ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۷ تا ۱۲ سورهٔ أنفال
وَإِذ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحدَى الطّائِفَتَينِ أَنَّها لَكُم وَتَوَدُّونَ أنَّ غَيرَ ذَاتِ الشَّوكَةِ تَكونُ لَكُم وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَيَقطَعَ دَابِرَ الْكَافِرينَ ﴿٧﴾
و آنگاه که خدا به شما وعده میداد که یکی از دو دسته از آنِ شما خواهد بود و شما دوست داشتید آنکه بدون سلاح است از آنِ شما باشد؛ ولی خدا میخواست حق را با کلماتش ثابت و مستقر سازد و ریشهٔ حقپوشان را بکند.
توضیح معنای «طائفة» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۹ سورهٔ آلعمران بیان شد.
«شوکة» از مادهٔ «شوک» بهمعنی «تندی و تیزی» است. این تعبیر وقتی برای آنچه گروهی از افراد با خود دارند بهکار میرود، کنایه از دارا بودن سلاحهایی نافذ و مؤثر است.
با توجه به معنای عمیق و گستردهٔ «کلمه» در قرآن، بهتر است بهجای ترجمه از همان واژه استفاده شود.
معنای «قطع دابر» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۲ سورهٔ اعراف توضیح داده شد.
لِيُحِقَّ الحَقَّ وَيُبطِلَ البَاطِلَ وَلَو كَرِهَ المُجرِمُونَ ﴿٨﴾
تا حق را ثابت و مستقر سازد و باطل را زائل گرداند، هر چند بزهکاران بدشان آید.
توضیح معنای «جرم» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ سورهٔ انعام بیان شد.
إِذ تَستَغِيثونَ رَبَّكُم فَاستَجابَ لَكُم أنِّي مُمِدُّكُم بِألفٍ مِنَ الملائِكَةِ مُردِفِينَ ﴿٩﴾
آنگاه که از خداوندگارتان درخواست نجات و پناه داشتید و او به شما پاسخ مثبت داد که: «من شما را با هزار فرشته که به صف شدهاند یاری میکنم.»
در مفهوم مادهٔ «غوث» هر دو قید «نجات دادن» و «پناه دادن و حمایت کردن» وجود دارد.
معنای «استجابت» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸۶ سورهٔ بقره بیان شد.
«ارداف» بهمعنی «در یک ردیف پشت سر هم قرار دادن» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «به صف کردن» میگویند. چند تن از از راویان قرآن، واژهٔ «مردفین» در این آیه را به فتح دال خواندهاند که بهنظر میآید قرائت بهتری است؛ زیرا «به صف شدن» با مفهوم آیه سازگاری بیشتری دارد.
وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ وَلِتَطمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُم وَما النَّصرُ إِلَّا مِن عِندِ اللّهِ إِنّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكيمٌ ﴿١٠﴾
و خدا آن را جز بهعنوان یک مژده قرار نداد، تا دلهاتان بدان آرام گیرد؛ وگرنه آن حمایت اصلی جز از جانب خدا نخواهد بود؛ که بهراستی خدا عزتمند و فرزانه است.
تعابیر این آیه شبیه آیهٔ ۱۲۶ سورهٔ آلعمران است و دلایل ترجمهٔ متفاوت آن، همانجا توضیح داده شد.
إِذْ يُغَشِّيكُم النُّعاسَ أمَنَةً مِنهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيكُم مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذهِبَ عَنكُمْ رِجزَ الشّيطَانِ وَلِيَربِطَ عَلىٰ قُلوبِكُم وَيُثَبِّتَ بِهِ الأقدامَ ﴿١١﴾
هنگامی که خواب سبک را بهعنوان امنیتی از جانب خود بر شما مستولی میکرد و بر شما از آسمان آبی فرومیفرستاد تا با آن پاکتان کند و اضطراب شیطان را از شما دور سازد و دلهایتان را استحکام بخشد و گامهایتان را بدان استوار سازد.
«نعاس» بهمعنی «سست شدن بدن در هنگام استراحت» است که با خوابی سبک یا اصطلاحاً «چرت زدن» پیدا میشود.
معنای «رِجز» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۹ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۰ سورهٔ آلعمران بیان شد، «ربط» بهمعنی «پیوند دادن» است. این ماده وقتی با «علی» بهکار میرود، علاوه بر آن مفهوم، با نوعی استعلا و تسلط همراه میشود تا معنای «بستن بند بر چیزی برای محکم کردن آن» را بیان کند که در تعابیر رایج به آن «استحکام بخشیدن» میگویند.
إِذ يوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنّي مَعَكُم فَثَبِّتوا الّذِينَ آمَنوا سَأُلقِي في قُلوبِ الّذِينَ كَفَروا الرُّعبَ فَاضرِبوا فَوقَ الأَعناقِ وَاضرِبوا مِنْهُم كُلَّ بَنانٍ ﴿١٢﴾
آنگاه که خداوندگارت به فرشتگان وحی میکرد: «من با شمایم، پس کسانی را که ایمان آوردهاند، استوار سازید. بهزودی در دلهای کسانی که حقپوشی کردند هراس خواهم افکند؛ پس بالای گردنها را قطع کنید و هر دست و پایی را از ایشان قطع کنید.»
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء توضیح داده شد، مادهٔ «ضرب» لزوماً بهمعنای «زدن» نیست و مفهوم «قطعی شدن معنای متناسب با موضوع» را بیان میکند. بر این اساس در این آیه معنایش «قطع کردن» است.
«بنن» معنای «برپا بودن و استقرار» را بیان میکند و «بنان» برای اشاره به «اعضایی چون دست و پا و بهویژه انگشتان که برپا بودن بدن به آن وابستگی دارد» بهکار رفته است. پس برخلاف نظر اغلب مترجمان، این واژه لزوماً بهمعنای «انگشتان» نیست و مفهومی گستردهتر دارد.
برخی مفسران از «فاضربوا» به بعد را خطاب به مسلمانان دانستهاند که در آن صورت باید ترجمهٔ آن در گیومهٔ جداگانه بیاید.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وَإِذ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحدَى الطّائِفَتَينِ أَنَّها لَكُم وَتَوَدُّونَ أنَّ غَيرَ ذَاتِ الشَّوكَةِ تَكونُ لَكُم وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَيَقطَعَ دَابِرَ الْكَافِرينَ ﴿٧﴾
و آنگاه که خدا به شما وعده میداد که یکی از دو دسته از آنِ شما خواهد بود و شما دوست داشتید آنکه بدون سلاح است از آنِ شما باشد؛ ولی خدا میخواست حق را با کلماتش ثابت و مستقر سازد و ریشهٔ حقپوشان را بکند.
توضیح معنای «طائفة» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۹ سورهٔ آلعمران بیان شد.
«شوکة» از مادهٔ «شوک» بهمعنی «تندی و تیزی» است. این تعبیر وقتی برای آنچه گروهی از افراد با خود دارند بهکار میرود، کنایه از دارا بودن سلاحهایی نافذ و مؤثر است.
با توجه به معنای عمیق و گستردهٔ «کلمه» در قرآن، بهتر است بهجای ترجمه از همان واژه استفاده شود.
معنای «قطع دابر» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۲ سورهٔ اعراف توضیح داده شد.
لِيُحِقَّ الحَقَّ وَيُبطِلَ البَاطِلَ وَلَو كَرِهَ المُجرِمُونَ ﴿٨﴾
تا حق را ثابت و مستقر سازد و باطل را زائل گرداند، هر چند بزهکاران بدشان آید.
توضیح معنای «جرم» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ سورهٔ انعام بیان شد.
إِذ تَستَغِيثونَ رَبَّكُم فَاستَجابَ لَكُم أنِّي مُمِدُّكُم بِألفٍ مِنَ الملائِكَةِ مُردِفِينَ ﴿٩﴾
آنگاه که از خداوندگارتان درخواست نجات و پناه داشتید و او به شما پاسخ مثبت داد که: «من شما را با هزار فرشته که به صف شدهاند یاری میکنم.»
در مفهوم مادهٔ «غوث» هر دو قید «نجات دادن» و «پناه دادن و حمایت کردن» وجود دارد.
معنای «استجابت» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸۶ سورهٔ بقره بیان شد.
«ارداف» بهمعنی «در یک ردیف پشت سر هم قرار دادن» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «به صف کردن» میگویند. چند تن از از راویان قرآن، واژهٔ «مردفین» در این آیه را به فتح دال خواندهاند که بهنظر میآید قرائت بهتری است؛ زیرا «به صف شدن» با مفهوم آیه سازگاری بیشتری دارد.
وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ وَلِتَطمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُم وَما النَّصرُ إِلَّا مِن عِندِ اللّهِ إِنّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكيمٌ ﴿١٠﴾
و خدا آن را جز بهعنوان یک مژده قرار نداد، تا دلهاتان بدان آرام گیرد؛ وگرنه آن حمایت اصلی جز از جانب خدا نخواهد بود؛ که بهراستی خدا عزتمند و فرزانه است.
تعابیر این آیه شبیه آیهٔ ۱۲۶ سورهٔ آلعمران است و دلایل ترجمهٔ متفاوت آن، همانجا توضیح داده شد.
إِذْ يُغَشِّيكُم النُّعاسَ أمَنَةً مِنهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيكُم مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذهِبَ عَنكُمْ رِجزَ الشّيطَانِ وَلِيَربِطَ عَلىٰ قُلوبِكُم وَيُثَبِّتَ بِهِ الأقدامَ ﴿١١﴾
هنگامی که خواب سبک را بهعنوان امنیتی از جانب خود بر شما مستولی میکرد و بر شما از آسمان آبی فرومیفرستاد تا با آن پاکتان کند و اضطراب شیطان را از شما دور سازد و دلهایتان را استحکام بخشد و گامهایتان را بدان استوار سازد.
«نعاس» بهمعنی «سست شدن بدن در هنگام استراحت» است که با خوابی سبک یا اصطلاحاً «چرت زدن» پیدا میشود.
معنای «رِجز» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۹ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۰۰ سورهٔ آلعمران بیان شد، «ربط» بهمعنی «پیوند دادن» است. این ماده وقتی با «علی» بهکار میرود، علاوه بر آن مفهوم، با نوعی استعلا و تسلط همراه میشود تا معنای «بستن بند بر چیزی برای محکم کردن آن» را بیان کند که در تعابیر رایج به آن «استحکام بخشیدن» میگویند.
إِذ يوحِي رَبُّكَ إِلَى الْمَلائِكَةِ أَنّي مَعَكُم فَثَبِّتوا الّذِينَ آمَنوا سَأُلقِي في قُلوبِ الّذِينَ كَفَروا الرُّعبَ فَاضرِبوا فَوقَ الأَعناقِ وَاضرِبوا مِنْهُم كُلَّ بَنانٍ ﴿١٢﴾
آنگاه که خداوندگارت به فرشتگان وحی میکرد: «من با شمایم، پس کسانی را که ایمان آوردهاند، استوار سازید. بهزودی در دلهای کسانی که حقپوشی کردند هراس خواهم افکند؛ پس بالای گردنها را قطع کنید و هر دست و پایی را از ایشان قطع کنید.»
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء توضیح داده شد، مادهٔ «ضرب» لزوماً بهمعنای «زدن» نیست و مفهوم «قطعی شدن معنای متناسب با موضوع» را بیان میکند. بر این اساس در این آیه معنایش «قطع کردن» است.
«بنن» معنای «برپا بودن و استقرار» را بیان میکند و «بنان» برای اشاره به «اعضایی چون دست و پا و بهویژه انگشتان که برپا بودن بدن به آن وابستگی دارد» بهکار رفته است. پس برخلاف نظر اغلب مترجمان، این واژه لزوماً بهمعنای «انگشتان» نیست و مفهومی گستردهتر دارد.
برخی مفسران از «فاضربوا» به بعد را خطاب به مسلمانان دانستهاند که در آن صورت باید ترجمهٔ آن در گیومهٔ جداگانه بیاید.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini