ترجمهٔ گروهی قرآن ۱ / ۱۱۴

سُورَةُ ٱلْفَاتِحَةِ

سوره فاتحه

۷ آیه مکی ۷ از ۷ آیه ترجمه شده

  1. ۱

    بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ﴿١﴾

    به‌نام خدای مهربار مهربان.

    توضیح ترجمه (۵)
    • به‌نظر می‌رسد مناسب‌ترین متعلقی که می‌توان برای «بسم» در تقدیر گرفت «استعین» به‌معنی یاری جستن از نام خدا باشد، ولی چون لفظ آن در آیه ذکر نشده و بدون تصریح، این معنا فهمیده می‌شود، بهتر است در ترجمه نیز لفظش در تقدیر باشد.
    • گرچه برخی معتقدند واژه‌هایی چون «الله» و «رحمن» اسم‌هایی عَلَم و غیرقابل ترجمه است، ولی از آنجا که نباید در ترجمه از الفاظ نامأنوس استفاده کرد و واژهٔ «خدا» در فارسی دقیقاً برای همان حقیقت استفاده می‌شود، بهتر است معادل فارسی آن را به‌کار ببریم. این واژه از «خداوند» که به‌معنای «مالک و صاحب اختیار» است و برای دیگران نیز به‌کار می‌رود دقیق‌تر است.
    • «رحمن» صیغهٔ مبالغه از مادهٔ «رحمت» و بیانگر فراوانی مهر است؛ لذا برای ترجمهٔ آن از «مهربار» استفاده شد تا هم به بارش که استعارهٔ فراوانی و پرمهر بودن است اشاره داشته باشد و هم با «مهربان» تناسب بیشتری پیدا کند. ترجمهٔ مشهور این واژه به «بخشنده» ترجمهٔ دقیقی نیست، زیرا بخشندگی با مهرورزی تفاوت دارد.
    • «رحیم» صفت مشبهه از مادهٔ «رحمت» و به‌معنی «همیشه مهربان» است، ولی به‌نظر می‌رسد پسوند «بان» در فارسی که برای بیان مفهوم مراقبت به‌کار می‌رود، بر نوعی استمرار نیز دلالت دارد و ما را از واژهٔ «همیشه» بی‌نیاز می‌کند.
    • بر اساس آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیهم‌السلام) صفت «رحمن» به رحمت عام و ابتدایی خدا اشاره دارد که همهٔ مخلوقات را در بر می‌گیرد و «رحیم» بیانگر رحمت خاصی است که تنها شامل راه‌یافتگان می‌شود. به‌نظر می‌رسد «مهربار» علاوه بر فراوانی، تا حدودی به گستردگی نیز اشاره داشته باشد. «مهربان» را نیز شاید بتوان به‌خاطر همراه بودن با نوعی استمرار، برای بیان خاص بودن مناسب دانست.
    پیشنهادشده در پست #۲۰۰۰ · ۱۷ تیر ۱۴۰۰
  2. ۲

    ٱلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ ٱلْعَٰلَمِينَ ﴿٢﴾

    همهٔ سپاس‌ها و ستایش‌ها از آنِ خداست، خداوندگار جهانیان.

    توضیح ترجمه (۴)
    • الف و لام در «الحمد» بر استغراق و عموم دلالت دارد؛ لذا از تعبیر «همه» استفاده شد تا مشخص باشد هر تعریف و تشکری در واقع به خدا باز می‌گردد.
    • مادهٔ «حمد» جامع معنای «مدح» و «شکر» است، لذا سپاس و ستایش در کنار هم آورده شد.
    • ترجمهٔ مشهور واژهٔ «ربّ» به «پروردگار» بر این مبناست که تصور می‌شود این کلمه از ریشهٔ «ربو» به‌معنی پرورش است، در حالی که اصل آن «ربب» به‌معنای مالکیت و صاحب‌اختیاری است. لذا همه‌جا باید به «خداوندگار» که معادل همین مفهوم در فارسی است ترجمه شود.
    • از آنجا که کتب لغت معمولاً «عالَم» را به‌معنای دسته‌ای مشترک از مخلوقات و آنچه قابل فهم و اشاره است دانسته‌اند، جمع آن به‌صورت «عوالم» به‌معنای انواع مخلوقات یعنی «جهان‌ها» خواهد بود؛ ولی وقتی به‌صورت جمع سالم «العالمین» که مخصوص افراد دارای درک و عقل است به‌کار رود، باید آن را «جهانیان» ترجمه کرد.
    پیشنهادشده در پست #۲۰۰۹ · ۲۳ تیر ۱۴۰۰
  3. ۳

    ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ ﴿٣﴾

    آن مهربار مهربان.

    توضیح ترجمه (۱)
    • آوردن «آن» برای نشان دادن ارتباط جمله با عبارت‌های قبلی است.
    پیشنهادشده در پست #۲۰۱۶ · ۳۰ تیر ۱۴۰۰
  4. ۴

    مَٰلِكِ يَوْمِ ٱلدِّينِ ﴿٤﴾

    که صاحب‌اختیار روز حساب است.

    توضیح ترجمه (۵)
    • آوردن «که» و «است» برای آشکار شدن ارتباط با عبارت‌های قبلی است.
    • تعبیر «دارنده» که کاملاً فارسی است تا حدودی مفهوم مالک را می‌رساند، ولی «صاحب‌اختیار» با دقت بیشتری معنای نهفته در مالک را بیان می‌کند.
    • اگر چه از نظر قواعد نحوی مضاف‌الیه مقدّری مانند «المُلک» یا «الأمر» برای «مالک» وجود دارد، اما بهتر است معنای آن نیز در تقدیر بماند تا روان و کوتاه بودن عبارت حفظ شود.
    • بهترین معنی برای «دین» تعبیر «حساب و کتاب» است و در روایات اهل بیت (علیهم‌السلام) نیز «یوم الدین» به «روز حساب» تفسیر شده؛ یعنی روزی که حساب و کتاب داشتن هستی برای همگان آشکار خواهد شد. البته این واژه وقتی برای اشاره به مذهب و آیین به‌کار می‌رود، باید همان «دین» ترجمه شود. زیرا با آنکه در آنجا نیز به‌معنی «حساب و کتاب حاکم بر زندگی» است، ولی با همان تعبیر مأنوس‌تر است.
    • ترجمهٔ قرائت‌هایی که این آیه را «مَلِکِ یوم الدین» خوانده‌اند «پادشاه روز حساب» خواهد بود.
    پیشنهادشده در پست #۲۰۱۶ · ۳۰ تیر ۱۴۰۰
  5. ۵

    إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿٥﴾

    فقط تو را بندگی می‌کنیم و فقط از تو یاری می‌جوییم.

    توضیح ترجمه (۲)
    • مقدم شدن «ایاک» نشان از انحصار دارد؛ لذا باید از تعبیری چون «فقط» یا «تنها» استفاده کرد، که با توجه به مفهوم دوگانهٔ «تنها»، «فقط» ترجیح داده شد.
    • ترجمهٔ «عبادت» به «بندگی» دقیق‌تر از «پرستش» است. زیرا پرستش به‌معنای پرستاری، مراقبت و خدمت نیز به‌کار می‌رود. ضمن اینکه مفهوم قرآنی عبادت، فراتر از مناسک عبادی است و تسلیم و اطاعت را نیز در بر می‌گیرد.
    پیشنهادشده در پست #۲۰۲۴ · ۵ مرداد ۱۴۰۰
  6. ۶

    ٱهْدِنَا ٱلصِّرَٰطَ ٱلْمُسْتَقِيمَ ﴿٦﴾

    ما را به راه راست و استوار راهبری فرما؛

    توضیح ترجمه (۲)
    • هدایت الهی در قرآن، اغلب برای مفهوم «رساندن مخلوقات به کمال» به‌کار رفته است؛ لذا لزوماً به‌معنی «راهنمایی» نیست و در بیشتر کاربردهایش باید «راهبری» ترجمه شود.
    • «صراط مستقیم» به‌معنای راه بدون انحراف است که در فارسی از آن با تعبیر «راه راست» یاد می‌شود، ولی برای جدا شدن معنی از راست در مقابل چپ و لحاظ شدن مادهٔ «قیام» در «مستقیم»، تعبیر «و استوار» نیز در کنار آن قرار گرفت.
    پیشنهادشده در پست #۲۰۲۴ · ۵ مرداد ۱۴۰۰
  7. ۷

    صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ ٱلْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا ٱلضَّآلِّينَ ﴿٧﴾

    راه کسانی که بر آنها نعمت بخشیدی؛ آنان که نه بر ایشان خشم گرفته شده و نه گمراه‌اند.

    توضیح ترجمه (۳)
    • اگرچه برخی «أنعمت» را با تعابیری فارسی چون «نیکی کردی»، «نکو داشتی»، «گرامی داشتی» و «نواختی» ترجمه کرده‌اند، ولی به‌نظر می‌رسد این تعابیر ترجمهٔ واژه‌هایی دیگر است و خود «نعمت» در زبان فارسی کاربردی گویاتر دارد.
    • با توجه به تعبیر «علیهم» در کنار «أنعمت» به‌جای «به آنها دادی» از «بر آنها نعمت بخشیدی» استفاده شد تا بر برتری مقام نعمت‌دهنده و مفهوم وفور در باب افعال تأکید شود.
    • «غیر» بدل یا صفت است و باید به همان سیاق ترجمه شود؛ لذا مقدم شدن «نه» در اغلب ترجمه‌ها دقیق به‌نظر نمی‌رسد. منظور آیه این است که گروه «أنعمت علیهم» نه مغضوبند و نه ضالین. یعنی اینجا به‌صورت مستقیم، سخن از سه راه نیست و تنها درخواست هدایت به راه نعمت‌داده‌شدگان مطرح شده است. البته روشن است که راه آنها با راه مغضوبان و گمراهان تفاوت دارد.
    پیشنهادشده در پست #۲۰۲۵ · ۵ مرداد ۱۴۰۰

متن عربی: پروژهٔ تنزیل (رسم عثمانی)، مطابق مجوز آن.

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».