ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۵۱ تا ۱۵۴ سورهٔ آلعمران
سنلقي في قلوب الذين كفروا الرعب بما أشركوا بالله ما لم ينزل به سلطانا ومأواهم النار وبئس مثوى الظالمين ﴿۱۵۱﴾
بهزودی در دلهای کسانی که حقپوشی کردند - از آن رو که چیزی را شریک خدا قرار دادند که دلیلی قاطع و برتریبخش بر درستی آن فرو نفرستاده است - هراس خواهیم افکند؛ و منزلگاهشان آتش است و چه بد جایگاهی است محل سقوط ستمگران.
«سلطان» بهمعنی «توانایی همراه با برتری» است و برای «آنچه باعث تسلط و برتری میشود» بهکار میرود؛ و «دلیل قاطع و محکمی که موجب برتری یافتن یکی از طرفین بحث میشود» نیز از مصادیق و کاربردهای قرآنی آن است.
«مأوی» اسم مکان از مادهٔ «أوي» بهمعنی «عزیمت بهسوی مقصدی برای استراحت» است.
«مثوی» اسم مکان از مادهٔ «ثوي» بهمعنی «سقوط و هبوط» است.
ولقد صدقكم الله وعده إذ تحسونهم بإذنه حتى إذا فشلتم وتنازعتم في الأمر وعصيتم من بعد ما أراكم ما تحبون منكم من يريد الدنيا ومنكم من يريد الآخرة ثم صرفكم عنهم ليبتليكم ولقد عفا عنكم والله ذو فضل على المؤمنين ﴿۱۵۲﴾
و قطعاً خدا وعدهٔ خود را برای شما تحقق بخشید؛ آنگاه که به اذن او تار و مارشان میکردید؛ تا پس از اینکه آنچه را دوست داشتید به شما نشان داد، سست شدید و در کار با یکدیگر به کشمکش پرداختید و نافرمانی کردید. برخی از شما دنیا را میخواست و برخی خواهان روز واپسین بود. سپس از آنان منصرفتان کرد تا شما را بیازماید و قطعاً از شما در گذشت؛ و خدا اهل افزونبخشی بر مؤمنان است.
مادهٔ «حسس» در اصل بهمعنی «احاطه و غلبه» است و وقتی دربارهٔ جنگ بهکار رود، معنای «مغلوب ساختن با کشتار و شدت عمل» را میرساند که در فارسی به آن «تار و مار کردن» میگویند.
توضیح معنای «فضل» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۴ سورهٔ بقره گذشت.
إذ تصعدون ولا تلوون على أحد والرسول يدعوكم في أخراكم فأثابكم غما بغم لكيلا تحزنوا على ما فاتكم ولا ما أصابكم والله خبير بما تعملون ﴿۱۵۳﴾
آنگاه که بالا میرفتید و به هیچکس توجه نمیکردید، در حالی که این فرستاده شما را در میان آخرینهایتان فرا میخواند. پس خدا با اندوهی پس از اندوهی دیگر مجازاتتان کرد تا نه بهخاطر آنچه از دستش دادید و نه آنچه بر سرتان آمد غصه نخورید. و خدا به آنچه میکنید آگاه است.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۷۸ این سوره گذشت، مادهٔ «لوي» بهمعنی «پیچاندن» است. این ماده وقتی با «علی» بهکار رود معنای «برگرداندن بهسوی کسی یا چیزی» را میرساند که کنایه از «برگرداندن سر» و «توجه کردن» است.
اغلب مترجمان «اخراکم» را بهمعنای «پشت سر شما» و مانند آن دانستهاند؛ در حالی که این واژه بهمعنی «دیگری» و کنایه از «افرادی جز شما» یا «آخرین افراد از شما» است و به افراد معدودی اشاره دارد که در جنگ احد در کنار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) باقی ماندند.
