مادهٔ «کتب»
كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ ٱلْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَيْرًا ٱلْوَصِيَّةُ لِلْوَٰلِدَيْنِ وَٱلْأَقْرَبِينَ بِٱلْمَعْرُوفِ ۖ حَقًّا عَلَى ٱلْمُتَّقِينَ
بر شما مقرّر شده است که هر گاه مرگ یکی از شما فرا رسد اگر دارایی ارزشمندی بهجا گذاشته باشد بر اساس عرف برای پدر و مادر و نزدیکان وصیت کند که وظیفهای است بر عهدهٔ پرواپیشگان.
مادهٔ «کتب» در اصل بهمعنی «ثبت و ضبط» است که بر همین اساس برای «نوشتن» نیز بهکار میرود و در غیر نگارش مرسوم، معمولاً بهصورت «مقرر شدن» استفاده میشود.
كُتِبَ عَلَيْكُمُ ٱلْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌۭ لَّكُمْ ۖ وَعَسَىٰٓ أَن تَكْرَهُوا۟ شَيْـًۭٔا وَهُوَ خَيْرٌۭ لَّكُمْ ۖ وَعَسَىٰٓ أَن تُحِبُّوا۟ شَيْـًۭٔا وَهُوَ شَرٌّۭ لَّكُمْ ۗ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ
جنگیدن بر شما مقرّر شده در حالی که برایتان نامطلوب است. و چهبسا چیزی را خوش نداشته باشید در حالی که برای شما بهتر است و چهبسا چیزی را دوست داشته باشید در حالی که برای شما بد است و خدا میداند و شما نمیدانید.
مادهٔ «کتب» بهمعنی «ثبت و مقرر کردن» است.
وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَن تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ كِتَٰبًۭا مُّؤَجَّلًۭا ۗ وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ ٱلدُّنْيَا نُؤْتِهِۦ مِنْهَا وَمَن يُرِدْ ثَوَابَ ٱلْءَاخِرَةِ نُؤْتِهِۦ مِنْهَا ۚ وَسَنَجْزِى ٱلشَّٰكِرِينَ
هیچ شخصی جز به اذن خدا و بر اساس آنچه با سرآمدی مشخص مقرر کرده است نمیمیرد. و هر کس پاداش دنیا را بخواهد از آن به او میدهیم و هر کس پاداش سرای واپسین را بخواهد از آن به او میدهیم و قدرشناسان را جزا خواهیم داد.
«کتاباً» مفعول مطلق از مادهٔ «کتب» بهمعنی «مقرر کردن» و برای تأکید و بیان نوع مضمون جمله است.
لَّقَدْ سَمِعَ ٱللَّهُ قَوْلَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ فَقِيرٌۭ وَنَحْنُ أَغْنِيَآءُ ۘ سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا۟ وَقَتْلَهُمُ ٱلْأَنۢبِيَآءَ بِغَيْرِ حَقٍّۢ وَنَقُولُ ذُوقُوا۟ عَذَابَ ٱلْحَرِيقِ
قطعاً خدا سخن کسانی را که گفتند: «بهراستی خدا نیازمند است و ما توانگریم» شنید. بهزودی آنچه را گفتند و پیامبرکشیهای ناحقشان را ثبت خواهیم کرد و میگوییم: «عذاب سوزان را بچشید.
مادهٔ «کتب» در اصل بهمعنی «ثبت و ضبط» است و بر همین اساس برای «نوشتن» نیز بهکار میرود.