ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۷۳ تا ۱۷۹ سورهٔ اعراف
أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾
یا بگویید: «جز این نیست که پدرانمان پیش از این شرک ورزیدند و ما دودمانی پس از آنان بودیم؛ پس آیا ما را بهخاطر آنچه پایهگذاران باطل انجام دادند نابود میکنی؟»
«مبطل» یعنی «کسی که چیزی را باطل و لغو میکند» و با توجه به سیاق آیه، منظور از آن، نسلهای گذشتهای است که پایههای شرک و باطل را ایجاد کردند. زیرا پیام آیه این است که هر کس باید خودش تصمیم بگیرد و نمیتواند به بهانهٔ اینکه پدرانمان شرک را بنا گذاشتند، از خودش سلب مسئولیت کند.
وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿١٧٤﴾
و بدانسان نشانهها را جدا جدا ارائه میکنیم؛ و باشد که بازگردند.
توضیح معنای «تفصیل» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ سورهٔ انعام ارائه شد.
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿١٧٥﴾
و خبر کسی را بر آنان تلاوت کن که نشانههایمان را به او دادیم، ولی از آنها برکنده شد؛ پس شیطان او را به تبعیت واداشت و از رهروان تباهی شد.
معنای «تلاوت» و دلیل تفاوت آن با «خواندن» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
«سلخ» بهمعنی «کندن و جدا کردن» است و وقتی به باب انفعال میرود، معنای «کنده شدن» را بیان میکند.
«إتباع» بهمعنی «دنبالهرو قرار دادن» است، ولی اغلب مترجمان آن را با «إتّباع» که بهمعی «دنبال کردن» است اشتباه گرفتهاند.
مادهٔ «غوي» بهمعنی «رفتن به راه خطا و باطل» است و با «گمراهی» که اغلب مترجمان استفاده کردهاند تفاوت دارد.
وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ۚذَٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿١٧٦﴾
و اگر میخواستیم با آنها بالا میبردیمش، ولی او به زمین چسبید و از هوسش پیروی کرد؛ پس داستانش همچون داستان سگ است که اگر بر او حمله آوری لهله میزند، و اگر رهایش کنی باز لهله میزند؛ آن داستان گروهی است که نشانههای ما را دروغ شمردند. پس قصهها را برایشان بازگو کن، شاید بیندیشند.
مادهٔ «خلد» بهمعنی «دوام و جاودانگی» است و وقتی با «الی» بهکار میرود، مفهوم «تمایل و چسبندگی به چیزی برای مداومت با آن» را بیان میکند.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷ سورهٔ بقره بیان شد، رایجترین معادل «مثَل» در فارسی، «داستان» یا «جریان» است.
«لهث» در لغت بهمعنی «آشکار شدن اضطراب، هیجان یا تشنگی در دهان و زبان» است که به آن «لهله زدن» میگویند. تعابیری چون «زبان بیرون آوردن» که اغلب مترجمان استفاده کردهاند، یکی از نمودها و نشانههای این معنی است و نه ترجمهٔ دقیق آن.
توضیح معنای مادهٔ «قصص» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۰ سورهٔ انعام بیان شد.
سَاءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَأَنْفُسَهُمْ كَانُوا يَظْلِمُونَ ﴿١٧٧﴾
چه بد داستانی دارند آن گروهی که نشانههای ما را دروغ شمردند و به خودشان ستم میکردند.
بهمنظور توجه به تفاوت «کذّب» با «کذّب بـ» اولی را «تکذیب کردن» و دومی را «دروغ شمردن» ترجمه میکنیم.
مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَنْ يُضْلِلْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿١٧٨﴾
هر که را خدا راهبری کند، پس اوست که راهیافته است و هر که را گمراه سازد، پس ایشاناند که زیانکارند.
همانگونه که در ترجمهٔ سورهٔ حمد بیان شد، «هدایت» در قرآن بهمعنی «راهنمایی» نیست، بلکه بهمعنی «راهبری» و «راهیابی» است.
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ﴿١٧٩﴾
و بهراستی بسیاری از جن و انس را برای جهنم پدید آوردیم؛ دلهایی دارند که با آن نمیفهمند و چشمهایی دارند که با آن نمیبینند و گوشهایی دارند که با آن نمیشنوند؛ آنان مانند دامهایند و بلکه گمراهترند؛ آناناند که غافلاند.
مادهٔ «ذرأ» در اصل بهمعنی «گسترش دادن پس از ایجاد» است.
معنای «انعام» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴ سورهٔ آلعمران بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
أَوْ تَقُولُوا إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِنْ قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ﴿١٧٣﴾
یا بگویید: «جز این نیست که پدرانمان پیش از این شرک ورزیدند و ما دودمانی پس از آنان بودیم؛ پس آیا ما را بهخاطر آنچه پایهگذاران باطل انجام دادند نابود میکنی؟»
«مبطل» یعنی «کسی که چیزی را باطل و لغو میکند» و با توجه به سیاق آیه، منظور از آن، نسلهای گذشتهای است که پایههای شرک و باطل را ایجاد کردند. زیرا پیام آیه این است که هر کس باید خودش تصمیم بگیرد و نمیتواند به بهانهٔ اینکه پدرانمان شرک را بنا گذاشتند، از خودش سلب مسئولیت کند.
وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿١٧٤﴾
و بدانسان نشانهها را جدا جدا ارائه میکنیم؛ و باشد که بازگردند.
توضیح معنای «تفصیل» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ سورهٔ انعام ارائه شد.
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿١٧٥﴾
و خبر کسی را بر آنان تلاوت کن که نشانههایمان را به او دادیم، ولی از آنها برکنده شد؛ پس شیطان او را به تبعیت واداشت و از رهروان تباهی شد.
معنای «تلاوت» و دلیل تفاوت آن با «خواندن» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۴ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
«سلخ» بهمعنی «کندن و جدا کردن» است و وقتی به باب انفعال میرود، معنای «کنده شدن» را بیان میکند.
«إتباع» بهمعنی «دنبالهرو قرار دادن» است، ولی اغلب مترجمان آن را با «إتّباع» که بهمعی «دنبال کردن» است اشتباه گرفتهاند.
مادهٔ «غوي» بهمعنی «رفتن به راه خطا و باطل» است و با «گمراهی» که اغلب مترجمان استفاده کردهاند تفاوت دارد.
وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ۚذَٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿١٧٦﴾
و اگر میخواستیم با آنها بالا میبردیمش، ولی او به زمین چسبید و از هوسش پیروی کرد؛ پس داستانش همچون داستان سگ است که اگر بر او حمله آوری لهله میزند، و اگر رهایش کنی باز لهله میزند؛ آن داستان گروهی است که نشانههای ما را دروغ شمردند. پس قصهها را برایشان بازگو کن، شاید بیندیشند.
مادهٔ «خلد» بهمعنی «دوام و جاودانگی» است و وقتی با «الی» بهکار میرود، مفهوم «تمایل و چسبندگی به چیزی برای مداومت با آن» را بیان میکند.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷ سورهٔ بقره بیان شد، رایجترین معادل «مثَل» در فارسی، «داستان» یا «جریان» است.
«لهث» در لغت بهمعنی «آشکار شدن اضطراب، هیجان یا تشنگی در دهان و زبان» است که به آن «لهله زدن» میگویند. تعابیری چون «زبان بیرون آوردن» که اغلب مترجمان استفاده کردهاند، یکی از نمودها و نشانههای این معنی است و نه ترجمهٔ دقیق آن.
توضیح معنای مادهٔ «قصص» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۰ سورهٔ انعام بیان شد.
سَاءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَأَنْفُسَهُمْ كَانُوا يَظْلِمُونَ ﴿١٧٧﴾
چه بد داستانی دارند آن گروهی که نشانههای ما را دروغ شمردند و به خودشان ستم میکردند.
بهمنظور توجه به تفاوت «کذّب» با «کذّب بـ» اولی را «تکذیب کردن» و دومی را «دروغ شمردن» ترجمه میکنیم.
مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَمَنْ يُضْلِلْ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿١٧٨﴾
هر که را خدا راهبری کند، پس اوست که راهیافته است و هر که را گمراه سازد، پس ایشاناند که زیانکارند.
همانگونه که در ترجمهٔ سورهٔ حمد بیان شد، «هدایت» در قرآن بهمعنی «راهنمایی» نیست، بلکه بهمعنی «راهبری» و «راهیابی» است.
وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا يَسْمَعُونَ بِهَا أُولَٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ﴿١٧٩﴾
و بهراستی بسیاری از جن و انس را برای جهنم پدید آوردیم؛ دلهایی دارند که با آن نمیفهمند و چشمهایی دارند که با آن نمیبینند و گوشهایی دارند که با آن نمیشنوند؛ آنان مانند دامهایند و بلکه گمراهترند؛ آناناند که غافلاند.
مادهٔ «ذرأ» در اصل بهمعنی «گسترش دادن پس از ایجاد» است.
معنای «انعام» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴ سورهٔ آلعمران بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini