یادداشت‌ها#۲۳۲۹

ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۲۵۶ تا ۲۵۸ سورهٔ بقره

لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۵۶﴾
هیچ اجباری در دین نیست؛ راه خوب و بد به‌روشنی از هم مشخص شده است. پس هر کس به جلوه‌گاه‌ گردن‌کشی و برتری‌جویی بی‌اعتنایی کند و به خدا ایمان آورد، قطعاً با مطمئن‌ترین دستگیره - که گسستنی ندارد - خود را نگه داشته است؛ و خدا شنوا و داناست.

«رشد» به‌معنی «راه‌یابی به خیر و صلاح»‌ و «غي» نقطهٔ مقابل آن و به‌معنی «افتادن در راه شر و فساد» است.
مادهٔ «طغی» به‌معنی «گردن‌کشی و بالاتر رفتن از حد متعارف»‌ است و «طاغوت» کسی یا چیزی است که «مظهر گردن‌کشی و برتری‌جویی» باشد.
«کفر» در اصل به‌معنی «پوشاندن، رد کردن و بی‌اعتنایی کردن» است.
مادهٔ «مسک» به‌معنی «حفظ و نگه داشتن» است و «استمساک» یعنی «طلب حفظ کردن» که در تعابیر رایج به آن می‌گویند: «خود را با چیزی نگه داشتن».
«عروة» به‌معنی «چیزی که آن را می‌گیرند و با آن به جایی یا چیزی متصل می‌مانند» است که در فارسی به آن «دستگیره» گفته می‌شود.
«وثقی» مؤنت «أوثق» افعل تفضیل از مادهٔ «وثاقت» و به‌معنی «مطمئن‌تر» یا «مطمئن‌ترین» است.

اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۲۵۷﴾
خدا گردانندهٔ امور کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ او آنها را از تاریکی‌ها به‌سوی روشنایی بیرون می‌آورد، ولی کسانی که حق‌پوشی کرده‌اند، سرپرستانشان جلوه‌گاه‌های گردن‌کشی و برتری‌جویی‌اند که از روشنایی به‌‌سوی تاریکی‌ها بیرونشان می‌آورند. آنها اهل آتش‌اند و هم‌ایشان در آن جاودانه خواهند بود.

«ولي» به‌معنی «کسی که تدبیر و رسیدگی به امور دیگری را بر عهده می‌گیرد و اراده‌اش در این امور اولویت دارد» است که در تعابیر رایج به چنین کسی «سرپرست» یا «گردانندهٔ امور» می‌گویند.
دربارهٔ واژهٔ‌ «طاغوت» در میان لغویان اختلاف نظر وجود دارد و برخی آن مذکر و برخی مؤنث،‌ برخی آن را صیغهٔ مبالغه و برخی مصدر می‌دانند. بر اساس یکی از این دیدگاه‌ها این کلمه اسم جنسی است که هم به‌معنی مفرد و هم به‌معنی جمع به‌کار می‌رود و مفرد آمدن آن در این آيه به‌عنوان خبر مبتدای جمع از همین باب است.

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۲۵۸﴾
آیا ندیدی کسی را که چون خدا به او زمامداری داده بود، دربارهٔ خداوندگارش با ابراهیم بحث می‌کرد؟ آن‌گاه که ابراهیم گفت: «خداوندگار من کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند.» گفت: «من زنده می‌کنم و می‌میرانم.» ابراهیم گفت: «به‌راستی خدا خورشید را از مشرق بر می‌آورد؛ تو آن را از مغرب بر آور!» پس آن کس که حق‌پوشی کرده بود متحیّر شد. و خدا گروه ستمگران را راهبری نمی‌کند.

«حاجّ» به‌معنی «دلیل آورد و بحث کرد» است و با توجه به معنای استمرار در باب مفاعله باید به‌صورت استمراری معنی شود.

این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.

#ترجمه_گروهی_قرآن

@hamidhossaini
مشاهده در Telegramقرآن۲:۲۵۶–۲۵۸

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».