تأملی در «ذات الصدور»
تقریباً همهٔ مفسران و مترجمان قرآن «ذات الصدور» در عبارت «إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» را که بارها در قرآن بهکار رفته، بهمعنای «درون سینهها» یا مفاهیمی شبیه آن دانستهاند. این در حالی است که هیچ دلیل و شاهد لغوی یا قرآنی بر اینکه واژهٔ «ذات» بهمعنی «درون» باشد در دست نیست.
آنچه منابع لغت دربارهٔ کلمهٔ «ذات» بیان میکنند این است که این واژه مؤنث «ذا» و «ذو» است و وقتی به اسمی اضافه شود، «دارا بودن» را میرساند. کاربردهای متعدد قرآنی آن مانند «ذات البروج»، «ذات الوقود» و «ذات الشوکة» نیز همین معنی را تأیید میکند. لذا در تعابیری چون «ذات الیمین»، «ذات بینکم» و «ذات ألواح» بهترتیب، واژههای «جهة» و «حالة» و «سفینة» در تقدیر گرفته میشود تا مفهوم «دارا بودن» در آنها وجود داشته باشد.
اما مشخص نیست چرا همه وقتی به «ذات الصدور» میرسند بهجای برخورد یکسان، مقصودی را که بهصورت کلی در ذهن دارند بر آن تحمیل میکنند و معنای لغوی را تغییر میدهند. این مترجمان حتی اگر بخواهند طبق نظر نادرست برخی لغتشناسان، «ذات» را بهمعنی «جوهر و حقیقت» بگیرند، باید «ذات الصدور» را «حقیقت سینهها» ترجمه کنند نه «درون سینهها».
معنای لغوی و اقتضای کاربردهای قرآنی «ذات»، آن را معادل «دارنده» یا «دارا» قرار میدهد. لذا در «إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» سخن از دانا بودن خدا به چیزی است که زمام دلها را در اختیار میگیرد و از موضعی برتر، مالک سینهها و دلها میشود. پس اینجا واژهای چون «أشیاء» یا «حقایق» در تقدیر است که با «ذات الصدور» یعنی «دارنده و صاحباختیار سینهها» توصیف میشود.
شاید به نظر برسد این نکتهسنجی لازم نیست و نتیجهٔ نهایی تفاوت چندانی ندارد؛ چون به هر حال، منظور آیه این است که خدا هر چه در دلهای ما باشد را میداند؛ ولی دقت به معنای لغوی و کاربردهای قرآنی، علاوه بر جلوگیری از خطای علمی، نشان میدهد در این عبارت علاوه بر آگاهی خدا از دلها، به سیطره و حکمرانی حب و بغض و نیّات در وجود انسان نیز اشاره شده است.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
تقریباً همهٔ مفسران و مترجمان قرآن «ذات الصدور» در عبارت «إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» را که بارها در قرآن بهکار رفته، بهمعنای «درون سینهها» یا مفاهیمی شبیه آن دانستهاند. این در حالی است که هیچ دلیل و شاهد لغوی یا قرآنی بر اینکه واژهٔ «ذات» بهمعنی «درون» باشد در دست نیست.
آنچه منابع لغت دربارهٔ کلمهٔ «ذات» بیان میکنند این است که این واژه مؤنث «ذا» و «ذو» است و وقتی به اسمی اضافه شود، «دارا بودن» را میرساند. کاربردهای متعدد قرآنی آن مانند «ذات البروج»، «ذات الوقود» و «ذات الشوکة» نیز همین معنی را تأیید میکند. لذا در تعابیری چون «ذات الیمین»، «ذات بینکم» و «ذات ألواح» بهترتیب، واژههای «جهة» و «حالة» و «سفینة» در تقدیر گرفته میشود تا مفهوم «دارا بودن» در آنها وجود داشته باشد.
اما مشخص نیست چرا همه وقتی به «ذات الصدور» میرسند بهجای برخورد یکسان، مقصودی را که بهصورت کلی در ذهن دارند بر آن تحمیل میکنند و معنای لغوی را تغییر میدهند. این مترجمان حتی اگر بخواهند طبق نظر نادرست برخی لغتشناسان، «ذات» را بهمعنی «جوهر و حقیقت» بگیرند، باید «ذات الصدور» را «حقیقت سینهها» ترجمه کنند نه «درون سینهها».
معنای لغوی و اقتضای کاربردهای قرآنی «ذات»، آن را معادل «دارنده» یا «دارا» قرار میدهد. لذا در «إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» سخن از دانا بودن خدا به چیزی است که زمام دلها را در اختیار میگیرد و از موضعی برتر، مالک سینهها و دلها میشود. پس اینجا واژهای چون «أشیاء» یا «حقایق» در تقدیر است که با «ذات الصدور» یعنی «دارنده و صاحباختیار سینهها» توصیف میشود.
شاید به نظر برسد این نکتهسنجی لازم نیست و نتیجهٔ نهایی تفاوت چندانی ندارد؛ چون به هر حال، منظور آیه این است که خدا هر چه در دلهای ما باشد را میداند؛ ولی دقت به معنای لغوی و کاربردهای قرآنی، علاوه بر جلوگیری از خطای علمی، نشان میدهد در این عبارت علاوه بر آگاهی خدا از دلها، به سیطره و حکمرانی حب و بغض و نیّات در وجود انسان نیز اشاره شده است.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini