ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۲۶ تا ۲۹ سورهٔ بقره
إنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ (۲۶)
بیتردید خدا از اینکه از پشه گرفته تا بالاتر از آن را بهعنوان مثال مطرح کند، شرم ندارد؛ اما کسانی که ایمان آوردهاند میدانند که قطعاً آن، کاری بهجا از سوی خداوندگارشان بوده است، ولی آنان که حقپوشی کردند میگویند: «خدا از این مثال چه منظوری داشت؟» بسیاری را با آن گمراه و بسیاری را با آن راهبری میکند؛ حالآنکه جز نابهکاران را با آن گمراه نخواهد کرد.
این آیه بلافاصله بعد از توصیف بهشت به باغ و درخت و نهر در آیهٔ قبل آمده است. این یعنی آنچه دربارهٔ بهشت و آخرت برای شما بیان میشود فقط در حد مثال زدن از چیزی است که ذهن شما با آن آشنایی دارد و بیان حقایق آن سرا برای کسی که در حبس دنیا باشد بدون چنین مثالهایی ممکن نیست. گویا با این تعبیر خدا میخواهد بفرماید اموری چون باغ و درخت و حوری و امثال آن در برابر حقیقت آن سرا همانند مثال زدن به حقیرترین اموری است که از این دنیا میشناسیم و با آن سر و کار داریم. یعنی خدا برای آنکه آن حقایق بلند را در حد فهم شما بیان کند، از این شرم ندارد که هر مثالی «از پشه بگیر تا بالاتر از آن» را بهکار گیرد.
«حق» در لغت بهمعنی «ثابت، مطابق با واقع و بهجا» است و با توجه به بیان حق بودن تمثیل الهی در آیه، با تعبیر «کاری بهجا» ترجمه شد.
«فاسق» بهمعنی کسی است که از پوستهٔ اطاعت و رفتار درست خارج میشود؛ لذا برای معادل آن از تعبیر «نابهکار» که تا حدودی مفهوم «در مسیر رفتار درست نبودن» را میرساند استفاده شد.
واو در «وما یضل به ...» حالیه در نظر گرفته شد.
الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (۲۷)
آنان که پیمان خدا را پس از متعهد شدن به آن میشکنند و آنچه را خدا به پیوسته بودنش فرمان داده، میگسلند و در زمین فساد میکنند؛ همایشاناند زیانکاران واقعی.
«میثاق» یعنی «عهد بستن و تعهد دادنی که موجب اطمینان و وثوق میشود».
كيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (۲۸)
چگونه دربارهٔ خدا حقیقت را میپوشانید در حالی که مردگانی بودید و شما را زنده کرد و باز شما را میمیراند و سپس زنده میکند و آنگاه بهسوی او بازگردانده میشوید.
قبلاً در ترجمهٔ آیهٔ ۶ همین سوره دربارهٔ معنی «کفر» توضیح داده شد.
ترجمهٔ «ثم» به «و باز» و «آنگاه» و آوردن «و» در کنار «سپس» بهاقتضای کاربردهای رایج در زبان فارسی است.
هوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (۲۹)
او همان کسی است که همهٔ آنچه را که در زمین است برای شما آفرید؛ سپس به آسمان رو کرد و آنها را در هفت آسمان سامان بخشید؛ و او به هر چیزی داناست.
«استوی الی» بهمعنی «رو کردن به چیزی» است.
«سوّی» بهمعنی استقامت و اعتدال بخشیدن است که در فارسی از آن با تعبیر «سامان بخشیدن» یاد میشود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
#جمعه #روز۲۳ #مهر #سال۱۴۰۰
إنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ (۲۶)
بیتردید خدا از اینکه از پشه گرفته تا بالاتر از آن را بهعنوان مثال مطرح کند، شرم ندارد؛ اما کسانی که ایمان آوردهاند میدانند که قطعاً آن، کاری بهجا از سوی خداوندگارشان بوده است، ولی آنان که حقپوشی کردند میگویند: «خدا از این مثال چه منظوری داشت؟» بسیاری را با آن گمراه و بسیاری را با آن راهبری میکند؛ حالآنکه جز نابهکاران را با آن گمراه نخواهد کرد.
این آیه بلافاصله بعد از توصیف بهشت به باغ و درخت و نهر در آیهٔ قبل آمده است. این یعنی آنچه دربارهٔ بهشت و آخرت برای شما بیان میشود فقط در حد مثال زدن از چیزی است که ذهن شما با آن آشنایی دارد و بیان حقایق آن سرا برای کسی که در حبس دنیا باشد بدون چنین مثالهایی ممکن نیست. گویا با این تعبیر خدا میخواهد بفرماید اموری چون باغ و درخت و حوری و امثال آن در برابر حقیقت آن سرا همانند مثال زدن به حقیرترین اموری است که از این دنیا میشناسیم و با آن سر و کار داریم. یعنی خدا برای آنکه آن حقایق بلند را در حد فهم شما بیان کند، از این شرم ندارد که هر مثالی «از پشه بگیر تا بالاتر از آن» را بهکار گیرد.
«حق» در لغت بهمعنی «ثابت، مطابق با واقع و بهجا» است و با توجه به بیان حق بودن تمثیل الهی در آیه، با تعبیر «کاری بهجا» ترجمه شد.
«فاسق» بهمعنی کسی است که از پوستهٔ اطاعت و رفتار درست خارج میشود؛ لذا برای معادل آن از تعبیر «نابهکار» که تا حدودی مفهوم «در مسیر رفتار درست نبودن» را میرساند استفاده شد.
واو در «وما یضل به ...» حالیه در نظر گرفته شد.
الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (۲۷)
آنان که پیمان خدا را پس از متعهد شدن به آن میشکنند و آنچه را خدا به پیوسته بودنش فرمان داده، میگسلند و در زمین فساد میکنند؛ همایشاناند زیانکاران واقعی.
«میثاق» یعنی «عهد بستن و تعهد دادنی که موجب اطمینان و وثوق میشود».
كيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (۲۸)
چگونه دربارهٔ خدا حقیقت را میپوشانید در حالی که مردگانی بودید و شما را زنده کرد و باز شما را میمیراند و سپس زنده میکند و آنگاه بهسوی او بازگردانده میشوید.
قبلاً در ترجمهٔ آیهٔ ۶ همین سوره دربارهٔ معنی «کفر» توضیح داده شد.
ترجمهٔ «ثم» به «و باز» و «آنگاه» و آوردن «و» در کنار «سپس» بهاقتضای کاربردهای رایج در زبان فارسی است.
هوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (۲۹)
او همان کسی است که همهٔ آنچه را که در زمین است برای شما آفرید؛ سپس به آسمان رو کرد و آنها را در هفت آسمان سامان بخشید؛ و او به هر چیزی داناست.
«استوی الی» بهمعنی «رو کردن به چیزی» است.
«سوّی» بهمعنی استقامت و اعتدال بخشیدن است که در فارسی از آن با تعبیر «سامان بخشیدن» یاد میشود.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
#جمعه #روز۲۳ #مهر #سال۱۴۰۰