مادهٔ «ضرب»
ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ بِمَا فَضَّلَ ٱللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍۢ وَبِمَآ أَنفَقُوا۟ مِنْ أَمْوَٰلِهِمْ ۚ فَٱلصَّٰلِحَٰتُ قَٰنِتَٰتٌ حَٰفِظَٰتٌۭ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ ٱللَّهُ ۚ وَٱلَّٰتِى تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَٱهْجُرُوهُنَّ فِى ٱلْمَضَاجِعِ وَٱضْرِبُوهُنَّ ۖ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلَا تَبْغُوا۟ عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا ۗ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيًّۭا كَبِيرًۭا
مردان بهخاطر برتریهای خدادادی افراد نسبت به یکدیگر و بهخاطر هزینههایی که از داراییهایشان میکنند، به پا خاستگانی کوشا برای ادارهٔ امور زناناند؛ و زنانِ شایسته، فرمانبرانی فروتن و - بهخاطر آنچه خدا نگاه داشته است - مراقبانی برای امور پنهانیاند. و زنانی که بیم ناسازگاریشان را دارید، پندشان دهید و در خوابگاهها ترکشان کنید و از آنها رویگردان شوید؛ اما اگر از شما فرمان بردند، دیگر در پی راهی برای سلطه بر آنها نباشید که بهراستی خدا همواره بلندمرتبهای بزرگ است.
در لغتنامههای معتبر برای مادهٔ «ضرب» معانی متعددی ذکر شده و منبع کهنی چون العین این ریشه را بهمعنی «انجام هر کاری» دانسته است. با بررسی کاربردهای «ضرب» در قرآن که برای معانی گوناگونی چون «مثال زدن»، «حرکت و سفر کردن»، «ایجاد اتصال»، «قطع کردن»، «قرار دادن»، «کتک زدن» و «باز داشتن و رویگردانی» بهکار رفته است به این نتیجه میرسیم که آنچه فراهیدی در العین گفته دقیقترین معنای این ماده است. زیرا در هر ترکیبی بهتناسب مفهوم کلی جمله، قطعی شدن و انجام آن مفهوم را بیان میکند. پس در اینجا برای درک معنای «اضربوهنّ» باید به سیاق آیه و پیام و هدف آن توجه کرد. دقت در هدف و پیام آیه و سوره و بهویژه توجه به آیهٔ ۱۲۸ که دقیقاً در ادامه و مرتبط با آن است نشان میدهد برخلاف نظر اغلب مفسران و مترجمان، موضوع آیه قطع کردن حمایت از زن و «اعراض» از اوست و نه تنبیه زن ناشزه و «کتک زدن» او. بهیاری خدا دلایل این ادعا در یادداشتی جداگانه تقدیم خواهد شد.
قُل لِّلَّذِينَ كَفَرُوٓا۟ إِن يَنتَهُوا۟ يُغْفَرْ لَهُم مَّا قَدْ سَلَفَ وَإِن يَعُودُوا۟ فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ ٱلْأَوَّلِينَ
به کسانی که حقپوشی کردند بگو: «اگر دست بردارند، گذشتههایشان آمرزیده خواهد شد؛ ولی اگر بازگردند، قطعاً سنت پیشینیان جاری شده است.
مادهٔ «مضي» بهمعنی «تحقق یافتن موضوع» است و همچون مادهٔ «ضرب» بسته به موضوعی که به آن نسبت داده میشود، مفهومی متفاوت را بیان میکند. این تعبیر در اغلب کاربردهای قرآنی برای بیان «جاری شدن» و «حرکت کردن» بهکار رفته است.