ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۶۰ تا ۶۵ سورهٔ نساء
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا ﴿۶۰﴾
آیا ندیدی کسانی را که به خیال خود فکر میکنند به آنچه بهسوی تو فرو فرستاده شده و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده ایمان آوردهاند، با اینکه میخواهند داوری میان خود را به جلوهگاه گردنکشی بسپارند؟! این در حالی است که به آنان فرمان داده شده بود به او بیاعتنا باشند. و شیطان میخواهد به گمراهی دور و درازی دچارشان کند.
«زعم» بهمعنی «اعتقاد و فکری با مبنای غلط» است.
«یریدون» حال از ضمیر جمع در «یزعمون» و «قد أمروا» حال از ضمیر در «یریدون» است.
توضیح معنای «کفر» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵۶ سورهٔ بقره بیان شد.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا ﴿۶۱﴾
و چون به آنها گفته شود: «بهسوی آنچه خدا نازل کرده است و بهسوی این فرستاده بیایید»، منافقان را میبینی که بهشدّت از تو رو برمیگردانند.
اگرچه همهجا «انزال» را «فرو فرستادن» ترجمه کردیم، ولی در اینجا بهدلیل قرار گرفتن در کنار «رسول» و بهمنظور خودداری از تکرار واژهٔ «فرستاده» از «نازل کردن» استفاده شد.
توضیح واژهٔ «نفاق» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۷ سورهٔ آلعمران بیان شد.
فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَاءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا ﴿۶۲﴾
پس چگونه خواهند بود آن هنگام که بر اثر آنچه دستاوردشان از پیش فرستاده، مصیبتی به آنها برسد؛ سپس نزد تو آمده و به خدا سوگند میخورند که قصدی جز نیکی و سازش دادن نداشتیم.
در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵ سورهٔ آلعمران دربارهٔ تعبیر «فکیف» توضیح داده شد.
معنای تعبیر «قدّمت أیدیهم» در ترجمهٔ آیهٔ ۹۵ سورهٔ بقره بیان شد.
«توفیق» که در آیهٔ ۳۵ همین سوره نیز بهکار رفته است، متعدّی و بهمعنی «ایجاد سازش و همراهی» است و وقتی به خدا نسبت داده میشود، مفهوم همراه و مساعد ساختن شرایط را بیان میکند.
أُولَئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغًا ﴿۶۳﴾
آنها کسانیاند که خدا از آنچه در دلهایشان است آگاهی دارد؛ پس از آنان صرف نظر کن و پندشان ده و با آنان دربارهٔ درونشان بهگونهای رسا سخن بگو.
دربارهٔ «في أنفسهم» چند احتمال وجود دارد. اغلب مترجمان و مفسران این جار و مجرور را متعلق به «بلیغاً» دانسته و عبارت را «با آنان بهگونهای سخن بگو که به جانشان برسد» و مانند آن ترجمه کردهاند؛ ولی بهنظر میرسد این جار و مجرور متعلق به «قل لهم» است و با توجه به مطرح شدن آگاهی خدا از درون دلها در ابتدای آیه، در ادامه به سخن گفتن با آنان دربارهٔ این باطن پلید سفارش شده است.
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا ﴿۶۴﴾
و هیچ فرستادهای را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خدا از او اطاعت شود. و اگر آنان وقتی به خود ستم کردند، نزد تو آمده و از خدا آمرزش میخواستند و فرستاده برایشان آمرزش میطلبید، قطعاً خدا را بسیار بازگشتکنندهٔ به گناهکاران و مهربان مییافتند.
معنای «اذن» در ترجمهٔ آیهٔ ۹۷ سورهٔ بقره گذشت.
توضیح معنای «توّاب» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۷ سورهٔ بقره بیان شد.
فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ﴿۶۵﴾
نه، اینگونه نیست؛ به خداوندگارت سوگند که آنها ایمان نمیآورند مگر اینکه تو را در آنچه میانشان رخ داد داور قرار دهند و از حکمی که صادر کردی هیچ تنگنایی در درون خود احساس نکنند و کاملاً تسلیم باشند.
«فلا» کنایه است از «لا، لیس کذلک».
«شجر» در اصل بهمعنی «رشد کرد و نمایان شد» است و به درخت نیز بر همین اساس شجر میگویند.
معنای «قضی» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۷ سورهٔ بقره بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحَاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلَالًا بَعِيدًا ﴿۶۰﴾
آیا ندیدی کسانی را که به خیال خود فکر میکنند به آنچه بهسوی تو فرو فرستاده شده و آنچه پیش از تو فرو فرستاده شده ایمان آوردهاند، با اینکه میخواهند داوری میان خود را به جلوهگاه گردنکشی بسپارند؟! این در حالی است که به آنان فرمان داده شده بود به او بیاعتنا باشند. و شیطان میخواهد به گمراهی دور و درازی دچارشان کند.
«زعم» بهمعنی «اعتقاد و فکری با مبنای غلط» است.
«یریدون» حال از ضمیر جمع در «یزعمون» و «قد أمروا» حال از ضمیر در «یریدون» است.
توضیح معنای «کفر» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵۶ سورهٔ بقره بیان شد.
وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُودًا ﴿۶۱﴾
و چون به آنها گفته شود: «بهسوی آنچه خدا نازل کرده است و بهسوی این فرستاده بیایید»، منافقان را میبینی که بهشدّت از تو رو برمیگردانند.
اگرچه همهجا «انزال» را «فرو فرستادن» ترجمه کردیم، ولی در اینجا بهدلیل قرار گرفتن در کنار «رسول» و بهمنظور خودداری از تکرار واژهٔ «فرستاده» از «نازل کردن» استفاده شد.
توضیح واژهٔ «نفاق» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۷ سورهٔ آلعمران بیان شد.
فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَاءُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا إِحْسَانًا وَتَوْفِيقًا ﴿۶۲﴾
پس چگونه خواهند بود آن هنگام که بر اثر آنچه دستاوردشان از پیش فرستاده، مصیبتی به آنها برسد؛ سپس نزد تو آمده و به خدا سوگند میخورند که قصدی جز نیکی و سازش دادن نداشتیم.
در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵ سورهٔ آلعمران دربارهٔ تعبیر «فکیف» توضیح داده شد.
معنای تعبیر «قدّمت أیدیهم» در ترجمهٔ آیهٔ ۹۵ سورهٔ بقره بیان شد.
«توفیق» که در آیهٔ ۳۵ همین سوره نیز بهکار رفته است، متعدّی و بهمعنی «ایجاد سازش و همراهی» است و وقتی به خدا نسبت داده میشود، مفهوم همراه و مساعد ساختن شرایط را بیان میکند.
أُولَئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغًا ﴿۶۳﴾
آنها کسانیاند که خدا از آنچه در دلهایشان است آگاهی دارد؛ پس از آنان صرف نظر کن و پندشان ده و با آنان دربارهٔ درونشان بهگونهای رسا سخن بگو.
دربارهٔ «في أنفسهم» چند احتمال وجود دارد. اغلب مترجمان و مفسران این جار و مجرور را متعلق به «بلیغاً» دانسته و عبارت را «با آنان بهگونهای سخن بگو که به جانشان برسد» و مانند آن ترجمه کردهاند؛ ولی بهنظر میرسد این جار و مجرور متعلق به «قل لهم» است و با توجه به مطرح شدن آگاهی خدا از درون دلها در ابتدای آیه، در ادامه به سخن گفتن با آنان دربارهٔ این باطن پلید سفارش شده است.
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا ﴿۶۴﴾
و هیچ فرستادهای را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خدا از او اطاعت شود. و اگر آنان وقتی به خود ستم کردند، نزد تو آمده و از خدا آمرزش میخواستند و فرستاده برایشان آمرزش میطلبید، قطعاً خدا را بسیار بازگشتکنندهٔ به گناهکاران و مهربان مییافتند.
معنای «اذن» در ترجمهٔ آیهٔ ۹۷ سورهٔ بقره گذشت.
توضیح معنای «توّاب» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۷ سورهٔ بقره بیان شد.
فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ﴿۶۵﴾
نه، اینگونه نیست؛ به خداوندگارت سوگند که آنها ایمان نمیآورند مگر اینکه تو را در آنچه میانشان رخ داد داور قرار دهند و از حکمی که صادر کردی هیچ تنگنایی در درون خود احساس نکنند و کاملاً تسلیم باشند.
«فلا» کنایه است از «لا، لیس کذلک».
«شجر» در اصل بهمعنی «رشد کرد و نمایان شد» است و به درخت نیز بر همین اساس شجر میگویند.
معنای «قضی» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۷ سورهٔ بقره بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini