یادداشت‌ها#۲۷۱۴

ترجمهٔ پیشنهادی آیات ۱۳ تا ۱۶ سورهٔ مائده

فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۳﴾
پس به‌سبب پیمان‌شکنیشان از رحمت خود دورشان ساختیم و دل‌هایشان را سنگ کردیم؛ آنها سخنان را از جایگاه‌‌های خودش منحرف می‌ساختند و بخشی از آنچه به ایشان گوشزد شده بود را فراموش کردند. و تو همچنان بر خیانتی از جانب آنان - مگر اندکی از ایشان - آگاهی پیدا می‌کنی؛ پس از آنان در گذر و نادیده بگیر که به‌راستی خدا نیکوکاران را دوست دارد.

توضیح معنای «لعن» در ترجمهٔ آیهٔ ۸۸ سورهٔ بقره گذشت.
مادهٔ «قسو» به‌معنی «سختی و صلابت شدید» است و «قلب قاسي» دلی است که بسیار سخت شده باشد. در فارسی برای بیان این مفهوم از تعبیر «دل سنگ» استفاده می‌شود. البته در ترجمهٔ آیهٔ ۲۷ سورهٔ بقره با توجه به تصریح شباهت به سنگ، از همان تعبیر «سخت شدن» استفاده شد.
«خائنة» اسم فاعل مؤنث از «خیانت» است و می‌تواند همچون نمونه‌های مشابه، معنای مصدری داشته باشد (مثل خاطئة که گاهی به‌معنی خطیئة است) و ممکن است صفت برای موصوف مقدری چون «جماعة» باشد؛ اما از آنجا که در تقدیر گرفتن خلاف اصل است، احتمال نخست ترجیح دارد.
تفاوت «عفو» و «صفح» در ترجمهٔ آیهٔ ۱۰۹ سورهٔ بقره بیان شد.

وَمِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَسَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ ﴿۱۴﴾
و از کسانی که گفتند: «ما نصرانی هستیم» نیز تعهد گرفتیم، ولی بخشی از آنچه به ایشان گوشزد شده بود را فراموش کردند؛ پس تا روز قیامت در میان آنها دشمنی و کینه را مستولی ساختیم؛ و خدا آنها را از آنچه می‌ساختند آگاه خواهد کرد.

مادهٔ «غري» به‌معنی «چسبیدن و ملازم بودن همراه با استیلا» است. از آنجا که در فارسی واژه‌ای که هر دو مفهوم این ماده را در بر داشته باشد سراغ نداریم، ناچاریم در ترجمه از همان «استیلا» استفاده کنیم.
«صنع» به‌معنی «انجام ماهرانه و دقیق کاری که به تولید یک محصول می‌انجامد» است و با توجه به نداشتن معادل دقیق و بر اساس کاربردهای دیگر این ماده در آیات قرآن باید آن را «ساختن» ترجمه کنیم.

يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جَاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ ﴿۱۵﴾
ای اهل کتاب، فرستادهٔ ما در حالی نزد شما آمده است که بسیاری از چیزهایی را که از کتاب پنهان می‌کردید برایتان بیان می‌کند و از بسیاری در می‌گذرد؛ به‌راستی از جانب خدا نوری و کتابی آشکار نزد شما آمده است.

«یبین» حال از «رسول» است و باید این نکته در ترجمه لحاظ شود.

يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ ﴿۱۶﴾
که خدا با آن هر کس را که در پی خشنودی او باشد به راه‌های در امان ماندن از گزند راهبری می‌کند و آنان را به اذن خود از تاریکی‌ها به‌سوی نور بیرون می‌آورد و به‌ راهی راست و استوار راهبریشان می‌کند.

«سلام» در اصل به‌معنی «نداشتن مخالفت و خصومت» است و در کاربردهای قرآنی با توجه به سیاق عبارت، مفاهیمی چون «آشتی»، «درود» و «نداشتن عیب و گزند» را که همگی از لوازم همان معنای اصلی است بیان می‌کند. باید توجه داشت که ترکیب «سبل السلام» ترکیب اضافی است و نه صفت و موصوف؛ لذا باید «سلام» را به‌گونه‌ای ترجمه کرد که بیانگر مقصد «سبل» باشد نه ویژگی این راه‌ها.

این ترجمه با نقد و نظر شما اصلاح و ویرایش خواهد شد.

#ترجمه_گروهی_قرآن

@hamidhossaini
مشاهده در Telegramقرآن۵:۱۳–۱۶

امتحان کنید

راهنما

  • نوشتن اعراب لازم نیست: «الرحمن» واژهٔ «ٱلرَّحْمَٰنِ» را پیدا می‌کند.
  • ی و ک عربی و فارسی و نیم‌فاصله یکسان در نظر گرفته می‌شوند.
  • برای عبارت دقیق، آن را در گیومه بگذارید.
  • برای رفتن به یک آیه بنویسید ۲:۲۵۵ یا «بقره ۲۵۵».