ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۸۰ تا ۸۳ سورهٔ بقره
وقَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (۸۰)
و گفتند: «جز روزهایی انگشتشمار، آتش به ما نخواهد رسید.» بگو: «آیا از خدا قولی گرفتهاید؟ که هرگز خدا قولش را پشتگوش نخواهد انداخت؛ یا چیزی را که نمیدانید به خدا نسبت میدهید؟»
«معدودة» بهمعنی «شمردهشده» است که در تعبیر رایج فارسی به آن «انگشتشمار» میگویند.
مادهٔ «مسّ» در عربی بهمعنی «لمس کردن، ملاقات کردن و مواجه کردن» است و با توجه به کاربردهای متنوع آن در قرآن، نزدیکترین معادل آن را میتوان «رسیدن» دانست.
«إخلاف» بهمعنی «به پشت انداختن» و کنایه از بیتوجهی است که در تعابیر رایج به آن «پشت گوش انداختن» میگویند.
بلَى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (۸۱)
آری؛ هر کس دستاورد بدی داشته باشد و خطایش او را در بر بگیرد، چنین کسانی اهل آتشاند و در آن جاودان خواهند ماند.
بنا بر تصریح کتب لغت، یکی از معانی «بلی» بیان «نفی و استدراک مطلب قبلی» است و در این آیه نیز برای نفی ادعای متکبرانهٔ دیندارانی آمده است که خود را تافتهٔ جدا بافته و اهل نجات میدانند. لذا میتوان آن را «نه چنین نیست» ترجمه کرد، ولی ازآنجاکه «آری» نیز در فارسی میتواند به همین منظور به کار رود، از آن استفاده شد.
توضیح مربوط به معنی «أصحاب» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۹ بیان شد.
اگرچه «کسب سیئة» بهمعنی «بدیای را بهدست آورد» است، ولی این مفهوم در فارسی با تعبیر «دستاورد بدی داشته باشد» بیان میشود.
«خطیئة» نقطهٔ مقابل«صواب» است و میتوان آن را «نادرست» ترجمه کرد، ولی «خطا» نیز در فارسی کاربرد دارد و برای این جمله مناسبتر است.
والَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (۸۲)
و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دهند، ایشان اهل بهشتاند و در آن جاودان خواهند ماند.
پیش از نیز بیان شد که «الجنة» در قرآن عنوانی خاص برای بهشت برین است.
وإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ (۸۳)
و آنهنگام که از بنیاسرائیل تعهد جدی گرفتیم که: «جز خدا را بندگی نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید و به نزدیکان و یتیمان و بینوایان، و با مردم خوب سخن بگویید و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید.» ولی جز اندکی از شما، در حالی که رویگردان بودید، پی کار خود را گرفتید.
دربارهٔ معنای «مسکین» در کتب لغت اختلاف فراوانی وجود دارد و یکی از معانی بیانشده برای آن، «کسی که هیچ چیزی ندارد» است؛ لذا به «بینوا» ترجمه شد.
«تولّي» بهمعنی «قیام و اقدام کردن» است و وقتی در برابر فرد یا کاری به کار رود، معنای «پشت کردن و مشغول کار خود شدن» را میرساند که در فارسی به آن «پی کار خود را گرفتن» میگویند.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وقَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (۸۰)
و گفتند: «جز روزهایی انگشتشمار، آتش به ما نخواهد رسید.» بگو: «آیا از خدا قولی گرفتهاید؟ که هرگز خدا قولش را پشتگوش نخواهد انداخت؛ یا چیزی را که نمیدانید به خدا نسبت میدهید؟»
«معدودة» بهمعنی «شمردهشده» است که در تعبیر رایج فارسی به آن «انگشتشمار» میگویند.
مادهٔ «مسّ» در عربی بهمعنی «لمس کردن، ملاقات کردن و مواجه کردن» است و با توجه به کاربردهای متنوع آن در قرآن، نزدیکترین معادل آن را میتوان «رسیدن» دانست.
«إخلاف» بهمعنی «به پشت انداختن» و کنایه از بیتوجهی است که در تعابیر رایج به آن «پشت گوش انداختن» میگویند.
بلَى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (۸۱)
آری؛ هر کس دستاورد بدی داشته باشد و خطایش او را در بر بگیرد، چنین کسانی اهل آتشاند و در آن جاودان خواهند ماند.
بنا بر تصریح کتب لغت، یکی از معانی «بلی» بیان «نفی و استدراک مطلب قبلی» است و در این آیه نیز برای نفی ادعای متکبرانهٔ دیندارانی آمده است که خود را تافتهٔ جدا بافته و اهل نجات میدانند. لذا میتوان آن را «نه چنین نیست» ترجمه کرد، ولی ازآنجاکه «آری» نیز در فارسی میتواند به همین منظور به کار رود، از آن استفاده شد.
توضیح مربوط به معنی «أصحاب» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۹ بیان شد.
اگرچه «کسب سیئة» بهمعنی «بدیای را بهدست آورد» است، ولی این مفهوم در فارسی با تعبیر «دستاورد بدی داشته باشد» بیان میشود.
«خطیئة» نقطهٔ مقابل«صواب» است و میتوان آن را «نادرست» ترجمه کرد، ولی «خطا» نیز در فارسی کاربرد دارد و برای این جمله مناسبتر است.
والَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (۸۲)
و کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دهند، ایشان اهل بهشتاند و در آن جاودان خواهند ماند.
پیش از نیز بیان شد که «الجنة» در قرآن عنوانی خاص برای بهشت برین است.
وإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ (۸۳)
و آنهنگام که از بنیاسرائیل تعهد جدی گرفتیم که: «جز خدا را بندگی نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید و به نزدیکان و یتیمان و بینوایان، و با مردم خوب سخن بگویید و نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید.» ولی جز اندکی از شما، در حالی که رویگردان بودید، پی کار خود را گرفتید.
دربارهٔ معنای «مسکین» در کتب لغت اختلاف فراوانی وجود دارد و یکی از معانی بیانشده برای آن، «کسی که هیچ چیزی ندارد» است؛ لذا به «بینوا» ترجمه شد.
«تولّي» بهمعنی «قیام و اقدام کردن» است و وقتی در برابر فرد یا کاری به کار رود، معنای «پشت کردن و مشغول کار خود شدن» را میرساند که در فارسی به آن «پی کار خود را گرفتن» میگویند.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini