یادداشت‌ها#۳۰۳۴

ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۴۶ تا ۵۱ سورهٔ اعراف

وَبَيْنَهُمَا حِجَابٌ وَعَلَى الْأَعْرَافِ رِجَالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيمَاهُمْ وَنَادَوْا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوهَا وَهُمْ يَطْمَعُونَ ﴿۴۶﴾
و میان آن دو حائلی است و بر بلندی‌ها اشخاصی هستند که هر کس را از نشانه‌های چهره می‌شناسند؛ و به اهل بهشت - که با آنکه طمع دارند، هنوز وارد آن نشده‌اند - ندا دهند: «درود بر شما.»

«حجاب» در اصل به‌معنی «آنچه میان دو چیز مانع شود» است.
«اعراف» جمع «عُرف» به‌معنی «بلند و شناخته‌شده» است.
«رجل» وقتی در برابر «امرأة» یا «نساء» قرار می‌گیرد به‌معنی «مرد» است، ولی وقتی به‌تنهایی و دربارهٔ همهٔ انسان‌ها به‌کار می‌رود باید «شخص» ترجمه شود تا شامل زنان نیز باشد. کاربردهای متعدد این واژه در قرآن در عباراتی چون «فیه رجال یحبون أن یتطهروا» یا «رجال لا تلهیهم تجارة» و مانند آن که تردیدی در شمولشان نسبت به زنان نیست، نشان می‌دهد استفاده از آن همچون ضمائر مذکر و مانند آن از باب تغلیب است.
تنوین در «کلاً» جایگزین مضاف‌الیه محذوفی چون «شخص» است.
«سیما» در اصل «سومة» بر وزن فعلة و بیانگر نوع از مادهٔ «سوم» به‌معنی «نشان و علامت» است. این واژه برای اشاره به «نشانه‌هایی که در چهره وجود دارد» به‌کار می‌رود.
معنای «سلام» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۶ سورهٔ مائده توضیح داده شد. از آنجا که واژهٔ «درود» نیز در اصل به‌معنی «سلامتی و دور بودن از گزند و بیماری» است، در این سیاق به‌عنوان معادل، استفاده شد.
اغلب مترجمان «طمع» را «امید» ترجمه کرده‌اند؛ ولی این دو مفهوم با هم متفاوتند.

وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاءَ أَصْحَابِ النَّارِ قَالُوا رَبَّنَا لَا تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿۴۷﴾
و چون دیدگانشان به روی اهل آتش برگردانده شود، گویند: «ای خداوندگار ما، ما را همراه گروه ستمگران قرار مده.»

«تلقاء» مصدر از «لقاء» و به‌معنی «روبه‌رو شدن» است.

وَنَادَى أَصْحَابُ الْأَعْرَافِ رِجَالًا يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُوا مَا أَغْنَى عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿۴۸﴾
و اهل بلندی‌ها به اشخاصی که آنها را با نشانه‌های چهره می‌شناسند، ندا دهند و گویند: «اندوختن و بزرگی‌‌هایی که در پی‌اش بودید، سودی به حالتان نداشت.

معنای «اغناء عن» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰ سورهٔ آل‌عمران توضیح داده شد.
«جمع» در این آیه همچون آیهٔ ۱۵۷ سورهٔ آل‌عمران به‌معنی «اندوختن» است.

أَهَؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لَا يَنَالُهُمُ اللَّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ لَا خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلَا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ ﴿۴۹﴾
آیا اینها همان کسانی‌اند که سوگند خوردید خدا هیچ رحمتی را به آنها نخواهد رساند؟» «وارد بهشت شوید در حالی که نه بیمی بر شما می‌رود و نه اندوهگین می‌شوید!»

جملهٔ ابتدایی ادامهٔ گفتاری است که در آیهٔ پیش آغاز شده بود؛ لذا علامت نقل قول در پایان آن گذاشته شد. البته ادامهٔ آیه نیز گفتار همان گروه قبلی است، ولی با توجه به اینکه مخاطب متفاوتی دارد، در میان علامت نقل قول جداگانه قرار گرفت.

وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُوا عَلَيْنَا مِنَ الْمَاءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿۵۰﴾
و اهل آتش بهشتیان را ندا دهند: «از آب یا از آنچه خدا روزی شما کرده، بر ما فرو ریزید.» گویند: «به‌راستی خدا آنها را بر حق‌پوشان حرام ساخته است.»

«فیض» به‌معنی «سرازیر شدن پس از پر شدن» است که در فارسی به آن «لبریز شدن» می‌گویند و «افاضة» به‌معنی «سرازیر کردن» یا «فرو ریختن» است.

الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنْسَاهُمْ كَمَا نَسُوا لِقَاءَ يَوْمِهِمْ هَذَا وَمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ ﴿۵۱﴾
همان کسانی که دین خود را به سرگرمی و بازی گرفتند و زندگی دنیا فریبشان داد؛ پس همان‌گونه که دیدار امروزشان را فراموش کردند و نشانه‌های ما را انکار می‌کردند، ما نیز امروز فراموششان می‌کنیم.

معنای «لهو» و «لعب» در ترجمهٔ آیهٔ ۳۲ سورهٔ انعام توضیح داده شد.

این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.

#ترجمه_گروهی_قرآن

@hamidhossaini
مشاهده در Telegramقرآن۷:۴۶–۵۰

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».