یادداشت‌ها#۳۱۰۹

ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۴۱ تا ۱۴۵ سورهٔ اعراف

وَإِذْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُقَتَّلُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلَاءٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَظِيمٌ ﴿١٤١﴾
و آن‌گاه که شما را از آل فرعون رهایی بخشیدیم، که بد عذابی را بر شما تحمیل می‌کردند؛ پسرانتان را می‌کشتند و زنانتان را زنده نگه می‌داشتند؛ که در آن، بلایی سترگ از جانب خداوندگارتان بود.

معنای مادهٔ «سوم» و واژه‌های «عذاب» و «بلا» در ترجمهٔ آیهٔ ۴۹ سورهٔ بقره توضیح داده شد.

وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ ﴿١٤٢﴾
و با موسی سی شب قرار گذاشتیم و با یک دهه کاملش کردیم، پس موعد مشخص خداوندگارش چهل شب کامل شد؛ و موسی به برادرش هارون گفت: «در میان قومم جانشین من باش و به اصلاح بپرداز و راه مفسدان را پیروی مکن.»

با توجه به اینکه «لیلة» بعد از «بعشر» تکرار نشده، بهتر است «شب» را در ترجمه تکرار نکنیم.
«میقات» از مادهٔ «وقت» به‌معنی «زمان مشخص و محدود شده» است که در تعابیر رایج فارسی به آن «موعد مشخص» می‌گویند.

وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿١٤٣﴾
و چون موسی برای موعدی که مشخص کرده بودیم آمد و خداوندگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «ای خداوندگار من، نشانم بده تا به تو بنگرم.» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید، ولی به این کوه بنگر؛ پس اگر در جای خود برقرار ماند، مرا خواهی دید.» پس همین که خداوندگارش جنبه‌هایی از خود را بر کوه آشکار ساخت، آن را متلاشی کرد و موسی بیهوش افتاد؛ پس چون به هوش آمد، گفت: «تو پاک و منزهی، به درگاهت توبه کردم و من نخستین مؤمنم.»

«تجلی» به‌معنی «آشکار کردن جنبه‌هایی مخفی از خود» است.
«دکّ» به‌معنی «از هم پاشیدن بر اثر ضربهٔ سنگین» است که به آن «متلاشی شدن» می‌گویند.
«صعق» در اصل به‌معنی «صدای تند و شدید» است و بر همین اساس برای «صاعقه» به‌کار می‌رود. این ماده برای «حالت بیهوشی ناشی از شوک صدای شدید» نیز استفاده شده است.
«افاقه» از مادهٔ «فوق» در اصل به‌معنی «بلند کردن خود یا دیگری» است که برای «بلند شدن پس از حالت بیهوشی» به‌کار رفته است.

قَالَ يَا مُوسَىٰ إِنِّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِي وَبِكَلَامِي فَخُذْ مَا ءاتَيْتُكَ وَكُن مِّنَ الشَّاكِرِينَ ﴿١٤٤﴾
گفت: «ای موسی، به‌راستی تو را با پیام‌هایم و با سخن گفتنم از میان مردم برگزیدم؛ پس آنچه را به تو دادم بر گیر و از قدرشناسان باش.»

توضیح معنای «اصطفی علی» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۴۷ سورهٔ بقره بیان شد.
«شکر» به‌معنی «قدرشناسی» است.

وَكَتَبْنَا لَهُ فِي الْأَلْوَاحِ مِن كُلِّ شَيْءٍ مَّوْعِظَةً وَتَفْصِيلًا لِّكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْهَا بِقُوَّةٍ وَأْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهَا سَأُرِيكُمْ دَارَ الْفَاسِقِينَ ﴿١٤٥﴾
و در آن لوح‌ها هر چیزی را که پندآموز بود و همه چیز را جداگانه بیان می‌کرد، برایش نوشتیم؛ پس آن را محکم بگیر و به قومت فرمان بده که نیکوترینش را بر گیرند. به‌زودی سرای نابه‌کاران را نشانتان خواهم داد.

«الواح» جمع «لوح» به‌معنی «صفحه‌های محکم برای نوشتن» است و خودش در فارسی کاربرد دارد.
«من» در این آیه بیانیه است و جنبهٔ تأکیدی دارد؛ لذا «کل شيء» معنای مفعولی پیدا می‌کند.
«موعظة وتقصیلاً» حال است و باید بر همان اساس ترجمه شود.
معنای «فسق» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۶ سورهٔ بقره بیان شد.

این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.

#ترجمه_گروهی_قرآن

@hamidhossaini
مشاهده در Telegramقرآن۷:۱۴۱–۱۴۵

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».