عذرخواهی پاپ و مسئولیت مراجع
اخیراً پاپ لیؤی چهاردهم، در نخستین رسالهٔ خود بهنام «Magnifica Humanitas» (انسانیت باشکوه) رسماً بابت نقش تاریخی واتیکان در مشروعیتبخشی به بردهداری و تأخیر چندصدسالهٔ کلیسا در محکومیت آن عذرخواهی کرد. او این میراث را «زخمی در حافظهٔ مسیحیت» نامید و بهنام کلیسا طلب بخشش نمود.
البته برخی رهبران پیشین کلیسا نیز از مشارکت مسیحیان در تجارت بردگان عذرخواهی کرده بودند، اما اینبار بالاترین مقام رسمی مسیحیت بهصورت رسمی اعتراف کرد که پاپهای سدهٔ پانزدهم به پادشاهان اروپایی مجوز دینی دادند تا مردمان آفریقا و آسیا و ازجمله مسلمانان را به بردگی بگیرند و این فرمان تا سدهها بعد بهصراحت لغو نشد.
این عذرخواهی در حالی است که در متون مقدس مسیحیت بارها بر جواز بردهداری و ضرورت اطاعت بردگان از اربابان تأکید شده است. عهد عتیق صراحتاً اجازهٔ خرید و مالکیت دائمی انسان از اقوام غیراسرائیلی را میدهد و در آن، قوانینی مربوط به تنبیه و ارث بردن برده و فروش دختران بهعنوان کنیز وجود دارد و آزادی بردگان فقط به عبریان و یهودیان اختصاص یافته است. عهد جدید نیز بردگان را به اطاعت کامل از اربابان فرامیخواند و حتی یک توصیهٔ صریح دربارهٔ آزاد کردن آنها ندارد.
پرسشی که با دیدن این خبر به ذهن میرسد این است که چرا با وجود تأکید مکرر قرآن بر آزادسازی بردگان و محدودیتی که برای اسیرگرفتن در جنگ، تعیین و مسیر بردهداری را عملاً مسدود نموده [۴۷:۴]، چرا تاکنون شاهد اقدامی مشابه از سوی نهادهای دینی جهان اسلام نبودهایم؟ آیا آن پیشینه و متون مقدس فاخر، نباید اسلام را بهعنوان برترین مدافع حقوق، کرامت و آزادی انسان به دیگران معرفی میکرد؟ پس چرا در قرن نوزدهم هنگامی که فشار افکار عمومی برای لغو بردهداری بالا گرفت، نهتنها هیچیک از علمای بزرگ الازهر، عثمانی، حجاز و نجف با این مطالبه همراهی نکردند، بلکه بسیاری از آنها رسماً بهنام دفاع از دین، پرچم مخالفت با آن را برافراشتند؟ این در حالی است که در همان دوران، پاپ لئون سیزدهم بهصورت رسمی بردهداری را محکوم و ممنوع اعلام کرد و اکنون پاپ جدید بابت تأخیر در این زمینه عذرخواهی میکند؛ ولی هنوز در نهادهای دینی مسلمانان، کسانی که بخواهند آموزههای انسانی قرآن و عترت در این زمینه را مطرح کنند، با انواع تهمتها و محدودیتها مواجه میشوند!
بیتردید، بردهداری ساخته و پرداختهٔ اسلام و یهود و مسیحیت نیست و پیش از این ادیان وجود داشته است. نقشی که شرایع الهی در این زمینه ایفا کردهاند، صرفاً تنظیم و تعدیل این واقعیت اجتماعی در جهت حمایت از بردگان بوده و اسلام در این زمینه بیشترین تأثیر را بر جای گذاشته است. اما آنچه از برخورد علما و نهادهای اسلامی برداشت میشود این است که گویا آن مناسبات اقتصادی ایجادشده توسط دورهای از زندگی بشر را بخشی از مقدسات دینی تلقی میکنند؛ چیزی که رهبران کلیسا هوشمندانه تلاش کردهاند خلاف آن را اعلام و ساحت دین متبوع خود را از چنین ننگی پاک کنند و تأیید بزرگان و گذشتگان خود را بهحساب برداشت اشتباه آنان بگذارند.
البته احتمالاً برخی از عالمان مسلمان به این نکته توجه دارند، ولی تصور میکنند تصحیح گذشته و عذرخواهی بابت آن، نوعی عقبنشینی است که به حیثیت و هویت دینی مسلمانان لطمه میزند. اما بهنظر میرسد روشی که رهبری مسیحیت از مدتها قبل در پیش گرفته، به توصیههای قرآن و عترت نزدیکتر و در اعتبار بخشیدن به جایگاه روحانیت، موفقتر بوده است.
سید حمید حسینی
@hamidhossaini
اخیراً پاپ لیؤی چهاردهم، در نخستین رسالهٔ خود بهنام «Magnifica Humanitas» (انسانیت باشکوه) رسماً بابت نقش تاریخی واتیکان در مشروعیتبخشی به بردهداری و تأخیر چندصدسالهٔ کلیسا در محکومیت آن عذرخواهی کرد. او این میراث را «زخمی در حافظهٔ مسیحیت» نامید و بهنام کلیسا طلب بخشش نمود.
البته برخی رهبران پیشین کلیسا نیز از مشارکت مسیحیان در تجارت بردگان عذرخواهی کرده بودند، اما اینبار بالاترین مقام رسمی مسیحیت بهصورت رسمی اعتراف کرد که پاپهای سدهٔ پانزدهم به پادشاهان اروپایی مجوز دینی دادند تا مردمان آفریقا و آسیا و ازجمله مسلمانان را به بردگی بگیرند و این فرمان تا سدهها بعد بهصراحت لغو نشد.
این عذرخواهی در حالی است که در متون مقدس مسیحیت بارها بر جواز بردهداری و ضرورت اطاعت بردگان از اربابان تأکید شده است. عهد عتیق صراحتاً اجازهٔ خرید و مالکیت دائمی انسان از اقوام غیراسرائیلی را میدهد و در آن، قوانینی مربوط به تنبیه و ارث بردن برده و فروش دختران بهعنوان کنیز وجود دارد و آزادی بردگان فقط به عبریان و یهودیان اختصاص یافته است. عهد جدید نیز بردگان را به اطاعت کامل از اربابان فرامیخواند و حتی یک توصیهٔ صریح دربارهٔ آزاد کردن آنها ندارد.
پرسشی که با دیدن این خبر به ذهن میرسد این است که چرا با وجود تأکید مکرر قرآن بر آزادسازی بردگان و محدودیتی که برای اسیرگرفتن در جنگ، تعیین و مسیر بردهداری را عملاً مسدود نموده [۴۷:۴]، چرا تاکنون شاهد اقدامی مشابه از سوی نهادهای دینی جهان اسلام نبودهایم؟ آیا آن پیشینه و متون مقدس فاخر، نباید اسلام را بهعنوان برترین مدافع حقوق، کرامت و آزادی انسان به دیگران معرفی میکرد؟ پس چرا در قرن نوزدهم هنگامی که فشار افکار عمومی برای لغو بردهداری بالا گرفت، نهتنها هیچیک از علمای بزرگ الازهر، عثمانی، حجاز و نجف با این مطالبه همراهی نکردند، بلکه بسیاری از آنها رسماً بهنام دفاع از دین، پرچم مخالفت با آن را برافراشتند؟ این در حالی است که در همان دوران، پاپ لئون سیزدهم بهصورت رسمی بردهداری را محکوم و ممنوع اعلام کرد و اکنون پاپ جدید بابت تأخیر در این زمینه عذرخواهی میکند؛ ولی هنوز در نهادهای دینی مسلمانان، کسانی که بخواهند آموزههای انسانی قرآن و عترت در این زمینه را مطرح کنند، با انواع تهمتها و محدودیتها مواجه میشوند!
بیتردید، بردهداری ساخته و پرداختهٔ اسلام و یهود و مسیحیت نیست و پیش از این ادیان وجود داشته است. نقشی که شرایع الهی در این زمینه ایفا کردهاند، صرفاً تنظیم و تعدیل این واقعیت اجتماعی در جهت حمایت از بردگان بوده و اسلام در این زمینه بیشترین تأثیر را بر جای گذاشته است. اما آنچه از برخورد علما و نهادهای اسلامی برداشت میشود این است که گویا آن مناسبات اقتصادی ایجادشده توسط دورهای از زندگی بشر را بخشی از مقدسات دینی تلقی میکنند؛ چیزی که رهبران کلیسا هوشمندانه تلاش کردهاند خلاف آن را اعلام و ساحت دین متبوع خود را از چنین ننگی پاک کنند و تأیید بزرگان و گذشتگان خود را بهحساب برداشت اشتباه آنان بگذارند.
البته احتمالاً برخی از عالمان مسلمان به این نکته توجه دارند، ولی تصور میکنند تصحیح گذشته و عذرخواهی بابت آن، نوعی عقبنشینی است که به حیثیت و هویت دینی مسلمانان لطمه میزند. اما بهنظر میرسد روشی که رهبری مسیحیت از مدتها قبل در پیش گرفته، به توصیههای قرآن و عترت نزدیکتر و در اعتبار بخشیدن به جایگاه روحانیت، موفقتر بوده است.
سید حمید حسینی
@hamidhossaini