ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۳۴ تا ۳۸ سورهٔ بقره
وإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ (۳۴)
و آنگاه که به فرشتگان گفتیم: «به آدم سجده کنید»؛ پس سجده کردند، جز ابلیس که سر باز زد و خود را بزرگ شمرد و از حقپوشان بود.
«سجد لـ...» بهمعنی سجده کردن به کس یا چیزی است و در آیات دیگر قرآن نیز همین تعبیر برای سجده به خدا بهکار رفته است.
معنای لغوی «اباء» امتناع کردن از انجام کاری است که از آن با «سر باز زدن» نیز تعبیر میشود.
یکی از معانی باب استفعال، «شمردن و در نظر گرفتن» است؛ مانند «استبعاد» یا «استنکار». بر این اساس «استکبار» را نیز میتوان «بزرگ شمردن» ترجمه کرد که منظور از آن، «بزرگ شمردن خود» است.
اغلب مترجمان «کان من الکافرین» را «از کافران شد» ترجمه کردهاند، ولی «کان» بهمعنی «بودن» است و نه «شدن». البته برخی از زبانشناسان این معنی را نیز برای شرایطی که سخن از دگرگونی باشد، ذکر کردهاند؛ ولی در اینجا شاید منظور آیه، اشاره به زمینههای قبلی کفر ابلیس باشد.
وقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ (۳۵)
و گفتیم: «ای آدم، تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و از هر جای آن خواستید، خوب و خوش بخورید؛ ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران خواهید بود.»
اگرچه «جنة» در اصل بهمعنای باغ و بوستان است، ولی در قرآن بارها بهعنوان اسم خاص بهشت موعود بهکار رفته است.
«رغد» در لغت بهمعنی «طیّب و واسع» است که در تعابیر رایج فارسی از آن با تعبیر «خوبی و خوشی» یاد میشود.
فأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ (۳۶)
پس شیطان آن دو را از آن لغزانید و از آنچه در آن بودند بیرونشان کرد؛ و گفتیم: «فرو آیید در حالی که دشمن یکدیگرید و در زمین تا مدتی اقامتگاه و بهرهمندی خواهید داشت.»
«ازلال» بهمعنی لغزاندن است و وقتی با حرف جرّ «عن» میآید بهمعنی «لغزاندن کسی از جایی خاص و خارج کردنش از آن موقعیت» است.
«هبوط» بهمعنی فرود آمدن و ماندن در محلی پایینتر و پستتر است؛ لذا از تعبیر «فرو آمدن» استفاده شد تا هم با ترجمهٔ «نزول» تفاوت داشته باشد و هم بر پست بودن محل ماندن دلالت کند.
فتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (۳۷)
پس آدم از خداوندگارش کلمههایی را فرا گرفت؛ پس بر او روی آورد؛ بهراستی اوست که بسیار بازگشتکنندهٔ بر گناهکاران و مهربان است.
«تلقّی» چیزی از کسی بهمعنی «یاد گرفتن آن مطلب از او» است.
اگرچه مترجمان قرآن «تواب» بودن خدا را «توبهپذیر» بودن او ترجمه کردهاند، ولی با توجه به آیهٔ «تاب علیهم لیتوبوا» (توبه، ۱۱۸) که توبهٔ بندگان را نتیجه و اثر توبهٔ خدا میداند، بهنظر میرسد ترجمهٔ رایج دقیق نیست و نمیتوان توبهٔ خدا در این آیه را «توبهپذیر» بودن او ترجمه کرد. مادهٔ «توب» بهمعنی «بازگشت از گناه» است و وقتی با حرف «علی» بهکار رود، معنی «بازگشت بزرگوارانه بهسوی گناهکاران» را بیان میکند. در واقع، قرآن از رابطهای محبتآمیز میان خدا و بندگان سخن میگوید که با گناه دچار آسیب میشود و لازم است دو طرف این رابطه بهسوی یکدیگر باز گردند تا بار دیگر این رشته برقرار شود؛ اینجاست که عبارت کلیدی «تاب علیهم لیتوبوا» نشان میدهد همواره گام اول این آشتی را خدا بر میدارد و رحمتش را شامل بنده میکند تا زمینهٔ بازگشت او را فراهم آورد. ازآنجاکه در زبان فارسی معادل دقیقی برای این واژه وجود ندارد، مناسبترین ترجمه برای «تاب علی» تعبیر «بر کسی رو آورد» و بهترین ترجمه برای «توّاب» بودن خدا «بسیار بازگشتکنندهٔ بر گناهکاران» است.
قلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (۳۸)
گفتیم: «همگی از آن فرو آیید؛ پس چنانچه از جانب من هدایتی برایتان آمد، کسانی که راهبری مرا دنبال کنند، نه بیمی بر ایشان میرود و نه اندوهگین میشوند.»
«إمّا» از «إن» شرطیه و «ما»ی زائده تشکیل شده و بهمعنی «اگر» یا «چنانچه» است.
همانگونه قبلاً بیان شد، هدایت در قرآن بهمعنای «راهبری» است، ولی از آنجا که در کاربرد نکره، «راهبریای» زیبا بهنظر نمیرسید، از خود هدایت استفاده شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ (۳۴)
و آنگاه که به فرشتگان گفتیم: «به آدم سجده کنید»؛ پس سجده کردند، جز ابلیس که سر باز زد و خود را بزرگ شمرد و از حقپوشان بود.
«سجد لـ...» بهمعنی سجده کردن به کس یا چیزی است و در آیات دیگر قرآن نیز همین تعبیر برای سجده به خدا بهکار رفته است.
معنای لغوی «اباء» امتناع کردن از انجام کاری است که از آن با «سر باز زدن» نیز تعبیر میشود.
یکی از معانی باب استفعال، «شمردن و در نظر گرفتن» است؛ مانند «استبعاد» یا «استنکار». بر این اساس «استکبار» را نیز میتوان «بزرگ شمردن» ترجمه کرد که منظور از آن، «بزرگ شمردن خود» است.
اغلب مترجمان «کان من الکافرین» را «از کافران شد» ترجمه کردهاند، ولی «کان» بهمعنی «بودن» است و نه «شدن». البته برخی از زبانشناسان این معنی را نیز برای شرایطی که سخن از دگرگونی باشد، ذکر کردهاند؛ ولی در اینجا شاید منظور آیه، اشاره به زمینههای قبلی کفر ابلیس باشد.
وقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ (۳۵)
و گفتیم: «ای آدم، تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و از هر جای آن خواستید، خوب و خوش بخورید؛ ولی به این درخت نزدیک نشوید که از ستمگران خواهید بود.»
اگرچه «جنة» در اصل بهمعنای باغ و بوستان است، ولی در قرآن بارها بهعنوان اسم خاص بهشت موعود بهکار رفته است.
«رغد» در لغت بهمعنی «طیّب و واسع» است که در تعابیر رایج فارسی از آن با تعبیر «خوبی و خوشی» یاد میشود.
فأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ (۳۶)
پس شیطان آن دو را از آن لغزانید و از آنچه در آن بودند بیرونشان کرد؛ و گفتیم: «فرو آیید در حالی که دشمن یکدیگرید و در زمین تا مدتی اقامتگاه و بهرهمندی خواهید داشت.»
«ازلال» بهمعنی لغزاندن است و وقتی با حرف جرّ «عن» میآید بهمعنی «لغزاندن کسی از جایی خاص و خارج کردنش از آن موقعیت» است.
«هبوط» بهمعنی فرود آمدن و ماندن در محلی پایینتر و پستتر است؛ لذا از تعبیر «فرو آمدن» استفاده شد تا هم با ترجمهٔ «نزول» تفاوت داشته باشد و هم بر پست بودن محل ماندن دلالت کند.
فتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (۳۷)
پس آدم از خداوندگارش کلمههایی را فرا گرفت؛ پس بر او روی آورد؛ بهراستی اوست که بسیار بازگشتکنندهٔ بر گناهکاران و مهربان است.
«تلقّی» چیزی از کسی بهمعنی «یاد گرفتن آن مطلب از او» است.
اگرچه مترجمان قرآن «تواب» بودن خدا را «توبهپذیر» بودن او ترجمه کردهاند، ولی با توجه به آیهٔ «تاب علیهم لیتوبوا» (توبه، ۱۱۸) که توبهٔ بندگان را نتیجه و اثر توبهٔ خدا میداند، بهنظر میرسد ترجمهٔ رایج دقیق نیست و نمیتوان توبهٔ خدا در این آیه را «توبهپذیر» بودن او ترجمه کرد. مادهٔ «توب» بهمعنی «بازگشت از گناه» است و وقتی با حرف «علی» بهکار رود، معنی «بازگشت بزرگوارانه بهسوی گناهکاران» را بیان میکند. در واقع، قرآن از رابطهای محبتآمیز میان خدا و بندگان سخن میگوید که با گناه دچار آسیب میشود و لازم است دو طرف این رابطه بهسوی یکدیگر باز گردند تا بار دیگر این رشته برقرار شود؛ اینجاست که عبارت کلیدی «تاب علیهم لیتوبوا» نشان میدهد همواره گام اول این آشتی را خدا بر میدارد و رحمتش را شامل بنده میکند تا زمینهٔ بازگشت او را فراهم آورد. ازآنجاکه در زبان فارسی معادل دقیقی برای این واژه وجود ندارد، مناسبترین ترجمه برای «تاب علی» تعبیر «بر کسی رو آورد» و بهترین ترجمه برای «توّاب» بودن خدا «بسیار بازگشتکنندهٔ بر گناهکاران» است.
قلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (۳۸)
گفتیم: «همگی از آن فرو آیید؛ پس چنانچه از جانب من هدایتی برایتان آمد، کسانی که راهبری مرا دنبال کنند، نه بیمی بر ایشان میرود و نه اندوهگین میشوند.»
«إمّا» از «إن» شرطیه و «ما»ی زائده تشکیل شده و بهمعنی «اگر» یا «چنانچه» است.
همانگونه قبلاً بیان شد، هدایت در قرآن بهمعنای «راهبری» است، ولی از آنجا که در کاربرد نکره، «راهبریای» زیبا بهنظر نمیرسید، از خود هدایت استفاده شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini