یادداشت‌ها#۳۰۷۴

ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۹۲ تا ۹۷ سورهٔ اعراف

الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْبًا كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا فِيهَا الَّذِينَ كَذَّبُوا شُعَيْبًا كَانُوا هُمُ الْخَاسِرِينَ ﴿٩٢﴾
کسانی که شعیب را تکذیب کردند، گویی با رفاه در آن سکونت نداشتند؛ کسانی که شعیب را تکذیب کردند، هم ایشان زیانکار بودند.

مادهٔ «غني» به معنای «بی‌نیازی» است؛ ولی از آنجا که محل سکونت از مهم‌ترین عوامل یا نشانه‌های بی‌نیازی به‌شمار می‌رود، این ماده برای مفهوم «سکونت» و «منزل» نیز به‌کار رفته است. با این حال به‌منظور توجه به تأثیر استفاده از این تعبیر به‌جای الفاظ دیگری که بر سکونت دلالت دارند، قید «با رفاه» نیز افزوده شد تا به «بی‌نیازی» نیز اشاره شده باشد.
«هُم» ضمیر فصل است و بر نوعی تأکید و انحصار دلالت دارد، لذا از تعبیر «هم ایشان‌» استفاده شد تا حدودی از این مفهوم منتقل شود.

فَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسَالَاتِ رَبِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ فَكَيْفَ آسَىٰ عَلَىٰ قَوْمٍ كَافِرِينَ ﴿٩٣﴾
پس از آنان روی گرداند و گفت: «ای قوم من، به راستی پیام‌های خداوندگارم را به شما رساندم و برایتان خیرخواهی کردم؛ پس چرا باید به‌خاطر قومی حق‌پوش اندوهگین و متأسف باشم؟»

«آسى» از ریشهٔ «أسي» به‌معنای «اندوهگین و متأسف شدن» است.
«کیف» در اینجا با توجه به سیاق، مفهوم «لازم و ضروری نبودن» را بیان می‌کند. در تعابیر رایج فارسی برای این مفهوم از «چرا باید» استفاده می‌شود.

وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ ﴿٩٤﴾
و در هیچ آبادی‌ای پیامبری را نفرستادیم، مگر اینکه اهل آن را به سختی و خسارت‌ دیدن گرفتار کردیم، باشد که با فروتنی درخواست کنند.

توضیح معنای «بأساء» و «ضراء» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۷ سورهٔ بقره بیان شد.
معنای «تضرع» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۲ سورهٔ انعام توضیح داده شد.

ثُمَّ بَدَّلْنَا مَكَانَ السَّيِّئَةِ الْحَسَنَةَ حَتَّىٰ عَفَوا وَّقَالُوا قَدْ مَسَّ آبَاءَنَا الضَّرَّاءُ وَالسَّرَّاءُ فَأَخَذْنَاهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿٩٥﴾
سپس به جای بدی، خوشی را جایگزین ساختیم تا اینکه بی‌توجهی کردند و گفتند: «به پدرانمان نیز خسارت و خوشی رسیده بود»، پس ناگهان در حالی که متوجه نبودند آنها را فرو گرفتیم.

اغلب مترجمان «عفوا» را به‌معنی «فراوان و انبوه شدند» گرفته‌اند، در حالی «عفو» در اصل به‌معنای «صرف نظر کردن و بی‌توجهی» است؛ ضمن اینکه فراوان شدن با مفهوم و سیاق آیه هماهنگی چندانی ندارد و منظور آیه این است که آنها به رفاه و خوشی‌هایی که نصیبشان شده بود بی‌توجهی کردند و شکرش را به‌جا نیاوردند.
«سرّاء» از مادهٔ «سرور» و به‌معنی «شادی و خوشی» است.

وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰكِن كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿٩٦﴾
و اگر مردم آبادی‌ها ایمان می‌آوردند و پروا می‌کردند، قطعاً برکاتی را از آسمان و زمین بر آنان می‌گشودیم، ولی تکذیب کردند؛ پس آنان را به‌خاطر آنچه به‌دست می‌آوردند فرو گرفتیم.

«برکة» به‌معنی «افزونی در خوبی» است، ولی از آنجا که خود این واژه در فارسی کاربرد دارد، نیازی به ترجمهٔ آن نیست.

أَفَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرَىٰ أَن يَأْتِيَهُم بَأْسُنَا بَيَاتًا وَهُمْ نَائِمُونَ ﴿٩٧﴾
آیا مردم آبادی‌ها خیالشان از این راحت است که شبانگاهان در حالی که خوابیده‌اند، ناملایمات سختمان به سراغشان بیاید؟

معنای «بأس» نیز در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۷ سورهٔ بقره بیان شد.
معنای «بیتوتة» در ترجمهٔ آیهٔ ۴ همین سوره توضیح داده شد.
مادهٔ «أمن» در اصل به‌معنی «سکون نفس و رفع اضطراب» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «راحت بودن خیال» گفته می‌شود.

این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.

#ترجمه_گروهی_قرآن

@hamidhossaini
مشاهده در Telegramقرآن۷:۹۲–۹۷

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».