ترجمه پیشنهادی آیات ۸ تا ۱۵ سورهٔ اعراف
وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۸﴾
و سنجش در آن روز حقیقت است؛ پس کسانی که ترازوهایشان سنگین باشد، آنان رستگاران واقعیاند.
«وزن» مصدر و بهمعنی «اندازهگیری دقیق» است. البته برخی از مفسران، منظور از این واژه را «معیار سنجش» دانسته و برداشتشان از آیه این است که «در آن روز همه چیز با حقیقت سنجیده میشود.» اگرچه این برداشت عمیق و جالبی است، ولی ناچاریم در ترجمه به الفاظ پایبند باشیم. با این حال، «الحق» را «حقیقت» ترجمه کردیم تا جا برای این تفسیر هم باز باشد.
وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَٰئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُم بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ ﴿۹﴾
و کسانی که ترازوهایشان سبک باشد، آنان کسانی هستند که بر اثر ستمی که نسبت به نشانههای ما روا میداشتند، از نظر شخصیت دچار زیان شدند.
توضیح عبارت «خسروا أنفسهم» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲ سورهٔ انعام بیان شد.
وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿۱۰﴾
و بهراستی به شما در زمین اقتدار بخشیدیم و در آن برایتان ساز و کارهای زندگی قرار دادیم؛ چه کم است قدرشناسی شما!
توضیح معنای «تمکین» در ترجمهٔ آیهٔ ۶ سورهٔ انعام بیان شد.
«معایش» جمع «معیشة» است که میتواند ترکیبی از اسم مصدر و اسم آلت باشد و مفهوم «شیوه و وسائل زندگی را بیان میکند که در تعابیر رایج فارسی به آن «ساز و کارهای زندگی» گفته میشود.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۵۲ سورهٔ بقره بیان شد، «شکر» بهمعنی «قدرشناسی» است.
وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿۱۱﴾
و بهراستی شما را آفریدیم، سپس نگارگریتان کردیم، سپس به فرشتگان گفتیم: «به آدم سجده کنید»؛ پس سجده کردند مگر ابلیس که از سجدهکنندگان نبود.
تعبیر «اسجدوا ل» در همهجای قرآن مانند «اسجدوا لله» بهمعنی «سجده کردن به» آمده است و اینکه بسیاری از مترجمان آن را در این آیه «سجده کردن برای» ترجمه کردهاند، با ترجمههای خودشان در دیگر آیات هماهنگی ندارد. البته مقصود اصلی از سجده کردن به آدم باید در مباحث تفسیری بررسی شود.
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿۱۲﴾
فرمود: «آنگاه که فرمانت دادم، چه چیزی تو را باز داشت که سجده نکنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریدی و او را از گل.»
در ترجمهٔ «ما منعک ألا تسجد» باید به الفاظ وفادار بود. «ألا تسجد» بهمعنی «که سجده نکنی» است و نه «سجده نکردی» یا «سجده کنی». مقصود این عبارت این است که «چه چیزی تو را باز داشت و موجب شد که سجده نکنی».
قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ﴿۱۳﴾
فرمود: «پس، از آن فرو آی که تو را نسزد در آن تکبر ورزی؛ پس بیرون شو که بهراستی تو از جملهٔ حقیران هستی.»
معنای «هبوط» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۶ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ انعام بیان شد، بهترین معادل برای کاربردهای قرآنی مادهٔ «صغر» تعبیر «حقارت» است.
قَالَ أَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿۱۴﴾
گفت: «مرا تا روزی که برانگیخته میشوند مهلت ده.»
«انظار» در اصل بهمعنی «دیگری را ناظر قرار دادن» یا بهتعبیری «فرصت دادن به دیگران برای نگاه کردن» است که برای «مهلت دادن و تأخیر انداختن» بهکار میرود.
قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿۱۵﴾
فرمود: «تو از مهلتیافتگانی.»
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۸﴾
و سنجش در آن روز حقیقت است؛ پس کسانی که ترازوهایشان سنگین باشد، آنان رستگاران واقعیاند.
«وزن» مصدر و بهمعنی «اندازهگیری دقیق» است. البته برخی از مفسران، منظور از این واژه را «معیار سنجش» دانسته و برداشتشان از آیه این است که «در آن روز همه چیز با حقیقت سنجیده میشود.» اگرچه این برداشت عمیق و جالبی است، ولی ناچاریم در ترجمه به الفاظ پایبند باشیم. با این حال، «الحق» را «حقیقت» ترجمه کردیم تا جا برای این تفسیر هم باز باشد.
وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُولَٰئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُم بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ ﴿۹﴾
و کسانی که ترازوهایشان سبک باشد، آنان کسانی هستند که بر اثر ستمی که نسبت به نشانههای ما روا میداشتند، از نظر شخصیت دچار زیان شدند.
توضیح عبارت «خسروا أنفسهم» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲ سورهٔ انعام بیان شد.
وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِي الْأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِيهَا مَعَايِشَ قَلِيلًا مَّا تَشْكُرُونَ ﴿۱۰﴾
و بهراستی به شما در زمین اقتدار بخشیدیم و در آن برایتان ساز و کارهای زندگی قرار دادیم؛ چه کم است قدرشناسی شما!
توضیح معنای «تمکین» در ترجمهٔ آیهٔ ۶ سورهٔ انعام بیان شد.
«معایش» جمع «معیشة» است که میتواند ترکیبی از اسم مصدر و اسم آلت باشد و مفهوم «شیوه و وسائل زندگی را بیان میکند که در تعابیر رایج فارسی به آن «ساز و کارهای زندگی» گفته میشود.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۵۲ سورهٔ بقره بیان شد، «شکر» بهمعنی «قدرشناسی» است.
وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿۱۱﴾
و بهراستی شما را آفریدیم، سپس نگارگریتان کردیم، سپس به فرشتگان گفتیم: «به آدم سجده کنید»؛ پس سجده کردند مگر ابلیس که از سجدهکنندگان نبود.
تعبیر «اسجدوا ل» در همهجای قرآن مانند «اسجدوا لله» بهمعنی «سجده کردن به» آمده است و اینکه بسیاری از مترجمان آن را در این آیه «سجده کردن برای» ترجمه کردهاند، با ترجمههای خودشان در دیگر آیات هماهنگی ندارد. البته مقصود اصلی از سجده کردن به آدم باید در مباحث تفسیری بررسی شود.
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿۱۲﴾
فرمود: «آنگاه که فرمانت دادم، چه چیزی تو را باز داشت که سجده نکنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریدی و او را از گل.»
در ترجمهٔ «ما منعک ألا تسجد» باید به الفاظ وفادار بود. «ألا تسجد» بهمعنی «که سجده نکنی» است و نه «سجده نکردی» یا «سجده کنی». مقصود این عبارت این است که «چه چیزی تو را باز داشت و موجب شد که سجده نکنی».
قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ﴿۱۳﴾
فرمود: «پس، از آن فرو آی که تو را نسزد در آن تکبر ورزی؛ پس بیرون شو که بهراستی تو از جملهٔ حقیران هستی.»
معنای «هبوط» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۶ سورهٔ بقره توضیح داده شد.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۲۴ سورهٔ انعام بیان شد، بهترین معادل برای کاربردهای قرآنی مادهٔ «صغر» تعبیر «حقارت» است.
قَالَ أَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿۱۴﴾
گفت: «مرا تا روزی که برانگیخته میشوند مهلت ده.»
«انظار» در اصل بهمعنی «دیگری را ناظر قرار دادن» یا بهتعبیری «فرصت دادن به دیگران برای نگاه کردن» است که برای «مهلت دادن و تأخیر انداختن» بهکار میرود.
قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿۱۵﴾
فرمود: «تو از مهلتیافتگانی.»
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini