ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۲۰۰ تا پایان سورهٔ اعراف
وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٠٠﴾
و اگر از جانب شیطان بددلی شدیدی به دلت افتاد، به خدا پناه ببر که بهراستی او شنوا و داناست.
مادهٔ «نزغ» بهمعنی «القای شر و فساد در دل» است که میتواند از طریق وسوسه، کلام یا رفتار باشد. بنا بر این، نظر اغلب مترجمان که آن را «وسوسه» ترجمه کردهاند، دقیق نیست.
نون تأکید در «ینزغنّک» میتوانند بیانگر شدّت «نزغ» در دل باشد.
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ ﴿٢٠١﴾
بهراستی کسانی که پروا پیشه کردهاند، هنگامی که دچار پرسهزنندهای از جانب شیطان شوند، حواس خود را جمع میکنند و ناگهان بینا میشوند.
«طائف» از مادهٔ «طوف» بهمعنی «حرکت در اطراف چیزی» است. اغلب مترجمان بدون توجه به این نکته آن را «وسوسه» ترجمه کردهاند.
توضیح معنای «متذکر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره بیان شد.
وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ ﴿٢٠٢﴾
و برادرانشان آنان را در راه شر و فساد میکشانند و آنگاه کوتاهی نمیکنند.
توضیح معنای «غي» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵۶ سورهٔ بقره گذشت.
وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ مِن رَّبِّي هَٰذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿٢٠٣﴾
و چون برایشان نشانهای نیاوری، گویند: «چرا آن را برنگزیدی؟» بگو: «من فقط چیزی را پیروی میکنم که از جانب خداوندگارم به من وحی میشود؛ این بینشهایی است از جانب خداوندگارتان و راهبری و مهری است برای گروهی که ایمان میآورند.»
«بصائر» جمع «بصیرة» بهمعنای بینش و بینایی درونی است.
وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿٢٠٤﴾
و چون قرآن خوانده شود، به آن گوش فرا دهید و حرف نزنید؛ باشد که بر شما مهر آورده شود.
معنای «ترحمون» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۲ سورهٔ آلعمران بیان شد.
«انصات» با «صمت» و «سکوت» متفاوت است و مفهوم «حرف نزدن» را بیان میکند.
وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ ﴿٢٠٥﴾
و خداوندگارت را ملتمسانه و بیمناک و بدون بلند کردن صدای سخن، بامدادان و در ساعات آخر روز در دلت یاد کن و از غافلان مباش.
«في نفسک» در اصل بهمعنی «در خودت» است، ولی این مفهوم در فارسی با تعبیر «در دلت» بهکار میرود.
معنای «تضرع» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۲ سورهٔ انعام توضیح داده شد.
توضیح معنای «غدو» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۱ سورهٔ آلعمران بیان شد.
«آصال» جمع «أصیل» است که برای اشاره به «ساعت آخر روز» بهکار میرود. اغلب مترجمان به این نکته توجه نکرده و آن را بهمعنی «شب» دانستهاند.
إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ ﴿٢٠٦﴾
بهراستی کسانی که نزد خداوندگار تواند، از بندگی او با خودبزرگبینی نمیگذرند و پاک و منزّهش میشمرند و او را سجده میکنند.
«استکبار» در لغت بهمعنی «در پی بزرگی بودن یا بزرگیطلبی» است و «عن» بهمعنی «مجاوزت» است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٠٠﴾
و اگر از جانب شیطان بددلی شدیدی به دلت افتاد، به خدا پناه ببر که بهراستی او شنوا و داناست.
مادهٔ «نزغ» بهمعنی «القای شر و فساد در دل» است که میتواند از طریق وسوسه، کلام یا رفتار باشد. بنا بر این، نظر اغلب مترجمان که آن را «وسوسه» ترجمه کردهاند، دقیق نیست.
نون تأکید در «ینزغنّک» میتوانند بیانگر شدّت «نزغ» در دل باشد.
إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ ﴿٢٠١﴾
بهراستی کسانی که پروا پیشه کردهاند، هنگامی که دچار پرسهزنندهای از جانب شیطان شوند، حواس خود را جمع میکنند و ناگهان بینا میشوند.
«طائف» از مادهٔ «طوف» بهمعنی «حرکت در اطراف چیزی» است. اغلب مترجمان بدون توجه به این نکته آن را «وسوسه» ترجمه کردهاند.
توضیح معنای «متذکر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره بیان شد.
وَإِخْوَانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الْغَيِّ ثُمَّ لَا يُقْصِرُونَ ﴿٢٠٢﴾
و برادرانشان آنان را در راه شر و فساد میکشانند و آنگاه کوتاهی نمیکنند.
توضیح معنای «غي» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۵۶ سورهٔ بقره گذشت.
وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُوا لَوْلَا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَىٰ إِلَيَّ مِن رَّبِّي هَٰذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿٢٠٣﴾
و چون برایشان نشانهای نیاوری، گویند: «چرا آن را برنگزیدی؟» بگو: «من فقط چیزی را پیروی میکنم که از جانب خداوندگارم به من وحی میشود؛ این بینشهایی است از جانب خداوندگارتان و راهبری و مهری است برای گروهی که ایمان میآورند.»
«بصائر» جمع «بصیرة» بهمعنای بینش و بینایی درونی است.
وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿٢٠٤﴾
و چون قرآن خوانده شود، به آن گوش فرا دهید و حرف نزنید؛ باشد که بر شما مهر آورده شود.
معنای «ترحمون» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۲ سورهٔ آلعمران بیان شد.
«انصات» با «صمت» و «سکوت» متفاوت است و مفهوم «حرف نزدن» را بیان میکند.
وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُن مِّنَ الْغَافِلِينَ ﴿٢٠٥﴾
و خداوندگارت را ملتمسانه و بیمناک و بدون بلند کردن صدای سخن، بامدادان و در ساعات آخر روز در دلت یاد کن و از غافلان مباش.
«في نفسک» در اصل بهمعنی «در خودت» است، ولی این مفهوم در فارسی با تعبیر «در دلت» بهکار میرود.
معنای «تضرع» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۲ سورهٔ انعام توضیح داده شد.
توضیح معنای «غدو» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۱ سورهٔ آلعمران بیان شد.
«آصال» جمع «أصیل» است که برای اشاره به «ساعت آخر روز» بهکار میرود. اغلب مترجمان به این نکته توجه نکرده و آن را بهمعنی «شب» دانستهاند.
إِنَّ الَّذِينَ عِندَ رَبِّكَ لَا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَيُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ يَسْجُدُونَ ﴿٢٠٦﴾
بهراستی کسانی که نزد خداوندگار تواند، از بندگی او با خودبزرگبینی نمیگذرند و پاک و منزّهش میشمرند و او را سجده میکنند.
«استکبار» در لغت بهمعنی «در پی بزرگی بودن یا بزرگیطلبی» است و «عن» بهمعنی «مجاوزت» است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini