ حمد توضیح داده شد که هدایت در قرآن، اغلب به‌معنی «راهبری» است. در اینجا واژهٔ «خاصی» در کنار این معنا قرار گرفت تا ضمن بازتاب نکره بودن «هدی»، اختصاص آن به متقین را نیز نشان دهد.
    • «تقوی» از مادهٔ «وقي» به‌معنی «خود را از چیزی نگه داشتن» است که نزدیک‌ترین معادل فارسی آن «پروا» است؛ لذا «متقین» را «پرواپیشگان» ترجمه کردیم.
    Proposed in post #2083 · 12 Sept 2021
  3. 3

    ٱلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِٱلْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَمِمَّا رَزَقْنَٰهُمْ يُنفِقُونَ ﴿٣﴾

    همان‌ها که به ماورا ایمان می‌آورند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه روزی‌شان کرده‌ایم، انفاق می‌کنند.

    Notes on the translation (2)
    • رایج‌ترین تعبیر این دوران دربارهٔ جهان غیب، «ماورا» است که به امور پنهان از حواس و حقایق برتر از ماده اشاره دارد.
    • معنای انفاق «هزینه کردن» است، اما به قرینهٔ سیاق، منظور از آن در اینجا خرج کردن در راه خداست که معمولاً در فارسی با همان تعبیر انفاق از آن یاد می‌شود؛ لذا در اینجا و سایر آیاتی که در کنار این واژه «في سبیل الله» نیامده است، آن را همان «انفاق» ترجمه می‌کنیم.
    Proposed in post #2083 · 12 Sept 2021
  4. 4

    وَٱلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَبِٱلْءَاخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ﴿٤﴾

    و آنان که به آنچه به‌سوی تو فرو فرستاده شده و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده ایمان می‌آورند و ایشان‌اند که به سرای واپسین باور دارند.

    Notes on the translation (4)
    • از آنجا که انزال وحی به‌معنی پایین فرستادن آن از جایگاهی رفیع به سطحی قابل دریافت و فهم برای انسان‌هاست، در ترجمه از تعبیر «فرو فرستادن» استفاده شد.
    • استفاده از تعبیر «ایشان‌اند که» برای نشان دادن تأثیر ضمیر فصل «هُم» در ایجاد انحصار است.
    • «ایقان» به‌معنی پذیرش بدون تردید یک موضوع است که در فارسی به آن «باور» می‌گویند.
    • «آخرت» به‌معنی «آخرین یا واپسین» است که در قرآن به‌عنوان صفت «الدار» به‌کار رفته است؛ لذا به «سرای واپسین» ترجمه شد.
    Proposed in post #2083 · 12 Sept 2021
  5. 5

    أُو۟لَٰٓئِكَ عَلَىٰ هُدًۭى مِّن رَّبِّهِمْ ۖ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ ﴿٥﴾

    آنها در مسیر راهبری خاصی از جانب خداوندگارشان قرار دارند و هم ایشان‌اند رستگاران.

    Notes on the translation (4)
    • «علی» وقتی در کنار واژه‌های مربوط به راه و مسیر قرار می‌گیرد، در تعابیر فارسی به «در» ترجمه می‌شود.
    • آمدن «مسیر» به‌خاطر اشاره به راه کمال و رحمتی است که هدایت خداوند در برابر انسان می‌گشاید.
    • دربارهٔ ترجمهٔ «ربّ» قبلاً در آیهٔ دوم سورهٔ حمد توضیح داده شد.
    • «هُم» در این آیه ضمیر فصل است و بر نوعی تأکید و انحصار دلالت دارد، لذا از تعبیر «هم ایشان‌اند» استفاده شد تا حدودی از این مفهوم منتقل شود.
    Proposed in post #2083 · 12 Sept 2021
  6. 6

    إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ سَوَآءٌ عَلَيْهِمْ ءَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾

    بی‌تردید کسانی که حق‌پوشی کرده‌اند، چه هشدارشان دهی یا هشدارشان ندهی برایشان یکسان است و ایمان نمی‌آورند.

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «کفر» در اصل به‌معنی «رد کردن و بی‌اعتنایی کردن» است که «پوشاندن» یکی از مهم‌ترین مصادیق آن به‌شمار می‌رود و در بسیاری از تعابیر قرآن به‌معنی «حق‌پوشی» آمده است و تنها دربارهٔ کسانی به‌کار می‌رود که آگاهانه حقیقتی را انکار می‌کنند.
    • اگرچه قبل از «لا یؤمنون» واو نیامده، ولی معنای آن از ترکیب و سیاق عبارت، قابل برداشت است و اگر آن را ذکر نکنیم، معنای عبارت منتقل نمی‌شود.
    Proposed in post #2088 · 18 Sept 2021
  7. 7

    خَتَمَ ٱللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَعَلَىٰ سَمْعِهِمْ ۖ وَعَلَىٰٓ أَبْصَٰرِهِمْ غِشَٰوَةٌۭ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ ﴿٧﴾

    خدا بر دل‌هایشان مهر و موم نهاد و بر گوششان و بر چشم‌هایشان پرده‌ای است و عذابی سترگ خواهند داشت.

    Notes on the translation (4)
    • تعبیر «ختم» در عربی به‌معنی زدن مهری است که در پایین نامه‌ها قرار می‌گرفت تا پایان یافتن متن را اعلام و از اضافه شدن مطلبی دیگر به آن جلوگیری کند. قرآن از این تعبیر برای بیان کنایی پایان یافتن کار و اعلام ناامیدی از حل یک مشکل استفاده می‌کند که در فارسی می‌توان از آن با تعبیر «مهر پایان زدن» یا «مهر و موم کردن» یاد کرد.
    • از آنجا که در تعبیر «لهم عذاب» وعدهٔ عذاب وجود دارد، به زمان آینده ترجمه شد.
    • اگرچه می‌توان «عذاب» را به «شکنجه» یا «درد و رنج» ترجمه کرد اما کاربرد خودش در زبان فارسی بیشتر و گویاتر است.
    • به‌منظور ایجاد تفاوت میان «کبیر» و «عظیم» واژهٔ نخست را «بزرگ» و دومی را «سترگ» ترجمه می‌کنیم.
    Proposed in post #2088 · 18 Sept 2021
  8. 8

    وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَبِٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ﴿٨﴾

    و برخی از مردم کسانی‌اند که می‌گویند: «به خدا و به روز واپسین ایمان آورده‌ایم» در حالی که آنها مؤمن نیستند.

    Notes on the translation (1)
    • «و» در «وما هم بمؤمنین» واو حالیه است.
    Proposed in post #2088 · 18 Sept 2021
  9. 9

    يُخَٰدِعُونَ ٱللَّهَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّآ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿٩﴾

    با خدا و کسانی که ایمان آورده‌اند نیرنگ‌بازی می‌کنند، درحالی‌که فقط خود را می‌فریبند، ولی درک دقیقی ندارند.

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «خدع» به‌معنی «پنهان‌کاری به‌قصد فریب» است. برای نشان دادن تأثیر باب مفاعله در این ماده از تعبیر «نیرنگ‌بازی» استفاده شد تا مفهوم قصد و دو طرفه بودن رسانده شود، اما در «یخدعون» که به‌صورت ثلاثی مجرد به‌کار رفته از همان معنی فریب دادن استفاده شد.
    • ترجمهٔ «و» به «ولی» در «وما یشعرون» بر اساس سیاق جمله و مفهوم کلی آن است.
    Proposed in post #2088 · 18 Sept 2021
  10. 10

    فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ فَزَادَهُمُ ٱللَّهُ مَرَضًۭا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۢ بِمَا كَانُوا۟ يَكْذِبُونَ ﴿١٠﴾

    در دل‌هایشان مرضی است و خدا هم بیماری آنها را افزون ساخت؛ و به‌خاطر دروغ‌هایی که می‌گفتند، عذابی دردناک خواهند داشت.

    Notes on the translation (2)
    • «مرض» را باید در فارسی «بیماری» ترجمه کرد، ولی چون در این آیه به‌صورت نکره به‌کار رفته و تعبیر «بیماری‌ای» زیبا نیست، از همان تعبیر مرض استفاده شد.
    • «ف» در «فزادهم الله» را می‌توان «پس خدا به آنها افزود» ترجمه کرد، اما در تعابیر فارسی برای بیان این نوع ارتباط از تعبیر «و خدا هم به آنها افزود» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #2088 · 18 Sept 2021
  11. 11

    وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا۟ فِى ٱلْأَرْضِ قَالُوٓا۟ إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿١١﴾

    و هنگامی‌که به آنها گفته شود: «در زمین فساد نکنید»، گویند: «ما کاری جز اصلاح انجام نمی‌دهیم.

    Notes on the translation (2)
    • تعبیر «کاری جز» برای نشان دادن معنای انحصاربخش «انّما» است.
    • تغییر تعبیر «اصلاحگر» یا «مُصلح» به «انجام دادن اصلاح» بر اساس کاربرد رایج‌تر و گویاتر آن در فارسی است.
    Proposed in post #2100 · 28 Sept 2021
  12. 12

    أَلَآ إِنَّهُمْ هُمُ ٱلْمُفْسِدُونَ وَلَٰكِن لَّا يَشْعُرُونَ ﴿١٢﴾

    آگاه باشید که قطعاً هم ایشان‌اند که مُفسدند؛ ولی درک دقیقی ندارند.

    Notes on the translation (2)
    • تعبیر «هم ایشان‌اند» برای نشان تأثیر «هُم» است.
    • مادهٔ «شعر» در اصل به‌معنی «چیزی نازک و باریک» است و «شعور» برای اشاره به مفهوم «درک دقیق» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #2100 · 28 Sept 2021
  13. 13

    وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ ءَامِنُوا۟ كَمَآ ءَامَنَ ٱلنَّاسُ قَالُوٓا۟ أَنُؤْمِنُ كَمَآ ءَامَنَ ٱلسُّفَهَآءُ ۗ أَلَآ إِنَّهُمْ هُمُ ٱلسُّفَهَآءُ وَلَٰكِن لَّا يَعْلَمُونَ ﴿١٣﴾

    و چون به آنها گفته شود: «شما هم همان‌گونه که مردم ایمان آوردند، ایمان بیاورید.» گویند: «آیا ما هم مثل بی‌خردان ایمان بیاوریم؟» آگاه باشید که خودشان بی‌خردان‌اند و نمی‌دانند.

    Notes on the translation (2)
    • «سفیه» را می‌توان با تعابیری چون «سبک‌مغز» یا «احمق» نیز ترجمه کرد، ولی تعبیر «بی‌خرد» مناسب‌تر است.
    • با توجه به سیاق برای نشان دادن تأثیر «هُم» از «خودشان» استفاده شد.
    Proposed in post #2100 · 28 Sept 2021
  14. 14

    وَإِذَا لَقُوا۟ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوْا۟ إِلَىٰ شَيَٰطِينِهِمْ قَالُوٓا۟ إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ ﴿١٤﴾

    و هرگاه با کسانی که ایمان آورده‌اند روبرو شوند، گویند: «ایمان آورده‌ایم.» ولی چون نزد شیاطین خود تنها شوند، گویند: «در حقیقت ما با شماییم و فقط در حال مسخره کردنیم.

    Notes on the translation (2)
    • «لقوا» را می‌توان «دیدار کنند» ترجمه کرد، ولی چون اینجا فقط مواجه شدن مطرح است؛ به «روبرو شدن» ترجمه شد.
    • استفاده از وصف «مستهزئون» بیانگر استمرار و دوام است، لذا از تعبیر «در حال» استفاده شد تا هم این نکته بازتاب یابد و هم ساختار جمله به بیان متعارف فارسی نزدیک شود.
    Proposed in post #2100 · 28 Sept 2021
  15. 15

    ٱللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِى طُغْيَٰنِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١٥﴾

    این خداست که استهزایشان می‌کند و در گردنکشی‌شان مهلتشان می‌دهد، در حالی که سرگشته‌اند.

    Notes on the translation (5)
    • از تعبیر «این خداست که» استفاده تا ربط جمله با قبل مشخص باشد.
    • با توجه به نسبت داده شدن استهزا به خدا از همان تعبیر استفاده شد تا توضیح آن به‌جای ترجمه به مباحث تفسیری موکول شود.
    • «مدّ» هم‌خانوادهٔ «امداد» است، اما به جنبهٔ منفی آن اشاره دارد؛ لذا آن را معادل «مهلت دادن» دانسته‌اند.
    • «في طغیانهم» متعلق به «یمدّهم» است؛ لذا «مهلت دادن» باید به «گردنکشی» ربط داشته باشد، نه «سرگشتگی».
    • «یعمهون» حال است، نه پاسخ و نتیجهٔ «یمدّهم» و باید بر همین اساس ترجمه شود.
    Proposed in post #2100 · 28 Sept 2021
  16. 16

    أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشْتَرَوُا۟ ٱلضَّلَٰلَةَ بِٱلْهُدَىٰ فَمَا رَبِحَت تِّجَٰرَتُهُمْ وَمَا كَانُوا۟ مُهْتَدِينَ ﴿١٦﴾

    آنها کسانی‌اند که گمراهی را به‌بهای راه‌یافتگی ستاندند؛ از همین‌رو تجارتشان سودی نداشت و از راه‌یافتگان نبودند.

    Notes on the translation (2)
    • تعبیر «به‌بهای راه‌یافتگی ستاندند» یعنی هدایت را از دست دادند و به‌جایش گمراهی به‌دست آوردند.
    • با توجه به اینکه هدایت در قرآن به‌معنی راهبری است، هدایت‌شده بودن به «راه یافتن» ترجمه شد.
    Proposed in post #2110 · 3 Oct 2021
  17. 17

    مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ ٱلَّذِى ٱسْتَوْقَدَ نَارًۭا فَلَمَّآ أَضَآءَتْ مَا حَوْلَهُۥ ذَهَبَ ٱللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِى ظُلُمَٰتٍۢ لَّا يُبْصِرُونَ ﴿١٧﴾

    داستان آنها همچون جریان کسی است که در پی برافروختن آتشی بود، اما همین که اطرافش را روشن کرد، خدا نورشان را از بین برد و در تاریکی‌هایی که چیزی نمی‌بینند، رهایشان ساخت.

    Notes on the translation (3)
    • تعبیر رایجی که در فارسی برای «مَثَل» به‌کار می‌رود «داستان» و «جریان» است.
    • «الذی» و «استوقد» و «حوله» مفرد است، اما برخورد خدا با این نوع افراد با تعابیر «نورهم» و «ترکهم» و «لایبصرون» به‌صورت جمع آمده است.
    • جمع بستن «ظلمات» بر تعداد تاریکی نمی‌افزاید، بلکه شدت و فراگیری آن را می‌رساند؛ با این حال صورت جمع در ترجمه حفظ شد تا تقابل «نور» مفرد و «ظلمات» جمع که در آیات دیگر نیز آمده است، بازتاب داشته باشد.
    Proposed in post #2110 · 3 Oct 2021
  18. 18

    صُمٌّۢ بُكْمٌ عُمْىٌۭ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿١٨﴾

    کرند، لال‌اند، کورند؛ از این‌رو آنان باز نمی‌گردند.

    Notes on the translation (2)
    • اگرچه «صم بکم عمی» صیغه‌های جمع است اما در فارسی نیازی نیست علاوه بر فعل، آنچه با افعال معین به نهاد نسبت داده می‌شود نیز جمع باشد.
    • از آنجا که «ف» برای تفریع است و نفی بازگشت را به کر و لال و کور بودن آنها ربط داده، از تعبیر «از این‌رو» استفاده شد.
    Proposed in post #2110 · 3 Oct 2021
  19. 19

    أَوْ كَصَيِّبٍۢ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ فِيهِ ظُلُمَٰتٌۭ وَرَعْدٌۭ وَبَرْقٌۭ يَجْعَلُونَ أَصَٰبِعَهُمْ فِىٓ ءَاذَانِهِم مِّنَ ٱلصَّوَٰعِقِ حَذَرَ ٱلْمَوْتِ ۚ وَٱللَّهُ مُحِيطٌۢ بِٱلْكَٰفِرِينَ ﴿١٩﴾

    یا همچون مثال رگباری از آسمان است که با تاریکی‌ها و رعد و برق همراه باشد، به‌گونه‌ای که انگشتانشان را به‌خاطر صاعقه‌ها از ترس مرگ در گوش‌هایشان می‌گذارند. و خدا به حق‌پوشان احاطه دارد.

    Notes on the translation (4)
    • «صیّب» در لغت به‌معنی «ابر پرباران» یا «باران پیاپی» است و در اینجا «رگبار» معادل مناسبی برای آن به‌نظر می‌رسد.
    • واژهٔ «مثال» بر اساس ارتباط جمله با آیهٔ قبل آمده است.
    • تعبیر «فیه ظلمات» به‌صورت تحت‌اللفظی باید «در آن تاریکی‌هایی است» ترجمه شود، ولی این مفهوم در فارسی با استفاده از تعبیر «همراهی» به‌کار می‌رود.
    • دربارهٔ معنی «کفر» در ترجمهٔ آیهٔ ۶ همین سوره توضیح داده شد.
    Proposed in post #2110 · 3 Oct 2021
  20. 20

    يَكَادُ ٱلْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَٰرَهُمْ ۖ كُلَّمَآ أَضَآءَ لَهُم مَّشَوْا۟ فِيهِ وَإِذَآ أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُوا۟ ۚ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَٰرِهِمْ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ ﴿٢٠﴾

    نزدیک است که برق، چشمانشان را برباید؛ هر بار که برایشان پرتو می‌اندازد، در آن راه می‌روند و چون بر آنها تاریکی می‌افکند، می‌ایستند. و اگر خدا می‌خواست گوش و چشم‌هایشان را از بین می‌برد؛ که به‌راستی خدا بر هر کاری تواناست.

    Notes on the translation (2)
    • «خطف» به‌معنی گرفتن سریع است که در فارسی به آن «ربودن» می‌گویند و منظور از آن در اینجا از بین بردن است.
    • «شيء» به‌معنی «چیز» است، ولی با توجه به سیاق و کاربردش در فارسی اینجا باید «کار» ترجمه شود.
    Proposed in post #2110 · 3 Oct 2021
  21. 21

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ ٱعْبُدُوا۟ رَبَّكُمُ ٱلَّذِى خَلَقَكُمْ وَٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿٢١﴾

    ای مردم، همان خداوندگارتان را بندگی کنید که شما و کسانی را که پیش از شما بودند، آفرید؛ باشد که پروا پیشه کنید.

    Notes on the translation (3)
    • توضیح معنای عبادت در ترجمهٔ آیهٔ ۵ سورهٔ حمد گذشت.
    • توضیح معنای تقوا در ترجمهٔ آیهٔ ۲ همین سوره گذشت.
    • اگرچه منظور آیه این است که بر اثر بندگی به مقام پرواپیشگی می‌رسید، اما در الفاظ آن مستقیماً «مقام» و «رسیدن» مطرح نشده است.
    Proposed in post #2116 · 10 Oct 2021
  22. 22

    ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلْأَرْضَ فِرَٰشًۭا وَٱلسَّمَآءَ بِنَآءًۭ وَأَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَخْرَجَ بِهِۦ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ رِزْقًۭا لَّكُمْ ۖ فَلَا تَجْعَلُوا۟ لِلَّهِ أَندَادًۭا وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٢٢﴾

    هم‌او که برایتان زمین را بستری و آسمان را سازه‌ای قرار داد و از آسمان آبی فرو فرستاد و با آن از محصولات، رزقی برایتان برآورد؛ پس با آنکه می‌دانید، برای خدا همتایانی قرار ندهید.

    Notes on the translation (5)
    • استفاده از تعبیر «هم‌او که» به‌جای «کسی که» برای نشان دادن ارتباط با آیهٔ قبل است.
    • «بناء» به‌معنای ساختمان و چیز ساخته شده است که برای آن از تعبیر «سازه» استفاده شد.
    • «ثمرة» معنایی اعم از «میوه» دارد و هر «چیزی که از چیزی دیگر به‌وجود می‌آید و تولید می‌شود» را در بر می‌گیرد؛ لذا باید آن را «محصول» ترجمه کرد.
    • از آنجا که تعبیر «روزی‌ای» زیبا نبود از تعبیر «رزقی» استفاده شد.
    • «و أنتم تعلمون» جملهٔ حالیه و به‌معنی «در حالی که می‌دانید» است که در تعابیر متداول فارسی به‌صورت «با آنکه» نیز به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #2116 · 10 Oct 2021
  23. 23

    وَإِن كُنتُمْ فِى رَيْبٍۢ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا۟ بِسُورَةٍۢ مِّن مِّثْلِهِۦ وَٱدْعُوا۟ شُهَدَآءَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿٢٣﴾

    و اگر دربارهٔ آنچه بر بندهٔ خود فرو فرستادیم تردیدی دارید، خب اگر راست می‌گویید یک سوره از همانند او بیاورید و گواهانتان را، که به‌جای خدا در نظر دارید، فرا خوانید.

    Notes on the translation (3)
    • «ف» در «فأتوا» برای پاسخ شرط و بیان ادعایی در برابر آن است که در تعابیر رایج فارسی برای بیان آن از «خب» استفاده می‌شود و در متون جدید، برای جدا شدنش از «خوب» همین نگارشش را صحیح می‌دانند.
    • «من مثله» به «از مثل او» ترجمه شد تا هم معنای «شبیه آن» را داشته باشد و هم احتمال معنای «از شخصی همچون بندهٔ ما» را در بر گیرد.
    • تعبیر «من دون» از نظر لغوی به‌معنای «از پایین‌تر و کمتر» است و برای جایی به‌کار می‌رود که «به چیز جداگانه‌ای در رتبه‌ای پایین‌تر، اکتفا شود». از آنجا که در فارسی معادل دقیقی برای این مفهوم سراغ نداریم، ناچاریم آن را «به‌جای» ترجمه کنیم و از آنجا که در این آیه تعبیر « گواهانتان به‌جای خدا» گویای معنی نیست، ناچاریم بر اساس سیاق، چیزی چون «در نظر دارید» را نیز در ترجمه بیاوریم.
    Proposed in post #2116 · 10 Oct 2021
  24. 24

    فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا۟ وَلَن تَفْعَلُوا۟ فَٱتَّقُوا۟ ٱلنَّارَ ٱلَّتِى وَقُودُهَا ٱلنَّاسُ وَٱلْحِجَارَةُ ۖ أُعِدَّتْ لِلْكَٰفِرِينَ ﴿٢٤﴾

    اما اگر چنین نکردید، و هرگز نخواهید کرد، پس از آتشی پروا کنید که سوختش مردمان و سنگ است و برای حق‌پوشان فراهم آمده است.

    Notes on the translation (3)
    • اگرچه «ف» در ابتدای آیه به‌معنای «پس» است، اما در این سیاق به‌معنای «اما» به‌کار رفته است.
    • «وقود» معنایی گسترده‌تر از «هیزم» دارد و هر نوع سوختی را شامل می‌شود.
    • «اعداد» به‌معنی «جمع و جور کردن» است و ترجمهٔ آن به «فراهم آمدن» بهتر از تعابیری چون «آماده شدن» یا «مهیا کردن» معنای لغوی را می‌رساند. ضمن اینکه واقعاً آتش جهنم چیزی نیست که از قبل آماده شده باشد، بلکه مطابق استحقاق و بر اثر اعمال هر فرد فراهم می‌آید.
    Proposed in post #2116 · 10 Oct 2021
  25. 25

    وَبَشِّرِ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ ۖ كُلَّمَا رُزِقُوا۟ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍۢ رِّزْقًۭا ۙ قَالُوا۟ هَٰذَا ٱلَّذِى رُزِقْنَا مِن قَبْلُ ۖ وَأُتُوا۟ بِهِۦ مُتَشَٰبِهًۭا ۖ وَلَهُمْ فِيهَآ أَزْوَٰجٌۭ مُّطَهَّرَةٌۭ ۖ وَهُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ ﴿٢٥﴾

    و به آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند مژده بده که باغ‌هایی خواهند داشت که از زیرشان جوی‌ها روان است و هر بار از رزق محصول آن روزیشان گردد، گویند: «این همان است که پیش از این روزی ما شده بود»؛ و آن را در حالی که مشابه است برایشان می‌آورند؛ و در آنجا همسرانی پاکیزه خواهند داشت و ایشان در آنها جاودانه خواهند بود.

    Notes on the translation (3)
    • به‌خاطر تکرار مادهٔ «رزق» گاهی در ترجمهٔ آن از «روزی» و گاهی از همان تعبیر «رزق» استفاده شد.
    • جملهٔ «و أتوا به متشابهاً» حالیه است.
    • با توجه به اینکه «فیها» به «جنات» باز می‌گردد باید به‌صورت جمع ترجمه شود.
    Proposed in post #2116 · 10 Oct 2021
  26. 26

    ۞ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَسْتَحْىِۦٓ أَن يَضْرِبَ مَثَلًۭا مَّا بَعُوضَةًۭ فَمَا فَوْقَهَا ۚ فَأَمَّا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ ۖ وَأَمَّا ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فَيَقُولُونَ مَاذَآ أَرَادَ ٱللَّهُ بِهَٰذَا مَثَلًۭا ۘ يُضِلُّ بِهِۦ كَثِيرًۭا وَيَهْدِى بِهِۦ كَثِيرًۭا ۚ وَمَا يُضِلُّ بِهِۦٓ إِلَّا ٱلْفَٰسِقِينَ ﴿٢٦﴾

    بی‌تردید خدا از اینکه از پشه گرفته تا بالاتر از آن را به‌عنوان مثال مطرح کند، شرم ندارد؛ اما کسانی که ایمان آورده‌اند می‌دانند که قطعاً آن، کاری به‌جا از سوی خداوندگارشان بوده است، ولی آنان که حق‌پوشی کردند می‌گویند: «خدا از این مثال چه منظوری داشت؟» بسیاری را با آن گمراه و بسیاری را با آن راهبری می‌کند؛ حال‌آنکه جز نابه‌کاران را با آن گمراه نخواهد کرد.

    Notes on the translation (4)
    • این آیه بلافاصله بعد از توصیف بهشت به باغ و درخت و نهر در آیهٔ قبل آمده است. این یعنی آنچه دربارهٔ بهشت و آخرت برای شما بیان می‌شود فقط در حد مثال زدن از چیزی است که ذهن شما با آن آشنایی دارد و بیان حقایق آن سرا برای کسی که در حبس دنیا باشد بدون چنین مثال‌هایی ممکن نیست. گویا با این تعبیر خدا می‌خواهد بفرماید اموری چون باغ و درخت و حوری و امثال آن در برابر حقیقت آن سرا همانند مثال زدن به حقیرترین اموری است که از این دنیا می‌شناسیم و با آن سر و کار داریم. یعنی خدا برای آنکه آن حقایق بلند را در حد فهم شما بیان کند، از این شرم ندارد که هر مثالی «از پشه بگیر تا بالاتر از آن» را به‌کار گیرد.
    • «حق» در لغت به‌معنی «ثابت، مطابق با واقع و به‌جا» است و با توجه به بیان حق بودن تمثیل الهی در آیه، با تعبیر «کاری به‌جا» ترجمه شد.
    • «فاسق» به‌معنی کسی است که از پوستهٔ اطاعت و رفتار درست خارج می‌شود؛ لذا برای معادل آن از تعبیر «نابه‌کار» که تا حدودی مفهوم «در مسیر رفتار درست نبودن» را می‌رساند استفاده شد.
    • واو در «وما یضل به...» حالیه در نظر گرفته شد.
    Proposed in post #2125 · 15 Oct 2021
  27. 27

    ٱلَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ ٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ مِيثَٰقِهِۦ وَيَقْطَعُونَ مَآ أَمَرَ ٱللَّهُ بِهِۦٓ أَن يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِى ٱلْأَرْضِ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْخَٰسِرُونَ ﴿٢٧﴾

    آنان که پیمان خدا را پس از متعهد شدن به آن می‌شکنند و آنچه را خدا به پیوسته بودنش فرمان داده، می‌گسلند و در زمین فساد می‌کنند؛ آنان، هم‌ایشان‌اند زیانکاران.

    Notes on the translation (1)
    • «میثاق» یعنی «عهد بستن و تعهد دادنی که موجب اطمینان و وثوق می‌شود».
    Proposed in post #2125 · 15 Oct 2021
  28. 28

    كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِٱللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَٰتًۭا فَأَحْيَٰكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٢٨﴾

    چگونه دربارهٔ خدا حقیقت را می‌پوشانید در حالی که مردگانی بودید و شما را زنده کرد و باز شما را می‌میراند و سپس زنده می‌کند و آن‌گاه به‌سوی او بازگردانده می‌شوید.

    Notes on the translation (2)
    • قبلاً در ترجمهٔ آیهٔ ۶ همین سوره دربارهٔ معنی «کفر» توضیح داده شد.
    • ترجمهٔ «ثم» به «و باز» و «آن‌گاه» و آوردن «و» در کنار «سپس» به‌اقتضای کاربردهای رایج در زبان فارسی است.
    Proposed in post #2125 · 15 Oct 2021
  29. 29

    هُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ لَكُم مَّا فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًۭا ثُمَّ ٱسْتَوَىٰٓ إِلَى ٱلسَّمَآءِ فَسَوَّىٰهُنَّ سَبْعَ سَمَٰوَٰتٍۢ ۚ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ ﴿٢٩﴾

    او همان کسی است که همهٔ آنچه را که در زمین است برای شما آفرید؛ سپس به آسمان رو کرد و آنها را در هفت آسمان سامان بخشید؛ و او به هر چیزی داناست.

    Notes on the translation (2)
    • «استوی الی» به‌معنی «رو کردن به چیزی» است.
    • «سوّی» به‌معنی استقامت و اعتدال بخشیدن است که در فارسی از آن با تعبیر «سامان بخشیدن» یاد می‌شود.
    Proposed in post #2125 · 15 Oct 2021
  30. 30

    وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّى جَاعِلٌۭ فِى ٱلْأَرْضِ خَلِيفَةًۭ ۖ قَالُوٓا۟ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ ٱلدِّمَآءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّىٓ أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾

    و هنگامی که خداوندگارت به فرشتگان گفت: «قطعاً من در زمین جانشینی می‌گمارم.» گفتند: «آیا کسی را در آن می‌گماری که آنجا فساد انگیزد و خون‌ها بریزد؟ درحالی‌که ما همراه با سپاس و ستایشت از هر نقصی منزّهت می‌دانیم و به‌خاطرت پاکی و روشنایی می‌گسترانیم.» گفت: «به‌راستی من چیزی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.

    Notes on the translation (2)
    • «باء» در «بحمدک» به‌معنی معیّت است و همراه شدن تسبیح با ستایش خدا تأکیدی است بر اینکه خوبی‌های او شباهتی به خوبی‌های آمیخته با نقص و محدودیت دیگران ندارد.
    • برخلاف نظر اغلب مترجمان، «نقدّس لک» به‌معنی «تقدیس خدا» نیست و فرشتگان نگفته‌اند: «نُقدّسک». این عبارت در مقابل فساد انسان‌ها به‌کار رفته و منظور از آن، این است که ما فرشتگان برخلاف انسان‌ها که فساد و تباهی پدید می‌آورند، پاکی و روشنایی را می‌گسترانیم.
    Proposed in post #2136 · 24 Oct 2021
  31. 31

    وَعَلَّمَ ءَادَمَ ٱلْأَسْمَآءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى ٱلْمَلَٰٓئِكَةِ فَقَالَ أَنۢبِـُٔونِى بِأَسْمَآءِ هَٰٓؤُلَآءِ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿٣١﴾

    و تمامی نام‌ها را به‌صورت کامل به آدم آموخت، سپس آنها را بر فرشتگان عرضه کرد و گفت: «اگر راست می‌گویید مرا از نام اینها خبر دهید.

    Notes on the translation (1)
    • تعبیر «به‌صورت کامل» برای نشان دادن تأثیر «کلّها» در کنار الف و لام «الأسماء» که مستقلاً بر عموم دلالت می‌کرد آمده است.
    Proposed in post #2136 · 24 Oct 2021
  32. 32

    قَالُوا۟ سُبْحَٰنَكَ لَا عِلْمَ لَنَآ إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَآ ۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْعَلِيمُ ٱلْحَكِيمُ ﴿٣٢﴾

    گفتند: «تو پاک و منزّهی، ما جز آنچه یادمان دادی چیزی نمی‌دانیم؛ به‌راستی این تویی که دانا و فرزانه‌ای.

    Notes on the translation (2)
    • تعبیر «چیزی نمی‌دانیم» برای نشان دادن معنای نکره آمدن «علم» در سیاق نفی است.
    • عبارت «این تویی» به‌خاطر آمدن «أنت» بعد از «انک» به‌کار رفته است.
    Proposed in post #2136 · 24 Oct 2021
  33. 33

    قَالَ يَٰٓـَٔادَمُ أَنۢبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ ۖ فَلَمَّآ أَنۢبَأَهُم بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّىٓ أَعْلَمُ غَيْبَ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾

    گفت: «ای آدم، آنها را از نام‌هایشان آگاه ساز»؛ پس چون آنها را از نام‌هایشان خبر داد، گفت: «آیا به شما نگفتم که به‌راستی من امور پنهانی آسمان‌ها و زمین را می‌دانم و آنچه را آشکار می‌کنید و آنچه را کتمان می‌کردید می‌دانم؟

    Notes on the translation (2)
    • با توجه به اضافه شدن «غیب» به آسمان‌ها و زمین، منظور از آن، همهٔ اموری است که در آنها برای غیر او پنهان است.
    • «کتمان» معادل «پنهان کردن» نیست بلکه نقطهٔ مخالف «اعلام کردن» است.
    Proposed in post #2136 · 24 Oct 2021
  34. 34

    وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَٰٓئِكَةِ ٱسْجُدُوا۟ لِءَادَمَ فَسَجَدُوٓا۟ إِلَّآ إِبْلِيسَ أَبَىٰ وَٱسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿٣٤﴾

    و آن‌گاه که به فرشتگان گفتیم: «به آدم سجده کنید»؛ پس سجده کردند، جز ابلیس که سر باز زد و خود را بزرگ شمرد و از حق‌پوشان بود.

    Notes on the translation (4)
    • «سجد لـ...» به‌معنی سجده کردن به کس یا چیزی است و در آیات دیگر قرآن نیز همین تعبیر برای سجده به خدا به‌کار رفته است.
    • معنای لغوی «اباء» امتناع کردن از انجام کاری است که از آن با «سر باز زدن» نیز تعبیر می‌شود.
    • یکی از معانی باب استفعال، «شمردن و در نظر گرفتن» است؛ مانند «استبعاد» یا «استنکار». بر این اساس «استکبار» را نیز می‌توان «بزرگ شمردن» ترجمه کرد که منظور از آن، «بزرگ شمردن خود» است.
    • اغلب مترجمان «کان من الکافرین» را «از کافران شد» ترجمه کرده‌اند، ولی «کان» به‌معنی «بودن» است و نه «شدن». البته برخی از زبان‌شناسان این معنی را نیز برای شرایطی که سخن از دگرگونی باشد، ذکر کرده‌اند؛ ولی در اینجا شاید منظور آیه، اشاره به زمینه‌های قبلی کفر ابلیس باشد.
    Proposed in post #2144 · 28 Oct 2021
  35. 35

    وَقُلْنَا يَٰٓـَٔادَمُ ٱسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ ٱلْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَٰذِهِ ٱلشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٣٥﴾

    و گفتیم: «ای آدم، تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و از هر جای آن خواستید، خوب و خوش بخورید؛ ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران خواهید بود.

    Notes on the translation (2)
    • اگرچه «جنة» در اصل به‌معنای باغ و بوستان است، ولی در قرآن بارها به‌عنوان اسم خاص بهشت موعود به‌کار رفته است.
    • «رغد» در لغت به‌معنی «طیّب و واسع» است که در تعابیر رایج فارسی از آن با تعبیر «خوبی و خوشی» یاد می‌شود.
    Proposed in post #2144 · 28 Oct 2021
  36. 36

    فَأَزَلَّهُمَا ٱلشَّيْطَٰنُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ ۖ وَقُلْنَا ٱهْبِطُوا۟ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّۭ ۖ وَلَكُمْ فِى ٱلْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّۭ وَمَتَٰعٌ إِلَىٰ حِينٍۢ ﴿٣٦﴾

    پس شیطان آن دو را از آن لغزانید و از آنچه در آن بودند بیرونشان کرد؛ و گفتیم: «فرو آیید در حالی که دشمن یکدیگرید و در زمین تا مدتی اقامتگاه و بهره‌مندی خواهید داشت.

    Notes on the translation (2)
    • «ازلال» به‌معنی لغزاندن است و وقتی با حرف جرّ «عن» می‌آید به‌معنی «لغزاندن کسی از جایی خاص و خارج کردنش از آن موقعیت» است.
    • «هبوط» به‌معنی فرود آمدن و ماندن در محلی پایین‌تر و پست‌تر است؛ لذا از تعبیر «فرو آمدن» استفاده شد تا هم با ترجمهٔ «نزول» تفاوت داشته باشد و هم بر پست بودن محل ماندن دلالت کند.
    Proposed in post #2144 · 28 Oct 2021
  37. 37

    فَتَلَقَّىٰٓ ءَادَمُ مِن رَّبِّهِۦ كَلِمَٰتٍۢ فَتَابَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ ﴿٣٧﴾

    پس آدم از خداوندگارش کلمه‌هایی را فرا گرفت؛ پس بر او روی آورد؛ به‌راستی اوست که بسیار بازگشت‌کنندهٔ بر گناهکاران و مهربان است.

    Notes on the translation (2)
    • «تلقّی» چیزی از کسی به‌معنی «یاد گرفتن آن مطلب از او» است.
    • اگرچه مترجمان قرآن «تواب» بودن خدا را «توبه‌پذیر» بودن او ترجمه کرده‌اند، ولی با توجه به آیهٔ «تاب علیهم لیتوبوا» (توبه، ۱۱۸) که توبهٔ بندگان را نتیجه و اثر توبهٔ خدا می‌داند، به‌نظر می‌رسد ترجمهٔ رایج دقیق نیست و نمی‌توان توبهٔ خدا در این آیه را «توبه‌پذیر» بودن او ترجمه کرد. مادهٔ «توب» به‌معنی «بازگشت از گناه» است و وقتی با حرف «علی» به‌کار رود، معنی «بازگشت بزرگوارانه به‌سوی گناهکاران» را بیان می‌کند. در واقع، قرآن از رابطه‌ای محبت‌آمیز میان خدا و بندگان سخن می‌گوید که با گناه دچار آسیب می‌شود و لازم است دو طرف این رابطه به‌سوی یکدیگر باز گردند تا بار دیگر این رشته برقرار شود؛ اینجاست که عبارت کلیدی «تاب علیهم لیتوبوا» نشان می‌دهد همواره گام اول این آشتی را خدا بر می‌دارد و رحمتش را شامل بنده می‌کند تا زمینهٔ بازگشت او را فراهم آورد. ازآنجاکه در زبان فارسی معادل دقیقی برای این واژه وجود ندارد، مناسب‌ترین ترجمه برای «تاب علی» تعبیر «بر کسی رو آورد» و بهترین ترجمه برای «توّاب» بودن خدا «بسیار بازگشت‌کنندهٔ بر گناهکاران» است.
    Proposed in post #2144 · 28 Oct 2021
  38. 38

    قُلْنَا ٱهْبِطُوا۟ مِنْهَا جَمِيعًۭا ۖ فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّى هُدًۭى فَمَن تَبِعَ هُدَاىَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾

    گفتیم: «همگی از آن فرو آیید؛ پس چنانچه از جانب من راهبری برایتان آمد، کسانی که راهبری مرا دنبال کنند، نه هیچ بیمی بر ایشان می‌رود و نه اندوهگین می‌شوند.

    Notes on the translation (3)
    • «إمّا» از «إن» شرطیه و «ما»ی زائده تشکیل شده و به‌معنی «اگر» یا «چنانچه» است.
    • همان‌گونه که قبلاً بیان شد، هدایت در قرآن به‌معنای «راهبری» است، ولی از آنجا که در کاربرد نکره، «راهبری‌ای» زیبا به‌نظر نمی‌رسد، «راهبری» بدون «ی» نکره آمد.
    • با توجه به نکره بودن «خوف» در ترجمه از «هیچ» استفاده شد.
    Proposed in post #2144 · 28 Oct 2021
  39. 39

    وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَآ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ ﴿٣٩﴾

    و کسانی که حق‌پوشی کنند و نشانه‌های ما را دروغ شمارند، آنان اهل آتش‌اند و در آن جاودانه خواهند بود.

    Notes on the translation (3)
    • به‌منظور توجه به تفاوت «کذّب» با «کذّب بـ» اولی را «تکذیب کردن» و دومی را «دروغ شمردن» ترجمه می‌کنیم.
    • «اصحاب» جمع «صاحب» به‌معنی «همراه و ملازم» است که در تعابیر رایج فارسی به‌صورت «اهل» به‌کار می‌رود.
    • «خلود» به‌معنی «باقی ماندن همیشگی» است که در فارسی به آن «جاودانگی» گفته می‌شود.
    Proposed in post #2146 · 3 Nov 2021
  40. 40

    يَٰبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتِىَ ٱلَّتِىٓ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا۟ بِعَهْدِىٓ أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّٰىَ فَٱرْهَبُونِ ﴿٤٠﴾

    ای بنی‌اسرائیل، آن نعمتم را که بر شما بخشیدم به‌یاد آورید و به پیمانم وفا کنید تا به پیمانتان وفا کنم و همواره فقط از من بترسید.

    Notes on the translation (3)
    • «بنی‌اسرائیل» به‌معنی «فرزندان اسرائیل» یعنی «فرزندان یعقوب» است اما از آنجا که به نام خاص یک قوم تبدیل شده نباید ترجمه شود.
    • «أنعمتُ» به‌معنی «نعمت دادم» است ولی چون در کنار «نعمتي» آمده، معادل مجموع این دو کلمه «نعمت بخشیدم» است.
    • «رهب» به‌معنی «ترس مستمر» است.
    Proposed in post #2146 · 3 Nov 2021
  41. 41

    وَءَامِنُوا۟ بِمَآ أَنزَلْتُ مُصَدِّقًۭا لِّمَا مَعَكُمْ وَلَا تَكُونُوٓا۟ أَوَّلَ كَافِرٍۭ بِهِۦ ۖ وَلَا تَشْتَرُوا۟ بِـَٔايَٰتِى ثَمَنًۭا قَلِيلًۭا وَإِيَّٰىَ فَٱتَّقُونِ ﴿٤١﴾

    و به آنچه به‌عنوان تأییدکنندهٔ چیزی که با شماست فرو فرستاده‌ام ایمان آورید و نخستین حق‌پوشان نسبت به آن نباشید و نشانه‌های مرا به بهایی اندک مفروشید و فقط از من پروا داشته باشید.

    Notes on the translation (2)
    • واژهٔ «اشتراء» از اضداد است و هم به‌معنی «خریدن» و هم به‌معنی «فروختن» به‌کار می‌رود.
    • «تأیید» رایج‌ترین و گویاترین تعبیر برای معنای «تصدیق» در فارسی است.
    Proposed in post #2146 · 3 Nov 2021
  42. 42

    وَلَا تَلْبِسُوا۟ ٱلْحَقَّ بِٱلْبَٰطِلِ وَتَكْتُمُوا۟ ٱلْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٤٢﴾

    و حق را با باطل نیامیزید و با آنکه می‌دانید، حقیقت را کتمان نکنید.

    Notes on the translation (3)
    • مادهٔ «لبس» در اصل به‌معنی «پوشاندن» است، ولی از آنجا که یکی از راه‌های پوشیده ماندن امور، آمیختن و مخلوط کردن آنهاست، به این معنی نیز به‌کار می‌رود.
    • بر اساس آنچه در ترجمهٔ آیهٔ ۳۳ این سوره گذشت، بهتر است در ترجمهٔ «کتمان» از خودش استفاده شود.
    • «الحق» در هر دو جای آیه یک واژه است و برای پرهیز از تکرار، دومی «حقیقت» ترجمه شد.
    Proposed in post #2146 · 3 Nov 2021
  43. 43

    وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ وَٱرْكَعُوا۟ مَعَ ٱلرَّٰكِعِينَ ﴿٤٣﴾

    و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و همراه رکوع‌کنندگان، سر فرود آرید.

    Notes on the translation (2)
    • «ایتاء» به‌معنی «دادن» و «عطا کردن» است و وقتی دربارهٔ امور مالی به‌کار می‌رود به آن «پرداختن» نیز گفته می‌شود.
    • «رکوع» به‌معنی «خم شدن» و «سر فرود آوردن» است، اما از آنجا که به‌عنوان عملی خاص از نماز شناخته شده، به خود «رکوع» ترجمه شد؛ ولی برای کاربرد دومش از «سر فرود آوردن» استفاده کردیم تا هم به معنای خاصش اشاره شده باشد و هم به معنای لغوی.
    Proposed in post #2146 · 3 Nov 2021
  44. 44

    ۞ أَتَأْمُرُونَ ٱلنَّاسَ بِٱلْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ ٱلْكِتَٰبَ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٤٤﴾

    آیا با اینکه کتاب را تلاوت می‌کنید، مردم را به نیکی فرمان می‌دهید، ولی خودتان را فراموش می‌کنید؟ پس آیا درک نمی‌کنید؟

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «تلو» به‌معنی «در پی هم آمدن» است و کسی که اجزای یک متن را با توجهی خاص و با هدف فهم و عمل در پی قرار می‌دهد و می‌خواند آن را «تلاوت» می‌کند. با توجه به اینکه «تلاوت» نوع خاصی از «قرائت» است، در ترجمهٔ «تتلو» به‌جای «خواندن» از همان واژه استفاده شد.
    • مادهٔ «عقل» به‌معنی درک و شعور و نتیجهٔ تفکر است و نه خود آن.
    Proposed in post #2146 · 3 Nov 2021
  45. 45

    وَٱسْتَعِينُوا۟ بِٱلصَّبْرِ وَٱلصَّلَوٰةِ ۚ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى ٱلْخَٰشِعِينَ ﴿٤٥﴾

    و از شکیبایی و نماز یاری بجویید که البته آن، جز برای افتاده‌حالان، سنگین و دشوار است.

    Notes on the translation (2)
    • یکی از معانی بیان‌شده برای «کبیر» «بزرگ بودن کار به‌گونه‌ای که انجامش دشوار باشد» است.
    • «خشوع» در لغت به‌معنی «خضوع و فروتنی در بدن و به‌ویژه چشم، همراه با ترس در دل» است؛ لذا در ترجمهٔ آن از تعبیر «افتاده‌حالی» استفاده شد تا تفاوتش با معنای کلی فروتنی مشخص باشد.
    Proposed in post #2148 · 12 Nov 2021
  46. 46

    ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُوا۟ رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ ﴿٤٦﴾

    آنان که به نظرشان می‌رسد به دیدار خداوندگارشان می‌روند و در حال بازگشت به‌سوی اویند.

    Notes on the translation (1)
    • اگرچه در کتب لغت و برخی احادیث برای ماده «ظن» دو معنی ذکر شده و گفته‌اند این واژه گاهی به‌معنی گمان و گاهی به‌معنای یقین است، اما با توجه به اینکه اصل در هر واژه و کاربردش در یک کتاب این است که معنایی واحد داشته باشد، به‌نظر می‌رسد «ظن» در همه‌جای قرآن به‌معنای «چیزی که به ذهن یا فکر می‌رسد» باشد؛ لذا آن را همه‌جا با تعبیر «به نظر رسیدن» ترجمه می‌کنیم. در این آیه نیز که دربارهٔ مؤمنان است همین تعبیر به‌کار رفت؛ زیرا همان مقداری که به نظر می‌رسد، برای ترتیب اثر دادن به این موضوع کافی است.
    Proposed in post #2148 · 12 Nov 2021
  47. 47

    يَٰبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتِىَ ٱلَّتِىٓ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّى فَضَّلْتُكُمْ عَلَى ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٤٧﴾

    ای بنی‌اسرائیل، به یاد آورید آن نعمتم را که بر شما بخشیدم و بر جهانیان برتریتان دادم.

    Notes on the translation (1)
    • توضیحات مربوط به «بنی‌اسرائیل» و «أنعمت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۰ گذشت.
    Proposed in post #2148 · 12 Nov 2021
  48. 48

    وَٱتَّقُوا۟ يَوْمًۭا لَّا تَجْزِى نَفْسٌ عَن نَّفْسٍۢ شَيْـًۭٔا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَٰعَةٌۭ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌۭ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٤٨﴾

    و پروای روزی را داشته باشید که کسی چیزی را به‌جای کسی ادا نمی‌کند و از او اِعمالِ نفوذی نپذیرند و تاوانی از او گرفته نمی‌شود و حمایت نخواهند شد.

    Notes on the translation (4)
    • تعبیر «تجزی عن» به‌معنای «جزا دیدن» یا «دفع کردن» و سایر معانی رایج در ترجمه‌ها نیست؛ بلکه به‌معنی «پرداختن دیون کسی از طرف او» است.
    • یکی از معانی واژهٔ «عدل» غرامتی است که معادل جرم از مجرم گرفته می‌شود. یعنی تاوانی که پرداخت می‌کند و از مجازات رها می‌شود.
    • مادهٔ «شفع» به‌معنی «کنار هم قرار گرفتن برای تقویت و رسیدن به نتیجهٔ مطلوب‌تر» است؛ لذا به «قرار گرفتن در کنار شخص برای تقویت او و پیشبرد اهدافش» «شفاعت» گفته می‌شود. دقت به این ریشهٔ لغوی نشان می‌دهد ترجمهٔ مشهور آن به «وساطت» یا «میانجی شدن» چندان دقیق نیست؛ زیرا این تعابیر معمولاً برای ایجاد صلح و آشتی به‌کار می‌رود، نه تقویت و پیشبرد کار. نزدیک‌ترین تعبیر رایج برای مفهوم «شفاعت» که منطبق با معنای لغوی آن باشد، «اعمال نفوذ» است.
    • مادهٔ «نصر» به‌معنی «یاری کردن در برابر کسی» است و با مادهٔ «عون» که مفهوم «یاری کردنِ بدون در نظر گرفتنِ طرف مقابل» را بیان می‌کند، تفاوت دارد. در فارسی برای کمک به یکی از طرفین نزاع معمولاً از تعبیر «حمایت کردن» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #2148 · 12 Nov 2021
  49. 49

    وَإِذْ نَجَّيْنَٰكُم مِّنْ ءَالِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوٓءَ ٱلْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَآءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَآءَكُمْ ۚ وَفِى ذَٰلِكُم بَلَآءٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌۭ ﴿٤٩﴾

    و آن‌هنگام که شما را از خاندان فرعون رهایی بخشیدیم، که بد عذابی را بر شما تحمیل می‌کردند: پسرانتان را سر می‌بریدند و زنانتان را زنده نگه می‌داشتند؛ و در آن بلایی سترگ از جانب خداوندگارتان بود.

    Notes on the translation (4)
    • مادهٔ «سوم» در اصل به‌معنی «علامت‌گذاری با فشار» است و بر همین اساس برای مفهوم «تحمیل کردن سختی» نیز به‌کار می‌رود.
    • اگرچه «عذاب» باید به شکنجه ترجمه شود، ولی همین لفظ در فارسی رواج و گویایی بیشتری دارد.
    • «بلا» به‌معنی «آزمایش» است، اما از آنجا که به «آزمایشی همراه با سختی و درد و رنج» اشاره دارد، بهتر است در ترجمه‌اش از همان لفظ رایج «بلا» استفاده شود که بیشتر گویای این مفهوم است.
    • دلیل ترجمهٔ «عظیم» به «سترگ» در توضیح ذیل آیهٔ ۷ این سوره گذشت.
    Proposed in post #2151 · 17 Nov 2021
  50. 50

    وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ ٱلْبَحْرَ فَأَنجَيْنَٰكُمْ وَأَغْرَقْنَآ ءَالَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ﴿٥٠﴾

    و هنگامی که دریا را بر شما شکافتیم و نجاتتان دادیم و خاندان فرعون را در حالی که می‌نگریستید، غرق کردیم.

    Notes on the translation (1)
    • «بر شما» برای نشان دادن تأثیر «بکم» آمده است.
    Proposed in post #2151 · 17 Nov 2021
  51. 51

    وَإِذْ وَٰعَدْنَا مُوسَىٰٓ أَرْبَعِينَ لَيْلَةًۭ ثُمَّ ٱتَّخَذْتُمُ ٱلْعِجْلَ مِنۢ بَعْدِهِۦ وَأَنتُمْ ظَٰلِمُونَ ﴿٥١﴾

    و آن‌گاه که با موسی چهل شب قرار گذاشتیم؛ سپس شما پس از او ستمکارانه گوساله را برگزیدید.

    Notes on the translation (1)
    • «اتّخاذ» به‌معنی گرفتن و انتخاب کردن است.
    Proposed in post #2151 · 17 Nov 2021
  52. 52

    ثُمَّ عَفَوْنَا عَنكُم مِّنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿٥٢﴾

    سپس بعد از آن از شما درگذشتیم، باشد که قدرشناسی کنید.

    Notes on the translation (2)
    • «لعلّ» را همه‌جا ««باشد که» ترجمه می‌کنیم؛ زیرا بیانگر نوعی امید و توقع برای تحقق موضوع است.
    • «شکر» در لغت به‌معنی «شناختن نعمت و بیان و سپاس آن» است.
    Proposed in post #2151 · 17 Nov 2021
  53. 53

    وَإِذْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿٥٣﴾

    و هنگامی که به موسی کتاب و ابزار تشخیص دادیم، باشد که راه یابید.

    Notes on the translation (2)
    • «فرقان» به‌معنی «ابزار جداسازی» است و منظور از آن چیزی است که با آن می‌توان حق را از باطل تشخیص داد.
    • قبلاً در ترجمهٔ «اهدنا الصراط المستقیم» دربارهٔ مفهوم «راه‌بری» در «هدایت» توضیح ارائه شد.
    Proposed in post #2151 · 17 Nov 2021
  54. 54

    وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِۦ يَٰقَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنفُسَكُم بِٱتِّخَاذِكُمُ ٱلْعِجْلَ فَتُوبُوٓا۟ إِلَىٰ بَارِئِكُمْ فَٱقْتُلُوٓا۟ أَنفُسَكُمْ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌۭ لَّكُمْ عِندَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ ۚ إِنَّهُۥ هُوَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ ﴿٥٤﴾

    و آن‌هنگام که موسی به قومش گفت: «ای قوم من، شما قطعاً با برگزیدن گوساله به خودتان ستم کردید، پس به درگاه آفریدگارتان توبه کنید و خودتان را بکشید که این کار نزد آفریدگارتان برای شما بهتر است.» پس او بر شما رو آورد که به‌راستی او بر گناهکاران بسیار بازگشت‌کننده و مهربان است.

    Notes on the translation (3)
    • مادهٔ «برأ» در اصل به‌معنای «دور شدن از عیب و نقص» است و شاید از این جهت برای «ایجاد کردن» که نوعی دور کردن از نیستی و ضعف است نیز به‌کار می‌رود. ازآنجاکه در فارسی معادل دقیقی برای این مفهوم وجود ندارد، ناچاریم وقتی به‌تنهایی به‌کار می‌رود، آن را «آفریدگار» و در جایی چون «الخالق البارئ» با تعابیری چون «هستی‌بخش» ترجمه کنیم.
    • توضیح مربوط به معنای «توبهٔ خدا» در ترجمهٔ آیه ۳۷ این سوره گذشت.
    • برخلاف آنچه برخی از مترجمان گفته‌اند، این آیه سخنی از عملی شدن کشتن خود نگفته و بلافاصله پس از فرمان به آن، از پذیرفته شدن توبهٔ آنها خبر داده است.
    Proposed in post #2155 · 23 Nov 2021
  55. 55

    وَإِذْ قُلْتُمْ يَٰمُوسَىٰ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّىٰ نَرَى ٱللَّهَ جَهْرَةًۭ فَأَخَذَتْكُمُ ٱلصَّٰعِقَةُ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ ﴿٥٥﴾

    و آن‌گاه که گفتید: «ای موسی، تا خدا را آشکارا نبینیم هرگز به تو اعتماد نخواهیم کرد.» پس در حالی که می‌نگریستید، صاعقه شما را گرفت.

    Notes on the translation (3)
    • «لن» به‌معنی «نفی همیشگی موضوع فعل» است.
    • اغلب مترجمان «لن نؤمن لک» را «به تو ایمان نخواهیم آورد» ترجمه کرده‌اند؛ در حالی که این عبارت ترجمهٔ «لن نؤمن بک» است.
    • «گرفتن صاعقه» کنایه از فرود آمدن و برخورد آن است.
    Proposed in post #2155 · 23 Nov 2021
  56. 56

    ثُمَّ بَعَثْنَٰكُم مِّنۢ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿٥٦﴾

    سپس شما را پس از آنکه مُردید، برانگیختیم؛ باشد که قدرشناسی کنید.

    Notes on the translation (2)
    • «موتکم» به‌معنی «مرگ شما» است، ولی با توجه به سیاق جمله باید «مُردن شما» یعنی «آنکه مردید» ترجمه شود.
    • «بعث» در لغت، معنایی مرکب شامل «برگزیدن و فرستادن در پی انجام وظیفه‌ای مشخص» را بیان می‌کند که در فارسی به آن «برانگیختن» گفته می‌شود.
    Proposed in post #2155 · 23 Nov 2021
  57. 57

    وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ ٱلْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْكُمُ ٱلْمَنَّ وَٱلسَّلْوَىٰ ۖ كُلُوا۟ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقْنَٰكُمْ ۖ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَٰكِن كَانُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿٥٧﴾

    و ابر سفید را سایه‌بان شما قرار دادیم و منّ و سلوی را بر شما فرو فرستادیم؛ از روزی‌های پاکیزه‌ای که به شما دادیم بخورید. و به ما ستم نکردند؛ ولی به خودشان ستم می‌کردند.

    Notes on the translation (2)
    • کتب لغت در توضیح «غمام» به سفیدی ابر نیز اشاره کرده‌اند.
    • از آنجا که «منّ» به‌معنی «نوعی صمغ شیرین» و «سلوی» به‌معنی «نوعی پرنده شبیه بلدرچین» نام‌های خاصی است که معادل مشخص در فارسی ندارد، بهتر است ترجمه نشود.
    Proposed in post #2155 · 23 Nov 2021
  58. 58

    وَإِذْ قُلْنَا ٱدْخُلُوا۟ هَٰذِهِ ٱلْقَرْيَةَ فَكُلُوا۟ مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًۭا وَٱدْخُلُوا۟ ٱلْبَابَ سُجَّدًۭا وَقُولُوا۟ حِطَّةٌۭ نَّغْفِرْ لَكُمْ خَطَٰيَٰكُمْ ۚ وَسَنَزِيدُ ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾

    و آن‌گاه که گفتیم: «به این آبادی در آیید و از هر جای آن که خواستید خوب و خوش بخورید و سجده‌کنان از در وارد شوید و بگویید: «ریزشی» تا خطاهایتان را برایتان بیامرزیم؛ و به نیکوکاران افزون‌تر خواهیم داد.

    Notes on the translation (3)
    • «قریة» از مادهٔ «قري» به‌معنی «محل اجتماع یا سرزمین آباد» است.
    • توضیح معنای «رغد» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۵ گذشت.
    • در قرائت مشهور که «حطةٌ» مرفوع آمده است، این واژه را باید خبر مبتدایی محذوف همچون «هذا»، «مسئلتنا»، «رجاؤنا» و امثال آن دانست. اما بر اساس قرائت «حطةً» به‌صورت منصوب، می‌تواند مفعول مطلق فعل محذوفی چون «حطّ» باشد. یعنی «این شیوهٔ ورود ما را سبب ریزش گناه ما قرار بده؛ ریزشی فراوان». ظاهراً مفهوم آیه این است که از بنی‌اسرائیل خواسته شده بود پس از آنکه سجده‌کنان از در وارد شدند، سخنی بگویند که این نوع ورود را نماد پایین آمدن چیزی همچون گناه، غرور و مانند آن معرفی کند.
    Proposed in post #2156 · 27 Nov 2021
  59. 59

    فَبَدَّلَ ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ قَوْلًا غَيْرَ ٱلَّذِى قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ رِجْزًۭا مِّنَ ٱلسَّمَآءِ بِمَا كَانُوا۟ يَفْسُقُونَ ﴿٥٩﴾

    ولی آنان که ستم کردند، سخن را به چیزی غیر از آنچه به آنها گفته شده بود تغییر دادند، پس بر آنان که ستم کردند، به‌سبب نابه‌کاری‌هایی که انجام می‌دادند، عذابی هول‌آور از آسمان فرو فرستادیم.

    Notes on the translation (1)
    • «رجز» در لغت به‌معنای اضطراب و آشفتگی است و به عذاب و شرایط ترسناکی که موجب اضطراب می‌شود نیز اطلاق می‌شود.
    Proposed in post #2156 · 27 Nov 2021
  60. 60

    ۞ وَإِذِ ٱسْتَسْقَىٰ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِۦ فَقُلْنَا ٱضْرِب بِّعَصَاكَ ٱلْحَجَرَ ۖ فَٱنفَجَرَتْ مِنْهُ ٱثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًۭا ۖ قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍۢ مَّشْرَبَهُمْ ۖ كُلُوا۟ وَٱشْرَبُوا۟ مِن رِّزْقِ ٱللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا۟ فِى ٱلْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿٦٠﴾

    و آن‌هنگام که موسی برای قومش در طلب آب بر آمد، پس گفتیم: «با عصایت به آن سنگ بزن.» که یک‌باره دوازده چشمه از آن جوشید؛ به‌گونه‌ای که هر گروهی از مردم آبشخور خود را می‌شناخت. از روزی خدا بخورید و بیاشامید، ولی تبهکارانه در زمین فساد نکنید.

    Notes on the translation (3)
    • با توجه به معرفه بودن «الحجر» باید «آن سنگ» ترجمه شود.
    • در معنای لغوی «انفجرت» علاوه بر جوشیدن و فوران کردن، یک‌باره بودن نیز لحاظ شده است.
    • «لاتعثوا» به‌معنای «فساد نکنید» است و بیشتر دربارهٔ فسادهای نامحسوس به‌کار می‌رود و از آنجا که در کنارش تعبیر «مفسدین» آمده است باید علاوه بر خود فساد، تعبیری چون «تبهکارانه» نیز در ترجمه ذکر شود، ولی در اغلب ترجمه‌ها به این نکته توجه نشده است.
    Proposed in post #2156 · 27 Nov 2021
  61. 61

    وَإِذْ قُلْتُمْ يَٰمُوسَىٰ لَن نَّصْبِرَ عَلَىٰ طَعَامٍۢ وَٰحِدٍۢ فَٱدْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنۢبِتُ ٱلْأَرْضُ مِنۢ بَقْلِهَا وَقِثَّآئِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا ۖ قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ ٱلَّذِى هُوَ أَدْنَىٰ بِٱلَّذِى هُوَ خَيْرٌ ۚ ٱهْبِطُوا۟ مِصْرًۭا فَإِنَّ لَكُم مَّا سَأَلْتُمْ ۗ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ ٱلذِّلَّةُ وَٱلْمَسْكَنَةُ وَبَآءُو بِغَضَبٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ ۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا۟ يَكْفُرُونَ بِـَٔايَٰتِ ٱللَّهِ وَيَقْتُلُونَ ٱلنَّبِيِّۦنَ بِغَيْرِ ٱلْحَقِّ ۗ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوا۟ وَّكَانُوا۟ يَعْتَدُونَ ﴿٦١﴾

    و چون گفتید: «ای موسی، هرگز نمی‌توانیم یک نوع غذا را تحمل کنیم؛ پس از خداوندگارت برایمان بخواه تا از آنچه زمین می‌رویاند، از سبزی و خیار و سیر و عدس و پیازش برای ما برآورد.» گفت: «آیا آنچه را که پست‌تر است، جایگزین چیزی می‌کنید که بهتر است؟! پس به شهری فرود آیید تا به آنچه خواستید دست یابید.» و خواری و بیچارگی برای آنها رقم خورد و به خشمی از جانب خدا در افتادند؛ این از آن‌رو بود که دربارهٔ نشانه‌های خدا حق‌پوشی می‌کردند و پیامبران را به‌ناحق می‌کشتند؛ و این به‌خاطر آن بود که نافرمانی کردند و اهل تجاوز به حقوق دیگران بودند.

    Notes on the translation (4)
    • «أدنی» از مادهٔ «دني» به‌معنی «نزدیکی بر اثر پستی» است.
    • در ترجمهٔ تحت‌اللفظی «ضربت علیهم» باید گفت: «بر آنها زده شد»، ولی در تعابیر رایج فارسی این مفهوم با «رقم خوردن» و مانند آن بیان می‌شود.
    • مادهٔ «بوء» از نظر لغوی به‌معنی «انحطاط و پایین آمدن» است و در مفهومی شبیه «گرفتار شدن» به‌کار می‌رود. این ماده در قرآن بارها به‌صورت «بوّء و یتبوّء» در باب تفعیل نیز به‌کار رفته است که معنای «در نظر گرفتن جایی برای فرود و استقرار» را می‌رساند.
    • «اعتداء» از ریشهٔ «عدو» به‌معنی «تجاوز به حقوق دیگران» است و قید «حقوق دیگران» هم در اصل معنی آن وجود دارد.
    Proposed in post #2156 · 27 Nov 2021
  62. 62

    إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَٱلَّذِينَ هَادُوا۟ وَٱلنَّصَٰرَىٰ وَٱلصَّٰبِـِٔينَ مَنْ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ وَعَمِلَ صَٰلِحًۭا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٦٢﴾

    به‌راستی کسانی که ایمان آوردند و آنان که یهودی شدند و نصرانی‌ها و صابئی‌ها، هر کس به خدا و روز واپسین ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد، مزدشان نزد خداوندگارشان است و نه هیچ بیمی بر ایشان می‌رود و نه اندوهگین می‌شوند.

    Notes on the translation (2)
    • از آنجا که «هادوا والنصاری و الصابئین» اسامی پیروان ادیانی خاص است، این اسامی ترجمه نشد.
    • اگرچه در ترجمهٔ «لهم أجرهم عند ربهم» می‌توان برای واضح‌تر شدن معنی واژه‌ای چون «محفوظ» را در پرانتز آورد، ولی از آنجاکه در متن اصلی نیز چنین توضیحی ذکر نشده، در ترجمه نیز آن را نمی‌آوریم.
    Proposed in post #2160 · 1 Dec 2021
  63. 63

    وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَٰقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ ٱلطُّورَ خُذُوا۟ مَآ ءَاتَيْنَٰكُم بِقُوَّةٍۢ وَٱذْكُرُوا۟ مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿٦٣﴾

    و آن‌گاه که از شما تعهد گرفتیم و طور را بر فرازتان برافراشتیم؛ «آنچه را به شما دادیم محکم بگیرید و چیزی را که در آن است، یاد کنید؛ باشد که پروا کنید.

    Notes on the translation (1)
    • رایج‌ترین تعبیر فارسی دربارهٔ پیمان محکم گرفتن، «تعهد گرفتن» است.
    Proposed in post #2160 · 1 Dec 2021
  64. 64

    ثُمَّ تَوَلَّيْتُم مِّنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ ۖ فَلَوْلَا فَضْلُ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُۥ لَكُنتُم مِّنَ ٱلْخَٰسِرِينَ ﴿٦٤﴾

    سپس بعد از آن، رویگردان شدید؛ که اگر افزون‌بخشی و مهربانی خدا به شما نبود، قطعاً از زیانکاران بودید.

    Notes on the translation (1)
    • «فضل» به‌معنی «بیشتر دادن» و نقطهٔ مقابل «کم گذاشتن» است.
    Proposed in post #2160 · 1 Dec 2021
  65. 65

    وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ ٱلَّذِينَ ٱعْتَدَوْا۟ مِنكُمْ فِى ٱلسَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا۟ قِرَدَةً خَٰسِـِٔينَ ﴿٦٥﴾

    و قطعاً آن کسانی از شما را که شنبه حرمت‌شکنی کردند، شناختید؛ پس به آنها گفتیم: «بوزینه‌هایی رانده‌شده و خوار باشید».

    Notes on the translation (3)
    • مادهٔ «علم» هرگاه دربارهٔ اشخاص به‌کار رود، معنای «شناختن» می‌دهد.
    • «اعتداء» به‌معنی «تجاوز از حد» است و همان مفهوم «حرمت‌شکنی» را می‌رساند.
    • مادهٔ «خسأ» به‌معنی «راندن و دور کردن همراه با خواری» است.
    Proposed in post #2160 · 1 Dec 2021
  66. 66

    فَجَعَلْنَٰهَا نَكَٰلًۭا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةًۭ لِّلْمُتَّقِينَ ﴿٦٦﴾

    پس آن را درس عبرتی برای آنچه پیش رویش و آنچه در پسِ آن بود و پندی برای پرواپیشگان قرار دادیم.

    Notes on the translation (3)
    • «نکال» به‌معنی «عقوبت و رفتار ترسناکی که مایهٔ عبرت دیگران می‌شود» است.
    • تعبیر «بین یدي» گاهی به‌معنی «قبل» و گاهی به‌معنای «آینده» است و هر دو معنایش در قرآن به‌کار می‌رود. شاید نزدیک‌ترین معادل آن در فارسی وقتی به‌معنای «قبل» باشد، تعبیر «پیش پا» و وقتی به‌معنای «آینده» باشد، «پیش رو» است. البته از آنجا که تعبیر «پیش پا» کمتر در متون ادبی به‌کار می‌رود، بهتر است آن را همان «پیش از» ترجمه کنیم.
    • اگرچه به احتمال قوی منظور آیه از تعبیر «بین یدیها وما خلفها» این است که آن عقوبت را درس عبرتی برای «معاصران و نسل‌های بعد» قرار دادیم، ولی بهتر است در ترجمه تا جایی که امکان دارد به الفاظ وفادار بمانیم و توضیحات را به برداشت مخاطب یا مباحث تفسیری موکول کنیم.
    Proposed in post #2160 · 1 Dec 2021
  67. 67

    وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِۦٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَن تَذْبَحُوا۟ بَقَرَةًۭ ۖ قَالُوٓا۟ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًۭا ۖ قَالَ أَعُوذُ بِٱللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ ٱلْجَٰهِلِينَ ﴿٦٧﴾

    و آن‌گاه که موسی به قومش گفت: «به‌راستی خدا به شما فرمان می‌دهد ماده گاوی را سر ببرید.» گفتند: «آیا ما را به ریشخند گرفته‌ای؟» گفت: «به خدا پناه می‌برم از اینکه جزو نادانان باشم.

    Notes on the translation (1)
    • «جهل» گاهی در مقابل «عقل» به‌کار می‌رود و به‌معنای «بی‌خردی» است. در این آیه نیز با توجه قرینهٔ «تمسخر» این معنی تناسب بیشتری دارد؛ ولی برای تمایز با «سفیه» که «بی‌خرد» ترجمه شد، از «نادان» استفاده کردیم.
    Proposed in post #2161 · 4 Dec 2021
  68. 68

    قَالُوا۟ ٱدْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِىَ ۚ قَالَ إِنَّهُۥ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌۭ لَّا فَارِضٌۭ وَلَا بِكْرٌ عَوَانٌۢ بَيْنَ ذَٰلِكَ ۖ فَٱفْعَلُوا۟ مَا تُؤْمَرُونَ ﴿٦٨﴾

    گفتند: «برای ما خداوندگارت را بخوان تا برایمان روشن سازد آن چیست.» گفت: «به‌راستی او می‌گوید: آن ماده گاوی است که نه پیر است و نه جوانی که هنوز زایمان نکرده باشد؛ بلکه میانسالی است در بین آن. پس چیزی را که فرمان داده شدید، انجام دهید.

    Notes on the translation (1)
    • «فارض» به‌معنی «گاو کهنسال» و «بکر» به‌معنی «گاوی که هنوز زایمان نکرده» است.
    Proposed in post #2161 · 4 Dec 2021
  69. 69

    قَالُوا۟ ٱدْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا لَوْنُهَا ۚ قَالَ إِنَّهُۥ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌۭ صَفْرَآءُ فَاقِعٌۭ لَّوْنُهَا تَسُرُّ ٱلنَّٰظِرِينَ ﴿٦٩﴾

    گفتند: «برای ما خداوندگارت را بخوان تا برایمان روشن سازد چه رنگی است.» گفت: «به‌راستی او می‌گوید: قطعاً ماده گاوی است زردِ پررنگ که بینندگان را شاد می‌کند.

    Notes on the translation (1)
    • «فاقع» وقتی در کنار «صفراء» به‌کار می‌رود به‌معنی «شدت زردی» است که در فارسی به آن «زرد پر رنگ» می‌گویند.
    Proposed in post #2161 · 4 Dec 2021
  70. 70

    قَالُوا۟ ٱدْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّن لَّنَا مَا هِىَ إِنَّ ٱلْبَقَرَ تَشَٰبَهَ عَلَيْنَا وَإِنَّآ إِن شَآءَ ٱللَّهُ لَمُهْتَدُونَ ﴿٧٠﴾

    گفتند: «برای ما خداوندگارت را بخوان تا برایمان روشن سازد آن چیست؛ به‌راستی موضوع گاو بر ما مشتبه شده است؛ البته اگر خدا بخواهد، ما راه‌یافته خواهیم بود.

    Notes on the translation (1)
    • «بقر» اسم جنس از «بقرة» است و باید به تفاوت این دو در ترجمه دقت شود؛ ولی اغلب مترجمان به این نکته توجه نکرده‌اند.
    Proposed in post #2161 · 4 Dec 2021
  71. 71

    قَالَ إِنَّهُۥ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌۭ لَّا ذَلُولٌۭ تُثِيرُ ٱلْأَرْضَ وَلَا تَسْقِى ٱلْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌۭ لَّا شِيَةَ فِيهَا ۚ قَالُوا۟ ٱلْـَٰٔنَ جِئْتَ بِٱلْحَقِّ ۚ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُوا۟ يَفْعَلُونَ ﴿٧١﴾

    گفت: «به‌راستی او می‌گوید: قطعاً آن ماده گاوی است نه آن‌چنان رام که زمین را شخم بزند و نه آن‌گونه که محصولات به ثمر رسیده را آبیاری کند؛ سالم است و هیچ لکه‌ای در آن نیست.» گفتند: «اکنون حق مطلب را آوردی.» پس سرش را بریدند و نزدیک بود که این کار را نکنند.

    Notes on the translation (2)
    • با توجه به تکرار «لا» قبل از «ذلول» و «تسقي» لازم است معنایی برای جمله بیان شود که دو بار «نه» در آن باشد، لذا بر خلاف آنچه در اغلب ترجمه‌ها آمده به‌نظر می‌رسد دو حالتی که در آیه نفی شده مقدار رام بودن گاو برای شخم زدن یا آبیاری کردن است.
    • «حرث» به «آنچه پس از کشت می‌روید و به ثمر می‌رسد» گفته می‌شود.
    Proposed in post #2161 · 4 Dec 2021
  72. 72

    وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًۭا فَٱدَّٰرَْٰٔتُمْ فِيهَا ۖ وَٱللَّهُ مُخْرِجٌۭ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٧٢﴾

    و آن‌گاه که فردی را کشتید و دربارهٔ آن همچنان به ستیز پرداختید؛ ولی خدا بیرون‌آورندهٔ چیزی است که آن را کتمان می‌کردید.

    Notes on the translation (3)
    • مادهٔ «درأ» به‌معنی «دفع شدید خصمانه» است و «ادّارأتم» در باب تفاعل به برگزیدن و استمرار این مفهوم دلالت دارد.
    • اگرچه منظور از «مُخرج» این است که او «آشکارکننده» چیزی است که کتمان می‌کردند، ولی بهتر است در ترجمه از تعبیر «بیرون آوردن» استفاده شود که مطابق با تعبیر «اخراج» است. زیرا اگر قرار بود مفهومی دیگر بیان شود، از معادل همان مفهوم در آیه استفاده می‌شد.
    • «کتمان» با «پنهان کردن» متفاوت است و در نقطهٔ مقابل «اعلام کردن» قرار دارد.
    Proposed in post #2167 · 12 Dec 2021
  73. 73

    فَقُلْنَا ٱضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا ۚ كَذَٰلِكَ يُحْىِ ٱللَّهُ ٱلْمَوْتَىٰ وَيُرِيكُمْ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٧٣﴾

    پس گفتیم: «بخشی از آن را به او بزنید»؛ خدا مردگان را همان‌گونه زنده می‌کند و نشانه‌هایش را نشانتان می‌دهد، باشد که درک کنید.

    Notes on the translation (2)
    • منظور از «آن» (ها) بدن گاو و منظور از «او» (ه) مقتولی است که با این کار زنده شده است.
    • چنان‌که پیش از این نیز گذشت، مادهٔ «عقل» به‌معنی «درک کردن» است، نه اندیشیدن و امثال آن.
    Proposed in post #2167 · 12 Dec 2021
  74. 74

    ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُم مِّنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ فَهِىَ كَٱلْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةًۭ ۚ وَإِنَّ مِنَ ٱلْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ ٱلْأَنْهَٰرُ ۚ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ ٱلْمَآءُ ۚ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ ٱللَّهِ ۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٧٤﴾

    آن‌گاه پس از آن، دل‌هاتان سخت شد، به‌گونه‌ای که همچون سنگ یا سخت‌تر از آن بود؛ بااینکه از سنگ‌ها قطعاً سنگی هست که جوی‌ها از آن می‌جوشد، و قطعاً از آنها سنگی هست که می‌شکافد و آب از آن بیرون می‌آید، و قطعاً از آنها سنگی هست که از خشیت خدا فرو می‌افتد؛ و خدا از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست.

    Notes on the translation (1)
    • تعبیر «به‌گونه‌ای» برای نشان دادن تأثیر «فهی» است.
    Proposed in post #2167 · 12 Dec 2021
  75. 75

    ۞ أَفَتَطْمَعُونَ أَن يُؤْمِنُوا۟ لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌۭ مِّنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَٰمَ ٱللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُۥ مِنۢ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿٧٥﴾

    آیا طمع دارید به شما اعتماد کنند؟ با آنکه گروهی از آنان سخن خدا را می‌شنیدند و پس از آنکه درکش می‌کردند، آگاهانه به تحریف آن می‌پرداختند.

    Notes on the translation (1)
    • تعبیر «به شما ایمان بیاورند» که بسیاری از مترجمان استفاده کرده‌اند، ترجمهٔ «یؤمنوا بکم» است، در حالی که ایمان وقتی با لام به‌کار می‌رود مفهوم «اعتماد کردن» را می‌رساند.
    Proposed in post #2167 · 12 Dec 2021
  76. 76

    وَإِذَا لَقُوا۟ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَا بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍۢ قَالُوٓا۟ أَتُحَدِّثُونَهُم بِمَا فَتَحَ ٱللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَآجُّوكُم بِهِۦ عِندَ رَبِّكُمْ ۚ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٧٦﴾

    و هر گاه با کسانی که ایمان آورده‌اند روبرو می‌شوند می‌گویند: «ایمان آورده‌ایم.» و چون با یکدیگر تنها می‌شوند می‌گویند: «آیا آنچه را خدا بر شما گشوده است با آنها در میان می‌گذارید تا از آن نزد خداوندگارتان به‌عنوان دلیلی بر ضدّ خودتان استفاده کنند؟ پس آیا درک نمی‌کنید؟!

    Notes on the translation (2)
    • «محاجّه کردن با تکیه بر یک موضوع» به‌معنی ذکر کردن آن به‌عنوان دلیلی است که طرف مقابل توان پاسخگویی به آن را ندارد.
    • با توجه به هماهنگی «أفلاتعقلون» با افعال جملهٔ قبل، این عبارت را نیز باید بخشی از سخن یهودیان با یکدیگر دانست؛ یعنی «چرا نمی‌فهمید نباید این مطالب را با مؤمنان در میان گذاشت؟»
    Proposed in post #2169 · 16 Dec 2021
  77. 77

    أَوَلَا يَعْلَمُونَ أَنَّ ٱللَّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿٧٧﴾

    یعنی نمی‌دانند که به‌راستی خدا آنچه را مخفی می‌کنند و آنچه را آشکار می‌کنند می‌داند؟

    Notes on the translation (1)
    • کلمهٔ «یعنی» در ابتدای جمله برای بیان مفهوم «و» در «أولا» با استفاده از تعبیر متداولی است که در زبان فارسی برای این‌گونه موقعیت‌ها به‌کار می‌رود و ارتباط جمله با جملات قبلی را نشان می‌دهد.
    Proposed in post #2169 · 16 Dec 2021
  78. 78

    وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لَا يَعْلَمُونَ ٱلْكِتَٰبَ إِلَّآ أَمَانِىَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ ﴿٧٨﴾

    و بعضی از آنها غیر کتابیانی‌اند که آگاهی آنها از کتاب تنها در حدّ دل‌بخواه‌ها است و تنها چیزهایی به نظرشان می‌رسد.

    Notes on the translation (3)
    • دربارهٔ معنای لغوی و اصطلاحی «امّی» دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد؛ ولی با توجه به اینکه در کتاب مقدس از «غیر یهودیان» با عنوان «اُمّیم» به‌معنای «امّت‌ها» یاد شده، به‌نظر می‌رسد این تعبیر قرآن، اشاره به همان آموزه است و مطابق نظر آنها برای «غیر اهل کتاب» به‌کار می‌رود. پس منظور از «امیّون» در اینجا افرادی است که یا در اصل، اهل کتاب نبوده و بعداً یهودی شده‌اند، یا اشاره به کسانی از آنهاست که به‌خاطر بی‌سوادی و ناآشنایی با کتاب مقدس، در جمع اهل کتاب شمرده نشده‌اند.
    • «أمانیّ» به‌معنی «آرزوها و دل‌بخواه‌ها» است و این تعبیر بارها در قرآن دربارهٔ نوع خاصی از دینداری به‌کار رفته است که مقدّسات را به وسیله‌ای برای برتری‌جویی و تعصب‌ورزی تبدیل می‌کند. پس منظور آیه این است که گروهی از عوام یهود (همچون بسیاری از عوام دیگر ادیان) بدون اینکه درک درستی از متون مقدس داشته باشند، آن را دلیل حقّانیت و درستی ادعاهای متعصبانه‌ٔ خود می‌دانند.
    • توضیح معنای «ظن» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۶ سورهٔ بقره گذشت.
    Proposed in post #2169 · 16 Dec 2021
  79. 79

    فَوَيْلٌۭ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ ٱلْكِتَٰبَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَٰذَا مِنْ عِندِ ٱللَّهِ لِيَشْتَرُوا۟ بِهِۦ ثَمَنًۭا قَلِيلًۭا ۖ فَوَيْلٌۭ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌۭ لَّهُم مِّمَّا يَكْسِبُونَ ﴿٧٩﴾

    پس وای بر کسانی که کتاب را با دستان خود می‌نویسند و می‌گویند: «این از جانب خداست.» تا آن را به بهایی اندک بفروشند. پس وای بر آنها به‌خاطر آنچه دستانشان نوشته است و وای بر آنها به‌خاطر آنچه به‌دست می‌آورند.

    Notes on the translation (2)
    • «اشتراء» از اضداد است و هم به‌معنی «فروختن» و هم به‌معنی «خریدن» به‌کار می‌رود.
    • این آیه به توصیف عالمان و باسوادانی می‌پردازد که برخلاف گروه ذکر شده در آیهٔ قبل، آگاهانه به جعل و تحریف حقایق دینی دست می‌زنند.
    Proposed in post #2169 · 16 Dec 2021
  80. 80

    وَقَالُوا۟ لَن تَمَسَّنَا ٱلنَّارُ إِلَّآ أَيَّامًۭا مَّعْدُودَةًۭ ۚ قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ ٱللَّهِ عَهْدًۭا فَلَن يُخْلِفَ ٱللَّهُ عَهْدَهُۥٓ ۖ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٨٠﴾

    و گفتند: «جز روزهایی انگشت‌شمار، هرگز آتش به ما نخواهد رسید.» بگو: «آیا نزد خدا پیمانی گرفته‌اید؟ که هرگز خدا پیمانش را پشت‌گوش نخواهد انداخت؛ یا چیزی را که نمی‌دانید به خدا نسبت می‌دهید؟

    Notes on the translation (3)
    • «معدودة» به‌معنی «شمرده‌شده» است که در تعبیر رایج فارسی به آن «انگشت‌شمار» می‌گویند.
    • مادهٔ «مسّ» در عربی به‌معنی «لمس کردن، ملاقات کردن و مواجه کردن» است و با توجه به کاربردهای متنوع آن در قرآن، نزدیک‌ترین معادل آن را می‌توان «رسیدن» دانست.
    • «إخلاف» به‌معنی «به پشت انداختن» و کنایه از بی‌توجهی است که در تعابیر رایج به آن «پشت گوش انداختن» می‌گویند.
    Proposed in post #2174 · 22 Dec 2021
  81. 81

    بَلَىٰ مَن كَسَبَ سَيِّئَةًۭ وَأَحَٰطَتْ بِهِۦ خَطِيٓـَٔتُهُۥ فَأُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ ﴿٨١﴾

    آری؛ هر کس دستاورد بدی داشته باشد و خطایش او را در بر بگیرد، چنین کسانی اهل آتش‌اند و در آن جاودان خواهند ماند.

    Notes on the translation (4)
    • بنا بر تصریح کتب لغت، یکی از معانی «بلی» بیان «نفی و استدراک مطلب قبلی» است و در این آیه نیز برای نفی ادعای متکبرانهٔ دیندارانی آمده است که خود را تافتهٔ جدا بافته و اهل نجات می‌دانند. لذا می‌توان آن را «نه چنین نیست» ترجمه کرد، ولی ازآنجاکه «آری» نیز در فارسی می‌تواند به همین منظور به کار رود، از آن استفاده شد.
    • توضیح مربوط به معنی «أصحاب» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۹ بیان شد.
    • اگرچه «کسب سیئة» به‌معنی «بدی‌ای را به‌دست آورد» است، ولی این مفهوم در فارسی با تعبیر «دستاورد بدی داشته باشد» بیان می‌شود.
    • «خطیئة» نقطهٔ مقابل«صواب» است و می‌توان آن را «نادرست» ترجمه کرد، ولی «خطا» نیز در فارسی کاربرد دارد و برای این جمله مناسب‌تر است.
    Proposed in post #2174 · 22 Dec 2021
  82. 82

    وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلْجَنَّةِ ۖ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ ﴿٨٢﴾

    و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، ایشان اهل بهشت‌اند و در آن جاودان خواهند ماند.

    Notes on the translation (1)
    • پیش از این نیز بیان شد که «الجنة» در قرآن عنوانی خاص برای بهشت برین است.
    Proposed in post #2174 · 22 Dec 2021
  83. 83

    وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَٰقَ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا ٱللَّهَ وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَانًۭا وَذِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَٰمَىٰ وَٱلْمَسَٰكِينِ وَقُولُوا۟ لِلنَّاسِ حُسْنًۭا وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنكُمْ وَأَنتُم مُّعْرِضُونَ ﴿٨٣﴾

    و آن‌هنگام که از بنی‌اسرائیل تعهد جدی گرفتیم که: «جز خدا را بندگی نکنید و نسبت به پدر و مادر، کاملاً نیکوکاری کنید و به نزدیکان و یتیمان و بینوایان، و با مردم خوب سخن بگویید و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید.» ولی جز اندکی از شما، در حالی که بی‌اعتنایید، رویگردان شدید.

    Notes on the translation (4)
    • دربارهٔ معنای «مسکین» در کتب لغت اختلاف فراوانی وجود دارد و یکی از معانی بیان‌شده برای آن، «کسی که هیچ چیزی ندارد» است؛ لذا به «بینوا» ترجمه شد.
    • «تولّي» به‌معنی «قیام و اقدام کردن» است و وقتی در برابر فرد یا کاری به کار رود، معنای «پشت کردن و رو برتافتن» را می‌رساند که در فارسی به آن «رویگردان شدن» می‌گویند.
    • مادهٔ «عرض» به‌معنی «در معرض دید قرار دادن» و «إعراض» به‌معنی «از معرض دید خارج کردن» است. هر جا متعلق آن حق یا امری باشد که باید به آن توجه شود، «بی‌اعتنایی کردن» و هر جا سخن از برخورد با اشخاص باشد، «صرف نظر کردن» ترجمه کردیم.
    • «إحساناً» مفعول مطلق فعلی محذوف است که بر تأکید دلالت دارد؛ لذا فعل آن آشکار و تأکیدش با «کاملاً» بازتاب داده شد. «إحسان» به‌معنی «نیکو انجام دادن کار» است و با «برّ» تفاوت دارد؛ لذا همه‌جا «نیکوکاری» ترجمه شد و «برّ» را «نیکی» ترجمه کردیم.
    Proposed in post #2174 · 22 Dec 2021
  84. 84

    وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَٰقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَآءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَٰرِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ﴿٨٤﴾

    و آن‌گاه که از شما تعهد گرفتیم که خون‌هایتان را نریزید و خودتان را از سرزمینتان بیرون نرانید، سپس در حالی که شاهد بودید اقرار کردید.

    Notes on the translation (3)
    • «دیار» جمع کثرت «دار» و در اصل به‌معنی «خانه‌های بسیار» و منظور از آن، «سرزمین و منطقه‌ای که در آن خانه‌های فراوان وجود دارد» است. در فارسی متداول برای این منظور از تعبیر «خانه و کاشانه» نیز استفاده می‌شود.
    • اگرچه به‌نظر می‌رسد منظور آیه این باشد که «خون یکدیگر را نریزید و یکدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید» اما چون از تعابیری مثل «بعضکم بعضاً» استفاده نشده بهتر است در ترجمه به الفاظ وفادار باشیم. ضمن اینکه چه‌بسا تعبیر آیه اشاره به این نکته داشته باشد که خون و سرزمین دیگران را خون و سرزمین خود بدانید.
    • مادهٔ «شهادت» را می‌توان به «گواه بودن» ترجمه کرد، ولی تعبیر «شاهد بود» در فارسی کاربرد و گویایی بیشتری دارد.
    Proposed in post #2179 · 30 Dec 2021
  85. 85

    ثُمَّ أَنتُمْ هَٰٓؤُلَآءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًۭا مِّنكُم مِّن دِيَٰرِهِمْ تَظَٰهَرُونَ عَلَيْهِم بِٱلْإِثْمِ وَٱلْعُدْوَٰنِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَٰرَىٰ تُفَٰدُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ ٱلْكِتَٰبِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍۢ ۚ فَمَا جَزَآءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْىٌۭ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰٓ أَشَدِّ ٱلْعَذَابِ ۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٨٥﴾

    با این حال شما همان کسانی هستید که خودتان را می‌کشید و گروهی از خود را از سرزمینشان بیرون رانده، با کوتاهی و تعدی، بر ضدّ آنها از یکدیگر پشتیبانی می‌کنید، ولی اگر به‌اسارت نزد شما بیایند، برایشان فدیه دادوستد می‌کنید، در حالی که بیرون راندن آنها بر شما حرام است. آیا به بخشی از کتاب ایمان می‌آورید و نسبت به بخشی دیگر حق‌پوشی می‌کنید؟ پس مجازات آن دسته از شما که چنین می‌کنند جز درماندگی در زندگی دنیا نخواهد بود و در روز رستاخیز به سخت‌ترین عذاب برگردانده خواهند شد و خدا از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست.

    Notes on the translation (5)
    • «اثم» در لغت به‌معنی «کوتاهی و تقصیر در کار خیر» است و در کنار «عدوان» به‌معنی «دشمنی از سر تعدی و زیاده‌خواهی» به گناهانی که جنبهٔ سستی و تفریط دارد اشاره می‌کند.
    • با توجه به سیاق آیهٔ قبل که به اقرار یهودیان نسبت به ممنوع بودن قتل و اخراج اشاره داشت، مفهوم «ثم» در ابتدای آیه این است که با وجود آن اقرار، باز هم شما چنین می‌کنید.
    • «تظاهر» به‌معنی «پشتیبانی کردن از هم» است که به آن «همدستی» یا «همکاری» نیز گفته می‌شود.
    • «فدیه» مالی است که برای آزاد کردن اسیران پرداخت می‌شود و منظور آیه این است که شما برخلاف فرمان خدا دیگران را می‌کشید و اخراج می‌کنید، ولی به اسم فرمان خدا در زمینهٔ دریافت فدیه، برای آزاد کردن همان افراد، اموالی را دریافت می‌کنید.
    • «خزي» به‌معنای «حالت تأثر و تحیر و آشفتگی پس از مشکلات شدید» است که به آن «درماندگی» گفته می‌شود.
    Proposed in post #2179 · 30 Dec 2021
  86. 86

    أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشْتَرَوُا۟ ٱلْحَيَوٰةَ ٱلدُّنْيَا بِٱلْءَاخِرَةِ ۖ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ ٱلْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٨٦﴾

    آنها کسانی هستند که زندگی دنیا را به‌بهای سرای واپسین می‌ستانند؛ لذا نه عذابشان سبک می‌شود و نه از آنها حمایتی خواهد شد.

    Notes on the translation (1)
    • «تخفیف» به‌معنی «سبک کردن» است و نه «کم کردن».
    Proposed in post #2179 · 30 Dec 2021
  87. 87

    وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا مُوسَى ٱلْكِتَٰبَ وَقَفَّيْنَا مِنۢ بَعْدِهِۦ بِٱلرُّسُلِ ۖ وَءَاتَيْنَا عِيسَى ٱبْنَ مَرْيَمَ ٱلْبَيِّنَٰتِ وَأَيَّدْنَٰهُ بِرُوحِ ٱلْقُدُسِ ۗ أَفَكُلَّمَا جَآءَكُمْ رَسُولٌۢ بِمَا لَا تَهْوَىٰٓ أَنفُسُكُمُ ٱسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًۭا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًۭا تَقْتُلُونَ ﴿٨٧﴾

    و به‌راستی به موسی کتاب را دادیم و پس از او فرستادگان را پیاپی فرستادیم و به عیسی پسر مریم دلایل روشن را دادیم و او را با روح القدس پشتیبانی کردیم. پس آیا هر بار فرستاده‌ای چیزی برایتان بیاورد که دلخواهتان نباشد، خود را بزرگ می‌پندارید و گروهی را تکذیب کرده و گروهی را می‌کشید؟

    Notes on the translation (4)
    • «قفا» به‌معنی «پشت سر» و «تقفیه» به‌معنی «پشت سر هم قرار دادن» است.
    • «تأیید» به‌معنی «تقویت کردن از خارج» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «پشتیبانی کردن» می‌گویند.
    • از آنجا که «روح القدس» اسمی خاص است ترجمه نمی‌شود.
    • یکی از معانی باب استفعال، «یافتن و پنداشتن صفت مادهٔ فعل» است؛ لذا «استکبار» در لغت به‌معنی «خود را بزرگ دیدن و احساس بزرگی کردن» است.
    Proposed in post #2185 · 17 Jan 2022
  88. 88

    وَقَالُوا۟ قُلُوبُنَا غُلْفٌۢ ۚ بَل لَّعَنَهُمُ ٱللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًۭا مَّا يُؤْمِنُونَ ﴿٨٨﴾

    و گفتند: «دل‌های ما نامختون است»؛ بلکه حقیقت این است که خدا آنها را به‌سبب حق‌پوشیشان از رحمتش دور ساخته است و از همین رو چه اندک ایمان می‌آورند.

    Notes on the translation (3)
    • «غُلْف» بر وزن «قفل» جمع «أغلف» یعنی «چیزی که در غلاف و پوشش باشد» است، ولی با توجه به کاربرد فراوان این مفهوم در کتاب مقدس برای اشاره به «ختنه نشدن دل» به‌عنوان موضوعی مهم‌تر از «ختنه نشدن جسم» و تأیید این نکته در برخی از روایات اسلامی، به‌نظر می‌رسد این آیه به همان نکته اشاره دارد. البته بر اساس قرائتی که این واژه را «غُلُف» بر وزن «کتب» می‌خواند، جمع «غِلاف» به‌معنی «ظرف» خواهد بود که در این صورت، ترجمهٔ آن می‌شود: «و گفتند دل‌های ما ظرف‌هایی است...»
    • «لعن» در لغت به‌معنی «دور و طرد کردن» است و وقتی به مخلوقات نسبت داده می‌شود به‌معنی «نفرین به دور شدن از رحمت خدا» است و وقتی به خدا نسبت داده شود به‌معنی «دور کردن از رحمت» است.
    • تعبیر «قلیلاً ما» چند بار در قرآن تکرار شده که همه‌جا به‌معنی «چه اندک» است.
    Proposed in post #2185 · 17 Jan 2022
  89. 89

    وَلَمَّا جَآءَهُمْ كِتَٰبٌۭ مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ مُصَدِّقٌۭ لِّمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا۟ مِن قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ فَلَمَّا جَآءَهُم مَّا عَرَفُوا۟ كَفَرُوا۟ بِهِۦ ۚ فَلَعْنَةُ ٱللَّهِ عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿٨٩﴾

    و چون کتابی از جانب خدا نزدشان آمد که تأییدکنندهٔ چیزی است که همراه آنهاست، با آنکه قبلاً در برابر کسانی که حق‌پوشی می‌کردند پیروزی را می‌جستند، اما وقتی آنچه را که می‌شناختند نزدشان آمد، نسبت به آن حق‌پوشی کردند؛ پس نفرین خدا بر حق‌پوشان!

    Notes on the translation (1)
    • تعبیر «استفتاح» که در آیات دیگر قرآن نیز به‌کار رفته به‌معنی «طلب پیروزی کردن» است و منظور از آن در اینجا این است که آنها در رقابت‌هایی که با مشرکان داشتند مدعی می‌شدند به‌زودی کتابی خواهد آمد که زمینه‌ساز پیروزی موحدان بر مشرکان خواهد شد.
    Proposed in post #2185 · 17 Jan 2022
  90. 90

    بِئْسَمَا ٱشْتَرَوْا۟ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمْ أَن يَكْفُرُوا۟ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ بَغْيًا أَن يُنَزِّلَ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ عَلَىٰ مَن يَشَآءُ مِنْ عِبَادِهِۦ ۖ فَبَآءُو بِغَضَبٍ عَلَىٰ غَضَبٍۢ ۚ وَلِلْكَٰفِرِينَ عَذَابٌۭ مُّهِينٌۭ ﴿٩٠﴾

    به چه بد بهایی خود را فروختند تا از سر زیاده‌خواهی دربارهٔ آنچه خدا فرو فرستاده است حق‌پوشی کنند، که چرا خدا از افزون‌بخشی‌اش بر هر کس از بندگانش که بخواهد فرو می‌فرستد؟! پس به خشمی بر خشمی در افتادند و حق‌پوشان عذابی خوارکننده خواهند داشت.

    Notes on the translation (4)
    • «بغی» به‌معنای «طلب شدید و زیاده‌خواهی» است.
    • توضیح مربوط به معنای «فضل» در آیهٔ ۶۴ همین سوره گذشت.
    • جملهٔ «أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ...» بیان ریشهٔ زیاده‌خواهی آنان است و توضیح می‌دهد حسادتشان نسبت به نازل شدن وحی بر دیگران موجب کفر آنها می‌شود؛ لذا «چرا» به ترجمه اضافه شد تا این مفهوم منتقل شود.
    • توضیح معنای مادهٔ «بوء» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۱ همین سوره گذشت.
    Proposed in post #2187 · 25 Jan 2022
  91. 91

    وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ ءَامِنُوا۟ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُوا۟ نُؤْمِنُ بِمَآ أُنزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرُونَ بِمَا وَرَآءَهُۥ وَهُوَ ٱلْحَقُّ مُصَدِّقًۭا لِّمَا مَعَهُمْ ۗ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنۢبِيَآءَ ٱللَّهِ مِن قَبْلُ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٩١﴾

    و هرگاه به آنها گفته شود: «به آنچه خدا فرو فرستاده ایمان آورید.» می‌گویند: «ما به آنچه بر خودمان فرو فرستاده شده ایمان می‌آوریم.» و دربارهٔ آنچه پس از آن است حق‌پوشی می‌کنند، با آنکه حق است و تأییدکنندهٔ چیزی است که همراه آنهاست. بگو: «اگر مؤمن‌اید، پس چرا قبلاً پیامبران خدا را می‌کشتید؟

    Notes on the translation (1)
    • «وراء» به‌معنی «پس و پشت» است.
    Proposed in post #2187 · 25 Jan 2022
  92. 92

    ۞ وَلَقَدْ جَآءَكُم مُّوسَىٰ بِٱلْبَيِّنَٰتِ ثُمَّ ٱتَّخَذْتُمُ ٱلْعِجْلَ مِنۢ بَعْدِهِۦ وَأَنتُمْ ظَٰلِمُونَ ﴿٩٢﴾

    و قطعاً موسی دلایل روشن را برایتان آورد، آن‌گاه شما پس از او در حالی که ستمگر بودید، گوساله را برگزیدید.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2187 · 25 Jan 2022
  93. 93

    وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَٰقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ ٱلطُّورَ خُذُوا۟ مَآ ءَاتَيْنَٰكُم بِقُوَّةٍۢ وَٱسْمَعُوا۟ ۖ قَالُوا۟ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُوا۟ فِى قُلُوبِهِمُ ٱلْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ ۚ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُم بِهِۦٓ إِيمَٰنُكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٩٣﴾

    و آن‌گاه که از شما تعهد گرفتیم و طور را بر فرازتان برافراشتیم؛ «آنچه را به شما دادیم محکم بگیرید و بشنوید.» گفتند: «شنیدیم و نافرمانی کردیم.» و آن گوساله بر اثر حق‌پوشی آنها با دل‌هاشان آمیخته شد. بگو: «اگر مؤمن‌اید، ایمانتان به چه بد چیزی فرمانتان می‌دهد!

    Notes on the translation (1)
    • «اشراب شدن» به‌معنی «آمیخته شدن دو رنگ با هم» یا «آمیخته شدن آب با اعضای کسی که آن را می‌نوشد» است. منظور از «آمیخته شدن گوساله در دل آنها» این است که محبت گوساله‌پرستی با دل‌های آنها عجین شد.
    Proposed in post #2187 · 25 Jan 2022
  94. 94

    قُلْ إِن كَانَتْ لَكُمُ ٱلدَّارُ ٱلْءَاخِرَةُ عِندَ ٱللَّهِ خَالِصَةًۭ مِّن دُونِ ٱلنَّاسِ فَتَمَنَّوُا۟ ٱلْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿٩٤﴾

    بگو: «اگر سرای واپسین نزد خدا اختصاصاً از آنِ شماست، نه دیگر مردمان، پس اگر راست می‌گویید، آرزوی مرگ کنید.

    Notes on the translation (1)
    • «خالصة» به‌معنی «ویژه و بی‌آمیختگی با دیگران» است و با «من دون الناس» تأکید می‌شود؛ لذا «اختصاصاً … نه دیگر مردمان» ترجمه شد.
    Proposed in post #2189 · 30 Jan 2022
  95. 95

    وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًۢا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٩٥﴾

    ولی به‌خاطر آنچه دستاوردشان از پیش فرستاده، هرگز هیچ‌گاه چنین آرزویی نخواهند کرد. و خدا ستمگران را می‌شناسد.

    Notes on the translation (2)
    • با توجه به اینکه «لن» برای «نفی ابد» به‌کار می‌رود، اگر همراه با آن «أبداً» نیز به‌عنوان تأکید ذکر شده باشد، لازم است معادلی چون «هیچ‌گاه» برای آن در نظر گرفته شود.
    • «تقدیم» در لغت به‌معنی «در پیش قرار دادن» یا «جلو انداختن» است و ترکیب اصطلاحی «ما قدّمت أیدیهم» معنای «کارهایی که قبلاً انجام داده و از پیش فرستاده‌اند» را بیان می‌کند و با توجه به فاعل بودن «أیدی» از تعبیر «دستاورد» استفاده و «از پیش فرستادن» به آن نسبت داده شد.
    Proposed in post #2189 · 30 Jan 2022
  96. 96

    وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ ٱلنَّاسِ عَلَىٰ حَيَوٰةٍۢ وَمِنَ ٱلَّذِينَ أَشْرَكُوا۟ ۚ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍۢ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِۦ مِنَ ٱلْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ ۗ وَٱللَّهُ بَصِيرٌۢ بِمَا يَعْمَلُونَ ﴿٩٦﴾

    و قطعاً آنها را از همهٔ مردم و از کسانی که شرک ورزیدند، حریص‌تر به نوعی زندگی خواهی یافت؛ یکی از آنها دوست دارد هزار سال به او عمر داده شود، در حالی که حتی اگر چنین عمری به او بدهند، دورکنندهٔ او از عذاب نخواهد بود؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهند بیناست.

    Notes on the translation (5)
    • اگرچه برای «حرص» معادل فارسی «آز» وجود دارد، ولی کاربرد خودش در فارسی بیشتر است.
    • نکره آمدن «حیاة» حاوی نکتهٔ مهمی است؛ زیرا انتظار این بود که اینجا طبق روال عادی «الحیاة» بیاید. گویا این تعبیر برای تحقیر این زندگی است و می‌خواهد بگوید آنها حاضرند به هر نوع زندگی تن دهند.
    • «ودد» به‌معنی «تمایل داشتن» و مرحله‌ای از «محبت» است. اگرچه این ماده برای «آرزو داشتن» نیز به‌کار می‌رود، ولی در تعابیر رایج فارسی برای همین مفهوم از «دوست داشتن» استفاده می‌شود که به معنای اصلی ماده نزدیک‌تر است.
    • «لو» پس از «یودّ» مصدریه است و «یُعمَّر» فعل مجهول است و باید به همین صورت ترجمه شود.
    • فاعل «ما هو بمزحزحه»، «أن یعمّر» است؛ یعنی خودِ عمر داده شدن، او را از عذاب دور نمی‌کند.
    Proposed in post #2189 · 30 Jan 2022
  97. 97

    قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّۭا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُۥ نَزَّلَهُۥ عَلَىٰ قَلْبِكَ بِإِذْنِ ٱللَّهِ مُصَدِّقًۭا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًۭى وَبُشْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿٩٧﴾

    بگو: «هر کس دشمن جبرئیل باشد، او که به‌راستی آن را به اذن خدا به‌عنوان تأییدکنندهٔ آنچه پیش از خودش بود و به‌عنوان راهبری و بشارتی برای مؤمنان بر دل تو فرو فرستاده است.

    Notes on the translation (4)
    • پاسخ شرط «هر کس دشمن جبرئیل باشد» در این آیه ذکر نشده و عبارت «او که به‌راستی آن را... فرو فرستاده است» جانشین آن شده است؛ یعنی دشمنی با او وجهی ندارد، زیرا او قرآن را به اذن خدا بر دل تو فرود آورده است. همچنین می‌توان پیامد این دشمنی را همان دانست که در پایان آیهٔ بعد آمده است، زیرا در آنجا نام جبرئیل دوباره در شمار کسانی آمده که دشمنی با آنان دشمنی با خداست.
    • «اذن» به‌معنی «علم و آگاهی همراه با موافقت»، «اجازه» یا «رخصت» است، ولی در فارسی خود کلمهٔ «اذن» کاربرد روشن‌تر و بیشتری دارد.
    • توضیح مربوط به ترجمهٔ «بین یدیه» در آیهٔ ۶۶ همین سوره بیان شد.
    • ترجمه نشدن «بشارت» به «مژده» به‌سبب رایج‌تر بودن خود این واژه در فارسی است.
    Proposed in post #2189 · 30 Jan 2022
  98. 98

    مَن كَانَ عَدُوًّۭا لِّلَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَرُسُلِهِۦ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَىٰلَ فَإِنَّ ٱللَّهَ عَدُوٌّۭ لِّلْكَٰفِرِينَ ﴿٩٨﴾

    هر کس دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگان او و جبرئیل و میکائیل باشد، پس به‌راستی خدا دشمن حق‌پوشان است.

    Notes on the translation (2)
    • با توجه به تفاوت اسلوب عطف ضمایر در فارسی و عربی، ترجمهٔ ضمیرهای پس از «ملائکة» و «رسل» تکرار نشد.
    • اگرچه می‌توان در ترجمهٔ «فإنّ الله...» مفاهیمی چون «باید بداند» را در پرانتز آورد، ولی با توجه به ذکر نشدن اصل آن در آیه بهتر است در ترجمه نیز مقدّر بماند.
    Proposed in post #2189 · 30 Jan 2022
  99. 99

    وَلَقَدْ أَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ءَايَٰتٍۭ بَيِّنَٰتٍۢ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَآ إِلَّا ٱلْفَٰسِقُونَ ﴿٩٩﴾

    و قطعاً نشانه‌هایی روشن به‌سوی تو فرو فرستاده‌ایم و جز نابه‌کاران نسبت به آنها حق‌پوشی نمی‌کنند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2191 · 4 Feb 2022
  100. 100

    أَوَكُلَّمَا عَٰهَدُوا۟ عَهْدًۭا نَّبَذَهُۥ فَرِيقٌۭ مِّنْهُم ۚ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿١٠٠﴾

    آیا هر بار که پیمانی می‌بندند گروهی از آنها آن را دور می‌اندازند؟ آری بیشترشان ایمان نمی‌آورند.

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «نبذ» به‌معنی «انداختن چیزی در پشت سر یا پیش رو» است که در فارسی معمولاً به‌صورت «دور انداختن» به‌کار می‌رود.
    • یکی از معانی «بل» در زبان عربی «اضراب انتقالی» است که محتوای جملهٔ قبل را تأیید و نکتهٔ مهم‌تری را در کنار آن مطرح می‌کند. به‌نظر می‌رسد نزدیک‌ترین معادل این کاربرد در فارسی «آری» باشد.
    Proposed in post #2191 · 4 Feb 2022
  101. 101

    وَلَمَّا جَآءَهُمْ رَسُولٌۭ مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ مُصَدِّقٌۭ لِّمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌۭ مِّنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ كِتَٰبَ ٱللَّهِ وَرَآءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٠١﴾

    و چون فرستاده‌ای از جانب خدا نزدشان آمد که تأییدکنندهٔ چیزی است که همراه آنهاست، گروهی از کسانی که به ایشان کتاب داده شده است کتاب خدا را پشت سرشان انداختند، آن‌سان که گویی نمی‌دانند.

    Notes on the translation (1)
    • توضیح مربوط به معنای «مصدّق» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۱ گذشت.
    Proposed in post #2191 · 4 Feb 2022
  102. 102

    وَٱتَّبَعُوا۟ مَا تَتْلُوا۟ ٱلشَّيَٰطِينُ عَلَىٰ مُلْكِ سُلَيْمَٰنَ ۖ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَٰنُ وَلَٰكِنَّ ٱلشَّيَٰطِينَ كَفَرُوا۟ يُعَلِّمُونَ ٱلنَّاسَ ٱلسِّحْرَ وَمَآ أُنزِلَ عَلَى ٱلْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَٰرُوتَ وَمَٰرُوتَ ۚ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَآ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌۭ فَلَا تَكْفُرْ ۖ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَيْنَ ٱلْمَرْءِ وَزَوْجِهِۦ ۚ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۚ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنفَعُهُمْ ۚ وَلَقَدْ عَلِمُوا۟ لَمَنِ ٱشْتَرَىٰهُ مَا لَهُۥ فِى ٱلْءَاخِرَةِ مِنْ خَلَٰقٍۢ ۚ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا۟ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمْ ۚ لَوْ كَانُوا۟ يَعْلَمُونَ ﴿١٠٢﴾

    و از آنچه شیاطین در پادشاهی سلیمان تلاوت می‌نمودند پیروی کردند. و سلیمان حق‌پوشی نکرد، بلکه این شیاطین بودند که حق‌پوشی کردند. جادوگری و آنچه در بابل به دو فرشتهٔ هاروت و ماروت فرو فرستاده شده بود را به مردم آموزش می‌دادند، در حالی که آن‌دو به کسی چیزی آموزش نمی‌دادند مگر اینکه بگویند: «به‌راستی که ما فقط وسیلهٔ آزمایش‌ایم، پس حق‌پوشی نکن.» پس، از آن دو چیزهایی می‌آموختند که به‌وسیلهٔ آن میان فرد و همسرش جدایی اندازند. که البته جز به اذن خدا با آن به کسی زیان نمی‌رساندند. و چیزهایی را می‌آموختند که به زیانشان بود و سودی برایشان نداشت. و قطعاً می‌دانستند که هر کس آن را بستاند در سرای واپسین هیچ دستاورد اخلاقی نخواهد داشت. و به چه بد بهایی خود را فروختند، اگر می‌دانستند!

    Notes on the translation (4)
    • توضیح مربوط به مفهوم «تلاوت» و نیز «الکتاب» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ همین سوره گذشت.
    • «لکنّ» گاهی علاوه بر استدراک حاوی معنای تأکید است؛ لذا از تعبیر «این شیاطین بودند که» استفاده شد تا به این نکته توجه شود.
    • یکی از معانی و کاربردهای مادهٔ «فتن» در عربی «آزمودن و آزمایش کردن» است.
    • «خلاق» از «خُلُق» و به‌معنی «فضیلت و دستاوردی است که انسان به‌واسطهٔ اخلاق خود به‌دست می‌آورد» و با «نصیب» و «حظّ» تفاوت دارد؛ لذا «دستاورد اخلاقی» ترجمه شد.
    Proposed in post #2191 · 4 Feb 2022
  103. 103

    وَلَوْ أَنَّهُمْ ءَامَنُوا۟ وَٱتَّقَوْا۟ لَمَثُوبَةٌۭ مِّنْ عِندِ ٱللَّهِ خَيْرٌۭ ۖ لَّوْ كَانُوا۟ يَعْلَمُونَ ﴿١٠٣﴾

    اما چنانچه آنها ایمان می‌آوردند و پروا می‌کردند، قطعاً پاداشی که از جانب خدا باشد بهتر است؛ اگر می‌دانستند!

    Notes on the translation (2)
    • ترجمهٔ «و» در ابتدای آیه به «امّا» برای نشان دادن ارتباط جمله با آیات قبل است.
    • از آنجا که «من عندالله» متعلّق به فعل محذوف است باید در ترجمه از فعلی چون «باشد» استفاده کرد.
    Proposed in post #2196 · 19 Feb 2022
  104. 104

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَقُولُوا۟ رَٰعِنَا وَقُولُوا۟ ٱنظُرْنَا وَٱسْمَعُوا۟ ۗ وَلِلْكَٰفِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ ﴿١٠٤﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید نگویید: «عهده‌دار امور ما باش»، بلکه بگویید: «ناظر ما باش» و گوش کنید. و حق‌پوشان عذابی دردناک خواهند داشت.

    Notes on the translation (3)
    • «راعنا» از مادهٔ «رعي» بیانگر مفهوم «حفظ و مراقبت همراه با بر عهده گرفتن امور» است و بر همین اساس برای اشاره به «چوپان» و «حاکم» از واژهٔ «راعي» استفاده می‌شود. پس منظور آیه این است که توقع نداشته باشید پیامبر خدا عهده‌دار امور شما باشد.
    • «انظرنا» از مادهٔ «نظر» به‌معنی «نگریستن و دیدن با دقت» است و با توجه به توضیح بیشتر این آیه در آیهٔ ۴۶ سورهٔ نساء و آمدن «انظرنا» در برابر «اسمع غیر مسمع» می‌فهمیم منظور از آن، تن دادن به نظارت دقیق رسول خداست.
    • اغلب مفسران و مترجمان «راعنا» را به‌معنی «مراعات ما را بکن» دانسته و همهٔ توجه خود را در بیان پیام این آیه بر روایاتی متمرکز ساخته‌اند که به کاربرد اهانت‌آمیز این واژه در زبان یهودیان اشاره دارد. آنها بر همین اساس، «انظرنا» را تعبیری محترمانه از همان معنای «رعایت حال کردن» در نظر گرفته و گفته‌اند پیام آیه تأکید بر محترمانه صحبت کردن با پیامبر خداست. این در حالی است که این آیه نکتهٔ مهم‌تری را دربارهٔ نقش پیامبر در هدایت و نظارت بر مردم بیان می‌کند و آحاد جامعه را مسئول بر عهده گرفتن امور خویش و موظف به اطاعت از پیامبر و تن دادن به نظارت او می‌داند. لذا حتی اگر آن روایات (که فاقد سند و منبع معتبر است) را بپذیریم، نباید مخالفت قرآن با منطق «راعنا» و «اسمع غیر مسمع» را به مخالفت با کاربرد تمسخرآمیز یک واژه تقلیل دهیم.
    Proposed in post #2196 · 19 Feb 2022
  105. 105

    مَّا يَوَدُّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ وَلَا ٱلْمُشْرِكِينَ أَن يُنَزَّلَ عَلَيْكُم مِّنْ خَيْرٍۢ مِّن رَّبِّكُمْ ۗ وَٱللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِۦ مَن يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ ذُو ٱلْفَضْلِ ٱلْعَظِيمِ ﴿١٠٥﴾

    نه آن دسته از اهل کتاب که حق‌پوشی کردند و نه مشرکان دوست ندارند هیچ خیری از جانب خداوندگارتان بر شما فرو فرستاده شود، ولی خدا هر که را بخواهد به رحمتش ویژه گرداند و خدا دارای افزون‌بخشی سترگ است.

    Notes on the translation (3)
    • با توجه به متعدی و مجهول بودن «ینزّل» ترجمه‌هایی چون «نازل شود» یا «فرو آید» و امثال آن دقیق نیست.
    • تعبیر «یختصّ» به‌معنی «منحصر به فرد و ویژه قرار دادن» است که تعلّق «برحمته» به آن می‌تواند به‌معنی «برخوردار کردن از رحمتی انحصاری» یا «منحصر به‌فرد کردن کسی از سر رحمت» باشد. لذا در ترجمه از تعبیر «به رحمتش ویژه گرداند» استفاده شد تا با هر دو معنی سازگار باشد.
    • به‌منظور ایجاد تفاوت میان «کبیر» و «عظیم» در ترجمهٔ اولی از «بزرگ» و در دومی از «سترگ» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #2196 · 19 Feb 2022
  106. 106

    ۞ مَا نَنسَخْ مِنْ ءَايَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍۢ مِّنْهَآ أَوْ مِثْلِهَآ ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ ﴿١٠٦﴾

    هر نشانه‌ای را جایگزین کنیم یا از یادها ببریم بهتر از آن یا مانندش را خواهیم آورد. آیا نمی‌دانی که به‌راستی خدا بر هر کاری تواناست؟

    Notes on the translation (2)
    • «نسخ» در لغت به‌معنی «از میان برداشتن چیزی و جایگزین کردن چیزی دیگر» است.
    • «ننسها» به‌معنی «به دست فراموشی سپردن» است. البته اگر آن را «ننسئها» قرائت کنیم به‌معنی «به تأخیر انداختن» خواهد بود.
    Proposed in post #2196 · 19 Feb 2022
  107. 107

    أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ ٱللَّهَ لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۗ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ ٱللَّهِ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا نَصِيرٍ ﴿١٠٧﴾

    مگر نمی‌دانی این خداست که زمامداری آسمان‌ها و زمین از آن اوست و شما غیر از خدا سرپرست و حمایت‌کننده‌ای ندارید؟

    Notes on the translation (3)
    • ترجمهٔ «ألم تعلم» به‌صورت تحت‌اللفظی «آیا ندانستی» است، ولی این تعبیر در زبان فارسی رایج نیست.
    • «ولي» به‌معنی «کسی که تدبیر و رسیدگی به امور دیگری را بر عهده می‌گیرد و اراده‌اش در این امور اولویت دارد» است که در تعابیر رایج به چنین کسی «سرپرست» یا «گردانندهٔ امور» می‌گویند.
    • معنای مادهٔ «نصر» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۸ همین سوره بیان شد.
    Proposed in post #2199 · 25 Feb 2022
  108. 108

    أَمْ تُرِيدُونَ أَن تَسْـَٔلُوا۟ رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَىٰ مِن قَبْلُ ۗ وَمَن يَتَبَدَّلِ ٱلْكُفْرَ بِٱلْإِيمَٰنِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ ﴿١٠٨﴾

    یا اینکه می‌خواهید از فرستاده‌تان درخواست کنید، همان‌گونه که قبلاً از موسی درخواست شد؟ و هر کس حق‌پوشی را جایگزین ایمان کند، قطعاً راه میانه را گم کرده است.

    Notes on the translation (3)
    • ترجمهٔ «أم» به «یا اینکه» برای نشان دادن ارتباط جمله با قبل است.
    • با توجه به اینکه موضوع درخواست در آیه ذکر نشده، اضافه کردن نکاتی دیگر به ترجمه صحیح نیست، همان‌گونه که جمع بستن درخواست و مانند آن نیز از دقت ترجمه می‌کاهد.
    • «سواء السبیل» اگر از باب اضافهٔ صفت به موصوف و اصل آن «السبیل السواء» باشد به‌معنی «راه میانه» است، ولی اگر آن را اضافه‌ای عادی بدانیم باید آن را «میانهٔ راه» ترجمه کنیم.
    Proposed in post #2199 · 25 Feb 2022
  109. 109

    وَدَّ كَثِيرٌۭ مِّنْ أَهْلِ ٱلْكِتَٰبِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّنۢ بَعْدِ إِيمَٰنِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًۭا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّنۢ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ ٱلْحَقُّ ۖ فَٱعْفُوا۟ وَٱصْفَحُوا۟ حَتَّىٰ يَأْتِىَ ٱللَّهُ بِأَمْرِهِۦٓ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ ﴿١٠٩﴾

    بسیاری از اهل کتاب بعد از اینکه حق بر آنها آشکار شد ــ به‌خاطر حسادتی از جانب خودشان ــ دوست دارند شما را پس از ایمان آوردنتان دوباره به افرادی حق‌پوش تبدیل کنند. پس در گذرید و نادیده بگیرید تا خدا فرمانش را پیش آورد که به‌راستی خدا بر هر کاری تواناست.

    Notes on the translation (3)
    • اگرچه «ودّ» ماضی است، اما از آنجا که حالتی مستمر را بیان می‌کند بهتر است مضارع ترجمه شود.
    • تعبیر «دوباره تبدیل کردن» آورده شد تا مشخص شود منظور، برگرداندن آنها به همان شرایطی است که قبلاً بودند.
    • «عفو» به‌معنی «گذشت کردن و عقوبت نکردن» و «صفح» به‌معنی «کنار گذاشتن، روی گرداندن و توجه نکردن» است که چیزی بیش از گذشت کردن یعنی «از دل بیرون کردن» را بیان می‌کند. نزدیک‌ترین تعبیر فارسی برای این مفهوم «نادیده گرفتن» است.
    Proposed in post #2199 · 25 Feb 2022
  110. 110

    وَأَقِيمُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتُوا۟ ٱلزَّكَوٰةَ ۚ وَمَا تُقَدِّمُوا۟ لِأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍۢ تَجِدُوهُ عِندَ ٱللَّهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ ﴿١١٠﴾

    و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و هر آنچه از خوبی برای خودتان از پیش بفرستید آن را نزد خدا خواهید یافت که به‌راستی خدا به آنچه انجام می‌دهید بیناست.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2199 · 25 Feb 2022
  111. 111

    وَقَالُوا۟ لَن يَدْخُلَ ٱلْجَنَّةَ إِلَّا مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَٰرَىٰ ۗ تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ ۗ قُلْ هَاتُوا۟ بُرْهَٰنَكُمْ إِن كُنتُمْ صَٰدِقِينَ ﴿١١١﴾

    و گفتند هرگز کسی وارد بهشت نخواهد شد مگر آنکه یهودی یا نصرانی باشد؛ این آرزوهای واهی آنهاست؛ بگو اگر راست می‌گویید دلیل روشنتان را بیاورید.

    Notes on the translation (2)
    • «أماني» جمع «اُمنیّة» به‌معنی «آرزوی دروغین» است؛ یعنی آنچه واقعیت ندارد و شدنی نیست ولی چون دوست‌داشتنی است آن را مفروض می‌گیرند. رایج‌ترین تعبیر در فارسی برای این مفهوم، «آرزوی واهی» است.
    • مادهٔ «بره» به‌معنی «سفید و روشن کردن» است و به چیزی که روشن و محکم باشد اطلاق می‌شود و بیشتر برای «دلیل روشن» به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #2202 · 5 Mar 2022
  112. 112

    بَلَىٰ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُۥ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌۭ فَلَهُۥٓ أَجْرُهُۥ عِندَ رَبِّهِۦ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿١١٢﴾

    نه این‌چنین نیست؛ هر کس در حالی که نیکوکار باشد روی خود را تسلیم خدا قرار دهد پاداشش را نزد خداوندگارش خواهد داشت و نه هیچ بیمی بر ایشان می‌رود و نه اندوهگین می‌شوند.

    Notes on the translation (1)
    • بنا بر تصریح کتب لغت، یکی از معانی «بلی» نفی و استدراک مطلب قبلی است و در این آیه نیز برای نفی ادعای متکبرانهٔ دیندارانی آمده است که فقط خود را اهل نجات می‌دانند.
    Proposed in post #2202 · 5 Mar 2022
  113. 113

    وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ لَيْسَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ عَلَىٰ شَىْءٍۢ وَقَالَتِ ٱلنَّصَٰرَىٰ لَيْسَتِ ٱلْيَهُودُ عَلَىٰ شَىْءٍۢ وَهُمْ يَتْلُونَ ٱلْكِتَٰبَ ۗ كَذَٰلِكَ قَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ ۚ فَٱللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ فِيمَا كَانُوا۟ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿١١٣﴾

    و یهودیان گفتند: «نصرانی‌ها هیچ ارزشی ندارند» و نصرانی‌ها گفتند: «یهودیان هیچ ارزشی ندارند» در حالی که آنها کتاب را تلاوت می‌کنند. همان‌گونه کسانی که نمی‌دانند نیز شبیه سخن آنها را گفتند؛ ولی خدا در روز رستاخیز در آنچه آنها درباره‌اش اختلاف داشتند میانشان داوری خواهد کرد.

    Notes on the translation (3)
    • منظور از تعبیر «لیس علی شيئ» این است که «هیچ بهره‌ای از حقیقت ندارد و کاملاً باطل است». نزدیک‌ترین تعبیر رایج فارسی در این زمینه را می‌توان «هیچ ارزشی نداشتن» دانست.
    • «فاء» در ابتدای جملهٔ پایانی برای جمع‌بندی و بیان موضع قرآن در برابر خودبرتربینی‌های دینی است، لذا «ولی» ترجمه شد.
    • توضیح مربوط به «تلاوت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ همین سوره گذشت.
    Proposed in post #2202 · 5 Mar 2022
  114. 114

    وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن مَّنَعَ مَسَٰجِدَ ٱللَّهِ أَن يُذْكَرَ فِيهَا ٱسْمُهُۥ وَسَعَىٰ فِى خَرَابِهَآ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَن يَدْخُلُوهَآ إِلَّا خَآئِفِينَ ۚ لَهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا خِزْىٌۭ وَلَهُمْ فِى ٱلْءَاخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ ﴿١١٤﴾

    و چه کسی ستمکارتر از کسی است که نمی‌گذارد در مساجد الهی نام او برده شود و در راه ویرانی آنها تلاش می‌کند؟ چنین کسانی حق ندارند جز با بیمناکی وارد آنها شوند. آنان در این دنیا درماندگی‌ای دارند و در سرای واپسین عذابی سترگ خواهند داشت.

    Notes on the translation (1)
    • معنای «خزي» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۵ همین سوره بیان شد. استفاده از تعبیر «درماندگی‌ای» برای اشاره به نکره بودن این واژه است.
    Proposed in post #2202 · 5 Mar 2022
  115. 115

    وَلِلَّهِ ٱلْمَشْرِقُ وَٱلْمَغْرِبُ ۚ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا۟ فَثَمَّ وَجْهُ ٱللَّهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ وَٰسِعٌ عَلِيمٌۭ ﴿١١٥﴾

    و مشرق و مغرب از آنِ خداست؛ پس به هر جا رو بگردانید رخسار خدا آنجاست. به‌راستی که خدا در بر گیرنده‌ای داناست.

    Notes on the translation (2)
    • با ترجمهٔ «وجه» به «رخسار» علاوه بر پرهیز از تکرار «روی» که در «رو گرداندن» ذکر شده بود، از تعبیری استفاده شد که نوعی تشبیه و مجاز را در بر داشته باشد.
    • از آنجا که در آیهٔ ۷ سورهٔ غافر در عبارت «وسعتَ کلّ شیئ رحمة و علماً» مادهٔ «وسع» دربارهٔ ویژگی خدا به‌معنی «در بر گرفتن و احاطه داشتن» به‌کار رفته است، در اینجا نیز «واسع» «در بر گیرنده» به‌معنی کسی که همه جا هست و همه چیز را در بر می‌گیرد ترجمه شد.
    Proposed in post #2204 · 10 Mar 2022
  116. 116

    وَقَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدًۭا ۗ سُبْحَٰنَهُۥ ۖ بَل لَّهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ كُلٌّۭ لَّهُۥ قَٰنِتُونَ ﴿١١٦﴾

    و گفتند خدا فرزندی گرفته در حالی که او از هر نقصی منزّه است؛ نه چنین نیست و آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ اوست و همگی خاضعانه فرمانبردار اویند.

    Notes on the translation (2)
    • یکی از معانی «بل» نفی جملهٔ پیش است؛ لذا به «نه چنین نیست» ترجمه شد.
    • مادهٔ «قنت» به‌معنی «اطاعت همراه با تواضع و تسلیم» است.
    Proposed in post #2204 · 10 Mar 2022
  117. 117

    بَدِيعُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ ۖ وَإِذَا قَضَىٰٓ أَمْرًۭا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ ﴿١١٧﴾

    او مبتکر آسمان‌ها و زمین است و هر گاه موضوعی را حتمی کند فقط به آن می‌گوید: «باش» و می‌شود.

    Notes on the translation (3)
    • «بدیع» به‌معنی «پدیدآورندهٔ چیزی نو و بی‌سابقه» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «مبتکر» می‌گویند.
    • برخلاف اغلب ترجمه‌ها که «قضی» را به‌معنی «اراده کردن» گرفته‌اند این ماده به‌معنی «حکم کردن و قطعی کردن و نهایی کردن» است که در تعابیر رایج به آن «حتمی کردن» می‌گویند.
    • «أمر» به‌معنی «طلب کردن چیزی از جایگاه بالا» است و برای «موضوعی که مطلوب یا مهم باشد» نیز به‌کار می‌رود. در فارسی برای این مفهوم از «موضوع»، «کار» و خود «امر» و در تعابیر عامیانه‌تر از «چیز» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #2204 · 10 Mar 2022
  118. 118

    وَقَالَ ٱلَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ لَوْلَا يُكَلِّمُنَا ٱللَّهُ أَوْ تَأْتِينَآ ءَايَةٌۭ ۗ كَذَٰلِكَ قَالَ ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ ۘ تَشَٰبَهَتْ قُلُوبُهُمْ ۗ قَدْ بَيَّنَّا ٱلْءَايَٰتِ لِقَوْمٍۢ يُوقِنُونَ ﴿١١٨﴾

    و کسانی که نمی‌دانند گفتند چرا خدا با ما سخن نمی‌گوید یا برای ما نشانه‌ای نمی‌آید. کسانی که پیش از آنها بودند نیز همانند سخن ایشان را گفتند. دل‌هایشان مشابه هم است. ما نشانه‌ها را برای گروهی که باور دارند روشن ساخته‌ایم.

    Notes on the translation (1)
    • اگرچه در اینجا منظور از «آیة» همان «معجزه» است، ولی در ترجمه باید به تعبیر خود قرآن پایبند بود.
    Proposed in post #2204 · 10 Mar 2022
  119. 119

    إِنَّآ أَرْسَلْنَٰكَ بِٱلْحَقِّ بَشِيرًۭا وَنَذِيرًۭا ۖ وَلَا تُسْـَٔلُ عَنْ أَصْحَٰبِ ٱلْجَحِيمِ ﴿١١٩﴾

    به‌راستی که ما تو را بر مبنایی درست به‌عنوان مژده‌دهنده و هشداردهنده فرستادیم و تو مسئولیتی در قبال اهل دوزخ نداری.

    Notes on the translation (2)
    • «به حق» بودن یک کار به‌معنی درست بودن مبنای آن است.
    • اگرچه «لا تسأل» به‌صورت تحت‌اللفظی به‌معنی «پرسیده نمی‌شوی» است، اما اینجا «مسئولیت نداشتن» مفهوم مناسب‌تری برای آن است.
    Proposed in post #2204 · 10 Mar 2022
  120. 120

    وَلَن تَرْضَىٰ عَنكَ ٱلْيَهُودُ وَلَا ٱلنَّصَٰرَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ ۗ قُلْ إِنَّ هُدَى ٱللَّهِ هُوَ ٱلْهُدَىٰ ۗ وَلَئِنِ ٱتَّبَعْتَ أَهْوَآءَهُم بَعْدَ ٱلَّذِى جَآءَكَ مِنَ ٱلْعِلْمِ ۙ مَا لَكَ مِنَ ٱللَّهِ مِن وَلِىٍّۢ وَلَا نَصِيرٍ ﴿١٢٠﴾

    نه یهودیان و نه نصرانی‌ها تا از آیین آنها پیروی نکنی هرگز از تو راضی نخواهند شد. بگو: «به‌راستی راهبری واقعی راهبری خداست». و اگر پس از آنچه به‌عنوان دانش برایت فراهم آمده است، هوس‌های آنان را پیروی کنی، در برابر خدا سرپرست و حمایت‌کننده‌ای نخواهی داشت.

    Notes on the translation (3)
    • «ملّة» از مادهٔ «ملل» به‌معنی «محدودیت و تنگنا» است و از آن جهت که «آیین» موجب محدودیت‌هایی در زندگی می‌شود، برای این مفهوم نیز به‌کار می‌رود.
    • «من الله» در «ما لک من الله» را نمی‌توان به‌معنی «از جانب خدا» دانست. زیرا این ترکیب بارها در قرآن به‌معنی «در برابر خدا» به‌کار رفته است؛ مانند: «ما لهم من الله من عاصم» (یونس، ۲۷) و «ما لهم من الله من واق» (رعد، ۳۴) «فلن تملک له من الله شیئاً» (مائده، ۴۱) و «فمن یملک لکم من الله شیئاً ان اراد بکم ضرّاً» (فتح، ۱۱).
    • با توجه به بیانیه بودن «من» مفهوم آن با تعبیر «به‌عنوان» ترجمه شد.
    Proposed in post #2210 · 21 Mar 2022
  121. 121

    ٱلَّذِينَ ءَاتَيْنَٰهُمُ ٱلْكِتَٰبَ يَتْلُونَهُۥ حَقَّ تِلَاوَتِهِۦٓ أُو۟لَٰٓئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِۦ ۗ وَمَن يَكْفُرْ بِهِۦ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْخَٰسِرُونَ ﴿١٢١﴾

    کسانی که به آنها کتاب دادیم، آن را چنان که شایستهٔ تلاوت کردنش است تلاوت می‌کنند؛ ایشان‌اند که به آن ایمان می‌آورند و هر کس نسبت به آن حق‌پوشی کند، چنین کسانی همان زیانکاران‌اند.

    Notes on the translation (3)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ گذشت، با توجه به اینکه «تلاوت» نوع خاصی از خواندن است، استفاده از خودش مناسب‌تر به‌نظر می‌رسد.
    • اگرچه این آیه دربارهٔ همهٔ اهل کتاب نیست و منظور، گروهی از آنهاست که کتاب خود را آن‌گونه که باید تلاوت می‌کنند، ولی این نکته را باید از قرائن دیگر و در هنگام تفسیر آیه بیان کرد و افزودن «و» قبل از ترجمهٔ «یتلونه» برای نشان دادن این نکته از دقت ترجمه کم می‌کند.
    • استفاده از تعبیر «همان» برای نشان دادن اجمالی تأثیر «هم» به‌عنوان ضمیر فصل در بیان انحصار است.
    Proposed in post #2210 · 21 Mar 2022
  122. 122

    يَٰبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتِىَ ٱلَّتِىٓ أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّى فَضَّلْتُكُمْ عَلَى ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿١٢٢﴾

    ای بنی‌اسرائیل، آن نعمتم را که بر شما بخشیدم و اینکه بر جهانیان برتری‌تان دادم را به‌یاد آورید.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به توضیح ترجمهٔ «أنعمت علیهم» در سورهٔ حمد، اینجا نیز از همان تعبیر استفاده شد.
    Proposed in post #2210 · 21 Mar 2022
  123. 123

    وَٱتَّقُوا۟ يَوْمًۭا لَّا تَجْزِى نَفْسٌ عَن نَّفْسٍۢ شَيْـًۭٔا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌۭ وَلَا تَنفَعُهَا شَفَٰعَةٌۭ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿١٢٣﴾

    و پروای روزی را داشته باشید که کسی چیزی را به‌جای کسی ادا نمی‌کند و تاوانی از او پذیرفته نمی‌شود و هیچ اعمال نفوذی برایش سودبخش نیست و از آنها حمایتی نخواهد شد.

    Notes on the translation (1)
    • توضیح مربوط به معنی «تجزی عن» و «عدل» و «شفاعت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۸ ارائه شده است.
    Proposed in post #2210 · 21 Mar 2022
  124. 124

    ۞ وَإِذِ ٱبْتَلَىٰٓ إِبْرَٰهِۦمَ رَبُّهُۥ بِكَلِمَٰتٍۢ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّى جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًۭا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِى ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِى ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿١٢٤﴾

    و آن‌گاه که خداوندگار ابراهیم او را با کلمه‌هایی آزمود و وی آنها را کامل کرد، فرمود: به‌راستی تو را برای مردم پیشوا قرار می‌دهم. گفت: و از دودمانم؟ فرمود: پیمان من به ستمگران نمی‌رسد.

    Notes on the translation (4)
    • با توجه به معنای عمیق و گستردهٔ «کلمه» در قرآن و دیگر کتب آسمانی، بهتر است به‌جای ترجمه از همان تعبیر استفاده شود.
    • تعبیر «اتمام» در قرآن بارها به‌کار رفته و همه‌جا به‌معنی «کامل کردن و به نهایت رساندن» است.
    • اگرچه این آیه به نکاتی مهم دربارهٔ امامت اشاره دارد و در اغلب ترجمه‌ها به برخی از این نکته‌ها اشاره شده است، ولی به‌نظر می‌رسد جایگاه بیان این‌گونه مطالب در تفسیر است و نه ترجمه.
    • «ذرر» به‌معنی «پراکنده و منتشر کردن» است و به نسل و فرزندان از آن جهت که باعث گسترش و پراکندگی نام و آثار فرد می‌شوند «ذرّیه» گفته می‌شود. معادل فارسی این واژه «دودمان» است که در آن نیز به‌گونه‌ای معنای انتشار و پراکندگی وجود دارد.
    Proposed in post #2212 · 7 Apr 2022
  125. 125

    وَإِذْ جَعَلْنَا ٱلْبَيْتَ مَثَابَةًۭ لِّلنَّاسِ وَأَمْنًۭا وَٱتَّخِذُوا۟ مِن مَّقَامِ إِبْرَٰهِۦمَ مُصَلًّۭى ۖ وَعَهِدْنَآ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِۦمَ وَإِسْمَٰعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِىَ لِلطَّآئِفِينَ وَٱلْعَٰكِفِينَ وَٱلرُّكَّعِ ٱلسُّجُودِ ﴿١٢٥﴾

    و هنگامی که خانه را محلّ گردهمایی مردم و امن قرار دادیم ــ و از جایگاه قیام ابراهیم جایی برای نماز برگیرید ــ و به ابراهیم و اسماعیل سفارش کردیم که خانه‌ام را برای طواف‌کنندگان و معتکفان و رکوع و سجده‌کنندگان پاکیزه گردانید.

    Notes on the translation (3)
    • «مثابة» در لغت به‌معنی محل اجتماع و جایی است که افراد پس از متفرق شدن به آنجا باز می‌گردند.
    • با توجه به اینکه «مقام ابراهیم» نام محل مشخصی در کنار کعبه است می‌توان از همین نام در ترجمه استفاده کرد؛ اما از آنجا که دربارهٔ مفهوم این واژه برداشت‌های دیگری نیز وجود دارد و برخی آن را به‌معنی تمام مناسک حج به‌عنوان نماد قیام الهی حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) و مانند آن دانسته‌اند، برای آن از معادل «جایگاه قیام» استفاده شد تا هم بر آن سنگ خاص که محل ایستادن آن حضرت شناخته می‌شود صدق کند و هم با سایر برداشت‌ها سازگاری داشته باشد.
    • تعبیر «عهد الی» به‌معنی «سفارش کردن به کسی» است.
    Proposed in post #2212 · 7 Apr 2022
  126. 126

    وَإِذْ قَالَ إِبْرَٰهِۦمُ رَبِّ ٱجْعَلْ هَٰذَا بَلَدًا ءَامِنًۭا وَٱرْزُقْ أَهْلَهُۥ مِنَ ٱلثَّمَرَٰتِ مَنْ ءَامَنَ مِنْهُم بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ ۖ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُۥ قَلِيلًۭا ثُمَّ أَضْطَرُّهُۥٓ إِلَىٰ عَذَابِ ٱلنَّارِ ۖ وَبِئْسَ ٱلْمَصِيرُ ﴿١٢٦﴾

    و چون ابراهیم گفت: «ای خداوندگار من، اینجا را سرزمینی امن قرار ده و آن کس از اهلش را که به خدا و روز واپسین ایمان آورد از محصولات روزی ده.» فرمود: «اما کسی را که حق‌پوشی کند اندکی بهره‌مند خواهم ساخت و سپس او را بدون اینکه چاره‌ای داشته باشد دچار عذاب آتش خواهم کرد که چه بد سرانجامی است.

    Notes on the translation (2)
    • «بلد» به‌معنی «سرزمینی دارای مرز» است و معنایی اعم از «شهر» دارد.
    • «اضطرّه الی» به‌معنی «قرار دادن کسی در شرایط سختی که چاره‌ای از آن نخواهد یافت» است.
    Proposed in post #2212 · 7 Apr 2022
  127. 127

    وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَٰهِۦمُ ٱلْقَوَاعِدَ مِنَ ٱلْبَيْتِ وَإِسْمَٰعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّآ ۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ ﴿١٢٧﴾

    و هنگامی که ابراهیم همراه با اسماعیل پایه‌های خانه را بالا می‌برد: «ای خداوندگار ما، از ما بپذیر که به‌راستی تویی که شنوا و دانایی.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به تأخیر و تفکیک «اسماعیل» از «ابراهیم» که فاعل «یرفع» است، در ترجمه نیز باید نقش اصلی به «ابراهیم» داده شود و «اسماعیل» به‌عنوان همراه او ذکر گردد.
    Proposed in post #2212 · 7 Apr 2022
  128. 128

    رَبَّنَا وَٱجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَآ أُمَّةًۭ مُّسْلِمَةًۭ لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ ۖ إِنَّكَ أَنتَ ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ ﴿١٢٨﴾

    ای خداوندگار ما، ما را تسلیم خودت قرار ده و از دودمان ما امّتی را تسلیم خودت بدار و راه و رسم بندگی‌مان را نشانمان ده و بر ما رو آور که به‌راستی تویی که بسیار بازگشت‌کنندهٔ به گناهکاران و مهربانی.

    Notes on the translation (2)
    • «منسک» به‌معنی «قربانگاه» است، ولی قرآن این واژه را در معنایی گسترده‌تر شامل همهٔ اعمال و روش‌های بندگی و تقرّب به خدا به‌کار برده است.
    • توضیح مربوط به معنای «توبهٔ خدا» در ترجمهٔ آیه ۳۷ این سوره گذشت.
    Proposed in post #2212 · 7 Apr 2022
  129. 129

    رَبَّنَا وَٱبْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًۭا مِّنْهُمْ يَتْلُوا۟ عَلَيْهِمْ ءَايَٰتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ ۚ إِنَّكَ أَنتَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ ﴿١٢٩﴾

    ای خداوندگار ما، از ایشان در میانشان فرستاده‌ای را برانگیز تا نشانه‌هایت را بر آنها تلاوت کند و کتاب و حکمت را به آنها بیاموزد و آنها را پاکی و رشد دهد؛ به‌راستی تویی که عزتمند و فرزانه‌ای.

    Notes on the translation (3)
    • توضیح مربوط به واژهٔ «تلاوت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ گذشت.
    • «تزکیه» هم به‌معنی «پاک کردن» است و هم به‌معنی «رشد دادن».
    • اگرچه می‌توان برای «عزت» و «حکمت» معادل‌هایی در نظر گرفت، ولی در زبان متداول فارسی همین واژه‌ها بیش از هر معادلی به‌کار می‌رود؛ ولی صفت «حکیم» برای خدا را «فرزانه» ترجمه می‌کنیم.
    Proposed in post #2214 · 13 Apr 2022
  130. 130

    وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَٰهِۦمَ إِلَّا مَن سَفِهَ نَفْسَهُۥ ۚ وَلَقَدِ ٱصْطَفَيْنَٰهُ فِى ٱلدُّنْيَا ۖ وَإِنَّهُۥ فِى ٱلْءَاخِرَةِ لَمِنَ ٱلصَّٰلِحِينَ ﴿١٣٠﴾

    و چه کسی به آیین ابراهیم بی‌اعتنایی می‌کند مگر آن کس که خود را به بی‌خردی می‌افکند؟ در حالی که به‌راستی وی را در دنیا برگزیده‌ایم و قطعاً او در سرای واپسین از شایستگان خواهد بود.

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «رغب» اگر همراه با «عن» بیاید به‌معنی «بی‌اعتنایی و بی‌میلی» است.
    • «سفاهت» در لغت به‌معنی «کم‌خردی» است و «سفه نفسه» برای کسی به‌کار می‌رود که «دست به کاری می‌زند که خود را به بی‌عقلی می‌کشاند».
    Proposed in post #2214 · 13 Apr 2022
  131. 131

    إِذْ قَالَ لَهُۥ رَبُّهُۥٓ أَسْلِمْ ۖ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿١٣١﴾

    آن‌گاه که خداوندگارش به او گفت تسلیم باش و او گفت: «تسلیم خداوندگار جهانیان شدم.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2214 · 13 Apr 2022
  132. 132

    وَوَصَّىٰ بِهَآ إِبْرَٰهِۦمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَٰبَنِىَّ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰ لَكُمُ ٱلدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿١٣٢﴾

    و ابراهیم فرزندانش را بدان سفارش کرد و یعقوب نیز، که ای فرزندان من، به‌راستی خدا برای شما دین را برگزیده است؛ پس مبادا جز در حالی که تسلیم‌اید بمیرید.

    Notes on the translation (2)
    • از آنجا که فاعل «وصّی» ابراهیم است، محوریت آن حضرت باید در ترجمه لحاظ شود و یعقوب که به صورت جداگانه مطرح و به او عطف شده است، باید در همان حد نقش داشته باشد.
    • برای نشان دادن معرفه بودن «دین» همین که به‌صورت «دینی» ترجمه نشود کافی است و با توجه به اینکه در آیه، تعابیری چون «هذا» نیامده است، نیازی به افزودن چیز دیگری در ترجمه نیست؛ به‌ویژه آنکه «دین» در قرآن به‌معنی «روش و مبنای درست و حساب‌شدهٔ زندگی» است.
    Proposed in post #2214 · 13 Apr 2022
  133. 133

    أَمْ كُنتُمْ شُهَدَآءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ ٱلْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنۢ بَعْدِى قَالُوا۟ نَعْبُدُ إِلَٰهَكَ وَإِلَٰهَ ءَابَآئِكَ إِبْرَٰهِۦمَ وَإِسْمَٰعِيلَ وَإِسْحَٰقَ إِلَٰهًۭا وَٰحِدًۭا وَنَحْنُ لَهُۥ مُسْلِمُونَ ﴿١٣٣﴾

    مگر آن‌گاه که مرگ یعقوب فرا رسید حضور داشتید؟ وقتی به پسرانش گفت: «پس از من چه چیزی را می‌پرستید؟» گفتند: «معبود تو و معبود پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را می‌پرستیم که معبودی است یگانه و ما تسلیم اوییم.

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «شهد» در اصل به‌معنی «حضور همراه با علم و آگاهی» است و با توجه به سیاق جمله گاهی جنبهٔ «حضور» و گاهی جنبهٔ «آگاهی و گواهی» در آن برجستگی و در ترجمه بازتاب پیدا می‌کند.
    • برای «اله» در کتب لغت معانی متعددی ذکر شده است که رایج‌ترین و متناسب‌ترین آنها «معبود» یا «کسی که در برابر او خضوع و پرستش می‌شود» است.
    Proposed in post #2216 · 23 Apr 2022
  134. 134

    تِلْكَ أُمَّةٌۭ قَدْ خَلَتْ ۖ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ ۖ وَلَا تُسْـَٔلُونَ عَمَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿١٣٤﴾

    آنها امتی بودند که دوران آنها سپری شده است. دستاوردهای آنها از آنِ خودشان و دستاوردهای شما از آنِ خودتان است و شما دربارهٔ آنچه آنها انجام می‌دادند بازخواست نخواهید شد.

    Notes on the translation (1)
    • «خلا» و «خلت» وقتی دربارهٔ زمان به‌کار برود به‌معنی «سپری شدن» و «گذشتن زمان» است.
    Proposed in post #2216 · 23 Apr 2022
  135. 135

    وَقَالُوا۟ كُونُوا۟ هُودًا أَوْ نَصَٰرَىٰ تَهْتَدُوا۟ ۗ قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَٰهِۦمَ حَنِيفًۭا ۖ وَمَا كَانَ مِنَ ٱلْمُشْرِكِينَ ﴿١٣٥﴾

    و گفتند: «یهودی یا نصرانی باشید تا راه یابید.» بگو: «بلکه آیین حق‌طلبانهٔ ابراهیم؛ که از مشرکان نبود.

    Notes on the translation (3)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ سورهٔ حمد بیان شد، «هدایت» در قرآن به‌معنی «راهنمایی» نیست، بلکه به‌معنی «راهبری» و «راه‌یابی» است.
    • مادهٔ «حنف» به‌معنی «انحراف و تمایل» است و قرآن «کسی که به حق تمایل می‌یابد و از قالب‌های تقلیدی ادیان رسمی انحراف پیدا می‌کند» را «حنیف» می‌نامد. این لقب ابتدا از سوی متولیان ادیان برای مذمّت و منحرف خواندن چنین افرادی به‌کار می‌رفته است، ولی قرآن این روحیه را می‌ستاید و دین حقیقی را حق‌طلبی می‌داند.
    • از آنجا که جملهٔ «بل ملة ابراهیم...» به سخن یهودیان و مسیحیانی که دین خود را شرط نجات و هدایت می‌دانستند پاسخ می‌دهد، فعل مقدر این جمله از همان سخن به‌دست می‌آید و مشخص می‌شود معنای آیه این است که «ملاک و شرط هدایت، حق‌طلبی است.»
    Proposed in post #2216 · 23 Apr 2022
  136. 136

    قُولُوٓا۟ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَآ أُنزِلَ إِلَىٰٓ إِبْرَٰهِۦمَ وَإِسْمَٰعِيلَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ وَٱلْأَسْبَاطِ وَمَآ أُوتِىَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَمَآ أُوتِىَ ٱلنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍۢ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُۥ مُسْلِمُونَ ﴿١٣٦﴾

    بگویید: «به خدا و آنچه به‌سوی ما فرو فرستاده شد و آنچه به‌سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان فرو فرستاده شد و آنچه به موسی و عیسی داده شد و آنچه از جانب خداوندگارشان به پیامبران داده شد ایمان آوردیم و میان هیچ‌یک از آنها فرق نمی‌گذاریم و ما تسلیم اوییم.

    Notes on the translation (2)
    • «سبط» در لغت به‌معنی «نواده» یعنی «فرزند فرزند» است و این واژه به‌عنوان اصطلاحی خاص دربارهٔ فرزندان دوازده‌گانهٔ حضرت یعقوب (علیه‌السلام) و سپس فرزندان و نوادگان هر یک از آنها که قبیله‌ای از قبایل بنی‌اسرائیل را تشکیل دادند به‌کار رفته است.
    • در ترجمه باید میان «انزل علی» و «انزل الی» تفاوت وجود داشته باشد.
    Proposed in post #2216 · 23 Apr 2022
  137. 137

    فَإِنْ ءَامَنُوا۟ بِمِثْلِ مَآ ءَامَنتُم بِهِۦ فَقَدِ ٱهْتَدَوا۟ ۖ وَّإِن تَوَلَّوْا۟ فَإِنَّمَا هُمْ فِى شِقَاقٍۢ ۖ فَسَيَكْفِيكَهُمُ ٱللَّهُ ۚ وَهُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ ﴿١٣٧﴾

    پس اگر به مانند آنچه شما بدان ایمان آورده‌اید ایمان آوردند قطعاً راه یافته‌اند، ولی اگر رویگردان شدند جز این نیست که در ستیزه‌اند. پس به‌زودی خدا تو را در برابر آنها کفایت خواهد کرد که او شنوای داناست.

    Notes on the translation (2)
    • اغلب مترجمان قرآن بدون توجه به کلمهٔ «مثل» در آیه آن را به‌گونه‌ای ترجمه کرده‌اند که گویا قرآن تنها شرط هدایت را مسلمان شدن می‌داند، این در حالی است که این آیه هنوز در حال پاسخ به ادعای انحصارطلبانهٔ یهودیان و مسیحیانی است که پیروی از دین خاصی را شرط نجات و هدایت می‌دانستند. لذا می‌فرماید: اگر شما بر اساس حق‌طلبی (که در آیهٔ قبل بر آن تأکید شد) به حقیقتی ایمان آورده‌اید و خود را اهل هدایت می‌دانید، دیگران هم اگر همین‌گونه به حقایقی شبیه آن ایمان آورده باشند آنها نیز هدایت متناسب با وسع خود را به‌دست آورده‌اند.
    • «شقاق» به‌معنی «شکاف و جدایی» و نقطهٔ مقابل «وفاق» است و در قرآن همه‌جا به‌معنی «توافق نداشتن و ستیزه کردن» به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #2216 · 23 Apr 2022
  138. 138

    صِبْغَةَ ٱللَّهِ ۖ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ ٱللَّهِ صِبْغَةًۭ ۖ وَنَحْنُ لَهُۥ عَٰبِدُونَ ﴿١٣٨﴾

    رنگی که خدا به آن آغشته کرده است؛ و چه کسی نیکوتر از خدا به رنگ آغشته می‌کند؟ و ما پرستندهٔ اوییم.

    Notes on the translation (2)
    • از آنجا که این آیه همچون سه آیهٔ گذشته و چند آیهٔ بعد درصدد پاسخ به ادعای انحصارطلبانهٔ اهل کتاب در وابسته دانستن نجات به پیروی از دین آنهاست، فعل مقدّر جمله همان فعلی است که در «بل ملة ابراهیم حنیفاً» در تقدیر گرفتیم. یعنی باید در ابتدای ترجمه، عبارت «ملاک نجات را این می‌دانم:» را در تقدیر گرفت. در واقع این آیه تأکیدی بر پاسخ قبلی است که ملاک قرار دادن وجدان انسانی را راه نجات معرفی می‌کرد، ولی این بار از تعبیر «صبغة» استفاده می‌کند که مسیحیان برای غسل تعمید به‌کار می‌بردند و آن را نشانهٔ مسیحی بودن و شرط نجات معرفی می‌کردند؛ ولی قرآن در برابر این انحصارطلبی دینی، رنگ و ساختاری را که خدا به همهٔ انسان‌ها بخشیده است ملاک نجات می‌داند.
    • بر اساس توضیح لغت‌شناسان و با توجه به تعبیر «صبغٍ للآکلین» در آیه‌ای دیگر از قرآن که این واژه را برای غذایی که نان را در آن آغشته می‌کنند به‌کار برده، «صبغة» به‌معنی «فرو بردن و آغشته کردن در چیزی که باعث تغییر رنگ می‌شود» است. مسیحیان نیز به همین خاطر از این تعبیر برای فرو بردن بچه‌ها در آب مقدس استفاده می‌کردند.
    Proposed in post #2222 · 2 May 2022
  139. 139

    قُلْ أَتُحَآجُّونَنَا فِى ٱللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَآ أَعْمَٰلُنَا وَلَكُمْ أَعْمَٰلُكُمْ وَنَحْنُ لَهُۥ مُخْلِصُونَ ﴿١٣٩﴾

    بگو آیا بر سر خدا با ما بحث می‌کنید؟ در حالی که او خداوندگار ما و خداوندگار شماست و اعمال ما از آنِ ما و اعمال شما از آنِ شماست و ما مخلص اوییم.

    Notes on the translation (2)
    • در کاربردهای رایج فارسی به «محاجّه کردن در یک موضوع» می‌گویند: «بحث کردن بر سر یک موضوع».
    • اگرچه منظور از «نحن له مخلصون» این است که «ما اعمال خود را برای او خالص می‌کنیم» یا «برای او اخلاص می‌ورزیم» ولی تعبیر «مخلص اوییم» رایج‌تر و همه‌فهم‌تر است.
    Proposed in post #2222 · 2 May 2022
  140. 140

    أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَٰهِۦمَ وَإِسْمَٰعِيلَ وَإِسْحَٰقَ وَيَعْقُوبَ وَٱلْأَسْبَاطَ كَانُوا۟ هُودًا أَوْ نَصَٰرَىٰ ۗ قُلْ ءَأَنتُمْ أَعْلَمُ أَمِ ٱللَّهُ ۗ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَتَمَ شَهَٰدَةً عِندَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ ۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿١٤٠﴾

    یا می‌گویید: «ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان ویژه، یهودی یا نصرانی بودند»؟! بگو: «شما بهتر می‌دانید یا خدا؟» و چه کسی ستمگرتر است از آن که گواهی‌ای را که از جانب خدا نزد اوست کتمان کند؟ و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست.

    Notes on the translation (1)
    • اگرچه خود واژهٔ «شهادة» در فارسی رایج است، ولی از آنجا که شاید در برخی کاربردها با معنای «کشته شدن در راه خدا» اشتباه شود، بهتر است «گواهی» ترجمه شود.
    Proposed in post #2222 · 2 May 2022
  141. 141

    تِلْكَ أُمَّةٌۭ قَدْ خَلَتْ ۖ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ ۖ وَلَا تُسْـَٔلُونَ عَمَّا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿١٤١﴾

    آنها امتی بودند که دوران آنها سپری شده است. دستاوردهای آنها از آنِ خودشان و دستاوردهای شما از آنِ خودتان است و شما دربارهٔ آنچه آنها انجام می‌دادند بازخواست نخواهید شد.

    Notes on the translation (1)
    • توضیحات ترجمهٔ این آیه در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۴ گذشت.
    Proposed in post #2222 · 2 May 2022
  142. 142

    ۞ سَيَقُولُ ٱلسُّفَهَآءُ مِنَ ٱلنَّاسِ مَا وَلَّىٰهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ ٱلَّتِى كَانُوا۟ عَلَيْهَا ۚ قُل لِّلَّهِ ٱلْمَشْرِقُ وَٱلْمَغْرِبُ ۚ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ ﴿١٤٢﴾

    به‌زودی مردمان بی‌خرد خواهند گفت: «چه چیزی آنها را از قبله‌ای که بر آن بودند برگرداند؟» بگو: «مشرق و مغرب از آنِ خداست و هر کس را بخواهد به راه راست و استوار راهبری می‌کند.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2225 · 12 May 2022
  143. 143

    وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَٰكُمْ أُمَّةًۭ وَسَطًۭا لِّتَكُونُوا۟ شُهَدَآءَ عَلَى ٱلنَّاسِ وَيَكُونَ ٱلرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًۭا ۗ وَمَا جَعَلْنَا ٱلْقِبْلَةَ ٱلَّتِى كُنتَ عَلَيْهَآ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ ٱلرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ ۚ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى ٱلَّذِينَ هَدَى ٱللَّهُ ۗ وَمَا كَانَ ٱللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَٰنَكُمْ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِٱلنَّاسِ لَرَءُوفٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿١٤٣﴾

    و همان‌گونه شما را امتی میانه قرار دادیم تا گواهانی بر مردم باشید و این فرستاده گواه بر شما باشد. و قبله‌ای که بر آن بودی را قرار ندادیم مگر برای اینکه آنهایی که از این فرستاده پیروی می‌کنند را از کسانی که عقبگرد می‌کنند بشناسیم؛ هر چند که آن جز برای کسانی که خدا راهبریشان کرده باشد، سنگین است. و این‌گونه نیست که خدا ایمان شما را از بین ببرد. به‌راستی خدا نسبت به مردم بارأفت و مهربان است.

    Notes on the translation (4)
    • «الرسول» به‌معنی «فرستاده» است و نه «پیامبر» و با توجه به داشتن الف و لام تعریف، منظور از آن، این فرستادهٔ خاص خداست.
    • «عقِب» به‌معنی «عصب پشت پا» است و «بازگشتن روی عقب دو پا» کنایه از «عقبگرد کردن» و «انصراف از انجام کار» است.
    • اگرچه مفعول «هدی الله» در آیه ذکر نشده، ولی از سیاق جمله قابل فهم است.
    • «ضایع کردن» به‌معنی «نابود کردن» و «تلف کردن» است و منظور این آیه از «خدا ایمان شما را ضایع نمی‌کند» این است که «نمازهایی که به‌سوی قبلهٔ قبلی خواندید از بین نخواهد رفت».
    Proposed in post #2225 · 12 May 2022
  144. 144

    قَدْ نَرَىٰ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِى ٱلسَّمَآءِ ۖ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةًۭ تَرْضَىٰهَا ۚ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ ۚ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا۟ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُۥ ۗ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ ۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ﴿١٤٤﴾

    قطعاً زیر و زبر شدن رویت را در آسمان می‌بینیم و حتماً تو را به‌سوی قبله‌ای که آن را می‌پسندی بر می‌گردانیم. پس رویت را به‌سمت مسجدالحرام برگردان و هر جا بودید رویتان را به‌سوی آن برگردانید. و کسانی که به آنها کتاب داده شده است حتماً می‌دانند که آن حق و از جانب خداوندگارشان است. و خدا از آنچه می‌کنند غافل نیست.

    Notes on the translation (3)
    • «تقلّب» در لغت به‌معنی «زیر و رو شدن» است و در قرآن نیز بارها به همین معنا به‌کار رفته است.
    • «شطر» گاهی به‌معنی «نصف» و گاهی به‌معنی «سمت و جهت» است و در این آیه به‌معنای دوم به‌کار رفته است.
    • با توجه به معرفه بودن «الحقّ» در «أنّه الحقّ من ربّک» نمی‌توان آن را «حقیقتی است از جانب خداوندگارت» ترجمه کرد، بلکه در این عبارت دو نکتهٔ «حق و درست بودن» و «از طرف خدا بودن» مطرح شده است.
    Proposed in post #2225 · 12 May 2022
  145. 145

    وَلَئِنْ أَتَيْتَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ بِكُلِّ ءَايَةٍۢ مَّا تَبِعُوا۟ قِبْلَتَكَ ۚ وَمَآ أَنتَ بِتَابِعٍۢ قِبْلَتَهُمْ ۚ وَمَا بَعْضُهُم بِتَابِعٍۢ قِبْلَةَ بَعْضٍۢ ۚ وَلَئِنِ ٱتَّبَعْتَ أَهْوَآءَهُم مِّنۢ بَعْدِ مَا جَآءَكَ مِنَ ٱلْعِلْمِ ۙ إِنَّكَ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿١٤٥﴾

    و اگر برای آنان که به ایشان کتاب داده شده هر نشانه‌ای بیاوری از قبلهٔ تو پیروی نمی‌کنند و تو نیز پیرو قبلهٔ آنها نیستی و گروهی از آنها نیز پیرو قبلهٔ گروهی دیگر نیستند. و اگر پس از آنچه به‌عنوان دانش برایت فراهم آمده است، هوس‌های آنان را پیروی کنی، در این صورت حتماً از ستمکاران خواهی بود.

    Proposed in post #2225 · 12 May 2022
  146. 146

    ٱلَّذِينَ ءَاتَيْنَٰهُمُ ٱلْكِتَٰبَ يَعْرِفُونَهُۥ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَآءَهُمْ ۖ وَإِنَّ فَرِيقًۭا مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ ٱلْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿١٤٦﴾

    کسانی که به آنها کتاب داده‌ایم او را همان‌گونه می‌شناسند که پسرانشان را می‌شناسند و به‌راستی گروهی از آنها با اینکه می‌دانند قطعاً حق را کتمان می‌کنند.

    Proposed in post #2225 · 12 May 2022
  147. 147

    ٱلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ ۖ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ ٱلْمُمْتَرِينَ ﴿١٤٧﴾

    همهٔ حقایق از جانب خداوندگار توست؛ پس مبادا از تردیدکنندگان باشی.

    Notes on the translation (2)
    • اگرچه این آیه بر حق بودن موضوع تغییر قبله تأکید دارد، ولی با توجه به آمدن الف و لام استغراق بر سر «حق»، اصلی کلی‌تر را بیان می‌کند که شامل موضوع خاص آیه نیز می‌شود
    • برای نشان دادن تأثیر نون تأکید در «لاتکوننَّ» از واژهٔ «مبادا» استفاده شد.
    Proposed in post #2229 · 19 May 2022
  148. 148

    وَلِكُلٍّۢ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا ۖ فَٱسْتَبِقُوا۟ ٱلْخَيْرَٰتِ ۚ أَيْنَ مَا تَكُونُوا۟ يَأْتِ بِكُمُ ٱللَّهُ جَمِيعًا ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ ﴿١٤٨﴾

    و هر کس قبله‌گاهی دارد که به آن رو می‌کند، پس در خوبی‌ها از یکدیگر پیشی بگیرید که هر جا باشید خدا همهٔ شما را گرد خواهد آورد. به‌راستی که خدا بر هر کاری تواناست.

    Notes on the translation (1)
    • «وجهة» به‌معنی «جا یا چیزی که به آن رو می‌کنند» است و با توجه به اینکه هم موضوع این آیات «قبله» بود و هم در فارسی به مقاصد مهم «قبله‌گاه» گفته می‌شود از این تعبیر در ترجمه استفاده شد.
    Proposed in post #2229 · 19 May 2022
  149. 149

    وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ ۖ وَإِنَّهُۥ لَلْحَقُّ مِن رَّبِّكَ ۗ وَمَا ٱللَّهُ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿١٤٩﴾

    و از هر جا که بیرون آمدی پس رویت را به‌سوی مسجد الحرام بگردان که به‌راستی قطعاً این حق و از جانب خداوندگارت است و خدا از آنچه می‌کنید غافل نیست.

    Notes on the translation (1)
    • «حیث» ظرف مکان به‌معنی «جایی که» یا «آنجا که» است.
    Proposed in post #2229 · 19 May 2022
  150. 150

    وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ ۚ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّوا۟ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُۥ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلَّا ٱلَّذِينَ ظَلَمُوا۟ مِنْهُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَٱخْشَوْنِى وَلِأُتِمَّ نِعْمَتِى عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٥٠﴾

    و از هر جا که بیرون آمدی پس رویت را به‌سوی مسجد الحرام بگردان و هر جا که بودید پس رویتان را به‌سوی مسجد الحرام بگردانید تا مردم دلیلی بی‌پاسخ علیه شما نداشته باشند، مگر ستمگران از آنها که از آنان نترسید و از من بترسید و تا نعمتم را بر شما تمام کنم و باشد که راه یابید.

    Notes on the translation (2)
    • «حجت» به‌معنی «دلیل و مدرکی که یکی از طرفین دعوا ارائه می‌دهد و طرف مقابل پاسخی برای آن ندارد» است.
    • «خشیت» نوع خاصی از ترس شدید است که در برابر عظمت و مهابت چیزی به‌وجود می‌آید، اما «خوف» ترسی است که از نگرانی حاصل می‌شود. لذا در آیات قرآن، «خوف» را «بیم» و «خشیت» را بسته به شیوه کاربردش «ترس» یا خود «خشیت» ترجمه می‌کنیم.
    Proposed in post #2229 · 19 May 2022
  151. 151

    كَمَآ أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولًۭا مِّنكُمْ يَتْلُوا۟ عَلَيْكُمْ ءَايَٰتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُوا۟ تَعْلَمُونَ ﴿١٥١﴾

    همان‌گونه که فرستاده‌ای از خودتان را در میان شما فرستادیم که نشانه‌های ما را برایتان تلاوت می‌کند و شما را پاکی و رشد می‌دهد و به شما کتاب و حکمت می‌آموزد و به شما چیزی را یاد می‌دهد که امکان دانستن آن را نداشتید.

    Notes on the translation (2)
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۹ این سوره نکاتی دربارهٔ معنای «تزکیه» و «حکمت» بیان شد.
    • تعبیر «لم‌تکونوا تعلمون» صرفاً از «ندانستن» سخن نمی‌گوید، بلکه می‌فرماید: «این‌گونه نبودید که بدانید» یعنی «توان و امکان دانستنش را نداشتید».
    Proposed in post #2229 · 19 May 2022
  152. 152

    فَٱذْكُرُونِىٓ أَذْكُرْكُمْ وَٱشْكُرُوا۟ لِى وَلَا تَكْفُرُونِ ﴿١٥٢﴾

    پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم و قدرشناس من باشید و با من حق‌نشناسی نکنید.

    Notes on the translation (2)
    • «شکر» در لغت به‌معنی «شناختن نعمت و بیان و سپاس آن» است.
    • «کفر» به‌معنی «پوشاندن حقیقت» است و جایی که در مقابل «شکر» به‌کار رود «پوشاندن و نادیده گرفتن حق صاحب نعمت» را بیان می‌کند که از آن به «حق‌نشناسی» تعبیر شد.
    Proposed in post #2233 · 24 May 2022
  153. 153

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱسْتَعِينُوا۟ بِٱلصَّبْرِ وَٱلصَّلَوٰةِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ ﴿١٥٣﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید از شکیبایی و نماز یاری بجویید که به‌راستی خدا با شکیبایان است.

    Notes on the translation (1)
    • اگرچه می‌توان میان «استعینوا بـ» و «استعینوا من» فرق گذاشت و اولی را «یاری بجویید به‌وسیلهٔ» و دومی را «یاری بجویید از» ترجمه کرد، ولی با توجه به اینکه در قرآن تعبیر «استعینوا بالله» نیز به‌کار رفته بهتر است در اینجا یکسان معنا شود.
    Proposed in post #2233 · 24 May 2022
  154. 154

    وَلَا تَقُولُوا۟ لِمَن يُقْتَلُ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمْوَٰتٌۢ ۚ بَلْ أَحْيَآءٌۭ وَلَٰكِن لَّا تَشْعُرُونَ ﴿١٥٤﴾

    و دربارهٔ کسی که در راه خدا کشته می‌شود نگویید: «آنها مرده‌اند»؛ بلکه زنده‌اند، ولی شما درک دقیقی ندارید.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به مرفوع بودن «اموات» و «احیاء» باید هر دو را خبر «هم» به‌عنوان مبتدای محذوف دانست و بر همان اساس ترجمه کرد.
    Proposed in post #2233 · 24 May 2022
  155. 155

    وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَىْءٍۢ مِّنَ ٱلْخَوْفِ وَٱلْجُوعِ وَنَقْصٍۢ مِّنَ ٱلْأَمْوَٰلِ وَٱلْأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَٰتِ ۗ وَبَشِّرِ ٱلصَّٰبِرِينَ ﴿١٥٥﴾

    و قطعاً شما را با چیزی از قبیل بیم و گرسنگی و کمبودی از نظر دارایی‌ها و جان‌ها و محصولات می‌آزماییم؛ و مژده بده شکیبایان را.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به اینکه هر دو «من» در این آیه «بیانیّه» است باید «از قبیل» و «از نظر» و مانند آن ترجمه شود.
    Proposed in post #2233 · 24 May 2022
  156. 156

    ٱلَّذِينَ إِذَآ أَصَٰبَتْهُم مُّصِيبَةٌۭ قَالُوٓا۟ إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّآ إِلَيْهِ رَٰجِعُونَ ﴿١٥٦﴾

    آنها که هر گاه مصیبتی به آنان برسد، گویند: «به‌راستی که ما از آنِ خداییم و قطعاً به‌سوی او باز می‌گردیم.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به تکرار «انّا» لازم است این تأکیدها در ترجمه بازتاب داشته باشد.
    Proposed in post #2233 · 24 May 2022
  157. 157

    أُو۟لَٰٓئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَٰتٌۭ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌۭ ۖ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُهْتَدُونَ ﴿١٥٧﴾

    بر چنین کسانی باد درودهایی و رحمتی از جانب خداوندگارشان؛ و آنهایند که راه‌یافتگان‌اند.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به معرفه بودن «المهتدون» و ذکر ضمیر فصل قبل از آن لازم است این واژه به‌گونه‌ای شناخته‌شده و برجسته ترجمه شود.
    Proposed in post #2233 · 24 May 2022
  158. 158

    ۞ إِنَّ ٱلصَّفَا وَٱلْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ ٱللَّهِ ۖ فَمَنْ حَجَّ ٱلْبَيْتَ أَوِ ٱعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا ۚ وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَإِنَّ ٱللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ ﴿١٥٨﴾

    صفا و مروه از نمادهای خداست؛ پس هر کس حج این خانه را بگزارد یا عمره به‌جا آورد، اینکه گرد آن دو را بپیماید، برایش انحرافی از حق حساب نمی‌شود. و هر کس داوطلبانه کار خیری انجام دهد قطعاً خدا قدردان و داناست.

    Notes on the translation (3)
    • «شعائر» جمع «شعیرة» به‌معنی «علامت، شعار و نمادی که یادآور چیزی باشد» است.
    • «تطوّع» به‌معنی «انجام داوطلبانهٔ کارهای غیر الزامی» است.
    • «جناح» به‌معنی «میل و انحراف از راه حق» است و دلیل معتبری بر اینکه معرّب «گناه» باشد به‌دست نیامد.
    Proposed in post #2235 · 26 May 2022
  159. 159

    إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَآ أَنزَلْنَا مِنَ ٱلْبَيِّنَٰتِ وَٱلْهُدَىٰ مِنۢ بَعْدِ مَا بَيَّنَّٰهُ لِلنَّاسِ فِى ٱلْكِتَٰبِ ۙ أُو۟لَٰٓئِكَ يَلْعَنُهُمُ ٱللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ ٱللَّٰعِنُونَ ﴿١٥٩﴾

    به‌راستی آنان که آنچه را فرو فرستادیم یعنی دلایل روشن و راهبری را پس از آنکه برای مردم در کتاب آشکارش ساختیم کتمان می‌کنند، چنین کسانی خدا نفرینشان می‌کند و نفرین‌کنندگان نفرینشان می‌کنند.

    Notes on the translation (2)
    • با توجه به بیانیّه بودن «مِن» به تعبیر رایج «یعنی» ترجمه شد.
    • توضیح معنای «لعن» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۸ همین سوره گذشت.
    Proposed in post #2235 · 26 May 2022
  160. 160

    إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُوا۟ وَأَصْلَحُوا۟ وَبَيَّنُوا۟ فَأُو۟لَٰٓئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنَا ٱلتَّوَّابُ ٱلرَّحِيمُ ﴿١٦٠﴾

    مگر آنان که توبه و اصلاح و آشکارسازی کنند که بر چنین افرادی رو می‌آورم و من بسیار بازگشت‌کنندهٔ به گناهکاران و مهربانم.

    Notes on the translation (1)
    • توضیح مربوط به معنای «توبهٔ خدا» و «توّاب» بودن او در ترجمهٔ آیه ۳۷ این سوره گذشت.
    Proposed in post #2235 · 26 May 2022
  161. 161

    إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَمَاتُوا۟ وَهُمْ كُفَّارٌ أُو۟لَٰٓئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ ٱللَّهِ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿١٦١﴾

    به‌راستی آنان که حق‌پوشی کردند و در حال حق‌پوشی مردند، نفرین خدا و فرشتگان و مردم، جملگی بر آنان باد.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به اینکه به‌نظر می‌رسد «أجمعین» قیدی برای همهٔ نفرین‌کنندگان یعنی خدا و فرشتگان و مردم باشد، از تعبیر «جملگی» در پایان اسامی آنها استفاده شد.
    Proposed in post #2235 · 26 May 2022
  162. 162

    خَٰلِدِينَ فِيهَا ۖ لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ ٱلْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿١٦٢﴾

    که جاودان باشند در آن و نه عذاب آنها سبک گردد و نه به آنها مهلتی داده شود.

    Notes on the translation (2)
    • توضیح مربوط به معنای «خلود» در ترجمهٔ آیه ۳۹ این سوره بیان شد.
    • «تخفیف» به‌معنی «سبک کردن» است و نه «کم کردن».
    Proposed in post #2235 · 26 May 2022
  163. 163

    وَإِلَٰهُكُمْ إِلَٰهٌۭ وَٰحِدٌۭ ۖ لَّآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلرَّحْمَٰنُ ٱلرَّحِيمُ ﴿١٦٣﴾

    و معبود شما معبودی یگانه است که معبودی جز آن مهربار مهربان نیست.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2237 · 29 May 2022
  164. 164

    إِنَّ فِى خَلْقِ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَٱخْتِلَٰفِ ٱلَّيْلِ وَٱلنَّهَارِ وَٱلْفُلْكِ ٱلَّتِى تَجْرِى فِى ٱلْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ ٱلنَّاسَ وَمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مِن مَّآءٍۢ فَأَحْيَا بِهِ ٱلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَآبَّةٍۢ وَتَصْرِيفِ ٱلرِّيَٰحِ وَٱلسَّحَابِ ٱلْمُسَخَّرِ بَيْنَ ٱلسَّمَآءِ وَٱلْأَرْضِ لَءَايَٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يَعْقِلُونَ ﴿١٦٤﴾

    به‌راستی که در آفرینش آسمان‌ها و زمین و پیاپی آمدن شب و روز و کشتی‌هایی که برای آنچه به مردم سود می‌رساند در دریا روان‌اند و آنچه خدا از آسمان فرو فرستاد یعنی آبی که زمین را پس از مرگش با آن زنده ساخت و در آن از هر نوع جنبده‌ای پراکند و جابه‌جایی بادها و ابرِ وا داشته شده میان آسمان و زمین، قطعاً نشانه‌هایی است برای گروهی که درک می‌کنند.

    Notes on the translation (4)
    • «اختلاف» از ریشهٔ «خلف» به‌معنی «پشت سر هم آمدن» یا «پیاپی آمدن» است. کاربرد این واژه برای «تفاوت» نیز بر مبنای همین ریشه و به‌معنی «پشت سر هم بودن دو کیفیت جداگانه» است.
    • «فُلک» به‌معنی «کشتی» از واژه‌هایی است که مفرد و جمع آن یکسان است و جمع بودنش از مؤنث شدنش فهمیده می‌شود.
    • «تصریف» به‌معنی «دگرگونی و جابه‌جایی» است.
    • «تسخیر» از ریشهٔ «سخر» است و مفهوم لغوی این ماده «چیزی یا کسی را همراه با ذلت و تحقیر به حالت و کاری مجبور کردن» است که در فارسی به آن «وا داشتن به کاری» می‌گویند.
    Proposed in post #2237 · 29 May 2022
  165. 165

    وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ ٱللَّهِ أَندَادًۭا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ ٱللَّهِ ۖ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَشَدُّ حُبًّۭا لِّلَّهِ ۗ وَلَوْ يَرَى ٱلَّذِينَ ظَلَمُوٓا۟ إِذْ يَرَوْنَ ٱلْعَذَابَ أَنَّ ٱلْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًۭا وَأَنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعَذَابِ ﴿١٦٥﴾

    و برخی از مردم کسانی‌اند که غیر از خدا رقیبانی را بر می‌گزینند و همچون دوست داشتن خدا آنها را دوست می‌دارند؛ ولی کسانی که ایمان آورده‌اند محبت شدیدتری به خدا دارند. و اگر کسانی که ستم کردند، آن‌گاه که عذاب را می‌بینند، می‌دیدند که نیرو جملگی از آنِ خداست و خدا به‌شدّت عذاب می‌دهد!

    Notes on the translation (2)
    • «ندّ» به‌معنی «مثل» نیست، بلکه به‌معنی «مشابه و هم‌ردیفی که سر دشمنی و جایگزینی دارد» است؛ لذا مناسب‌ترین معادل رایج برای آن در زبان فارسی «رقیب» خواهد بود.
    • اگرچه «شدید العذاب» را به‌صورت تحت‌اللفظی می‌توان «سخت‌کیفر» ترجمه کرد، ولی این ساختار و تعبیر در فارسی کاربرد چندانی ندارد و به‌خاطر تفاوت اسلوب زبان‌ها ناچاریم آن را با تعبیری روان‌تر بیان کنیم.
    Proposed in post #2237 · 29 May 2022
  166. 166

    إِذْ تَبَرَّأَ ٱلَّذِينَ ٱتُّبِعُوا۟ مِنَ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوا۟ وَرَأَوُا۟ ٱلْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ ٱلْأَسْبَابُ ﴿١٦٦﴾

    هنگامی که پیروی‌شدگان از پیروی‌کنندگان بیزاری جویند و عذاب را ببینند و همهٔ امکانات از آنها جدا شود.

    Notes on the translation (2)
    • «سبب» به‌معنی «پیوند» نیست، بلکه به‌معنی «وسیلهٔ تسلط» است که در تعبیر رایج فارسی به آن «امکانات» گفته می‌شود.
    • «قطع» به‌معنی «فاصله افتادن و جدا شدن» است.
    Proposed in post #2237 · 29 May 2022
  167. 167

    وَقَالَ ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوا۟ لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةًۭ فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا۟ مِنَّا ۗ كَذَٰلِكَ يُرِيهِمُ ٱللَّهُ أَعْمَٰلَهُمْ حَسَرَٰتٍ عَلَيْهِمْ ۖ وَمَا هُم بِخَٰرِجِينَ مِنَ ٱلنَّارِ ﴿١٦٧﴾

    و آنان که پیرو بودند می‌گویند کاش بازگشتی داشتیم تا همان‌گونه که آنها از ما بیزاری جستند از ایشان بیزاری می‌جستیم. بدان‌سان خدا کارهایشان را به‌گونه‌ای که افسوس‌هایی برایشان باشد نشانشان می‌دهد و آنها از آتش بیرون نمی‌آیند.

    Notes on the translation (1)
    • اگرچه اغلب مترجمان «خارجین» را «بیرون‌آمدنی» ترجمه کرده‌اند، ولی با توجه به اینکه واژهٔ «خارج» در حالت غیر نصب بر انجام کار دلالت می‌کند، این ترجمه دقیق به‌نظر نمی‌رسد.
    Proposed in post #2243 · 4 Jun 2022
  168. 168

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ كُلُوا۟ مِمَّا فِى ٱلْأَرْضِ حَلَٰلًۭا طَيِّبًۭا وَلَا تَتَّبِعُوا۟ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَٰنِ ۚ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌ ﴿١٦٨﴾

    ای مردم، از آنچه در زمین، حلال و پاکیزه است بخورید و گام‌به‌گام رفتن شیطان را دنبال نکنید که به‌راستی او دشمنی آشکار برای شماست.

    Notes on the translation (2)
    • با توجه به اینکه «حلالاً» حال از «ما» است در ترجمهٔ تحت‌اللفظی باید بگوییم: «از آنچه در زمین است در حالی که حلال و پاکیزه است بخورید».
    • «خطوة» به‌معنی «گام برداشتن» و «خطوات» به‌معنی «گام‌به‌گام رفتن» است.
    Proposed in post #2243 · 4 Jun 2022
  169. 169

    إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِٱلسُّوٓءِ وَٱلْفَحْشَآءِ وَأَن تَقُولُوا۟ عَلَى ٱللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾

    به‌راستی که او فقط شما را به بدی و زشتی آشکار فرمان می‌دهد و به اینکه چیزی را به خدا نسبت دهید که نمی‌دانید.

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «قول» وقتی با «علی» دربارهٔ کسی به‌کار رود به‌معنی «نسبت دادن چیزی» به اوست.
    • «فحشاء» به «کار یا گفتار زشتی که زشتی آن واضح و آشکار باشد» گفته می‌شود.
    Proposed in post #2243 · 4 Jun 2022
  170. 170

    وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُوا۟ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُوا۟ بَلْ نَتَّبِعُ مَآ أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ ءَابَآءَنَآ ۗ أَوَلَوْ كَانَ ءَابَآؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْـًۭٔا وَلَا يَهْتَدُونَ ﴿١٧٠﴾

    و آن‌گاه که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا فرو فرستاده است پیروی کنید» می‌گویند: «نه، ما چیزی را پیروی می‌کنیم که پدرانمان را بر آن یافته‌ایم.» آیا حتی اگر پدرانشان چیزی را درک نمی‌کردند و راه نمی‌یافتند؟!

    Notes on the translation (2)
    • همان‌گونه که قبلاً نیز گذشت، یکی از معانی«بل» «نفی جملهٔ قبل» است.
    • «ألفی» از مادهٔ «لفو» به‌معنی «یافتن» است.
    Proposed in post #2243 · 4 Jun 2022
  171. 171

    وَمَثَلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ كَمَثَلِ ٱلَّذِى يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَآءًۭ وَنِدَآءًۭ ۚ صُمٌّۢ بُكْمٌ عُمْىٌۭ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ ﴿١٧١﴾

    و داستان کسانی که حق‌پوشی کردند همچون داستان کسی است که حیوانی را که جز درخواست و بانگی نمی‌شنود صدا می‌زند؛ کرند، لالند و کورند و از این‌رو درک نمی‌کنند.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2243 · 4 Jun 2022
  172. 172

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ كُلُوا۟ مِن طَيِّبَٰتِ مَا رَزَقْنَٰكُمْ وَٱشْكُرُوا۟ لِلَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ﴿١٧٢﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید از روزی‌های پاکیزه‌ای که به شما دادیم بخورید و قدردان خدا باشید اگر واقعاً او را بندگی می‌کنید.

    Notes on the translation (4)
    • تعبیر «طیبات ما رزقناکم» با توجه به تفاوت ساختار جملات در عربی و فارسی نباید تحت‌اللفظی ترجمه شود.
    • توضیح ترجمهٔ «شکر» در ترجمهٔ آیه ۵۲ این سوره بیان شد.
    • با توجه به اینکه مقدم شدن «ایاه» نشانگر تأکید انحصاری است از تعبیر «واقعاً» در ترجمهٔ آن استفاده شد.
    • توضیح ترجمهٔ «عبادت» در هنگام ترجمهٔ آیهٔ ۵ سورهٔ حمد گذشت.
    Proposed in post #2247 · 10 Jun 2022
  173. 173

    إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ ٱلْمَيْتَةَ وَٱلدَّمَ وَلَحْمَ ٱلْخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ بِهِۦ لِغَيْرِ ٱللَّهِ ۖ فَمَنِ ٱضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍۢ وَلَا عَادٍۢ فَلَآ إِثْمَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌ ﴿١٧٣﴾

    به‌راستی که فقط مردار و خون و گوشت خوک و آنچه خونش برای جز خدا ریخته شده باشد بر شما حرام شده است؛ اما اگر کسی ناچار شود، در حالی که زیاده‌خواه و تجاوزگر نباشد، پس تقصیری بر گردنش نیست و قطعاً خدا آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (4)
    • برخلاف نظر اغلب مترجمان، «اهلّ» از مادهٔ «هلّ» و به‌معنی «یک‌باره ریختن» است و منظور از آن در ذبح حیوانات، «ریختن خون» آنهاست.
    • «غیر باغ و لا عاد» حال از نائب فاعل «اضطر» است و باید متناسب با همین نقش معنی شود.
    • «اثم» در لغت به‌معنی «کندی و کوتاهی در کار خیر» است که در فارسی با تعبیر «تقصیر» بیان می‌شود، همان‌گونه که برای «علیه» در تعابیر رایج فارسی «بر گردن او» به‌کار می‌رود.
    • «بغی» به‌معنی «طلب شدید و زیاده‌خواهی» و «عدو» به‌معنی «تجاوز به حقوق دیگران» است.
    Proposed in post #2247 · 10 Jun 2022
  174. 174

    إِنَّ ٱلَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ مِنَ ٱلْكِتَٰبِ وَيَشْتَرُونَ بِهِۦ ثَمَنًۭا قَلِيلًا ۙ أُو۟لَٰٓئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ إِلَّا ٱلنَّارَ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ ٱللَّهُ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١٧٤﴾

    به‌راستی کسانی که آنچه را خدا فرو فرستاده است یعنی کتاب را کتمان می‌کنند و آن را به بهایی اندک می‌فروشند، چنین افرادی در شکم‌هایشان جز آتش نمی‌خورند و خدا در روز رستاخیز با آنها سخن نخواهد گفت و رشدیافته و پاکشان نخواهد ساخت و عذابی دردناک خواهند داشت.

    Notes on the translation (2)
    • واژهٔ «اشتراء» از اضداد است و هم به‌معنی «خریدن» و هم به‌معنی «فروختن» به‌کار می‌رود.
    • «تزکیه» هم به‌معنی «پاک کردن» است و هم به‌معنی «رشد دادن».
    Proposed in post #2247 · 10 Jun 2022
  175. 175

    أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱشْتَرَوُا۟ ٱلضَّلَٰلَةَ بِٱلْهُدَىٰ وَٱلْعَذَابَ بِٱلْمَغْفِرَةِ ۚ فَمَآ أَصْبَرَهُمْ عَلَى ٱلنَّارِ ﴿١٧٥﴾

    آنها کسانی‌اند که گمراهی را به بهای راه‌یافتگی و عذاب را به بهای آمرزش می‌ستانند و چه شکیبایند بر آتش!

    Notes on the translation (1)
    • منظور از ستاندن چیزی به بهای چیزی دیگر، از دست دادن آن بها و به‌دست آوردن چیزی کم‌ارزش‌تر در برابر آن است.
    Proposed in post #2247 · 10 Jun 2022
  176. 176

    ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَّهَ نَزَّلَ ٱلْكِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ ۗ وَإِنَّ ٱلَّذِينَ ٱخْتَلَفُوا۟ فِى ٱلْكِتَٰبِ لَفِى شِقَاقٍۭ بَعِيدٍۢ ﴿١٧٦﴾

    آن بدین‌خاطر است که خدا کتاب را بر مبنایی درست فرو فرستاده و به‌راستی کسانی که دربارهٔ کتاب به اختلاف افتادند قطعاً در ستیزهٔ دور و درازی قرار دارند.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2247 · 10 Jun 2022
  177. 177

    ۞ لَّيْسَ ٱلْبِرَّ أَن تُوَلُّوا۟ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ ٱلْمَشْرِقِ وَٱلْمَغْرِبِ وَلَٰكِنَّ ٱلْبِرَّ مَنْ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةِ وَٱلْكِتَٰبِ وَٱلنَّبِيِّۦنَ وَءَاتَى ٱلْمَالَ عَلَىٰ حُبِّهِۦ ذَوِى ٱلْقُرْبَىٰ وَٱلْيَتَٰمَىٰ وَٱلْمَسَٰكِينَ وَٱبْنَ ٱلسَّبِيلِ وَٱلسَّآئِلِينَ وَفِى ٱلرِّقَابِ وَأَقَامَ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَى ٱلزَّكَوٰةَ وَٱلْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَٰهَدُوا۟ ۖ وَٱلصَّٰبِرِينَ فِى ٱلْبَأْسَآءِ وَٱلضَّرَّآءِ وَحِينَ ٱلْبَأْسِ ۗ أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ صَدَقُوا۟ ۖ وَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْمُتَّقُونَ ﴿١٧٧﴾

    نیکی به این نیست که روی خود را به سمت مشرق و مغرب بگردانید، بلکه نیکی این است که کسی به خدا و روز واپسین و فرشتگان و کتاب و پیامبران ایمان آورد و با وجود دوست داشتن مال، آن را به نزدیکان و یتیمان و بینوایان و در راه مانده و گدایان و به‌خاطر بردگان بدهد و نماز را برپا دارد و زکات را بپردازد و آنها که وقتی پیمانی می‌بندند به‌صورت کامل به پیمانشان عمل می‌کنند و شکیبایان در سختی و خسارت‌زدگی و هنگامهٔ کارزار؛ آنان کسانی‌اند که صداقت داشته‌اند و آنان‌اند که پرواپیشگان‌اند.

    Notes on the translation (5)
    • توضیح مربوط به «مسکین» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۳ این سوره گذشت.
    • «الموفون» از مادهٔ «وفی» به‌معنی «کامل و تمام انجام دادن تعهدات» است.
    • «بأساء» از مادهٔ «بأس» به‌معنی «قرار گرفتن در ناملایمات شدید» است و اگر به‌صورت «بؤس» به‌کار رود معنای «گرفتاری» و اگر به‌صورت «بأس» به‌کار رود معنای «سختی» را می‌رساند و به‌معنای «سختی هنگام جنگ» نیز به‌کار می‌رود.
    • «ضراء» به‌معنی «شرایط تحمل ضرر و زیان» است که در تعابیر رایج فارسی از آن با «خسارت‌زدگی» یاد می‌شود.
    • اگرچه معمولاً «صادق» را «راستگو» ترجمه می‌کنند، ولی وقتی دربارهٔ رفتارهای صادقانه به‌کار رود بهتر است با همان تعبیر «صداقت» بیان شود.
    Proposed in post #2251 · 14 Jun 2022
  178. 178

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ كُتِبَ عَلَيْكُمُ ٱلْقِصَاصُ فِى ٱلْقَتْلَى ۖ ٱلْحُرُّ بِٱلْحُرِّ وَٱلْعَبْدُ بِٱلْعَبْدِ وَٱلْأُنثَىٰ بِٱلْأُنثَىٰ ۚ فَمَنْ عُفِىَ لَهُۥ مِنْ أَخِيهِ شَىْءٌۭ فَٱتِّبَاعٌۢ بِٱلْمَعْرُوفِ وَأَدَآءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَٰنٍۢ ۗ ذَٰلِكَ تَخْفِيفٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌۭ ۗ فَمَنِ ٱعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُۥ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ ﴿١٧٨﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید دربارهٔ کشته‌شدگان، قصاص بر شما مقرر شده است؛ آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن، ولی اگر کسی از جانب برادرش چیزی بر او بخشوده شود باید بر اساس عرف، پیگیری شود و همراه با نیکوکاری تحویل او گردد. این تخفیف و رحمتی است از جانب خداوندگارتان؛ اما آن کس که پس از آن تجاوز کند عذابی دردناک خواهد داشت.

    Notes on the translation (5)
    • «کتب» به‌معنی «ثبت و مقرر کردن» است.
    • با توجه به مجهول بودن «عفي» باید این مفهوم در ترجمه حفظ شود.
    • «معروف» به‌معنی «شناخته‌شده» و «چیزی که وجدان بشری آن را می‌شناسد و می‌پسندد» است و برای بیان این مفهوم در زبان متداول فارسی از تعابیری چون «پسندیده»، «عرف» و «متعارف» استفاده می‌شود.
    • «اداء» به‌معنی «تحویل و پرداخت آنچه بر گردن است» به‌کار می‌رود.
    • واژه‌های «تخفیف» و «رحمت» خودشان در فارسی بیش از معادلشان کاربرد دارد.
    Proposed in post #2251 · 14 Jun 2022
  179. 179

    وَلَكُمْ فِى ٱلْقِصَاصِ حَيَوٰةٌۭ يَٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿١٧٩﴾

    و ای صاحب‌دلان شما را در قصاص زندگانی است؛ باشد که پروا کنید.

    Notes on the translation (1)
    • «لبّ» به‌معنی «عقل» یا «خرد» نیست، بلکه به‌معنای «مغز خالص» است و منظور از آن در قرآن، «حقیقت خالص و بدون آلودگی وجود انسان که درست و غلط را تشخیص می‌دهد» است؛ لذا ترجمهٔ «اولوالالباب» به «صاحب‌دلان» دقیق‌تر از «خردمندان» به‌نظر می‌رسد.
    Proposed in post #2251 · 14 Jun 2022
  180. 180

    كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ ٱلْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا ٱلْوَصِيَّةُ لِلْوَٰلِدَيْنِ وَٱلْأَقْرَبِينَ بِٱلْمَعْرُوفِ ۖ حَقًّا عَلَى ٱلْمُتَّقِينَ ﴿١٨٠﴾

    بر شما مقرّر شده است که هر گاه مرگ یکی از شما فرا رسد اگر دارایی ارزشمندی به‌جا گذاشته باشد بر اساس عرف برای پدر و مادر و نزدیکان وصیت کند که وظیفه‌ای است بر عهدهٔ پرواپیشگان.

    Notes on the translation (3)
    • مادهٔ «کتب» در اصل به‌معنی «ثبت و ضبط» است که بر همین اساس برای «نوشتن» نیز به‌کار می‌رود و در غیر نگارش مرسوم، معمولاً به‌صورت «مقرر شدن» استفاده می‌شود.
    • «خیر» در لغت به‌معنی «برگزیده» است و وقتی دربارهٔ مال به‌کار رود به‌معنی «دارایی‌های برگزیده» یا «دارایی ارزشمند» خواهد بود.
    • «حق» وقتی با «علی» به‌کار رود بیانگر «مسئولیت و وظیفه» است.
    Proposed in post #2254 · 22 Jun 2022
  181. 181

    فَمَنۢ بَدَّلَهُۥ بَعْدَمَا سَمِعَهُۥ فَإِنَّمَآ إِثْمُهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُۥٓ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭ ﴿١٨١﴾

    اما اگر کسی پس از آنکه آن را شنید جابه‌جایش کند، پس تقصیرش فقط بر گردن کسانی است که آن را جابه‌جا می‌کنند. به‌راستی که خدا شنوا و داناست.

    Notes on the translation (3)
    • «انّما» علاوه بر تأکید، بیانگر نوعی انحصار است و همواره باید در ترجمهٔ آن از واژه‌هایی که این نکته را نیز در بر داشته باشد استفاده کرد.
    • «تبدیل» در لغت به‌معنی «قرار دادن چیزی در جای چیزی دیگر» است.
    • توضیح معنای «اثم» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۳ این سوره گذشت.
    Proposed in post #2254 · 22 Jun 2022
  182. 182

    فَمَنْ خَافَ مِن مُّوصٍۢ جَنَفًا أَوْ إِثْمًۭا فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلَآ إِثْمَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿١٨٢﴾

    ولی اگر کسی نگران انحراف یا کوتاهی وصیت‌کننده‌ای باشد و میان آنها را سازش دهد، تقصیری بر گردنش نیست؛ که به‌راستی خدا آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (1)
    • «جنف» به‌معنی «میل از حق» است که در تعابیر فارسی به آن «انحراف» گفته می‌شود.
    Proposed in post #2254 · 22 Jun 2022
  183. 183

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ كُتِبَ عَلَيْكُمُ ٱلصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿١٨٣﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید روزه بر شما مقرّر گردیده است همان‌گونه که بر کسانی که پیش از شما بودند مقرّر شده بود؛ باشد که پروا کنید.

    Notes on the translation (1)
    • «صوم» در لغت به‌معنی «امساک» است، ولی در جایی که قرینه‌ای بر کاربرد اصطلاح شرعی آن وجود داشته باشد باید «روزه» ترجمه شود.
    Proposed in post #2254 · 22 Jun 2022
  184. 184

    أَيَّامًۭا مَّعْدُودَٰتٍۢ ۚ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍۢ فَعِدَّةٌۭ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۚ وَعَلَى ٱلَّذِينَ يُطِيقُونَهُۥ فِدْيَةٌۭ طَعَامُ مِسْكِينٍۢ ۖ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًۭا فَهُوَ خَيْرٌۭ لَّهُۥ ۚ وَأَن تَصُومُوا۟ خَيْرٌۭ لَّكُمْ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿١٨٤﴾

    روزهایی اندک‌شمار؛ اما اگر کسی از شما بیمار یا در سفر بود، پس شماری از روزهای دیگر؛ و کسانی که برایشان طاقت‌فرسا باشد غذای بینوایی به‌عنوان جایگزین بر گردن آنهاست. پس اگر کسی داوطلبانه کار خیری انجام دهد برایش بهتر است و اگر بدانید، روزه گرفتن برایتان بهتر است.

    Notes on the translation (5)
    • «معدود» به‌معنی «شمرده شده و قابل شمارش» است که اصطلاحاً برای توصیف تعداد اندک به‌کار می‌رود.
    • دربارهٔ معنای «یطیق» در کتب لغت و تفاسیر، اختلاف فراوانی وجود دارد، ولی با توجه به روایات اهل بیت (علیهم‌السلام) و برخی شواهد لغوی به‌نظر می‌رسد منظور از آن «صرف همهٔ تاب و توان برای انجام کار» باشد که در فارسی به آن «طاقت‌فرسا بودن کار» گفته می‌شود.
    • «فدیة» از ریشهٔ «فدی» به‌معنی «چیزی که به‌عنوان جایگزین عقوبت، بدهی یا رهایی اسیر داده می‌شود» است.
    • توضیح معنای «مسکین» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۳ این سوره گذشت.
    • توضیح «تطوّع» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۸ این سوره گذشت.
    Proposed in post #2254 · 22 Jun 2022
  185. 185

    شَهْرُ رَمَضَانَ ٱلَّذِىٓ أُنزِلَ فِيهِ ٱلْقُرْءَانُ هُدًۭى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَٰتٍۢ مِّنَ ٱلْهُدَىٰ وَٱلْفُرْقَانِ ۚ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ ٱلشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ۖ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍۢ فَعِدَّةٌۭ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ ۗ يُرِيدُ ٱللَّهُ بِكُمُ ٱلْيُسْرَ وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ ٱلْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا۟ ٱلْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا۟ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا هَدَىٰكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿١٨٥﴾

    ماه رمضان است؛ که قرآن در آن فرو فرستاده شده تا راهبری برای مردم و دلایل آشکاری از قبیل راهبری و قدرت تشخیص باشد؛ پس هر کس از شما این ماه را درک کند باید آن را روزه بگیرد و کسی که بیمار یا در سفر باشد، شماری از روزهای دیگر. خدا برای شما آسانی و گشایش می‌خواهد و سختی و تنگنای شما را نمی‌خواهد، تا این شمارش را کامل کنید و خدا را به‌خاطر اینکه راهبریتان کرد بزرگ بدارید و باشد که قدرشناسی کنید.

    Notes on the translation (3)
    • با توجه به بیان وجوب روزه در آیهٔ قبل، این موضوع در ابتدای این آیه در تقدیر است. لذا باید در ابتدای ترجمه، عبارت «ایام وجوب روزه» را در تقدیر گرفت.
    • از آنجا که «من» در «بینات من الهدی» بیانیه است باید به گونه‌ای توضیحی ترجمه شود.
    • «فرقان» به‌معنی «قدرت تشخیص درست از نادرست» است.
    Proposed in post #2257 · 1 Jul 2022
  186. 186

    وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِى عَنِّى فَإِنِّى قَرِيبٌ ۖ أُجِيبُ دَعْوَةَ ٱلدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْيَسْتَجِيبُوا۟ لِى وَلْيُؤْمِنُوا۟ بِى لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ ﴿١٨٦﴾

    و هر گاه بندگانم از تو دربارهٔ من پرسیدند، پس من نزدیکم و درخواست دعاکننده را، وقتی مرا بخواند، مستجاب می‌کنم. پس آنها نیز باید به من پاسخ مثبت دهند و به من ایمان آورند؛ باشد که راه صلاح را بپیمایند.

    Notes on the translation (4)
    • «اجابة» در لغت به‌معنی «پاسخ دادن» است و وقتی به باب استفعال می‌رود، همراه بودن این پاسخ را با موافقت و میل باطنی بیان می‌کند. البته در تعابیر رایج فارسی از «پاسخ مثبت دادن» به درخواست و دعا نیز با تعبیر «استجابت» یاد می‌شود.
    • «شهد» به‌معنی «علم حاصل از مواجههٔ حضوری» است که در تعابیر فارسی به‌صورت «درک کردن» نیز به‌کار می‌رود.
    • «یسر» به‌معنی «آسانی همراه با گشایش» و «عسر» به‌معنی «دشواری همراه با تنگنا» است.
    • «رشد» به‌معنی «رسیدن به درجات و مقاصدی از راه خیر و صلاح» است و وقتی به‌صورت فعل مضارع به‌کار رود «پیمودن راه صلاح» را بیان می‌کند.
    Proposed in post #2257 · 1 Jul 2022
  187. 187

    أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ ٱلصِّيَامِ ٱلرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَآئِكُمْ ۚ هُنَّ لِبَاسٌۭ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌۭ لَّهُنَّ ۗ عَلِمَ ٱللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ ۖ فَٱلْـَٰٔنَ بَٰشِرُوهُنَّ وَٱبْتَغُوا۟ مَا كَتَبَ ٱللَّهُ لَكُمْ ۚ وَكُلُوا۟ وَٱشْرَبُوا۟ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ ٱلْخَيْطُ ٱلْأَبْيَضُ مِنَ ٱلْخَيْطِ ٱلْأَسْوَدِ مِنَ ٱلْفَجْرِ ۖ ثُمَّ أَتِمُّوا۟ ٱلصِّيَامَ إِلَى ٱلَّيْلِ ۚ وَلَا تُبَٰشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَٰكِفُونَ فِى ٱلْمَسَٰجِدِ ۗ تِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ فَلَا تَقْرَبُوهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ ءَايَٰتِهِۦ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿١٨٧﴾

    در شب روزه کامجویی از زنانتان بر شما حلال شده است؛ آنها لباسی برای شمایند و شما لباسی برای آنهایید. خدا می‌داند که شما به خودتان خیانت می‌کردید پس بر شما رو آورد و از شما در گذشت. پس اکنون با آنها آمیزش کنید و آنچه را خدا برایتان مقرّر کرده است بجویید و بخورید و بیاشامید تا رشتهٔ سفید سپیده‌دم از رشتهٔ سیاه برای شما آشکار شود. سپس روزه را تا شب کامل کنید. و در حالی که در مساجد معتکف‌اید با آنها آمیزش نکنید. آنها قوانین قاطع خداست پس به آنها نزدیک نشوید. بدان‌سان خدا نشانه‌هایش را برای مردم روشن می‌سازد، باشد که پروا کنند.

    Notes on the translation (4)
    • «رفث» لزوماً به معنی «آمیزش» نیست، بلکه «هر نوع اعمال تمایل در امور جنسی» را در بر می‌گیرد. نزدیک‌ترین تعبیر فارسی به این مفهوم «کامجویی» است.
    • «علم الله» اگرچه به صیغهٔ ماضی است اما با توجه به کاربردش در دیگر آیات قرآن معنای استمراری و مضارع دارد.
    • توضیح مربوط به معنای «توبهٔ خدا» در ترجمهٔ آیه ۳۷ این سوره گذشت.
    • «حدد» به‌معنی «تندی» است و وقتی با تعبیر «حدود» دربارهٔ احکام و مقررات به‌کار می‌رود، «جدی و سفت و سخت بودن» آن را بیان می‌کند.
    Proposed in post #2257 · 1 Jul 2022
  188. 188

    وَلَا تَأْكُلُوٓا۟ أَمْوَٰلَكُم بَيْنَكُم بِٱلْبَٰطِلِ وَتُدْلُوا۟ بِهَآ إِلَى ٱلْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا۟ فَرِيقًۭا مِّنْ أَمْوَٰلِ ٱلنَّاسِ بِٱلْإِثْمِ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿١٨٨﴾

    و دارایی‌هایتان را در میان خود به ناحق نخورید و آن را به‌عنوان رشوه به حکمرانان ندهید تا بخشی از اموال مردم را در حالی که می‌دانید با کوتاهی و تقصیر بخورید.

    Notes on the translation (3)
    • «ادلاء» از ریشهٔ «دلی» یا «دلو» در اصل به‌معنی «پایین فرستادن چیزی» است و بر همین اساس به ظرفی که در چاه پایین می‌فرستند «دلو» گفته می‌شود؛ اما اصطلاحاً به رشوه دادن برای جلب نظر حاکمان نیز «ادلاء مال» می‌گویند.
    • «حاکم» در لغت به‌کسی گفته می‌شود که «اختیار صدور حکم به‌دست اوست» و بر همین اساس اغلب به قاضی حاکم گفته می‌شود، ولی این صفت منحصر در او نیست و فرمانروایی که امر و نهی می‌کند را نیز در بر می‌گیرد.
    • توضیح معنای «اثم» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۳ این سوره گذشت. در اینجا با توجه به سیاق آیه از هر دو تعبیر «کوتاهی و تقصیر» استفاده شد.
    Proposed in post #2262 · 11 Jul 2022
  189. 189

    ۞ يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْأَهِلَّةِ ۖ قُلْ هِىَ مَوَٰقِيتُ لِلنَّاسِ وَٱلْحَجِّ ۗ وَلَيْسَ ٱلْبِرُّ بِأَن تَأْتُوا۟ ٱلْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَٰكِنَّ ٱلْبِرَّ مَنِ ٱتَّقَىٰ ۗ وَأْتُوا۟ ٱلْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَٰبِهَا ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿١٨٩﴾

    از تو دربارهٔ هلال‌ها می‌پرسند، بگو آنها زمان‌نماهایی برای مردم و حج‌اند و نیکی این نیست که از پشت خانه‌ها به آنها در آیید بلکه نیکی این است که کسی پروا کند و به خانه‌ها از درهایشان در آیید و پروای خدا را داشته باشید، باشد که رستگار شوید.

    Notes on the translation (3)
    • «هلال» لغتی وارد شده از زبان عبری و به‌معنای «درخشش» است که برای «درخشش اولیهٔ قمر در ابتدای هر ماه» به‌کار می‌رود؛ اما با توجه به رواج خود واژه در فارسی بهتر است ترجمه نشود.
    • «هی» در این آیه به‌خاطر اشاره به جمع مکسر به‌صورت مؤنث آمده و لازم است جمع ترجمه شود.
    • «مواقیت» جمع «مَوقِت» به‌معنی «مشخص‌کنندهٔ زمان» است.
    Proposed in post #2262 · 11 Jul 2022
  190. 190

    وَقَٰتِلُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ٱلَّذِينَ يُقَٰتِلُونَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوٓا۟ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْمُعْتَدِينَ ﴿١٩٠﴾

    و با کسانی که با شما می‌جنگند در راه خدا بجنگید ولی به حق کسی تجاوز نکنید که به‌راستی خدا تجاوزگران به حقوق دیگران را دوست ندارد.

    Notes on the translation (1)
    • «اعتداء» از ریشهٔ «عدو» به‌معنی «تجاوز به حقوق دیگران» است و قید «حقوق دیگران» هم در اصل معنی آن وجود دارد.
    Proposed in post #2262 · 11 Jul 2022
  191. 191

    وَٱقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ ۚ وَٱلْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ ٱلْقَتْلِ ۚ وَلَا تُقَٰتِلُوهُمْ عِندَ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ حَتَّىٰ يُقَٰتِلُوكُمْ فِيهِ ۖ فَإِن قَٰتَلُوكُمْ فَٱقْتُلُوهُمْ ۗ كَذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿١٩١﴾

    و هر جا آنها را شناسایی کردید، بکشیدشان و از هر جا بیرونتان کردند، بیرونشان کنید؛ که آشوب بدتر از کشتار است. ولی در کنار مسجدالحرام با آنها نجنگید، مگر اینکه آنها در آنجا با شما بجنگند. ولی اگر با شما جنگیدند، آنها را بکشید؛ که سزای حق‌پوشان همان است.

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «ثقف» به‌معنی «زیر نظر گرفتن، تشخیص دقیق و احاطه پیدا کردن» است. وقتی این مفهوم دربارهٔ یافتن مجرمان و امثال آن به‌کار می‌رود، به آن «شناسایی» می‌گویند.
    • معنای اصلی «فتن» در زبان عربی «اختلال در نظم و ایجاد آشفتگی، آشوب و اضطراب» است. البته از آنجا که در آشوب‌ها حقیقت افراد روشن می‌شود، گاهی این واژه را برای مفهوم «آزمایش» نیز به‌کار می‌برند.
    Proposed in post #2262 · 11 Jul 2022
  192. 192

    فَإِنِ ٱنتَهَوْا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿١٩٢﴾

    پس اگر دست بر دارند که به‌راستی خدا آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (1)
    • «انتهاء» به‌معنی «پذیرش ترک کار و توقف انجام آن» است که در فارسی به آن «دست بر داشتن از کار» گفته می‌شود.
    Proposed in post #2262 · 11 Jul 2022
  193. 193

    وَقَٰتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌۭ وَيَكُونَ ٱلدِّينُ لِلَّهِ ۖ فَإِنِ ٱنتَهَوْا۟ فَلَا عُدْوَٰنَ إِلَّا عَلَى ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿١٩٣﴾

    و با آنها بجنگید تا آشوبی وجود نداشته باشد و حساب و کتاب از آنِ خدا باشد. پس اگر دست بردارند تجاوز به حقی در کار نخواهد بود مگر دربارهٔ ستمگران.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2262 · 11 Jul 2022
  194. 194

    ٱلشَّهْرُ ٱلْحَرَامُ بِٱلشَّهْرِ ٱلْحَرَامِ وَٱلْحُرُمَٰتُ قِصَاصٌۭ ۚ فَمَنِ ٱعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ فَٱعْتَدُوا۟ عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا ٱعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ مَعَ ٱلْمُتَّقِينَ ﴿١٩٤﴾

    ماه حرام در برابر ماه حرام و حرمت‌ها مقابله به مثل؛ پس هر کس به شما تعدّی کرد شما نیز به مانند آنچه به شما تعدّی کرده است بر او تعدّی کنید و از خدا پروا داشته باشید و بدانید به‌راستی خدا با پرواپیشگان است.

    Notes on the translation (2)
    • «حرمات» جمع «حرمة» به‌معنی «عامل ممنوع شدن» است و دربارهٔ «چیزی که مانع از بی‌احترامی شود» به‌کار می‌رود و چون خودش بیش از معادل‌هایش به‌کار می‌رود نیازی به ترجمه ندارد.
    • «قصاص» از ریشهٔ «قصص» به‌معنی «بازگو و تکرار کردن جنایت، همان‌گونه که قبلاً رخ داده» است و برای «مقابله به مثل» استفاده می‌شود. در اینجا نیازی به در تقدیر گرفتن چیزی نیست و در فارسی نیز برای تعابیر هشدارآمیز از همین سبک جملات بدون فعل و توضیح استفاده می‌شود.
    Proposed in post #2270 · 23 Jul 2022
  195. 195

    وَأَنفِقُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا تُلْقُوا۟ بِأَيْدِيكُمْ إِلَى ٱلتَّهْلُكَةِ ۛ وَأَحْسِنُوٓا۟ ۛ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١٩٥﴾

    و در راه خدا هزینه کنید و دست‌مایهٔ خود را به نابودی نیندازید و نیکوکاری کنید که به‌راستی خدا نیکوکاران را دوست دارد.

    Notes on the translation (2)
    • «نفق» به‌معنی «از بین رفتن چیزی که جریان داشته» است و «انفاق» در «از بین بردن و تمام کردن مال و غیر آن» به‌کار می‌رود که به آن «هزینه کردن» گفته می‌شود. البته در جایی که قرینه وجود ندارد، بهتر است آن را همان «انفاق کردن» ترجمه کنیم.
    • دربارهٔ «لاتلقوا بأیدیکم» احتمالات فراوانی بیان شده و بسیاری مفعول مقدّری چون «أنفسکم» را برای این جمله در نظر گرفته‌اند، ولی با توجه به احادیث و اصل بودن عدم تقدیر، این احتمال که «باء» زائده و «أیدیکم» کنایه از توان و دارایی باشد قوی‌تر به‌نظر می‌رسد.
    Proposed in post #2270 · 23 Jul 2022
  196. 196

    وَأَتِمُّوا۟ ٱلْحَجَّ وَٱلْعُمْرَةَ لِلَّهِ ۚ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا ٱسْتَيْسَرَ مِنَ ٱلْهَدْىِ ۖ وَلَا تَحْلِقُوا۟ رُءُوسَكُمْ حَتَّىٰ يَبْلُغَ ٱلْهَدْىُ مَحِلَّهُۥ ۚ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ بِهِۦٓ أَذًۭى مِّن رَّأْسِهِۦ فَفِدْيَةٌۭ مِّن صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍۢ ۚ فَإِذَآ أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِٱلْعُمْرَةِ إِلَى ٱلْحَجِّ فَمَا ٱسْتَيْسَرَ مِنَ ٱلْهَدْىِ ۚ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَٰثَةِ أَيَّامٍۢ فِى ٱلْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ ۗ تِلْكَ عَشَرَةٌۭ كَامِلَةٌۭ ۗ ذَٰلِكَ لِمَن لَّمْ يَكُنْ أَهْلُهُۥ حَاضِرِى ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ ﴿١٩٦﴾

    و حج و عمره را برای خدا به پایان برسانید؛ اما اگر در محدودیت و تنگنا قرار گرفتید، هر قربانی روانه‌شده که امکان داشت. و پیش از آنکه قربانی روانه‌شده به جایگاهش برسد سرهایتان را نتراشید. و هر کس از شما بیمار بود یا از ناحیهٔ سرش ناراحتی داشت، جایگزینی از قبیل روزه‌ای یا بخشش صادقانه‌ای یا عبادت‌هایی. و چون ایمنی یافتید اگر کسی از تمتعات پس از عمره تا هنگام حج بهره برد، هر قربانی روانه‌شده که ممکن بود. اما هر کس پیدا نکرد، روزهٔ سه روز در حج و هفت روز وقتی برگشتید؛ این دهه‌ای است کامل. اینها برای کسی است که خانواده‌اش مجاور مسجدالحرام نباشند. و از خدا پروا کنید و بدانید که قطعاً خدا پیامدهای سختی را در نظر می‌گیرد.

    Notes on the translation (8)
    • «حج» در لغت به‌معنی «آهنگ جایی کردن» و «عمرة» به‌معنی «عامل آبادانی و احیا بودن» است ولی از آنجا که هر دو واژه به نام‌هایی خاص برای مناسکی شرعی تبدیل شده‌اند قابل ترجمه نیستند.
    • «نُسُک» به‌معنی «هر کاری که سبب نزدیک شدن بنده به خدا شود» است و از جمله دربارهٔ قربانی کردن برای خدا نیز به‌کار می‌رود. در فارسی برای این مفهوم از تعبیر «عبادات» استفاده می‌شود.
    • «حصر» به‌معنی «محدودیت و تنگنا» است و وقتی به باب افعال می‌رود به «ایجاد تنگنا از سوی کسی» اشاره دارد.
    • «هَدیْ» به‌معنی «آنچه راه برده و هدیه شده» و منظور از آن، «چهارپایی که برای قربانی کردن به‌سوی مقصدی برده می‌شود» است.
    • «تمتّع» به‌معنی «بهره و لذت بردن» است و منظور از آن در مناسک حج، بهره‌گیری از فرصتی است که میان عمره و حج، محدودیت‌های احرام برداشته می‌شود و می‌توان از برخی لذایذ بهره برد. در اغلب ترجمه‌های قرآن به این واژه از آیه توجه نشده است.
    • «حاضر» به‌معنی «کسی که در جایی مستقر شده» است و در مقابل مسافر به‌کار می‌رود. در تعابیر رایج فارسی به کسی که در کنار محلی خاص اقامت دارد «مجاور» گفته می‌شود.
    • «عقاب» از مادهٔ «عقب» به‌معنی «نتیجه و مجازاتی که در پی کار بد می‌آید» است که در فارسی به آن «پیامد» می‌گویند. تعبیر «شدید العقاب» شبیه «شدید العذاب» است که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۵ این سوره توضیح آن گذشت.
    • اغلب مترجمان معادل افعال متعددی که به‌صورت مقدر در عبارات این آیه وجود دارد را در متن ترجمه یا در پرانتز و مانند آن اضافه کرده‌اند تا مفهوم جملات واضح‌تر باشد؛ ولی اگر چنین کاری لازم بود در اصل آیه اعمال می‌شد و رعایت امانت در ترجمه اقتضا می‌کند ما نیز آنچه در تقدیر است را ظاهر نکنیم و توضیح آن را به مباحث تفسیری موکول سازیم.
    Proposed in post #2270 · 23 Jul 2022
  197. 197

    ٱلْحَجُّ أَشْهُرٌۭ مَّعْلُومَٰتٌۭ ۚ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ ٱلْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِى ٱلْحَجِّ ۗ وَمَا تَفْعَلُوا۟ مِنْ خَيْرٍۢ يَعْلَمْهُ ٱللَّهُ ۗ وَتَزَوَّدُوا۟ فَإِنَّ خَيْرَ ٱلزَّادِ ٱلتَّقْوَىٰ ۚ وَٱتَّقُونِ يَٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ ﴿١٩٧﴾

    حج ماه‌هایی مشخص است؛ پس هر کس در این ماه‌ها حج را تعیین کرده باشد، دیگر در حج نه کامجویی است و نه نابه‌کاری و نه بگومگو؛ و هر کار خوبی انجام دهید خدا آن را می‌داند. و توشه بر گیرید که به‌راستی بهترین توشه پرواداری است. و پروای مرا داشته باشید ای صاحب‌دلان.

    Notes on the translation (4)
    Proposed in post #2280 · 13 Aug 2022
  198. 198

    لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُوا۟ فَضْلًۭا مِّن رَّبِّكُمْ ۚ فَإِذَآ أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَٰتٍۢ فَٱذْكُرُوا۟ ٱللَّهَ عِندَ ٱلْمَشْعَرِ ٱلْحَرَامِ ۖ وَٱذْكُرُوهُ كَمَا هَدَىٰكُمْ وَإِن كُنتُم مِّن قَبْلِهِۦ لَمِنَ ٱلضَّآلِّينَ ﴿١٩٨﴾

    اینکه افزون‌بخشی‌ای از خداوندگارتان بخواهید انحرافی برایتان به‌شمار نمی‌آید؛ پس هر گاه از عرفات سرازیر شدید خدا را نزد مشعر الحرام یاد کنید و او را یاد کنید همان‌گونه که راهبریتان کرد در حالی که پیش از آن قطعاً از گمراهان بودید.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2280 · 13 Aug 2022
  199. 199

    ثُمَّ أَفِيضُوا۟ مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ ٱلنَّاسُ وَٱسْتَغْفِرُوا۟ ٱللَّهَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿١٩٩﴾

    سپس از همان جا که مردم سرازیر می‌شوند سرازیر شوید و از خدا آمرزش بخواهید که به‌راستی خدا آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (1)
    • توضیح معنای «افاضه» در آیهٔ قبل گذشت.
    Proposed in post #2280 · 13 Aug 2022
  200. 200

    فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَٰسِكَكُمْ فَٱذْكُرُوا۟ ٱللَّهَ كَذِكْرِكُمْ ءَابَآءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًۭا ۗ فَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِى ٱلدُّنْيَا وَمَا لَهُۥ فِى ٱلْءَاخِرَةِ مِنْ خَلَٰقٍۢ ﴿٢٠٠﴾

    پس چون راه و رسم بندگی خود را به پایان رساندید، همان‌گونه که پدرانتان را یاد می‌کنید، یا بیش از آن، خدا را یاد کنید. و از میان مردم کسی است که می‌گوید: «ای خداوندگار ما، به ما در دنیا عطا کن» و در سرای واپسین هیچ دستاورد اخلاقی نخواهد داشت.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2280 · 13 Aug 2022
  201. 201

    وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِى ٱلدُّنْيَا حَسَنَةًۭ وَفِى ٱلْءَاخِرَةِ حَسَنَةًۭ وَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ ﴿٢٠١﴾

    و از جملهٔ آنها کسی است که می‌گوید: «ای خداوندگار ما، در دنیا به ما خوبی عطا کن و در سرای واپسین، خوبی و ما را از عذاب آتش حفظ فرما.

    Notes on the translation (2)
    • «حُسن» نقطهٔ مقابل «قبح» و به‌معنی «خوبی و زیبایی» است. «حَسَن» صفت است و به «هر چیزی که از خوبی و زیبایی برخوردار باشد» گفته می‌شود. آمدن «ة» به این کلمه جامعیت بیشتری می‌بخشد و هر نوع خوبی را در بر می‌گیرد.
    • مادهٔ «قضی» به‌معنی «به پایان رساندن و نهایی کردن» است.
    Proposed in post #2280 · 13 Aug 2022
  202. 202

    أُو۟لَٰٓئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌۭ مِّمَّا كَسَبُوا۟ ۚ وَٱللَّهُ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ ﴿٢٠٢﴾

    آنان قسمتی از آنچه به‌دست آورده‌اند خواهند داشت و خدا با سرعت محاسبه می‌کند.

    Notes on the translation (1)
    • تعبیر «سریع الحساب» همانند تعابیر «شدید العقاب» و «شدید العذاب» که در آیات گذشته وجود داشت در ساختار زبان عربی کاربرد دارد و برای ترجمه باید مفهومش را توضیح داد.
    Proposed in post #2280 · 13 Aug 2022
  203. 203

    ۞ وَٱذْكُرُوا۟ ٱللَّهَ فِىٓ أَيَّامٍۢ مَّعْدُودَٰتٍۢ ۚ فَمَن تَعَجَّلَ فِى يَوْمَيْنِ فَلَآ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلَآ إِثْمَ عَلَيْهِ ۚ لِمَنِ ٱتَّقَىٰ ۗ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٢٠٣﴾

    و خدا را در روزهایی اندک‌شمار یاد کنید؛ پس هر کس در دو روز زودتر انجام دهد برایش کوتاهی شمرده نمی‌شود و هر کس دیرتر انجام دهد برایش کوتاهی شمرده نمی‌شود. این برای کسی است که پروا داشته باشد و از خدا پروا کنید و بدانید که قطعاً به‌سوی او برانگیخته و گرد آورده خواهید شد.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2283 · 20 Aug 2022
  204. 204

    وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُۥ فِى ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَيُشْهِدُ ٱللَّهَ عَلَىٰ مَا فِى قَلْبِهِۦ وَهُوَ أَلَدُّ ٱلْخِصَامِ ﴿٢٠٤﴾

    و از میان مردم کسی است که سخنش دربارهٔ زندگی دنیا تو را به شگفتی می‌آورد و خدا را بر آنچه در دلش است گواه می‌گیرد در حالی که او در دشمنی و نزاع، سرسخت‌ترین است.

    Notes on the translation (2)
    • «لدد» به‌معنی «منع همراه با دفع» یا به تعبیری «سر باز زدن همراه با راندن» است.
    • مفهوم «خصومت» شامل «نزاع و دشمنی و جدال» است.
    Proposed in post #2283 · 20 Aug 2022
  205. 205

    وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِى ٱلْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ ٱلْحَرْثَ وَٱلنَّسْلَ ۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلْفَسَادَ ﴿٢٠٥﴾

    و چون روی بگرداند و گردانندهٔ کاری شود، می‌کوشد در زمین فساد کند و محصولات کشاورزی و تبار را نابود سازد؛ و خدا فساد را دوست ندارد.

    Notes on the translation (1)
    • «تولّی» به‌معنی «روی گرداندن» است و نه «به قدرت رسیدن»؛ ولی از آنجا که مادهٔ «ولي» در اصل معنای «نزدیک بودن به چیزی و بر عهده گرفتن امور آن» را بیان می‌کند، در برخی از کاربردهای قرآنی «تولّي»، بر اساس سیاق، مفهوم «گردانندگی امور» نیز وجود دارد.
    Proposed in post #2283 · 20 Aug 2022
  206. 206

    وَإِذَا قِيلَ لَهُ ٱتَّقِ ٱللَّهَ أَخَذَتْهُ ٱلْعِزَّةُ بِٱلْإِثْمِ ۚ فَحَسْبُهُۥ جَهَنَّمُ ۚ وَلَبِئْسَ ٱلْمِهَادُ ﴿٢٠٦﴾

    و چون به او گفته شود: «از خدا پروا کن»، خودبرتربینی بر آمده از کوتاهی او را در بر می‌گیرد! پس دوزخ برای او بس است که قطعاً بد جایگاهی است.

    Notes on the translation (3)
    • «عزت» نقطهٔ مقابل «ذلت» و به‌معنی «برتری» است و در اینجا با توجه به سیاق آیه به‌معنی «احساس عزت» به‌کار رفته است.
    • «باء»‌در «بالاثم» برای سببیت است و منظور از عبارت این است که چنین افرادی کمبودها و کوتاهی‌های خود را با برتری‌جویی و غرور کاذب جبران می‌کنند.
    • «مهد» و «مهاد» به‌معنی «محل آماده شده برای سکونت و استقرار» است.
    Proposed in post #2283 · 20 Aug 2022
  207. 207

    وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَشْرِى نَفْسَهُ ٱبْتِغَآءَ مَرْضَاتِ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ رَءُوفٌۢ بِٱلْعِبَادِ ﴿٢٠٧﴾

    و از میان مردم کسی است که جانش را در طلب خشنودی خدا می‌دهد و خدا نسبت به بندگان بارأفت است.

    Notes on the translation (1)
    • «شراء» به‌معنی «داد و ستد» است، لذا دربارهٔ «شراء جان» می‌توان از تعبیر «جان دادن» استفاده کرد.
    Proposed in post #2283 · 20 Aug 2022
  208. 208

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱدْخُلُوا۟ فِى ٱلسِّلْمِ كَآفَّةًۭ وَلَا تَتَّبِعُوا۟ خُطُوَٰتِ ٱلشَّيْطَٰنِ ۚ إِنَّهُۥ لَكُمْ عَدُوٌّۭ مُّبِينٌۭ ﴿٢٠٨﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید همه با هم به صلح و صفا در آیید و گام به گام رفتن شیطان را دنبال نکنید که به‌راستی او دشمنی آشکار برای شماست.

    Notes on the translation (3)
    • واژهٔ «سلم» به‌معنی «صلح و نداشتن تعارض و مخالفت» است.
    • «کافّة» از ریشهٔ «کفف» به‌معنی «جماعتی که با هم و مراقب هم باشند» است.
    • معنای «خطوات» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۸ این سوره گذشت.
    Proposed in post #2283 · 20 Aug 2022
  209. 209

    فَإِن زَلَلْتُم مِّنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْكُمُ ٱلْبَيِّنَٰتُ فَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿٢٠٩﴾

    و اگر پس از دلایل روشنی که برایتان آمد دچار لغزش شدید بدانید که به‌راستی خدا عزتمند و فرزانه است.

    Notes on the translation (2)
    • اگرچه معادل‌هایی برای «عزت» در نظر گرفته می‌شود، ولی کاربرد خود این واژه در فارسی رایج‌تر از معادل‌های آن است.
    • مناسب‌ترین معادل برای «حکیم» واژهٔ پهلوی «فرزانه» است که علاوه بر فراوانی دانش به خردمندی نیز اشاره دارد.
    Proposed in post #2283 · 20 Aug 2022
  210. 210

    هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّآ أَن يَأْتِيَهُمُ ٱللَّهُ فِى ظُلَلٍۢ مِّنَ ٱلْغَمَامِ وَٱلْمَلَٰٓئِكَةُ وَقُضِىَ ٱلْأَمْرُ ۚ وَإِلَى ٱللَّهِ تُرْجَعُ ٱلْأُمُورُ ﴿٢١٠﴾

    آیا جز این انتظار دارند که خدا و فرشتگان در سایه‌بان‌هایی از ابر به‌سوی آنها بیایند و کار یک‌سره شود؟ و همهٔ امور به خدا باز می‌گردد.

    Notes on the translation (3)
    • مادهٔ «نظر» اگر بدون «الی» متعدی شود به‌معنی «انتظار داشتن» است.
    • توضیح معنای «أمر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۷ سورهٔ بقره گذشت. البته در «قضي الأمر» با توجه به سیاق، از تعبیر «کار» استفاده شد.
    • اگرچه در قرائت رایج که به روایت عاصم است «تُرجَع» خوانده می‌شود، ولی با توجه به اینکه اغلب راویان قرآن این کلمه را «تَرجِع» خوانده‌اند، به‌صورت معلوم ترجمه شد.
    Proposed in post #2285 · 24 Aug 2022
  211. 211

    سَلْ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ كَمْ ءَاتَيْنَٰهُم مِّنْ ءَايَةٍۭ بَيِّنَةٍۢ ۗ وَمَن يُبَدِّلْ نِعْمَةَ ٱللَّهِ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُ فَإِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ ﴿٢١١﴾

    از بنی‌اسرائیل بپرس چقدر نشانهٔ روشن به آنها دادیم! و هر کس نعمت خدا را پس از آنکه به‌سویش بیاید جابه‌جا کند، قطعاً خدا پیامدهای سختی در نظر می‌گیرد.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2285 · 24 Aug 2022
  212. 212

    زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ٱلْحَيَوٰةُ ٱلدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ۘ وَٱلَّذِينَ ٱتَّقَوْا۟ فَوْقَهُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَٰمَةِ ۗ وَٱللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَآءُ بِغَيْرِ حِسَابٍۢ ﴿٢١٢﴾

    زندگی دنیا برای کسانی که حق‌پوشی کرده‌اند جذّابیّت داده شده است و کسانی را که ایمان آورده‌اند مسخره می‌کنند در حالی که روز قیامت کسانی که پروا داشتند برتر از ایشان‌اند و خدا به هر کس بخواهد بی‌حساب روزی می‌دهد.

    Notes on the translation (2)
    • تعبیر «جذابیت داشتن» به مقصود «زیّن» در این آیه نزدیک‌تر از تعابیری چون «آراسته شدن» یا «زینت داده شدن» است.
    • «واو» در «والذین اتقوا» حالیه است.
    Proposed in post #2285 · 24 Aug 2022
  213. 213

    كَانَ ٱلنَّاسُ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ فَبَعَثَ ٱللَّهُ ٱلنَّبِيِّۦنَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ ٱلْكِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ ٱلنَّاسِ فِيمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ ۚ وَمَا ٱخْتَلَفَ فِيهِ إِلَّا ٱلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَٰتُ بَغْيًۢا بَيْنَهُمْ ۖ فَهَدَى ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لِمَا ٱخْتَلَفُوا۟ فِيهِ مِنَ ٱلْحَقِّ بِإِذْنِهِۦ ۗ وَٱللَّهُ يَهْدِى مَن يَشَآءُ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٢١٣﴾

    همهٔ مردم یک دسته بودند؛ پس خدا پیامبران را به‌عنوان مژده‌دهندگان و هشداردهندگانی برانگیخت و کتاب را بر مبنایی درست با آنها فرو فرستاد تا میان مردم دربارهٔ آنچه در آن اختلاف داشتند داوری کند. و جز همان کسانی که آن به ایشان داده شده بود، پس از آنکه دلایل روشن برایشان آمد درباره‌اش از سر زیاده‌خواهی در میان خودشان به اختلاف نپرداختند؛ ولی خدا به اذن خودش کسانی را که ایمان آوردند به حقیقتی که در آن اختلاف داشتند راهبری کرد و خدا هر کس را بخواهد به راه راست و استوار راهبری می‌کند.

    Notes on the translation (4)
    • «امّة» به‌معنی «جماعت هماهنگ و هم‌داستان» است که در فارسی با همان تعبیر «امّت» به‌کار می‌رود، ولی وقتی در مقایسه با دیگران یا چند گروه بودن مطرح شود به آن «دسته» یا «گروه ویژه» می‌گویند.
    • توضیح معنای «بالحق» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۹ این سوره گذشت.
    • «باذنه» به‌معنی «با اجازهٔ او» یا «با رخصت خودش» است، ولی در فارسی خود کلمهٔ «اذن» کاربرد روشن‌تر و بیشتری دارد.
    • توضیح معنای «صراط مستقیم» در ترجمهٔ آیهٔ ششم سورهٔ حمد گذشت.
    Proposed in post #2285 · 24 Aug 2022
  214. 214

    أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا۟ ٱلْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ ٱلَّذِينَ خَلَوْا۟ مِن قَبْلِكُم ۖ مَّسَّتْهُمُ ٱلْبَأْسَآءُ وَٱلضَّرَّآءُ وَزُلْزِلُوا۟ حَتَّىٰ يَقُولَ ٱلرَّسُولُ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ مَتَىٰ نَصْرُ ٱللَّهِ ۗ أَلَآ إِنَّ نَصْرَ ٱللَّهِ قَرِيبٌۭ ﴿٢١٤﴾

    آیا پنداشته‌اید در حالی که هنوز نمونهٔ شرایط کسانی که پیش از شما دورانشان سپری شد برایتان پیش نیامده است، وارد بهشت خواهید شد؟ آنها که دچار سختی و خسارت‌زدگی شدند و به لرزه افتادند تا جایی که این فرستاده و کسانی که با او ایمان آورده‌اند بگویند: «پس حمایت خدا کی خواهد بود؟» هان، قطعاً حمایت خدا نزدیک است.

    Notes on the translation (4)
    • توضیح معنای «خلوا» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۴ این سوره گذشت.
    • معنای «بأساء و ضرّاء» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۷ این سوره گذشت.
    • «الرسول» به‌معنی «فرستاده» است و نه «پیامبر» و با توجه به داشتن الف و لام تعریف، منظور از آن، این فرستادهٔ خاص خداست.
    • مادهٔ «نصر» اگر بدون «علی» به‌کار رود به‌معنای «پیروزی» نیست بلکه به‌معنی «حمایت کردن در برابر دیگران» است.
    Proposed in post #2285 · 24 Aug 2022
  215. 215

    يَسْـَٔلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ ۖ قُلْ مَآ أَنفَقْتُم مِّنْ خَيْرٍۢ فَلِلْوَٰلِدَيْنِ وَٱلْأَقْرَبِينَ وَٱلْيَتَٰمَىٰ وَٱلْمَسَٰكِينِ وَٱبْنِ ٱلسَّبِيلِ ۗ وَمَا تَفْعَلُوا۟ مِنْ خَيْرٍۢ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٌۭ ﴿٢١٥﴾

    از تو می‌پرسند چه چیزی را انفاق می‌کنند. بگو: «هر چیز خوبی را که انفاق کنید از آنِ پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و بینوایان و در راه مانده است و هر کار خوبی که انجام دهید به‌راستی خدا به آن داناست.

    Notes on the translation (3)
    • «انفاق» اگر با قیدی چون «في سبیل الله» باشد، بهتر است «هزینه کردن» ترجمه شود؛ ولی وقتی بدون این قیود به همین معنا بیاید خوب است از خود «انفاق» استفاده کنیم که در فارسی برای هزینه‌های خیرخواهانه استفاده می‌شود.
    • اغلب مترجمان واژهٔ «ینفقون» را «هزینه کنند» یا «انفاق کنند» ترجمه کرده‌اند، ولی این معنی با ساختار فعل مضارع استمراری هماهنگ نیست؛ ضمن اینکه ترکیب «ماذا و فعل مضارع» بارها در قرآن به‌کار رفته و همه‌جا به‌معنی استمراری آمده است. لذا ناچاریم اینجا هم به قواعد پایبند بمانیم.
    • توضیح معنی «مسکین» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۳ این سوره گذشت.
    Proposed in post #2289 · 27 Aug 2022
  216. 216

    كُتِبَ عَلَيْكُمُ ٱلْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌۭ لَّكُمْ ۖ وَعَسَىٰٓ أَن تَكْرَهُوا۟ شَيْـًۭٔا وَهُوَ خَيْرٌۭ لَّكُمْ ۖ وَعَسَىٰٓ أَن تُحِبُّوا۟ شَيْـًۭٔا وَهُوَ شَرٌّۭ لَّكُمْ ۗ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿٢١٦﴾

    جنگیدن بر شما مقرّر شده در حالی که برایتان نامطلوب است. و چه‌بسا چیزی را خوش نداشته باشید در حالی که برای شما بهتر است و چه‌بسا چیزی را دوست داشته باشید در حالی که برای شما بد است و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.

    Notes on the translation (1)
    • مادهٔ «کتب» به‌معنی «ثبت و مقرر کردن» است.
    Proposed in post #2289 · 27 Aug 2022
  217. 217

    يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلشَّهْرِ ٱلْحَرَامِ قِتَالٍۢ فِيهِ ۖ قُلْ قِتَالٌۭ فِيهِ كَبِيرٌۭ ۖ وَصَدٌّ عَن سَبِيلِ ٱللَّهِ وَكُفْرٌۢ بِهِۦ وَٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِۦ مِنْهُ أَكْبَرُ عِندَ ٱللَّهِ ۚ وَٱلْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ ٱلْقَتْلِ ۗ وَلَا يَزَالُونَ يُقَٰتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ ٱسْتَطَٰعُوا۟ ۚ وَمَن يَرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِينِهِۦ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌۭ فَأُو۟لَٰٓئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَٰلُهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْءَاخِرَةِ ۖ وَأُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ ﴿٢١٧﴾

    از تو دربارهٔ جنگیدن در ماه حرام می‌پرسند؛ بگو: «جنگیدن در آن مهم است، ولی باز داشتن از راه خدا و حق‌پوشی نسبت به آن و مسجدالحرام و بیرون راندن اهلش از آن نزد خدا مهم‌تر است و آشوب مهم‌تر از کشتار است. و آنها بی‌وقفه با شما می‌جنگند تا اگر بتوانند شما را از دینتان برگردانند؛ و هر کس از شما از دینش برگردد و در حالی که پوشانندهٔ حقیقت است بمیرد، چنین کسانی اعمالشان در دنیا و سرای واپسین از اعتبار افتاده است و آنان اهل آتش‌اند و هم‌ایشان در آن جاودانه خواهند بود.

    Notes on the translation (3)
    • «کبیر» به‌معنی «بزرگ» است، ولی از آنجا که در این آیه چند بار بدون موصوف و برای بیان اهمیت و بزرگی گناه ذکر شده ناچاریم یا کلمه‌ای چون «گناه» را قبل از آن در پرانتز بیاوریم یا معادلی را که در فارسی برای بیان زشتی یک کار استفاده می‌شود به‌کار بریم و چون اصل بر عدم تقدیر است از واژهٔ «مهم» استفاده شد.
    • «صدد» به‌معنی «منصرف کردن و برگرداندن همراه با شدت» است که به آن «باز داشتن» گفته می‌شود.
    • «حبط» به‌معنی «سقوط و محو شدن» است.
    Proposed in post #2289 · 27 Aug 2022
  218. 218

    إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَٱلَّذِينَ هَاجَرُوا۟ وَجَٰهَدُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ أُو۟لَٰٓئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ ٱللَّهِ ۚ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿٢١٨﴾

    به‌راستی کسانی که ایمان آوردند و کسانی که در راه خدا هجرت و جهاد کردند، آنان به رحمت خدا امید دارند و خدا آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (1)
    • «جهاد» به‌معنی «تلاش همراه با به‌کارگیری نهایت توان و وسع» است؛ اما با توجه به کاربرد واضح این واژه در فارسی بهتر است از همان تعبیر استفاده شود.
    Proposed in post #2289 · 27 Aug 2022
  219. 219

    ۞ يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْخَمْرِ وَٱلْمَيْسِرِ ۖ قُلْ فِيهِمَآ إِثْمٌۭ كَبِيرٌۭ وَمَنَٰفِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا ۗ وَيَسْـَٔلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ ٱلْعَفْوَ ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلْءَايَٰتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ﴿٢١٩﴾

    از تو دربارهٔ شراب و قمار می‌پرسند. بگو: «در آن دو گناهی بزرگ است و فوایدی هم برای مردم دارد، ولی گناهشان بزرگ‌تر از سودشان است.» و از تو می‌پرسند چه چیزی را انفاق می‌کنند. بگو: «آنچه می‌توان از آن گذشت.» آن‌گونه خدا نشانه‌هایش را برایتان روشن می‌کند باشد که بیندیشید.

    Notes on the translation (3)
    • اگرچه در آیات گذشته توضیح داده شد که «اثم» به‌معنی «تقصیر و کوتاهی» است، ولی با توجه به سیاق آیه به‌نظر می‌رسد همان تعبیر رایج «گناه» که بیان دیگری از تقصیر است در اینجا مناسب‌تر باشد.
    • توضیح ترکیب «ماذا ینفقون» در آیهٔ ۲۱۵ گذشت.
    • «عفو» به‌معنی «صرف نظر کردن و گذشتن» است.
    Proposed in post #2289 · 27 Aug 2022
  220. 220

    فِى ٱلدُّنْيَا وَٱلْءَاخِرَةِ ۗ وَيَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْيَتَٰمَىٰ ۖ قُلْ إِصْلَاحٌۭ لَّهُمْ خَيْرٌۭ ۖ وَإِن تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَٰنُكُمْ ۚ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ ٱلْمُفْسِدَ مِنَ ٱلْمُصْلِحِ ۚ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ ﴿٢٢٠﴾

    دربارهٔ دنیا و سرای واپسین؛ و از تو دربارهٔ یتیمان می‌پرسند. بگو: «سامان بخشیدن امور آنها بهتر است. و اگر با آنها معاشرت داشته باشید که آنها برادران شمایند و خدا فسادکنندگان را از اصلاح‌کنندگان باز می‌شناسد. و اگر خدا می‌خواست شما را به زحمت می‌انداخت؛ به‌راستی که خدا عزّتمند و فرزانه است.

    Notes on the translation (3)
    • «مخالطه» به‌معنی «آمیختن با یکدیگر» است و وقتی دربارهٔ ارتباط با دیگران به‌کار رود به‌معنی «معاشرت و مراوده داشتن» است.
    • «عَنَت» به‌معنی «مشقّت همراه با اختلال» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «به زحمت افتادن» گفته می‌شود.
    • توضیح «عزیز و حکیم» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۹ این سوره گذشت.
    Proposed in post #2292 · 3 Sept 2022
  221. 221

    وَلَا تَنكِحُوا۟ ٱلْمُشْرِكَٰتِ حَتَّىٰ يُؤْمِنَّ ۚ وَلَأَمَةٌۭ مُّؤْمِنَةٌ خَيْرٌۭ مِّن مُّشْرِكَةٍۢ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ ۗ وَلَا تُنكِحُوا۟ ٱلْمُشْرِكِينَ حَتَّىٰ يُؤْمِنُوا۟ ۚ وَلَعَبْدٌۭ مُّؤْمِنٌ خَيْرٌۭ مِّن مُّشْرِكٍۢ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ ۗ أُو۟لَٰٓئِكَ يَدْعُونَ إِلَى ٱلنَّارِ ۖ وَٱللَّهُ يَدْعُوٓا۟ إِلَى ٱلْجَنَّةِ وَٱلْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِۦ ۖ وَيُبَيِّنُ ءَايَٰتِهِۦ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿٢٢١﴾

    و زنان مشرک را به همسری نگیرید مگر وقتی که ایمان آورند، که کنیزی باایمان از زنی مشرک بهتر است، هر چند شما را به شگفت آورده باشد؛ و به مشرکان همسر ندهید مگر وقتی که ایمان آورند، که بنده‌ای باایمان بهتر از مردی مشرک است، هر چند شما را به شگفت آورده باشد. آنان به‌سوی آتش فرا می‌خوانند در حالی که خدا به اذن خودش به بهشت و آمرزش فرا می‌خواند و نشانه‌هایش را برای مردم روشن می‌سازد؛ باشد که توجه کنند.

    Notes on the translation (1)
    • «متذکّر» کسی است که چیزی را به او «تذکّر» داده‌اند تا «به یاد داشته باشد» و او آن را «به یاد دارد». در تعابیر رایج فارسی دربارهٔ چنین کسی می‌گویند: «حواسش را جمع کرد» یا «توجه کرد».
    Proposed in post #2292 · 3 Sept 2022
  222. 222

    وَيَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْمَحِيضِ ۖ قُلْ هُوَ أَذًۭى فَٱعْتَزِلُوا۟ ٱلنِّسَآءَ فِى ٱلْمَحِيضِ ۖ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىٰ يَطْهُرْنَ ۖ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ ٱللَّهُ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلتَّوَّٰبِينَ وَيُحِبُّ ٱلْمُتَطَهِّرِينَ ﴿٢٢٢﴾

    و از تو دربارهٔ عادت ماهیانه می‌پرسند. بگو: «آن ناراحتی و رنجی است»؛ پس در عادت ماهیانه از زنان کناره‌گیری کنید و به آنها نزدیک نشوید مگر وقتی که پاک شوند. پس چون غسل کردند، از همان‌جا که خدا به شما فرمان داده است به سراغ آنها بیایید. قطعاً خدا کسانی را که بسیار توبه می‌کنند دوست دارد و پاکیزگان را دوست دارد.

    Notes on the translation (3)
    • «اذی» مصدر و به‌معنی «آزار دادن و احساس ناپسند و ناملایم» است که به آن «رنج و ناراحتی» گفته می‌شود.
    • «حیض» به‌معنی «جاری شدن مایعی از درون چیزی است» و به همین مناسبت به جاری شدن خون از رحم زنان نیز اطلاق می‌شود؛ ولی تعبیر رایج آن در زبان فارسی «عادت ماهیانه» است.
    • «تطهّرن» در باب تفعّل است و این باب بر اختیار کردن یک ماده دلالت می‌کند و چیزی بیش از پاک شدن را بیان می‌کند. لذا منظور از آن «پاکیزه کردن خود» است که اصطلاحاً به آن «غسل کردن» گفته می‌شود. آیهٔ ۶ سورهٔ مائده نیز این برداشت را تأیید می‌کند.
    Proposed in post #2292 · 3 Sept 2022
  223. 223

    نِسَآؤُكُمْ حَرْثٌۭ لَّكُمْ فَأْتُوا۟ حَرْثَكُمْ أَنَّىٰ شِئْتُمْ ۖ وَقَدِّمُوا۟ لِأَنفُسِكُمْ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّكُم مُّلَٰقُوهُ ۗ وَبَشِّرِ ٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿٢٢٣﴾

    زنانتان کِشته‌هایی به ثمر رسیده برای شمایند؛ پس هر گونه که خواستید به سراغ به ثمر رسیده‌های خود بروید و برای خودتان از پیش بفرستید و پروای خدا را داشته باشید و بدانید که قطعاً با او دیدار خواهید کرد و به مؤمنان مژده بده.

    Notes on the translation (2)
    • برخلاف آنچه در اغلب ترجمه‌ها آمده و موجب سوء برداشت شده است، «حرث» به‌معنی «کشتزار» نیست؛ بلکه به‌معنی «محصول به ثمر رسیده پس از کشت و قبل از برداشت» است و منظور آیه این است که زنان موجب شادی و آرامش می‌شوند همان‌گونه که به ثمر رسیدن آنچه کاشته شده موجب شادی و آرامش خاطر کشاورزان است.
    • توضیح معنای «تقدیم» در ترجمهٔ آیهٔ ۹۵ این سوره گذشت.
    Proposed in post #2292 · 3 Sept 2022
  224. 224

    وَلَا تَجْعَلُوا۟ ٱللَّهَ عُرْضَةًۭ لِّأَيْمَٰنِكُمْ أَن تَبَرُّوا۟ وَتَتَّقُوا۟ وَتُصْلِحُوا۟ بَيْنَ ٱلنَّاسِ ۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭ ﴿٢٢٤﴾

    و به‌جای اینکه نیکی کنید و پروا داشته باشید و میان مردم آشتی ایجاد کنید، خدا را وسیله‌ای برای دیده شدن قسم‌هایتان قرار ندهید که خدا شنوا و داناست.

    Notes on the translation (1)
    • «عُرضة» به‌معنی «وسیله‌ای که چیزی را با آن در معرض دید قرار می‌دهند» است و واژهٔ خاصی در زبان فارسی گویای همهٔ این معنی نیست.
    Proposed in post #2292 · 3 Sept 2022
  225. 225

    لَّا يُؤَاخِذُكُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغْوِ فِىٓ أَيْمَٰنِكُمْ وَلَٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ ۗ وَٱللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌۭ ﴿٢٢٥﴾

    خدا شما را به‌خاطر بیهوده‌گویی در قسم‌هایتان بازخواست نمی‌کند ولی به‌خاطر آنچه دل‌هایتان به‌دست می‌آورد بازخواست خواهد کرد و خدا آمرزنده و بردبار است.

    Notes on the translation (1)
    • «لغو» به «کار بی‌ارزشی که بدون فکر و بررسی انجام شود» گفته می‌شود و وقتی دربارهٔ قسم خوردن به‌کار رود از نوع گفتن خواهد بود.
    Proposed in post #2297 · 15 Sept 2022
  226. 226

    لِّلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِن نِّسَآئِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍۢ ۖ فَإِن فَآءُو فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿٢٢٦﴾

    کسانی که از زنان خود کناره‌گیری می‌کنند چهار ماه فرصت درنگ و انتظار دارند؛ پس اگر کوتاه بیایند که به‌راستی خدا آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (3)
    • «ایلاء» اگر از مادهٔ «ألو» باشد به‌معنی «کوتاهی، سستی و کناره‌گیری» است و اگر از «ألي» باشد به‌معنی «کامل کردن و با قدرت انجام دادن» است که بر همین اساس برای «تصمیم جدی» و «قسم خوردن» نیز از همین ماده استفاده می‌شود. همچنین این واژه به اصطلاحی فقهی است که بر اساس سنتی مربوط به پیش از اسلام به «قسم خوردن مرد برای ترک همخوابگی با زن» اطلاق می‌شود. اگرچه این آیه دربارهٔ همین سنت و اصطلاح سخن می‌گوید ولی به‌نظر می‌رسد با توجه به آمدن حرف «من» بهتر است ریشهٔ آن را «ألو» بدانیم و برخلاف نظر اغلب مترجمان، آن را «کناره‌گیری» معنی کنیم.
    • «تربّص» به‌معنی «درنگ همراه با انتظار رسیدن به هدف یا وقوع حادثه‌ای خاص» است.
    • «فيئ» به‌معنی «انعطاف نشان دادن بعد از زورگویی و گردن‌فرازی» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «کوتاه آمدن» می‌گویند.
    Proposed in post #2297 · 15 Sept 2022
  227. 227

    وَإِنْ عَزَمُوا۟ ٱلطَّلَٰقَ فَإِنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭ ﴿٢٢٧﴾

    اما اگر قصد جدی برای جدایی داشته باشند که به‌راستی خدا شنوا و داناست.

    Notes on the translation (1)
    • «عزم» به‌معنی «قصد جازم» است که در فارسی به آن «قصد جدی» می‌گویند.
    Proposed in post #2297 · 15 Sept 2022
  228. 228

    وَٱلْمُطَلَّقَٰتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلَٰثَةَ قُرُوٓءٍۢ ۚ وَلَا يَحِلُّ لَهُنَّ أَن يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ ٱللَّهُ فِىٓ أَرْحَامِهِنَّ إِن كُنَّ يُؤْمِنَّ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ ۚ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِى ذَٰلِكَ إِنْ أَرَادُوٓا۟ إِصْلَٰحًۭا ۚ وَلَهُنَّ مِثْلُ ٱلَّذِى عَلَيْهِنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ ۚ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌۭ ۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿٢٢٨﴾

    و زنان مطلقه خود را به‌مدت سه عادت ماهیانه در انتظار نگه دارند و اگر به خدا و روز واپسین ایمان دارند برای آنها روا نیست آنچه را خدا در رحم‌هایشان آفریده است کتمان کنند. و شوهرانشان اگر خواهان اصلاح باشند به بازگرداندنشان در آن سزاوارترند. و زنان همان‌گونه که وظایفی دارند، بر اساس عرف از حقوقی برخوردارند و مردان رتبهٔ بالاتری از زنان دارند و خدا عزتمند و فرزانه است.

    Notes on the translation (4)
    • «قُرء» اسم مصدر از مادهٔ «قرأ» به‌معنی «دیدن امور ثبت‌شده و در یافتن معانی آن» است که به آن «خواندن» گفته می‌شود. این اسم مصدر که به‌معنی «آنچه از خواندن حاصل می‌شود» است دربارهٔ عادت ماهیانهٔ زنان نیز به‌کار می‌رود، به این مناسبت که این حالت با مطالعهٔ زن در احوال و شرایط خود مشخص می‌شود. اما اینکه بسیاری از مترجمان آن را «پاک شدن از عادت ماهیانه» ترجمه کرده‌اند با تحقیق لغوی و نیز با برخی احادیث سازگار نیست.
    • «کتمان» معادل «پنهان کردن» نیست بلکه نقطهٔ مخالف «اعلام کردن» است.
    • توضیح معنای «معروف» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۸ این سوره گذشت.
    • «درج» به‌معنی «حرکت آرام رو به رشد» است و «درجة» به «هر یک از رتبه‌های به‌دست آمده در حرکت آرام رو به رشد» گفته می‌شود. توضیح چگونگی و چرایی برتری مردان بر زنان در این حرکت، بحثی تفسیری است که باید به‌صورت جداگانه بیان شود.
    Proposed in post #2297 · 15 Sept 2022
  229. 229

    ٱلطَّلَٰقُ مَرَّتَانِ ۖ فَإِمْسَاكٌۢ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌۢ بِإِحْسَٰنٍۢ ۗ وَلَا يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُوا۟ مِمَّآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ شَيْـًٔا إِلَّآ أَن يَخَافَآ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِ ۖ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا ٱفْتَدَتْ بِهِۦ ۗ تِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا ۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ ٱللَّهِ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ ﴿٢٢٩﴾

    طلاق دو بار است؛ سپس یا نگه داشتن بر اساس عرف یا رها ساختن با نیکوکاری. و برای شما روا نیست که چیزی از آنچه به آنها داده‌اید را بگیرید مگر اینکه آن دو بیم داشته باشند که قوانین قاطع خدا را بر پا ندارند. اما اگر بیمناک بودید که آن دو قوانین قاطع خدا را بر پا ندارند، آنچه زن برای رهایی می‌پردازد، انحرافی برایشان به‌حساب نخواهد آمد. اینها قوانین قاطع خداست؛ پس از آنها تجاوز نکنید که هر کس از قوانین قاطع خدا تجاوز کند، چنین افرادی ستمگرند.

    Notes on the translation (4)
    • اگرچه گرفتن چیزی که به کسی داده شده به‌منزلهٔ «باز ستاندن» آن است، ولی «أخذ» معادل این مفهوم نیست و معنایش همان «گرفتن» است.
    • توضیح واژهٔ «جناح» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۸ این سوره گذشت.
    • «فدیه» مالی است که در ازای آزادی پرداخت می‌شود.
    • «حدّ» در لغت به‌معنی «تیزی و تندی» است و به احکام و قوانین نیز به‌خاطر قاطعانه بودنش «حدود» گفته می‌شود.
    Proposed in post #2308 · 6 Oct 2022
  230. 230

    فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا تَحِلُّ لَهُۥ مِنۢ بَعْدُ حَتَّىٰ تَنكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُۥ ۗ فَإِن طَلَّقَهَا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَآ أَن يَتَرَاجَعَآ إِن ظَنَّآ أَن يُقِيمَا حُدُودَ ٱللَّهِ ۗ وَتِلْكَ حُدُودُ ٱللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ ﴿٢٣٠﴾

    پس اگر زن را طلاق داد، دیگر بعد از آن بر او حلال نمی‌شود مگر اینکه آن زن با همسری غیر از او ازدواج کند. آن‌گاه اگر آن مرد او را طلاق داد، در صورتی که به نظرشان برسد بتوانند قوانین قاطع خدا را بر پا دارند، بازگشت آن دو به یکدیگر انحرافی برایشان به‌حساب نمی‌آید. و اینها قوانین قاطع خداست که آن را برای گروهی که می‌دانند بیان می‌کند.

    Notes on the translation (2)
    • با توجه به اینکه در زبان عربی جنسیت فاعل از ساختار فعل تشخیص داده می‌شود، در چنین جملاتی «زن» یا «مرد» بودن او ذکر نمی‌شود؛ ولی چون در زبان فارسی این ویژگی وجود ندارد، لازم است در ترجمه به آن تصریح شود.
    • توضیح معنای «ظن» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۶ سورهٔ بقره گذشت.
    Proposed in post #2308 · 6 Oct 2022
  231. 231

    وَإِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ ۚ وَلَا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًۭا لِّتَعْتَدُوا۟ ۚ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُۥ ۚ وَلَا تَتَّخِذُوٓا۟ ءَايَٰتِ ٱللَّهِ هُزُوًۭا ۚ وَٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَآ أَنزَلَ عَلَيْكُم مِّنَ ٱلْكِتَٰبِ وَٱلْحِكْمَةِ يَعِظُكُم بِهِۦ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ ﴿٢٣١﴾

    و چون زنان را طلاق دادید و به پایان مهلت تعیین‌شدهٔ خود رسیدند، یا آنها را بر اساس عرف نگه دارید یا بر اساس عرف رهایشان سازید. و آنها را برای زیان رساندن نگه ندارید تا تجاوز کنید؛ که هر کس چنین کند قطعاً به خودش ستم کرده است. و نشانه‌های خدا را به ریشخند نگیرید و نعمت‌هایی را که خدا به شما بخشیده و آنچه از قبیل کتاب و حکمت بر شما فرو فرستاده است و با آن شما را پند می‌دهد را یاد کنید و پروای خدا را داشته باشید و بدانید که به‌راستی خدا به هر چیزی داناست.

    Notes on the translation (3)
    • «أجل» به‌معنی «وقت معیّن از قبل مشخص‌شده» است.
    • «بلوغ» به‌معنی «رسیدن به آخرین مقدار» است.
    • توضیح ترکیب «نعمت» و «علیکم» در ترجمهٔ آیهٔ پایانی سورهٔ حمد گذشت.
    Proposed in post #2308 · 6 Oct 2022
  232. 232

    وَإِذَا طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَٰجَهُنَّ إِذَا تَرَٰضَوْا۟ بَيْنَهُم بِٱلْمَعْرُوفِ ۗ ذَٰلِكَ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ مِنكُمْ يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ ۗ ذَٰلِكُمْ أَزْكَىٰ لَكُمْ وَأَطْهَرُ ۗ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿٢٣٢﴾

    و چون زنان را طلاق دادید و به پایان مهلت تعیین‌شدهٔ خود رسیدند، در صورتی که میان خودشان بر اساس عرف به توافق برسند، با در تنگنا گذاشتن، مانع ازدواجشان با همسرانشان نشوید. این نکته‌ای است که هر یک از شما به خدا و روز واپسین ایمان داشته باشد از آن پند خواهد گرفت. این برای شما رشددهنده‌تر و پاکیزه‌تر است. و خدا می‌داند و شما نمی‌دانید.

    Notes on the translation (1)
    • «عضل» به‌معنی «منع کردن همراه با ایجاد تنگنا» است.
    Proposed in post #2308 · 6 Oct 2022
  233. 233

    ۞ وَٱلْوَٰلِدَٰتُ يُرْضِعْنَ أَوْلَٰدَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ ۖ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ ٱلرَّضَاعَةَ ۚ وَعَلَى ٱلْمَوْلُودِ لَهُۥ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ ۚ لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَا تُضَآرَّ وَٰلِدَةٌۢ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌۭ لَّهُۥ بِوَلَدِهِۦ ۚ وَعَلَى ٱلْوَارِثِ مِثْلُ ذَٰلِكَ ۗ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍۢ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍۢ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا ۗ وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُوٓا۟ أَوْلَٰدَكُمْ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ ءَاتَيْتُم بِٱلْمَعْرُوفِ ۗ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ ﴿٢٣٣﴾

    و برای کسی که بخواهد شیردهی را کامل انجام دهد، مادران به فرزندانشان دو سال تمام شیر می‌دهند و روزی و پوشاکشان طبق عرف بر عهدهٔ پدری است که فرزند برای او به دنیا آمده است. برای هیچ‌کس جز به‌اندازهٔ توان و ظرفیتش تکلیف قرار داده نمی‌شود. نه مادری که فرزند را به‌دنیا آورده است و نه پدری که فرزند برای او به‌دنیا آمده است، نباید به‌خاطر فرزندش به زیان بیفتد. و مانند همین بر عهدهٔ وارث است. اما اگر آن دو بخواهند با توافق طرفین و مشاوره، بچه را از شیر بگیرند، برایشان انحرافی به‌حساب نمی‌آید. و اگر بخواهید برای فرزندانتان دایه بگیرید، در صورتی که آنچه می‌دهید را طبق عرف با توافق کامل بپردازید، برایتان انحرافی به‌حساب نمی‌آید. و از خدا پروا داشته باشید و بدانید که به‌راستی خدا به آنچه انجام می‌دهید بیناست.

    Notes on the translation (4)
    • «رزق» به‌معنی «نیازمندی‌های روزمرهٔ زندگی» است که به آن «روزی» گفته می‌شود. در اغلب ترجمه‌های قرآن، این واژه را به‌خاطر تناسب با «پوشاک» در این آیه «خوراک» ترجمه کرده‌اند که چندان دقیق به‌نظر نمی‌رسد.
    • استفاده از تعبیر «المولود له» به‌معنی «کسی که فرزند برای او به دنیا آمده است» به‌جای «أب» که معنای عام «پدر» را می‌رساند، نوعی تأکید بر مسئولیت و تعهدات پدر در قبال فرزند و مادر اوست.
    • یکی از معانی باب مفاعله استمرار است و «مضارّة» مفهوم «استمرار زیان» را می‌رساند که «در زیان افتادن» تعبیر رایج آن است.
    • از تعبیر «سلّمتم» برای پرداخت حق‌الزحمهٔ دایه استفاده شده است تا بر ضرورت دادن کامل مبلغی که با رضایت طرفین تعیین می‌شود تأکید شده باشد؛ چرا که مادهٔ «سلم» به‌معنی «نبودن هیچ‌گونه مخالفت و نزاع» است.
    Proposed in post #2313 · 17 Oct 2022
  234. 234

    وَٱلَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَٰجًۭا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍۢ وَعَشْرًۭا ۖ فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِىٓ أَنفُسِهِنَّ بِٱلْمَعْرُوفِ ۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭ ﴿٢٣٤﴾

    و کسانی از شما که جانشان گرفته می‌شود و همسرانی به‌جا می‌گذارند، آن زن‌ها خود را به‌مدت چهار ماه و ده روز در انتظار نگه دارند. پس آن گاه که به پایان مهلت تعیین‌شدهٔ خود برسند، هر آنچه دربارهٔ خودشان طبق عرف انجام دهند برای شما انحرافی به‌شمار نمی‌رود و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است.

    Notes on the translation (2)
    • «توفّی» به‌معنی «کامل گرفتن» است و وقتی به‌صورت مجهول به‌کار می‌رود معنای «کامل گرفته شدن» را می‌رساند که کنایه از «گرفته شدن جان» است. لذا بهتر است برخلاف اغلب ترجمه‌ها به‌جای تعبیر «مردن» که ترجمهٔ «موت» است با این تعبیر ترجمه شود.
    • توضیح واژهٔ «تربّص» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۶ این سوره گذشت.
    Proposed in post #2313 · 17 Oct 2022
  235. 235

    وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُم بِهِۦ مِنْ خِطْبَةِ ٱلنِّسَآءِ أَوْ أَكْنَنتُمْ فِىٓ أَنفُسِكُمْ ۚ عَلِمَ ٱللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَٰكِن لَّا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّآ أَن تَقُولُوا۟ قَوْلًۭا مَّعْرُوفًۭا ۚ وَلَا تَعْزِمُوا۟ عُقْدَةَ ٱلنِّكَاحِ حَتَّىٰ يَبْلُغَ ٱلْكِتَٰبُ أَجَلَهُۥ ۚ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِىٓ أَنفُسِكُمْ فَٱحْذَرُوهُ ۚ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌۭ ﴿٢٣٥﴾

    آنچه از خواستگاری زنان که غیر مستقیم مطرحش کرده‌اید یا در خود، پوشیده نگه داشته‌اید، برای شما انحرافی شمرده نمی‌شود. خدا می‌داند که حتماً به یاد آنها خواهید افتاد، ولی با آنها قول و قرار پنهانی نگذارید مگر اینکه به‌گونه‌ای سخن بگویید که در عرف، پسندیده باشد. و برای بستن پیمان ازدواج تصمیم نگیرید مگر اینکه مدّت مقرر به پایان رسیده باشد. و بدانید که قطعاً خدا آنچه را که در دل‌های شماست می‌داند؛ پس از آن بر حذر باشید و بدانید که به‌راستی خدا آمرزنده و بردبار است.

    Notes on the translation (3)
    • «تعریض» به‌معنی «بیان کنایی و غیر مستقیم مقصود» است.
    • در معنی مادهٔ «کنن» دو قید «پوشاندن» و «حفظ کردن» لحاظ شده است.
    • «حذر» به‌معنی «دوری کردن از سر نگرانی» است که در تعابیر رایج فارسی با همان لفظ «بر حذر بودن» به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #2313 · 17 Oct 2022
  236. 236

    لَّا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن طَلَّقْتُمُ ٱلنِّسَآءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا۟ لَهُنَّ فَرِيضَةًۭ ۚ وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى ٱلْمُوسِعِ قَدَرُهُۥ وَعَلَى ٱلْمُقْتِرِ قَدَرُهُۥ مَتَٰعًۢا بِٱلْمَعْرُوفِ ۖ حَقًّا عَلَى ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿٢٣٦﴾

    اگر زنان را تا وقتی با آنها رابطه نداشته‌اید یا چیزی برای آنها تعیین ننموده‌اید طلاق دهید برای شما انحرافی به‌حساب نمی‌آید؛ ولی آنها را از چیزی که بر توانگر به‌اندازهٔ توانش و بر تنگدست به‌قدر وسعش طبق عرف لازم است بهره‌مند سازید که این وظیفه‌ای است بر عهدهٔ نیکوکاران.

    Notes on the translation (2)
    • «مسّ» به‌معنی «اصابت دو چیز و برقراری تماس میان آنها» است که به‌عنوان تعبیری کنایی برای آمیزش نیز به‌کار می‌رود. در زبان متداول فارسی معمولاً‌برای بیان کنایی این مفهوم از تعبیر «رابطه داشتن» استفاده می‌شود.
    • «فرض» یا «فریضه» به‌معنی «سهم یا وظیفه یا هر چیزی که مشخص و معین شده باشد» است و در اینجا منظور از آن، مهریه‌ای است که برای زن تعیین کرده‌اند.
    Proposed in post #2315 · 26 Oct 2022
  237. 237

    وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةًۭ فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّآ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَا۟ ٱلَّذِى بِيَدِهِۦ عُقْدَةُ ٱلنِّكَاحِ ۚ وَأَن تَعْفُوٓا۟ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۚ وَلَا تَنسَوُا۟ ٱلْفَضْلَ بَيْنَكُمْ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿٢٣٧﴾

    اما اگر پیش از اینکه با آنها رابطه داشته باشید در حالی که چیزی برایشان تعیین کرده‌اید طلاقشان دهید، پس نیمی از آنچه تعیین کرده‌اید؛ مگر اینکه آن زنان بگذرند یا آن کس که بستن پیمان ازدواج به دست اوست بگذرد. و اگر بگذرید به پرواداری نزدیک‌تر است. و افزون‌بخشی را در میان خود فراموش نکنید که به‌راستی خدا به آنچه انجام می‌دهید بیناست.

    Notes on the translation (2)
    • «یعفون» صیغهٔ جمع مؤنث است و اگر مذکر بود باید پس از آمدن «أن» نونش حذف می‌شد.
    • «فضل» به‌معنی «افزون و اضافه دادن» و نقطهٔ مقابل «کم گذاشتن» است.
    Proposed in post #2315 · 26 Oct 2022
  238. 238

    حَٰفِظُوا۟ عَلَى ٱلصَّلَوَٰتِ وَٱلصَّلَوٰةِ ٱلْوُسْطَىٰ وَقُومُوا۟ لِلَّهِ قَٰنِتِينَ ﴿٢٣٨﴾

    همواره بر نمازها و نماز میانه مواظبت داشته باشید و در حالی که فرمانبرانه سر فرود آورده‌اید برای خدا به‌پا خیزید.

    Notes on the translation (2)
    • یکی از معانی باب «مفاعله» استمرار است؛ لذا «حافظوا» به‌معنی «استمرار داشتن بر مواظبت» است.
    • در معنای مادهٔ «قنت» دو قید «خضوع و اطاعت» وجود دارد که خوب است در ترجمه بازتاب داده شود.
    Proposed in post #2315 · 26 Oct 2022
  239. 239

    فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالًا أَوْ رُكْبَانًۭا ۖ فَإِذَآ أَمِنتُمْ فَٱذْكُرُوا۟ ٱللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُوا۟ تَعْلَمُونَ ﴿٢٣٩﴾

    اما اگر بیم داشتید، پس در حالی که پیاده یا سواره در حرکتید؛ و هر گاه ایمنی یافتید، خدا را یاد کنید چنان که او آنچه را نمی‌دانستید به شما آموخت.

    Notes on the translation (1)
    • «رجال» جمع «رَجِل» و «راجل» و «رجیل» به‌معنی «پیاده» است و با توجه به سیاق جمله، منظور، صرفاً پیاده بودن نیست بلکه به این معناست که در صورت اضطرار می‌توانید نماز را در حال حرکت کردن پیاده یا سواره بخوانید.
    Proposed in post #2315 · 26 Oct 2022
  240. 240

    وَٱلَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَٰجًۭا وَصِيَّةًۭ لِّأَزْوَٰجِهِم مَّتَٰعًا إِلَى ٱلْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍۢ ۚ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِى مَا فَعَلْنَ فِىٓ أَنفُسِهِنَّ مِن مَّعْرُوفٍۢ ۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ ﴿٢٤٠﴾

    و کسانی از شما که جانشان گرفته می‌شود و همسرانی به‌جا می‌گذارند برای همسرانشان وصیت کنند که تا یک سال بدون بیرون راندن، بهره داشته باشند؛ اما اگر آن زنان بیرون بروند، هر آنچه دربارهٔ خودشان طبق عرف انجام دهند برای شما انحرافی شمرده نمی‌شود. و خدا عزتمند و فرزانه است.

    Notes on the translation (1)
    • توضیح لازم دربارهٔ معانی «یتوفون» و «جناح» و «معروف» قبلاً ارائه شد.
    Proposed in post #2315 · 26 Oct 2022
  241. 241

    وَلِلْمُطَلَّقَٰتِ مَتَٰعٌۢ بِٱلْمَعْرُوفِ ۖ حَقًّا عَلَى ٱلْمُتَّقِينَ ﴿٢٤١﴾

    و به زنان مطلقه چیزی در حد عرف تعلق می‌گیرد؛ این وظیفه‌ای است بر عهدهٔ پرواپیشگان.

    Notes on the translation (1)
    • «متاع» در لغت به‌معنی «چیزی که از آن بهره برده می‌شود» است که در تعابیر رایج فارسی بیش از هر تعبیر دیگری برای آن از همان «چیز» استفاده می‌شود و گاهی با توجه به ساختار جمله به آن «بهره» می‌گویند.
    Proposed in post #2317 · 29 Oct 2022
  242. 242

    كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمْ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٢٤٢﴾

    بدان‌سان خدا نشانه‌های خود را برای شما روشن می‌سازد، باشد که درک کنید.

    Notes on the translation (1)
    • «عقل» به‌معنی «فهمیدن و درک کردن» است و نه «اندیشیدن» که از مقدمات درک و فهم به‌حساب می‌آید.
    Proposed in post #2317 · 29 Oct 2022
  243. 243

    ۞ أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِينَ خَرَجُوا۟ مِن دِيَٰرِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ ٱلْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ ٱللَّهُ مُوتُوا۟ ثُمَّ أَحْيَٰهُمْ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلنَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ ٱلنَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ ﴿٢٤٣﴾

    آیا ندیدی کسانی را که از ترس مرگ در حالی که هزاران تن بودند، از خانه‌های خود بیرون آمدند، پس خدا به آنها گفت: «بمیرید!» و سپس آنها را زنده کرد؟ به‌راستی که خدا قطعاً دارای افزون‌بخشی بر مردم است، ولی بیشتر مردم قدردانی نمی‌کنند.

    Notes on the translation (1)
    • اگرچه وقتی مادهٔ «رأی» به‌معنی «دیدن با فکر و دل» به‌کار رود،منظور از آن، «دانستن» است، ولی به هر حال وقتی این مفهوم با همین لفظ بیان شده باید هما‌ن‌گونه هم ترجمه شود.
    Proposed in post #2317 · 29 Oct 2022
  244. 244

    وَقَٰتِلُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌۭ ﴿٢٤٤﴾

    و پیوسته در راه خدا پیکار کنید و بدانید که به‌راستی خدا شنوا و داناست.

    Notes on the translation (1)
    • از آنجا که یکی از معانی باب مفاعله «استمرار» است، در معنای «قتال» نوعی استمرار و پیوستگی وجود دارد.
    Proposed in post #2317 · 29 Oct 2022
  245. 245

    مَّن ذَا ٱلَّذِى يُقْرِضُ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا فَيُضَٰعِفَهُۥ لَهُۥٓ أَضْعَافًۭا كَثِيرَةًۭ ۚ وَٱللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْصُۜطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٢٤٥﴾

    کیست آن کس که به خدا وام نیکویی قرض دهد تا آن را برایش با ضریب‌های بسیار چند برابر سازد؟ و خدا محدود می‌کند و می‌گستراند و به سوی او بازگردانده می‌شوید.

    Notes on the translation (2)
    • «تضاعُف» به‌معنی «دو یا چند برابر کردن» است و نه «افزایش دادن». آمدن «أضعافاً کثیرة» در کنار «یضاعفه» به این معنی است که این چند برابر کردن به دفعات فراوان تکرار می‌شود که تعبیر رایج در این باره «ضریب بالا» یا «ضریب بسیار» است.
    • «قبض» که نقطهٔ مقابل «بسط» است، مفهوم «جمع کردن و محدود ساختن» را در برابر «فراخ کردن و گسترش دادن» می‌رساند و دربارهٔ اموری چون روزی، رحمت، قدرت و حتی امور مادی به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #2317 · 29 Oct 2022
  246. 246

    أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلْمَلَإِ مِنۢ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ مِنۢ بَعْدِ مُوسَىٰٓ إِذْ قَالُوا۟ لِنَبِىٍّۢ لَّهُمُ ٱبْعَثْ لَنَا مَلِكًۭا نُّقَٰتِلْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ۖ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ ٱلْقِتَالُ أَلَّا تُقَٰتِلُوا۟ ۖ قَالُوا۟ وَمَا لَنَآ أَلَّا نُقَٰتِلَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَٰرِنَا وَأَبْنَآئِنَا ۖ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ ٱلْقِتَالُ تَوَلَّوْا۟ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنْهُمْ ۗ وَٱللَّهُ عَلِيمٌۢ بِٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٢٤٦﴾

    آیا برخورداران از بنی‌اسرائیل را پس از موسی ندیدی وقتی به پیامبری که داشتند گفتند: «زمامداری برای ما بگمار تا در راه خدا پیکار کنیم.» گفت: «اگر پیکار بر شما مقرر شد و نجنگیدید چه؟» گفتند: «چرا در راه خدا نجنگیم در حالی که از خانه‌ها و فرزندانمان رانده شده‌ایم؟» اما همین که پیکار بر آنها مقرر شد، جز اندکی از آنها رویگردان شدند. و خدا ستمگران را می‌شناسد.

    Notes on the translation (4)
    • «ملأ» در اصل به‌معنی «پُر بودن» است و وقتی دربارهٔ افراد به‌کار می‌رود، منظور، کسانی است که از ویژگی خاصی چون ثروت، موقعیت اجتماعی یا هر برتری مادی و معنوی، به‌وفور برخوردار باشند.
    • «نبي لهم» به‌معنی «پیامبری که برای آنها بود» است که اختصاص آن پیامبر به بنی‌اسرائیل را می‌رساند. از آنجا که این تعبیر در فارسی به‌کار نمی‌رود، از نزدیک‌ترین تعبیر معادل آن استفاده شد.
    • «بعث» در اصل به‌معنی «برگزیدن و فرستادن در پی کار» است و معمولاً «بر انگیختن» ترجمه می‌شود، ولی «گماشتن» نیز در بر دارندهٔ همین مفهوم است و در سیاقی شبیه این آیه کاربرد بیشتری دارد.
    • تعبیر «عسیتم...» از نظر لغوی به‌معنی «چه‌بسا این‌گونه باشید که...» است و وقتی در کنار اداتی چون «هل» می‌آید و به جمله‌ای پرسشی تبدیل می‌شود، مفهومی را بیان می‌کند که در تعابیر رایج فارسی معادلی برای آن سراغ نداریم؛ لذا از نزدیک‌ترین تعبیر رایج به‌جای آن استفاده شد.
    Proposed in post #2320 · 2 Nov 2022
  247. 247

    وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ ٱللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًۭا ۚ قَالُوٓا۟ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ ٱلْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِٱلْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةًۭ مِّنَ ٱلْمَالِ ۚ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ ٱصْطَفَىٰهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُۥ بَسْطَةًۭ فِى ٱلْعِلْمِ وَٱلْجِسْمِ ۖ وَٱللَّهُ يُؤْتِى مُلْكَهُۥ مَن يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌۭ ﴿٢٤٧﴾

    و پیامبرشان به آنها گفت: «همانا خدا طالوت را به زمامداری شما گماشته است.» گفتند: «چطور او بر ما زمامداری داشته باشد؟ با اینکه ما برای زمامداری از او سزاوارتریم و از نظر مالی به او وسعتی داده نشده است!» گفت: «به‌راستی خدا او را از میان شما برگزید و گسترهٔ دانش و جسم او را افزون ساخت و خدا زمامداری خود را به هر کس بخواهد می‌دهد و خدا در بر گیرنده‌ای داناست.

    Notes on the translation (2)
    • «اصطفی» به‌معنی «برگزید» است و وقتی با «علی» به‌کار می‌رود، مفهوم «برگزیدن نسبت به دیگری» را می‌رساند. اما ترجمهٔ آن به «برتری داد بر» صحیح نیست؛ چون این تعبیر، ترجمهٔ «فضّل علی» است. همان‌گونه که ترجمهٔ آن به «برگزیدن بر» نیز ترجمهٔ دقیقی نیست؛ چون چنین ترکیبی در فارسی به‌کار نمی‌رود و به‌جای آن، تعبیر «ترجیح دادن» استفاده می‌شود. به این صورت که اگر «علی» بر سر اسم مفرد بیاید، «ترجیح دادن بر» به‌کار می‌رود و اگر بر سر جمع بیاید، «ترجیح دادن از میان» را به‌کار می‌برند.
    • توضیح مفهوم «واسع» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۵ این سوره گذشت.
    Proposed in post #2320 · 2 Nov 2022
  248. 248

    وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ ءَايَةَ مُلْكِهِۦٓ أَن يَأْتِيَكُمُ ٱلتَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌۭ مِّمَّا تَرَكَ ءَالُ مُوسَىٰ وَءَالُ هَٰرُونَ تَحْمِلُهُ ٱلْمَلَٰٓئِكَةُ ۚ إِنَّ فِى ذَٰلِكَ لَءَايَةًۭ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٢٤٨﴾

    و پیامبرشان به آنها گفت: «همانا نشانهٔ زمامداری او این است که تابوت - که جلوهٔ شکوهمند و آرامش‌بخشی از جانب خداوندگارتان و بازمانده‌ای از آنچه خاندان موسی و خاندان هارون به‌جا گذاشتند در آن است - در حالی که فرشتگان حملش می‌کنند نزد شما می‌آید. به‌راستی اگر مؤمن باشید، حتماً در آن نشانه‌ای برای شما خواهد بود.

    Notes on the translation (2)
    • بر اساس برخی پژوهش‌های تطبیقی میان واژه‌های قرآن و تورات، کلمهٔ «سکینة» با «شخینا» در زبان عبری و «شخینتا» در زبان سامی انطباق دارد و به‌کارگیری آن در قرآن با تکیه بر کاربردهای مشابه در متون و فرهنگ یهودی است که این واژه را برای بیان «حضور شکوهمند و آرامش‌بخش تجلی خدا» و «سکونت الهی در میان انسان‌ها» استفاده می‌کرده‌اند و معنایی فراتر از «آرامش» دارد.
    • «تابوت» به‌معنی «صندوق» است ولی چون «صندوق عهد» که الواح موسی (علیه‌السلام) در آن قرار داشت در متون مختلف با همان نام «تابوت» یاد می‌شود، بهتر است در ترجمه نیز با همان تعبیر بیاید.
    Proposed in post #2320 · 2 Nov 2022
  249. 249

    فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِٱلْجُنُودِ قَالَ إِنَّ ٱللَّهَ مُبْتَلِيكُم بِنَهَرٍۢ فَمَن شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّى وَمَن لَّمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُۥ مِنِّىٓ إِلَّا مَنِ ٱغْتَرَفَ غُرْفَةًۢ بِيَدِهِۦ ۚ فَشَرِبُوا۟ مِنْهُ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنْهُمْ ۚ فَلَمَّا جَاوَزَهُۥ هُوَ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَعَهُۥ قَالُوا۟ لَا طَاقَةَ لَنَا ٱلْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ ۚ قَالَ ٱلَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلَٰقُوا۟ ٱللَّهِ كَم مِّن فِئَةٍۢ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةًۭ كَثِيرَةًۢ بِإِذْنِ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ مَعَ ٱلصَّٰبِرِينَ ﴿٢٤٩﴾

    پس چون طالوت لشکریان را بیرون برد گفت: «به‌راستی که خدا شما را با رودی جاری می‌آزماید؛ پس هر کس از آن بنوشد از من نیست و هر کس از آن نخورد قطعاً از من است، مگر کسی که با دستش مشتی آب بردارد.» اما جز اندکی از ایشان از آن نوشیدند. پس چون او و کسانی که با او ایمان آورده بودند از آن گذشتند گفتند: «امروز در برابر جالوت و لشکریانش تاب نمی‌آوریم!» آنان که به نظرشان می‌رسید قطعاً خدا را ملاقات می‌کنند گفتند: «چه بسیار گروه اندکی که به اذن خدا بر گروه پرشماری پیروز شد و خدا با شکیبایان است.

    Notes on the translation (5)
    • «فصل» به‌معنی «جدایی» است و از آنجا که با بیرون رفتن از شهر با آن فاصله پیدا می‌شود، این ماده برای این معنی نیز به‌کار می‌رود.
    • «نهر» به‌معنی «آب جاری» است و به «رودخانه» نیز به اعتبار جریان تند آب درونش «نهر» گفته می‌شود.
    • «طعم» مفهومی عام دارد که شامل «أکل (خوردن)» و «شرب (آشامیدن)» همراه با «اشتها و چشیدن» می‌شود. همان‌گونه که در فارسی نیز تعبیر «آب خوردن» را به‌کار می‌بریم.
    • توضیح معنای «ظن» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۶ این سوره گذشت.
    • «فئة» از مادهٔ «فأو» به‌معنی «انشقاق و جدایی» است و به «گروهی از افراد هم‌فکر که از دیگران جدا و متمایز می‌شوند» اطلاق می‌گردد.
    Proposed in post #2324 · 8 Nov 2022
  250. 250

    وَلَمَّا بَرَزُوا۟ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِۦ قَالُوا۟ رَبَّنَآ أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًۭا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿٢٥٠﴾

    و چون در برابر جالوت و لشکریانش جلوه‌گر شدند گفتند: «ای خداوندگار ما، از شکیبایی سرشارمان کن و گام‌هایمان را استوار ساز و ما را بر گروه حق‌پوشان پیروز گردان.

    Notes on the translation (3)
    • «برز» به‌معنی «آشکار شدن با شرایطی خاص و بی‌سابقه» است.
    • «فرغ» به‌معنی «خالی و آزاد شدن» است و وقتی با تعبیر «أفرغ علی» به‌کار رود، مفهوم «خالی کردن چیزی از سایر امور با پر کردن آن از موضوعی خاص» را می‌رساند.
    • مادهٔ «نصر» وقتی با حرف «علی» به‌کار رود به‌معنی «پیروزی و غلبه» است.
    Proposed in post #2324 · 8 Nov 2022
  251. 251

    فَهَزَمُوهُم بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُۥدُ جَالُوتَ وَءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلْمُلْكَ وَٱلْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُۥ مِمَّا يَشَآءُ ۗ وَلَوْلَا دَفْعُ ٱللَّهِ ٱلنَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍۢ لَّفَسَدَتِ ٱلْأَرْضُ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٢٥١﴾

    پس به اذن خدا آنها را شکست دادند و داوود جالوت را کشت و خدا به او زمامداری و حکمت داد و از آنچه می‌خواست به او آموخت. و اگر خدا با برخی از مردم جلوی برخی دیگر را نمی‌گرفت قطعاً زمین تباه می‌شد؛ ولی خدا دارندهٔ افزون‌بخشی بر جهانیان است.

    Notes on the translation (1)
    • «دفع» به‌معنی «جلوگیری» است.
    Proposed in post #2324 · 8 Nov 2022
  252. 252

    تِلْكَ ءَايَٰتُ ٱللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِٱلْحَقِّ ۚ وَإِنَّكَ لَمِنَ ٱلْمُرْسَلِينَ ﴿٢٥٢﴾

    آنها نشانه‌های خداست که بر مبنایی درست بر تو تلاوتش می‌کنیم و به‌راستی که تو از فرستادگانی.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2324 · 8 Nov 2022
  253. 253

    ۞ تِلْكَ ٱلرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ ۘ مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ ٱللَّهُ ۖ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَٰتٍۢ ۚ وَءَاتَيْنَا عِيسَى ٱبْنَ مَرْيَمَ ٱلْبَيِّنَٰتِ وَأَيَّدْنَٰهُ بِرُوحِ ٱلْقُدُسِ ۗ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ مَا ٱقْتَتَلَ ٱلَّذِينَ مِنۢ بَعْدِهِم مِّنۢ بَعْدِ مَا جَآءَتْهُمُ ٱلْبَيِّنَٰتُ وَلَٰكِنِ ٱخْتَلَفُوا۟ فَمِنْهُم مَّنْ ءَامَنَ وَمِنْهُم مَّن كَفَرَ ۚ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ مَا ٱقْتَتَلُوا۟ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ ﴿٢٥٣﴾

    آن فرستادگان، برخی از آنها را بر برخی دیگر برتری دادیم؛ از جملهٔ آنان، کسی بود که خدا با او سخن گفت؛ و برخی از آنها را رتبه‌هایی بالاتر برد و به عیسی پسر مریم دلایل آشکار بخشیدیم و او را با روح القدس پشتیبانی کردیم. و اگر خدا می‌خواست کسانی که بعد از آنها بودند - پس از اینکه دلایل آشکار برایشان آمد - با هم نمی‌جنگیدند، ولی اختلاف پیدا کردند و از آنها کسی بود که ایمان آورد و از آنها کسی بود که حق‌پوشی کرد؛ و اگر خدا می‌خواست با هم نمی‌جنگیدند، ولی خدا آنچه را می‌خواهد انجام می‌دهد.

    Notes on the translation (2)
    • توضیح معنای «تأیید» و دلیل ترجمه نشدن «روح القدس» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۷ همین سوره بیان شد.
    • یکی از معانی باب افتعال، مشارکت است؛ لذا «اقتتال» را باید «با هم جنگیدن» ترجمه کرد.
    Proposed in post #2326 · 14 Nov 2022
  254. 254

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَنفِقُوا۟ مِمَّا رَزَقْنَٰكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِىَ يَوْمٌۭ لَّا بَيْعٌۭ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌۭ وَلَا شَفَٰعَةٌۭ ۗ وَٱلْكَٰفِرُونَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ ﴿٢٥٤﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از آنچه به شما روزی دادیم انفاق کنید، پیش از آنکه روزی فرا رسد که نه داد و ستدی در آن باشد و نه دوستیِ صمیمانه‌ای و نه اعمال نفوذی؛ و حق‌پوشان، هم‌ایشان‌اند ستمگران.

    Notes on the translation (4)
    • توضیح معنی «انفاق» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۵ این سوره گذشت.
    • مادهٔ «خلل» در اصل به‌معنی «لابه‌لا» است و «خلیل» به «کسی که محبت او در لابه‌لای دل وجود دارد» گفته می‌شود که نزدیک‌ترین تعبیر رایج برای آن «دوست صمیمی» است.
    • توضیح معنای «شفاعت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۸ این سوره گذشت.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۵ این سوره دربارهٔ معادل «هُم» وقتی به‌عنوان «ضمیر فصل» به‌کار رود توضیح داده شد.
    Proposed in post #2326 · 14 Nov 2022
  255. 255

    ٱللَّهُ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ٱلْحَىُّ ٱلْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُۥ سِنَةٌۭ وَلَا نَوْمٌۭ ۚ لَّهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۗ مَن ذَا ٱلَّذِى يَشْفَعُ عِندَهُۥٓ إِلَّا بِإِذْنِهِۦ ۚ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَىْءٍۢ مِّنْ عِلْمِهِۦٓ إِلَّا بِمَا شَآءَ ۚ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ ۖ وَلَا يَـُٔودُهُۥ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ ٱلْعَلِىُّ ٱلْعَظِيمُ ﴿٢٥٥﴾

    خداست که هیچ معبودی جز آن زندهٔ بسیار پاینده وجود ندارد. نه چُرتش می‌گیرد و نه خواب. آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آنِ اوست. کیست آن که نزد او اعمال نفوذ کند، مگر به اذن او؟ آنچه را پیش روی آنها و آنچه را پشت سر آنهاست می‌داند، ولی آنها بر چیزی از دانش او احاطه ندارند، مگر آنچه او بخواهد. گسترهٔ سریر او آسمان‌ها و زمین را در بر گرفته است و نگه داشتن آنها پشت او را خم نمی‌کند و اوست بلند مرتبه و سترگ.

    Notes on the translation (6)
    • «قیوم» صیغهٔ مبالغه از مادهٔ «قیام» و به‌معنی «کسی که در قائم به ذات بودن، شدّت و استمرار دارد» است. پس «پایندگی و بر پا بودن» معنای خود این لفظ و «بر پا دارنده بودن برای همهٔ هستی» از لوازم چنین صفتی است.
    • «سنة» از مادهٔ «وسن» به‌معنی «سنگین شدن بدن و چشم و حالتی که پیش از خوابیدن برای انسان پیش می‌آید» است که در متون ادبی به آن «غنودن» و در تعابیر رایج به آن «چرت زدن» می‌گویند.
    • استثنای «مگر به اذن او» بهتر است پس از جملهٔ استفهامی «کیست آن که نزد او شفاعت کند» بیاید تا با تعبیر آیه انطباق دقیق‌تری داشته باشد. همین نکته دربارهٔ استثنای «مگر آنچه او بخواهد» در موضوع احاطه بر علم خدا صادق است.
    • توضیح معنای «بین أیدی» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۶ این سوره گذشت.
    • «کرسی» که از عبری وارد زبان عربی شده به‌معنی «سریر و صندلی» است.
    • «یؤوده» از مادهٔ «أود» به‌معنی «خم شدن و انحنا» است که «خم شدن پشت بر اثر سنگینی بار» از مصادیق آن به‌شمار می‌رود.
    Proposed in post #2326 · 14 Nov 2022
  256. 256

    لَآ إِكْرَاهَ فِى ٱلدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ ٱلرُّشْدُ مِنَ ٱلْغَىِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِٱلطَّٰغُوتِ وَيُؤْمِنۢ بِٱللَّهِ فَقَدِ ٱسْتَمْسَكَ بِٱلْعُرْوَةِ ٱلْوُثْقَىٰ لَا ٱنفِصَامَ لَهَا ۗ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٥٦﴾

    هیچ اجباری در دین نیست؛ راه خوب و بد به‌روشنی از هم مشخص شده است. پس هر کس به جلوه‌گاه گردن‌کشی و برتری‌جویی بی‌اعتنایی کند و به خدا ایمان آورد، قطعاً با مطمئن‌ترین دستگیره - که گسستنی ندارد - خود را نگه داشته است؛ و خدا شنوا و داناست.

    Notes on the translation (6)
    • «رشد» به‌معنی «راه‌یابی به خیر و صلاح» و «غي» نقطهٔ مقابل آن و به‌معنی «افتادن در راه شر و فساد» است.
    • مادهٔ «طغی» به‌معنی «گردن‌کشی و بالاتر رفتن از حد متعارف» است و «طاغوت» کسی یا چیزی است که «مظهر گردن‌کشی و برتری‌جویی» باشد.
    • «کفر» در اصل به‌معنی «پوشاندن، رد کردن و بی‌اعتنایی کردن» است.
    • مادهٔ «مسک» به‌معنی «حفظ و نگه داشتن» است و «استمساک» یعنی «طلب حفظ کردن» که در تعابیر رایج به آن می‌گویند: «خود را با چیزی نگه داشتن».
    • «عروة» به‌معنی «چیزی که آن را می‌گیرند و با آن به جایی یا چیزی متصل می‌مانند» است که در فارسی به آن «دستگیره» گفته می‌شود.
    • «وثقی» مؤنث «أوثق» افعل تفضیل از مادهٔ «وثاقت» و به‌معنی «مطمئن‌تر» یا «مطمئن‌ترین» است.
    Proposed in post #2329 · 30 Nov 2022
  257. 257

    ٱللَّهُ وَلِىُّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ يُخْرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ ۖ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ أَوْلِيَآؤُهُمُ ٱلطَّٰغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ ٱلنُّورِ إِلَى ٱلظُّلُمَٰتِ ۗ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ ﴿٢٥٧﴾

    خدا گردانندهٔ امور کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ او آنها را از تاریکی‌ها به‌سوی روشنایی بیرون می‌آورد، ولی کسانی که حق‌پوشی کرده‌اند، سرپرستانشان جلوه‌گاه‌های گردن‌کشی و برتری‌جویی‌اند که از روشنایی به‌سوی تاریکی‌ها بیرونشان می‌آورند. آنها اهل آتش‌اند و هم‌ایشان در آن جاودانه خواهند بود.

