از میان نقدها
انتشار یادداشت «قرآن و اهانت به مقدسات» نقدهای متعددی را در پی داشت که از جملهٔ آنها یک رشتهتوییت شامل متن زیر بود که همراه با پاسخش تقدیم میشود:
طی بحثهای مختلف، سبک ایشون و همفکرانشون دستم اومده، این سبک رو در ۹ توئیت مطرح میکنم تا دوستان متوجه بشن دقیقا ما با چه چیزی مواجه هستیم:
بعنوان مقدمه بگم در مورد قرآن ما با چند اصطلاح علمی مواجه هستیم؛ "نص" "ظاهر"
این دوتا رو براتون باز میکنم چون به کارمون میاد
نص به چی میگن؟ اینکه در قرآن آیهای داشته باشیم که مفهوم و منظورش واضحه، مثل آیه ۲۵۷ بقره، خدا ربا را حرام، و خرید و فروش را حلال کرد، کفار میگفتن ربا هم یه جور خرید فروشه، آیه با صراحت میگه ربا خرید و فروش نیست، ربا حرامه، بیع حلاله، احتمال دیگه ای هم در منظور آیه وجود نداره
ظاهر به چی میگن؟ آیه ۷ الحشر میگه هر چه رسول خدا داد بگیرید و هر چه نهى کند، واگذارید.
مفهوم واضحه، اما منظورش چیه؟
منظور بحث امواله که در ابتدای آیه بحث مالی هست؟ منظور در همه چیزه؟ منظور از "بگیرید" وجوبه؟ منظور از "واگذارید" حرمته؟
مفهوم واضحه و منظور احتمالیه بهش میگن ظاهر
حجیت قرآن برای ما یقینیه، اما احادیث مثل قرآن چون هم نقل به معنا هستن هم دست به دست شدند، یقینی نیست بلکه نهایتا می تونه اطمینان بخش باشه، بنابراین اگر تعارضی بین نص و ظاهر قران با حدیثی پیش اومد، جانب قرآن رو می گیریم
این قاعده معروفیه که داره ازش سوءاستفاده میشه!
سوءاستفاده که در واقع همین سبک آقای حسینی و همفکرانشون هست چیه؟
مثلا در آیه نساء، ۱۴۰ و انعام، ۶۸ می فرماید "با کسانیکه دین تون رو مسخره میکنن ننشینید تا بحثو عوض کنن" یا اگر دیدید علیه دین تون میگن "ازشون روی بگردونید"
مفهوم آیه واضحه، اما منظور آیه چی؟
آیا وظیفه ما نسبت به مسخره کنندگان کافر فقط اینه؟ اگر حرفشون رو عوض نکردند چی؟ مقام آیه چیه؟ در مقام همنشینی ست یا مطلقه؟
سوءاستفاده چیه؟ میاند یک برداشتی از آیه ارائه میدن که نه در مفهوم آیه ست، نه در ظاهرش!
هیچ حصری در آیه نمی بینید که گفته باشه تکلیف فقط ترک مجلسه ولاغیر
همچنین ظاهر و مقام آیه هم مبهم ست.
اما اینها میگن "وظیفهٔ مسلمانان در قبال رفتار زشت هتاکان صرفاً ترک کردن محل است"
بعد میگن این برداشت ما عین قرآنه! پس ما روایات صحیح السند که چیز دیگه گفته رو قبول نمی کنیم!
برای فهم مغالطهای که شده نیاز به تخصص چندانی نداریم!
اگر قرآن میگفت وظیفه فقط ترک مجلسه و کار دیگری جایز نیست! یا میفرمود در همه حال اگر هتاکی دیدید صرفا اعراض کنید و کار دیگری نکنید! اونموقع بین احادیث مجازات هتاک و قران تعارض بود! ولی ما همچین آیاتی نداریم!
و آیاتی که اینها اشاره کردن همچین مفهوم و منظوری رو نمی رسونن!
در واقع این حضرات دارن فهم و برداشتی که نه در مفهوم آیه ست و نه در ظاهر آیه ست رو به مقابله با احادیث صحیح السند میبرند
و اینجوری فهم ناروای خودشون از قران رو غالب بر دین میکنن و دینها اینجور تحریف شدن در مسیحیت اینجور بوده در یهودیت اینجور بوده
والسلام
پاسخی که در قالب چند توییت ارائه شد:
از نقد محترمانهٔ این برادر گرامی متشکرم؛ اما ایشان به چند نکته توجه نکردهاند:
اولاً: چندین آیهٔ قرآن که در مقام بیان حکم است و به صبوری در برابر توهینها سفارش میکند را حتی ظاهر در این مفهوم روشن نمیدانند ولی چند حدیثی که گذشته از تردید در سند، دهها احتمال دربارهٔ شرایط صدور آنها وجود دارد و بعضی ظاهر در خلاف مقصود ایشان است را نص بر وجوب کشتن دیگران بهشمار میآورند.
ثانیاً: به روایات معارضی که از کشتن اهانتکنندگان نهی کرده یا گذشت و صبوری پیشوایان دین را گزارش داده هیچ اشارهای نمیکنند.
ثالثاً: به تحقیقاتی که نشان میدهد برخی از احادیث مربوط به برخورد قهرآمیز، ساخته و پرداختهٔ حاکمان برای توجیه سرکوبهایشان بوده و برخی برای ایجاد افتخارهای جاهلی جعل شده بوده توجه ندارند.
رابعاً: به حکم عقل و تجربه دربارهٔ نتیجهٔ معکوس برخوردهای قهرآمیز در برابر تبلیغات زهرآگین و تأثیر آن در ضریب گرفتن آن سخنان و بیشتر شدن تیراژ آنها توجهی ندارند.
خامساً: به قاعدهٔ فقهی درء حدود در هنگام شبهات و ضرورت احتیاط در دماء بهایی نمیدهند و توجه ندارند با وجود این همه دلیل در طرف مقابل، دستکم در دوران غیبت معصوم، پافشاری بر اجرای چنین احکام آسیبزایی خلاف قواعد فقهی و احتیاط است.
@hamidhossaini
انتشار یادداشت «قرآن و اهانت به مقدسات» نقدهای متعددی را در پی داشت که از جملهٔ آنها یک رشتهتوییت شامل متن زیر بود که همراه با پاسخش تقدیم میشود:
طی بحثهای مختلف، سبک ایشون و همفکرانشون دستم اومده، این سبک رو در ۹ توئیت مطرح میکنم تا دوستان متوجه بشن دقیقا ما با چه چیزی مواجه هستیم:
بعنوان مقدمه بگم در مورد قرآن ما با چند اصطلاح علمی مواجه هستیم؛ "نص" "ظاهر"
این دوتا رو براتون باز میکنم چون به کارمون میاد
نص به چی میگن؟ اینکه در قرآن آیهای داشته باشیم که مفهوم و منظورش واضحه، مثل آیه ۲۵۷ بقره، خدا ربا را حرام، و خرید و فروش را حلال کرد، کفار میگفتن ربا هم یه جور خرید فروشه، آیه با صراحت میگه ربا خرید و فروش نیست، ربا حرامه، بیع حلاله، احتمال دیگه ای هم در منظور آیه وجود نداره
ظاهر به چی میگن؟ آیه ۷ الحشر میگه هر چه رسول خدا داد بگیرید و هر چه نهى کند، واگذارید.
مفهوم واضحه، اما منظورش چیه؟
منظور بحث امواله که در ابتدای آیه بحث مالی هست؟ منظور در همه چیزه؟ منظور از "بگیرید" وجوبه؟ منظور از "واگذارید" حرمته؟
مفهوم واضحه و منظور احتمالیه بهش میگن ظاهر
حجیت قرآن برای ما یقینیه، اما احادیث مثل قرآن چون هم نقل به معنا هستن هم دست به دست شدند، یقینی نیست بلکه نهایتا می تونه اطمینان بخش باشه، بنابراین اگر تعارضی بین نص و ظاهر قران با حدیثی پیش اومد، جانب قرآن رو می گیریم
این قاعده معروفیه که داره ازش سوءاستفاده میشه!
سوءاستفاده که در واقع همین سبک آقای حسینی و همفکرانشون هست چیه؟
مثلا در آیه نساء، ۱۴۰ و انعام، ۶۸ می فرماید "با کسانیکه دین تون رو مسخره میکنن ننشینید تا بحثو عوض کنن" یا اگر دیدید علیه دین تون میگن "ازشون روی بگردونید"
مفهوم آیه واضحه، اما منظور آیه چی؟
آیا وظیفه ما نسبت به مسخره کنندگان کافر فقط اینه؟ اگر حرفشون رو عوض نکردند چی؟ مقام آیه چیه؟ در مقام همنشینی ست یا مطلقه؟
سوءاستفاده چیه؟ میاند یک برداشتی از آیه ارائه میدن که نه در مفهوم آیه ست، نه در ظاهرش!
هیچ حصری در آیه نمی بینید که گفته باشه تکلیف فقط ترک مجلسه ولاغیر
همچنین ظاهر و مقام آیه هم مبهم ست.
اما اینها میگن "وظیفهٔ مسلمانان در قبال رفتار زشت هتاکان صرفاً ترک کردن محل است"
بعد میگن این برداشت ما عین قرآنه! پس ما روایات صحیح السند که چیز دیگه گفته رو قبول نمی کنیم!
برای فهم مغالطهای که شده نیاز به تخصص چندانی نداریم!
اگر قرآن میگفت وظیفه فقط ترک مجلسه و کار دیگری جایز نیست! یا میفرمود در همه حال اگر هتاکی دیدید صرفا اعراض کنید و کار دیگری نکنید! اونموقع بین احادیث مجازات هتاک و قران تعارض بود! ولی ما همچین آیاتی نداریم!
و آیاتی که اینها اشاره کردن همچین مفهوم و منظوری رو نمی رسونن!
در واقع این حضرات دارن فهم و برداشتی که نه در مفهوم آیه ست و نه در ظاهر آیه ست رو به مقابله با احادیث صحیح السند میبرند
و اینجوری فهم ناروای خودشون از قران رو غالب بر دین میکنن و دینها اینجور تحریف شدن در مسیحیت اینجور بوده در یهودیت اینجور بوده
والسلام
پاسخی که در قالب چند توییت ارائه شد:
از نقد محترمانهٔ این برادر گرامی متشکرم؛ اما ایشان به چند نکته توجه نکردهاند:
اولاً: چندین آیهٔ قرآن که در مقام بیان حکم است و به صبوری در برابر توهینها سفارش میکند را حتی ظاهر در این مفهوم روشن نمیدانند ولی چند حدیثی که گذشته از تردید در سند، دهها احتمال دربارهٔ شرایط صدور آنها وجود دارد و بعضی ظاهر در خلاف مقصود ایشان است را نص بر وجوب کشتن دیگران بهشمار میآورند.
ثانیاً: به روایات معارضی که از کشتن اهانتکنندگان نهی کرده یا گذشت و صبوری پیشوایان دین را گزارش داده هیچ اشارهای نمیکنند.
ثالثاً: به تحقیقاتی که نشان میدهد برخی از احادیث مربوط به برخورد قهرآمیز، ساخته و پرداختهٔ حاکمان برای توجیه سرکوبهایشان بوده و برخی برای ایجاد افتخارهای جاهلی جعل شده بوده توجه ندارند.
رابعاً: به حکم عقل و تجربه دربارهٔ نتیجهٔ معکوس برخوردهای قهرآمیز در برابر تبلیغات زهرآگین و تأثیر آن در ضریب گرفتن آن سخنان و بیشتر شدن تیراژ آنها توجهی ندارند.
خامساً: به قاعدهٔ فقهی درء حدود در هنگام شبهات و ضرورت احتیاط در دماء بهایی نمیدهند و توجه ندارند با وجود این همه دلیل در طرف مقابل، دستکم در دوران غیبت معصوم، پافشاری بر اجرای چنین احکام آسیبزایی خلاف قواعد فقهی و احتیاط است.
@hamidhossaini