ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۸۸ تا ۹۱ سورهٔ انعام
ذَٰلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۸۸﴾
آن راهبری خداست که هر کس از بندگانش را بخواهد با آن راهبری میکند؛ و اگر شرک بورزند، آنچه انجام میدادند از اعتبار خواهد افتاد و از دستشان خواهد رفت.
معنای «هدایت» در ترجمهٔ آیهٔ ششم سورهٔ حمد بیان شد.
«حبط» بهمعنی «سقوط و محو شدن» است.
اغلب مترجمان به تفاوت «حبط عنهم ما کانوا یعملون» با «حبط ما کانوا یعملون» توجه نکردهاند. تعبیر این آیه شبیه تعبیر «ضل عنهم ما کانوا یفترون» در آیهٔ ۲۴ همین سوره است و باید به همان روش ترجمه شود.
أُولَٰئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِنْ يَكْفُرْ بِهَا هَٰؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ ﴿۸۹﴾
آنان کسانی هستند که به ایشان کتاب و مأموریت و پیامبری دادیم؛ پس اگر اینان نسبت به آنها حقپوشی کنند، قطعاً گروهی را برای پیگیری این موضوعات گماشتهایم که دربارهٔ آنها پوشانندهٔ حق نیستند.
معنای «حکم» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۹ سورهٔ آلعمران توضیح داده شد.
ضمیر «بها» هر سه بار به «کتاب و حکم و نبوت» برمیگردد و باید بهصورت جمع ترجمه شود تا بازگشتشان به آن موضوعات سهگانه مشخص باشد.
زمان فعل «فقد وکلنا» گذشته است و بر خلاف نظر اغلب مترجمان باید به همان صورت ترجمه شود.
«وکّل ب» یعنی «کسی را مأمور و عهدهدار کاری قرار دادن» که در فارسی برای این مفهوم از تعبیر «گماشتن برای پیگیری» استفاده میشود، نه «گماشتن بر» که ترجمهٔ «وکّل علی» است. در آیهٔ ۱۱ سورهٔ سجده نیز «ملک الموت الذي وُکّل بکم» یعنی: «ملک الموتی که برای پیگیری شما گمارده شده است».
أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَالَمِينَ ﴿۹۰﴾
آنان کسانی هستند که خدا راهبریشان کرده است؛ پس به راهبری شدنشان اقتدا کن. بگو: «در برابرش از شما پاداشی نمیخواهم. آن چیزی نیست جز یادکردی برای جهانیان.»
به قرینهٔ «هدی الله» که از راهبری شدن آنها سخن میگوید، «هم» در «هداهم» نقش مفعولی دارد و باید بر همان اساس ترجمه شود.
حرف پایانی «اقتده» برای وقف و سکت است و معنای خاصی ندارد.
وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَىٰ بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَىٰ نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ﴿۹۱﴾
و خدا را آنگونه که شایستۀ بزرگی اوست به بزرگی نشناختند، آنگاه که گفتند: «خدا هیچ چیزی بر هیچ بشری فرو نفرستاده است!» بگو: «چه کسی کتابی را که موسی آورد، در حالی که نوری و هدایتی برای مردم بود، فرو فرستاد؟ آن را کاغذهایی قرار میدهید که آشکارشان میکنید و بسیاری را پنهان میسازید؛ و چیزهایی به شما آموزش داده شد که نه خودتان میدانستید و نه پدرانتان.» بگو: «خدا.» سپس آنان را غرق در سرگرمی باطلشان در حالی که بازی میکنند رها کن.
«قَدَر» بهمعنی «اندازه» و «قَدْر» بهمعنی «تعیین و شناخت اندازه یا اندازهگیری» است. از آنجا که تعبیر «شناخت اندازه» برای خدا قابل استفاده نیست، از «شناخت بزرگی» استفاده شد و برای نشان دادن تفاوت «ما قدروا» با فعلی چون «ما عرفوا» ترجمهٔ آن، «به بزرگی نشناختند» در نظر گرفته شد.
توضیح معنای «قرطاس» در ترجمهٔ آیهٔ هفتم همین سوره بیان شد.
«الله» در این آیه بیان پاسخ پرسشی است که دربارهٔ فرو فرستندهٔ کتاب موسی (علیهالسلام) پرسیده شده بود و مفهومش «خدا آن را فرو فرستاد» است؛ ولی چون در متن آیه بهصورت مقدر آمده، در ترجمه نیز نباید ظاهر شود.
توضیح معنای «خوض» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴۰ سورهٔ نساء گذشت.
اغلب مترجمان «یلعبون» را «بازی کنند» ترجمه کردهاند، در حالی که چنین ترجمهای در صورتی درست بود که در آیه، «یلعبوا» بهعنوان جواب امر میآمد؛ اما «یلعبون» حال است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
ذَٰلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۸۸﴾
آن راهبری خداست که هر کس از بندگانش را بخواهد با آن راهبری میکند؛ و اگر شرک بورزند، آنچه انجام میدادند از اعتبار خواهد افتاد و از دستشان خواهد رفت.
معنای «هدایت» در ترجمهٔ آیهٔ ششم سورهٔ حمد بیان شد.
«حبط» بهمعنی «سقوط و محو شدن» است.
اغلب مترجمان به تفاوت «حبط عنهم ما کانوا یعملون» با «حبط ما کانوا یعملون» توجه نکردهاند. تعبیر این آیه شبیه تعبیر «ضل عنهم ما کانوا یفترون» در آیهٔ ۲۴ همین سوره است و باید به همان روش ترجمه شود.
أُولَٰئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ فَإِنْ يَكْفُرْ بِهَا هَٰؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَيْسُوا بِهَا بِكَافِرِينَ ﴿۸۹﴾
آنان کسانی هستند که به ایشان کتاب و مأموریت و پیامبری دادیم؛ پس اگر اینان نسبت به آنها حقپوشی کنند، قطعاً گروهی را برای پیگیری این موضوعات گماشتهایم که دربارهٔ آنها پوشانندهٔ حق نیستند.
معنای «حکم» در ترجمهٔ آیهٔ ۷۹ سورهٔ آلعمران توضیح داده شد.
ضمیر «بها» هر سه بار به «کتاب و حکم و نبوت» برمیگردد و باید بهصورت جمع ترجمه شود تا بازگشتشان به آن موضوعات سهگانه مشخص باشد.
زمان فعل «فقد وکلنا» گذشته است و بر خلاف نظر اغلب مترجمان باید به همان صورت ترجمه شود.
«وکّل ب» یعنی «کسی را مأمور و عهدهدار کاری قرار دادن» که در فارسی برای این مفهوم از تعبیر «گماشتن برای پیگیری» استفاده میشود، نه «گماشتن بر» که ترجمهٔ «وکّل علی» است. در آیهٔ ۱۱ سورهٔ سجده نیز «ملک الموت الذي وُکّل بکم» یعنی: «ملک الموتی که برای پیگیری شما گمارده شده است».
أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَىٰ لِلْعَالَمِينَ ﴿۹۰﴾
آنان کسانی هستند که خدا راهبریشان کرده است؛ پس به راهبری شدنشان اقتدا کن. بگو: «در برابرش از شما پاداشی نمیخواهم. آن چیزی نیست جز یادکردی برای جهانیان.»
به قرینهٔ «هدی الله» که از راهبری شدن آنها سخن میگوید، «هم» در «هداهم» نقش مفعولی دارد و باید بر همان اساس ترجمه شود.
حرف پایانی «اقتده» برای وقف و سکت است و معنای خاصی ندارد.
وَمَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَىٰ بَشَرٍ مِنْ شَيْءٍ قُلْ مَنْ أَنْزَلَ الْكِتَابَ الَّذِي جَاءَ بِهِ مُوسَىٰ نُورًا وَهُدًى لِلنَّاسِ تَجْعَلُونَهُ قَرَاطِيسَ تُبْدُونَهَا وَتُخْفُونَ كَثِيرًا وَعُلِّمْتُمْ مَا لَمْ تَعْلَمُوا أَنْتُمْ وَلَا آبَاؤُكُمْ قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ ﴿۹۱﴾
و خدا را آنگونه که شایستۀ بزرگی اوست به بزرگی نشناختند، آنگاه که گفتند: «خدا هیچ چیزی بر هیچ بشری فرو نفرستاده است!» بگو: «چه کسی کتابی را که موسی آورد، در حالی که نوری و هدایتی برای مردم بود، فرو فرستاد؟ آن را کاغذهایی قرار میدهید که آشکارشان میکنید و بسیاری را پنهان میسازید؛ و چیزهایی به شما آموزش داده شد که نه خودتان میدانستید و نه پدرانتان.» بگو: «خدا.» سپس آنان را غرق در سرگرمی باطلشان در حالی که بازی میکنند رها کن.
«قَدَر» بهمعنی «اندازه» و «قَدْر» بهمعنی «تعیین و شناخت اندازه یا اندازهگیری» است. از آنجا که تعبیر «شناخت اندازه» برای خدا قابل استفاده نیست، از «شناخت بزرگی» استفاده شد و برای نشان دادن تفاوت «ما قدروا» با فعلی چون «ما عرفوا» ترجمهٔ آن، «به بزرگی نشناختند» در نظر گرفته شد.
توضیح معنای «قرطاس» در ترجمهٔ آیهٔ هفتم همین سوره بیان شد.
«الله» در این آیه بیان پاسخ پرسشی است که دربارهٔ فرو فرستندهٔ کتاب موسی (علیهالسلام) پرسیده شده بود و مفهومش «خدا آن را فرو فرستاد» است؛ ولی چون در متن آیه بهصورت مقدر آمده، در ترجمه نیز نباید ظاهر شود.
توضیح معنای «خوض» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴۰ سورهٔ نساء گذشت.
اغلب مترجمان «یلعبون» را «بازی کنند» ترجمه کردهاند، در حالی که چنین ترجمهای در صورتی درست بود که در آیه، «یلعبوا» بهعنوان جواب امر میآمد؛ اما «یلعبون» حال است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini