ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۷۷ تا ۸۳ سورهٔ توبه
فَأَعقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِم إِلَىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكذِبُونَ ﴿٧٧﴾
پس چون قولی را که به خدا داده بودند پشتگوش انداختند و چون دروغ میگفتند، پیامدی که برایشان قرار داد، نفاقی است در دلهایشان تا روزی که با او دیدار کنند.
«عقِب» بهمعنی «عصب پشت پا» است و «اِعقاب» برای کنایه از «گذاشتن چیزی بهصورت متصل، پشت چیزی دیگر» به کار میرود.
توضیح معنای «اِخلاف» در ترجمهٔ آیهٔ ۹ سورهٔ آلعمران بیان شد.
أَلَم يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿٧٨﴾
آیا نمیدانند که خدا اسرار پنهان و نجوایشان را میداند و خدا به همهٔ امور پنهانی بسیار داناست؟
در ترجمهٔ آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء توضیح لازم دربارهٔ معنای «غیب» ارائه شد.
الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿٧٩﴾
کسانی که از مؤمنانِ داوطلبِ بخششهای صادقانه و از کسانی که جز بهکارگیری همهٔ تلاششان چیزی نمییابند خرده میگیرند و آنها را مسخره میکنند، خدا ریشخندشان کرده است و عذابی دردناک خواهند داشت.
معنای «لمز» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۸ همین سوره بیان شد.
«الْمُطَّوِّعِینَ» در اصل «المتطوعین» بوده و «تطوّع» بهمعنی «انجام کار با میل و رغبت» است.
«جُهْد» بهمعنی «به کار گرفتن تمام تلاش و توان» است و نه خود «توان».
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿٨٠﴾
میخواهی برایشان طلب آمرزش کن یا طلب آمرزش نکن؛ اگر هفتاد بار هم برایشان آمرزش بخواهی، خدا هرگز آنان را نمیآمرزد. آن به اینخاطراست که نسبت به خدا و فرستادهاش حقپوشی کردند. و خدا گروه نابهکاران را راهبری نمیکند.
معنای «فسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَن يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ ﴿٨١﴾
جاماندگان از اینکه پشتسر فرستادهٔ خدا نشستند، شادمان شدند و خوش نداشتند با دارایی و جانشان در راه خدا جهاد کنند و گفتند: «در گرما رهسپار نشوید.» بگو: «آتش دوزخ بسی گرمتر است»؛ البته اگر میفهمیدند.
«تخلیف» بهمعنی «جا گذاشتن و پشتسر نهادن» است و «مخلَّف» را که اسم مفعول آن است باید «جا گذاشتهشده» ترجمه کرد، ولی در فارسی برای این مفهوم از تعبیر «جامانده» استفاده میشود.
دربارهٔ معنای «خِلَاف» اختلاف وجود دارد. برخی آن را بهمعنای «مخالفت» و برخی بهمعنای «پشتسر» یا «بعد» دانستهاند. در برخی قرائتهای قرآن نیز این واژه بهصورت «خلف» نقل شده است. اگرچه هر دو معنی میتواند درست باشد، اما بهنظر میرسد بهقرینهٔ آیهٔ ۷۶ سورهٔ اسراء که در آن «لَّا يَلْبَثُونَ خِلَافَكَ إِلَّا قَلِيلًا» آمده، اینجا هم باید آن را «بعد یا پشتسر» ترجمه کنیم.
معنای «نفر» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۶ همین سوره بیان شد.
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿٨٢﴾
پس با توجه به سزای آنچه به دست میآوردند، باید کم بخندند و بسیار بگریند.
«جَزَاءً» مفعولٌله است و برخلاف نظر اغلب مترجمان که این عبارت را «به سزای» و مانند آن ترجمه کردهاند، این آیه، کم خندیدن و بسیار گریه کردن را بهعنوان مجازات مطرح نکرده، بلکه دلیل آن را توجه به مجازات اعمال دانسته است.
فَإِن رَّجَعَكَ اللَّهُ إِلَىٰ طَائِفَةٍ مِّنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَدًا وَلَن تُقَاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُم بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخَالِفِينَ ﴿٨٣﴾
پس اگر خدا تو را بهسوی گروهی از آنان بازگرداند و از تو برای بیرون رفتن اجازه خواستند، بگو: «هرگز با من بیرون نخواهید آمد و هرگز همراه من با دشمنی نخواهید جنگید؛ شما نخستین بار به نشستن خشنود شدید؛ اکنون نیز با پسماندگان بنشینید.»
«الخالف» بهمعنی «کسی که پشتسر میماند» است و به کسانی اشاره دارد که پشتجبهه میمانند. برخی لغویان، این واژه را حاوی مفهوم تباهی و بیارزش بودن دانستهاند.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
فَأَعقَبَهُمْ نِفَاقًا فِي قُلُوبِهِم إِلَىٰ يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِمَا أَخْلَفُوا اللَّهَ مَا وَعَدُوهُ وَبِمَا كَانُوا يَكذِبُونَ ﴿٧٧﴾
پس چون قولی را که به خدا داده بودند پشتگوش انداختند و چون دروغ میگفتند، پیامدی که برایشان قرار داد، نفاقی است در دلهایشان تا روزی که با او دیدار کنند.
«عقِب» بهمعنی «عصب پشت پا» است و «اِعقاب» برای کنایه از «گذاشتن چیزی بهصورت متصل، پشت چیزی دیگر» به کار میرود.
توضیح معنای «اِخلاف» در ترجمهٔ آیهٔ ۹ سورهٔ آلعمران بیان شد.
أَلَم يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ وَأَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿٧٨﴾
آیا نمیدانند که خدا اسرار پنهان و نجوایشان را میداند و خدا به همهٔ امور پنهانی بسیار داناست؟
در ترجمهٔ آیهٔ ۳۴ سورهٔ نساء توضیح لازم دربارهٔ معنای «غیب» ارائه شد.
الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿٧٩﴾
کسانی که از مؤمنانِ داوطلبِ بخششهای صادقانه و از کسانی که جز بهکارگیری همهٔ تلاششان چیزی نمییابند خرده میگیرند و آنها را مسخره میکنند، خدا ریشخندشان کرده است و عذابی دردناک خواهند داشت.
معنای «لمز» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۸ همین سوره بیان شد.
«الْمُطَّوِّعِینَ» در اصل «المتطوعین» بوده و «تطوّع» بهمعنی «انجام کار با میل و رغبت» است.
«جُهْد» بهمعنی «به کار گرفتن تمام تلاش و توان» است و نه خود «توان».
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لَا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِن تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ ﴿٨٠﴾
میخواهی برایشان طلب آمرزش کن یا طلب آمرزش نکن؛ اگر هفتاد بار هم برایشان آمرزش بخواهی، خدا هرگز آنان را نمیآمرزد. آن به اینخاطراست که نسبت به خدا و فرستادهاش حقپوشی کردند. و خدا گروه نابهکاران را راهبری نمیکند.
معنای «فسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَكَرِهُوا أَن يُجَاهِدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَالُوا لَا تَنفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ كَانُوا يَفْقَهُونَ ﴿٨١﴾
جاماندگان از اینکه پشتسر فرستادهٔ خدا نشستند، شادمان شدند و خوش نداشتند با دارایی و جانشان در راه خدا جهاد کنند و گفتند: «در گرما رهسپار نشوید.» بگو: «آتش دوزخ بسی گرمتر است»؛ البته اگر میفهمیدند.
«تخلیف» بهمعنی «جا گذاشتن و پشتسر نهادن» است و «مخلَّف» را که اسم مفعول آن است باید «جا گذاشتهشده» ترجمه کرد، ولی در فارسی برای این مفهوم از تعبیر «جامانده» استفاده میشود.
دربارهٔ معنای «خِلَاف» اختلاف وجود دارد. برخی آن را بهمعنای «مخالفت» و برخی بهمعنای «پشتسر» یا «بعد» دانستهاند. در برخی قرائتهای قرآن نیز این واژه بهصورت «خلف» نقل شده است. اگرچه هر دو معنی میتواند درست باشد، اما بهنظر میرسد بهقرینهٔ آیهٔ ۷۶ سورهٔ اسراء که در آن «لَّا يَلْبَثُونَ خِلَافَكَ إِلَّا قَلِيلًا» آمده، اینجا هم باید آن را «بعد یا پشتسر» ترجمه کنیم.
معنای «نفر» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۶ همین سوره بیان شد.
فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيرًا جَزَاءً بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿٨٢﴾
پس با توجه به سزای آنچه به دست میآوردند، باید کم بخندند و بسیار بگریند.
«جَزَاءً» مفعولٌله است و برخلاف نظر اغلب مترجمان که این عبارت را «به سزای» و مانند آن ترجمه کردهاند، این آیه، کم خندیدن و بسیار گریه کردن را بهعنوان مجازات مطرح نکرده، بلکه دلیل آن را توجه به مجازات اعمال دانسته است.
فَإِن رَّجَعَكَ اللَّهُ إِلَىٰ طَائِفَةٍ مِّنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُل لَّن تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَدًا وَلَن تُقَاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضِيتُم بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخَالِفِينَ ﴿٨٣﴾
پس اگر خدا تو را بهسوی گروهی از آنان بازگرداند و از تو برای بیرون رفتن اجازه خواستند، بگو: «هرگز با من بیرون نخواهید آمد و هرگز همراه من با دشمنی نخواهید جنگید؛ شما نخستین بار به نشستن خشنود شدید؛ اکنون نیز با پسماندگان بنشینید.»
«الخالف» بهمعنی «کسی که پشتسر میماند» است و به کسانی اشاره دارد که پشتجبهه میمانند. برخی لغویان، این واژه را حاوی مفهوم تباهی و بیارزش بودن دانستهاند.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini