ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۹۴ تا ۱۹۶ سورهٔ بقره
الشَّهرُ الحَرامُ بِالشَّهرِ الحَرامِ وَالحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعتَدَى عَلَيكُم فَاعتَدُوا عَلَيهِ بِمِثلِ مَا اعتَدَى عَلَيكُم وَاتَّقُوا اللَّه واعلمُوا أَنّ اللَّه مع المُتّقِينَ ﴿۱۹۴﴾
ماه حرام در برابر ماه حرام و حرمتها مقابله به مثل؛ پس هر کس به شما تعدّی کرد شما نیز به مانند آنچه به شما تعدّی کرده است بر او تعدّی کنید و از خدا پروا داشته باشید و بدانید بهراستی خدا با پرواپیشگان است.
«حرمات» جمع «حرمة» بهمعنی «عامل ممنوع شدن» است و دربارهٔ «چیزی که مانع از بیاحترامی شود» بهکار میرود و چون خودش بیش از معادلهایش بهکار میرود نیازی به ترجمه ندارد.
«قصاص» از ریشهٔ «قصص» بهمعنی «بازگو و تکرار کردن جنایت، همانگونه که قبلاً رخ داده» است و برای «مقابله به مثل» استفاده میشود. در اینجا نیازی به در تقدیر گرفتن چیزی نیست و در فارسی نیز برای تعابیر هشدارآمیز از همین سبک جملات بدون فعل و توضیح استفاده میشود.
وأَنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلقُوا بِأَيدِيكُمْ إِلَى التَّهلُكَةِ وَأَحسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحسِنِينَ ﴿۱۹۵﴾
و در راه خدا هزینه کنید و دستمایهٔ خود را به نابودی نیندازید و نیکی کنید که بهراستی خدا نیکوکاران را دوست دارد.
«نفق» بهمعنی «از بین رفتن چیزی که جریان داشته» است و «انفاق» در «از بین بردن و تمام کردن مال و غیر آن» بهکار میرود که به آن «هزینه کردن» گفته میشود. البته در جایی که قرینه وجود ندارد، بهتر است آن را همان «انفاق کردن» ترجمه کنیم.
دربارهٔ «لاتلقوا بأیدیکم» احتمالات فراوانی بیان شده و بسیاری مفعول مقدّری چون «أنفسکم» را برای این جمله در نظر گرفتهاند، ولی با توجه به احادیث و اصل بودن عدم تقدیر، این احتمال که «باء» زائده و «أیدیکم» کنایه از توان و دارایی باشد قویتر بهنظر میرسد.
وأَتِمُّوا الحَجَّ وَالعُمرَةَ لِلَّهِ فَإِن أُحصِرتُمْ فَمَا اسْتَيسَرَ مِنَ الهَدْيِ وَلَا تَحلِقُوا رُءُوسَكُم حَتَّى يَبْلُغَ الْهَديُ مَحِلَّهُ فَمَن كَانَ مِنكُمْ مَرِيضًا أَو بِهِ أَذًى مِن رَأْسِهِ فَفِديَةٌ مِن صِيَامٍ أَو صَدَقَةٍ أَو نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنتُم فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمرَةِ إِلَى الحَجِّ فَمَا استيسر مِنَ الْهَديِ فَمَن لَم يَجِد فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبعَةٍ إِذَا رَجَعتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَن لَم يَكُن أَهلُهُ حاضِري الْمَسجِدِ الحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿۱۹۶﴾
و حج و عمره را برای خدا به پایان برسانید؛ اما اگر در محدودیت و تنگنا قرار گرفتید، هر قربانی روانهشده که امکان داشت. و پیش از آنکه قربانی روانهشده به جایگاهش برسد سرهایتان را نتراشید. و هر کس از شما بیمار بود یا از ناحیهٔ سرش ناراحتی داشت، جایگزینی از قبیل روزهای یا بخشش صادقانهای یا عبادتهایی. و چون ایمنی یافتید اگر کسی از تمتعات پس از عمره تا هنگام حج بهره برد، هر قربانی روانهشده که ممکن بود. اما هر کس پیدا نکرد، روزهٔ سه روز در حج و هفت روز وقتی برگشتید؛ این دههای است کامل. اینها برای کسی است که خانوادهاش مجاور مسجدالحرام نباشند. و از خدا پروا کنید و بدانید که قطعاً خدا پیامدهای سختی را در نظر میگیرد.
«حج» در لغت بهمعنی «آهنگ جایی کردن» و «عمرة» بهمعنی «عامل آبادانی و احیا بودن» است ولی از آنجا که هر دو واژه به نامهایی خاص برای مناسکی شرعی تبدیل شدهاند قابل ترجمه نیستند.
«نُسُک» بهمعنی «هر کاری که سبب نزدیک شدن بنده به خدا شود» است و از جمله دربارهٔ قربانی کردن برای خدا نیز بهکار میرود. در فارسی برای این مفهوم از تعبیر «عبادات» استفاده میشود.
«حصر» بهمعنی «محدودیت و تنگنا» است و وقتی به باب افعال میرود به «ایجاد تنگنا از سوی کسی» اشاره دارد.
«هَدیْ» بهمعنی «آنچه راه برده و هدیه شده» و منظور از آن، «چهارپایی که برای قربانی کردن بهسوی مقصدی برده میشود» است.
«تمتّع» بهمعنی «بهره و لذت بردن» است و منظور از آن در مناسک حج، بهرهگیری از فرصتی است که میان عمره و حج، محدودیتهای احرام برداشته میشود و میتوان از برخی لذایذ بهره برد. در اغلب ترجمههای قرآن به این واژه از آیه توجه نشده است.
«حاضر» بهمعنی «کسی که در جایی مستقر شده» است و در مقابل مسافر بهکار میرود. در تعابیر رایج فارسی به کسی که در کنار محلی خاص اقامت دارد «مجاور» گفته میشود.
«عقاب» از مادهٔ «عقب» بهمعنی «نتیجه و مجازاتی که در پی کار بد میآید» است که در فارسی به آن «پیامد» میگویند. تعبیر «شدید العقاب» شبیه «شدید العذاب» است که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۵ این سوره توضیح آن گذشت.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
الشَّهرُ الحَرامُ بِالشَّهرِ الحَرامِ وَالحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعتَدَى عَلَيكُم فَاعتَدُوا عَلَيهِ بِمِثلِ مَا اعتَدَى عَلَيكُم وَاتَّقُوا اللَّه واعلمُوا أَنّ اللَّه مع المُتّقِينَ ﴿۱۹۴﴾
ماه حرام در برابر ماه حرام و حرمتها مقابله به مثل؛ پس هر کس به شما تعدّی کرد شما نیز به مانند آنچه به شما تعدّی کرده است بر او تعدّی کنید و از خدا پروا داشته باشید و بدانید بهراستی خدا با پرواپیشگان است.
«حرمات» جمع «حرمة» بهمعنی «عامل ممنوع شدن» است و دربارهٔ «چیزی که مانع از بیاحترامی شود» بهکار میرود و چون خودش بیش از معادلهایش بهکار میرود نیازی به ترجمه ندارد.
«قصاص» از ریشهٔ «قصص» بهمعنی «بازگو و تکرار کردن جنایت، همانگونه که قبلاً رخ داده» است و برای «مقابله به مثل» استفاده میشود. در اینجا نیازی به در تقدیر گرفتن چیزی نیست و در فارسی نیز برای تعابیر هشدارآمیز از همین سبک جملات بدون فعل و توضیح استفاده میشود.
وأَنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا تُلقُوا بِأَيدِيكُمْ إِلَى التَّهلُكَةِ وَأَحسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحسِنِينَ ﴿۱۹۵﴾
و در راه خدا هزینه کنید و دستمایهٔ خود را به نابودی نیندازید و نیکی کنید که بهراستی خدا نیکوکاران را دوست دارد.
«نفق» بهمعنی «از بین رفتن چیزی که جریان داشته» است و «انفاق» در «از بین بردن و تمام کردن مال و غیر آن» بهکار میرود که به آن «هزینه کردن» گفته میشود. البته در جایی که قرینه وجود ندارد، بهتر است آن را همان «انفاق کردن» ترجمه کنیم.
دربارهٔ «لاتلقوا بأیدیکم» احتمالات فراوانی بیان شده و بسیاری مفعول مقدّری چون «أنفسکم» را برای این جمله در نظر گرفتهاند، ولی با توجه به احادیث و اصل بودن عدم تقدیر، این احتمال که «باء» زائده و «أیدیکم» کنایه از توان و دارایی باشد قویتر بهنظر میرسد.
وأَتِمُّوا الحَجَّ وَالعُمرَةَ لِلَّهِ فَإِن أُحصِرتُمْ فَمَا اسْتَيسَرَ مِنَ الهَدْيِ وَلَا تَحلِقُوا رُءُوسَكُم حَتَّى يَبْلُغَ الْهَديُ مَحِلَّهُ فَمَن كَانَ مِنكُمْ مَرِيضًا أَو بِهِ أَذًى مِن رَأْسِهِ فَفِديَةٌ مِن صِيَامٍ أَو صَدَقَةٍ أَو نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنتُم فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمرَةِ إِلَى الحَجِّ فَمَا استيسر مِنَ الْهَديِ فَمَن لَم يَجِد فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبعَةٍ إِذَا رَجَعتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَن لَم يَكُن أَهلُهُ حاضِري الْمَسجِدِ الحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿۱۹۶﴾
و حج و عمره را برای خدا به پایان برسانید؛ اما اگر در محدودیت و تنگنا قرار گرفتید، هر قربانی روانهشده که امکان داشت. و پیش از آنکه قربانی روانهشده به جایگاهش برسد سرهایتان را نتراشید. و هر کس از شما بیمار بود یا از ناحیهٔ سرش ناراحتی داشت، جایگزینی از قبیل روزهای یا بخشش صادقانهای یا عبادتهایی. و چون ایمنی یافتید اگر کسی از تمتعات پس از عمره تا هنگام حج بهره برد، هر قربانی روانهشده که ممکن بود. اما هر کس پیدا نکرد، روزهٔ سه روز در حج و هفت روز وقتی برگشتید؛ این دههای است کامل. اینها برای کسی است که خانوادهاش مجاور مسجدالحرام نباشند. و از خدا پروا کنید و بدانید که قطعاً خدا پیامدهای سختی را در نظر میگیرد.
«حج» در لغت بهمعنی «آهنگ جایی کردن» و «عمرة» بهمعنی «عامل آبادانی و احیا بودن» است ولی از آنجا که هر دو واژه به نامهایی خاص برای مناسکی شرعی تبدیل شدهاند قابل ترجمه نیستند.
«نُسُک» بهمعنی «هر کاری که سبب نزدیک شدن بنده به خدا شود» است و از جمله دربارهٔ قربانی کردن برای خدا نیز بهکار میرود. در فارسی برای این مفهوم از تعبیر «عبادات» استفاده میشود.
«حصر» بهمعنی «محدودیت و تنگنا» است و وقتی به باب افعال میرود به «ایجاد تنگنا از سوی کسی» اشاره دارد.
«هَدیْ» بهمعنی «آنچه راه برده و هدیه شده» و منظور از آن، «چهارپایی که برای قربانی کردن بهسوی مقصدی برده میشود» است.
«تمتّع» بهمعنی «بهره و لذت بردن» است و منظور از آن در مناسک حج، بهرهگیری از فرصتی است که میان عمره و حج، محدودیتهای احرام برداشته میشود و میتوان از برخی لذایذ بهره برد. در اغلب ترجمههای قرآن به این واژه از آیه توجه نشده است.
«حاضر» بهمعنی «کسی که در جایی مستقر شده» است و در مقابل مسافر بهکار میرود. در تعابیر رایج فارسی به کسی که در کنار محلی خاص اقامت دارد «مجاور» گفته میشود.
«عقاب» از مادهٔ «عقب» بهمعنی «نتیجه و مجازاتی که در پی کار بد میآید» است که در فارسی به آن «پیامد» میگویند. تعبیر «شدید العقاب» شبیه «شدید العذاب» است که در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶۵ این سوره توضیح آن گذشت.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini