ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۷۴ تا ۸۰ سورهٔ انعام
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ﴿۷۴﴾
و هنگامی که ابراهیم به پدرش آزر گفت: «آیا بتها را بهعنوان معبود برمیگزینی؟ بهراستی من تو و قومت را در گمراهی آشکاری میبینم.»
«اتّخاذ» بهمعنی گرفتن و انتخاب کردن است.
وَكَذَٰلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ﴿۷۵﴾
و آنگونه حقیقت زمامداری آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان میدادیم تا از باورمندان باشد.
«ملکوت» مصدر از «مُلک» بهمعنی «زمامداری و تسلط» است و دو حرفی که به آن اضافه شده است، بیشتر بودن حقیقت معنی را نشان میدهد (مثل «جبروت» و «عظموت»). اگرچه در ترجمهٔ این واژه میتوان از خودش که در فارسی نیز کاربرد دارد استفاده کرد، ولی آوردن معادل، نکتهٔ نهفته در معنای آن را آشکارتر میکند.
قرار گرفتن فعل مضارع «نُري» در سیاق آیهٔ قبل که ماضی است، مفهوم آن را به گذشتهٔ استمراری تغییر میدهد.
«ایقان» بهمعنی پذیرش بدون تردید یک موضوع است که به آن «باور» میگویند.
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَىٰ كَوْكَبًا قَالَ هَٰذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ﴿۷۶﴾
پس چون شب بر او پرده افکند، ستارهای درخشان دید و گفت: «این خداوندگار من است.» اما چون ناپدید شد، گفت: «ناپدید شوندگان را دوست ندارم.»
«کوکب» که از زبان عبری و سریانی گرفته شده، با «نجم» متفاوت است و به جنبهٔ زیبایی و درخشندگی اشاره دارد.
«جنّ» از ریشه «جنن» به معنای پوشاندن و مخفی کردن است.
«افل» بهمعنای «غائب شدن پس از حضور» است که در فارسی به آن «ناپدید شدن» میگویند و با «غروب کردن» که مربوط به خورشید است تفاوت دارد.
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَٰذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ﴿۷۷﴾
پس چون ماه را در حال بر آمدن دید، گفت: «این خداوندگار من است.» اما چون ناپدید شد، گفت: «اگر خداوندگارم مرا راهبری نکند، قطعاً از گروه گمراهان خواهم بود.»
در «بزوغ» معنای «شکافتن» و «طلوع کردن» وجود دارد و نزدیکترین مفهوم معادل آن «بر آمدن» است.
فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ﴿۷۸﴾
پس چون خورشید را در حال بر آمدن دید، گفت: «این خداوندگار من است. این بزرگتر است.» اما چون ناپدید شد، گفت: «ای قوم من، بهراستی من از آنچه شریک قرار میدهید، بیزارم.»
معنای مادهٔ «برء» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹ همین سوره بیان شد.
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿۷۹﴾
بهراستی من رویکرد خود را حقطلبانه بهسوی کسی قرار دادم که آسمانها و زمین را پدید آورد و من از مشرکان نیستم.
توضیح معنای «حنیف» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۵ سورهٔ بقره بیان شد.
توضیح معنای «فطر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴ همین سوره بیان شد.
وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلَا أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ ﴿۸۰﴾
و قومش با او بحث کردند. گفت: «آیا دربارهٔ خدا با من بحث میکنید در حالی که او مرا هدایت کرده است؟ و من از آنچه شریک او قرار میدهید نمیترسم؛ مگر آنکه خداوندگارم چیزی را خواسته باشد که خداوندگارم با دانش همه چیز را در بر گرفته است. آیا توجه نمیکنید؟»
توضیح معنای «حاجّ» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۹ سورهٔ بقره گذشت.
توضیح معنای «متذکر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّي أَرَاكَ وَقَوْمَكَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ ﴿۷۴﴾
و هنگامی که ابراهیم به پدرش آزر گفت: «آیا بتها را بهعنوان معبود برمیگزینی؟ بهراستی من تو و قومت را در گمراهی آشکاری میبینم.»
«اتّخاذ» بهمعنی گرفتن و انتخاب کردن است.
وَكَذَٰلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ﴿۷۵﴾
و آنگونه حقیقت زمامداری آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان میدادیم تا از باورمندان باشد.
«ملکوت» مصدر از «مُلک» بهمعنی «زمامداری و تسلط» است و دو حرفی که به آن اضافه شده است، بیشتر بودن حقیقت معنی را نشان میدهد (مثل «جبروت» و «عظموت»). اگرچه در ترجمهٔ این واژه میتوان از خودش که در فارسی نیز کاربرد دارد استفاده کرد، ولی آوردن معادل، نکتهٔ نهفته در معنای آن را آشکارتر میکند.
قرار گرفتن فعل مضارع «نُري» در سیاق آیهٔ قبل که ماضی است، مفهوم آن را به گذشتهٔ استمراری تغییر میدهد.
«ایقان» بهمعنی پذیرش بدون تردید یک موضوع است که به آن «باور» میگویند.
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَىٰ كَوْكَبًا قَالَ هَٰذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ﴿۷۶﴾
پس چون شب بر او پرده افکند، ستارهای درخشان دید و گفت: «این خداوندگار من است.» اما چون ناپدید شد، گفت: «ناپدید شوندگان را دوست ندارم.»
«کوکب» که از زبان عبری و سریانی گرفته شده، با «نجم» متفاوت است و به جنبهٔ زیبایی و درخشندگی اشاره دارد.
«جنّ» از ریشه «جنن» به معنای پوشاندن و مخفی کردن است.
«افل» بهمعنای «غائب شدن پس از حضور» است که در فارسی به آن «ناپدید شدن» میگویند و با «غروب کردن» که مربوط به خورشید است تفاوت دارد.
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَٰذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ﴿۷۷﴾
پس چون ماه را در حال بر آمدن دید، گفت: «این خداوندگار من است.» اما چون ناپدید شد، گفت: «اگر خداوندگارم مرا راهبری نکند، قطعاً از گروه گمراهان خواهم بود.»
در «بزوغ» معنای «شکافتن» و «طلوع کردن» وجود دارد و نزدیکترین مفهوم معادل آن «بر آمدن» است.
فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَٰذَا رَبِّي هَٰذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ﴿۷۸﴾
پس چون خورشید را در حال بر آمدن دید، گفت: «این خداوندگار من است. این بزرگتر است.» اما چون ناپدید شد، گفت: «ای قوم من، بهراستی من از آنچه شریک قرار میدهید، بیزارم.»
معنای مادهٔ «برء» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹ همین سوره بیان شد.
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿۷۹﴾
بهراستی من رویکرد خود را حقطلبانه بهسوی کسی قرار دادم که آسمانها و زمین را پدید آورد و من از مشرکان نیستم.
توضیح معنای «حنیف» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۵ سورهٔ بقره بیان شد.
توضیح معنای «فطر» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۴ همین سوره بیان شد.
وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ وَلَا أَخَافُ مَا تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ رَبِّي شَيْئًا وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْمًا أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ ﴿۸۰﴾
و قومش با او بحث کردند. گفت: «آیا دربارهٔ خدا با من بحث میکنید در حالی که او مرا هدایت کرده است؟ و من از آنچه شریک او قرار میدهید نمیترسم؛ مگر آنکه خداوندگارم چیزی را خواسته باشد که خداوندگارم با دانش همه چیز را در بر گرفته است. آیا توجه نمیکنید؟»
توضیح معنای «حاجّ» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۹ سورهٔ بقره گذشت.
توضیح معنای «متذکر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini