ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۲۰۳ تا ۲۰۹ سورهٔ بقره
واذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿۲۰۳﴾
و خدا را در روزهایی اندکشمار یاد کنید؛ پس هر کس در دو روز زودتر انجام دهد برایش کوتاهی شمرده نمیشود و هر کس دیرتر انجام دهد برایش کوتاهی شمرده نمیشود. این برای کسی است که پروا داشته باشد و از خدا پروا کنید و بدانید که قطعاً بهسوی او برانگیخته و گرد آورده خواهید شد.
توضیح معنای «معدودات» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸۴ این سوره گذشت.
معنای «اثم» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۳ این سوره توضیح داده شد.
«حشر» بهمعنی «بر انگیختن و سوق دادن و گرد آوردن» است، اما ذکر هر سه قید لحاظ شده در معنای آن، عبارت را سنگین میکند.
ومِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ﴿۲۰۴﴾
و از میان مردم کسی است که سخنش دربارهٔ زندگی دنیا تو را به شگفتی میآورد و خدا را بر چیزی در دلش است گواه میگیرد در حالی که او در دشمنی و نزاع، سرسختترین است.
«لدد» بهمعنی «منع همراه با دفع» یا به تعبیری «سر باز زدن همراه با راندن» است.
مفهوم «خصومت» شامل «نزاع و دشمنی و جدال» است.
وإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ ﴿۲۰۵﴾
و چون روی بگرداند و گردانندهٔ کاری شود، میکوشد در زمین فساد کند و محصولات کشاورزی و تبار را نابود سازد؛ و خدا فساد را دوست ندارد.
«تولّی» بهمعنی «روی گرداندن» است و نه «به قدرت رسیدن»؛ ولی از آنجا که مادهٔ «ولي» در اصل معنای «نزدیک بودن به چیزی و بر عهده گرفتن امور آن» را بیان میکند، در برخی از کاربردهای قرآنی «تولّي»، بر اساس سیاق، مفهوم «گردانندگی امور» نیز وجود دارد.
وإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿۲۰۶﴾
و چون به او گفته شود: «از خدا پروا کن»، خودبرتربینی بر آمده از کوتاهی او را در بر میگیرد! پس دوزخ برای او بس است که قطعاً بد جایگاهی است.
«عزت» نقطهٔ مقابل «ذلت» و بهمعنی «برتری» است و در اینجا با توجه به سیاق آیه بهمعنی «احساس عزت» بهکار رفته است.
«باء»در «بالاثم» برای سببیت است و منظور از عبارت این است که چنین افرادی کمبودها و کوتاهیهای خود را با برتریجویی و غرور کاذب جبران میکنند.
«مهد» و «مهاد» بهمعنی «محل آماده شده برای سکونت و استقرار» است.
ومِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ ﴿۲۰۷﴾
و از میان مردم کسی است که جانش را در طلب خشنودی خدا میدهد و خدا با بندگان مهربان است.
«شراء» بهمعنی «داد و ستد» است، لذا دربارهٔ «شراء جان» میتوان از تعبیر «جان دادن» استفاده کرد.
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ﴿۲۰۸﴾
ای کسانی که ایمان آوردهاید همه با هم به صلح و صفا در آیید و گام به گام رفتن شیطان را دنبال نکنید که بهراستی او دشمنی آشکار برای شماست.
واژهٔ «سلم» بهمعنی «صلح و نداشتن تعارض و مخالفت» است.
«کافّة» از ریشهٔ «کفف» بهمعنی «جماعتی که با هم و مراقب هم باشند» است.
معنای «خطوات» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۸ این سوره گذشت.
فإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿۲۰۹﴾
و اگر پس از دلایل روشنی که برایتان آمد دچار لغزش شدید بدانید که بهراستی خدا عزتمند و فرزانه است.
اگرچه معادلهایی برای «عزت» در نظر گرفته میشود، ولی کاربرد خود این واژه در فارسی رایجتر از معادلهای آن است.
مناسبترین معادل برای «حکیم» واژهٔ پهلوی «فرزانه» است که علاوه بر فراوانی دانش به خردمندی نیز اشاره دارد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
واذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿۲۰۳﴾
و خدا را در روزهایی اندکشمار یاد کنید؛ پس هر کس در دو روز زودتر انجام دهد برایش کوتاهی شمرده نمیشود و هر کس دیرتر انجام دهد برایش کوتاهی شمرده نمیشود. این برای کسی است که پروا داشته باشد و از خدا پروا کنید و بدانید که قطعاً بهسوی او برانگیخته و گرد آورده خواهید شد.
توضیح معنای «معدودات» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۸۴ این سوره گذشت.
معنای «اثم» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۷۳ این سوره توضیح داده شد.
«حشر» بهمعنی «بر انگیختن و سوق دادن و گرد آوردن» است، اما ذکر هر سه قید لحاظ شده در معنای آن، عبارت را سنگین میکند.
ومِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ﴿۲۰۴﴾
و از میان مردم کسی است که سخنش دربارهٔ زندگی دنیا تو را به شگفتی میآورد و خدا را بر چیزی در دلش است گواه میگیرد در حالی که او در دشمنی و نزاع، سرسختترین است.
«لدد» بهمعنی «منع همراه با دفع» یا به تعبیری «سر باز زدن همراه با راندن» است.
مفهوم «خصومت» شامل «نزاع و دشمنی و جدال» است.
وإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ ﴿۲۰۵﴾
و چون روی بگرداند و گردانندهٔ کاری شود، میکوشد در زمین فساد کند و محصولات کشاورزی و تبار را نابود سازد؛ و خدا فساد را دوست ندارد.
«تولّی» بهمعنی «روی گرداندن» است و نه «به قدرت رسیدن»؛ ولی از آنجا که مادهٔ «ولي» در اصل معنای «نزدیک بودن به چیزی و بر عهده گرفتن امور آن» را بیان میکند، در برخی از کاربردهای قرآنی «تولّي»، بر اساس سیاق، مفهوم «گردانندگی امور» نیز وجود دارد.
وإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿۲۰۶﴾
و چون به او گفته شود: «از خدا پروا کن»، خودبرتربینی بر آمده از کوتاهی او را در بر میگیرد! پس دوزخ برای او بس است که قطعاً بد جایگاهی است.
«عزت» نقطهٔ مقابل «ذلت» و بهمعنی «برتری» است و در اینجا با توجه به سیاق آیه بهمعنی «احساس عزت» بهکار رفته است.
«باء»در «بالاثم» برای سببیت است و منظور از عبارت این است که چنین افرادی کمبودها و کوتاهیهای خود را با برتریجویی و غرور کاذب جبران میکنند.
«مهد» و «مهاد» بهمعنی «محل آماده شده برای سکونت و استقرار» است.
ومِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ ﴿۲۰۷﴾
و از میان مردم کسی است که جانش را در طلب خشنودی خدا میدهد و خدا با بندگان مهربان است.
«شراء» بهمعنی «داد و ستد» است، لذا دربارهٔ «شراء جان» میتوان از تعبیر «جان دادن» استفاده کرد.
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ﴿۲۰۸﴾
ای کسانی که ایمان آوردهاید همه با هم به صلح و صفا در آیید و گام به گام رفتن شیطان را دنبال نکنید که بهراستی او دشمنی آشکار برای شماست.
واژهٔ «سلم» بهمعنی «صلح و نداشتن تعارض و مخالفت» است.
«کافّة» از ریشهٔ «کفف» بهمعنی «جماعتی که با هم و مراقب هم باشند» است.
معنای «خطوات» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۸ این سوره گذشت.
فإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿۲۰۹﴾
و اگر پس از دلایل روشنی که برایتان آمد دچار لغزش شدید بدانید که بهراستی خدا عزتمند و فرزانه است.
اگرچه معادلهایی برای «عزت» در نظر گرفته میشود، ولی کاربرد خود این واژه در فارسی رایجتر از معادلهای آن است.
مناسبترین معادل برای «حکیم» واژهٔ پهلوی «فرزانه» است که علاوه بر فراوانی دانش به خردمندی نیز اشاره دارد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini