ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۹۹ تا ۱۰۲ سورهٔ بقره
ولَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ (۹۹)
و قطعاً نشانههایی روشن را بهسوی تو فرو فرستادهایم و جز نابهکاران نسبت به آن حقپوشی نمیکنند.
در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ همین سوره دربارهٔ معنی «فاسق» توضیح داده شد.
أوَكُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدًا نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ (۱۰۰)
آیا هر بار که پیمانی میبندند گروهی از آنها آن را دور میاندازند؟ آری بیشترشان ایمان نمیآورند.
مادهٔ «نبذ» بهمعنی «انداختن چیزی در پشت سر یا پیش رو» است که در فارسی معمولاً بهصورت «دور انداختن» بهکار میرود.
یکی از معانی «بل» در زبان عربی «اضراب انتقالی» است که محتوای جملهٔ قبل را تأیید و نکتهٔ مهمتری را در کنار آن مطرح میکند. بهنظر میرسد نزدیکترین معادل این کاربرد در فارسی «آری» باشد.
ولَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لَا يَعْلَمُونَ (۱۰۱)
و هر گاه فرستادهای از جانب خدا بهسوی آنها آید که تأییدکنندهٔ چیزی باشد که همراهشان است، گروهی از کسانی که به ایشان کتاب داده شده است کتاب خدا را پشت سرشان میاندازند، آنسان که گویی نمیدانند.
توضیح مربوط به معنای «مصدّق» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۱ گذشت.
واتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (۱۰۲)
و از آنچه شیاطین در پادشاهی سلیمان تلاوت مینمودند پیروی کردند. و سلیمان حقپوشی نکرد، بلکه این شیاطین بودند که حقپوشی کردند. جادوگری و آنچه در بابل به دو فرشتهٔ هاروت و ماروت فرو فرستاده شده بود را به مردم آموزش میدادند، در حالی که آندو به کسی چیزی آموزش نمیدادند مگر اینکه بگویند: «بهراستی که ما فقط وسیلهٔ آزمایشایم، پس حقپوشی نکن.» پس، از آن دو چیزهایی میآموختند که بهوسیلهٔ آن میان فرد و همسرش جدایی اندازند. که البته جز به اذن خدا با آن به کسی زیان نمیرساندند. و چیزهایی را میآموختند که به زیانشان بود و سودی برایشان نداشت. و قطعاً میدانستند که هر کس آن را بستاند در سرای واپسین هیچ بهرهای نخواهد داشت. و به چه بد بهایی خود را فروختند اگر بدانند.
توضیح مربوط به مفهوم «تلاوت» و نیز «الکتاب» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ همین سوره گذشت.
«لکنّ» گاهی علاوه بر استدراک حاوی معنای تأکید است؛ لذا از تعبیر «این شیاطین بودند که» استفاده شد تا به این نکته توجه شود.
یکی از معانی و کاربردهای مادهٔ «فتن» در عربی «آزمودن و آزمایش کردن» است.
«خلاق» بهمعنی «بهره و نصیب مثبت« است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
ولَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ (۹۹)
و قطعاً نشانههایی روشن را بهسوی تو فرو فرستادهایم و جز نابهکاران نسبت به آن حقپوشی نمیکنند.
در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ همین سوره دربارهٔ معنی «فاسق» توضیح داده شد.
أوَكُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدًا نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ (۱۰۰)
آیا هر بار که پیمانی میبندند گروهی از آنها آن را دور میاندازند؟ آری بیشترشان ایمان نمیآورند.
مادهٔ «نبذ» بهمعنی «انداختن چیزی در پشت سر یا پیش رو» است که در فارسی معمولاً بهصورت «دور انداختن» بهکار میرود.
یکی از معانی «بل» در زبان عربی «اضراب انتقالی» است که محتوای جملهٔ قبل را تأیید و نکتهٔ مهمتری را در کنار آن مطرح میکند. بهنظر میرسد نزدیکترین معادل این کاربرد در فارسی «آری» باشد.
ولَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لَا يَعْلَمُونَ (۱۰۱)
و هر گاه فرستادهای از جانب خدا بهسوی آنها آید که تأییدکنندهٔ چیزی باشد که همراهشان است، گروهی از کسانی که به ایشان کتاب داده شده است کتاب خدا را پشت سرشان میاندازند، آنسان که گویی نمیدانند.
توضیح مربوط به معنای «مصدّق» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۱ گذشت.
واتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولَا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلَا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (۱۰۲)
و از آنچه شیاطین در پادشاهی سلیمان تلاوت مینمودند پیروی کردند. و سلیمان حقپوشی نکرد، بلکه این شیاطین بودند که حقپوشی کردند. جادوگری و آنچه در بابل به دو فرشتهٔ هاروت و ماروت فرو فرستاده شده بود را به مردم آموزش میدادند، در حالی که آندو به کسی چیزی آموزش نمیدادند مگر اینکه بگویند: «بهراستی که ما فقط وسیلهٔ آزمایشایم، پس حقپوشی نکن.» پس، از آن دو چیزهایی میآموختند که بهوسیلهٔ آن میان فرد و همسرش جدایی اندازند. که البته جز به اذن خدا با آن به کسی زیان نمیرساندند. و چیزهایی را میآموختند که به زیانشان بود و سودی برایشان نداشت. و قطعاً میدانستند که هر کس آن را بستاند در سرای واپسین هیچ بهرهای نخواهد داشت. و به چه بد بهایی خود را فروختند اگر بدانند.
توضیح مربوط به مفهوم «تلاوت» و نیز «الکتاب» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ همین سوره گذشت.
«لکنّ» گاهی علاوه بر استدراک حاوی معنای تأکید است؛ لذا از تعبیر «این شیاطین بودند که» استفاده شد تا به این نکته توجه شود.
یکی از معانی و کاربردهای مادهٔ «فتن» در عربی «آزمودن و آزمایش کردن» است.
«خلاق» بهمعنی «بهره و نصیب مثبت« است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini