ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۶ تا ۱۰ سورهٔ نساء
وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا ﴿۶﴾
و یتیمان را بیازمایید تا وقتی که به حد ازدواج رسیدند، اگر از نزدیک، توانی برای تشخیص خوب و بد در آنها یافتید، داراییهایشان را در اختیارشان بگذارید و آن را از بیم اینکه بزرگ شوند، با زیادهروی و شتابان نخورید. و هر کس توانگر است باید خویشتنداری کند و آن که نیازمند است، طبق عرف بخورد. و هر گاه داراییهایشان را در اختیارشان گذاشتید، بر آنان گواه بگیرید؛ و خدا برای حسابرسی کافی است.
«آنستم» از باب «ایناس» بهمعنی «ارتباط نزدیک و خو گرفتن» است و وقتی با «من» بهکار رود، مفهوم «پی بردن به چیزی از طریق ارتباط نزدیک» را میرساند.
توضیح معنای «رشد» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵۶ سورهٔ بقره گذشت.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵۱ سورهٔ بقره بیان شد، «دفع» بهمعنی «جلوگیری» است؛ البته وقتی با «الی» بهکار میرود معنای «واگذار کردن و در اختیار گذاشتن» را میرساند؛ زیرا در واقع بهمعنی «واگذار کردن حق جلوگیری و نگهداری» به دیگری است.
«بدار» مصدر و بهمعنی «مبادرت کردن و اقدام سریع» است.
لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا ﴿۷﴾
مردان از آنچه والدین و نزدیکان باقی میگذارند سهمی مشخص دارند و زنان نیز از آنچه والدین و نزدیکان باقی میگذارند سهمی مشخص دارند؛ سهمی مشخص و تعیینشده از آنچه کم باشد یا زیاد.
«نصیب» بهمعنی «نصب و ثبت شده» و کنایه از «اندازهگیری و مشخص شده» است.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۷ سورهٔ بقره گذشت، «فرض» بهمعنی «تقدیر و تعیین چیزی» است و «مفروض» یعنی «چیزی که اندازهٔ آن تعیین شده است».
وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُو الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا ﴿۸﴾
و آنگاه که نزدیکان و یتیمان و بینوایان در تقسیم حضور یافتند، از آن روزیشان دهید و به شیوهای عرفپسند با آنان سخن بگویید.
توضیح معنای «مسکین» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۳ سورهٔ بقره گذشت.
وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا ﴿۹﴾
و کسانی که اگر از پسِ خود دودمانی ناتوان باقی بگذارند بر آنها بیم دارند، باید بترسند و از خدا پروا کنند و سخنی استوار بگویند.
معنای «خشیت» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۰ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
توضیح معنای «ذریة» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ بقره گذشت و همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۳۸ سورهٔ آلعمران تأکید شد، این واژه را باید همهجا یکسان معنی کرد.
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا ﴿۱۰﴾
بهراستی کسانی که ستمکارانه داراییهای یتیمان را میخورند، جز این نیست که در شکمهایشان آتشی را میخورند و بهزودی در معرض برافروختهای سوزان قرار خواهند گرفت.
«یصلون» از مادهٔ «صلي» بهمعنی «در معرض آتش قرار گرفتن» است و در زبان عربی از همین ماده برای «بریان شدن» و مانند آن نیز استفاده میشود؛ ولی اغلب مترجمان آن را «وارد آتش شدن» ترجمه کردهاند که علاوه بر دقیق نبودن، نادیده گرفتن تفاوت این ماده با مادهٔ «دخل» است.
«سعیر» به «هر چیزی که داغ و برافروخته باشد» گفته میشود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا ﴿۶﴾
و یتیمان را بیازمایید تا وقتی که به حد ازدواج رسیدند، اگر از نزدیک، توانی برای تشخیص خوب و بد در آنها یافتید، داراییهایشان را در اختیارشان بگذارید و آن را از بیم اینکه بزرگ شوند، با زیادهروی و شتابان نخورید. و هر کس توانگر است باید خویشتنداری کند و آن که نیازمند است، طبق عرف بخورد. و هر گاه داراییهایشان را در اختیارشان گذاشتید، بر آنان گواه بگیرید؛ و خدا برای حسابرسی کافی است.
«آنستم» از باب «ایناس» بهمعنی «ارتباط نزدیک و خو گرفتن» است و وقتی با «من» بهکار رود، مفهوم «پی بردن به چیزی از طریق ارتباط نزدیک» را میرساند.
توضیح معنای «رشد» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵۶ سورهٔ بقره گذشت.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵۱ سورهٔ بقره بیان شد، «دفع» بهمعنی «جلوگیری» است؛ البته وقتی با «الی» بهکار میرود معنای «واگذار کردن و در اختیار گذاشتن» را میرساند؛ زیرا در واقع بهمعنی «واگذار کردن حق جلوگیری و نگهداری» به دیگری است.
«بدار» مصدر و بهمعنی «مبادرت کردن و اقدام سریع» است.
لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا ﴿۷﴾
مردان از آنچه والدین و نزدیکان باقی میگذارند سهمی مشخص دارند و زنان نیز از آنچه والدین و نزدیکان باقی میگذارند سهمی مشخص دارند؛ سهمی مشخص و تعیینشده از آنچه کم باشد یا زیاد.
«نصیب» بهمعنی «نصب و ثبت شده» و کنایه از «اندازهگیری و مشخص شده» است.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۷ سورهٔ بقره گذشت، «فرض» بهمعنی «تقدیر و تعیین چیزی» است و «مفروض» یعنی «چیزی که اندازهٔ آن تعیین شده است».
وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُو الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا ﴿۸﴾
و آنگاه که نزدیکان و یتیمان و بینوایان در تقسیم حضور یافتند، از آن روزیشان دهید و به شیوهای عرفپسند با آنان سخن بگویید.
توضیح معنای «مسکین» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۳ سورهٔ بقره گذشت.
وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا ﴿۹﴾
و کسانی که اگر از پسِ خود دودمانی ناتوان باقی بگذارند بر آنها بیم دارند، باید بترسند و از خدا پروا کنند و سخنی استوار بگویند.
معنای «خشیت» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۰ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
توضیح معنای «ذریة» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ بقره گذشت و همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۳۸ سورهٔ آلعمران تأکید شد، این واژه را باید همهجا یکسان معنی کرد.
إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا ﴿۱۰﴾
بهراستی کسانی که ستمکارانه داراییهای یتیمان را میخورند، جز این نیست که در شکمهایشان آتشی را میخورند و بهزودی در معرض برافروختهای سوزان قرار خواهند گرفت.
«یصلون» از مادهٔ «صلي» بهمعنی «در معرض آتش قرار گرفتن» است و در زبان عربی از همین ماده برای «بریان شدن» و مانند آن نیز استفاده میشود؛ ولی اغلب مترجمان آن را «وارد آتش شدن» ترجمه کردهاند که علاوه بر دقیق نبودن، نادیده گرفتن تفاوت این ماده با مادهٔ «دخل» است.
«سعیر» به «هر چیزی که داغ و برافروخته باشد» گفته میشود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini