ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۳۸ تا ۱۴۱ سورهٔ بقره
صبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ (۱۳۸)
رنگی که خدا به آن آغشته کرده است؛ و چه کسی نیکوتر از خدا به رنگ آغشته میکند؟ و ما پرستندهٔ اوییم.
از آنجا که این آیه همچون سه آیهٔ گذشته و چند آیهٔ بعد درصدد پاسخ به ادعای انحصارطلبانهٔ اهل کتاب در وابسته دانستن نجات به پیروی از دین آنهاست، فعل مقدّر جمله همان فعلی است که در «بل ملة ابراهیم حنیفاً» در تقدیر گرفتیم. یعنی باید در ابتدای ترجمه، عبارت «ملاک نجات را این میدانم:» را در تقدیر گرفت. در واقع این آیه تأکیدی بر پاسخ قبلی است که ملاک قرار دادن وجدان انسانی را راه نجات معرفی میکرد، ولی این بار از تعبیر «صبغة» استفاده میکند که مسیحیان برای غسل تعمید بهکار میبردند و آن را نشانهٔ مسیحی بودن و شرط نجات معرفی میکردند؛ ولی قرآن در برابر این انحصارطلبی دینی، رنگ و ساختاری را که خدا به همهٔ انسانها بخشیده است ملاک نجات میداند.
بر اساس توضیح لغتشناسان و با توجه به تعبیر «صبغٍ للآکلین» در آیهای دیگر از قرآن که این واژه را برای غذایی که نان را در آن آغشته میکنند بهکار برده، «صبغة» بهمعنی «فرو بردن و آغشته کردن در چیزی که باعث تغییر رنگ میشود» است. مسیحیان نیز به همین خاطر از این تعبیر برای فرو بردن بچهها در آب مقدس استفاده میکردند.
قلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ (۱۳۹)
بگو آیا بر سر خدا با ما بحث میکنید؟ در حالی که او خداوندگار ما و خداوندگار شماست و اعمال ما از آنِ ما و اعمال شما از آنِ شماست و ما مخلص اوییم.
در کاربردهای رایج فارسی به «محاجّه کردن در یک موضوع» میگویند: «بحث کردن بر سر یک موضوع».
اگرچه منظور از «نحن له مخلصون» این است که «ما اعمال خود را برای او خالص میکنیم» یا «برای او اخلاص میورزیم» ولی تعبیر «مخلص اوییم» رایجتر و همهفهمتر است.
أمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (۱۴۰)
یا میگویید: «ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان ویژه، یهودی یا نصرانی بودند»؟! بگو: «شما بهتر میدانید یا خدا؟» و چه کسی ستمگرتر است از آن که گواهیای را که از جانب خدا نزد اوست کتمان کند؟ و خدا از آنچه میکنید غافل نیست.
اگرچه خود واژهٔ «شهادة» در فارسی رایج است، ولی از آنجا که شاید در برخی کاربردها با معنای «کشته شدن در راه خدا» اشتباه شود، بهتر است «گواهی» ترجمه شود.
تلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ (۱۴۱)
آنها امتی بودند که دوران آنها سپری شده است. دستاوردهای آنها از آنِ خودشان و دستاوردهای شما از آنِ خودتان است و شما دربارهٔ آنچه آنها انجام میدادند بازخواست نخواهید شد.
توضیحات ترجمهٔ این آیه در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۴ گذشت.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
صبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ (۱۳۸)
رنگی که خدا به آن آغشته کرده است؛ و چه کسی نیکوتر از خدا به رنگ آغشته میکند؟ و ما پرستندهٔ اوییم.
از آنجا که این آیه همچون سه آیهٔ گذشته و چند آیهٔ بعد درصدد پاسخ به ادعای انحصارطلبانهٔ اهل کتاب در وابسته دانستن نجات به پیروی از دین آنهاست، فعل مقدّر جمله همان فعلی است که در «بل ملة ابراهیم حنیفاً» در تقدیر گرفتیم. یعنی باید در ابتدای ترجمه، عبارت «ملاک نجات را این میدانم:» را در تقدیر گرفت. در واقع این آیه تأکیدی بر پاسخ قبلی است که ملاک قرار دادن وجدان انسانی را راه نجات معرفی میکرد، ولی این بار از تعبیر «صبغة» استفاده میکند که مسیحیان برای غسل تعمید بهکار میبردند و آن را نشانهٔ مسیحی بودن و شرط نجات معرفی میکردند؛ ولی قرآن در برابر این انحصارطلبی دینی، رنگ و ساختاری را که خدا به همهٔ انسانها بخشیده است ملاک نجات میداند.
بر اساس توضیح لغتشناسان و با توجه به تعبیر «صبغٍ للآکلین» در آیهای دیگر از قرآن که این واژه را برای غذایی که نان را در آن آغشته میکنند بهکار برده، «صبغة» بهمعنی «فرو بردن و آغشته کردن در چیزی که باعث تغییر رنگ میشود» است. مسیحیان نیز به همین خاطر از این تعبیر برای فرو بردن بچهها در آب مقدس استفاده میکردند.
قلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ (۱۳۹)
بگو آیا بر سر خدا با ما بحث میکنید؟ در حالی که او خداوندگار ما و خداوندگار شماست و اعمال ما از آنِ ما و اعمال شما از آنِ شماست و ما مخلص اوییم.
در کاربردهای رایج فارسی به «محاجّه کردن در یک موضوع» میگویند: «بحث کردن بر سر یک موضوع».
اگرچه منظور از «نحن له مخلصون» این است که «ما اعمال خود را برای او خالص میکنیم» یا «برای او اخلاص میورزیم» ولی تعبیر «مخلص اوییم» رایجتر و همهفهمتر است.
أمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (۱۴۰)
یا میگویید: «ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان ویژه، یهودی یا نصرانی بودند»؟! بگو: «شما بهتر میدانید یا خدا؟» و چه کسی ستمگرتر است از آن که گواهیای را که از جانب خدا نزد اوست کتمان کند؟ و خدا از آنچه میکنید غافل نیست.
اگرچه خود واژهٔ «شهادة» در فارسی رایج است، ولی از آنجا که شاید در برخی کاربردها با معنای «کشته شدن در راه خدا» اشتباه شود، بهتر است «گواهی» ترجمه شود.
تلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلَا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ (۱۴۱)
آنها امتی بودند که دوران آنها سپری شده است. دستاوردهای آنها از آنِ خودشان و دستاوردهای شما از آنِ خودتان است و شما دربارهٔ آنچه آنها انجام میدادند بازخواست نخواهید شد.
توضیحات ترجمهٔ این آیه در ترجمهٔ آیهٔ ۱۳۴ گذشت.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini