Translating the Quran 5 / 114

سُورَةُ المَائـِدَةِ

Surah Al-Maaida

The Table 120 verses Medinan 120 of 120 verses translated

This translation is in Persian. Translations into other languages will be added here when they are published.

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

  1. 1

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَوْفُوا۟ بِٱلْعُقُودِ ۚ أُحِلَّتْ لَكُم بَهِيمَةُ ٱلْأَنْعَٰمِ إِلَّا مَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّى ٱلصَّيْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ ﴿١﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به همهٔ قراردادها وفادار باشید. دام‌های زبان‌بسته - جز آنچه بر شما تلاوت می‌شود - برایتان حلال است؛ البته در صورتی که شکار را در حالی که مُحرم باشید حلال نشمارید. به‌راستی خدا هر حکمی بخواهد صادر می‌کند.

    Notes on the translation (4)
    • مادهٔ «عقد» در اصل به‌معنی «بستن و گره زدن دو چیز» است و بر همین اساس برای اشاره به «پیمان و قرارداد» که میان افراد بسته و محکم می‌شود نیز از این تعبیر استفاده می‌کنند. از آنجا که در ترجمهٔ «عهد» از واژهٔ «پیمان» استفاده کردیم، «عقد» را «قرارداد» ترجمه می‌کنیم تا به تفاوت آنها توجه شده باشد.
    • آمدن الف و لام بر سر «عقود» عام و شامل بودن آن را می‌رساند.
    • توضیح معنای «انعام»‌در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    • «بهیمة» از مادهٔ «بهم» به‌معنی «روشن و گویا نبودن» است و به‌عنوان اصطلاحی معادل «زبان‌بسته» برای حیوانات به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #2698 · 5 Jun 2024
  2. 2

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تُحِلُّوا۟ شَعَٰٓئِرَ ٱللَّهِ وَلَا ٱلشَّهْرَ ٱلْحَرَامَ وَلَا ٱلْهَدْىَ وَلَا ٱلْقَلَٰٓئِدَ وَلَآ ءَآمِّينَ ٱلْبَيْتَ ٱلْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًۭا مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَٰنًۭا ۚ وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَٱصْطَادُوا۟ ۚ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَـَٔانُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ ٱلْمَسْجِدِ ٱلْحَرَامِ أَن تَعْتَدُوا۟ ۘ وَتَعَاوَنُوا۟ عَلَى ٱلْبِرِّ وَٱلتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا۟ عَلَى ٱلْإِثْمِ وَٱلْعُدْوَٰنِ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ۖ إِنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ ﴿٢﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نه به نمادهای خدا بی‌حرمتی کنید و نه به ماه حرام و نه به قربانی روانه شده و نه به قربانی نشان‌دار با افسارها و نه به قصدکنندگان خانهٔ محترم که در پی افزون‌بخشی و خشنودی‌ای از جانب خداوندگار خویش‌اند. و هر گاه از احرام بیرون آمدید، شکار کنید. و مبادا کینهٔ گروهی - به‌خاطر آنکه از مسجد الحرام بازتان داشتند - شما را بر آن دارد که به حقوق دیگران تجاوز کنید! و یکدیگر را بر نیکی و پرواداری یاری دهید و بر کوتاهی و تعدّی همیاری نکنید. و پروای خدا را داشته باشید که به‌راستی خدا پیامدهای سختی را در نظر می‌گیرد.

    Notes on the translation (9)
    • «احلال» در مقابل «احرام» به‌معنی «حلال شمردن و نداشتن منع» است که با توجه به سیاق جمله در اینجا مفهوم «رعایت نکردن حرمت» یا «بی‌حرمتی» را بیان می‌کند.
    • معنای «شعائر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۸ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    • توضیح معنای «هدْي» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۶ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «قلائد» جمع «قِلادة» به‌معنی «افسار» است. از آنجا که بستن بندی شبیه افسار به‌عنوان علامتی برای تعیین قربانی و بردن آن تا قربانگاه استفاده می‌شده، این تعبیر به‌عنوان اصطلاحی خاص برای «قربانی نشان‌دار» به‌کار رفته است.
    • «آمّین» از مادهٔ «أمم» به‌معنی «قصد و رو کردن» است.
    • «شنئان» به‌معنی «بغض همراه با کراهت» است که به آن «کینه» گفته می‌شود.
    • «اعتداء» در اصل به‌معنی «تجاوز از حد» است و بسته سیاق جمله مفهوم «حرمت‌شکنی» یا «تجاوز به حقوق دیگران» را بیان می‌کند.
    • توضیح معنای «اثم» و «عدوان» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۵ سورهٔ بقره گذشت.
    • توضیح مفهوم «شدید العقاب» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۶ سوره بقره بیان شد.
    Proposed in post #2698 · 5 Jun 2024
  3. 3

    حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ ٱلْمَيْتَةُ وَٱلدَّمُ وَلَحْمُ ٱلْخِنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ ٱللَّهِ بِهِۦ وَٱلْمُنْخَنِقَةُ وَٱلْمَوْقُوذَةُ وَٱلْمُتَرَدِّيَةُ وَٱلنَّطِيحَةُ وَمَآ أَكَلَ ٱلسَّبُعُ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى ٱلنُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُوا۟ بِٱلْأَزْلَٰمِ ۚ ذَٰلِكُمْ فِسْقٌ ۗ ٱلْيَوْمَ يَئِسَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِن دِينِكُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَٱخْشَوْنِ ۚ ٱلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَرَضِيتُ لَكُمُ ٱلْإِسْلَٰمَ دِينًۭا ۚ فَمَنِ ٱضْطُرَّ فِى مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍۢ لِّإِثْمٍۢ ۙ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿٣﴾

    مردار و خون و گوشت خوک و آنچه خونش را برای غیر خدا ریخته‌اند و حیوان خفه‌شده و آنچه با ضربه یا به‌خاطر سقوط یا با شاخ خوردن کشته شده باشد و آنچه درنده آن را بخورد بر شما حرام است، مگر آنچه در آخرین رمق ذبحش کنید. همچنین آنچه بر سنگ‌های نصب‌شده سر بریده شود و اینکه با چوب‌های بخت‌آزمایی سهم‌ها را تقسیم کنید که آن نابه‌کاری است. - امروز کسانی که حق‌پوشی کردند از دین شما نومید شدند؛ پس از آنان نترسید و از من بترسید. امروز دینتان را برای شما کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و تسلیم حق بودن را به‌عنوان دین برایتان پسندیدم. - اما اگر کسی در گرسنگی شدید - بدون اینکه تمایل به کوتاهی داشته باشد - ناچار شود، به‌راستی خدا آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (11)
    • «اهلال» به‌معنی «ریختن یک‌باره» است که برای اموری چون ریزش باران و اشک و خون قربانی به‌کار می‌رود.
    • «انخناق» به‌معنی «فشردگی گلو» و کنایه از «خفگی» است.
    • «موقوذة» از مادهٔ «وقذ» به‌معنی «ضربهٔ شدید» است و به حیوانی گفته می‌شود که با ضربهٔ شدید کشته شده باشد.
    • «متردّیة» از مادهٔ «ردي» به‌معنی «سقوط» است و به حیوانی گفته می‌شود که بر اثر افتادن مرده باشد.
    • «نطیحة» از مادهٔ «نطح» به‌معنی «شاخ زدن» است و به حیوانی گفته می‌شود که با شاخ دیگر حیوانات کشته شده باشد.
    • «تذکیة» از مادهٔ «ذکي» در اصل به‌معنی «تند و تیز و به کمال رسیده» است و شاید از آن جهت که آخرین قدرت و حیات حیوان، پیش از کشته شدنش ظهور و بروز پیدا می‌کند، برای «سر بریدن در آخرین رمق» نیز از همین ماده استفاده می‌شود و از آنجا که این تعبیر اصطلاحی برای ذبح شرعی است، آن را «ذبح در آخرین رمق» ترجمه کردیم و واژهٔ «ذبح» که در این آیه برای قربانی کردن حیوان در برابر بت‌ها به‌کار رفته است را «سر بریدن» ترجمه می‌کنیم تا به تفاوت آنها توجه شده باشد.
    • «نُصُب» جمع «نَصْب» به‌معنی «آنچه در مقابل قرار داده یا نصب شده» است؛ و منظور از آن چیزهایی است مثل سنگ یا تصویر و مجسمه‌ای که به نیت مقدس‌سازی در جایی مقابل حرم یا آنچه می‌پسندیدند قرار می‌دادند و دور آن طواف و برایش قربانی می‌کردند. این اشیاء مقدس پنداشته شده، اگر در حد چند تکه سنگ و بدون صورت بوده به آن «انصاب» و اگر در حد مجسمه بوده به آن «اصنام» و «اوثان» می‌گفته‌اند.
    • «أزلام» جمع «زَلَم» به‌معنی «قلم یا چوب نازک» است. در آن دوران برای تقسیم و تعیین سهم افراد، با چوب‌های نازکی به‌نام «ازلام» که روی آنها مطالبی نوشته می‌شد قرعه‌کشی می‌کردند و با روشی چون قمار، سهم هر کس مشخص می‌شد.
    • توضیح معنای «فسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «مخمصة» مصدری است به‌معنی «فرو رفتگی در شکم» که به‌عنوان کنایه از گرسنگی شدید به‌کار می‌رود.
    • توضیح معنای «جنف» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸۲ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2701 · 10 Jun 2024
  4. 4

    يَسْـَٔلُونَكَ مَاذَآ أُحِلَّ لَهُمْ ۖ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ ٱلطَّيِّبَٰتُ ۙ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ ٱلْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ ٱللَّهُ ۖ فَكُلُوا۟ مِمَّآ أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَٱذْكُرُوا۟ ٱسْمَ ٱللَّهِ عَلَيْهِ ۖ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ سَرِيعُ ٱلْحِسَابِ ﴿٤﴾

    از تو می‌پرسند چه چیزی برایشان حلال شده است؛ بگو: «همهٔ چیزهای پاکیزه و آنچه از حیوانات شکاری آموزش داده‌اید، برای شما حلال شده است؛ پس - در حالی که به‌عنوان مربی حیوانات شکاری از آنچه خدا به شما آموخته است یادشان می‌دهید - از چیزی که برایتان می‌گیرند بخورید و نام خدا را بر آن ببرید و پروای خدا را داشته باشید که به‌راستی خدا باسرعت محاسبه می‌کند.

    Notes on the translation (2)
    • «جوارح» جمع «جارحة» و منظور از آن حیواناتی است که «آموزش دیده‌اند تا به‌جای دریدن و خوردن شکار، جراحتی خاص را به آن وارد کنند».
    • «تکلیب» در اصل به‌معنی «ایجاد ویژگی‌های سگ» است و از آنجا که سگ شکار را می‌گیرد، اصطلاحاً به «تربیت حیوانات برای شکار» تکلیب می‌گویند که مفهومی گسترده‌تر از تربیت سگ شکاری دارد و سایر حیوانات را نیز شامل می‌شود.
    Proposed in post #2704 · 23 Jun 2024
  5. 5

    ٱلْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ ٱلطَّيِّبَٰتُ ۖ وَطَعَامُ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ حِلٌّۭ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّۭ لَّهُمْ ۖ وَٱلْمُحْصَنَٰتُ مِنَ ٱلْمُؤْمِنَٰتِ وَٱلْمُحْصَنَٰتُ مِنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَآ ءَاتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَٰفِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِىٓ أَخْدَانٍۢ ۗ وَمَن يَكْفُرْ بِٱلْإِيمَٰنِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُۥ وَهُوَ فِى ٱلْءَاخِرَةِ مِنَ ٱلْخَٰسِرِينَ ﴿٥﴾

    امروز همهٔ چیزهای پاکیزه برای شما حلال شد و خوردنی و نوشیدنی کسانی که به آنان کتاب داده شده برای شما حلال است و خوردنی و نوشیدنی شما برای آنها حلال است؛ و زنانی که در حصار پاکدامنی قرار گرفته و از زنان مؤمن باشند و زنانی که در حصار پاکدامنی قرار گرفته و از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب داده شده باشند نیز، به شرطی که اجرت‌هایشان را بدهید و حفاظ پاکدامنی داشته باشید و بی‌بند و بار نباشید و دوست پنهانی نگیرید. و هر کس نسبت به ایمان حق‌پوشی کند، قطعاً عملش از اعتبار افتاده و در سرای واپسین از زیانکاران است.

    Notes on the translation (4)
    • «طعام» شامل «خوردنی‌ها» و «آشامیدنی‌ها» می‌شود و از آنجا که در فارسی واژه‌ای که هر دو دسته را در بر بگیرد سراغ نداریم، ناچاریم در ترجمه هر دو مفهوم را ذکر کنیم.
    • توضیح معنای «محصنات» و «محصنین» و «مسافحین» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴ سورهٔ نساء بیان شد.
    • معنای «أخدان» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵ سورهٔ نساء بیان شد.
    • «حبط» به‌معنی «سقوط و محو شدن» است.
    Proposed in post #2704 · 23 Jun 2024
  6. 6

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ فَٱغْسِلُوا۟ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى ٱلْمَرَافِقِ وَٱمْسَحُوا۟ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى ٱلْكَعْبَيْنِ ۚ وَإِن كُنتُمْ جُنُبًۭا فَٱطَّهَّرُوا۟ ۚ وَإِن كُنتُم مَّرْضَىٰٓ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَآءَ أَحَدٌۭ مِّنكُم مِّنَ ٱلْغَآئِطِ أَوْ لَٰمَسْتُمُ ٱلنِّسَآءَ فَلَمْ تَجِدُوا۟ مَآءًۭ فَتَيَمَّمُوا۟ صَعِيدًۭا طَيِّبًۭا فَٱمْسَحُوا۟ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ ۚ مَا يُرِيدُ ٱللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍۢ وَلَٰكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُۥ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿٦﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر گاه به نماز برخاستید، صورت و دست‌هایتان را تا آرنج‌ها بشورید و بخشی از سر و پاهایتان را تا استخوان‌های مکعبی مسح کنید. و اگر جنب بودید غسل کنید. و اگر بیمار یا در سفر بودید، یا یکی از شما از دستشویی آمد، یا با زنان رابطه داشتید و آبی پیدا نکردید، با خاکی پاکیزه تیمم کنید و از آن بر بخشی از صورت و دست‌هایتان بکشید. خدا نمی‌خواهد هیچ تنگنایی برایتان قرار دهد، بلکه می‌خواهد پاکتان گرداند و نعمتش را بر شما تمام کند؛ باشد که قدرشناسی کنید.

    Notes on the translation (4)
    • «ب» در «برؤوسکم» و «بوجوهکم» همچون در «عیناً یشرب بها عباد الله» بای تبعیضیه است و نشان می‌دهد مسح بخشی از سر در وضو و مسح بخشی از صورت و دست در تیمم کافی است و نیازی به مسح کامل آنها نیست.
    • دربارهٔ معنای «کعبین» هم در منابع لغت و هم در تفاسیر و ترجمه‌ها و هم در روایات و فتاوای فقهی اختلاف و ابهام وجود دارد؛ برخی منظور از آن را «برآمدگی روی پا» و برخی «قوزک پا» و گروهی آن را «مفصل میان ساق و پایین پا» دانسته‌اند. لذا بهتر است در ترجمه از تعبیری غیر مشخص همچون «استخوان‌های مکعبی» استفاده و تعیین مصداق آن به مباحث فقهی ارجاع شود.
    • معنای «جنب» و «غائط» و «لمس» و «صعید» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۳ سورهٔ نساء توضیح داده شد.
    • «اطّهروا» در اصل «تطهّروا» بوده است. توضیح معنای «تطهّر» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۲ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2704 · 23 Jun 2024
  7. 7

    وَٱذْكُرُوا۟ نِعْمَةَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمِيثَٰقَهُ ٱلَّذِى وَاثَقَكُم بِهِۦٓ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ ﴿٧﴾

    و نعمتی را که خدا به شما بخشید و تعهدش را که شما را به آن متعهد ساخت به یاد آورید؛ آن‌گاه که گفتید: «شنیدیم و فرمان بردیم.» و پروای خدا را داشته باشید که به‌راستی خدا به آنچه اختیار سینه‌ها را دارد داناست.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2710 · 27 Jun 2024
  8. 8

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ كُونُوا۟ قَوَّٰمِينَ لِلَّهِ شُهَدَآءَ بِٱلْقِسْطِ ۖ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَـَٔانُ قَوْمٍ عَلَىٰٓ أَلَّا تَعْدِلُوا۟ ۚ ٱعْدِلُوا۟ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ۖ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ خَبِيرٌۢ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿٨﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بپا خاستگانی کوشا برای خدا و گواهانی بر اساس نظام عادلانه باشید، و مبادا کینهٔ یک گروه شما را بر آن دارد که عدالت نورزید؛ عادل باشید که به پرواداری نزدیک‌تر است؛ و از خدا پروا کنید که به‌راستی خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2710 · 27 Jun 2024
  9. 9

    وَعَدَ ٱللَّهُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ ۙ لَهُم مَّغْفِرَةٌۭ وَأَجْرٌ عَظِيمٌۭ ﴿٩﴾

    خدا به کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند وعده داده است که آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت.

    Notes on the translation (1)
    • -
    Proposed in post #2710 · 27 Jun 2024
  10. 10

    وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَآ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلْجَحِيمِ ﴿١٠﴾

    و کسانی که حق‌پوشی کردند و نشانه‌های ما را دروغ شمردند، آنان اهل دوزخ‌اند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2710 · 27 Jun 2024
  11. 11

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُوٓا۟ إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنكُمْ ۖ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ ٱلْمُؤْمِنُونَ ﴿١١﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، نعمتی را که خدا به شما بخشید یاد کنید، آن‌گاه که گروهی قصد داشتند به‌سوی شما دست‌درازی کنند و او دستان آنها را از شما کوتاه کرد؛ و پروای خدا را داشته باشید؛ و باید اعتماد و تکیهٔ مؤمنان بر خدا باشد.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2710 · 27 Jun 2024
  12. 12

    ۞ وَلَقَدْ أَخَذَ ٱللَّهُ مِيثَٰقَ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ ٱثْنَىْ عَشَرَ نَقِيبًۭا ۖ وَقَالَ ٱللَّهُ إِنِّى مَعَكُمْ ۖ لَئِنْ أَقَمْتُمُ ٱلصَّلَوٰةَ وَءَاتَيْتُمُ ٱلزَّكَوٰةَ وَءَامَنتُم بِرُسُلِى وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ ٱللَّهَ قَرْضًا حَسَنًۭا لَّأُكَفِّرَنَّ عَنكُمْ سَيِّـَٔاتِكُمْ وَلَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ ۚ فَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ مِنكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَآءَ ٱلسَّبِيلِ ﴿١٢﴾

    و البته خدا از بنی‌اسرائیل تعهد گرفته بود؛ و از میان آنها دوازده نقیب بر انگیختیم. و خدا گفت: «به‌راستی من با شمایم. قطعاً اگر نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید و به فرستادگانم ایمان آورید و از آنان دفاع و پشتیبانی کنید و به خدا وامی نیکو دهید، حتماً بدی‌هایتان را خواهم پوشاند و از شما نادیده خواهم گرفت و حتماً به باغ‌هایی واردتان خواهم ساخت که رودها از زیرشان روان است؛ ولی هر کس از شما پس از آن حق‌پوشی کند، قطعاً میانهٔ راه را گم کرده است.

    Notes on the translation (3)
    • مادهٔ «نقب» به‌معنی «رسیدگی دقیق» است و چون «ایجاد منفذ در اشیاء یا دیوار» نیز باید با دقت انجام گیرد، برای این مفهوم نیز به‌کار می‌رود. «نقیب» یعنی «کسی که با دقت به امور یک جماعت رسیدگی می‌کند». در زبان فارسی برای چنین جایگاهی واژه‌ای جداگانه سراغ نداریم و بهتر است از خودش که در متون فارسی نیز کاربرد دارد استفاده کنیم.
    • «تعزیر» به‌معنی «دفاع و تقویت» است و هر دو نکته در مفهوم آن وجود دارد.
    • توضیح معنا و ترکیب نحوی «سواء السبیل» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۸ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2710 · 27 Jun 2024
  13. 13

    فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَٰقَهُمْ لَعَنَّٰهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَٰسِيَةًۭ ۖ يُحَرِّفُونَ ٱلْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِۦ ۙ وَنَسُوا۟ حَظًّۭا مِّمَّا ذُكِّرُوا۟ بِهِۦ ۚ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَىٰ خَآئِنَةٍۢ مِّنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًۭا مِّنْهُمْ ۖ فَٱعْفُ عَنْهُمْ وَٱصْفَحْ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿١٣﴾

    پس به‌سبب تعهدشکنی‌شان از رحمت خود دورشان ساختیم و دل‌هایشان را سنگ کردیم؛ آنها سخنان را از جایگاه‌های خودش منحرف می‌ساختند و بهره‌ای از آنچه به ایشان گوشزد شده بود را فراموش کردند. و تو همچنان بر خیانتی از جانب آنان - مگر اندکی از ایشان - آگاهی پیدا می‌کنی؛ پس از آنان در گذر و نادیده بگیر که به‌راستی خدا نیکوکاران را دوست دارد.

    Notes on the translation (4)
    • توضیح معنای «لعن» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۸ سورهٔ بقره گذشت.
    • مادهٔ «قسو» به‌معنی «سختی و صلابت شدید» است و «قلب قاسي» دلی است که بسیار سخت شده باشد. در فارسی برای بیان این مفهوم از تعبیر «دل سنگ» استفاده می‌شود. البته در ترجمهٔ آیهٔ ۷۴ سورهٔ بقره با توجه به تصریح شباهت به سنگ، از همان تعبیر «سخت شدن» استفاده شد.
    • «خائنة» اسم فاعل مؤنث از «خیانت» است و می‌تواند همچون نمونه‌های مشابه، معنای مصدری داشته باشد (مثل خاطئة که گاهی به‌معنی خطیئة است) و ممکن است صفت برای موصوف مقدری چون «جماعة» باشد؛ اما از آنجا که در تقدیر گرفتن خلاف اصل است، احتمال نخست ترجیح دارد.
    • تفاوت «عفو» و «صفح» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۹ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2714 · 30 Jun 2024
  14. 14

    وَمِنَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّا نَصَٰرَىٰٓ أَخَذْنَا مِيثَٰقَهُمْ فَنَسُوا۟ حَظًّۭا مِّمَّا ذُكِّرُوا۟ بِهِۦ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ ٱلْعَدَاوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ ۚ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ ٱللَّهُ بِمَا كَانُوا۟ يَصْنَعُونَ ﴿١٤﴾

    و از کسانی که گفتند: «ما نصرانی هستیم» نیز تعهدشان را گرفتیم، ولی بهره‌ای از آنچه به ایشان گوشزد شده بود را فراموش کردند؛ پس تا روز قیامت در میان آنها دشمنی و کینه را مستولی ساختیم؛ و خدا آنها را از آنچه می‌ساختند آگاه خواهد کرد.

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «غري» به‌معنی «چسبیدن و ملازم بودن همراه با استیلا» است. از آنجا که در فارسی واژه‌ای که هر دو مفهوم این ماده را در بر داشته باشد سراغ نداریم، ناچاریم در ترجمه از همان «استیلا» استفاده کنیم.
    • «صنع» به‌معنی «انجام ماهرانه و دقیق کاری که به تولید یک محصول می‌انجامد» است و با توجه به نداشتن معادل دقیق و بر اساس کاربردهای دیگر این ماده در آیات قرآن باید آن را «ساختن» ترجمه کنیم.
    Proposed in post #2714 · 30 Jun 2024
  15. 15

    يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ قَدْ جَآءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًۭا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ ٱلْكِتَٰبِ وَيَعْفُوا۟ عَن كَثِيرٍۢ ۚ قَدْ جَآءَكُم مِّنَ ٱللَّهِ نُورٌۭ وَكِتَٰبٌۭ مُّبِينٌۭ ﴿١٥﴾

    ای اهل کتاب، فرستادهٔ ما در حالی نزد شما آمده است که بسیاری از چیزهایی را که از کتاب پنهان می‌کردید برایتان بیان می‌کند و از بسیاری در می‌گذرد؛ به‌راستی از جانب خدا نوری و کتابی آشکار نزد شما آمده است.

    Notes on the translation (1)
    • «یبین» حال از «رسول» است و باید این نکته در ترجمه لحاظ شود.
    Proposed in post #2714 · 30 Jun 2024
  16. 16

    يَهْدِى بِهِ ٱللَّهُ مَنِ ٱتَّبَعَ رِضْوَٰنَهُۥ سُبُلَ ٱلسَّلَٰمِ وَيُخْرِجُهُم مِّنَ ٱلظُّلُمَٰتِ إِلَى ٱلنُّورِ بِإِذْنِهِۦ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَٰطٍۢ مُّسْتَقِيمٍۢ ﴿١٦﴾

    که خدا با آن هر کس را که در پی خشنودی او باشد به راه‌های در امان ماندن از گزند راهبری می‌کند و آنان را به اذن خود از تاریکی‌ها به‌سوی نور بیرون می‌آورد و به راهی راست و استوار راهبریشان می‌کند.

    Notes on the translation (1)
    • «سلام» در اصل به‌معنی «نداشتن مخالفت و خصومت» است و در کاربردهای قرآنی با توجه به سیاق عبارت، مفاهیمی چون «آشتی»، «درود» و «نداشتن عیب و گزند» را که همگی از لوازم همان معنای اصلی است بیان می‌کند. باید توجه داشت که ترکیب «سبل السلام» ترکیب اضافی است و نه صفت و موصوف؛ لذا باید «سلام» را به‌گونه‌ای ترجمه کرد که بیانگر مقصد «سبل» باشد نه ویژگی این راه‌ها.
    Proposed in post #2714 · 30 Jun 2024
  17. 17

    لَّقَدْ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْمَسِيحُ ٱبْنُ مَرْيَمَ ۚ قُلْ فَمَن يَمْلِكُ مِنَ ٱللَّهِ شَيْـًٔا إِنْ أَرَادَ أَن يُهْلِكَ ٱلْمَسِيحَ ٱبْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُۥ وَمَن فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًۭا ۗ وَلِلَّهِ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۚ يَخْلُقُ مَا يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ ﴿١٧﴾

    کسانی که گفتند: «به‌راستی خدا همان مسیح پسر مریم است» قطعاً حق‌پوشی کرده‌اند. بگو: «پس اگر خدا بخواهد مسیح پسر مریم و مادرش و هر کس در زمین است، جملگی را نابود کند، چه کسی در برابر خدا اختیار چیزی را دارد؟» و زمامداری آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن‌دوست از آنِ خداست؛ هر چه را بخواهد می‌آفریند و خدا بر هر کاری تواناست.

    Notes on the translation (2)
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۰ سورهٔ بقره توضیح داده شد که تعبیر «من الله» بارها در قرآن به‌معنی «در برابر خدا» به‌کار رفته است.
    • «شيء» به‌معنی «چیز» است، ولی با توجه به سیاق و کاربردش در فارسی اینجا باید «کار» ترجمه شود.
    Proposed in post #2718 · 5 Jul 2024
  18. 18

    وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ وَٱلنَّصَٰرَىٰ نَحْنُ أَبْنَٰٓؤُا۟ ٱللَّهِ وَأَحِبَّٰٓؤُهُۥ ۚ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُم بِذُنُوبِكُم ۖ بَلْ أَنتُم بَشَرٌۭ مِّمَّنْ خَلَقَ ۚ يَغْفِرُ لِمَن يَشَآءُ وَيُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ ۚ وَلِلَّهِ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ وَإِلَيْهِ ٱلْمَصِيرُ ﴿١٨﴾

    و یهودی‌ها و نصرانی‌ها گفتند: «ما فرزندان خدا و دوستان اوییم.» بگو: «پس چرا شما را به‌خاطر گناهانتان عذاب می‌کند؟» آری شما بشری هستید از کسانی که او آفرید؛ هر کس را بخواهد می‌آمرزد و هر کس را بخواهد عذاب می‌کند؛ و زمامداری آسمان‌ها و زمین و آنچه در میان آن‌دوست از آنِ خداست و سرانجام به‌سوی اوست.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2718 · 5 Jul 2024
  19. 19

    يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ قَدْ جَآءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلَىٰ فَتْرَةٍۢ مِّنَ ٱلرُّسُلِ أَن تَقُولُوا۟ مَا جَآءَنَا مِنۢ بَشِيرٍۢ وَلَا نَذِيرٍۢ ۖ فَقَدْ جَآءَكُم بَشِيرٌۭ وَنَذِيرٌۭ ۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ ﴿١٩﴾

    ای اهل کتاب، فرستادهٔ ما در حالی نزد شما آمده است که در دوره‌ای تهی از فرستادگان، برایتان روشنگری می‌کند، تا مبادا بگویید: «نه مژده‌دهنده‌ای نزد ما آمد و نه هشداردهنده‌ای.» آری، قطعاً مژده‌دهنده و هشداردهنده‌ای نزد شما آمده است؛ و خدا بر هر کاری تواناست.

    Notes on the translation (2)
    • «علی فترة» حال از ضمیر «یبیّن» و خود «یبیّن» حال از «رسولنا» است.
    • «فترت» در اصل به‌معنی «سستی و نرمی پس از شدت و تندی» است و منظور از آن در اینجا فاصله و توقفی است که پس از ارسال پیاپی پیامبران رخ داد و عرصه از حضور آنها خالی شد.
    Proposed in post #2718 · 5 Jul 2024
  20. 20

    وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِۦ يَٰقَوْمِ ٱذْكُرُوا۟ نِعْمَةَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنۢبِيَآءَ وَجَعَلَكُم مُّلُوكًۭا وَءَاتَىٰكُم مَّا لَمْ يُؤْتِ أَحَدًۭا مِّنَ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٢٠﴾

    و آن‌گاه که موسی به قومش گفت: «ای قوم من، نعمت‌بخشی خدا را بر خود به‌یاد آورید، آن هنگام که در میان شما پیامبرانی قرار داد و شما را زمامدارانی قرار داد و چیزی به شما عطا کرد که به هیچ‌یک از جهانیان نداده بود.

    Proposed in post #2718 · 5 Jul 2024
  21. 21

    يَٰقَوْمِ ٱدْخُلُوا۟ ٱلْأَرْضَ ٱلْمُقَدَّسَةَ ٱلَّتِى كَتَبَ ٱللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا۟ عَلَىٰٓ أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا۟ خَٰسِرِينَ ﴿٢١﴾

    ای قوم من، به سرزمین مقدسی که خدا برایتان مقرر کرده است وارد شوید و به پشتتان برنگردید که باعث می‌شود به شرایطی که زیانکار بودید باز گردید.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2718 · 5 Jul 2024
  22. 22

    قَالُوا۟ يَٰمُوسَىٰٓ إِنَّ فِيهَا قَوْمًۭا جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىٰ يَخْرُجُوا۟ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُوا۟ مِنْهَا فَإِنَّا دَٰخِلُونَ ﴿٢٢﴾

    گفتند: «ای موسی، به‌راستی در آنجا گروهی زورگو حضور دارند که تا از آن بیرون نروند ما هرگز واردش نخواهیم شد؛ ولی اگر از آنجا بیرون بروند، بلافاصله ما وارد می‌شویم.

    Notes on the translation (2)
    • «جبار» از مادهٔ «جبر» به‌معنی «تسلط و نفوذ قدرت» است. این صفت وقتی برای انسان‌ها به‌کار رود، بیانگر ویژگی منفی «زورگویی» و وقتی برای خدا به‌کار رود، از اسماء نیکو و بیانگر «تسلط و قدرت کامل» اوست.
    • ترکیب «داخلون» به‌صورت اسم فاعل در کنار «ف» بیانگر نوعی فوریت است.
    Proposed in post #2722 · 19 Jul 2024
  23. 23

    قَالَ رَجُلَانِ مِنَ ٱلَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمَا ٱدْخُلُوا۟ عَلَيْهِمُ ٱلْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَٰلِبُونَ ۚ وَعَلَى ٱللَّهِ فَتَوَكَّلُوٓا۟ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٢٣﴾

    از میان کسانی که بیم داشتند، دو مرد که خدا بر آن دو نعمت بخشیده بود گفتند: «از دروازه بر آنها وارد شوید که چون به آن در آیید، قطعاً پیروز خواهید بود. و اگر مؤمن‌اید بر خدا اعتماد و تکیه داشته باشید.

    Notes on the translation (1)
    • بر خلاف بسیاری از مترجمان که موضوع «یخافون» را ترس از خدا دانسته‌اند، با توجه به محتوای آیهٔ پیش که در آن نگرانی و ترس از ستمکاران مطرح شده بود، باید منظور از این واژه را همان نکته دانست؛ یعنی از میان کسانی که نگران زورگویان بودند، دو مرد که خدا به آنها نعمت شجاعت و اقدام داده بود، دیگران را به مبارزه دعوت کردند.
    Proposed in post #2722 · 19 Jul 2024
  24. 24

    قَالُوا۟ يَٰمُوسَىٰٓ إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَآ أَبَدًۭا مَّا دَامُوا۟ فِيهَا ۖ فَٱذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَٰتِلَآ إِنَّا هَٰهُنَا قَٰعِدُونَ ﴿٢٤﴾

    گفتند: «ای موسی، تا آنها در آنجا باشند ما هرگز هیچ‌گاه واردش نمی‌شویم؛ پس تو برو و همراه خداوندگارت با آنها بجنگید! که ما همین‌جا نشسته‌ایم.

    Notes on the translation (2)
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۹۵ سورهٔ بقره توضیح داده شد که لازم است برای «أبداً» نیز معادلی در نظر گرفته شود.
    • لازم است مفرد بودن «اذهب» و تثنیه بودن «قاتلا» در ترجمه لحاظ شود.
    Proposed in post #2722 · 19 Jul 2024
  25. 25

    قَالَ رَبِّ إِنِّى لَآ أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِى وَأَخِى ۖ فَٱفْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ ٱلْقَوْمِ ٱلْفَٰسِقِينَ ﴿٢٥﴾

    گفت: «ای خداوندگارم، به‌راستی من جز اختیار خودم و برادرم را ندارم؛ پس میان ما و میان گروه نابه‌کاران جدایی انداز.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2722 · 19 Jul 2024
  26. 26

    قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ۛ أَرْبَعِينَ سَنَةًۭ ۛ يَتِيهُونَ فِى ٱلْأَرْضِ ۚ فَلَا تَأْسَ عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْفَٰسِقِينَ ﴿٢٦﴾

    گفت: «پس به‌راستی چهل سال از آن محروم و در زمین سرگردان می‌شوند؛ پس بر حال گروه نابه‌کاران تأسف نخور.

    Notes on the translation (2)
    • «تیه» به‌معنی «تحیر و سرگردانی» است.
    • «لا تأس» از مادهٔ «أسي» به‌معنی «غمگین شدن و تأسف خوردن» است.
    Proposed in post #2722 · 19 Jul 2024
  27. 27

    ۞ وَٱتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ٱبْنَىْ ءَادَمَ بِٱلْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًۭا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ ٱلْءَاخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ ۖ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ ٱللَّهُ مِنَ ٱلْمُتَّقِينَ ﴿٢٧﴾

    و خبر دو فرزند آدم را به‌درستی بر آنان تلاوت کن؛ هنگامی که قربانی‌ای را پیش آوردند، ولی از یکی از آن‌دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد. گفت: «حتماً تو را خواهم کشت!» گفت: «جز این نیست که خدا از پرواپیشگان می‌پذیرد.

    Notes on the translation (2)
    • توضیح معنای «ابن» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    • «قرّب» در اصل به‌معنی «نزدیک کردن» است، اما اینجا در کنار و به‌تناسب «قربان» برای بیان مفهوم «تقرب جستن» و «عرضه کردن» به‌کار رفته است. تعبیر «پیش آوردن» می‌تواند هم مفهوم لغوی و هم مقصود جمله را تا حدودی بیان کند.
    Proposed in post #2727 · 24 Jul 2024
  28. 28

    لَئِنۢ بَسَطتَ إِلَىَّ يَدَكَ لِتَقْتُلَنِى مَآ أَنَا۠ بِبَاسِطٍۢ يَدِىَ إِلَيْكَ لِأَقْتُلَكَ ۖ إِنِّىٓ أَخَافُ ٱللَّهَ رَبَّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٢٨﴾

    قطعاً اگر دستت را به‌سویم بگشایی تا مرا بکشی، من دستم را برای کشتنت به‌سویت نخواهم گشود؛ به‌راستی من از خدا، خداوندگار جهانیان بیم دارم.

    Proposed in post #2727 · 24 Jul 2024
  29. 29

    إِنِّىٓ أُرِيدُ أَن تَبُوٓأَ بِإِثْمِى وَإِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحَٰبِ ٱلنَّارِ ۚ وَذَٰلِكَ جَزَٰٓؤُا۟ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٢٩﴾

    به‌راستی من می‌خواهم تو به‌خاطر کوتاهی من و کوتاهی خودت در افتی و از اهل آتش شوی؛ و آن مجازات ستمگران است.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2727 · 24 Jul 2024
  30. 30

    فَطَوَّعَتْ لَهُۥ نَفْسُهُۥ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُۥ فَأَصْبَحَ مِنَ ٱلْخَٰسِرِينَ ﴿٣٠﴾

    پس نفسش او را به کشتن برادرش ترغیب کرد؛ پس او را کشت و از زیانکاران شد.

    Notes on the translation (1)
    • مادهٔ «طوع» در اصل به‌معنی «اقدام همراه با رغبت و خضوع» است که وقتی به باب افعال می‌رود مفهوم «فرمان بردن با رغبت» و وقتی به باب تفعیل می‌رود مفهوم «ایجاد و تحقق رغبت برای فرمان بردن» را بیان می‌کند. این ماده هم با «لام» و هم بدون آن به‌کار می‌رود و در هر دو حالت به یک معناست.
    Proposed in post #2727 · 24 Jul 2024
  31. 31

    فَبَعَثَ ٱللَّهُ غُرَابًۭا يَبْحَثُ فِى ٱلْأَرْضِ لِيُرِيَهُۥ كَيْفَ يُوَٰرِى سَوْءَةَ أَخِيهِ ۚ قَالَ يَٰوَيْلَتَىٰٓ أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَٰذَا ٱلْغُرَابِ فَأُوَٰرِىَ سَوْءَةَ أَخِى ۖ فَأَصْبَحَ مِنَ ٱلنَّٰدِمِينَ ﴿٣١﴾

    سپس خدا کلاغی را بر انگیخت که در زمین جستجو می‌کرد تا به او نشان دهد شرمگاه برادرش را چگونه بپوشاند. گفت: «ای وای بر من، آیا از اینکه همچون این کلاغ باشم و شرمگاه برادرم را بپوشانم ناتوان بودم؟» پس از جملهٔ پشیمانان شد.

    Notes on the translation (1)
    • «سوءة» از مادهٔ «سوء» به‌معنی «زشت و بد» است. تقریباً همهٔ مترجمان جمع این واژه یعنی «سوآت» را در آیات دیگر قرآن به‌معنی «عورت‌ها» و هماهنگ با معنای لغوی آن ترجمه کرده‌اند، اما در این آیه معنایش را «پیکر» یا «جسد» ذکر کرده‌اند که برخوردی دوگانه و نادرست به‌نظر می‌رسد. استفاده از این تعبیر به این نکته اشاره دارد که آن جسد مایهٔ شرم و بر ملا کنندهٔ کار زشت او بوده است؛ نکته‌ای که باید در ترجمه نیز بازتاب پیدا کند.
    Proposed in post #2727 · 24 Jul 2024
  32. 32

    مِنْ أَجْلِ ذَٰلِكَ كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ أَنَّهُۥ مَن قَتَلَ نَفْسًۢا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍۢ فِى ٱلْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ ٱلنَّاسَ جَمِيعًۭا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَآ أَحْيَا ٱلنَّاسَ جَمِيعًۭا ۚ وَلَقَدْ جَآءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِٱلْبَيِّنَٰتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُم بَعْدَ ذَٰلِكَ فِى ٱلْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ﴿٣٢﴾

    بدان خاطر بر بنی‌اسرائیل مقرر ساختیم که حق چنین است: هر کس انسانی را جز در برابر انسانی یا به‌خاطر فسادی در زمین بکشد، گویا همهٔ مردم را کشته است؛ و هر کس آن را زنده کند، گویا همهٔ مردم را زنده کرده است. و قطعاً فرستادگان ما برایشان دلایل روشن آورده بودند، اما با آن همه، قطعاً بسیاری از آنها در زمین زیاده‌روی می‌کنند.

    Notes on the translation (2)
    • «أجْل» مصدر و معنایش «فرا رسیدن، سبب شدن و پایان یافتن مهلت» است؛ این واژه وقتی بعد از «من» بیاید، مفهوم «به‌خاطر» را بیان می‌کند.
    • ضمیر در «أنّه» ضمیر شأن است و مفهومی شبیه «حق چنین است» دارد.
    Proposed in post #2727 · 24 Jul 2024
  33. 33

    إِنَّمَا جَزَٰٓؤُا۟ ٱلَّذِينَ يُحَارِبُونَ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَيَسْعَوْنَ فِى ٱلْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوٓا۟ أَوْ يُصَلَّبُوٓا۟ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَٰفٍ أَوْ يُنفَوْا۟ مِنَ ٱلْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْىٌۭ فِى ٱلدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِى ٱلْءَاخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿٣٣﴾

    جز این نیست که مجازات کسانی که با خدا و فرستادهٔ او می‌ستیزند و در زمین برای فساد می‌کوشند این است که با شدت عمل کشته شوند، یا به‌سختی به صلیب کشیده شوند، یا قاطعانه دست‌ها و پاهایشان بر خلاف جهت یکدیگر بریده شود، یا از آن سرزمین تبعید شوند؛ آن برایشان درماندگی‌ای در دنیاست و در سرای واپسین عذابی سترگ خواهند داشت.

    Notes on the translation (4)
    • اگرچه دربارهٔ «فساداً» احتمال حال یا مفعول مطلق بودن نیز وجود دارد، ولی با توجه به ترجیح عدم تقدیر، بهتر است آن را مفعول له بدانیم و بر همان اساس ترجمه کنیم.
    • باب تفعیل در «یُقتّلوا» و «یُصلّبوا» و «تُقطّع» بیانگر نوعی قاطعیت و شدت عمل است؛ اگرنه هر سه ماده به‌صورت ثلاثی مجرد نیز معنای متعدی دارد و می‌شد در آن صیغه به‌کار رود.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۷ سورهٔ نساء توضیح داده شد که «صلب» به‌معنی «به دار آویختن» نیست.
    • معنای «خزي» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۵ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    Proposed in post #2730 · 27 Jul 2024
  34. 34

    إِلَّا ٱلَّذِينَ تَابُوا۟ مِن قَبْلِ أَن تَقْدِرُوا۟ عَلَيْهِمْ ۖ فَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿٣٤﴾

    مگر کسانی که پیش از آنکه بر آنان تسلط یابید توبه کنند؛ پس بدانید که خدا به‌راستی آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (1)
    • -
    Proposed in post #2730 · 27 Jul 2024
  35. 35

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱبْتَغُوٓا۟ إِلَيْهِ ٱلْوَسِيلَةَ وَجَٰهِدُوا۟ فِى سَبِيلِهِۦ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٣٥﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و چیزی را بجویید که به او نزدیکتان سازد و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.

    Notes on the translation (1)
    • مادهٔ «وسل» به‌معنی «اشتیاق برای نزدیک شدن» و «وسیلة» به‌معنی «چیزی که موجب نزدیکی می‌شود» است.
    Proposed in post #2730 · 27 Jul 2024
  36. 36

    إِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ لَوْ أَنَّ لَهُم مَّا فِى ٱلْأَرْضِ جَمِيعًۭا وَمِثْلَهُۥ مَعَهُۥ لِيَفْتَدُوا۟ بِهِۦ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ ﴿٣٦﴾

    به‌راستی کسانی که حق‌پوشی کردند، اگر همهٔ آنچه در زمین است از آنِ آنها باشد، و همانندش هم با آن باشد، تا آن را به‌عنوان جایگزین عذاب روز قیامت بدهند، از ایشان پذیرفته نخواهد شد؛ و عذابی دردناک خواهند داشت.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2730 · 27 Jul 2024
  37. 37

    يُرِيدُونَ أَن يَخْرُجُوا۟ مِنَ ٱلنَّارِ وَمَا هُم بِخَٰرِجِينَ مِنْهَا ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌۭ مُّقِيمٌۭ ﴿٣٧﴾

    می‌خواهند از آتش بیرون بیایند، ولی از آن بیرون‌آمدنی نیستند و عذابی پایدار خواهند داشت.

    Notes on the translation (1)
    • اگرچه «مقیم» به‌معنی «بر پا کننده» است و در قرآن بارها برای بر پا داشتن نماز به‌کار رفته، ولی وقتی بدون مفعول بیاید، بیانگر مفهوم «پایداری و دوام» است.
    Proposed in post #2730 · 27 Jul 2024
  38. 38

    وَٱلسَّارِقُ وَٱلسَّارِقَةُ فَٱقْطَعُوٓا۟ أَيْدِيَهُمَا جَزَآءًۢ بِمَا كَسَبَا نَكَٰلًۭا مِّنَ ٱللَّهِ ۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌۭ ﴿٣٨﴾

    و مرد و زن دزد، دستانشان را به‌سزای آنچه به‌دست آورده‌اند، به‌عنوان درس عبرتی از جانب خدا ببرید؛ و خدا عزتمند و فرزانه است.

    Notes on the translation (2)
    • «کسب» به‌معنی «به‌دست آوردن و اختیار کردن» است.
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۶۶ سورهٔ بقره گذشت، «نکال» به‌معنی عقوبت و رفتار ترسناکی است که مایهٔ عبرت دیگران می‌شود.
    Proposed in post #2734 · 1 Aug 2024
  39. 39

    فَمَن تَابَ مِنۢ بَعْدِ ظُلْمِهِۦ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ ٱللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌ ﴿٣٩﴾

    اما هر کس پس از ستمکاری‌اش توبه و اصلاح کند، خدا بر او روی می‌آورد که به‌راستی خدا آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2734 · 1 Aug 2024
  40. 40

    أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ ٱللَّهَ لَهُۥ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ يُعَذِّبُ مَن يَشَآءُ وَيَغْفِرُ لِمَن يَشَآءُ ۗ وَٱللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۭ ﴿٤٠﴾

    مگر نمی‌دانی این خداست که زمامداری آسمان‌ها و زمین از آن اوست؟ هر که را بخواهد عذاب می‌کند و هر که را بخواهد می‌آمرزد و خدا بر هر کاری تواناست.

    Notes on the translation (2)
    • ترجمهٔ «ألم تعلم» به‌صورت تحت‌اللفظی «آیا ندانستی» است، ولی این تعبیر در زبان فارسی رایج نیست.
    • «شيء» به‌معنی «چیز» است، ولی با توجه به سیاق و کاربردش در فارسی اینجا باید «کار» ترجمه شود.
    Proposed in post #2734 · 1 Aug 2024
  41. 41

    ۞ يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ لَا يَحْزُنكَ ٱلَّذِينَ يُسَٰرِعُونَ فِى ٱلْكُفْرِ مِنَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا بِأَفْوَٰهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ ۛ وَمِنَ ٱلَّذِينَ هَادُوا۟ ۛ سَمَّٰعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّٰعُونَ لِقَوْمٍ ءَاخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ ۖ يُحَرِّفُونَ ٱلْكَلِمَ مِنۢ بَعْدِ مَوَاضِعِهِۦ ۖ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَٰذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَٱحْذَرُوا۟ ۚ وَمَن يُرِدِ ٱللَّهُ فِتْنَتَهُۥ فَلَن تَمْلِكَ لَهُۥ مِنَ ٱللَّهِ شَيْـًٔا ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ لَمْ يُرِدِ ٱللَّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ ۚ لَهُمْ فِى ٱلدُّنْيَا خِزْىٌۭ ۖ وَلَهُمْ فِى ٱلْءَاخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌۭ ﴿٤١﴾

    ای فرستاده، مبادا کسانی که در حق‌پوشی شتاب می‌کنند تو را اندوهگین سازند؛ از جمله آنها که دهانشان را باز می‌کنند و می‌گویند: «ایمان آوردیم»، در حالی که دل‌هایشان ایمان نیاورده است؛ و از جمله کسانی که یهودی شدند و بسیار به دروغ گوش می‌سپارند و بسیار به گروه دیگری گوش می‌دهند که نزد تو نیامده‌اند و سخنان را پس از قرار گرفتن در جایگاه‌هایش منحرف می‌سازند و می‌گویند: «اگر همین به شما داده شد، بر گیریدش، ولی اگر آن را به شما ندادند، پس بر حذر باشید.» و هر کس خدا آشفتگی‌اش را بخواهد، هرگز در برابر خدا اختیار چیزی را به سود او نخواهی داشت. آنها کسانی‌اند که خدا نخواسته دل‌هاشان را پاک گرداند؛ در دنیا درماندگی‌ای و در سرای واپسین عذابی سترگ خواهند داشت.

    Notes on the translation (5)
    Proposed in post #2734 · 1 Aug 2024
  42. 42

    سَمَّٰعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّٰلُونَ لِلسُّحْتِ ۚ فَإِن جَآءُوكَ فَٱحْكُم بَيْنَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ ۖ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْـًۭٔا ۖ وَإِنْ حَكَمْتَ فَٱحْكُم بَيْنَهُم بِٱلْقِسْطِ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ يُحِبُّ ٱلْمُقْسِطِينَ ﴿٤٢﴾

    به‌شدت به دروغ گوش می‌سپارند و بسیار مال حرام می‌خورند؛ پس اگر نزد تو آمدند، یا میانشان داوری کن یا از آنان صرف نظر کن. و اگر از آنان صرف نظر کنی هرگز به تو زیانی نخواهند رساند؛ ولی اگر داوری کردی، پس بر مبنای نظامی عادلانه میانشان داوری کن که به‌راستی خدا دادگران را دوست دارد.

    Notes on the translation (2)
    • «سحت» در اصل به‌معنی «بی‌اعتبار و باطل» است که در تعابیر رایج به آن «مال حرام» می‌گویند.
    • توضیح معنای «قسط» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۸۲ سورهٔ بقره گذشت.
    Proposed in post #2734 · 1 Aug 2024
  43. 43

    وَكَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَعِندَهُمُ ٱلتَّوْرَىٰةُ فِيهَا حُكْمُ ٱللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنۢ بَعْدِ ذَٰلِكَ ۚ وَمَآ أُو۟لَٰٓئِكَ بِٱلْمُؤْمِنِينَ ﴿٤٣﴾

    و چگونه تو را داور قرار می‌دهند با آنکه تورات نزد آنهاست و حکم خدا در آن است؟ آن‌گاه پس از آن رویگردان می‌شوند! نه، آنها مؤمن نیستند.

    Notes on the translation (2)
    • هر دو جملهٔ «عندهم التوراة» و «فیها حکم الله» در موضع حال است.
    • توضیح معنای «تولّي» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۳ سورهٔ بقره گذشت.
    Proposed in post #2738 · 9 Aug 2024
  44. 44

    إِنَّآ أَنزَلْنَا ٱلتَّوْرَىٰةَ فِيهَا هُدًۭى وَنُورٌۭ ۚ يَحْكُمُ بِهَا ٱلنَّبِيُّونَ ٱلَّذِينَ أَسْلَمُوا۟ لِلَّذِينَ هَادُوا۟ وَٱلرَّبَّٰنِيُّونَ وَٱلْأَحْبَارُ بِمَا ٱسْتُحْفِظُوا۟ مِن كِتَٰبِ ٱللَّهِ وَكَانُوا۟ عَلَيْهِ شُهَدَآءَ ۚ فَلَا تَخْشَوُا۟ ٱلنَّاسَ وَٱخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُوا۟ بِـَٔايَٰتِى ثَمَنًۭا قَلِيلًۭا ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْكَٰفِرُونَ ﴿٤٤﴾

    به‌راستی ما تورات را در حالی که در آن راهبری و نوری بود، فرو فرستادیم؛ و پیامبرانی که تسلیم حق بودند، بر پایهٔ آن برای یهودیان حکم می‌کردند و همچنین عالمان ربانی و خاخام‌ها، بر اساس آنچه از کتاب خدا که به آنها سپرده شده بود و بر آن گواه بودند. پس از مردم نترسید و از من بترسید و نشانه‌هایم را به بهای اندکی نفروشید. و هر کس بر اساس آنچه خدا فرو فرستاده حکم نکند، چنین کسانی همان حق‌پوشان‌اند.

    Notes on the translation (3)
    • معنای «ربانی» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۹ سورهٔ آل‌عمران توضیح داده شد.
    • «احبار» جمع «حبر» است که از واژهٔ عبری «حابر» به‌معنی «دانشمند و کاهن» گرفته شده و برای روحانیان یهودی به‌کار رفته است. در زبان متداول فارسی برای اشاره به این اشخاص از تعبیر «خاخام» استفاده می‌شود.
    • واژهٔ «اشتراء» از اضداد است و هم به‌معنی «خریدن» و هم به‌معنی «فروختن» به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #2738 · 9 Aug 2024
  45. 45

    وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَآ أَنَّ ٱلنَّفْسَ بِٱلنَّفْسِ وَٱلْعَيْنَ بِٱلْعَيْنِ وَٱلْأَنفَ بِٱلْأَنفِ وَٱلْأُذُنَ بِٱلْأُذُنِ وَٱلسِّنَّ بِٱلسِّنِّ وَٱلْجُرُوحَ قِصَاصٌۭ ۚ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِۦ فَهُوَ كَفَّارَةٌۭ لَّهُۥ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلظَّٰلِمُونَ ﴿٤٥﴾

    و در آن بر ایشان مقرر داشتیم که جان در برابر جان و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است و زخم‌ها نیز نوعی قصاص به‌شمار می‌آید. البته اگر کسی آن را صادقانه ببخشد، برایش کفاره‌ای خواهد بود. و هر کس بر اساس آنچه خدا فرو فرستاده حکم نکند، چنین کسانی همان ستمگران‌اند.

    Notes on the translation (3)
    • «الجروح» به «النفس» و عناوین پس از آن عطف شده و تابع معنی و حکم آنهاست؛ لذا برخلاف ترجمهٔ اغلب مترجمان که آن را «و در زخم‌ها قصاص است» ترجمه کرده‌اند، از آنجا که منظور از «نفس» و بعد از آن، چیزی است که به‌عنوان قصاص تعیین می‌شود، مقصود از «الجروح» هم باید زخم‌هایی باشد که به‌عنوان قصاص ایجاد می‌شود. ضمناً لازم است نکره بودن «قصاص» با تعبیری چون «نوعی» نشان داده شود.
    • «صدقة» به‌معنی «بخشش صادقانه» است.
    • «کفارة» به‌معنی «بسیار پوشاننده و از بین برنده» و منظور از آن چیزی است که «باعث نادیده گرفته شدن بدی‌ها می‌شود»؛ ولی از آنجا که خود این واژه در فارسی کاربرد دارد نیازی به ترجمهٔ آن نیست.
    Proposed in post #2738 · 9 Aug 2024
  46. 46

    وَقَفَّيْنَا عَلَىٰٓ ءَاثَٰرِهِم بِعِيسَى ٱبْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًۭا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ ٱلتَّوْرَىٰةِ ۖ وَءَاتَيْنَٰهُ ٱلْإِنجِيلَ فِيهِ هُدًۭى وَنُورٌۭ وَمُصَدِّقًۭا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ ٱلتَّوْرَىٰةِ وَهُدًۭى وَمَوْعِظَةًۭ لِّلْمُتَّقِينَ ﴿٤٦﴾

    و بر راه و رسم آنها عیسی پسر مریم را به‌عنوان تأییدکننده‌ای برای آنچه پیش از او بود، یعنی تورات، پشت سر ایشان قرار دادیم و به او انجیل را عطا کردیم که در آن راهبری و نوری بود و آنچه پیش از خودش بود یعنی تورات را تأیید می‌کرد و راهبری و پندی برای پرواپیشگان بود.

    Notes on the translation (3)
    • «تقفیة» به‌معنی «پشت سر قرار دادن» است و نه «فرستادن» یا «در آوردن».
    • تقریباً همهٔ مترجمان، در این آیه و آیات متعدد دیگری که حاوی تعبیر «علی آثارهم» است، نه تأثیری برای «علی» در نظر گرفته‌اند و نه معادلی برای «آثار»؛ به‌گونه‌ای که اگر این تعبیر در آیه نیامده بود، ترجمهٔ آنها تغییری پیدا نمی‌کرد. «علی» به‌معنی «بر» و «آثار» به‌معنی «آنچه از چیزی به‌جا می‌ماند و بر آن دلالت می‌کند» است که با توجه به سیاق عبارات می‌توانیم آن را «راه و رسم» ترجمه کنیم.
    • معنی واژهٔ «مصدّق» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۱ سورهٔ بقره و مفهوم «بین یدیه» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۶ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2738 · 9 Aug 2024
  47. 47

    وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ ٱلْإِنجِيلِ بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فِيهِ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ فَأُو۟لَٰٓئِكَ هُمُ ٱلْفَٰسِقُونَ ﴿٤٧﴾

    و اهل انجیل باید بر اساس آنچه خدا در آن فرو فرستاده است حکم کنند. و هر کس بر اساس آنچه خدا فرو فرستاده حکم نکند، چنین کسانی همان نابه‌کاران‌اند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2740 · 13 Aug 2024
  48. 48

    وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكَ ٱلْكِتَٰبَ بِٱلْحَقِّ مُصَدِّقًۭا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ ٱلْكِتَٰبِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَٱحْكُم بَيْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَآءَهُمْ عَمَّا جَآءَكَ مِنَ ٱلْحَقِّ ۚ لِكُلٍّۢ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةًۭ وَمِنْهَاجًۭا ۚ وَلَوْ شَآءَ ٱللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةًۭ وَٰحِدَةًۭ وَلَٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِى مَآ ءَاتَىٰكُمْ ۖ فَٱسْتَبِقُوا۟ ٱلْخَيْرَٰتِ ۚ إِلَى ٱللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًۭا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿٤٨﴾

    و کتاب را به‌عنوان تأییدکنندهٔ آنچه از کتاب که پیش از آن بود و به‌عنوان چیزی محیط بر آن، به‌درستی به‌سویت فرو فرستادیم؛ پس بر اساس آنچه خدا فرو فرستاده است میان آنها داوری کن و به‌جای آنچه از حقیقت نزدت آمده، تابع هوس‌هایشان مباش. برای هر یک از شما نوعی راه روشن و وسیله‌ای برای روشنی راه قرار داده‌ایم، با آنکه اگر خدا می‌خواست حتماً شما را امتی یگانه قرار می‌داد؛ ولی اراده کرده تا در آنچه به شما داده است آزمایشتان کند؛ پس در خوبی‌ها از یکدیگر پیشی بگیرید. بازگشت همگی شما به‌سوی خداست، آن‌گاه از آنچه درباره‌اش اختلاف داشتید آگاهتان خواهد ساخت.

    Notes on the translation (3)
    • «مهیمن» واژه‌ای از ریشه‌ای سریانی و به‌معنی «شاهد و ناظر دارای احاطه» است.
    • مادهٔ «شرع» به‌معنی «ایجاد و آغاز راهی روشن» و مادهٔ «نهج» به‌معنی «امر روشن» است که «راه روشن» را نیز شامل می‌شود. «شرعة» بر وزن فعلة بیانگر نوع راه و «منهاج» بر وزن مفعال، اسم آلت و بیانگر وسیلهٔ روشن شدن راه است.
    • در تعبیر «ولکن لیبلوکم» فعل «أراد» یا «شاء» مقدر است و با توجه به سیاق و روشن بودن معنای عبارت، لازم است مفهوم فعل مقدر در ترجمه آشکار شود.
    Proposed in post #2740 · 13 Aug 2024
  49. 49

    وَأَنِ ٱحْكُم بَيْنَهُم بِمَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَآءَهُمْ وَٱحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَنۢ بَعْضِ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا۟ فَٱعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ ٱللَّهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرًۭا مِّنَ ٱلنَّاسِ لَفَٰسِقُونَ ﴿٤٩﴾

    و همچنین بر اساس آنچه خدا فرو فرستاده است میان آنها داوری کن و تابع هوس‌هایشان مباش و از آنان بر حذر باش تا مبادا تو را نسبت به برخی از آنچه خدا به‌سویت فرو فرستاده دچار آشفتگی کنند. پس اگر رویگردان شدند، بدان که به‌راستی خدا می‌خواهد به بخشی از گناهانشان دچارشان سازد و به‌راستی بسیاری از مردم قطعاً نابه‌کارند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2740 · 13 Aug 2024
  50. 50

    أَفَحُكْمَ ٱلْجَٰهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ ٱللَّهِ حُكْمًۭا لِّقَوْمٍۢ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾

    پس آیا حکم جاهلیت را می‌جویند؟! و برای گروهی که باور دارند، چه کسی در حکم دادن نیکوتر از خداست؟

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2740 · 13 Aug 2024
  51. 51

    ۞ يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ ٱلْيَهُودَ وَٱلنَّصَٰرَىٰٓ أَوْلِيَآءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَآءُ بَعْضٍۢ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُۥ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿٥١﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، یهودی‌ها و نصرانی‌ها را به‌عنوان گردانندگان امور برنگزینید، که برخی از آنان گردانندهٔ امور برخی دیگرند. و هر کس از شما با رویگردان شدن به‌سویشان آنها را به‌عنوان گردانندهٔ امور برگزیند، قطعاً او از زمرهٔ آنهاست. به‌راستی خدا گروه ستمگران را راهبری نمی‌کند.

    Notes on the translation (1)
    • همان‌گونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۵ سورهٔ بقره بیان شد، معنای «تولّی» در اصل، «رویگردان شدن» و در برخی عبارات با توجه به سیاق، «رویگردان شدن برای در دست گرفتن و گرداندن امور» است.
    Proposed in post #2747 · 22 Aug 2024
  52. 52

    فَتَرَى ٱلَّذِينَ فِى قُلُوبِهِم مَّرَضٌۭ يُسَٰرِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰٓ أَن تُصِيبَنَا دَآئِرَةٌۭ ۚ فَعَسَى ٱللَّهُ أَن يَأْتِىَ بِٱلْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍۢ مِّنْ عِندِهِۦ فَيُصْبِحُوا۟ عَلَىٰ مَآ أَسَرُّوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِمْ نَٰدِمِينَ ﴿٥٢﴾

    اما می‌بینی کسانی که در دلشان مرضی است به میان آنها می‌شتابند و می‌گویند: «می‌ترسیم پیش‌آمدی برایمان رخ دهد»؛ ولی چه‌بسا خدا پیروزی یا موضوعی از نزد خودش پیش آورد و در نتیجه، آنها بر آنچه در درونشان پنهان کرده بودند افسوس خواهند خورد.

    Notes on the translation (4)
    • دلیل ترجمه نکردن «مرض» به «بیماری» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    • «دائرة» یعنی «آنچه در جریان و گردش است» و منظور از آن، «حوادث و پیش‌آمدهای جاری زندگی» است.
    • توضیح معنای «أمر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۷ سورهٔ بقره گذشت.
    • «ندم من» با «ندم علی» تفاوت دارد و از آنجا که در فارسی تعبیر «بر چیزی پشیمان شدن» به‌کار نمی‌رود، در چنین ترکیبی «ندامت» به‌معنی «افسوس خوردن» است.
    Proposed in post #2747 · 22 Aug 2024
  53. 53

    وَيَقُولُ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَهَٰٓؤُلَآءِ ٱلَّذِينَ أَقْسَمُوا۟ بِٱللَّهِ جَهْدَ أَيْمَٰنِهِمْ ۙ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ ۚ حَبِطَتْ أَعْمَٰلُهُمْ فَأَصْبَحُوا۟ خَٰسِرِينَ ﴿٥٣﴾

    و کسانی که ایمان آورده‌اند گویند: «آیا اینها همان کسانی‌اند که با بالاترین سوگندهایشان به خدا قسم خوردند که حتماً با شما خواهند بود؟ اعمالشان از اعتبار افتاد و در نتیجه، زیانکار شدند.

    Notes on the translation (3)
    • در برخی روایات قرآن، «یقول» منصوب خوانده شده است که در این صورت به «یصبحوا» در آیهٔ قبل عطف می‌شود و با سیاق تناسب بیشتری دارد.
    • «جهد» به‌معنی «نهایت تلاش و کوشش» است و با اضافه شدن به «أیمان» به‌معنی «قسم‌ها» اصطلاحی ترکیبی را می‌سازد که منظور از آن، «بالاترین و شدیدترین سوگند» است.
    • «حبط» به‌معنی «سقوط و محو شدن» است.
    Proposed in post #2747 · 22 Aug 2024
  54. 54

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِۦ فَسَوْفَ يَأْتِى ٱللَّهُ بِقَوْمٍۢ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُۥٓ أَذِلَّةٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى ٱلْكَٰفِرِينَ يُجَٰهِدُونَ فِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَآئِمٍۢ ۚ ذَٰلِكَ فَضْلُ ٱللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَآءُ ۚ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٥٤﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر کس از شما از دین خود برگردد، پس خدا گروهی را خواهد آورد که دوستشان دارد و آنها نیز او را دوست دارند، افرادی که در برابر مؤمنان خوار و در برابر حق‌پوشان عزتمندند، در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای بیم ندارند؛ آن، افزون‌بخشی خداست که به هر کس بخواهد عطایش می‌کند و خدا در بر گیرنده‌ای داناست.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2747 · 22 Aug 2024
  55. 55

    إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱلَّذِينَ يُقِيمُونَ ٱلصَّلَوٰةَ وَيُؤْتُونَ ٱلزَّكَوٰةَ وَهُمْ رَٰكِعُونَ ﴿٥٥﴾

    جز این نیست که سرپرست شما خدا و فرستادهٔ او و کسانی‌اند که ایمان آورده‌اند، آنها که نماز را بر پا می‌دارند و در حالی که در رکوع‌اند زکات می‌دهند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2747 · 22 Aug 2024
  56. 56

    وَمَن يَتَوَلَّ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ فَإِنَّ حِزْبَ ٱللَّهِ هُمُ ٱلْغَٰلِبُونَ ﴿٥٦﴾

    و هر کس با رویگردان شدن به‌سوی خدا و فرستادهٔ او و کسانی که ایمان آورده‌اند، آنها را گردانندهٔ امور خود قرار دهد، پس به‌راستی حزب خدا همان پیروزمندان‌اند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2751 · 28 Aug 2024
  57. 57

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَتَّخِذُوا۟ ٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُوا۟ دِينَكُمْ هُزُوًۭا وَلَعِبًۭا مِّنَ ٱلَّذِينَ أُوتُوا۟ ٱلْكِتَٰبَ مِن قَبْلِكُمْ وَٱلْكُفَّارَ أَوْلِيَآءَ ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿٥٧﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از میان کسانی که پیش از شما به آنها کتاب داده شده، کسانی که دینتان را به ریشخند و بازی می‌گیرند و حق‌پوشان را به‌عنوان گردانندگان امور بر نگزینید و اگر مؤمن‌اید از خدا پروا داشته باشید.

    Notes on the translation (1)
    • در برخی از روایت‌های قرآن کلمهٔ «الکفار» مجرور خوانده شده است که به‌نظر می‌رسد سازگاری بیشتری با پیام آیه دارد. در این صورت باید عبارت مربوط این‌گونه ترجمه شود: «از میان کسانی که پیش از شما به آنها کتاب داده شده و از میان حق‌پوشان، کسانی را که دینتان را به ریشخند و بازی می‌گیرند به‌عنوان گردانندگان امور بر نگزینید».
    Proposed in post #2751 · 28 Aug 2024
  58. 58

    وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى ٱلصَّلَوٰةِ ٱتَّخَذُوهَا هُزُوًۭا وَلَعِبًۭا ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌۭ لَّا يَعْقِلُونَ ﴿٥٨﴾

    و هنگامی که به نماز فرا می‌خوانید، آن را به ریشخند و بازی می‌گیرند؛ از آن رو که آنها گروهی هستند که درک نمی‌کنند.

    Notes on the translation (1)
    • فعل «عقل» به‌معنی «درک کردن» است و نه «اندیشیدن» یا «خرد داشتن».
    Proposed in post #2751 · 28 Aug 2024
  59. 59

    قُلْ يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّآ إِلَّآ أَنْ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَآ أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَأَنَّ أَكْثَرَكُمْ فَٰسِقُونَ ﴿٥٩﴾

    بگو: «ای اهل کتاب، آیا با ما جز به این‌خاطر برخورد می‌کنید که به خدا و آنچه به‌سویمان فرو فرستاده شده و آنچه قبلاً فرو فرستاده شده بود ایمان آورده‌ایم؟ و اینکه بیشترتان نابه‌کارید؟

    Notes on the translation (2)
    • مادهٔ «نقم» به‌معنی «مؤاخذه و ناخشنودی» است که در تعابیر رایج فارسی برای بیان این مفهوم جامع از تعبیر «برخورد کردن» استفاده می‌شود.
    • معنای «فاسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2751 · 28 Aug 2024
  60. 60

    قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّۢ مِّن ذَٰلِكَ مَثُوبَةً عِندَ ٱللَّهِ ۚ مَن لَّعَنَهُ ٱللَّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ ٱلْقِرَدَةَ وَٱلْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ ٱلطَّٰغُوتَ ۚ أُو۟لَٰٓئِكَ شَرٌّۭ مَّكَانًۭا وَأَضَلُّ عَن سَوَآءِ ٱلسَّبِيلِ ﴿٦٠﴾

    بگو: «آیا به شما از سزایی بدتر از آن نزد خدا خبر دهم؟ کسی که خدا او را از رحمتش دور ساخت و بر او خشم گرفت - و برخی از ایشان را به‌صورت بوزینه‌ها و خوک‌ها قرار داد - و آن که جلوهٔ گردنکشی را بندگی کرد؛ چنین کسانی جایگاه بدتری دارند و از میانهٔ راه گمراه‌ترند.

    Notes on the translation (4)
    Proposed in post #2751 · 28 Aug 2024
  61. 61

    وَإِذَا جَآءُوكُمْ قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا وَقَد دَّخَلُوا۟ بِٱلْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُوا۟ بِهِۦ ۚ وَٱللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا۟ يَكْتُمُونَ ﴿٦١﴾

    و هنگامی که نزد شما آمدند گفتند: «ایمان آوردیم.» با آنکه با حق‌پوشی وارد شده و با همان بیرون رفته‌اند؛ و خدا به آنچه کتمان می‌کردند داناتر است.

    Notes on the translation (1)
    • «کتمان» معادل «پنهان کردن» نیست بلکه نقطهٔ مخالف «اعلام کردن» است.
    Proposed in post #2755 · 31 Aug 2024
  62. 62

    وَتَرَىٰ كَثِيرًۭا مِّنْهُمْ يُسَٰرِعُونَ فِى ٱلْإِثْمِ وَٱلْعُدْوَٰنِ وَأَكْلِهِمُ ٱلسُّحْتَ ۚ لَبِئْسَ مَا كَانُوا۟ يَعْمَلُونَ ﴿٦٢﴾

    و بسیاری از آنان را می‌بینی که در کوتاهی و تعدی و حرام‌خواری خود شتاب می‌کنند؛ واقعاً چه بد بود آنچه انجام می‌دادند!

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2755 · 31 Aug 2024
  63. 63

    لَوْلَا يَنْهَىٰهُمُ ٱلرَّبَّٰنِيُّونَ وَٱلْأَحْبَارُ عَن قَوْلِهِمُ ٱلْإِثْمَ وَأَكْلِهِمُ ٱلسُّحْتَ ۚ لَبِئْسَ مَا كَانُوا۟ يَصْنَعُونَ ﴿٦٣﴾

    چرا عالمان ربانی و دانشمندان، آنها را از کوتاهیشان در گفتار و حرام خوردنشان باز نمی‌دارند؟! واقعاً چه بد بود آنچه می‌ساختند!

    Notes on the translation (3)
    • توضیح معنای «رباني» و «أحبار» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ همین سوره گذشت.
    • همان‌گونه که پیش از این توضیح داده شد، «اثم» به‌معنی «قصور و کوتاهی در امر خیر» است و با توجه به اینکه در اینجا مفعول «قول» واقع شده، به‌صورت تحت‌اللفظی «گفتن قصور و کوتاهی» ترجمه می‌شود؛ ولی چنین تعبیری در فارسی کاربرد و مفهوم ندارد، لذا مقصود از آن با بیانی متداول ارائه شد.
    • توضیح معنای «صنع» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴ همین سوره گذشت.
    Proposed in post #2755 · 31 Aug 2024
  64. 64

    وَقَالَتِ ٱلْيَهُودُ يَدُ ٱللَّهِ مَغْلُولَةٌ ۚ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا۟ بِمَا قَالُوا۟ ۘ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَآءُ ۚ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَٰنًۭا وَكُفْرًۭا ۚ وَأَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ إِلَىٰ يَوْمِ ٱلْقِيَٰمَةِ ۚ كُلَّمَآ أَوْقَدُوا۟ نَارًۭا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا ٱللَّهُ ۚ وَيَسْعَوْنَ فِى ٱلْأَرْضِ فَسَادًۭا ۚ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ ٱلْمُفْسِدِينَ ﴿٦٤﴾

    و یهودیان گفتند: «دست خدا بسته است.» دستان خودشان بسته باد! و به‌خاطر آنچه گفتند، از رحمت خدا دور شدند. نه، دستان خدا باز است و هر گونه بخواهد خرج می‌کند. و آنچه از جانب خداوندگارت به‌سوی تو فرو فرستاده شد، قطعاً بر گردنکشی و حق‌پوشی بسیاری از آنان خواهد افزود. و تا روز رستاخیز میانشان دشمنی و نفرت افکندیم؛ هر بار که آتشی را برای جنگ برافروختند، خدا خاموشش ساخت. و در زمین برای فساد می‌کوشند؛ و خدا مفسدان را دوست ندارد.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2755 · 31 Aug 2024
  65. 65

    وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ ءَامَنُوا۟ وَٱتَّقَوْا۟ لَكَفَّرْنَا عَنْهُمْ سَيِّـَٔاتِهِمْ وَلَأَدْخَلْنَٰهُمْ جَنَّٰتِ ٱلنَّعِيمِ ﴿٦٥﴾

    و اگر اهل کتاب ایمان می‌آوردند و پروا می‌کردند، قطعاً بدی‌هایشان را می‌پوشاندیم و نادیده می‌گرفتیم و حتماً آنها را به باغ‌های همواره پرنعمت وارد می‌ساختیم.

    Notes on the translation (2)
    • توضیح معنای «تکفیر عن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۷۱ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «نعیم» بر وزن فعیل، صفت مشبهه و بیانگر ثبات و دوام است، ولی «نعمة» فقط به جهت صدور آن از فاعل نظر دارد؛ لذا گفته می‌شود: «نعمة الله» یا «نعمة ربک» ولی «نعیم الله» کاربرد ندارد.
    Proposed in post #2755 · 31 Aug 2024
  66. 66

    وَلَوْ أَنَّهُمْ أَقَامُوا۟ ٱلتَّوْرَىٰةَ وَٱلْإِنجِيلَ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِم مِّن رَّبِّهِمْ لَأَكَلُوا۟ مِن فَوْقِهِمْ وَمِن تَحْتِ أَرْجُلِهِم ۚ مِّنْهُمْ أُمَّةٌۭ مُّقْتَصِدَةٌۭ ۖ وَكَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ سَآءَ مَا يَعْمَلُونَ ﴿٦٦﴾

    ولی اگر آنها تورات و انجیل و آنچه از جانب خداوندگارشان به‌سویشان فرو فرستاده شده بود را بر پا می‌داشتند، قطعاً از بالای سرشان و از زیر پاهایشان می‌خوردند؛ دسته‌ای از آنان با دقت و اعتدال عمل می‌کنند، ولی بسیاری از آنها بد است آنچه انجام می‌دهند.

    Notes on the translation (3)
    • «أکل» به‌معنی «خوردن» و کنایه از «برخوردار شدن» است و با توجه به اینکه در فارسی نیز از تعبیر «خوردن» برای این کنایه استفاده می‌شود، بهتر است در ترجمه نیز همان معنای مستقیم ذکر گردد.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۲۱۳ سورهٔ بقره توضیح داده شد که «أمّة» جایی که در مقایسه با دیگران یا بیان چند گروه به‌کار رود به‌معنی «دسته» است.
    • «مقتصد» از مادهٔ «قصد» به‌معنی «توجه به اقدامی خاص» است که در باب افتعال، مفهوم اختیار و انتخاب به آن افزوده می‌شود و برای کسی به‌کار می‌رود که «با دقت و اعتدال کاری را انجام دهد».
    Proposed in post #2760 · 24 Sept 2024
  67. 67

    ۞ يَٰٓأَيُّهَا ٱلرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ۖ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُۥ ۚ وَٱللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ ٱلنَّاسِ ۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿٦٧﴾

    ای فرستاده، آنچه از جانب خداوندگارت به‌سویت فرو فرستاده شده را ابلاغ کن؛ که اگر نکنی رسالتش را ابلاغ نکرده‌ای؛ و خدا تو را از مردم حفظ می‌کند. به‌راستی خدا گروه حق‌پوشان را راهبری نمی‌کند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2760 · 24 Sept 2024
  68. 68

    قُلْ يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَىْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا۟ ٱلتَّوْرَىٰةَ وَٱلْإِنجِيلَ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ ۗ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُم مَّآ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَٰنًۭا وَكُفْرًۭا ۖ فَلَا تَأْسَ عَلَى ٱلْقَوْمِ ٱلْكَٰفِرِينَ ﴿٦٨﴾

    بگو: «ای اهل کتاب، تا تورات و انجیل و آنچه از جانب خداوندگارتان به‌سویتان فرو فرستاده شده را بر پا ندارید، هیچ ارزشی نخواهید داشت.» و آنچه از جانب خداوندگارت به‌سوی تو فرو فرستاده شد، قطعاً بر گردنکشی و حق‌پوشی بسیاری از آنان خواهد افزود؛ پس بر حال گروه حق‌پوشان تأسف نخور.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2760 · 24 Sept 2024
  69. 69

    إِنَّ ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَٱلَّذِينَ هَادُوا۟ وَٱلصَّٰبِـُٔونَ وَٱلنَّصَٰرَىٰ مَنْ ءَامَنَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْءَاخِرِ وَعَمِلَ صَٰلِحًۭا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٦٩﴾

    به‌راستی کسانی که ایمان آورده و کسانی که یهودی شده‌اند و صابئی‌ها و نصرانی‌ها، هر کس به خدا و روز واپسین ایمان آورده و کار شایسته انجام داده باشد، نه هیچ بیمی بر ایشان می‌رود و نه اندوهگین می‌شوند.

    Notes on the translation (1)
    • با توجه به نکره بودن «خوف» در ترجمه از «هیچ» استفاده شد.
    Proposed in post #2760 · 24 Sept 2024
  70. 70

    لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَٰقَ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ وَأَرْسَلْنَآ إِلَيْهِمْ رُسُلًۭا ۖ كُلَّمَا جَآءَهُمْ رَسُولٌۢ بِمَا لَا تَهْوَىٰٓ أَنفُسُهُمْ فَرِيقًۭا كَذَّبُوا۟ وَفَرِيقًۭا يَقْتُلُونَ ﴿٧٠﴾

    قطعاً از بنی‌اسرائیل تعهد گرفته‌ایم و فرستادگانی را به‌سویشان فرستاده‌ایم، ولی هر گاه فرستاده‌ای چیزی برایشان می‌آورد که مطابق میلشان نبود، گروهی را تکذیب کرده و گروهی را می‌کشتند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2760 · 24 Sept 2024
  71. 71

    وَحَسِبُوٓا۟ أَلَّا تَكُونَ فِتْنَةٌۭ فَعَمُوا۟ وَصَمُّوا۟ ثُمَّ تَابَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمْ ثُمَّ عَمُوا۟ وَصَمُّوا۟ كَثِيرٌۭ مِّنْهُمْ ۚ وَٱللَّهُ بَصِيرٌۢ بِمَا يَعْمَلُونَ ﴿٧١﴾

    و پنداشتند که آشوبی نخواهد بود، پس کور و کر شدند؛ سپس خدا بر آنان رو آورد؛ باز بسیاری از آنان کور و کر شدند؛ و خدا به آنچه می‌کنند بیناست.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2763 · 29 Sept 2024
  72. 72

    لَقَدْ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْمَسِيحُ ٱبْنُ مَرْيَمَ ۖ وَقَالَ ٱلْمَسِيحُ يَٰبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبَّكُمْ ۖ إِنَّهُۥ مَن يُشْرِكْ بِٱللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِ ٱلْجَنَّةَ وَمَأْوَىٰهُ ٱلنَّارُ ۖ وَمَا لِلظَّٰلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍۢ ﴿٧٢﴾

    کسانی که گفتند: «خدا همان مسیح پسر مریم است» قطعاً حق‌پوشی کرده‌اند؛ این در حالی است که مسیح گفت: «ای بنی‌اسرائیل، خدا را بندگی کنید که خداوندگار من و خداوندگار شماست؛ حق چنین است که هر کس به خدا شرک بورزد، قطعاً خدا او را از بهشت محروم ساخته و منزلگاهش آتش است؛ و ستمگران را حامیانی نخواهد بود.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2763 · 29 Sept 2024
  73. 73

    لَّقَدْ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ ثَالِثُ ثَلَٰثَةٍۢ ۘ وَمَا مِنْ إِلَٰهٍ إِلَّآ إِلَٰهٌۭ وَٰحِدٌۭ ۚ وَإِن لَّمْ يَنتَهُوا۟ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿٧٣﴾

    کسانی که گفتند: «خدا سومی از سه‌تاست» قطعاً حق‌پوشی کرده‌اند؛ این در حالی است که هیچ معبودی نیست جز معبودی یگانه و اگر از آنچه می‌گویند دست بر ندارند، قطعاً آن کسانی از ایشان که حق‌پوشی کردند دچار عذابی دردناک خواهند شد.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2763 · 29 Sept 2024
  74. 74

    أَفَلَا يَتُوبُونَ إِلَى ٱللَّهِ وَيَسْتَغْفِرُونَهُۥ ۚ وَٱللَّهُ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿٧٤﴾

    پس چرا به درگاه خدا توبه نمی‌کنند و از او آمرزش نمی‌خواهند؟ با آنکه خدا آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (1)
    • «و» در «والله غفور رحیم» حالیه است.
    Proposed in post #2763 · 29 Sept 2024
  75. 75

    مَّا ٱلْمَسِيحُ ٱبْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌۭ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ ٱلرُّسُلُ وَأُمُّهُۥ صِدِّيقَةٌۭ ۖ كَانَا يَأْكُلَانِ ٱلطَّعَامَ ۗ ٱنظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ ٱلْءَايَٰتِ ثُمَّ ٱنظُرْ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ ﴿٧٥﴾

    مسیح پسر مریم کسی نبود جز فرستاده‌ای که پیش از او فرستادگان بودند و دورانشان سپری شد؛ و مادرش راست‌منش بود و هر دو غذا می‌خوردند. بنگر چگونه نشانه‌ها را برایشان روشن می‌کنیم، آن‌گاه بنگر چگونه زیر و رو می‌شوند!

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2763 · 29 Sept 2024
  76. 76

    قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ مَا لَا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّۭا وَلَا نَفْعًۭا ۚ وَٱللَّهُ هُوَ ٱلسَّمِيعُ ٱلْعَلِيمُ ﴿٧٦﴾

    بگو: «آیا به‌جای خدا چیزی را بندگی می‌کنید که نه اختیار زیانی را برای شما دارد و نه سودی؟ با آنکه خداست که شنوای داناست.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2767 · 8 Oct 2024
  77. 77

    قُلْ يَٰٓأَهْلَ ٱلْكِتَٰبِ لَا تَغْلُوا۟ فِى دِينِكُمْ غَيْرَ ٱلْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوٓا۟ أَهْوَآءَ قَوْمٍۢ قَدْ ضَلُّوا۟ مِن قَبْلُ وَأَضَلُّوا۟ كَثِيرًۭا وَضَلُّوا۟ عَن سَوَآءِ ٱلسَّبِيلِ ﴿٧٧﴾

    بگو: «ای اهل کتاب، در دینتان به ناحق زیاده‌روی نکنید و از هوس‌های گروهی که پیش از این گمراه شده‌اند و بسیاری را گمراه ساخته و میانهٔ راه گم کرده‌اند، پیروی نکنید.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2767 · 8 Oct 2024
  78. 78

    لُعِنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنۢ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ عَلَىٰ لِسَانِ دَاوُۥدَ وَعِيسَى ٱبْنِ مَرْيَمَ ۚ ذَٰلِكَ بِمَا عَصَوا۟ وَّكَانُوا۟ يَعْتَدُونَ ﴿٧٨﴾

    کسانی از بنی‌اسرائیل که حق‌پوشی کردند، بر زبان داود و عیسی پسر مریم نفرین شدند؛ آن به‌خاطر این بود که سرپیچی کرده و به حقوق دیگران تجاوز می‌کردند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2767 · 8 Oct 2024
  79. 79

    كَانُوا۟ لَا يَتَنَاهَوْنَ عَن مُّنكَرٍۢ فَعَلُوهُ ۚ لَبِئْسَ مَا كَانُوا۟ يَفْعَلُونَ ﴿٧٩﴾

    یکدیگر را از کار ناپسندی که انجام می‌دادند باز نمی‌داشتند؛ واقعاً چه بد بود آنچه می‌کردند.

    Notes on the translation (2)
    • دربارهٔ معنای «تناهی» میان لغت‌شناسان و مترجمان اختلاف نظر وجود دارد. برخی مفهوم اصلی آن را «باز ایستادن و دست برداشتن» و برخی معنای آن را «نهی کردن و باز داشتن یکدیگر» دانسته‌اند. به‌نظر می‌رسد بر اساس منابع لغت، هر دو معنا صحیح باشد، ولی با کنار هم قرار گرفتن مادهٔ «نهی» و «منکر»، و تناسب آن با «باز داشتن»، این ترجمه ترجیح پیدا می‌کند.
    • توضیح معنای «منکر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۴ سورهٔ آل‌عمران بیان شد.
    Proposed in post #2767 · 8 Oct 2024
  80. 80

    تَرَىٰ كَثِيرًۭا مِّنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ ۚ لَبِئْسَ مَا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنفُسُهُمْ أَن سَخِطَ ٱللَّهُ عَلَيْهِمْ وَفِى ٱلْعَذَابِ هُمْ خَٰلِدُونَ ﴿٨٠﴾

    بسیاری از آنان را می‌بینی که با رویگردان شدن به‌سوی کسانی که حق‌پوشی کردند، آنها را به‌عنوان گردانندهٔ امور بر می‌گزینند. واقعاً چه بد چیزی است خشم خدا بر آنان، که نفس‌هایشان از پیش برایشان فرستاده است، و ایشان در عذاب جاودانه‌اند.

    Notes on the translation (3)
    • توضیح و ارجاع لازم دربارهٔ معنی «تولّي» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۱ همین سوره ارائه شد.
    • تعبیر «قدمت لهم أنفسهم» از جهاتی شبیه «قدّمت أیدیهم» است که توضیح آن در ترجمهٔ آیهٔ ۹۵ سورهٔ بقره بیان شد.
    • «أن سَخِطَ الله» به تأویل مصدر می‌رود و معنایش «سَخَطُ الله» است که به‌عنوان مبتدای مؤخر یا خبر مبتدای محذوف در محل رفع قرار دارد و مصداق «ما قدمت» را بیان می‌کند و عبارت باید بر همان اساس ترجمه شود.
    Proposed in post #2767 · 8 Oct 2024
  81. 81

    وَلَوْ كَانُوا۟ يُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلنَّبِىِّ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِ مَا ٱتَّخَذُوهُمْ أَوْلِيَآءَ وَلَٰكِنَّ كَثِيرًۭا مِّنْهُمْ فَٰسِقُونَ ﴿٨١﴾

    و اگر به خدا و پیامبر و آنچه به‌سوی او فرو فرستاده شده ایمان آورده بودند، آنها را به‌عنوان گردانندهٔ امور بر نمی‌گزیدند؛ ولی بسیاری از آنها نابه‌کارند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2767 · 8 Oct 2024
  82. 82

    ۞ لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ ٱلنَّاسِ عَدَٰوَةًۭ لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱلْيَهُودَ وَٱلَّذِينَ أَشْرَكُوا۟ ۖ وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَّوَدَّةًۭ لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّا نَصَٰرَىٰ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَانًۭا وَأَنَّهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ ﴿٨٢﴾

    قطعاً دشمن‌ترین مردم نسبت به کسانی که ایمان آوردند را یهودیان و کسانی که شرک ورزیدند خواهی یافت و قطعاً نزدیک‌ترین آنها در دوستی با کسانی که ایمان آوردند را کسانی خواهی یافت که گفتند: «ما نصرانی هستیم». آن به‌این خاطر است که از میان آنها کشیشان و راهبانی هستند و به این خاطر است که آنها در پی بزرگی کردن نیستند.

    Notes on the translation (3)
    • «قسّیس» معرّب «قَسّیسا» در زبان سریانی است به‌معنی «عالم محقق و روحانی» که در فارسی به آن «کشیش» می‌گویند.
    • «رهبان» جمع «راهب» به‌معنی «خائف و عابد» است، ولی در فارسی خودش کاربرد بیشتری دارد.
    • «استکبار» در لغت به‌معنی «در پی بزرگی بودن یا بزرگی‌طلبی» است.
  83. 83

    وَإِذَا سَمِعُوا۟ مَآ أُنزِلَ إِلَى ٱلرَّسُولِ تَرَىٰٓ أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ ٱلدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا۟ مِنَ ٱلْحَقِّ ۖ يَقُولُونَ رَبَّنَآ ءَامَنَّا فَٱكْتُبْنَا مَعَ ٱلشَّٰهِدِينَ ﴿٨٣﴾

    و چون آنچه به‌سوی این فرستاده نازل شده است را بشنوند، چشمانشان را می‌بینی که به‌خاطر آنچه از حق شناخته‌اند، از اشک لبریز می‌شود و می‌گویند: «ای خداوندگار ما، ایمان آوردیم، پس ما را همراه گواهان مقرر فرما.

    Notes on the translation (3)
    • همه‌جا «انزال» را «فرو فرستادن» ترجمه کردیم، ولی اینجا به‌خاطر قرار گرفتن در کنار «فرستاده» که ترجمهٔ دقیق‌تر «رسول» است، تعبیر مشهور را به‌کار بردیم.
    • با توجه به معرفه بودن «الرسول» از «این» استفاده شد.
    • «فیض» به‌معنی «سرازیر شدن پس از پر شدن» است که در فارسی به آن «لبریز شدن» می‌گویند.
    Proposed in post #2771 · 17 Oct 2024
  84. 84

    وَمَا لَنَا لَا نُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَمَا جَآءَنَا مِنَ ٱلْحَقِّ وَنَطْمَعُ أَن يُدْخِلَنَا رَبُّنَا مَعَ ٱلْقَوْمِ ٱلصَّٰلِحِينَ ﴿٨٤﴾

    «و چرا نباید به خدا و آنچه از حقیقت نزد ما آمده است ایمان بیاوریم و طمع نداشته باشیم که خداوندگارمان ما را با گروه شایستگان وارد سازد؟

    Notes on the translation (1)
    • این ترجمه بر اساس عطف «نطمع» به «نؤمن» است؛ اما در صورت حالیه دانستن واو در «ونطمع» باید آن را «چرا نباید... ایمان بیاوریم در حالی که طمع داریم» ترجمه کنیم و اگر آن را عطف به «لا نؤمن» بدانیم، باید بگوییم: «چرا نباید... ایمان بیاوریم و طمع داریم». بر اساس ترجمهٔ پیشنهادی، ایمان و طمع ورود به بهشت به‌عنوان اموری که اقتضای عقلانیت است مطرح می‌شود، ولی در حالت دوم، مفهوم آیه می‌شود: «چرا با اینکه طمع داریم با شایستگان وارد بهشت شویم، ایمان نیاوریم؟» و در حالت سوم مفهوم این است: «چون ایمان می‌آوریم، طمع داریم خدا ما را با شایستگان وارد بهشت کند.»
    Proposed in post #2771 · 17 Oct 2024
  85. 85

    فَأَثَٰبَهُمُ ٱللَّهُ بِمَا قَالُوا۟ جَنَّٰتٍۢ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَآءُ ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿٨٥﴾

    پس خدا به‌خاطر آنچه گفتند، به آنها باغ‌هایی را پاداش داد که از زیرشان جوی‌ها روان است، در حالی که در آنها جاودانه خواهند بود؛ و آن است پاداش نیکوکاران.

    Notes on the translation (1)
    • «خالدین» حال از «هم» است.
    Proposed in post #2771 · 17 Oct 2024
  86. 86

    وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَٰتِنَآ أُو۟لَٰٓئِكَ أَصْحَٰبُ ٱلْجَحِيمِ ﴿٨٦﴾

    و کسانی که حق‌پوشی کردند و نشانه‌های ما را دروغ شمردند، چنین کسانی اهل دوزخ‌اند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2771 · 17 Oct 2024
  87. 87

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تُحَرِّمُوا۟ طَيِّبَٰتِ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوٓا۟ ۚ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يُحِبُّ ٱلْمُعْتَدِينَ ﴿٨٧﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چیزهای پاکیزه‌ای را که خدا برایتان حلال کرده است حرام مشمارید و به حقوق دیگران تجاوز نکنید که به‌راستی خدا تجاوزکاران را دوست ندارد.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2775 · 20 Oct 2024
  88. 88

    وَكُلُوا۟ مِمَّا رَزَقَكُمُ ٱللَّهُ حَلَٰلًۭا طَيِّبًۭا ۚ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِىٓ أَنتُم بِهِۦ مُؤْمِنُونَ ﴿٨٨﴾

    و از چیزهای حلال و پاکیزه‌ای که خدا روزیتان کرده است بخورید و از خدا که به او ایمان دارید پروا کنید.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2775 · 20 Oct 2024
  89. 89

    لَا يُؤَاخِذُكُمُ ٱللَّهُ بِٱللَّغْوِ فِىٓ أَيْمَٰنِكُمْ وَلَٰكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا عَقَّدتُّمُ ٱلْأَيْمَٰنَ ۖ فَكَفَّٰرَتُهُۥٓ إِطْعَامُ عَشَرَةِ مَسَٰكِينَ مِنْ أَوْسَطِ مَا تُطْعِمُونَ أَهْلِيكُمْ أَوْ كِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍۢ ۖ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَٰثَةِ أَيَّامٍۢ ۚ ذَٰلِكَ كَفَّٰرَةُ أَيْمَٰنِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ ۚ وَٱحْفَظُوٓا۟ أَيْمَٰنَكُمْ ۚ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمْ ءَايَٰتِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿٨٩﴾

    خدا شما را به‌خاطر بیهوده‌گویی در قسم‌هایتان مؤاخذه نمی‌کند، ولی به‌سبب پیمان‌های محکمی که با سوگند بسته‌اید بازخواستتان خواهد کرد. پس کفارهٔ آن، غذا دادن به ده بینواست از غذاهای متوسطی که به خانوادهٔ خود می‌دهید، یا پوشاندن آنها، یا آزاد کردن برده‌ای؛ اما اگر کسی پیدا نکرد، پس روزهٔ سه روز. آن کفارهٔ سوگندهای شماست وقتی قسم خوردید؛ و سوگندهایتان را پاس دارید. بدان‌سان خدا نشانه‌هایش را برایتان روشن می‌سازد، باشد که قدرشناسی کنید.

    Notes on the translation (5)
    Proposed in post #2775 · 20 Oct 2024
  90. 90

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْخَمْرُ وَٱلْمَيْسِرُ وَٱلْأَنصَابُ وَٱلْأَزْلَٰمُ رِجْسٌۭ مِّنْ عَمَلِ ٱلشَّيْطَٰنِ فَٱجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿٩٠﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، جز این نیست که شراب و قمار و سنگ‌های نصب‌شده به‌عنوان بت و چوب‌های بخت‌آزمایی، پلید و از کارهای شیطانی است؛ پس از آن دوری کنید، باشد که رستگار شوید.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2775 · 20 Oct 2024
  91. 91

    إِنَّمَا يُرِيدُ ٱلشَّيْطَٰنُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ ٱلْعَدَٰوَةَ وَٱلْبَغْضَآءَ فِى ٱلْخَمْرِ وَٱلْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ ٱللَّهِ وَعَنِ ٱلصَّلَوٰةِ ۖ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ ﴿٩١﴾

    جز این نیست که شیطان می‌خواهد از طریق شراب و قمار میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و از نماز باز دارد؛ پس آیا دست‌بردار هستید؟!

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2775 · 20 Oct 2024
  92. 92

    وَأَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُوا۟ ٱلرَّسُولَ وَٱحْذَرُوا۟ ۚ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا ٱلْبَلَٰغُ ٱلْمُبِينُ ﴿٩٢﴾

    و از خدا فرمان برید و از این فرستاده فرمان برید و بر حذر باشید؛ اما اگر رویگردان شدید، بدانید به‌راستی جز این نیست که وظیفهٔ فرستادهٔ ما رساندن آشکار پیام است.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2779 · 26 Oct 2024
  93. 93

    لَيْسَ عَلَى ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ جُنَاحٌۭ فِيمَا طَعِمُوٓا۟ إِذَا مَا ٱتَّقَوا۟ وَّءَامَنُوا۟ وَعَمِلُوا۟ ٱلصَّٰلِحَٰتِ ثُمَّ ٱتَّقَوا۟ وَّءَامَنُوا۟ ثُمَّ ٱتَّقَوا۟ وَّأَحْسَنُوا۟ ۗ وَٱللَّهُ يُحِبُّ ٱلْمُحْسِنِينَ ﴿٩٣﴾

    برای کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند، آنچه خورده‌اند انحرافی از حق به‌حساب نمی‌آید، البته در صورتی که پروا کنند و ایمان آورند و کارهای شایسته انجام دهند، سپس پروا کنند و ایمان آورند، و باز پروا داشته باشند و نیکوکاری کنند؛ و خدا نیکوکاران را دوست دارد.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2779 · 26 Oct 2024
  94. 94

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَيَبْلُوَنَّكُمُ ٱللَّهُ بِشَىْءٍۢ مِّنَ ٱلصَّيْدِ تَنَالُهُۥٓ أَيْدِيكُمْ وَرِمَاحُكُمْ لِيَعْلَمَ ٱللَّهُ مَن يَخَافُهُۥ بِٱلْغَيْبِ ۚ فَمَنِ ٱعْتَدَىٰ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَلَهُۥ عَذَابٌ أَلِيمٌۭ ﴿٩٤﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، خدا قطعاً شما را با چیزی از شکار که دستان و نیزه‌هاتان به آن می‌رسد خواهد آزمود، تا آن کس را که در نهان از او بیم دارد، بشناسد؛ پس هر کس پس از آن به حقوق دیگران تجاوز کند، عذابی دردناک خواهد داشت.

    Notes on the translation (2)
    Proposed in post #2779 · 26 Oct 2024
  95. 95

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَقْتُلُوا۟ ٱلصَّيْدَ وَأَنتُمْ حُرُمٌۭ ۚ وَمَن قَتَلَهُۥ مِنكُم مُّتَعَمِّدًۭا فَجَزَآءٌۭ مِّثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ ٱلنَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِۦ ذَوَا عَدْلٍۢ مِّنكُمْ هَدْيًۢا بَٰلِغَ ٱلْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّٰرَةٌۭ طَعَامُ مَسَٰكِينَ أَوْ عَدْلُ ذَٰلِكَ صِيَامًۭا لِّيَذُوقَ وَبَالَ أَمْرِهِۦ ۗ عَفَا ٱللَّهُ عَمَّا سَلَفَ ۚ وَمَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ ٱللَّهُ مِنْهُ ۗ وَٱللَّهُ عَزِيزٌۭ ذُو ٱنتِقَامٍ ﴿٩٥﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، در حالی که مُحرم هستید شکار را نکشید؛ و هر کس از شما آن را عمداً بکشد، پس مجازاتی همانند آنچه کشته است، از قبیل دامی که دو فرد دارای عدالت از میان شما به آن حکم کنند، به‌عنوان قربانیِ روانه‌شده، به کعبه رسانده شود، یا کفاره‌ای که خوراک بینوایانی باشد، یا معادل آن، روزه‌ای، تا سنگینی کارش را بچشد. خدا از آنچه قبلاً واقع شده است در گذشت؛ و هر کس تکرار کند، خدا او را مؤاخذه خواهد کرد؛ و خدا عزتمند و اهل مؤاخذه است.

    Notes on the translation (6)
    Proposed in post #2779 · 26 Oct 2024
  96. 96

    أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ ٱلْبَحْرِ وَطَعَامُهُۥ مَتَٰعًۭا لَّكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ ۖ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ ٱلْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُمًۭا ۗ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ ٱلَّذِىٓ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٩٦﴾

    شکار دریا و خوراکی آن برای شما حلال شده است تا شما و کاروانیان بهره‌ای داشته باشید، و تا زمانی که محرم هستید شکار خشکی بر شما حرام است؛ و از خدا که به‌سوی او بر انگیخته و گرد آورده خواهید شد، پروا کنید.

    Notes on the translation (2)
    • «سیّارة» صیغهٔ مبالغهٔ مؤنث از مادهٔ «سیر»، صفتی است برای موصوف محذوفی چون «طائفة» یا «جماعة» که برای اشاره به «گروهی که سیر و سیاحت می‌کنند» به‌کار می‌رود. رایج‌ترین تعبیر برای این مفهوم در فارسی واژهٔ «کاروان» یا «کاروانیان» است.
    • توضیح معنای «حشر» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۳ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2779 · 26 Oct 2024
  97. 97

    ۞ جَعَلَ ٱللَّهُ ٱلْكَعْبَةَ ٱلْبَيْتَ ٱلْحَرَامَ قِيَٰمًۭا لِّلنَّاسِ وَٱلشَّهْرَ ٱلْحَرَامَ وَٱلْهَدْىَ وَٱلْقَلَٰٓئِدَ ۚ ذَٰلِكَ لِتَعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِى ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِى ٱلْأَرْضِ وَأَنَّ ٱللَّهَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ ﴿٩٧﴾

    خدا کعبه، آن خانهٔ محترم را و ماه حرام و قربانی روانه‌شده و قربانی نشان‌دار را مایهٔ برپا بودن مردم قرار داد. آن بدین‌خاطر است که بدانید خدا آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است می‌داند و خدا به هر چیزی داناست.

    Notes on the translation (3)
    Proposed in post #2785 · 10 Nov 2024
  98. 98

    ٱعْلَمُوٓا۟ أَنَّ ٱللَّهَ شَدِيدُ ٱلْعِقَابِ وَأَنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ ﴿٩٨﴾

    بدانید قطعاً خدا پیامدهای سختی را در نظر می‌گیرد و قطعاً خدا آمرزنده و مهربان است.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2785 · 10 Nov 2024
  99. 99

    مَّا عَلَى ٱلرَّسُولِ إِلَّا ٱلْبَلَٰغُ ۗ وَٱللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ ﴿٩٩﴾

    این فرستاده وظیفه‌ای جز رساندن پیام ندارد و خدا آنچه را آشکار می‌کنید و آنچه را کتمان می‌کنید می‌داند.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2785 · 10 Nov 2024
  100. 100

    قُل لَّا يَسْتَوِى ٱلْخَبِيثُ وَٱلطَّيِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ ٱلْخَبِيثِ ۚ فَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ يَٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَٰبِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿١٠٠﴾

    بگو: «پلید و پاکیزه یکسان نیستند؛ اگرچه فراوانی پلید تو را به شگفت آورد. پس ای صاحب‌دلان، از خدا پروا کنید، باشد که رستگار شوید.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2785 · 10 Nov 2024
  101. 101

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَسْـَٔلُوا۟ عَنْ أَشْيَآءَ إِن تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَإِن تَسْـَٔلُوا۟ عَنْهَا حِينَ يُنَزَّلُ ٱلْقُرْءَانُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا ٱللَّهُ عَنْهَا ۗ وَٱللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌۭ ﴿١٠١﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، دربارهٔ چیزهایی که اگر برایتان روشن شود، ناخرسندتان می‌کند، نپرسید. و اگر در هنگامی که قرآن فرو فرستاده می‌شود، دربارهٔ آنها بپرسید، برایتان روشن خواهد شد. خدا از آن در گذشت؛ و خدا آمرزنده و بردبار است.

    Notes on the translation (1)
    • «تسؤکم» فعلی متعدی است که برای بیان مفهوم «از بین بردن خوشی و خرسندی» به‌کار می‌رود.
    Proposed in post #2785 · 10 Nov 2024
  102. 102

    قَدْ سَأَلَهَا قَوْمٌۭ مِّن قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا۟ بِهَا كَٰفِرِينَ ﴿١٠٢﴾

    همانا گروهی پیش از شما آنها را پرسیدند، سپس به آنها کافر شدند.

    Notes on the translation (3)
    • هر دو ضمیر «ها» به «اشیاء» باز می‌گردد، لذا باید به‌صورت جمع ترجمه شود.
    • اگرچه همه‌جا «کفر» را «حق‌پوشی» ترجمه کرده‌ایم، ولی با توجه به اینکه تعبیر «حق‌پوش شدن» در فارسی به‌کار نمی‌رود، اینجا از همان تعبیر مشهور «کافر شدن» استفاده می‌کنیم.
    • برخی از مترجمان «ثم اصبحوا بها کافرین» را با تعابیری شبیه «سپس به‌سبب این پرسش‌ها کافر شدند» ترجمه کرده‌اند؛ اما به‌نظر می‌رسد اگر منظور آیه این بود که خود پرسیدن موجب کافر شدن است، نیازی به آمدن «ثم أصبحوا» نبود.
    Proposed in post #2785 · 10 Nov 2024
  103. 103

    مَا جَعَلَ ٱللَّهُ مِنۢ بَحِيرَةٍۢ وَلَا سَآئِبَةٍۢ وَلَا وَصِيلَةٍۢ وَلَا حَامٍۢ ۙ وَلَٰكِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ يَفْتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلْكَذِبَ ۖ وَأَكْثَرُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ ﴿١٠٣﴾

    خدا هیچ شتر زایا و شتر رها و گوسفند ملحق‌شده و شتر حمایت‌شده‌ای قرار نداده است؛ ولی کسانی که حق‌پوشی کردند بر خدا دروغ می‌بندند و بیشترشان درک نمی‌کنند.

    Notes on the translation (6)
    • «من» برای تأکید و فراگیری نفی است و با «هیچ» ترجمه شد.
    • «بحیرة» به‌معنی «ماده شتری که ده بار زاییده باشد» است که به‌تناسب مفهوم مادهٔ «بحر» که بر «گستردگی و فراوانی» دلالت دارد، برای اشاره به این حیوان بسیار زایا به‌کار می‌رفته است که در جاهلیت خوردن آن را حرام می‌دانسته‌اند.
    • «سائبة» از مادهٔ «سیب» به‌معنی «جریان و حرکت آزاد» است و به‌عنوان اصطلاحی برای «شتری که به‌خاطر نذر یا داشتن فرزند یا دلیلی دیگر، آزاد گذاشته می‌شده و از شیر و گوشت و سواری آن استفاده نمی‌کرده‌اند» به‌کار می‌رفته است.
    • «وصیلة» در لغت به‌معنی «وصل‌شده یا ملحق‌شده» است و برای «گوسفندی که با الحاقش به گوسفندی دیگر، ذبحش را حرام می‌دانستند» به‌کار می‌رفته است.
    • «حام» یا «حامي» در اصل به‌معنی «حمایت‌کننده و نگه‌دارنده یا در اوج حرارت» است و برای «شتر نری که به پایان دوران باروری و خدماتش رسیده» به‌کار می‌رود. این کاربرد شاید به‌تناسب رسیدن به آخرین درجهٔ حمایتگری یا حرارت در باروری باشد و شاید از باب کاربرد اسم فاعل در معنای مفعولی باشد و برای شتری که تحت حمایت و نگهداری قرار می‌گرفته، تعبیر «حمایت‌شده» به‌کار رفته است.
    • فعل «عقل» به‌معنی «درک کردن» است و نه «اندیشیدن» یا «خرد داشتن».
    Proposed in post #2791 · 29 Nov 2024
  104. 104

    وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا۟ إِلَىٰ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ وَإِلَى ٱلرَّسُولِ قَالُوا۟ حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ ءَابَآءَنَآ ۚ أَوَلَوْ كَانَ ءَابَآؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْـًۭٔا وَلَا يَهْتَدُونَ ﴿١٠٤﴾

    و چون به آنها گفته شود: «به‌سوی آنچه خدا فرو فرستاده و به‌سوی پیامبر آیید»، گویند: «آنچه پدران خود را بر آن یافته‌ایم ما را بس است.» آیا هر چند که پدرانشان چیزی نمی‌دانستند و راه نیافته بودند؟!

    Notes on the translation (1)
    • همه‌جا «رسول» را «فرستاده» ترجمه کردیم، ولی اینجا به‌خاطر قرار گرفتن در کنار «فرو فرستادن» که ترجمهٔ دقیق‌تر «انزال» است از تعبیر مشهور «پیامبر» استفاده شد.
    Proposed in post #2791 · 29 Nov 2024
  105. 105

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ عَلَيْكُمْ أَنفُسَكُمْ ۖ لَا يَضُرُّكُم مَّن ضَلَّ إِذَا ٱهْتَدَيْتُمْ ۚ إِلَى ٱللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًۭا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿١٠٥﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به خودتان بپردازید؛ هر گاه شما راه یافته باشید، هر که گمراه شود به شما زیانی نمی‌رساند. بازگشت همگی شما به‌سوی خداست، آن‌گاه آنچه را می‌کردید به شما خبر خواهد داد.

    Notes on the translation (1)
    • ترجمهٔ «علیکم أنفسکم» به‌صورت تحت‌اللفظی «بر شما باد خودتان» است؛ ولی منظور از آن ضرورت رسیدگی و مراقبت نسبت به خود و با توجه به ادامهٔ آیه، ضرورت پرداختن و توجه به خود به‌جای دیگران است.
    Proposed in post #2791 · 29 Nov 2024
  106. 106

    يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ شَهَٰدَةُ بَيْنِكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ ٱلْمَوْتُ حِينَ ٱلْوَصِيَّةِ ٱثْنَانِ ذَوَا عَدْلٍۢ مِّنكُمْ أَوْ ءَاخَرَانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنتُمْ ضَرَبْتُمْ فِى ٱلْأَرْضِ فَأَصَٰبَتْكُم مُّصِيبَةُ ٱلْمَوْتِ ۚ تَحْبِسُونَهُمَا مِنۢ بَعْدِ ٱلصَّلَوٰةِ فَيُقْسِمَانِ بِٱللَّهِ إِنِ ٱرْتَبْتُمْ لَا نَشْتَرِى بِهِۦ ثَمَنًۭا وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَىٰ ۙ وَلَا نَكْتُمُ شَهَٰدَةَ ٱللَّهِ إِنَّآ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلْءَاثِمِينَ ﴿١٠٦﴾

    ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر گاه مرگ یکی از شما فرا رسید، گواهیِ میان شما در هنگام وصیت، دو فرد عادل از خودتان باشد؛ یا اگر در سفر بودید و دچار مصیبت مرگ شدید، دو شخص دیگر از غیر خودتان. و اگر به شک افتادید، آن دو را پس از نماز نگه می‌دارید، آن‌گاه به خدا سوگند می‌خورند که: «حتی اگر خویشاوند باشد، در مقابلش هیچ بهایی نمی‌ستانیم، و گواهی خدا را کتمان نمی‌کنیم که در این صورت ما قطعاً از کوتاهی‌کنندگان خواهیم بود.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2791 · 29 Nov 2024
  107. 107

    فَإِنْ عُثِرَ عَلَىٰٓ أَنَّهُمَا ٱسْتَحَقَّآ إِثْمًۭا فَـَٔاخَرَانِ يَقُومَانِ مَقَامَهُمَا مِنَ ٱلَّذِينَ ٱسْتَحَقَّ عَلَيْهِمُ ٱلْأَوْلَيَٰنِ فَيُقْسِمَانِ بِٱللَّهِ لَشَهَٰدَتُنَآ أَحَقُّ مِن شَهَٰدَتِهِمَا وَمَا ٱعْتَدَيْنَآ إِنَّآ إِذًۭا لَّمِنَ ٱلظَّٰلِمِينَ ﴿١٠٧﴾

    اما اگر یک‌باره مشخص شد که آن‌دو سزاوار عنوان کوتاهی کردن شده‌اند، پس دو فرد دیگر، از میان کسانی که آن دو نفر اول، استحقاق چنان عنوانی را علیه آنها پیدا کرده بودند، به‌جای آنان قرار می‌گیرند؛ آن‌گاه به خدا سوگند می‌خورند که: «گواهی ما قطعاً از گواهی آن‌دو درست‌تر است و از حق تجاوز نکرده‌ایم، که در این صورت، به‌راستی از ستمگران خواهیم بود.

    Notes on the translation (3)
    • مادهٔ «عثر» به‌معنی «سقوط و وقوع یک‌باره و بدون مقدمه» است که در موضوعات گوناگونی همچون افتادن بر زمین یا آگاهی یافتن به‌کار می‌رود.
    • «استحقاق» در اصل به‌معنی «طلب ثبوت و تحقق» است و معمولاً در جایی به‌کار می‌رود که کسی یا چیزی «سزاوار ویژگی یا عنوانی خاص» باشد. بنا بر این ترجمهٔ آن به «ارتکاب» توسط اغلب مترجمان، ترجمهٔ دقیقی به‌نظر نمی‌رسد.
    • «الأولیان» در روایت‌های دیگر به‌صورت «الأوّلان»، «الأوّلَینِ» و «الأوّلِینَ» نیز خوانده شده؛ همان‌گونه که «استَحَقَّ علیهم» را به‌صورت مجهول «استُحُقَّ علیهم» نیز خوانده‌اند که در نظر گرفتن این احتمالات، معانی گوناگون و پیچیده‌ای را برای این آیه ایجاد می‌کند. دربارهٔ نقش «الأولیان» که در قرائت مشهور حفص آمده نیز احتمالات گوناگونی وجود دارد که این آیه را به یکی از دشوارترین آیات قرآن تبدیل می‌کند. در مجموع به‌نظر می‌رسد سرراست‌ترین معنا را در حالتی می‌توان به‌دست آورد که این واژه را «الأوّلان» بخوانیم یا معنا کنیم و آن را فاعل «استَحَقَّ علیهم» در نظر بگیریم؛ یعنی دو فرد جایگزین، از میان کسانی باشند که آن دو شاهد نخست دربارهٔ آنها کوتاهی و ستم کرده‌اند و مستحق چنین عنوانی شناخته شده‌اند.
    Proposed in post #2798 · 3 Dec 2024
  108. 108

    ذَٰلِكَ أَدْنَىٰٓ أَن يَأْتُوا۟ بِٱلشَّهَٰدَةِ عَلَىٰ وَجْهِهَآ أَوْ يَخَافُوٓا۟ أَن تُرَدَّ أَيْمَٰنٌۢ بَعْدَ أَيْمَٰنِهِمْ ۗ وَٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ وَٱسْمَعُوا۟ ۗ وَٱللَّهُ لَا يَهْدِى ٱلْقَوْمَ ٱلْفَٰسِقِينَ ﴿١٠٨﴾

    آن برای اینکه گواهی را به‌صورت درستش ادا کنند یا بیم داشته باشند که پس از سوگندهایشان سوگندهایی باز گردانده شود، مناسب‌تر است. و از خدا پروا کنید و بشنوید؛ و خدا گروه نابه‌کاران را راهبری نمی‌کند.

    Notes on the translation (3)
    • «أدنی» در لغت به‌معنی «نزدیک‌تر و پایین‌تر» است، ولی در کاربردهای قرآنی بسته به محتوای جمله، مفاهیم مختلفی چون «نزدیک‌تر، پایین‌تر، پست‌تر، بهتر، مناسب‌تر و کمتر» را بیان می‌کند.
    • معنای «هدایت» در ترجمهٔ آیهٔ ششم سورهٔ حمد بیان شد.
    • معنای «فاسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
    Proposed in post #2798 · 3 Dec 2024
  109. 109

    ۞ يَوْمَ يَجْمَعُ ٱللَّهُ ٱلرُّسُلَ فَيَقُولُ مَاذَآ أُجِبْتُمْ ۖ قَالُوا۟ لَا عِلْمَ لَنَآ ۖ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّٰمُ ٱلْغُيُوبِ ﴿١٠٩﴾

    روزی که خدا فرستادگان را گرد می‌آورد و می‌گوید: «چه پاسخی به شما داده شد؟» گویند: «ما اطلاعی نداریم؛ به‌راستی این تویی که به همهٔ امور پنهانی بسیار دانایی.

    Notes on the translation (2)
    • «لا علم لنا» به‌معنی «ما هیچ علمی نداریم» است، ولی در فارسی روزمره برای بیان این مفهوم از تعبیر «اطلاعی نداریم» استفاده می‌شود.
    • در ترجمهٔ آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء توضیح لازم دربارهٔ معنای «غیب» ارائه شد.
    Proposed in post #2798 · 3 Dec 2024
  110. 110

    إِذْ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَى ٱبْنَ مَرْيَمَ ٱذْكُرْ نِعْمَتِى عَلَيْكَ وَعَلَىٰ وَٰلِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ ٱلْقُدُسِ تُكَلِّمُ ٱلنَّاسَ فِى ٱلْمَهْدِ وَكَهْلًۭا ۖ وَإِذْ عَلَّمْتُكَ ٱلْكِتَٰبَ وَٱلْحِكْمَةَ وَٱلتَّوْرَىٰةَ وَٱلْإِنجِيلَ ۖ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ ٱلطِّينِ كَهَيْـَٔةِ ٱلطَّيْرِ بِإِذْنِى فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًۢا بِإِذْنِى ۖ وَتُبْرِئُ ٱلْأَكْمَهَ وَٱلْأَبْرَصَ بِإِذْنِى ۖ وَإِذْ تُخْرِجُ ٱلْمَوْتَىٰ بِإِذْنِى ۖ وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُم بِٱلْبَيِّنَٰتِ فَقَالَ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ مِنْهُمْ إِنْ هَٰذَآ إِلَّا سِحْرٌۭ مُّبِينٌۭ ﴿١١٠﴾

    آن‌گاه که خدا گفت: «ای عیسی پسر مریم، نعمتم را که بر تو و مادرت بخشیدم یاد کن؛ آن‌گاه که تو را با روح القدس پشتیبانی کردم و در گهواره و بزرگسالی با مردم سخن می‌گفتی و آن‌گاه که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم و آن‌گاه که به اذن من از گل همچون شکل پرنده را می‌آفریدی و در آن می‌دمیدی و به اذن من به پرنده‌ای تبدیل می‌شد و کور مادرزاد و مبتلای به پیسی را به اذن من درمان می‌کردی و آن‌گاه که مردگان را به اذن من بیرون می‌آوردی و آن‌گاه که دست بنی‌اسرائیل را از تو کوتاه کردم، وقتی برایشان دلایل روشن آوردی؛ ولی کسانی از آنان که حق‌پوشی کردند گفتند: «این جز جادویی آشکار نیست.»

    Notes on the translation (4)
    • توضیح ترکیب «نعمت» و «علی» در ترجمهٔ آیهٔ ۷ سورهٔ حمد بیان شد.
    • معنای «تأیید» و دلیل ترجمه نشدن «روح القدس» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۷ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
    • مادهٔ «کهل» به‌معنی «رسیدن به توانمندی در قوای جسمی و روحی» است که معمولاً بین حدود بیست‌سالگی تا سی‌سالگی به‌دست می‌آید. از آنجا که این واژه در مقابل طفولیت به‌کار رفته، منظور از آن «بزرگسالی» و رسیدن به توانایی‌های آن است و نه «میانسالی» یا دوره‌ای خاص از عمر.
    • معنای «ابراء» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۹ سورهٔ ال‌عمران بیان شد.
    Proposed in post #2805 · 11 Dec 2024
  111. 111

    وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى ٱلْحَوَارِيِّۦنَ أَنْ ءَامِنُوا۟ بِى وَبِرَسُولِى قَالُوٓا۟ ءَامَنَّا وَٱشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ ﴿١١١﴾

    و آن‌گاه که به حواریان وحی کردم: «به من و به فرستاده‌ام ایمان آورید»؛ گفتند: «ایمان آوردیم و شاهد باش که ما تسلیم حقیم.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2805 · 11 Dec 2024
  112. 112

    إِذْ قَالَ ٱلْحَوَارِيُّونَ يَٰعِيسَى ٱبْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَن يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَآئِدَةًۭ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ ۖ قَالَ ٱتَّقُوا۟ ٱللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١١٢﴾

    آن‌گاه که حواریان گفتند: «ای عیسی پسر مریم، آیا خداوندگارت می‌تواند از آسمان خوانی از غذا بر ما فرو فرستد؟» گفت: «اگر مؤمن‌اید از خدا پروا کنید.

    Notes on the translation (1)
    • «مائدة» به‌معنی «سفره یا خوان حاوی غذا» است.
    Proposed in post #2805 · 11 Dec 2024
  113. 113

    قَالُوا۟ نُرِيدُ أَن نَّأْكُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَن قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَكُونَ عَلَيْهَا مِنَ ٱلشَّٰهِدِينَ ﴿١١٣﴾

    گفتند: «می‌خواهیم از آن بخوریم و دل‌هایمان آرام گیرد و بدانیم که به ما راست گفته‌ای و از گواهان بر آن باشیم.

    Proposed in post #2805 · 11 Dec 2024
  114. 114

    قَالَ عِيسَى ٱبْنُ مَرْيَمَ ٱللَّهُمَّ رَبَّنَآ أَنزِلْ عَلَيْنَا مَآئِدَةًۭ مِّنَ ٱلسَّمَآءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًۭا لِّأَوَّلِنَا وَءَاخِرِنَا وَءَايَةًۭ مِّنكَ ۖ وَٱرْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ ٱلرَّٰزِقِينَ ﴿١١٤﴾

    عیسی پسر مریم گفت: «خدایا، ای خداوندگار ما، از آسمان خوانی از غذا بر ما فرو فرست تا عیدی برای ما، برای اول و آخرمان، و نشانه‌ای از جانب تو باشد و به ما روزی بده که تو بهترین روزی‌دهندگانی.

    Notes on the translation (1)
    • «اللّهمّ» همان «یا الله» است که حرف ندای آن به میم تبدیل شده است.
    Proposed in post #2805 · 11 Dec 2024
  115. 115

    قَالَ ٱللَّهُ إِنِّى مُنَزِّلُهَا عَلَيْكُمْ ۖ فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنِّىٓ أُعَذِّبُهُۥ عَذَابًۭا لَّآ أُعَذِّبُهُۥٓ أَحَدًۭا مِّنَ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿١١٥﴾

    خدا گفت: «به‌راستی من فرو فرستندهٔ آن بر شمایم؛ ولی پس از آن هر کس از شما حق‌پوشی کند، قطعاً او را عذابی خواهم کرد که هیچ‌یک از جهانیان را آن‌گونه عذاب نمی‌کنم.

    Notes on the translation (1)
    • استفاده از «منزّل» به‌صورت اسم فاعل بیانگر قطعیت و تحقق موضوع است و این نکته باید در ترجمه لحاظ شود. البته در برخی روایات قرآن، به‌جای این واژه «سأنزّلها» خوانده شده است که در آن صورت باید «آن را فرو خواهم فرستاد» ترجمه کرد.
    Proposed in post #2805 · 11 Dec 2024
  116. 116

    وَإِذْ قَالَ ٱللَّهُ يَٰعِيسَى ٱبْنَ مَرْيَمَ ءَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ ٱتَّخِذُونِى وَأُمِّىَ إِلَٰهَيْنِ مِن دُونِ ٱللَّهِ ۖ قَالَ سُبْحَٰنَكَ مَا يَكُونُ لِىٓ أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِى بِحَقٍّ ۚ إِن كُنتُ قُلْتُهُۥ فَقَدْ عَلِمْتَهُۥ ۚ تَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِى وَلَآ أَعْلَمُ مَا فِى نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّٰمُ ٱلْغُيُوبِ ﴿١١٦﴾

    و آن‌گاه که خدا گفت: «ای عیسی پسر مریم، آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به‌عنوان دو معبود به‌جای خدا بر گیرید؟» گفت: «تو پاک و منزهی، مرا نسزد چیزی بگویم که برایم درست نیست. اگر چنین گفته بودم قطعاً آن را می‌دانستی. تو آنچه را در درون من است می‌دانی، ولی من آنچه را در توست نمی‌دانم. به‌راستی این تویی که به همهٔ امور پنهانی بسیار دانایی.

    Notes on the translation (2)
    • «ما یکون لي» به‌صورت تحت‌اللفظی به‌معنی «برای من نیست» یا «آن را ندارم» است، ولی منظور از آن در اینجا «حق ندارم» یا «اجازه ندارم» است.
    • «نفس» به‌معنی «خود» است و نه «ذات»، «جان»، «روح» و دیگر تعابیری که مترجمان استفاده کرده‌اند.
    Proposed in post #2810 · 16 Dec 2024
  117. 117

    مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَآ أَمَرْتَنِى بِهِۦٓ أَنِ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبَّكُمْ ۚ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًۭا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ ۖ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِى كُنتَ أَنتَ ٱلرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنتَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ شَهِيدٌ ﴿١١٧﴾

    جز آنچه مرا بدان فرمان دادی به آنها نگفتم: اینکه خدا را، که خداوندگار من و خداوندگار شماست، بندگی کنید؛ و تا وقتی در میانشان حضور داشتم، شاهدی بر آنان بودم؛ اما هنگامی که جانم را گرفتی، خودت مراقبشان بودی و تو بر هر چیزی گواهی.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2810 · 16 Dec 2024
  118. 118

    إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ ۖ وَإِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ ٱلْعَزِيزُ ٱلْحَكِيمُ ﴿١١٨﴾

    اگر عذابشان کنی که به‌راستی بندگانت هستند، و اگر آنها را بیامرزی، این تویی که به‌راستی عزتمند و فرزانه‌ای.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2810 · 16 Dec 2024
  119. 119

    قَالَ ٱللَّهُ هَٰذَا يَوْمُ يَنفَعُ ٱلصَّٰدِقِينَ صِدْقُهُمْ ۚ لَهُمْ جَنَّٰتٌۭ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا ٱلْأَنْهَٰرُ خَٰلِدِينَ فِيهَآ أَبَدًۭا ۚ رَّضِىَ ٱللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا۟ عَنْهُ ۚ ذَٰلِكَ ٱلْفَوْزُ ٱلْعَظِيمُ ﴿١١٩﴾

    خدا گفت: «این روزی است که صداقت راستگویان به آنها سود می‌بخشد؛ باغ‌هایی دارند که از زیرشان جوی‌ها روان است، در حالی که برای همیشه در آنها جاودانه خواهند بود؛ خدا از آنان خشنود است و آنها از او خشنودند؛ آن است کامیابی سترگ.

    Notes on the translation (1)
    Proposed in post #2810 · 16 Dec 2024
  120. 120

    لِلَّهِ مُلْكُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَمَا فِيهِنَّ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ قَدِيرٌۢ ﴿١٢٠﴾

    زمامداری آسمان‌ها و زمین و آنچه در آنهاست تنها از آنِ خداست و خدا بر هر کاری تواناست.

    Notes on the translation (2)
    • مقدم شدن «لله» بر مبتدا بیانگر نوعی انحصار است.
    • «شيء» به‌معنی «چیز» است، ولی با توجه به سیاق و کاربردش در فارسی اینجا باید «کار» ترجمه شود.
    Proposed in post #2810 · 16 Dec 2024

Arabic text: Tanzil Project (Uthmani), used under its licence.

Try

Tips

  • Vowel marks are optional: الرحمن finds ٱلرَّحْمَٰنِ.
  • Put words in quotes for an exact phrase.
  • Jump to a verse with 2:255 or “Baqarah 255”.