فرایند یک جعل تاریخی در سایهٔ سکوت عالمان
دعایی بسیار نغز و پرمغز از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در کتابهای حدیثی ما نقل شده است که آن حضرت عرض کرد: 《اَلَلَّهُمَّ اَرِنِی الْاَشْیَاءَ کَمَا هِیَ؛ خداوندا! حقایق را آن گونه که هست، به من نشان بده.》
از امام سجاد علیه السلام نیز این دعا نقل شده که عرض کرد: 《اللهم ارنی الاشیاء کما هی، ثم ارنی الحق حقاً و ارزقنی اتباعه و ارنی الباطل باطلا و ارزقنی اجتنابه؛ خدایا چیزها را همانگونه که هستند، به من بنما. پس حقانیتِ حق را و بطلانِ باطل را نشانم بده و آنگاه توفیق پیروی از حق و دوری از باطل را نصیبم کن》
اولیای خدا که در حقبینی و حقپرستی سرآمدند آرزویشان آن است که حقایق را همانگونه که هست ببینند و "خیالات" در ذهن و اندیشهٔ آنان راه نیابد.
نکتهٔ مهمّی را میتوان از این دعا فهمید و آن اینکه گویا فهم انسان راهزن دارد و آدمی تمایل دارد حقایق، آنگونه که "دلش" میخواهد باشند. از اینرو خبرها و گزارشها و تحلیلهایی را میپذیرد و پخش میکند که "دلش" میخواهد و "خواهش هایش" میپسندد.
این دعا بهانهای شد تا آنچه را که این روزها در بارهٔ برخی مناسبتهای مذهبی شاهدیم خوب بنگریم و آن را بر عقل و حقیقت عَرضه کنیم.
سالیانی نه چندان دور، برخی نهادها و به دنبالشان برخی هیئتها، تاریخی را برای تولد و وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها منظور کردند. آن تاریخ هیچ پشتوانه تاریخی معتبر نداشت.
آن رویدادِ ناخوشایند را گذراندیم تا اینکه در همین سه یا چهار سال اخیر با اصطلاحِ وفاتِ "شهادتگونه" آن حضرت روبهرو شدیم. عالمان و منبریان معزز در بارهٔ این تغییرِ اصطلاح سکوت کردند. و چه بسا به پیشواز رفتند و آن را پذیرفتند.
و طبیعی بود که امسال جامعهٔ مذهبی پیشرفت کند و تقریباً همهٔ اعلامیهها و پلاکاردها و مجالس به اصطلاحِ "شهادت" آن حضرت مزین گردد.
یک ناظر بیرونی میتواند ببیند که چگونه یک رویداد تاریخی دچار چنین سرنوشتی شده است.
به گمانم ما مذهبیان نیز آرزویمان است که حقیقت آنگونه که ما میخواهیم باشد. یعنی به خیال خود بر کمالات آن حضرت بیفزاییم و مناسک و عزاداریهایمان را پرشورتر برگزار کنیم.
آیا نسل امروز و فردا نخواهند گفت: مبادا دیگر حقایقِ دینی و تاریخی نیز به این سرنوشت دچار شده باشد و تحریفی ناجوانمردانه در آن رخ داده باشد و عالمان در برابر آن سکوت کرده باشند؟!
خدا کند که چنین نباشد!
صادق محمودی
@hamidhossaini
دعایی بسیار نغز و پرمغز از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در کتابهای حدیثی ما نقل شده است که آن حضرت عرض کرد: 《اَلَلَّهُمَّ اَرِنِی الْاَشْیَاءَ کَمَا هِیَ؛ خداوندا! حقایق را آن گونه که هست، به من نشان بده.》
از امام سجاد علیه السلام نیز این دعا نقل شده که عرض کرد: 《اللهم ارنی الاشیاء کما هی، ثم ارنی الحق حقاً و ارزقنی اتباعه و ارنی الباطل باطلا و ارزقنی اجتنابه؛ خدایا چیزها را همانگونه که هستند، به من بنما. پس حقانیتِ حق را و بطلانِ باطل را نشانم بده و آنگاه توفیق پیروی از حق و دوری از باطل را نصیبم کن》
اولیای خدا که در حقبینی و حقپرستی سرآمدند آرزویشان آن است که حقایق را همانگونه که هست ببینند و "خیالات" در ذهن و اندیشهٔ آنان راه نیابد.
نکتهٔ مهمّی را میتوان از این دعا فهمید و آن اینکه گویا فهم انسان راهزن دارد و آدمی تمایل دارد حقایق، آنگونه که "دلش" میخواهد باشند. از اینرو خبرها و گزارشها و تحلیلهایی را میپذیرد و پخش میکند که "دلش" میخواهد و "خواهش هایش" میپسندد.
این دعا بهانهای شد تا آنچه را که این روزها در بارهٔ برخی مناسبتهای مذهبی شاهدیم خوب بنگریم و آن را بر عقل و حقیقت عَرضه کنیم.
سالیانی نه چندان دور، برخی نهادها و به دنبالشان برخی هیئتها، تاریخی را برای تولد و وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها منظور کردند. آن تاریخ هیچ پشتوانه تاریخی معتبر نداشت.
آن رویدادِ ناخوشایند را گذراندیم تا اینکه در همین سه یا چهار سال اخیر با اصطلاحِ وفاتِ "شهادتگونه" آن حضرت روبهرو شدیم. عالمان و منبریان معزز در بارهٔ این تغییرِ اصطلاح سکوت کردند. و چه بسا به پیشواز رفتند و آن را پذیرفتند.
و طبیعی بود که امسال جامعهٔ مذهبی پیشرفت کند و تقریباً همهٔ اعلامیهها و پلاکاردها و مجالس به اصطلاحِ "شهادت" آن حضرت مزین گردد.
یک ناظر بیرونی میتواند ببیند که چگونه یک رویداد تاریخی دچار چنین سرنوشتی شده است.
به گمانم ما مذهبیان نیز آرزویمان است که حقیقت آنگونه که ما میخواهیم باشد. یعنی به خیال خود بر کمالات آن حضرت بیفزاییم و مناسک و عزاداریهایمان را پرشورتر برگزار کنیم.
آیا نسل امروز و فردا نخواهند گفت: مبادا دیگر حقایقِ دینی و تاریخی نیز به این سرنوشت دچار شده باشد و تحریفی ناجوانمردانه در آن رخ داده باشد و عالمان در برابر آن سکوت کرده باشند؟!
خدا کند که چنین نباشد!
صادق محمودی
@hamidhossaini