ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۲۷۰ تا ۲۷۳ سورهٔ بقره
وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ ﴿۲۷۰﴾
هر هزینهای را انفاق و هر نذری را تعهد کنید قطعاً خدا آن را میداند. و ستمگران حامیانی نخواهند داشت.
«نذر» بهمعنی «متعهد شدن به کاری خاص» از زبان عبری و سریانی به زبان عربی انتقال یافته و معنایش با ریشهٔ عربی این واژه متفاوت است.
إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئَاتِكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿۲۷۱﴾
اگر صدقات را آشکار کنید که چه خوب چیزی است؛ ولی اگر آن را پنهان سازید و به نیازمندان بدهید برای شما بهتر است و خدا بخشی از بدیهایتان را میپوشاند و از شما نادیده میگیرد و خدا به آنچه میکنید آگاه است.
«نعمّا هي» در اصل «نعم ما هي» بوده است. «نِعمَ» از افعال مدح و بهمعنی «چه خوب است» میباشد.
مادهٔ «کفر» بهمعنی «پوشاندن و نادیده گرفتن» است و با توجه به آمدن «عنکم» و «من» بعد از آن ناچاریم هر دو تعبیر «پوشاندن» و «نادیده گرفتن» را در ترجمه استفاده کنیم تا به مقصود آیه نزدیک شویم.
لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ وَمَا تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ ﴿۲۷۲﴾
راهبری آنها بر عهدهٔ تو نیست، بلکه خدا هر کس را بخواهد راهبری میکند. و هر چیز برگزیدههای را انفاق کنید به سود خودتان است و انفاق نمیکنید مگر در طلب روی خدا و هر چیز برگزیدهای را انفاق کنید بهصورت کامل به خودتان خواهد رسید و به شما ستم نمیشود.
«خیر» افعل تفضیل از مادهٔ «اختیار و برگزیدن» است و بسته به کاربردش، «بهتر» یا «برگزیده» ترجمه میشود و از آنجا که همراه با «من» بیانیه و پس از «ما» آمده است، باید این عبارت را «هر چیز برگزیدهای» ترجمه کرد.
ترجمهٔ مشهور «وجه» به «خشنودی»، استفاده از لازمه و مقصود مجازی لفظ بهجای بیان معنای دقیق آن و مغایر با چیزی است که همان مترجمان در آیهٔ ۱۱۵ این سوره نوشتهاند.
«ما تنفقون الا» بهمعنی «انفاق نمیکنید مگر» است و نه «انفاق نکنید». این ترکیب در فارسی نیز برای تأکید بیشتر بر نهی بهکار میرود.
فعل «توفّي» از مادهٔ «وفي» بهمعنی «کاری را بهصورت تمام و کمال بهانجام رساندن» بسته به کاربردش، «دادن»، «گرفتن»، «رسیدن» یا «انجام دادن» ترجمه میشود.
لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ ﴿۲۷۳﴾
برای نیازمندانی است که در راه خدا در تنگنا قرار گرفتهاند و توان گام زدنی در زمین ندارند و کسی که نمیداند بهخاطر خویشتنداری آنها را بینیاز میپندارد. تو آنها را از چهرهشان میشناسی؛ مصرّانه از مردم درخواست نمیکنند. و هر چیز برگزیدهای را انفاق کنید قطعاً خدا به آن داناست.
«احصار» بهمعنی «در محدودیت و تنگنا قرار دادن» است.
«ضرب» بهمعنی «زدن» است که برای زدن «دست»، «پا» و هر چیز دیگری بهکار میرود و وقتی همراه با «في الأرض» بیاید بهمعنی «زدن پا بر زمین» یعنی «قدم زدن» و کنایه از حرکت و سفر در زمین است.
«سیما» از مادهٔ «وسم» بهمعنی «مشخص کردن» یا «علامت گذاشتن برای آشکار کردن ویژگی باطنی» است که معمولاً برای چهره بهکار میرود.
«الحاف» از مادهٔ «لحف» بهمعنی «در بر گرفتن و احاطه کردن» است که بهعنوان کنایه از به دست و پای افراد پیچیدن و اصرار کردن بهکار میرود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ ﴿۲۷۰﴾
هر هزینهای را انفاق و هر نذری را تعهد کنید قطعاً خدا آن را میداند. و ستمگران حامیانی نخواهند داشت.
«نذر» بهمعنی «متعهد شدن به کاری خاص» از زبان عبری و سریانی به زبان عربی انتقال یافته و معنایش با ریشهٔ عربی این واژه متفاوت است.
إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئَاتِكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿۲۷۱﴾
اگر صدقات را آشکار کنید که چه خوب چیزی است؛ ولی اگر آن را پنهان سازید و به نیازمندان بدهید برای شما بهتر است و خدا بخشی از بدیهایتان را میپوشاند و از شما نادیده میگیرد و خدا به آنچه میکنید آگاه است.
«نعمّا هي» در اصل «نعم ما هي» بوده است. «نِعمَ» از افعال مدح و بهمعنی «چه خوب است» میباشد.
مادهٔ «کفر» بهمعنی «پوشاندن و نادیده گرفتن» است و با توجه به آمدن «عنکم» و «من» بعد از آن ناچاریم هر دو تعبیر «پوشاندن» و «نادیده گرفتن» را در ترجمه استفاده کنیم تا به مقصود آیه نزدیک شویم.
لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ وَمَا تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ ﴿۲۷۲﴾
راهبری آنها بر عهدهٔ تو نیست، بلکه خدا هر کس را بخواهد راهبری میکند. و هر چیز برگزیدههای را انفاق کنید به سود خودتان است و انفاق نمیکنید مگر در طلب روی خدا و هر چیز برگزیدهای را انفاق کنید بهصورت کامل به خودتان خواهد رسید و به شما ستم نمیشود.
«خیر» افعل تفضیل از مادهٔ «اختیار و برگزیدن» است و بسته به کاربردش، «بهتر» یا «برگزیده» ترجمه میشود و از آنجا که همراه با «من» بیانیه و پس از «ما» آمده است، باید این عبارت را «هر چیز برگزیدهای» ترجمه کرد.
ترجمهٔ مشهور «وجه» به «خشنودی»، استفاده از لازمه و مقصود مجازی لفظ بهجای بیان معنای دقیق آن و مغایر با چیزی است که همان مترجمان در آیهٔ ۱۱۵ این سوره نوشتهاند.
«ما تنفقون الا» بهمعنی «انفاق نمیکنید مگر» است و نه «انفاق نکنید». این ترکیب در فارسی نیز برای تأکید بیشتر بر نهی بهکار میرود.
فعل «توفّي» از مادهٔ «وفي» بهمعنی «کاری را بهصورت تمام و کمال بهانجام رساندن» بسته به کاربردش، «دادن»، «گرفتن»، «رسیدن» یا «انجام دادن» ترجمه میشود.
لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ ﴿۲۷۳﴾
برای نیازمندانی است که در راه خدا در تنگنا قرار گرفتهاند و توان گام زدنی در زمین ندارند و کسی که نمیداند بهخاطر خویشتنداری آنها را بینیاز میپندارد. تو آنها را از چهرهشان میشناسی؛ مصرّانه از مردم درخواست نمیکنند. و هر چیز برگزیدهای را انفاق کنید قطعاً خدا به آن داناست.
«احصار» بهمعنی «در محدودیت و تنگنا قرار دادن» است.
«ضرب» بهمعنی «زدن» است که برای زدن «دست»، «پا» و هر چیز دیگری بهکار میرود و وقتی همراه با «في الأرض» بیاید بهمعنی «زدن پا بر زمین» یعنی «قدم زدن» و کنایه از حرکت و سفر در زمین است.
«سیما» از مادهٔ «وسم» بهمعنی «مشخص کردن» یا «علامت گذاشتن برای آشکار کردن ویژگی باطنی» است که معمولاً برای چهره بهکار میرود.
«الحاف» از مادهٔ «لحف» بهمعنی «در بر گرفتن و احاطه کردن» است که بهعنوان کنایه از به دست و پای افراد پیچیدن و اصرار کردن بهکار میرود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini