دینی که به ضدّ خودش تبدیل میشود
اغلب موافقان و مخالفان دین، آن را همان چیزی میدانند که از مدّعیان دینداری دیده یا شنیدهاند. این رویکرد، مهمترین پیشفرض در نظریههایی چون دین و قدرت است که تلاش میکند روحیات پیامبر را از طریق بررسی عملکرد پیروانش بشناسد.
اما قرآن کریم با ردّ این دیدگاه، یکی از ویژگیهایی که برای دین حنیف و کیش پیامبران الهی برمیشمرد، تحریفپذیری است و بارها تأکید میکند که آنچه از سوی عموم متدیّنان و بلکه علمای دین ارائه میشود، چهبسا با انحراف و سوء استفاده آمیخته و گاهی به ضدّ دین واقعی تبدیل شده باشد.
گزارش قرآن دربارهٔ گوسالهپرستی پیروان در دوران حیات پیامبری که شگفتانگیزترین معجزات را ارائه کرده بود (بقره، ۹۳)، دنیاگرایی وارثان کتاب به بهانهٔ مغفرت الهی (اعراف، ۱۶۹) و تضییع نماز و پیروی از شهوات در نسل بعدی آنها (مریم، ۵۹)، حاوی هشدارهایی مهم در زمینهٔ لغزنده بودن مسیر دینداری است.
تشریح شیوهٔ وارونه شدن دین بهدست پیروان، از آموزههای کلیدی قرآن در این باره است که با اشاره به اقداماتی چون جابهجایی کلمات و بهفراموشی سپردن بخشی از آن (مائده، ۱۳)، تحریف احکام (مائده، ۴۱)، جعل متون مقدس (بقره، ۷۹)، پیچ و تاب دادن سخن (آلعمران، ۷۸) و برخورد گزینشی (بقره، ۸۵) انجام میپذیرد.
هشدار کتاب خدا دربارهٔ امکان واژگونی دینورزی، در گزارش سرنوشت دینداران گذشته خلاصه نمیشود. گوشزد کردن احتمال ارتداد مسلمانان (مائده، ۵۴) و پیشبینی عتابآمیز دربارهٔ عقبگرد آنها پس از ارتحال پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) (آلعمران، ۱۴۴) نشان میدهد قرآن، این خطر را برای پیروان خود نیز جدی میداند.
البته اکثر دینداران، برداشت و رفتار خود را مطابق اصل دین و این آسیب را مربوط به دیگران میدانند؛ زیرا گمان میکنند تکیه بر متون مقدس و راهنمایی پیشوایان معصوم، آنها را از این آفت مصون میسازد. این در حالی است که قرآن خود را عامل گمراهی بسیاری از افراد دانسته (بقره، ۲۶) و امامان هدایت از برخی مدعیان ولایت، برائت جستهاند.
راه حل این مشکل را باید در فلسفهٔ دین و معنای زندگی از نگاه قرآن جستجو کرد. اگر بدانیم هدف از زندگی چیزی جز آزموده شدن نیست (ملک، ۲) و این امتحان، هم با خیر و هم با شرّ گرفته میشود (انبیاء، ۳۵) و نیکیها و بدیها هر دو موضوع آزمایش ماست (اعراف، ۱۶۸)، از اینکه دین نیز منشأ گمراهی باشد (ابراهیم، ۴) تعجب نمیکنیم.
آنچه شرایط آزمونی پیچیده و دشوار را در زندگی انسان فراهم میآورد، وجود غرایز و خودخواهیهایی است که آدمی را به نزاع و اختلاف میکشاند. پیامبران آمدند تا اختلاف را از بین ببرند، ولی همان غرائز، دین را نیز به بنزینی بر آتش اختلافات (بقره، ۲۱۳) و جرقهای برای نزاعهایی جدید (یونس، ۹۳) تبدیل کرد.
اگر خدا میخواست میتوانست این ویژگی زشت را از دین بزداید، ولی وقتی هدف از آفرینش انسان، آزمایش اوست، چه امتحانی بهتر و دشوارتر از دین (مائده، ۴۸) که هم میتواند کارکرد جذابیتهای مادی گمراهکننده (یونس، ۸۸) را داشته باشد و هم بهانهٔ خوبی برای تجاوز (آلعمران، ۱۹) و افزایش ستم (اسراء، ۸۲) فراهم میآورد.
توصیهٔ قرآن برای در امان ماندن از این گمراهی، پیشفرض گرفتن پرواداری و اخلاق در مواجهه با ظواهر دین (بقره،۲)، شنیدن صدای منتقدان و مخالفان (زمر، ۱۸)، تسلیم بودن در برابر هدایتهای آشکار (طه، ۱۲۳)، کتمان نکردن حقیقت (بقره، ۴۲) و پرهیز از علمای دنیاطلب (توبه، ۳۴) و روحانیانی است که در برابر مفاسد سکوت میکنند. (مائده، ۶۳)
بازنشر #دین_حنیف ۱۸
@hamidhossaini
اغلب موافقان و مخالفان دین، آن را همان چیزی میدانند که از مدّعیان دینداری دیده یا شنیدهاند. این رویکرد، مهمترین پیشفرض در نظریههایی چون دین و قدرت است که تلاش میکند روحیات پیامبر را از طریق بررسی عملکرد پیروانش بشناسد.
اما قرآن کریم با ردّ این دیدگاه، یکی از ویژگیهایی که برای دین حنیف و کیش پیامبران الهی برمیشمرد، تحریفپذیری است و بارها تأکید میکند که آنچه از سوی عموم متدیّنان و بلکه علمای دین ارائه میشود، چهبسا با انحراف و سوء استفاده آمیخته و گاهی به ضدّ دین واقعی تبدیل شده باشد.
گزارش قرآن دربارهٔ گوسالهپرستی پیروان در دوران حیات پیامبری که شگفتانگیزترین معجزات را ارائه کرده بود (بقره، ۹۳)، دنیاگرایی وارثان کتاب به بهانهٔ مغفرت الهی (اعراف، ۱۶۹) و تضییع نماز و پیروی از شهوات در نسل بعدی آنها (مریم، ۵۹)، حاوی هشدارهایی مهم در زمینهٔ لغزنده بودن مسیر دینداری است.
تشریح شیوهٔ وارونه شدن دین بهدست پیروان، از آموزههای کلیدی قرآن در این باره است که با اشاره به اقداماتی چون جابهجایی کلمات و بهفراموشی سپردن بخشی از آن (مائده، ۱۳)، تحریف احکام (مائده، ۴۱)، جعل متون مقدس (بقره، ۷۹)، پیچ و تاب دادن سخن (آلعمران، ۷۸) و برخورد گزینشی (بقره، ۸۵) انجام میپذیرد.
هشدار کتاب خدا دربارهٔ امکان واژگونی دینورزی، در گزارش سرنوشت دینداران گذشته خلاصه نمیشود. گوشزد کردن احتمال ارتداد مسلمانان (مائده، ۵۴) و پیشبینی عتابآمیز دربارهٔ عقبگرد آنها پس از ارتحال پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) (آلعمران، ۱۴۴) نشان میدهد قرآن، این خطر را برای پیروان خود نیز جدی میداند.
البته اکثر دینداران، برداشت و رفتار خود را مطابق اصل دین و این آسیب را مربوط به دیگران میدانند؛ زیرا گمان میکنند تکیه بر متون مقدس و راهنمایی پیشوایان معصوم، آنها را از این آفت مصون میسازد. این در حالی است که قرآن خود را عامل گمراهی بسیاری از افراد دانسته (بقره، ۲۶) و امامان هدایت از برخی مدعیان ولایت، برائت جستهاند.
راه حل این مشکل را باید در فلسفهٔ دین و معنای زندگی از نگاه قرآن جستجو کرد. اگر بدانیم هدف از زندگی چیزی جز آزموده شدن نیست (ملک، ۲) و این امتحان، هم با خیر و هم با شرّ گرفته میشود (انبیاء، ۳۵) و نیکیها و بدیها هر دو موضوع آزمایش ماست (اعراف، ۱۶۸)، از اینکه دین نیز منشأ گمراهی باشد (ابراهیم، ۴) تعجب نمیکنیم.
آنچه شرایط آزمونی پیچیده و دشوار را در زندگی انسان فراهم میآورد، وجود غرایز و خودخواهیهایی است که آدمی را به نزاع و اختلاف میکشاند. پیامبران آمدند تا اختلاف را از بین ببرند، ولی همان غرائز، دین را نیز به بنزینی بر آتش اختلافات (بقره، ۲۱۳) و جرقهای برای نزاعهایی جدید (یونس، ۹۳) تبدیل کرد.
اگر خدا میخواست میتوانست این ویژگی زشت را از دین بزداید، ولی وقتی هدف از آفرینش انسان، آزمایش اوست، چه امتحانی بهتر و دشوارتر از دین (مائده، ۴۸) که هم میتواند کارکرد جذابیتهای مادی گمراهکننده (یونس، ۸۸) را داشته باشد و هم بهانهٔ خوبی برای تجاوز (آلعمران، ۱۹) و افزایش ستم (اسراء، ۸۲) فراهم میآورد.
توصیهٔ قرآن برای در امان ماندن از این گمراهی، پیشفرض گرفتن پرواداری و اخلاق در مواجهه با ظواهر دین (بقره،۲)، شنیدن صدای منتقدان و مخالفان (زمر، ۱۸)، تسلیم بودن در برابر هدایتهای آشکار (طه، ۱۲۳)، کتمان نکردن حقیقت (بقره، ۴۲) و پرهیز از علمای دنیاطلب (توبه، ۳۴) و روحانیانی است که در برابر مفاسد سکوت میکنند. (مائده، ۶۳)
بازنشر #دین_حنیف ۱۸
@hamidhossaini