ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۵۳ تا ۵۹ سورهٔ انفال
ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَىٰ قَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٥٣﴾
آن بدینخاطر است که هیچگاه ارادهٔ خدا بر آن نیست که تغییردهندهٔ نعمتی باشد که آن را بر گروهی ارزانی داشته است، مگر آنکه آنان ویژگیهای خود را تغییر دهند؛ و از آنرو که خدا شنوا و داناست.
فعل «کان» و «یکون» وقتی دربارهٔ خدا بهکار میرود، مفهوم «همیشگی بودن» را بیان میکند و حتی اگر به صیغهٔ گذشته باشد، شامل حال و آینده نیز میشود؛ لذا نفی آن را باید بهصورت «هیچگاه اینگونه نیست» ترجمه کرد.
اغلب مترجمان «أنّ» در «وأنّ الله سمیع علیم» را با تعابیر تأکیدی همچون «بیتردید» معادلسازی کردهاند؛ این در حالی است که همزهٔ آن مفتوح است و باید همچون «بأنّ» در ابتدای آیه ترجمه شود.
اغلب مترجمان «ما بأنفسهم» را با تعابیری چون «آنچه در خودشان است» ترجمه کردهاند که معادل «ما في أنفسهم» است؛ از آنجا که «باء» در این ترکیب، معنای ملابست را بیان میکند، بهنظر میرسد برای بیان این مفهوم میتوان از تعبیری چون «ویژگیهای خودشان» استفاده کرد.
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَكُلٌّ كَانُوا ظَالِمِينَ ﴿٥٤﴾
همچون روش همیشگی فرعونیان و کسانی که پیش از آنها بودند؛ که نسبت به نشانههای خداوندگارشان حقپوشی کردند؛ پس بهسبب گناهانشان نابودشان ساختیم و فرعونیان را غرق کردیم؛ که همگی ستمکار بودند.
توضیح معنای «دأب» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۲ بیان شد.
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٥٥﴾
بیتردید بدترین جنبندگان نزد خدا کسانیاند که حقپوشی کردند، از همینرو آنان ایمان نمیآورند.
معنای «دابّة» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۸ سورهٔ انعام توضیح داده شد.
با توجه به تفریع در «فَهُم»، همچون آیات ۱۲ و ۲۰ سورهٔ انعام، از تعبیر «از همین رو» استفاده شد.
الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ ﴿٥٦﴾
همانهایی از ایشان که با آنها پیمان بستی، ولی هر بار پیمانشان را میشکنند و پروایی هم ندارند.
اغلب مفسران و مترجمان «منهم» را متعلق به «عَاهَدْتَ» گرفته و معنای آن را «پیمان گرفتن از» دانستهاند؛ ولی با توجه به کاربردهای دیگر «عاهد» در قرآن بهنظر میرسد این فعل بدون «من» بهکار میرود و مفهوم «پیمان بستن با» را بیان میکند. بنابراین بهتر است «منهم» را متعلق به حال محذوفی چون «کائنین» بدانیم و مفعول «عاهدت» را «هُم» محذوف در نظر بگیریم.
فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿٥٧﴾
پس اگر در جنگ، با اقتدار بر آنان دست یافتی، چنان با آنها برخورد کن که کسانی را که پشت سرشان هستند، وحشتزده پراکنده سازی؛ باشد که حواس خود را جمع کنند.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۱ سورهٔ بقره توضیح داده شد، مادهٔ «ثقف» در اصل بهمعنای «با دقت زیر نظر گرفتن و احاطه یافتن» است که در اغلب کاربردهای قرآنی آن را «شناسایی» ترجمه میکنیم، ولی اینجا با توجه به سیاق جمله و آمدن نون تأکید که بر شدت و اقتدار دلالت دارد، از تعبیر «با اقتدار دست یافتن» استفاده شد.
«تشرید» بهمعنای «دور و پراکنده کردن همراه با ایجاد وحشت» است.
توضیح معنای «متذکر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره بیان شد.
وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ ﴿٥٨﴾
و اگر از گروهی بیم قطعی خیانت داشتی، پیمانشان را بهصورت برابر بهسویشان بینداز؛ که بیتردید خدا خیانتکاران را دوست ندارد.
نون تأکید در «تخافنَّ» میتواند مفهوم قطعیت را بیان کند و به ضرورت پرهیز از ترتیب اثر دادن به بیمهای بیپایه اشاره داشته باشد.
توضیح معنای «نبذ» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۰ سورهٔ بقره گذشت. منظور از «انداختن پیمان بهسوی آنها»، ترک معاهده و منظور از «بهصورت برابر»، مقابله به مثل عادلانه است.
وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لَا يُعْجِزُونَ ﴿٥٩﴾
و کسانی که حقپوشی کردند هرگز مپندارند که پیشی گرفتهاند؛ بیتردید آنان ناتوان نمیسازند.
توضیح معنای «لَا يُعْجِزُونَ» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۴ سورهٔ انعام بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
ذَٰلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَىٰ قَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٥٣﴾
آن بدینخاطر است که هیچگاه ارادهٔ خدا بر آن نیست که تغییردهندهٔ نعمتی باشد که آن را بر گروهی ارزانی داشته است، مگر آنکه آنان ویژگیهای خود را تغییر دهند؛ و از آنرو که خدا شنوا و داناست.
فعل «کان» و «یکون» وقتی دربارهٔ خدا بهکار میرود، مفهوم «همیشگی بودن» را بیان میکند و حتی اگر به صیغهٔ گذشته باشد، شامل حال و آینده نیز میشود؛ لذا نفی آن را باید بهصورت «هیچگاه اینگونه نیست» ترجمه کرد.
اغلب مترجمان «أنّ» در «وأنّ الله سمیع علیم» را با تعابیر تأکیدی همچون «بیتردید» معادلسازی کردهاند؛ این در حالی است که همزهٔ آن مفتوح است و باید همچون «بأنّ» در ابتدای آیه ترجمه شود.
اغلب مترجمان «ما بأنفسهم» را با تعابیری چون «آنچه در خودشان است» ترجمه کردهاند که معادل «ما في أنفسهم» است؛ از آنجا که «باء» در این ترکیب، معنای ملابست را بیان میکند، بهنظر میرسد برای بیان این مفهوم میتوان از تعبیری چون «ویژگیهای خودشان» استفاده کرد.
كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَكُلٌّ كَانُوا ظَالِمِينَ ﴿٥٤﴾
همچون روش همیشگی فرعونیان و کسانی که پیش از آنها بودند؛ که نسبت به نشانههای خداوندگارشان حقپوشی کردند؛ پس بهسبب گناهانشان نابودشان ساختیم و فرعونیان را غرق کردیم؛ که همگی ستمکار بودند.
توضیح معنای «دأب» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۲ بیان شد.
إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٥٥﴾
بیتردید بدترین جنبندگان نزد خدا کسانیاند که حقپوشی کردند، از همینرو آنان ایمان نمیآورند.
معنای «دابّة» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۸ سورهٔ انعام توضیح داده شد.
با توجه به تفریع در «فَهُم»، همچون آیات ۱۲ و ۲۰ سورهٔ انعام، از تعبیر «از همین رو» استفاده شد.
الَّذِينَ عَاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَهُمْ لَا يَتَّقُونَ ﴿٥٦﴾
همانهایی از ایشان که با آنها پیمان بستی، ولی هر بار پیمانشان را میشکنند و پروایی هم ندارند.
اغلب مفسران و مترجمان «منهم» را متعلق به «عَاهَدْتَ» گرفته و معنای آن را «پیمان گرفتن از» دانستهاند؛ ولی با توجه به کاربردهای دیگر «عاهد» در قرآن بهنظر میرسد این فعل بدون «من» بهکار میرود و مفهوم «پیمان بستن با» را بیان میکند. بنابراین بهتر است «منهم» را متعلق به حال محذوفی چون «کائنین» بدانیم و مفعول «عاهدت» را «هُم» محذوف در نظر بگیریم.
فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿٥٧﴾
پس اگر در جنگ، با اقتدار بر آنان دست یافتی، چنان با آنها برخورد کن که کسانی را که پشت سرشان هستند، وحشتزده پراکنده سازی؛ باشد که حواس خود را جمع کنند.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۱ سورهٔ بقره توضیح داده شد، مادهٔ «ثقف» در اصل بهمعنای «با دقت زیر نظر گرفتن و احاطه یافتن» است که در اغلب کاربردهای قرآنی آن را «شناسایی» ترجمه میکنیم، ولی اینجا با توجه به سیاق جمله و آمدن نون تأکید که بر شدت و اقتدار دلالت دارد، از تعبیر «با اقتدار دست یافتن» استفاده شد.
«تشرید» بهمعنای «دور و پراکنده کردن همراه با ایجاد وحشت» است.
توضیح معنای «متذکر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره بیان شد.
وَإِمَّا تَخَافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيَانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلَىٰ سَوَاءٍ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ ﴿٥٨﴾
و اگر از گروهی بیم قطعی خیانت داشتی، پیمانشان را بهصورت برابر بهسویشان بینداز؛ که بیتردید خدا خیانتکاران را دوست ندارد.
نون تأکید در «تخافنَّ» میتواند مفهوم قطعیت را بیان کند و به ضرورت پرهیز از ترتیب اثر دادن به بیمهای بیپایه اشاره داشته باشد.
توضیح معنای «نبذ» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۰ سورهٔ بقره گذشت. منظور از «انداختن پیمان بهسوی آنها»، ترک معاهده و منظور از «بهصورت برابر»، مقابله به مثل عادلانه است.
وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لَا يُعْجِزُونَ ﴿٥٩﴾
و کسانی که حقپوشی کردند هرگز مپندارند که پیشی گرفتهاند؛ بیتردید آنان ناتوان نمیسازند.
توضیح معنای «لَا يُعْجِزُونَ» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۴ سورهٔ انعام بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini