ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۱۵ تا ۱۱۹ سورهٔ بقره
ولِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (۱۱۵)
و مشرق و مغرب از آنِ خداست؛ پس به هر جا رو بگردانید رخسار خدا آنجاست. بهراستی که خدا در بر گیرندهای داناست.
با ترجمهٔ «وجه» به «رخسار» علاوه بر پرهیز از تکرار «روی» که در «رو گرداندن» ذکر شده بود، از تعبیری استفاده شد که نوعی تشبیه و مجاز را در بر داشته باشد.
از آنجا که در آیهٔ ۷ سورهٔ غافر در عبارت «وسعتَ کلّ شیئ رحمة و علماً» مادهٔ «وسع» دربارهٔ ویژگی خدا بهمعنی «در بر گرفتن و احاطه داشتن» بهکار رفته است، در اینجا نیز «واسع» «در بر گیرنده» بهمعنی کسی که همه جا هست و همه چیز را در بر میگیرد ترجمه شد.
وقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ (۱۱۶)
و گفتند خدا فرزندی گرفته در حالی که او از هر نقصی منزّه است؛ نه چنین نیست و آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ اوست و همگی خاضعانه فرمانبردار اویند.
یکی از معانی «بل» نفی جملهٔ پیش است؛ لذا به «نه چنین نیست» ترجمه شد.
مادهٔ «قنت» بهمعنی «اطاعت همراه با تواضع و تسلیم» است.
بدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (۱۱۷)
او مبتکر آسمانها و زمین است و هر گاه موضوعی را حتمی کند فقط به آن میگوید: «باش» و میشود.
«بدیع» بهمعنی «پدیدآورندهٔ چیزی نو و بیسابقه» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «مبتکر» میگویند.
برخلاف اغلب ترجمهها که «قضی» را بهمعنی «اراده کردن» گرفتهاند این ماده بهمعنی «حکم کردن و قطعی کردن و نهایی کردن» است که در تعابیر رایج به آن «حتمی کردن» میگویند.
«أمر» بهمعنی «طلب کردن چیزی از جایگاه بالا» است و برای «موضوعی که مطلوب یا مهم باشد» نیز بهکار میرود. در فارسی برای این مفهوم از «موضوع»، «کار» و خود «امر» و در تعابیر عامیانهتر از «چیز» استفاده میشود.
وقَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ لَوْلَا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (۱۱۸)
و کسانی که نمیدانند گفتند چرا خدا با ما سخن نمیگوید یا برای ما نشانهای نمیآید. کسانی که پیش از آنها بودند نیز همانند سخن ایشان را گفتند. دلهایشان مشابه هم است. ما نشانهها را برای گروهی که باور دارند روشن ساختهایم.
اگرچه در اینجا منظور از «آیة» همان «معجزه» است، ولی در ترجمه باید به تعبیر خود قرآن پایبند بود.
إنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ (۱۱۹)
بهراستی که ما تو را بر مبنایی درست بهعنوان مژدهدهنده و هشداردهنده فرستادیم و تو مسئولیتی در قبال اهل دوزخ نداری.
«به حق» بودن یک کار بهمعنی درست بودن مبنای آن است.
اگرچه «لا تسأل» بهصورت تحتاللفظی بهمعنی «پرسیده نمیشوی» است، اما اینجا «مسئولیت نداشتن» مفهوم مناسبتری برای آن است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
ولِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (۱۱۵)
و مشرق و مغرب از آنِ خداست؛ پس به هر جا رو بگردانید رخسار خدا آنجاست. بهراستی که خدا در بر گیرندهای داناست.
با ترجمهٔ «وجه» به «رخسار» علاوه بر پرهیز از تکرار «روی» که در «رو گرداندن» ذکر شده بود، از تعبیری استفاده شد که نوعی تشبیه و مجاز را در بر داشته باشد.
از آنجا که در آیهٔ ۷ سورهٔ غافر در عبارت «وسعتَ کلّ شیئ رحمة و علماً» مادهٔ «وسع» دربارهٔ ویژگی خدا بهمعنی «در بر گرفتن و احاطه داشتن» بهکار رفته است، در اینجا نیز «واسع» «در بر گیرنده» بهمعنی کسی که همه جا هست و همه چیز را در بر میگیرد ترجمه شد.
وقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ (۱۱۶)
و گفتند خدا فرزندی گرفته در حالی که او از هر نقصی منزّه است؛ نه چنین نیست و آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ اوست و همگی خاضعانه فرمانبردار اویند.
یکی از معانی «بل» نفی جملهٔ پیش است؛ لذا به «نه چنین نیست» ترجمه شد.
مادهٔ «قنت» بهمعنی «اطاعت همراه با تواضع و تسلیم» است.
بدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (۱۱۷)
او مبتکر آسمانها و زمین است و هر گاه موضوعی را حتمی کند فقط به آن میگوید: «باش» و میشود.
«بدیع» بهمعنی «پدیدآورندهٔ چیزی نو و بیسابقه» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «مبتکر» میگویند.
برخلاف اغلب ترجمهها که «قضی» را بهمعنی «اراده کردن» گرفتهاند این ماده بهمعنی «حکم کردن و قطعی کردن و نهایی کردن» است که در تعابیر رایج به آن «حتمی کردن» میگویند.
«أمر» بهمعنی «طلب کردن چیزی از جایگاه بالا» است و برای «موضوعی که مطلوب یا مهم باشد» نیز بهکار میرود. در فارسی برای این مفهوم از «موضوع»، «کار» و خود «امر» و در تعابیر عامیانهتر از «چیز» استفاده میشود.
وقَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ لَوْلَا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (۱۱۸)
و کسانی که نمیدانند گفتند چرا خدا با ما سخن نمیگوید یا برای ما نشانهای نمیآید. کسانی که پیش از آنها بودند نیز همانند سخن ایشان را گفتند. دلهایشان مشابه هم است. ما نشانهها را برای گروهی که باور دارند روشن ساختهایم.
اگرچه در اینجا منظور از «آیة» همان «معجزه» است، ولی در ترجمه باید به تعبیر خود قرآن پایبند بود.
إنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ (۱۱۹)
بهراستی که ما تو را بر مبنایی درست بهعنوان مژدهدهنده و هشداردهنده فرستادیم و تو مسئولیتی در قبال اهل دوزخ نداری.
«به حق» بودن یک کار بهمعنی درست بودن مبنای آن است.
اگرچه «لا تسأل» بهصورت تحتاللفظی بهمعنی «پرسیده نمیشوی» است، اما اینجا «مسئولیت نداشتن» مفهوم مناسبتری برای آن است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini