ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۵۸ تا ۶۲ سورهٔ انعام
قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ ﴿۵۸﴾
بگو: «اگر آنچه با شتاب خواهان آنید نزد من بود، قطعاً کار میان من و شما یکسره شده بود. و خدا ستمکاران را بهتر میشناسد.»
توضیح معنای «قضي» و «أمر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۷ سورهٔ بقره و آیهٔ ۲۱۰ همان سوره بیان شد.
وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ ﴿۵۹﴾
و گنجینههای ماورا نزد اوست، در حالی که کسی جز او آنها را نمیداند؛ و آنچه را در خشکی و دریاست میداند. و هیچ برگی نمیافتد، مگر اینکه آن را میداند؛ و نیز هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی، مگر اینکه در کتابی آشکار وجود دارد.
«مفاتح» جمع «مَفتَح» بهمعنی «خزانه و گنجینه» است و «مفاتیح»جمع «مفتاح» بهمعنی «کلید».
در ترجمهٔ آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء توضیح لازم دربارهٔ معنای «غیب» ارائه شد.
جملهٔ «لا یعلمها الا هو» حالیه است و باید بر این اساس ترجمه شود.
واژهٔ «مبین» در همهجای قرآن بهمعنی «آشکار» است.
وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُمْ بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَىٰ أَجَلٌ مُسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۶۰﴾
و او کسی است که جان شما را در شب میگیرد و آنچه را در روز بر سر خود آوردهاید میداند، آنگاه شما را در آن برمیانگیزد تا سررسیدی مشخص حتمی شود. سپس بازگشت شما بهسوی اوست، آنگاه شما را به آنچه انجام میدادید، آگاه میکند.
توضیح معنای «توفي» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۳۴ سورهٔ بقره بیان شد.
«جرح» و «جراحت» بهمعنی «تأثیر و شکافی که بر خلاف جریان طبیعی بر چیزی وارد شود» است. این تعبیر کنایی برای اشاره به تأثیر منفی گناه بر دل و جان آدمی بهکار میرود و در تعابیر رایج فارسی نزدیکترین معادل آن، «بر سر آوردن» است. از آنجا که این تعبیر بدون متعلقش بهکار نمیرود، ناچاریم «خود» را نیز به آن بیفزاییم.
معنای «قضی» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۷ سورهٔ بقره بیان شد.
وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يُفَرِّطُونَ ﴿۶۱﴾
و اوست مقتدری که بر بندگانش تسلط دارد و بر شما نگهبانانی گسیل میدارد، تا آنگاه که یکی از شما را مرگ فرا رسد، فرستادگان ما جان او را میگیرند، در حالی که آنان کوتاهی نمیکنند.
«قهر» بهمعنای «چیرگی و تسلط مقتدرانه» است.
ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ أَلَا لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ ﴿۶۲﴾
آنگاه به سوی خدا، مولای راستینشان بازگردانده میشوند. آگاه باشید که فرماندهی از آنِ اوست، و او سریعترین حسابرس است.
توضیح معنای «مولی» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۰ سورهٔ آلعمران بیان شد.
معنای «حکم» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۹ سورهٔ آلعمران توضیح داده شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِيَ الْأَمْرُ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ ﴿۵۸﴾
بگو: «اگر آنچه با شتاب خواهان آنید نزد من بود، قطعاً کار میان من و شما یکسره شده بود. و خدا ستمکاران را بهتر میشناسد.»
توضیح معنای «قضي» و «أمر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۷ سورهٔ بقره و آیهٔ ۲۱۰ همان سوره بیان شد.
وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيْبِ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا هُوَ وَيَعْلَمُ مَا فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي كِتَابٍ مُبِينٍ ﴿۵۹﴾
و گنجینههای ماورا نزد اوست، در حالی که کسی جز او آنها را نمیداند؛ و آنچه را در خشکی و دریاست میداند. و هیچ برگی نمیافتد، مگر اینکه آن را میداند؛ و نیز هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی، مگر اینکه در کتابی آشکار وجود دارد.
«مفاتح» جمع «مَفتَح» بهمعنی «خزانه و گنجینه» است و «مفاتیح»جمع «مفتاح» بهمعنی «کلید».
در ترجمهٔ آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء توضیح لازم دربارهٔ معنای «غیب» ارائه شد.
جملهٔ «لا یعلمها الا هو» حالیه است و باید بر این اساس ترجمه شود.
واژهٔ «مبین» در همهجای قرآن بهمعنی «آشکار» است.
وَهُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَيَعْلَمُ مَا جَرَحْتُمْ بِالنَّهَارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضَىٰ أَجَلٌ مُسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۶۰﴾
و او کسی است که جان شما را در شب میگیرد و آنچه را در روز بر سر خود آوردهاید میداند، آنگاه شما را در آن برمیانگیزد تا سررسیدی مشخص حتمی شود. سپس بازگشت شما بهسوی اوست، آنگاه شما را به آنچه انجام میدادید، آگاه میکند.
توضیح معنای «توفي» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۳۴ سورهٔ بقره بیان شد.
«جرح» و «جراحت» بهمعنی «تأثیر و شکافی که بر خلاف جریان طبیعی بر چیزی وارد شود» است. این تعبیر کنایی برای اشاره به تأثیر منفی گناه بر دل و جان آدمی بهکار میرود و در تعابیر رایج فارسی نزدیکترین معادل آن، «بر سر آوردن» است. از آنجا که این تعبیر بدون متعلقش بهکار نمیرود، ناچاریم «خود» را نیز به آن بیفزاییم.
معنای «قضی» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۷ سورهٔ بقره بیان شد.
وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا يُفَرِّطُونَ ﴿۶۱﴾
و اوست مقتدری که بر بندگانش تسلط دارد و بر شما نگهبانانی گسیل میدارد، تا آنگاه که یکی از شما را مرگ فرا رسد، فرستادگان ما جان او را میگیرند، در حالی که آنان کوتاهی نمیکنند.
«قهر» بهمعنای «چیرگی و تسلط مقتدرانه» است.
ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ أَلَا لَهُ الْحُكْمُ وَهُوَ أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ ﴿۶۲﴾
آنگاه به سوی خدا، مولای راستینشان بازگردانده میشوند. آگاه باشید که فرماندهی از آنِ اوست، و او سریعترین حسابرس است.
توضیح معنای «مولی» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۵۰ سورهٔ آلعمران بیان شد.
معنای «حکم» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۹ سورهٔ آلعمران توضیح داده شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini