ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۶۱ تا ۱۶۵ سورهٔ آلعمران
وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿۱۶۱﴾
و هیچ پیامبری را روا نیست که ناخالصانه رفتار کند؛ و هر کس ناخالصی ورزد، آن آلودگی را در روز قیامت میآورد و آنگاه هر کس آنچه را بهدست آورده باشد بهصورت کامل دریافت میکند در حالی که به آنها ستم نمیشود.
مادهٔ «غلل» بهمعنی «وارد کردن چیزی در چیزی دیگر و از بین بردن خلوص آن» است و برخلاف ترجمههای رایج که معادل آن را در این آیه «خیانت» و در آیاتی دیگر «کینه» و مانند آن دانستهاند، باید همان مفهوم گستردهای را که شامل هر نوع ناخالصی از جمله خیانت و کینه و حسد و دیگر پلیدیها میشود معادل آن قرار داد.
توضیح مفهوم «توفّي» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۷۲ سورهٔ بقره گذشت.
أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿۱۶۲﴾
پس آیا آن کس که در پی خشنودی خدا بود، همچون کسی است که به خشمی از جانب خدا در افتاد و دوزخ منزلگاه اوست؟ و چه بد سرانجامی است!
توضیح معنای مادهٔ «بوء» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۱ سورهٔ بقره گذشت.
معنای «مأوی» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۱ همین سوره گذشت.
هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ﴿۱۶۳﴾
آنها رتبههایی نزد خدایند و خدا به آنچه میکنند بیناست.
توضیح معنای «درجة» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۸ سورهٔ بقره گذشت.
در ترجمههای رایج، واژهای چون «اولو» را پیش از «درجات» در تقدیر گرفته و آن را «دارای درجات» ترجمه کردهاند؛ ولی با توجه به اصل بودن عدم تقدیر، بهنظر میرسد این تعبیر بیانگر این نکته است که درجات و رتبههای معنوی که دستاورد پیروی از رضایت خداست، در شخصیت افراد تحقق مییابد و چیزی جز خود انسانهای رشدیافته نیست.
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ﴿۱۶۴﴾
قطعاً خدا بر مؤمنان منّت نهاد که فرستادهای از خودشان را در میانشان بر انگیخت که نشانههایش را بر آنان تلاوت میکند و ایشان را پاکی و رشد میدهد و به آنها کتاب و حکمت میآموزد، با اینکه پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.
توضیح مربوط به واژهٔ «تلاوت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ سورهٔ بقره گذشت.
«تزکیه» هم بهمعنی «پاک کردن» است و هم بهمعنی «رشد دادن».
أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۱۶۵﴾
چرا وقتی مصیبتی به شما رسید که دو برابرش را ایجاد کرده بودید، گفتید: «چگونه چنین شد؟!» بگو: «آن از جانب خودتان بود.» بهراستی خدا بر هر کاری تواناست.
همزه در «أولمّا» استفهام توبیخی است و باید آن را «چرا» ترجمه کرد.
«أنّی» با توجه به معنای لغوی و کاربردهای دیگرش در قرآن باید «چگونگی» ترجمه شود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿۱۶۱﴾
و هیچ پیامبری را روا نیست که ناخالصانه رفتار کند؛ و هر کس ناخالصی ورزد، آن آلودگی را در روز قیامت میآورد و آنگاه هر کس آنچه را بهدست آورده باشد بهصورت کامل دریافت میکند در حالی که به آنها ستم نمیشود.
مادهٔ «غلل» بهمعنی «وارد کردن چیزی در چیزی دیگر و از بین بردن خلوص آن» است و برخلاف ترجمههای رایج که معادل آن را در این آیه «خیانت» و در آیاتی دیگر «کینه» و مانند آن دانستهاند، باید همان مفهوم گستردهای را که شامل هر نوع ناخالصی از جمله خیانت و کینه و حسد و دیگر پلیدیها میشود معادل آن قرار داد.
توضیح مفهوم «توفّي» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۷۲ سورهٔ بقره گذشت.
أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿۱۶۲﴾
پس آیا آن کس که در پی خشنودی خدا بود، همچون کسی است که به خشمی از جانب خدا در افتاد و دوزخ منزلگاه اوست؟ و چه بد سرانجامی است!
توضیح معنای مادهٔ «بوء» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۱ سورهٔ بقره گذشت.
معنای «مأوی» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۱ همین سوره گذشت.
هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ﴿۱۶۳﴾
آنها رتبههایی نزد خدایند و خدا به آنچه میکنند بیناست.
توضیح معنای «درجة» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۸ سورهٔ بقره گذشت.
در ترجمههای رایج، واژهای چون «اولو» را پیش از «درجات» در تقدیر گرفته و آن را «دارای درجات» ترجمه کردهاند؛ ولی با توجه به اصل بودن عدم تقدیر، بهنظر میرسد این تعبیر بیانگر این نکته است که درجات و رتبههای معنوی که دستاورد پیروی از رضایت خداست، در شخصیت افراد تحقق مییابد و چیزی جز خود انسانهای رشدیافته نیست.
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ﴿۱۶۴﴾
قطعاً خدا بر مؤمنان منّت نهاد که فرستادهای از خودشان را در میانشان بر انگیخت که نشانههایش را بر آنان تلاوت میکند و ایشان را پاکی و رشد میدهد و به آنها کتاب و حکمت میآموزد، با اینکه پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.
توضیح مربوط به واژهٔ «تلاوت» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ سورهٔ بقره گذشت.
«تزکیه» هم بهمعنی «پاک کردن» است و هم بهمعنی «رشد دادن».
أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّى هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۱۶۵﴾
چرا وقتی مصیبتی به شما رسید که دو برابرش را ایجاد کرده بودید، گفتید: «چگونه چنین شد؟!» بگو: «آن از جانب خودتان بود.» بهراستی خدا بر هر کاری تواناست.
همزه در «أولمّا» استفهام توبیخی است و باید آن را «چرا» ترجمه کرد.
«أنّی» با توجه به معنای لغوی و کاربردهای دیگرش در قرآن باید «چگونگی» ترجمه شود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini