ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۶ تا ۱۰ سورهٔ توبه
وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٦﴾
و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، پناهش بده تا سخن خدا را بشنود، سپس او را به جای امنش برسان؛ چراکه آنان گروهیاند که نمیدانند.
مادهٔ «جور» در اصل بهمعنی «تمایل یافتن و نزدیک شدن» است و به همین مناسبت «جار» برای «همسایه» بهکار میرود؛ لذا «استیجار» مفهوم «درخواست در کنار و پناه قرار گرفتن» را بیان میکند و «اجاره» برای «در کنار و پناه قرار دادن» استفاده میشود. البته باید توجه داشت واژهٔ «استیجار» که در فارسی برای «اجاره دادن و اجرت گرفتن» بهکار میرود، تعبیر نادرستی از «استئجار» از ریشهٔ «أجر» است.
كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ﴿٧﴾
چطور ممکن است پیمان مشرکان نزد خدا و فرستادهاش محترم باشد؟! مگر آنان که نزد مسجدالحرام با آنها پیمان بستید؛ پس تا وقتی که به پای شما ایستادند، شما نیز به پای آنان بایستید؛ که بیتردید خدا پرواپیشگان را دوست دارد.
«بودن عهد نزد کسی» بیانی کنایی برای اشاره به «محترم بودن عهد نزد آن فرد» است.
با توجه به آمدن لام بعد از «استقامت» باید آن را بهگونهای ترجمه کرد که مفهوم «پایداری کردن برای کسی» از آن فهمیده شود؛ لذا از تعبیر «ایستادن به پای» استفاده شد.
كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَىٰ قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ ﴿٨ٰٰ﴾
چطور ممکن است، در حالی که اگر آنان بر شما چیره شوند، نه رابطهای طبیعی را در حق شما پاس میدارند و نه پیمانی را؟! با باز کردن دهانشان خشنودتان میکنند؛ با آنکه دلهایشان سر باز میزند؛ و بیشترشان نابهکارند.
مادهٔ «ظهر» وقتی با «علی» بهکار رود بهمعنای «غلبه و چیرگی» است.
مادهٔ «ألل» بهمعنی «رابطه و پیوند ثابت و طبیعی» است.
مادهٔ «ذمم» در اصل بهمعنی «بدگویی و سرزنش» است و «ذمّة» برای «پیمان» استفاده میشود زیرا به «سرزنش بهخاطر پایبند نبودن به عهد و پیمان» اشاره دارد.
توضیح معنای مادهٔ «فوه» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۸ سورهٔ آلعمران گذشت.
معنای مادهٔ «أبي» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۴ سورهٔ بقره بیان شد.
اشْتَرَوْا بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٩﴾
نشانههای خدا را به بهای اندکی فروختند و از راه او بازداشتند؛ بهراستی چه بد بود آنچه انجام میدادند.
واژهٔ «اشتراء» از اضداد است و هم بهمعنی «خریدن» و هم بهمعنی «فروختن» بهکار میرود.
توضیح معنای «صدد» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۱۷ سورهٔ بقره گذشت.
لَا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ ﴿١٠﴾
هیچ رابطهٔ طبیعی و پیمانی را در حق هیچ مؤمنی پاس نمیدارند؛ و آنان همان تجاوزکاران به حقوق دیگراناند.
توضیح معنای «اعتداء» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۱ سورهٔ بقره بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجَارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٦﴾
و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، پناهش بده تا سخن خدا را بشنود، سپس او را به جای امنش برسان؛ چراکه آنان گروهیاند که نمیدانند.
مادهٔ «جور» در اصل بهمعنی «تمایل یافتن و نزدیک شدن» است و به همین مناسبت «جار» برای «همسایه» بهکار میرود؛ لذا «استیجار» مفهوم «درخواست در کنار و پناه قرار گرفتن» را بیان میکند و «اجاره» برای «در کنار و پناه قرار دادن» استفاده میشود. البته باید توجه داشت واژهٔ «استیجار» که در فارسی برای «اجاره دادن و اجرت گرفتن» بهکار میرود، تعبیر نادرستی از «استئجار» از ریشهٔ «أجر» است.
كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَعِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ﴿٧﴾
چطور ممکن است پیمان مشرکان نزد خدا و فرستادهاش محترم باشد؟! مگر آنان که نزد مسجدالحرام با آنها پیمان بستید؛ پس تا وقتی که به پای شما ایستادند، شما نیز به پای آنان بایستید؛ که بیتردید خدا پرواپیشگان را دوست دارد.
«بودن عهد نزد کسی» بیانی کنایی برای اشاره به «محترم بودن عهد نزد آن فرد» است.
با توجه به آمدن لام بعد از «استقامت» باید آن را بهگونهای ترجمه کرد که مفهوم «پایداری کردن برای کسی» از آن فهمیده شود؛ لذا از تعبیر «ایستادن به پای» استفاده شد.
كَيْفَ وَإِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لَا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَىٰ قُلُوبُهُمْ وَأَكْثَرُهُمْ فَاسِقُونَ ﴿٨ٰٰ﴾
چطور ممکن است، در حالی که اگر آنان بر شما چیره شوند، نه رابطهای طبیعی را در حق شما پاس میدارند و نه پیمانی را؟! با باز کردن دهانشان خشنودتان میکنند؛ با آنکه دلهایشان سر باز میزند؛ و بیشترشان نابهکارند.
مادهٔ «ظهر» وقتی با «علی» بهکار رود بهمعنای «غلبه و چیرگی» است.
مادهٔ «ألل» بهمعنی «رابطه و پیوند ثابت و طبیعی» است.
مادهٔ «ذمم» در اصل بهمعنی «بدگویی و سرزنش» است و «ذمّة» برای «پیمان» استفاده میشود زیرا به «سرزنش بهخاطر پایبند نبودن به عهد و پیمان» اشاره دارد.
توضیح معنای مادهٔ «فوه» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۸ سورهٔ آلعمران گذشت.
معنای مادهٔ «أبي» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۴ سورهٔ بقره بیان شد.
اشْتَرَوْا بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٩﴾
نشانههای خدا را به بهای اندکی فروختند و از راه او بازداشتند؛ بهراستی چه بد بود آنچه انجام میدادند.
واژهٔ «اشتراء» از اضداد است و هم بهمعنی «خریدن» و هم بهمعنی «فروختن» بهکار میرود.
توضیح معنای «صدد» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۱۷ سورهٔ بقره گذشت.
لَا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُعْتَدُونَ ﴿١٠﴾
هیچ رابطهٔ طبیعی و پیمانی را در حق هیچ مؤمنی پاس نمیدارند؛ و آنان همان تجاوزکاران به حقوق دیگراناند.
توضیح معنای «اعتداء» در ترجمهٔ آیهٔ ۶۱ سورهٔ بقره بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini