ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۴۱ تا ۴۵ سورهٔ نساء
فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا ﴿۴۱﴾
پس چگونه خواهند بود وقتی که از هر امتی گواهی بیاوریم و تو را بهعنوان گواه بر آنان حاضر کنیم؟
تعبیر «فکیف» به قرینهٔ سیاق جمله بهمعنی «چه حالی خواهند داشت» و کنایه از هشدار نسبت به شرایط سخت پیش روی آنهاست.
يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا ﴿۴۲﴾
در آن روز کسانی که حقپوشی کرده و این فرستاده را فرمان نبرده بودند، آرزو میکنند کاش با خاک یکسان میشدند و هیچ سخنی را از خدا کتمان نمیکنند.
«تسوّی» فعل مجهول و «الأرض» نائب فاعل آن است. تعبیر «تسوّی الأرض» یعنی «زمین صاف و بدون پستی و بلندی شود» ولی وقتی با «ب» به کسی نسبت پیدا کند، مفهوم «با خاک یکسان شدن» او را بیان میکند که کنایهای است از زیر خاک رفتن و نابود شدن.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۳۳ سورهٔ بقره بیان شد، «کتمان» بهمعنی «پنهان کردن» نیست بلکه نقطهٔ مقابل «اعلام کردن» است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا ﴿۴۳﴾
ای کسانی که ایمان آوردهاید در حالی که مستید به نماز نزدیک نشوید، تا زمانی که بدانید چه میگویید. و همچنین وقتی جنبید، مگر در شرایطی که از راهی میگذرید، تا زمانی که غسل کنید. و اگر بیمار یا در سفر بودید یا یکی از شما از دستشویی آمد یا با زنان رابطه داشتید و آبی پیدا نکردید، با خاکی پاکیزه تیمم کنید. پس بخشی از صورت و دستهایتان را مسح کنید. بهراستی خدا همواره باگذشت و آمرزنده است.
«جُنب» از ریشهٔ «جَنب» بهمعنی «کنار و پهلو» برای کسی بهکار میرود که «از امور عادی کنار رفته است» و منظور از آن به قرینهٔ غسل «کسی که دچار احتلام یا در شرایط بعد از آمیزش باشد» است.
«غائط» در اصل بهمعنی «زمین گود و مطمئن» است و از آنجا که از چنین جایی برای دستشویی کردن استفاده میشده، بهمنظور بیان مؤدبانه و خودداری از نام بردن آن، این تعبیر بهعنوان کنایه از «محل قضای حاجت» بهکار رفته است. امروزه در زبان فارسی برای بیان کنایی این محل از «دستشویی» استفاده میشود.
«لمس» بهمعنی «تماس بدنی» است، ولی همچون تعبیر «مسّ» که در آیهٔ ۲۳۶ سورهٔ بقره توضیحش گذشت، بهعنوان کنایه از «رابطهٔ جنسی» بهکار میرود.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶۷ سورهٔ بقره گذشت، «تیمّم» که در اصل «تأمّم» بوده بهمعنی «قصد کردن» است؛ اما چون «رو کردن به خاک» در موقعیت جایگزین غسل و وضو اصطلاحی شناختهشده برای عملی خاص است، در ترجمه از همان اصطلاح استفاده شد.
«صعید» از مادهٔ «صعد» بهمعنی «ارتفاع» برای «زمین و خاک مرتفع» بهکار میرود و وجه آن، پرهیز از زمینهای گودی است که معمولاً آلوده بوده و برای قضای حاجت استفاده میشده است؛ اما با توجه به آمدن قید پاکیزه، در ترجمه به مرتفع بودن زمین تصریح نشد.
«ب» در «بوجوهکم» همچون «عیناً یشرب بها عباد الله» بای تبعیضیه است و نشان میدهد مسح بخشی از صورت و دست کافی است.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ وَيُرِيدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَ ﴿۴۴﴾
آیا کسانی را که بهرهای از کتاب به آنها داده شده است ندیدی؟ که گمراهی را میستانند و میخواهند شما راه را گم کنید.
توضیح مفهوم «ألم تر» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴۳ سورهٔ بقره گذشت.
وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللَّهِ نَصِيرًا ﴿۴۵﴾
و خدا دشمنانتان را بهتر میشناسد و خدا بهعنوان سرپرست بس است و خدا بهعنوان حامی بس است.
دلیل ترجمهٔ «علم» به «شناختن» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۹ همین سوره توضیح داده شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا ﴿۴۱﴾
پس چگونه خواهند بود وقتی که از هر امتی گواهی بیاوریم و تو را بهعنوان گواه بر آنان حاضر کنیم؟
تعبیر «فکیف» به قرینهٔ سیاق جمله بهمعنی «چه حالی خواهند داشت» و کنایه از هشدار نسبت به شرایط سخت پیش روی آنهاست.
يَوْمَئِذٍ يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يَكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا ﴿۴۲﴾
در آن روز کسانی که حقپوشی کرده و این فرستاده را فرمان نبرده بودند، آرزو میکنند کاش با خاک یکسان میشدند و هیچ سخنی را از خدا کتمان نمیکنند.
«تسوّی» فعل مجهول و «الأرض» نائب فاعل آن است. تعبیر «تسوّی الأرض» یعنی «زمین صاف و بدون پستی و بلندی شود» ولی وقتی با «ب» به کسی نسبت پیدا کند، مفهوم «با خاک یکسان شدن» او را بیان میکند که کنایهای است از زیر خاک رفتن و نابود شدن.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۳۳ سورهٔ بقره بیان شد، «کتمان» بهمعنی «پنهان کردن» نیست بلکه نقطهٔ مقابل «اعلام کردن» است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَأَنْتُمْ سُكَارَى حَتَّى تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَلَا جُنُبًا إِلَّا عَابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا ﴿۴۳﴾
ای کسانی که ایمان آوردهاید در حالی که مستید به نماز نزدیک نشوید، تا زمانی که بدانید چه میگویید. و همچنین وقتی جنبید، مگر در شرایطی که از راهی میگذرید، تا زمانی که غسل کنید. و اگر بیمار یا در سفر بودید یا یکی از شما از دستشویی آمد یا با زنان رابطه داشتید و آبی پیدا نکردید، با خاکی پاکیزه تیمم کنید. پس بخشی از صورت و دستهایتان را مسح کنید. بهراستی خدا همواره باگذشت و آمرزنده است.
«جُنب» از ریشهٔ «جَنب» بهمعنی «کنار و پهلو» برای کسی بهکار میرود که «از امور عادی کنار رفته است» و منظور از آن به قرینهٔ غسل «کسی که دچار احتلام یا در شرایط بعد از آمیزش باشد» است.
«غائط» در اصل بهمعنی «زمین گود و مطمئن» است و از آنجا که از چنین جایی برای دستشویی کردن استفاده میشده، بهمنظور بیان مؤدبانه و خودداری از نام بردن آن، این تعبیر بهعنوان کنایه از «محل قضای حاجت» بهکار رفته است. امروزه در زبان فارسی برای بیان کنایی این محل از «دستشویی» استفاده میشود.
«لمس» بهمعنی «تماس بدنی» است، ولی همچون تعبیر «مسّ» که در آیهٔ ۲۳۶ سورهٔ بقره توضیحش گذشت، بهعنوان کنایه از «رابطهٔ جنسی» بهکار میرود.
همانگونه که در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶۷ سورهٔ بقره گذشت، «تیمّم» که در اصل «تأمّم» بوده بهمعنی «قصد کردن» است؛ اما چون «رو کردن به خاک» در موقعیت جایگزین غسل و وضو اصطلاحی شناختهشده برای عملی خاص است، در ترجمه از همان اصطلاح استفاده شد.
«صعید» از مادهٔ «صعد» بهمعنی «ارتفاع» برای «زمین و خاک مرتفع» بهکار میرود و وجه آن، پرهیز از زمینهای گودی است که معمولاً آلوده بوده و برای قضای حاجت استفاده میشده است؛ اما با توجه به آمدن قید پاکیزه، در ترجمه به مرتفع بودن زمین تصریح نشد.
«ب» در «بوجوهکم» همچون «عیناً یشرب بها عباد الله» بای تبعیضیه است و نشان میدهد مسح بخشی از صورت و دست کافی است.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلَالَةَ وَيُرِيدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِيلَ ﴿۴۴﴾
آیا کسانی را که بهرهای از کتاب به آنها داده شده است ندیدی؟ که گمراهی را میستانند و میخواهند شما راه را گم کنید.
توضیح مفهوم «ألم تر» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴۳ سورهٔ بقره گذشت.
وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللَّهِ نَصِيرًا ﴿۴۵﴾
و خدا دشمنانتان را بهتر میشناسد و خدا بهعنوان سرپرست بس است و خدا بهعنوان حامی بس است.
دلیل ترجمهٔ «علم» به «شناختن» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۹ همین سوره توضیح داده شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini