ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۲۸ تا ۱۳۳ سورهٔ اعراف
قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿١٢٨﴾
موسی به قومش گفت: «از خدا یاری بجویید و شکیبا باشید که بهراستی این سرزمین از آنِ خداست و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد به ارث میرساند و سرانجامِ کار، از آنِ پرواپیشگان خواهد بود.»
با توجه به آمدن الف و لام تعریف بر سر «أرض»، همانند آیات مشابه، در این آیه نیز این واژه برای اشاره به سرزمینی خاص و مقدس بهکار رفته است.
«ایراث» بهمعنای «منتقل کردن مالی از شخصی که درگذشته به فردی دیگر» است و با «بخشیدن» و «واگذار کردن» و مانند آن که برخی از مترجمان استفاده کردهاند متفاوت است.
قَالُوا أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِيَنَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ﴿١٢٩﴾
گفتند: «چه پیش از آنکه نزد ما بیایی و چه پس از آنکه آمدی آزار دیدیم.» گفت: «امید است خداوندگارتان دشمنتان را نابود کند و شما را در این سرزمین جانشین سازد، تا بنگرد چگونه عمل میکنید.»
الف و لام در «الارض» برای عهد و اشاره به سرزمینی خاص است.
وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿١٣٠﴾
و بهراستی خاندان فرعون را با خشکسالی و کمبودی از نظر محصولات فرو گرفتیم؛ باشد که توجه کنند.
«السنین» جمع «سنة» از مادهٔ «سنو» و در اصل بهمعنی «تغییر و تحول» است و بر همین اساس برای اشاره به «سال» از آن جهت که تحولی در دورهٔ زمانی است، از این واژه استفاده میشود و برای «خشکسالی» نیز که نوعی دگرگونی در شرایط زمانی است بهکار میرود.
«ثمرة» لزوماً بهمعنی «میوه» نیست، بلکه «هر نوع محصولی که از گیاهان میروید» را شامل میشود.
«من» بیانیه است و باید با تعابیری چون «از قبیل» و «از نظر» ترجمه شود.
توضیح معنای «متذکر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره بیان شد.
فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوا لَنَا هَٰذِهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُ أَلَا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِندَ اللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٣١﴾
پس هرگاه خوشی به سراغشان میآمد میگفتند: «این فقط از آنِ ماست.» و اگر بدی به آنان میرسید، موسی و کسانی را که با او بودند بدشگون میدانستند؛ آگاه باشید که شگونِ نیک و بدشان نزد خداست؛ ولی بیشترشان نمیدانند.
مقدم شدن «لنا» بر «هذه» بیانگر انحصار است.
«طائر» بهمعنی «پرنده» است و از آنجا که اعراب، بر اساس جهت حرکت پرندگان، فال نیک و بد میزدند، این واژه به اصطلاحی برای مفهوم «شگون خوب و بد» تبدیل شده است. روش اغلب مترجمان در ترجمهٔ این تعبیر به «سرنوشت» یا «اعمال نیک و بد» و ترجمهٔ متفاوت آن در آیات مختلف قرآن، درست بهنظر نمیرسد.
وَقَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِّتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿١٣٢﴾
و گفتند: «هر چقدر هم چیزی بهعنوان نشانه برایمان بیاوری که ما را با آن جادو کنی، ما به تو اعتماد نخواهیم کرد.»
«مهما» در اصل «ما ما» بوده که اولی برای شرط و دومی موصوله است.
اغلب مترجمان «فما نحن لک بمؤمنین» را «به تو ایمان نخواهیم آورد.» ترجمه کردهاند؛ در حالی که این تعبیر ترجمهٔ «فما نحن بک بمؤمنین» است و باید به تفاوت «با» با «لام» توجه داشت.
فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آيَاتٍ مُّفَصَّلَاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُّجْرِمِينَ ﴿١٣٣﴾
پس بر آنان طوفان و ملخ و شپشکها و قورباغهها و خون را بهعنوان نشانههایی جداگانه فرستادیم؛ ولی در پی بزرگی کردن بر آمدند؛ و آنها گروهی بزهکار بودند.
«قمّل» جمع «قامل» به هر «حشره یا حیوان ریزی که در محیط آلوده تکثیر میشود» اطلاق میگردد و اعم از «شپش» و «کنه» و آفات محصولات زراعی است. بر این اساس از تعبیر «شپشکها» استفاده شد که در محصولات زراعی نیز کاربرد دارد.
«استکبار» در لغت بهمعنی «در پی بزرگ بودن یا بزرگیطلبی» است.
توضیح معنای «مجرم» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ همین سوره بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini
قَالَ مُوسَىٰ لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَاصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُهَا مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿١٢٨﴾
موسی به قومش گفت: «از خدا یاری بجویید و شکیبا باشید که بهراستی این سرزمین از آنِ خداست و آن را به هر کس از بندگانش که بخواهد به ارث میرساند و سرانجامِ کار، از آنِ پرواپیشگان خواهد بود.»
با توجه به آمدن الف و لام تعریف بر سر «أرض»، همانند آیات مشابه، در این آیه نیز این واژه برای اشاره به سرزمینی خاص و مقدس بهکار رفته است.
«ایراث» بهمعنای «منتقل کردن مالی از شخصی که درگذشته به فردی دیگر» است و با «بخشیدن» و «واگذار کردن» و مانند آن که برخی از مترجمان استفاده کردهاند متفاوت است.
قَالُوا أُوذِينَا مِن قَبْلِ أَن تَأْتِيَنَا وَمِن بَعْدِ مَا جِئْتَنَا قَالَ عَسَىٰ رَبُّكُمْ أَن يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَيَسْتَخْلِفَكُمْ فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ﴿١٢٩﴾
گفتند: «چه پیش از آنکه نزد ما بیایی و چه پس از آنکه آمدی آزار دیدیم.» گفت: «امید است خداوندگارتان دشمنتان را نابود کند و شما را در این سرزمین جانشین سازد، تا بنگرد چگونه عمل میکنید.»
الف و لام در «الارض» برای عهد و اشاره به سرزمینی خاص است.
وَلَقَدْ أَخَذْنَا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِينَ وَنَقْصٍ مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿١٣٠﴾
و بهراستی خاندان فرعون را با خشکسالی و کمبودی از نظر محصولات فرو گرفتیم؛ باشد که توجه کنند.
«السنین» جمع «سنة» از مادهٔ «سنو» و در اصل بهمعنی «تغییر و تحول» است و بر همین اساس برای اشاره به «سال» از آن جهت که تحولی در دورهٔ زمانی است، از این واژه استفاده میشود و برای «خشکسالی» نیز که نوعی دگرگونی در شرایط زمانی است بهکار میرود.
«ثمرة» لزوماً بهمعنی «میوه» نیست، بلکه «هر نوع محصولی که از گیاهان میروید» را شامل میشود.
«من» بیانیه است و باید با تعابیری چون «از قبیل» و «از نظر» ترجمه شود.
توضیح معنای «متذکر شدن» در ترجمهٔ آیهٔ ۲۲۱ سورهٔ بقره بیان شد.
فَإِذَا جَاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قَالُوا لَنَا هَٰذِهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسَىٰ وَمَن مَّعَهُ أَلَا إِنَّمَا طَائِرُهُمْ عِندَ اللَّهِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿١٣١﴾
پس هرگاه خوشی به سراغشان میآمد میگفتند: «این فقط از آنِ ماست.» و اگر بدی به آنان میرسید، موسی و کسانی را که با او بودند بدشگون میدانستند؛ آگاه باشید که شگونِ نیک و بدشان نزد خداست؛ ولی بیشترشان نمیدانند.
مقدم شدن «لنا» بر «هذه» بیانگر انحصار است.
«طائر» بهمعنی «پرنده» است و از آنجا که اعراب، بر اساس جهت حرکت پرندگان، فال نیک و بد میزدند، این واژه به اصطلاحی برای مفهوم «شگون خوب و بد» تبدیل شده است. روش اغلب مترجمان در ترجمهٔ این تعبیر به «سرنوشت» یا «اعمال نیک و بد» و ترجمهٔ متفاوت آن در آیات مختلف قرآن، درست بهنظر نمیرسد.
وَقَالُوا مَهْمَا تَأْتِنَا بِهِ مِنْ آيَةٍ لِّتَسْحَرَنَا بِهَا فَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿١٣٢﴾
و گفتند: «هر چقدر هم چیزی بهعنوان نشانه برایمان بیاوری که ما را با آن جادو کنی، ما به تو اعتماد نخواهیم کرد.»
«مهما» در اصل «ما ما» بوده که اولی برای شرط و دومی موصوله است.
اغلب مترجمان «فما نحن لک بمؤمنین» را «به تو ایمان نخواهیم آورد.» ترجمه کردهاند؛ در حالی که این تعبیر ترجمهٔ «فما نحن بک بمؤمنین» است و باید به تفاوت «با» با «لام» توجه داشت.
فَأَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الطُّوفَانَ وَالْجَرَادَ وَالْقُمَّلَ وَالضَّفَادِعَ وَالدَّمَ آيَاتٍ مُّفَصَّلَاتٍ فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُّجْرِمِينَ ﴿١٣٣﴾
پس بر آنان طوفان و ملخ و شپشکها و قورباغهها و خون را بهعنوان نشانههایی جداگانه فرستادیم؛ ولی در پی بزرگی کردن بر آمدند؛ و آنها گروهی بزهکار بودند.
«قمّل» جمع «قامل» به هر «حشره یا حیوان ریزی که در محیط آلوده تکثیر میشود» اطلاق میگردد و اعم از «شپش» و «کنه» و آفات محصولات زراعی است. بر این اساس از تعبیر «شپشکها» استفاده شد که در محصولات زراعی نیز کاربرد دارد.
«استکبار» در لغت بهمعنی «در پی بزرگ بودن یا بزرگیطلبی» است.
توضیح معنای «مجرم» در ترجمهٔ آیهٔ ۵۵ همین سوره بیان شد.
این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.
#ترجمه_گروهی_قرآن
@hamidhossaini