ثم أنزل عليكم من بعد الغمّ أمنة نعاسا يغشى طائفة منكم وطائفة قد أهمتهم أنفسهم يظنون بالله غير الحق ظن الجاهلية يقولون هل لنا من الأمر من شيء قل إن الأمر كله لله يخفون في أنفسهم ما لا يبدون لك يقولون لو كان لنا من الأمر شيء ما قتلنا هاهنا قل لو كنتم في بيوتكم لبرز الذين كتب عليهم القتل إلى مضاجعهم وليبتلي الله ما في صدوركم وليمحص ما في قلوبكم والله عليم بذات الصدور ﴿۱۵۴﴾
سپس بعد از اندوه، آسایشی را بهصورت خوابی سبک بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی نفسشان پریشانشان کرده بود و همچون گمان جاهلیت دربارهٔ خدا گمان نادرست داشتند و میگفتند: «آیا چیزی از این موضوع در اختیار ماست؟» بگو: «بهراستی کار کاملاً در اختیار خداست.» در درون خود چیزی را پنهان میکنند که برای تو آشکار نمیسازند. میگویند: «اگر چیزی از کار دست ما بود، اینجا کشته نمیشدیم.» بگو: «اگر در خانههاتان بودید هم آنان که کشته شدن بر ایشان مقرر شده بود قطعاً بهسوی آرامگاههای خود رهسپار میشدند.» و تا خدا آنچه را در سینههایتان است بیازماید و تا آنچه را در دلهایتان است پالایش کند و خدا به آنچه اختیار سینهها را دارد داناست.
«نعاس» بهمعنی «سست شدن بدن هنگام استراحت» و کنایه از «حالت آرامش پیش از خواب» یا «خواب سبک» است. با توجه به بدل بودن این واژه برای «أمنة» میتوانیم از تعبیر «بهصورت» برای بیان این ارتباط استفاده کنیم.
مادهٔ «همم» در اصل بهمعنی «عزم چیزی داشتن» است و وقتی به باب افعال میرود معنای «وا داشتن به فکر و عزم» را میرساند.
ماده «برز» بهمعنی «آشکار شدن» است، ولی وقتی با حرف «الی» میآید مفهوم «رهسپار شدن به محلی برای جلوه کردن» را بیان میکند.
معنای «تمحیص» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴۱ همین سوره گذشت.
توضیح معنای «ذات الصدور» ذیل آیهٔ ۱۱۹ همین سوره گذشت.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
سنلقي في قلوب الذين كفروا الرعب بما أشركوا بالله ما لم ينزل به سلطانا ومأواهم النار وبئس مثوى الظالمين ﴿۱۵۱﴾
بهزودی در دلهای کسانی که حقپوشی کردند - از آن رو که چیزی را شریک خدا قرار دادند که دلیلی قاطع و برتریبخش بر درستی آن فرو نفرستاده است - هراس خواهیم افکند؛ و منزلگاهشان آتش است و چه بد جایگاهی است محل سقوط ستمگران.
«سلطان» بهمعنی «توانایی همراه با برتری» است و برای «آنچه باعث تسلط و برتری میشود» بهکار میرود؛ و «دلیل قاطع و محکمی که موجب برتری یافتن یکی از طرفین بحث میشود» نیز از مصادیق و کاربردهای قرآنی آن است.
«مأوی» اسم مکان از مادهٔ «أوي» بهمعنی «عزیمت بهسوی مقصدی برای استراحت» است.
«مثوی» اسم مکان از مادهٔ «ثوي» بهمعنی «سقوط و هبوط» است.
ولقد صدقكم الله وعده إذ تحسونهم بإذنه حتى إذا فشلتم وتنازعتم في الأمر وعصيتم من بعد ما أراكم ما تحبون منكم من يريد الدنيا ومنكم من يريد الآخرة ثم صرفكم عنهم ليبتليكم ولقد عفا عنكم والله ذو فضل على المؤمنين ﴿۱۵۲﴾
و قطعاً خدا وعدهٔ خود را برای شما تحقق بخشید؛ آنگاه که به اذن او تار و مارشان میکردید؛ تا پس از اینکه آنچه را دوست داشتید به شما نشان داد، سست شدید و در کار با یکدیگر به کشمکش پرداختید و نافرمانی کردید. برخی از شما دنیا را میخواست و برخی خواهان روز واپسین بود. سپس از آنان منصرفتان کرد تا شما را بیازماید و قطعاً از شما در گذشت؛ و خدا اهل افزونبخشی بر مؤمنان است.
مادهٔ «حسس» در اصل بهمعنی «احاطه و غلبه» است و وقتی دربارهٔ جنگ بهکار رود، معنای «مغلوب ساختن با کشتار و شدت عمل» را میرساند که در فارسی به آن «تار و مار کردن» میگویند.
توضیح معنای «فضل» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۴ سورهٔ بقره گذشت.
إذ تصعدون ولا تلوون على أحد والرسول يدعوكم في أخراكم فأثابكم غما بغم لكيلا تحزنوا على ما فاتكم ولا ما أصابكم والله خبير بما تعملون ﴿۱۵۳﴾
آنگاه که بالا میرفتید و به هیچکس توجه نمیکردید، در حالی که این فرستاده شما را در میان آخرینهایتان فرا میخواند. پس خدا با اندوهی پس از اندوهی دیگر مجازاتتان کرد تا نه بهخاطر آنچه از دستش دادید و نه آنچه بر سرتان آمد غصه نخورید. و خدا به آنچه میکنید آگاه است.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۷۸ این سوره گذشت، مادهٔ «لوي» بهمعنی «پیچاندن» است. این ماده وقتی با «علی» بهکار رود معنای «برگرداندن بهسوی کسی یا چیزی» را میرساند که کنایه از «برگرداندن سر» و «توجه کردن» است.
اغلب مترجمان «اخراکم» را بهمعنای «پشت سر شما» و مانند آن دانستهاند؛ در حالی که این واژه بهمعنی «دیگری» و کنایه از «افرادی جز شما» یا «آخرین افراد از شما» است و به افراد معدودی اشاره دارد که در جنگ احد در کنار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) باقی ماندند.
ثم أنزل عليكم من بعد الغمّ أمنة نعاسا يغشى طائفة منكم وطائفة قد أهمتهم أنفسهم يظنون بالله غير الحق ظن الجاهلية يقولون هل لنا من الأمر من شيء قل إن الأمر كله لله يخفون في أنفسهم ما لا يبدون لك يقولون لو كان لنا من الأمر شيء ما قتلنا هاهنا قل لو كنتم في بيوتكم لبرز الذين كتب عليهم القتل إلى مضاجعهم وليبتلي الله ما في صدوركم وليمحص ما في قلوبكم والله عليم بذات الصدور ﴿۱۵۴﴾
سپس بعد از اندوه، آسایشی را بهصورت خوابی سبک بر شما فرو فرستاد که گروهی از شما را فرا گرفت و گروهی نفسشان پریشانشان کرده بود و همچون گمان جاهلیت دربارهٔ خدا گمان نادرست داشتند و میگفتند: «آیا چیزی از این موضوع در اختیار ماست؟» بگو: «بهراستی کار کاملاً در اختیار خداست.» در درون خود چیزی را پنهان میکنند که برای تو آشکار نمیسازند. میگویند: «اگر چیزی از کار دست ما بود، اینجا کشته نمیشدیم.» بگو: «اگر در خانههاتان بودید هم آنان که کشته شدن بر ایشان مقرر شده بود قطعاً بهسوی آرامگاههای خود رهسپار میشدند.» و تا خدا آنچه را در سینههایتان است بیازماید و تا آنچه را در دلهایتان است پالایش کند و خدا به آنچه اختیار سینهها را دارد داناست.
«نعاس» بهمعنی «سست شدن بدن هنگام استراحت» و کنایه از «حالت آرامش پیش از خواب» یا «خواب سبک» است. با توجه به بدل بودن این واژه برای «أمنة» میتوانیم از تعبیر «بهصورت» برای بیان این ارتباط استفاده کنیم.
مادهٔ «همم» در اصل بهمعنی «عزم چیزی داشتن» است و وقتی به باب افعال میرود معنای «وا داشتن به فکر و عزم» را میرساند.
ماده «برز» بهمعنی «آشکار شدن» است، ولی وقتی با حرف «الی» میآید مفهوم «رهسپار شدن به محلی برای جلوه کردن» را بیان میکند.
معنای «تمحیص» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴۱ همین سوره گذشت.
توضیح معنای «ذات الصدور» ذیل آیهٔ ۱۱۹ همین سوره گذشت.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini