
یکی از موضوعاتی که همیشه در گفتگو میان شیعیان و اهل سنت به عنوان موضوعی بحثانگیز و پیچیده مطرح میشود، موضوع اعتقاد شیعیان به تحریف قرآن است. اکنون که این گفتگوها و ارتباطات از طریق اینترنت آسانتر و بیشتر شده، دائم به مواردی برمیخوریم که برخی از برادران اهل سنت این موضوع را به میان کشیده و از این طریق به شیعیان انتقاد میکنند. بعضی از دوستان ما هم به علت ناآگاهی نمیتوانند پاسخ مناسبی به این انتقادات بدهند و متاسفانه گاهی بهجای برخورد منطقی، به سخنان و شیوههای نامناسب رو میآورند. در اینجا تلاش میکنم به صورت بسیار گذرا و خلاصه به این موضوع اشاره کنم.
بر اساس دلایل عقلی، تاریخی و نقلی، تردیدی نداریم که قرآن کریم (برخلاف کتابهای آسمانی قبلی) از هر گونه تحریف محفوظ مانده است. دلایل عقلی ضرورت بعثت انبیا به روشنی دلالت میکند که آخرین کتاب آسمانی که قرار است تا قیامت مبنای هدایت انسان باشد، باید سالم و دستنخورده باقی بماند. تحدی (مبارز طلبیدن) و معجزه بودن کلمات قرآن هم به هیچ انسانی مجال نمیدهد که چیزی به این جملات شگفتانگیز اضافه کند. خداوند هم به صراحت در قرآن اعلام کرده است که خودش قرآن را حفظ خواهد کرد. اهتمام ویژه مسلمانان به حفظ قرآن و حساسیت شدید آنها حتی به کلمات و حروف قرآن هم در طول تاریخ، ضامن مصونیت این کتاب آسمانی از تحریف بوده است.
اما متاسفانه ما شاهدیم که در گذشته گروهی از دانشمندان شیعه و بعضی از علمای اهل سنت معتقد به تحریف قرآن بودهاند و روایات زیادی نیز در این زمینه نقل کردهاند. پس باید توجه داشت که اعتقاد به تحریف قرآن منحصر به شیعیان نیست. اگر چه متاسفانه برخی از علمای بزرگ ما نیز جزو معتقدان به تحریف قرآن بودهاند. تا جایی که محدث نوری کتابی به نام فصلالخطاب نوشت و در آن صدها حدیث مبنی بر کم شدن یا عوض شدن آیات و سورههای قرآن نقل کرد. این موضوع سبب شده است که عیبجویان، فرصت بسیار مغتنمی پیدا کنند و شیعیان را به خاطر این اعتقاد مذمت کنند. این در حالی است که این افراد کاملا در میان دانشمندان شیعه در اقلیتند و با پیشرفت دانشهایی چون علوم قرآن و علوم حدیث، اکنون برای همه شیعیان مشخص شده که معتقدان به تحریف قرآن در اشتباهی بزرگ بودهاند.
عامل اصلی این اشتباه، روایات زیادی است که در این زمینه وارد شده است. اما توجه به چند نکته این اشتباه را برطرف میکند:
۱. بسیاری از احادیثی که در این زمینه وارد شده، جعلی و ضعیف است. این نکته با اندکی توجه به سند این روایات کاملا مشخص میشود.
۲. احادیث معتبر و صحیحی که عامل اصلی این کجفهمی شده، به هیچ وجه گویای تحریف لفظی قرآن نیست. بلکه در بخشی از آنها آمده که مخالفان اهل بیت، قرآن را تحریف کردهاند. منظور این روایات، تحریف معنوی قرآن و برداشتهای نادرست از آیات آن است.
۳. در دسته پرتعدادی از این روایات، الفاظی به عنوان تکمیل آیات ذکر شده است. مثلا در مورد آیه مربوط به جریان عید غدیر در روایاتی آمده که این آیه در اصل این گونه بوده: «بلّغ ما انزل الیک فی علی». این گونه روایات باعث شده عدهای گمان کنند قرآن تحریف شده است. در حالی که با دقت در نوع بیان روایات مشخص میشود که پیشوایان ما در صدد تفسیر و بیان منظور آیات بودهاند و منظورشان تغییر یافتن لفظ آیات نبوده است.
۴. در بعضی روایات آمده است که پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، امام علی (ع) قرآن را جمعآوری کردند ولی مسلمانان قرآن ایشان را نپذیرفتند و آن قرآن که قرآن اصلی است نزد امام زمان (ع) باقی مانده و با ظهور آن حضرت، منتشر خواهد شد. بر همین اساس گروهی گمان کردهاند که قرآن اصلی با این قرآنی که اکنون در اختیار ماست تفاوت دارد. این در حالی است که با دقت در این روایات مشخص میشود خصوصیت مهم قرآن امام علی (ع) این بوده که در کنار هر آیه، شأن نزول و تفسیر و تأویل آن آیه را هم نوشته بودند. در حالی که در قرآنهای معمولی چنین حقایقی درج نشده است. اما یقینا متن آن قرآن با قرآنهایی که اکنون در اختیار مسلمانان است هیچ تفاوتی نداشته و ندارد.
۵. اگر روایاتی وجود دارد که در ظاهر، از تحریف قرآن سخن میگوید، باید توجه داشت که روایات معتبرتر و بیشتری از امامان معصوم (ع) در اختیار داریم که ایشان همین قرآن را معتبر، دستنخورده و حجت میدانند.