غدیر و آزادی انسان
حدیث متواتر «من کنت مولاه فعلی مولاه» از معدود متونی است که اغلب مذاهب اسلامی بر صحتش اتفاق نظر دارند و آن را همچون قرآن معتبر میشمرند. اختلاف دربارهٔ معنی واژهٔ «مولی» و برداشت متفاوت از این عبارت نیز وحدت عالمان مسلمان در فهم لایهای از معنای آن را بر هم نزده است.
یکی از هنرمندانهترین بیانها دربارهٔ این معنای مشترک را مولوی در دفتر ششم مثنوی ارائه میدهد:
زین سبب پیغمبر با اجتهاد
نام خود را و علی مولا نهاد
گفت هر کو را منم مولا و دوست
ابن عم من علی مولای اوست
کیست مولا آنکه آزادت کند
بند رقیّت ز پایت بر کند
چون به آزادی نبوت هادی است
مؤمنان را ز انبیا آزادی است
در نگاه مولانا، مأموریت اصلی فرستادگان خدا که از ولایت سیاسی بسیار مهمتر و روح و هدف ولایت تشریعی آنها بهشمار میرود، ولایتی معنوی است که رستگاری را در پرتو آزادی واقعی انسان تضمین میکند. ارمغان مشترک غدیر برای تمامی جویندگان معنویت این است که چنین ولایتی پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در تمسّک به ولایت علی (علیهالسلام) بهدست میآید. بر همین مبناست که پیروان مکاتب گوناگون کلامی و فقهی، آن حضرت را قطب معنوی خود میدانند.
از این منظر، ولایت امری اعتباری نیست که بتوان به هر کسی نسبتش داد؛ بلکه حقیقتی است در امتداد توحید و نبوت. همانگونه که توحید، انسان را از یوغ بندگیِ قدرتهای دروغین آزاد میکند و نبوت زنجیرهای خرافه و بردگی را از دوش بشر برمیدارد، ولایت اولیای خدا نیز آزادی را به ارمغان میآورد و بند رقیّت را از پای انسان باز میکند.
راز آزادیبخشی اولیا در این است که آنان، خود به آزادی حقیقی رسیدهاند و هرگز اسیر خواهشهای نفسانی نمیشوند، کسی و چیزی جز خدا را بندگی نمیکنند، حکومت را بهمعنی تسلط بر دیگران نمیدانند، از آزادی مردم نمیکاهند، و با آنکه دشمنانشان اهل نیرنگ و بدعهدیاند، هیچ هدف مقدسی را توجیهکنندهٔ وسیلهٔ نادرست نمیدانند.
این تفسیر از ولایت در نقطهٔ مقابل برداشتی است که پیروی از پیشوایان دین را نوعی تقلید کورکورانه و ولایت آنان را چیزی شبیه حکومتهای استبدادی معرفی میکند و هرگونه نقد و پرسشگری و احترام به افکار و سلایق گوناگون را در تعارض با دینداری و ولایتپذیری میداند.
پیش از این در دو یادداشت، توضیحاتی دیگر در اینباره تقدیم کرده بودم:
انتقاد از علی (علیهالسلام): t.me/hamidhossaini/639
شیعهٔ تنوری یا شهروند منتقد: t.me/hamidhossaini/657
@hamidhossaini
حدیث متواتر «من کنت مولاه فعلی مولاه» از معدود متونی است که اغلب مذاهب اسلامی بر صحتش اتفاق نظر دارند و آن را همچون قرآن معتبر میشمرند. اختلاف دربارهٔ معنی واژهٔ «مولی» و برداشت متفاوت از این عبارت نیز وحدت عالمان مسلمان در فهم لایهای از معنای آن را بر هم نزده است.
یکی از هنرمندانهترین بیانها دربارهٔ این معنای مشترک را مولوی در دفتر ششم مثنوی ارائه میدهد:
زین سبب پیغمبر با اجتهاد
نام خود را و علی مولا نهاد
گفت هر کو را منم مولا و دوست
ابن عم من علی مولای اوست
کیست مولا آنکه آزادت کند
بند رقیّت ز پایت بر کند
چون به آزادی نبوت هادی است
مؤمنان را ز انبیا آزادی است
در نگاه مولانا، مأموریت اصلی فرستادگان خدا که از ولایت سیاسی بسیار مهمتر و روح و هدف ولایت تشریعی آنها بهشمار میرود، ولایتی معنوی است که رستگاری را در پرتو آزادی واقعی انسان تضمین میکند. ارمغان مشترک غدیر برای تمامی جویندگان معنویت این است که چنین ولایتی پس از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در تمسّک به ولایت علی (علیهالسلام) بهدست میآید. بر همین مبناست که پیروان مکاتب گوناگون کلامی و فقهی، آن حضرت را قطب معنوی خود میدانند.
از این منظر، ولایت امری اعتباری نیست که بتوان به هر کسی نسبتش داد؛ بلکه حقیقتی است در امتداد توحید و نبوت. همانگونه که توحید، انسان را از یوغ بندگیِ قدرتهای دروغین آزاد میکند و نبوت زنجیرهای خرافه و بردگی را از دوش بشر برمیدارد، ولایت اولیای خدا نیز آزادی را به ارمغان میآورد و بند رقیّت را از پای انسان باز میکند.
راز آزادیبخشی اولیا در این است که آنان، خود به آزادی حقیقی رسیدهاند و هرگز اسیر خواهشهای نفسانی نمیشوند، کسی و چیزی جز خدا را بندگی نمیکنند، حکومت را بهمعنی تسلط بر دیگران نمیدانند، از آزادی مردم نمیکاهند، و با آنکه دشمنانشان اهل نیرنگ و بدعهدیاند، هیچ هدف مقدسی را توجیهکنندهٔ وسیلهٔ نادرست نمیدانند.
این تفسیر از ولایت در نقطهٔ مقابل برداشتی است که پیروی از پیشوایان دین را نوعی تقلید کورکورانه و ولایت آنان را چیزی شبیه حکومتهای استبدادی معرفی میکند و هرگونه نقد و پرسشگری و احترام به افکار و سلایق گوناگون را در تعارض با دینداری و ولایتپذیری میداند.
پیش از این در دو یادداشت، توضیحاتی دیگر در اینباره تقدیم کرده بودم:
انتقاد از علی (علیهالسلام): t.me/hamidhossaini/639
شیعهٔ تنوری یا شهروند منتقد: t.me/hamidhossaini/657
@hamidhossaini