شیعهٔ تنوری یا شهروند منتقد؟
در معارف شیعی از سویی با آموزههایی مواجهیم که مردم را به اطاعت محض و تبعیت بیچون و چرا از پیشوایان دین دعوت میکند و از سویی دیگر متونی را شاهدیم که بر آزادی عقیده و حق انتخاب تأکید میورزد و نهتنها پرسشگری و اعتراض را بهرسمیت میشناسد، بلکه در دوران حکومت معصوم نیز از تشویق مردم به انتقاد دست برنمیدارد.
جریان هارون مکی که بر اساس روایات، بدون هیچ پرسشی فرمان امام صادق (علیهالسلام) را فوراً اطاعت کرد و برای نشان دادن منش یک شیعهٔ واقعی وارد تنور پر از آتش شد، نمونهای از متون دستهٔ نخست و سخن نقلشده از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) که از مردم میخواهند انتقادات و مشورتهایشان را بدون هراس و آزادانه مطرح کنند، نمونهای از آموزههای دستهٔ دوم است.
بیتوجهی نسبت به یکی از این دو دسته یا ناتوانی در تحلیل و جمع میان آنها همواره مشکلات فراوانی را پدید آورده و بر آتش اختلافات دمیده است. توجیهها و تأویلهایی که گاهی برای بیرون بردن این متون از معنای صریحشان انجام میپذیرد نیز به حل این مشکل کمکی نخواهد کرد.
برای رفع این ابهام کافی است به این نکته توجه کنیم که اسلام هرگز کسی را به پیروی کورکورانه دعوت نکرد و هیچ ارزشی را بالاتر از انتخاب آگاهانه قرار نداد. در این منطق، اطاعت از پیشوایان دین در صورتی ارزش دارد که با شناخت و آگاهی همراه باشد. خدا اگر میخواست انسان را مجبور میآفرید تا کسی توان مخالفت با نمایندگانش را نداشته باشد؛ اما هرگز چنین نکرد و رشد و سعادت را در گرو فهم بیشتر و انتخاب آزادانه قرار داد.
اینجاست که در دین حقیقی از پرسشگری و انتقاد سازنده استقبال میشود تا شیعیان تنوری، شهروندانی صاحب کرامت باشند که با آگاهی و معرفت در برابر ولی معصوم خدا سر تسلیم فرود آوردهاند و نه بیخردانی چشم و گوش بسته که هر چه مبلغان و رسانهها بگویند میپذیرند.
#باورها
t.me/hamidhossaini
در معارف شیعی از سویی با آموزههایی مواجهیم که مردم را به اطاعت محض و تبعیت بیچون و چرا از پیشوایان دین دعوت میکند و از سویی دیگر متونی را شاهدیم که بر آزادی عقیده و حق انتخاب تأکید میورزد و نهتنها پرسشگری و اعتراض را بهرسمیت میشناسد، بلکه در دوران حکومت معصوم نیز از تشویق مردم به انتقاد دست برنمیدارد.
جریان هارون مکی که بر اساس روایات، بدون هیچ پرسشی فرمان امام صادق (علیهالسلام) را فوراً اطاعت کرد و برای نشان دادن منش یک شیعهٔ واقعی وارد تنور پر از آتش شد، نمونهای از متون دستهٔ نخست و سخن نقلشده از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) که از مردم میخواهند انتقادات و مشورتهایشان را بدون هراس و آزادانه مطرح کنند، نمونهای از آموزههای دستهٔ دوم است.
بیتوجهی نسبت به یکی از این دو دسته یا ناتوانی در تحلیل و جمع میان آنها همواره مشکلات فراوانی را پدید آورده و بر آتش اختلافات دمیده است. توجیهها و تأویلهایی که گاهی برای بیرون بردن این متون از معنای صریحشان انجام میپذیرد نیز به حل این مشکل کمکی نخواهد کرد.
برای رفع این ابهام کافی است به این نکته توجه کنیم که اسلام هرگز کسی را به پیروی کورکورانه دعوت نکرد و هیچ ارزشی را بالاتر از انتخاب آگاهانه قرار نداد. در این منطق، اطاعت از پیشوایان دین در صورتی ارزش دارد که با شناخت و آگاهی همراه باشد. خدا اگر میخواست انسان را مجبور میآفرید تا کسی توان مخالفت با نمایندگانش را نداشته باشد؛ اما هرگز چنین نکرد و رشد و سعادت را در گرو فهم بیشتر و انتخاب آزادانه قرار داد.
اینجاست که در دین حقیقی از پرسشگری و انتقاد سازنده استقبال میشود تا شیعیان تنوری، شهروندانی صاحب کرامت باشند که با آگاهی و معرفت در برابر ولی معصوم خدا سر تسلیم فرود آوردهاند و نه بیخردانی چشم و گوش بسته که هر چه مبلغان و رسانهها بگویند میپذیرند.
#باورها
t.me/hamidhossaini