    Notes on the translation (2)
    • «ولي» به‌معنی «کسی که تدبیر و رسیدگی به امور دیگری را بر عهده می‌گیرد و اراده‌اش در این امور اولویت دارد» است که در تعابیر رایج به چنین کسی «سرپرست» یا «گردانندهٔ امور» می‌گویند.
    • دربارهٔ واژهٔ «طاغوت» در میان لغویان اختلاف نظر وجود دارد و برخی آن مذکر و برخی مؤنث، برخی آن را صیغهٔ مبالغه و برخی مصدر می‌دانند. بر اساس یکی از این دیدگاه‌ها این کلمه اسم جنسی است که هم به‌معنی مفرد و هم به‌معنی جمع به‌کار می‌رود و مفرد آمدن آن در این آیه به‌عنوان خبر مبتدای جمع از همین باب است.
    Proposed in post #2329 · 30 Nov 2022
  258. 258

    أَلَمْ تَرَ إِلَى ٱلَّذِى حَآجَّ إِبْرَٰهِۦمَ فِى رَبِّهِۦٓ أَنْ ءَاتَىٰهُ ٱللَّهُ ٱلْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَٰهِۦمُ رَبِّىَ ٱلَّذِى يُحْىِۦ وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا۠ أُحْىِۦ وَأُمِيتُ ۖ قَالَ إِبْرَٰهِۦمُ فَإِنَّ ٱللَّهَ يَأْتِى بِٱلشَّمْسِ مِنَ ٱلْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ ٱلْمَغْرِبِ فَبُهِتَ ٱلَّذِى كَفَرَ ۗ وَٱللَّهُ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٢٥٨﴾

    آیا ندیدی کسی را که چون خدا به او زمامداری داده بود، دربارهٔ خداوندگارش با ابراهیم بحث می‌کرد؟ آن‌گاه که ابراهیم گفت: «خداوندگار من کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند.» گفت: «من زنده می‌کنم و می‌میرانم.» ابراهیم گفت: «به‌راستی خدا خورشید را از مشرق بر می‌آورد؛ تو آن را از مغرب بر آور!» پس آن کس که حق‌پوشی کرده بود متحیّر شد. و خدا گروه ستمگران را راهبری نمی‌کند.

    Notes on the translation (1)
    • «حاجّ» به‌معنی «دلیل آورد و بحث کرد» است و با توجه به معنای استمرار در باب مفاعله باید به‌صورت استمراری معنی شود.
    Proposed in post #2329 · 30 Nov 2022
  259. 259

    أَوْ كَٱلَّذِى مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍۢ وَهِىَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحْىِۦ هَٰذِهِ ٱللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا ۖ فَأَمَاتَهُ ٱللَّهُ مِا۟ئَةَ عَامٍۢ ثُمَّ بَعَثَهُۥ ۖ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ ۖ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍۢ ۖ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِا۟ئَةَ عَامٍۢ فَٱنظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ ۖ وَٱنظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ ءَايَةًۭ لِّلنَّاسِ ۖ وَٱنظُرْ إِلَى ٱلْعِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًۭا ۚ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُۥ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ ٱللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ ﴿٢٥٩﴾

    یا همچون کسی که گذرش بر یک آبادی افتاد در حالی که سقف‌هایش کاملاً فرو ریخته بود؛ گفت: «خدا چگونه اینها را پس از مرگشان زنده می‌کند؟» پس خدا او را صد سال میراند و سپس وی را بر انگیخت. گفت: «چه مدت در این حالت ماندی؟» گفت: «به مدت یک روز یا بخشی از یک روز در این حال ماندم.» گفت: «نه، به اندازهٔ صد سال در این وضعیت مانده بودی! پس به غذا و نوشیدنی‌ات بنگر که هیچ تغییری نکرده است و به الاغت بنگر؛ و تا تو را نشانه‌ای برای مردم قرار دهیم، و بنگر به استخوان‌ها که چگونه آنها را بالا می‌آوریم و سپس آنها را با گوشت می‌پوشانیم!» پس چون برایش روشن شد گفت: «می‌دانم که به‌راستی خدا بر هر کاری تواناست.

    Notes on the translation (8)
    • معنای «قریة» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۸ این سوره بیان شد.
    • اسم اشارهٔ «هذه» و ضمیر «ها» هم می‌تواند به مفرد مؤنث باز گردد و هم به جمع مؤنث و هم به جمع مذکری که به‌صورت مکسّر بیان شده باشد و با توجه به سیاق و مفهوم «زنده کردن» و «مردن»، بهتر است اشاره و ضمیر در «یحیي هذه الله بعد موتها» را جمع معنی کنیم و به مرجعی مقدّر مثل «مردگان» باز گردانیم.
    • «خوي» به‌معنی «فرو ریختن چیزی که قبلاً سر پا بوده» است.
    • «عرش» به‌معنی «چیزی که بالای سر پهن شده باشد» است و به‌عنوان کنایه از «سقف» به‌کار می‌رود.
    • تعبیر «خاویة علی عروشها» همان مفهوم «فرو ریختن سقف‌هایش» را با شدت بیشتری بیان می‌کند؛ همان‌گونه که تعبیر «سقط علی وجهه» شدت بیشتر «زمین خوردن و افتادن» را با استفاده از ترکیب «به رو افتادن» نشان می‌دهد.
    • مادهٔ «سنه» به‌معنی «تغییر و تحول» است و به سال چون تحولاتی که در آن رخ می‌دهد «سنة» می‌گویند.
    • «لبث» به‌معنی «درنگ کردن قهری» است که برای مشخص شدن تفاوتش با «درنگ کردن ارادی» از تعبیر «ماندن در یک حالت» استفاده شد.
    • مادهٔ «نشز» در اصل به‌معنی «حرکت به بالا» است و «نشوز» نیز به‌خاطر در بر داشتن نوعی برتری‌طلبی برای مفهوم «سرپیچی» به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #2332 · 6 Dec 2022
  260. 260

    وَإِذْ قَالَ إِبْرَٰهِۦمُ رَبِّ أَرِنِى كَيْفَ تُحْىِ ٱلْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِى ۖ قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةًۭ مِّنَ ٱلطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ ٱجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍۢ مِّنْهُنَّ جُزْءًۭا ثُمَّ ٱدْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًۭا ۚ وَٱعْلَمْ أَنَّ ٱللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ ﴿٢٦٠﴾

    و آن‌گاه که ابراهیم گفت: «ای خداوندگار من، نشانم بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی.» گفت: «مگر ایمان نیاوردی؟» گفت: «آری، ولی برای اینکه دلم آرام شود.» گفت: «پس چهار عدد از پرندگان را بگیر و آنها را به خودت متمایل کن، سپس روی هر کوهی پاره‌ای از آنها را قرار بده، سپس آنها را فرا بخوان که با شتاب به‌سویت می‌آیند و بدان که به‌راستی خدا عزتمند و فرزانه است.

    Notes on the translation (1)
    • «صرهنّ» از مادهٔ «صور» و برخلاف آنچه بسیاری از مترجمان گفته‌اند، به‌معنی «متمایل کردن و به حالتی در آوردن» است و مقصود از آن این است که پرندگان را ابتدا اهلی و به خودت متمایل کن تا پس از زنده شدن، وقتی صدایشان کردی به‌سویت بیایند.
    Proposed in post #2332 · 6 Dec 2022
  261. 261

    مَّثَلُ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنۢبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى كُلِّ سُنۢبُلَةٍۢ مِّا۟ئَةُ حَبَّةٍۢ ۗ وَٱللَّهُ يُضَٰعِفُ لِمَن يَشَآءُ ۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٦١﴾

    داستان کسانی که دارایی‌های خود را در راه خدا هزینه می‌کنند همچون جریان دانه‌ای است که هفت خوشه را رویانده که در هر خوشه صد دانه است. و خدا برای هر کس بخواهد چند برابر می‌کند و خدا در بر گیرنده و داناست.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2332 · 6 Dec 2022
  262. 262

    ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُمْ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَآ أَنفَقُوا۟ مَنًّۭا وَلَآ أَذًۭى ۙ لَّهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٢٦٢﴾

    کسانی که دارایی‌های خود را در راه خدا هزینه می‌کنند و در پی آنچه انفاق کرده‌اند، به رخ کشیدن و آزاری قرار نمی‌دهند، مزدشان نزد خداوندگارشان است و نه هیچ بیمی بر ایشان می‌رود و نه اندوهگین می‌شوند.

    Notes on the translation (1)
    • «منّ» از ریشهٔ «منن» به‌معنی «دادن نعمتی مشخص و محدود» است و برای «ابراز و اعلام نعمت به‌قصد بیان برتری و حق داشتن بر گردن طرف مقابل» نیز به‌کار می‌رود که در تعابیر رایج فارسی به آن «به رخ کشیدن» می‌گویند.
    Proposed in post #2336 · 13 Dec 2022
  263. 263

    ۞ قَوْلٌۭ مَّعْرُوفٌۭ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌۭ مِّن صَدَقَةٍۢ يَتْبَعُهَآ أَذًۭى ۗ وَٱللَّهُ غَنِىٌّ حَلِيمٌۭ ﴿٢٦٣﴾

    گفتاری عرف‌پسند و یک آمرزش بهتر از بخشش صادقانه‌ای است که آزاری در پی آن باشد و خدا بی‌نیاز و بردبار است.

    Notes on the translation (3)
    • توضیح معنای «معروف» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۸ این سوره گذشت.
    • «صدقه» از مادهٔ «صدق» به‌معنای «راستی» است و برای «مالی که با صدق نیت و برای خدا بخشیده می‌شود» به‌کار می‌رود که اعم از پرداخت‌های واجب و مستحب است.
    • مادهٔ «غفر» در اصل به‌معنی «محو کردن اثر گناه» یا به تعبیر رایج، «پاک کردن گناه» است و لطفی بالاتر از «بخشیدن» یا «پوشاندن» را می‌رساند. در فارسی معمولاً برای بیان این مفهوم از تعبیر «آمرزش» استفاده می‌شود.
    Proposed in post #2336 · 13 Dec 2022
  264. 264

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تُبْطِلُوا۟ صَدَقَٰتِكُم بِٱلْمَنِّ وَٱلْأَذَىٰ كَٱلَّذِى يُنفِقُ مَالَهُۥ رِئَآءَ ٱلنَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ ۖ فَمَثَلُهُۥ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌۭ فَأَصَابَهُۥ وَابِلٌۭ فَتَرَكَهُۥ صَلْدًۭا ۖ لَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَىْءٍۢ مِّمَّا كَسَبُوا۟ ۗ وَٱللَّهُ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿٢٦٤﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید صدقه‌های خود را با به رخ کشیدن و آزار دادن از بین نبرید؛ همچون کسی که دارایی‌اش را برای نشان دادن به مردم انفاق می‌کند و به خدا و روز واپسین ایمان ندارد. پس داستان او به داستان تخته‌سنگ بسیار صافی می‌ماند که روی آن خاکی است و رگباری به آن زده و چیزی سخت و بدون رویش از آن بر جای گذاشته است. آنها به هیچ چیزی از آنچه به‌دست آورده بودند نمی‌رسند و خدا گروه حق‌پوشان را راهبری نمی‌کند.

    Notes on the translation (4)
    • «صفوان» از ریشهٔ «صفو» به‌معنی «صاف و شفاف بودن» است و وزن «فعلان»، شدّت و سرشار بودن از این ویژگی را می‌رساند.
    • مادهٔ «وبل» به‌معنی «شدّت سنگینی» است و دربارهٔ امور مختلفی از جمله باران به‌کار می‌رود. در فارسی به باران سنگین و شدید «رگبار» گفته می‌شود.
    • «صلد» به‌معنی «سخت بودنی که اجازهٔ رویش نمی‌دهد» است.
    • اگرچه «لایقدرون» به‌معنی «نمی‌توانند» است، ولی وقتی با «علی» به‌کار می‌رود بیانگر «ناتوانی از دست‌یابی و رسیدن به مقصودی خاص» است.
    Proposed in post #2336 · 13 Dec 2022
  265. 265

    وَمَثَلُ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُمُ ٱبْتِغَآءَ مَرْضَاتِ ٱللَّهِ وَتَثْبِيتًۭا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍۭ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌۭ فَـَٔاتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌۭ فَطَلٌّۭ ۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿٢٦٥﴾

    و داستان کسانی که دارایی‌های خود را در طلب خشنودی خدا و استحکام یافتن از جانب جان‌هایشان هزینه می‌کنند چون داستان باغی رشدیافته و حاصلخیز است که رگباری به آن زده و خوراکی‌هایش را دو چندان به بار آورده است؛ و حتی اگر رگباری به آن نزده باشد هم نَمی. و خدا به آنچه می‌کنید بیناست.

    Notes on the translation (2)
    • «ربوة» به‌معنی «بر آمده و مستعد برای رویش» است و ترجمهٔ مشهور آن به «بلند و مرتفع» دقیق نیست.
    • «طلّ» به‌معنی «تر و تازه» است که به «باران سبک در حد نم» هم اطلاق می‌شود. منظور آیه از چنین تشبیهی این است که انفاق خالصانه همچون باغی حاصلخیز است که اگر باران رحمت الهی بر آن ببارد موجب ثمردهی فراوانش می‌شود و حتی اگر چنین شرایطی فراهم نشود، باز هم همیشه تر و تازه و ثمربخش است.
    Proposed in post #2336 · 13 Dec 2022
  266. 266

    أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُۥ جَنَّةٌۭ مِّن نَّخِيلٍۢ وَأَعْنَابٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ لَهُۥ فِيهَا مِن كُلِّ ٱلثَّمَرَٰتِ وَأَصَابَهُ ٱلْكِبَرُ وَلَهُۥ ذُرِّيَّةٌۭ ضُعَفَآءُ فَأَصَابَهَآ إِعْصَارٌۭ فِيهِ نَارٌۭ فَٱحْتَرَقَتْ ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلْءَايَٰتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ﴿٢٦٦﴾

    آیا یکی از شما دوست دارد در حالی که دچار پیری شده و دودمانی ناتوان دارد، باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که جوی‌ها از زیرش روان و در آن از همهٔ محصولات برخوردار است، ولی بادی گرم که آتشی در بر دارد بدان برخورد کند و آتش بگیرد؟ بدان‌سان خدا نشانه‌ها را برایتان روشن می‌سازد، باشد که اندیشه کنید.

    Notes on the translation (3)
    • «ثمرة» لزوماً به‌معنی «میوه» نیست، بلکه «هر نوع محصولی که از گیاهان می‌روید» را شامل می‌شود.
    • «الکِبَر» به‌معنی «بزرگسالی» است که با توجه به سیاق و کاربرد باید «پیری» ترجمه شود.
    • «اعصار» به «هر چیزی که فشار و تنگنا ایجاد کند» از قبیل باد، باران، گرما، سرما، سیل و... گفته می‌شود و در اینجا با توجه به قرینهٔ احتراق، به‌معنی «باد گرم» یا «گرمای شدید» است.
    Proposed in post #2337 · 18 Dec 2022
  267. 267

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَنفِقُوا۟ مِن طَيِّبَٰتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّآ أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ ٱلْأَرْضِ ۖ وَلَا تَيَمَّمُوا۟ ٱلْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِـَٔاخِذِيهِ إِلَّآ أَن تُغْمِضُوا۟ فِيهِ ۚ وَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ حَمِيدٌ ﴿٢٦٧﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید از چیزهای پاکیزه‌ای که به‌دست آورده‌اید و از آنچه برایتان از زمین بیرون آورده‌ایم انفاق کنید و به پلید رو نیاورید؛ از آن انفاق می‌کنید، در حالی که خودتان هم حاضر نیستید آن را بگیرید مگر اینکه به چشم حقارت در آن بنگرید. و بدانید که به‌راستی خدا بی‌نیاز و ستوده است.

    Notes on the translation (2)
    • «تیمم» از مادهٔ «یمم» که در اصل «أمم» بوده به‌معنی «قصد و رو کردن به چیزی» است. البته مادهٔ «أمم» بیانگر قصد و نیتی قوی‌تر و دوردست‌تر است و «یمم» به رو کردن به آنچه در دسترس است اشاره دارد.
    • «غمض» به‌معنی «اشاره و نگاه کردن به چیزی با قصد عیب‌جویی و تحقیر» است و ترجمهٔ مشهور و رایج آن به «چشم‌پوشی» درست نیست.
    Proposed in post #2337 · 18 Dec 2022
  268. 268

    ٱلشَّيْطَٰنُ يَعِدُكُمُ ٱلْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِٱلْفَحْشَآءِ ۖ وَٱللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةًۭ مِّنْهُ وَفَضْلًۭا ۗ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌۭ ﴿٢٦٨﴾

    شیطان به شما وعدهٔ فقر می‌دهد و به زشتی آشکار فرمانتان می‌دهد، ولی خدا به آمرزشی از جانب خود و افزون‌بخشی‌ای نویدتان می‌دهد و خدا در بر گیرنده‌ای داناست.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2337 · 18 Dec 2022
  269. 269

    يُؤْتِى ٱلْحِكْمَةَ مَن يَشَآءُ ۚ وَمَن يُؤْتَ ٱلْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِىَ خَيْرًۭا كَثِيرًۭا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّآ أُو۟لُوا۟ ٱلْأَلْبَٰبِ ﴿٢٦٩﴾

    به هر کس بخواهد حکمت عطا می‌کند و هر کس حکمتش دهند قطعاً خیر فراوانی به او داده‌اند و جز صاحب‌دلان توجه نمی‌کنند.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2337 · 18 Dec 2022
  270. 270

    وَمَآ أَنفَقْتُم مِّن نَّفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُم مِّن نَّذْرٍۢ فَإِنَّ ٱللَّهَ يَعْلَمُهُۥ ۗ وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ﴿٢٧٠﴾

    هر هزینه‌ای را انفاق و هر نذری را تعهد کنید قطعاً خدا آن را می‌داند. و ستمگران حامیانی نخواهند داشت.

    Notes on the translation (1)
    • «نذر» به‌معنی «متعهد شدن به کاری خاص» از زبان عبری و سریانی به زبان عربی انتقال یافته و معنایش با ریشهٔ عربی این واژه متفاوت است.
    Proposed in post #2339 · 24 Dec 2022
  271. 271

    إِن تُبْدُوا۟ ٱلصَّدَقَٰتِ فَنِعِمَّا هِىَ ۖ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا ٱلْفُقَرَآءَ فَهُوَ خَيْرٌۭ لَّكُمْ ۚ وَيُكَفِّرُ عَنكُم مِّن سَيِّـَٔاتِكُمْ ۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌۭ ﴿٢٧١﴾

    اگر صدقات را آشکار کنید که چه خوب چیزی است؛ ولی اگر آن را پنهان سازید و به نیازمندان بدهید برای شما بهتر است و خدا بخشی از بدی‌هایتان را می‌پوشاند و از شما نادیده می‌گیرد و خدا به آنچه می‌کنید آگاه است.

    Notes on the translation (2)
    • «نعمّا هي» در اصل «نعم ما هي» بوده است. «نِعمَ» از افعال مدح و به‌معنی «چه خوب است» می‌باشد.
    • مادهٔ «کفر» به‌معنی «پوشاندن و نادیده گرفتن» است و با توجه به آمدن «عنکم» و «من» بعد از آن ناچاریم هر دو تعبیر «پوشاندن» و «نادیده گرفتن» را در ترجمه استفاده کنیم تا به مقصود آیه نزدیک شویم.
    Proposed in post #2339 · 24 Dec 2022
  272. 272

    ۞ لَّيْسَ عَلَيْكَ هُدَىٰهُمْ وَلَٰكِنَّ ٱللَّهَ يَهْدِى مَن يَشَآءُ ۗ وَمَا تُنفِقُوا۟ مِنْ خَيْرٍۢ فَلِأَنفُسِكُمْ ۚ وَمَا تُنفِقُونَ إِلَّا ٱبْتِغَآءَ وَجْهِ ٱللَّهِ ۚ وَمَا تُنفِقُوا۟ مِنْ خَيْرٍۢ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لَا تُظْلَمُونَ ﴿٢٧٢﴾

    راهبری آنها بر عهدهٔ تو نیست، بلکه خدا هر کس را بخواهد راهبری می‌کند. و هر چیز برگزیده‌ای را انفاق کنید به سود خودتان است و انفاق نمی‌کنید مگر در طلب روی خدا و هر چیز برگزیده‌ای را انفاق کنید به‌صورت کامل به خودتان خواهد رسید و به شما ستم نمی‌شود.

    Notes on the translation (4)
    • «خیر» افعل تفضیل از مادهٔ «اختیار و برگزیدن» است و بسته به کاربردش، «بهتر» یا «برگزیده» ترجمه می‌شود و از آنجا که همراه با «من» بیانیه و پس از «ما» آمده است، باید این عبارت را «هر چیز برگزیده‌ای» ترجمه کرد.
    • ترجمهٔ مشهور «وجه» به «خشنودی»، استفاده از لازمه و مقصود مجازی لفظ به‌جای بیان معنای دقیق آن و مغایر با چیزی است که همان مترجمان در آیهٔ ۱۱۵ این سوره نوشته‌اند.
    • «ما تنفقون الا» به‌معنی «انفاق نمی‌کنید مگر» است و نه «انفاق نکنید». این ترکیب در فارسی نیز برای تأکید بیشتر بر نهی به‌کار می‌رود.
    • فعل «توفّي» از مادهٔ «وفي» به‌معنی «کاری را به‌صورت تمام و کمال به‌انجام رساندن» بسته به کاربردش، «دادن»، «گرفتن»، «رسیدن» یا «انجام دادن» ترجمه می‌شود.
    Proposed in post #2339 · 24 Dec 2022
  273. 273

    لِلْفُقَرَآءِ ٱلَّذِينَ أُحْصِرُوا۟ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًۭا فِى ٱلْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ ٱلْجَاهِلُ أَغْنِيَآءَ مِنَ ٱلتَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَٰهُمْ لَا يَسْـَٔلُونَ ٱلنَّاسَ إِلْحَافًۭا ۗ وَمَا تُنفِقُوا۟ مِنْ خَيْرٍۢ فَإِنَّ ٱللَّهَ بِهِۦ عَلِيمٌ ﴿٢٧٣﴾

    برای نیازمندانی است که در راه خدا در تنگنا قرار گرفته‌اند و توان گام زدنی در زمین ندارند و کسی که نمی‌داند به‌خاطر خویشتن‌داری آنها را بی‌نیاز می‌پندارد. تو آنها را از چهره‌شان می‌شناسی؛ مصرّانه از مردم درخواست نمی‌کنند. و هر چیز برگزیده‌ای را انفاق کنید قطعاً خدا به آن داناست.

    Notes on the translation (4)
    • «احصار» به‌معنی «در محدودیت و تنگنا قرار دادن» است.
    • «ضرب» به‌معنی «زدن» است که برای زدن «دست»، «پا» و هر چیز دیگری به‌کار می‌رود و وقتی همراه با «في الأرض» بیاید به‌معنی «زدن پا بر زمین» یعنی «قدم زدن» و کنایه از حرکت و سفر در زمین است.
    • «سیما» از مادهٔ «وسم» به‌معنی «مشخص کردن» یا «علامت گذاشتن برای آشکار کردن ویژگی باطنی» است که معمولاً برای چهره به‌کار می‌رود.
    • «الحاف» از مادهٔ «لحف» به‌معنی «در بر گرفتن و احاطه کردن» است که به‌عنوان کنایه از به دست و پای افراد پیچیدن و اصرار کردن به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #2339 · 24 Dec 2022
  274. 274

    ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُم بِٱلَّيْلِ وَٱلنَّهَارِ سِرًّۭا وَعَلَانِيَةًۭ فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٢٧٤﴾

    کسانی که دارایی‌های خود را شب و روز، پنهانی و آشکارا انفاق می‌کنند، مزدشان نزد خداوندگارشان است و نه هیچ بیمی بر آنها می‌رود و نه اندوهگین می‌شوند.

    Notes on the translation (1)
    • توضیح معنی و کاربرد واژهٔ «انفاق» پیش از این گذشت.
    Proposed in post #2346 · 1 Jan 2023
  275. 275

    ٱلَّذِينَ يَأْكُلُونَ ٱلرِّبَوٰا۟ لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ ٱلَّذِى يَتَخَبَّطُهُ ٱلشَّيْطَٰنُ مِنَ ٱلْمَسِّ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْبَيْعُ مِثْلُ ٱلرِّبَوٰا۟ ۗ وَأَحَلَّ ٱللَّهُ ٱلْبَيْعَ وَحَرَّمَ ٱلرِّبَوٰا۟ ۚ فَمَن جَآءَهُۥ مَوْعِظَةٌۭ مِّن رَّبِّهِۦ فَٱنتَهَىٰ فَلَهُۥ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ ۖ وَمَنْ عَادَ فَأُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلنَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَٰلِدُونَ ﴿٢٧٥﴾

    کسانی که ربا می‌خورند بر نمی‌خیزند مگر چون برخاستن کسی که شیطان بر اثر تماس، او را دچار اختلال می‌کند. آن بدین‌خاطر است که گفتند: «به‌راستی جز این نیست که داد و ستد همچون رباست.» در حالی که خدا داد و ستد را حلال و ربا را حرام کرده است. پس هر کس را از جانب خداوندگارش پندی آید و دست بر دارد، آنچه گذشته از آنِ اوست و سر و کارش با خدا خواهد بود؛ اما کسی که تکرار کند، چنین کسانی اهل آتش‌اند و در آن جاودانه خواهند بود.

    Notes on the translation (5)
    • «ربا» از مادهٔ «ربو» به‌معنی «بر آمده و باد کرده» در اصل به‌معنی «افزایش مال» است و اصطلاحاً برای افزایشی به‌کار می‌رود که در ازای تلاش و تولید و آورده‌ای خاص به‌دست نمی‌آید بلکه با قرض دادن و دریافت مبلغی مازاد، دارایی ثروتمندان و فقر محرومان را بیشتر می‌کند.
    • «تخبّط» از مادهٔ «خبط» به‌معنی «ساقط شدن و از کار افتادن» است و اختلال و پریشانی عقلی و روانی از مصادیق آن به‌شمار می‌رود.
    • «انتهی» به‌معنی «تسلیم شدن در برابر نهی و انجام ندادن» است که به آن «دست بر داشتن» گفته می‌شود.
    • تعبیر «أمره الی الله» به این معناست که «تعیین تکلیفش به خدا واگذار می‌شود و خدا خودش باید در این باره حکم کند». در تعابیر رایج معمولاً برای این منظور از تعبیر «سر و کارش با خدا خواهد بود» استفاده می‌شود.
    • «من عاد» به‌معنی «کسی که باز گردد» و منظور از آن «بازگشتن به انجام دوبارهٔ یک کار» است که معمولاً به آن «تکرار کردن» می‌گویند.
    Proposed in post #2346 · 1 Jan 2023
  276. 276

    يَمْحَقُ ٱللَّهُ ٱلرِّبَوٰا۟ وَيُرْبِى ٱلصَّدَقَٰتِ ۗ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ ﴿٢٧٦﴾

    خدا ربا را محو و صدقه‌ها را بر آمده می‌سازد و خدا هر کسی را که بسیار حق‌پوشی و کوتاهی می‌کند دوست ندارد.

    Notes on the translation (3)
    • «محق» به‌معنی «کم کردن تا حد از بین بردن» است.
    • «یربي» همچون «ربا» از ریشهٔ «ربو» است و این پیام را در بر دارد که افزایش و برکت حقیقی در صدقه است و نه ربا.
    • توضیح معنای «اثم» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۳ این سوره گذشت.
    Proposed in post #2346 · 1 Jan 2023
  277. 277

    إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ وَأَقَامُوا۟ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَوُا۟ ٱلزَّكَوٰةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٢٧٧﴾

    قطعاً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده و نماز را بر پا داشته و زکات را پرداخته‌اند، مزدشان نزد خداوندگارشان است و نه هیچ بیمی بر ایشان می‌رود و نه اندوهگین می‌شوند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2346 · 1 Jan 2023
  278. 278

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَذَرُوا۟ مَا بَقِىَ مِنَ ٱلرِّبَوٰٓا۟ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٢٧٨﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید پروای خدا را داشته باشید و اگر مؤمن‌اید از آنچه به‌عنوان ربا باقی مانده است چشم‌پوشی کنید.

    Notes on the translation (1)
    • «ذروا» از مادهٔ «وذر» به‌معنی «ترک توجه و نظر» است که بستگی به کاربردش در جمله می‌توان آن را «ترک کردن»، «رها کردن» یا «چشم‌پوشی کردن» ترجمه کرد.
    Proposed in post #2346 · 1 Jan 2023
  279. 279

    فَإِن لَّمْ تَفْعَلُوا۟ فَأْذَنُوا۟ بِحَرْبٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ وَرَسُولِهِۦ ۖ وَإِن تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَٰلِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ ﴿٢٧٩﴾

    اما اگر چنین نکردید، پس به جنگی از جانب خدا و فرستادهٔ او تن دهید؛ ولی اگر توبه کنید سرمایه‌هایتان از آنِ شما خواهد بود و نه ستم می‌کنید و نه ستم می‌بینید.

    Notes on the translation (1)
    • مادهٔ «اذن» به‌معنی «اعلام رضایت» است و وقتی با «ب» بیاید از «دانستن همراه با پذیرش» حکایت می‌کند که به آن «تن دادن» گفته می‌شود. ترجمهٔ مشهور آیه به «اعلام جنگ» نه با معنای لغوی سازگار است و نه با آمدن حرف «من» بر سر «الله و رسوله».
    Proposed in post #2348 · 5 Jan 2023
  280. 280

    وَإِن كَانَ ذُو عُسْرَةٍۢ فَنَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيْسَرَةٍۢ ۚ وَأَن تَصَدَّقُوا۟ خَيْرٌۭ لَّكُمْ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٢٨٠﴾

    و اگر دارای تنگنا باشد، پس مهلتی تا گشایشی. و صدقه دادن برایتان بهتر است، اگر بدانید.

    Notes on the translation (4)
    • «عسر» به‌معنی «دشواری و تنگنا» و «یسر» به‌معنی «گشایش و آسانی» است و از آنجا که در آیه برای توصیف بدهکارِ در تنگنا از «ذو» استفاده شده خوب است در ترجمه نیز از تعبیری همراه با «دارای» استفاده شود.
    • «نظرة» به‌معنی «نگریستن و منتظر ماندن» است ولی از نوعی که به آن «مهلت دادن» می‌گویند.
    • اگرچه اغلب مترجمان «أن تصدّقوا» را مشروط معنی کرده‌اند، ولی در آیه برای این توصیه هیچ شرطی ذکر نشده است و «أن» بر سر فعل به آن معنای مصدری می‌دهد و نه شرطی.
    • «تصدّقوا» که در اصل «تتصدّقوا» بوده، توصیه به «صدقه» یعنی «بخشش صادقانه» است.
    Proposed in post #2348 · 5 Jan 2023
  281. 281

    وَٱتَّقُوا۟ يَوْمًۭا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى ٱللَّهِ ۖ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍۢ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿٢٨١﴾

    و پروای روزی را داشته باشید که در آن به‌سوی خدا بازگردانده می‌شوید و سپس هر کس آنچه را به‌دست آورده باشد به‌صورت کامل دریافت کند در حالی که به آنها ستم نمی‌شود.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2348 · 5 Jan 2023
  282. 282

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَىٰٓ أَجَلٍۢ مُّسَمًّۭى فَٱكْتُبُوهُ ۚ وَلْيَكْتُب بَّيْنَكُمْ كَاتِبٌۢ بِٱلْعَدْلِ ۚ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَن يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ ٱللَّهُ ۚ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ ٱلَّذِى عَلَيْهِ ٱلْحَقُّ وَلْيَتَّقِ ٱللَّهَ رَبَّهُۥ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْـًۭٔا ۚ فَإِن كَانَ ٱلَّذِى عَلَيْهِ ٱلْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَن يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُۥ بِٱلْعَدْلِ ۚ وَٱسْتَشْهِدُوا۟ شَهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ ۖ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌۭ وَٱمْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ ٱلشُّهَدَآءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَىٰهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَىٰهُمَا ٱلْأُخْرَىٰ ۚ وَلَا يَأْبَ ٱلشُّهَدَآءُ إِذَا مَا دُعُوا۟ ۚ وَلَا تَسْـَٔمُوٓا۟ أَن تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَىٰٓ أَجَلِهِۦ ۚ ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ ٱللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَٰدَةِ وَأَدْنَىٰٓ أَلَّا تَرْتَابُوٓا۟ ۖ إِلَّآ أَن تَكُونَ تِجَٰرَةً حَاضِرَةًۭ تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا ۗ وَأَشْهِدُوٓا۟ إِذَا تَبَايَعْتُمْ ۚ وَلَا يُضَآرَّ كَاتِبٌۭ وَلَا شَهِيدٌۭ ۚ وَإِن تَفْعَلُوا۟ فَإِنَّهُۥ فُسُوقٌۢ بِكُمْ ۗ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ۖ وَيُعَلِّمُكُمُ ٱللَّهُ ۗ وَٱللَّهُ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ ﴿٢٨٢﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید هر گاه تا سررسیدی مشخص به یکدیگر وامی دادید، آن را بنویسید و باید نویسنده‌ای میان شما عادلانه بنویسد و هیچ نویسنده‌ای نباید از نوشتن، آن‌گونه که خدا به او آموزش داده است، خودداری کند. پس او باید بنویسد و کسی که حق بر عهدهٔ اوست باید املا کند و از خدا که خداوندگار اوست پروا داشته باشد و چیزی از آن کم نگذارد. پس اگر کسی که حق بر عهدهٔ اوست بی‌خرد یا ناتوان بود یا نمی‌توانست املا کند، سرپرستش باید عادلانه املا کند. و دو شاهد از میان مردانتان را به گواهی بطلبید و اگر دو مرد نبود، پس یک مرد و دو زن از میان شاهدانی که می‌پسندید که اگر یکی از آن دو زن فراموش کند، یکی از آنها به دیگری یادآوری می‌کند. و گواهان وقتی فراخوانده شدند نباید خودداری ورزند. و از اینکه ریز و درشت آن را تا سررسیدش بنویسید، خسته و رنجور نشوید. آن‌گونه نزد خدا نظامی عادلانه‌تر و موجب پایدارتر شدن گواهی و به اینکه به تردید نیفتید نزدیک‌تر است؛ مگر اینکه داد و ستدی نقدی باشد که آن را میان خود دست به دست بگردانید که در این صورت ننوشتنش برای شما انحرافی شمرده نمی‌شود. و هنگامی که معامله می‌کنید شاهد بگیرید. و نباید به هیچ نویسنده و گواهی آسیب وارد شود و اگر چنین کنید به‌راستی این نوعی نابه‌کاری است برای شما. و پروای خدا را داشته باشید و خدا به شما آموزش می‌دهد و خدا به هر چیزی داناست.

    Notes on the translation (4)
    • «بخس» به‌معنی «نقص در ادای حق» است که به آن «کم گذاشتن» می‌گویند.
    • مادهٔ «ضلل» هم به معنای «گم کردن» است و هم «فراموش کردن».
    • «سأم» به معنی «ملالت همراه با آزردگی» است.
    • «قسط» جامع معنای «عدل» و «نظم» است و علاوه بر عدالت، نوعی سامان‌بخشی را نیز در بر دارد.
    Proposed in post #2348 · 5 Jan 2023
  283. 283

    ۞ وَإِن كُنتُمْ عَلَىٰ سَفَرٍۢ وَلَمْ تَجِدُوا۟ كَاتِبًۭا فَرِهَٰنٌۭ مَّقْبُوضَةٌۭ ۖ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًۭا فَلْيُؤَدِّ ٱلَّذِى ٱؤْتُمِنَ أَمَٰنَتَهُۥ وَلْيَتَّقِ ٱللَّهَ رَبَّهُۥ ۗ وَلَا تَكْتُمُوا۟ ٱلشَّهَٰدَةَ ۚ وَمَن يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُۥٓ ءَاثِمٌۭ قَلْبُهُۥ ۗ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌۭ ﴿٢٨٣﴾

    و اگر در سفری بودید و نویسنده‌ای پیدا نکردید، پس وثیقه‌هایی قابل دریافت. و اگر برخی از شما دیگری را امین شمرد، کسی که امین شمرده شده است باید امانتش را تحویل دهد و از خدا که خداوندگار اوست پروا کند. و گواهی را کتمان نکنید که هر کس آن را کتمان کند به‌راستی دلش تقصیرکار است. و خدا به آنچه انجام می‌دهید داناست.

    Notes on the translation (4)
    • «رهان» جمع «رهن» به‌معنی «چیزی که برای ایجاد تعهد گرو گذاشته یا دریافت می‌شود» است که به آن «وثیقه» می‌گویند.
    • اگرچه «مقبوضة» به‌معنی «دریافت‌شده» است، اما از آنجا که اسم مفعول گاهی در معنای قابلیت داشتن به‌کار می‌رود، بهتر است آن را «قابل دریافت» ترجمه کنیم. زیرا منظور آیه این است که اگر نوشتن بدهی ممکن نبود، وثیقه‌ای را که امکان دریافتش باشد بگذارند.
    • «تأدیة» به‌معنی «رساندن» است و اینجا که دربارهٔ رساندن امانت به دست صاحبش به‌کار رفته، ولی اسم و ضمیری برای صاحب امانت نیامده، بهتر است به «تحویل دادن» ترجمه شود.
    • توضیح معنای «اثم» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۳ این سوره گذشت.
    Proposed in post #2352 · 15 Jan 2023
  284. 284

    لِّلَّهِ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ ۗ وَإِن تُبْدُوا۟ مَا فِىٓ أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ ٱللَّهُ ۖ فَيَغْفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ ۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌ ﴿٢٨٤﴾

    آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آنِ خداست و اگر چیزی را که در دل‌هایتان است آشکار یا پنهانش کنید، خدا شما را با آن حسابرسی خواهد کرد؛ پس هر که را بخواهد می‌آمرزد و هر کس را بخواهد عذاب می‌کند و خدا بر هر کاری تواناست.

    Notes on the translation (1)
    • «نفس» به‌معنی «خود» است، اما در این سیاق که به‌معنای «ما فی الضمیر» به‌کار رفته است، متداول‌ترین معادلش «دل» خواهد بود.
    Proposed in post #2352 · 15 Jan 2023
  285. 285

    ءَامَنَ ٱلرَّسُولُ بِمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِ مِن رَّبِّهِۦ وَٱلْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَمَلَٰٓئِكَتِهِۦ وَكُتُبِهِۦ وَرُسُلِهِۦ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍۢ مِّن رُّسُلِهِۦ ۚ وَقَالُوا۟ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ ٱلْمَصِيرُ ﴿٢٨٥﴾

    پیامبر به آنچه از جانب خداوندگارش به‌سوی او فرو فرستاده شده است ایمان آورد و مؤمنان همگی به خدا و فرشتگانش و کتاب‌هایش و فرستادگانش ایمان آورده‌اند. «بین هیچ‌یک از فرستادگانش فرق نمی‌گذاریم.» و گفتند: «شنیدیم و فرمان بردیم. ای خداوندگار ما، آمرزشت! و سرانجام به‌سوی توست.

    Notes on the translation (2)
    • «رسول» به‌معنی «فرستاده» است، اما اینجا با توجه به آمدنش در کنار «فرو فرستادن» و به‌منظور پرهیز از تکرار تعبیر مشابه، «پیامبر» ترجمه شد.
    • اگرچه «غفرانک» عبارتی دعایی است که فعلی چون «نسئلک» به‌معنی «می‌خواهیم» را در تقدیر دارد، اما اصل این است که تابع الفاظ متن باشیم و تا جایی که امکان دارد، آنچه در متن ذکر نشده است را در ترجمه نیز نیاوریم. زیرا ابهامی که با نیاوردن ترجمهٔ الفاظ مقدّر به نظر ما می‌رسد، در اصل متن هم وجود دارد و گوینده از آن بی‌اطلاع نیست؛ اما عمداً با آشکار نکردن برخی الفاظ، درک مقصودش را به دقت و توجه بیشتر مخاطب واگذار کرده است.
    Proposed in post #2352 · 15 Jan 2023
  286. 286

    لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا ٱكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَآ إِن نَّسِينَآ أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَآ إِصْرًۭا كَمَا حَمَلْتَهُۥ عَلَى ٱلَّذِينَ مِن قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِۦ ۖ وَٱعْفُ عَنَّا وَٱغْفِرْ لَنَا وَٱرْحَمْنَآ ۚ أَنتَ مَوْلَىٰنَا فَٱنصُرْنَا عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿٢٨٦﴾

    خدا هیچ‌کس را جز به‌اندازهٔ توان و ظرفیّتش تکلیف نمی‌کند؛ آنچه به‌دست آورد از آنِ اوست و آنچه با انتخابِ نادرست به‌دست آورد به زیان اوست. ای خداوندگار ما، اگر فراموش یا اشتباه کردیم ما را بازخواست مکن. و ای خداوندگار ما، باری سنگین بر دوش ما منه، آن‌گونه که آن را بر دوش کسانی که پیش از ما بودند نهادی. و ای خداوندگار ما، آنچه که تابش را نداریم بر ما تحمیل مکن و از ما در گذر و ما را بیامرز و بر ما رحمت آور. تویی مولای ما، پس ما را بر گروه حق‌پوشان پیروز گردان.

    Notes on the translation (2)
    • «کسب» به‌معنی «به‌دست آوردن و اختیار کردن» است و وقتی به باب افتعال برود نوعی «قصد و انتخاب خاص که مغایر با روال صحیح باشد» نیز در آن لحاظ می‌شود.
    • با توجه به تفاوت «لاتحمل علینا» و «لاتحمّلنا» لازم است ترجمهٔ آنها نیز متفاوت باشد.
    Proposed in post #2352 · 15 Jan 2023

Arabic text: Tanzil Project (Uthmani), used under its licence.

Try

Tips

  • Vowel marks are optional: الرحمن finds ٱلرَّحْمَٰنِ.
  • Put words in quotes for an exact phrase.
  • Jump to a verse with 2:255 or “Baqarah 255”.