یادداشت‌ها#۲۸۱۶

۱٫۶ هزار بازدید ترجمهٔ گروهی قرآن
ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۶ تا ۱۰ سورهٔ انعام

أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ وَأَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَيْهِمْ مِدْرَارًا وَجَعَلْنَا الْأَنْهَارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْنَاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَأَنْشَأْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْنًا آخَرِينَ ﴿۶﴾
آیا ندیدند که پیش از آنها چه بسیار مردمانی هم‌دوره‌ را نابود کردیم که به ایشان اقتداری در زمین بخشیده بودیم که برای شما فراهم نیاورده‌ایم و آسمان را به‌عنوان وسیله‌ای برای بارش پیاپی بر آنها فرستادیم و جوی‌ها را از زیرشان روان قرار دادیم، سپس ایشان را به گناهانشان نابود کردیم و پس از آنها هم‌دوره‌هایی دیگر را پدید آوردیم؟

«قرن» به‌معنی «قرین» و در اصل به‌معنی «نزدیک و کنار هم بودن» است. این واژه برای اشاره به «افراد، اشیاء یا زمان‌های کنار هم قرار گرفته» به‌کار می‌رود و در تاریخ برای دورهٔ زمانی صد ساله استفاده می‌شود.
«تمکین» به‌معنی «تمکّن بخشیدن» یا «مستقر ساختن همراه با تسلط و قدرت» است.
«مکناهم» صفت «قرن» است و باید بر همان اساس ترجمه شود.
اگرچه «سماء»‌ در این آیه می‌تواند کنایه از «ابر» و «باران» باشد، ولی استفاده از خود این تعبیر دارای حکمت و نکته‌ای است که باید در ترجمه نیز بازتاب داشته باشد؛ لذا روش اغلب مترجمان در جایگزین کردن مقصود کنایی به‌جای معادل، روش درستی به‌نظر نمی‌رسد.
«مدرار» اسم آلت از مادهٔ «درر» به‌معنی «ابزاری برای جریان و سیلان دادن پیاپی» است. با توجه به این نکته می‌توان به راز استفاده از تعبیر «فرستادن آسمان» پی برد و مقصود از آن را مبالغه در اعطای نعمت‌های بزرگ دانست؛ یعنی «امکانات و قدرت فراوانی به آنها بخشیدیم، تا جایی که آسمان را به وسیله‌‌ای برای بارش پیاپی بر آنها تبدیل کردیم و این وسیله را در اختیار آنها قرار دادیم.»

وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ ﴿۷﴾
و حتی اگر کتابی را در کاغذی بر تو فرو می‌فرستادیم و با دستانشان لمسش می‌کردند، باز هم کسانی که حق‌پوشی کرده‌اند می‌گفتند: «این جز جادویی آشکار نیست.»

«ولو» در این سیاق علاوه بر شرط، مفهوم «حتی» را نیز در بر دارد و بر همان اساس در جوابش «باز هم» می‌آید.
«قرطاس» در اصل واژه‌ای سریانی و یونانی به‌معنی «صفحه‌ای نازک و لطیف که برای نوشتن ساخته شده» است. گونه‌های نخستین این محصول که امروزه به آن «کاغذ» می‌گویند، در چین تولید می‌شده است.

وَقَالُوا لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ وَلَوْ أَنْزَلْنَا مَلَكًا لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لَا يُنْظَرُونَ ﴿۸﴾
و گفتند: «چرا فرشته‌ای بر او فرو فرستاده نشده است؟» در حالی که اگر فرشته‌ای فرو می‌فرستادیم، قطعاً کار یک‌سره می‌شد و دیگر مهلت نمی‌یافتند.

توضیح معنای «قضي» و «أمر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۱۷ سورهٔ بقره و آیهٔ ۲۱۰ همان سوره بیان شد.

وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَجَعَلْنَاهُ رَجُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِمْ مَا يَلْبِسُونَ ﴿۹﴾
و حتی اگر او را فرشته قرار می‌دادیم، باز هم به‌صورت مردی قرارش می‌دادیم و باز هم آنچه را می‌پوشانند بر آنها پوشیده می‌داشتیم.

«لبس» به‌معنی «پوشاندن» و منظور از آن «آمیختن امور و مشتبه ساختن آن» است.

وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُمْ مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿۱۰﴾
و قطعاً فرستادگانی پیش از تو به تمسخر گرفته شدند، ولی بر سر کسانی که آنها را مسخره کردند، همان چیزی آمد که به تمسخرش می‌گرفتند.

«حاق» از مادهٔ «حوق» یا «حیق» به‌معنی «احاطه کردن» یا «نازل شدن و فرود آمدن» است. امروزه در تعابیر رایج فارسی برای بیان این مفهوم از «بر سر کسی آمدن» استفاده می‌شود.

این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.

#ترجمه_گروهی_قرآن

@hamidhossaini
مشاهده در Telegramقرآن۶:۶–۱۰

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».