ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۵۲ تا ۵۸ سورهٔ توبه
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ ﴿٥٢﴾
بگو: «آیا دربارهٔ ما جز یکی از دو بهترین گزینه را انتظار میکشید؟ درحالیکه ما دربارهٔ شما چشمانتظاریم که خدا به عذابی از نزد خود یا به دست ما دچارتان کند. پس منتظر بمانید که بیتردید ما نیز با شما چشمانتظاریم.»
توضیح واژهٔ «تربّص» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
«حسنی» افعل تفضیل است و باید بر همان اساس ترجمه شود.
قُلْ أَنفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿٥٣﴾
بگو: «چه مشتاقانه، چه بهاجبار انفاق کنید؛ ولی از شما پذیرفته نخواهد شد؛ چراکه بهراستی شما گروهی نابهکار بودید.»
توضیح مربوط به «انفاق» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۵ سورهٔ بقره بیان شد.
معنای «فاسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَىٰ وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ ﴿٥٤﴾
و چیزی که مانع پذیرفته شدن انفاقهایشان شد، جز این نبود که نسبت به خدا و فرستادهاش حقپوشی کردند و جز با کسالت بهسراغ نماز نمیآیند و جز با کراهت انفاق نمیکنند.
تعابیر «کسالت» و «کراهت» در فارسی رایج و مفهوم است.
فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ ﴿٥٥﴾
پس داراییها و فرزندانشان موجب شگفتی تو نشود؛ جز این نیست که خدا میخواهد با آنها در زندگی دنیا عذابشان کند و جانشان در حال حقپوشی در رود.
مادهٔ «زهق» بهمعنای «رفتن قهری و بیاختیار» است.
وَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنكُمْ وَمَا هُم مِّنكُمْ وَلَٰكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ ﴿٥٦﴾
و به خدا سوگند میخورند که حتماً از زمرهٔ شمایند؛ در حالی که آنها از شما نیستند؛ ولی آنها گروهیاند که بهشدت میترسند.
اگرچه «فرق» در اصل بهمعنای «جدایی» است، ولی یکی از معانی این واژه «ترس شدید» است که احتمالاً بهتناسب «جدا شدن قلب» یا «جدا شدن از محیط» در این مفهوم به کار رفته است. بههرحال این معنی با سیاق آیه سازگارتر است.
لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَّوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ ﴿٥٧﴾
اگر پناهگاه یا مغاکها یا نقبی مییافتند، قطعاً افسارگسیخته بهسویش روی میگرداندند.
«مَغَارَات» جمع «مغارة» و اسم مکان از مادهٔ «غور» بهمعنی «فرو رفتن» است و با «غار» بهمعنی «حفرهٔ طبیعی فرو رفته در دل کوه» تفاوت دارد. بهنظر میرسد نزدیکترین معادل فارسی برای این مفهوم، «مغاک» باشد که بهمعنی «جایی فرو شده چون چاه کوچک» است.
«مُدَّخَل» در اصل، «مدتخل» از باب افتعال بوده و بهمعنی «جایی که برای ورود انتخاب میشود» است. در فارسی برای مفهوم «جایی که برای ورود مخفیانه تعبیه میکنند» از واژهٔ «نقب» استفاده میشود.
«جُموح» بهمعنی «خارج شدن حیوان یا برده از سلطه و بند صاحب خود» است.
وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِن أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِن لَّمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ ﴿٥٨﴾
و از جملهٔ آنان کسی است که در زمینهٔ صدقات بر تو خرده میگیرد؛ حالا اگر به آنها از آن داده شود، خشنود میشوند، ولی اگر از آن به آنها ندهند، ناگهان به خشم میآیند.
«لمز» بهمعنی «بیان عیب در حضور شخص» و «غمز» بهمعنی «بیان عیب در غیاب او» است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ ﴿٥٢﴾
بگو: «آیا دربارهٔ ما جز یکی از دو بهترین گزینه را انتظار میکشید؟ درحالیکه ما دربارهٔ شما چشمانتظاریم که خدا به عذابی از نزد خود یا به دست ما دچارتان کند. پس منتظر بمانید که بیتردید ما نیز با شما چشمانتظاریم.»
توضیح واژهٔ «تربّص» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
«حسنی» افعل تفضیل است و باید بر همان اساس ترجمه شود.
قُلْ أَنفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿٥٣﴾
بگو: «چه مشتاقانه، چه بهاجبار انفاق کنید؛ ولی از شما پذیرفته نخواهد شد؛ چراکه بهراستی شما گروهی نابهکار بودید.»
توضیح مربوط به «انفاق» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۹۵ سورهٔ بقره بیان شد.
معنای «فاسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.
وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَىٰ وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ ﴿٥٤﴾
و چیزی که مانع پذیرفته شدن انفاقهایشان شد، جز این نبود که نسبت به خدا و فرستادهاش حقپوشی کردند و جز با کسالت بهسراغ نماز نمیآیند و جز با کراهت انفاق نمیکنند.
تعابیر «کسالت» و «کراهت» در فارسی رایج و مفهوم است.
فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُم بِهَا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَتَزْهَقَ أَنفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ ﴿٥٥﴾
پس داراییها و فرزندانشان موجب شگفتی تو نشود؛ جز این نیست که خدا میخواهد با آنها در زندگی دنیا عذابشان کند و جانشان در حال حقپوشی در رود.
مادهٔ «زهق» بهمعنای «رفتن قهری و بیاختیار» است.
وَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنكُمْ وَمَا هُم مِّنكُمْ وَلَٰكِنَّهُمْ قَوْمٌ يَفْرَقُونَ ﴿٥٦﴾
و به خدا سوگند میخورند که حتماً از زمرهٔ شمایند؛ در حالی که آنها از شما نیستند؛ ولی آنها گروهیاند که بهشدت میترسند.
اگرچه «فرق» در اصل بهمعنای «جدایی» است، ولی یکی از معانی این واژه «ترس شدید» است که احتمالاً بهتناسب «جدا شدن قلب» یا «جدا شدن از محیط» در این مفهوم به کار رفته است. بههرحال این معنی با سیاق آیه سازگارتر است.
لَوْ يَجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَّوَلَّوْا إِلَيْهِ وَهُمْ يَجْمَحُونَ ﴿٥٧﴾
اگر پناهگاه یا مغاکها یا نقبی مییافتند، قطعاً افسارگسیخته بهسویش روی میگرداندند.
«مَغَارَات» جمع «مغارة» و اسم مکان از مادهٔ «غور» بهمعنی «فرو رفتن» است و با «غار» بهمعنی «حفرهٔ طبیعی فرو رفته در دل کوه» تفاوت دارد. بهنظر میرسد نزدیکترین معادل فارسی برای این مفهوم، «مغاک» باشد که بهمعنی «جایی فرو شده چون چاه کوچک» است.
«مُدَّخَل» در اصل، «مدتخل» از باب افتعال بوده و بهمعنی «جایی که برای ورود انتخاب میشود» است. در فارسی برای مفهوم «جایی که برای ورود مخفیانه تعبیه میکنند» از واژهٔ «نقب» استفاده میشود.
«جُموح» بهمعنی «خارج شدن حیوان یا برده از سلطه و بند صاحب خود» است.
وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِن أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِن لَّمْ يُعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ ﴿٥٨﴾
و از جملهٔ آنان کسی است که در زمینهٔ صدقات بر تو خرده میگیرد؛ حالا اگر به آنها از آن داده شود، خشنود میشوند، ولی اگر از آن به آنها ندهند، ناگهان به خشم میآیند.
«لمز» بهمعنی «بیان عیب در حضور شخص» و «غمز» بهمعنی «بیان عیب در غیاب او» است.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini